اهمیت صلوات بر پیامبر و آل او
صلوات بر پیامبراکرم ص و اهلبیت او, ذکر نافعی است که قرآن کریم و احادیث و روایات بر آن تأکید فراوان دارند صلوات بر پیامبراکرم(ص) و اهلبیت او، ذکر نافعی است که قرآن کریم و احادیث و روایات بر آن تأکید فراوان دارند. در مطلب حاضر، نویسنده نگاهی اجمالی به اهمیت این ذکر مفید دارد. در آیه ۵۶ سوره احزاب آمده است که «خدا و فرشتگان بر پیامبرش درود و صلوات می فرستند». اکنون این پرسش مطرح می شود که مفهوم صلوات خدا و فرشتگان چیست و کیفیت صلوات بر پیامبر (ص) چگونه است. براساس روایاتی که شیعه و سنی به طور گسترده، به نقل آن پرداخته اند، کیفیت صلوات بر آن حضرت به دست می آید. ابوحمزه ثمالی از کعب بن عجره حدیث می کند، آنگاه که آیه صلوات بر پیامبر نازل شد، گفتیم: یا رسول ا... ما می دانیم که چگونه بر شما سلام دهیم اما کیفیت صلوات بر شما چگونه است. حضرت فرمودند که بگویید: «اللهم صلی علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی آل ابراهیم انک حمید مجید اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم انک حمید مجید.» (تفسیر منهج الصادقین، ج۷، ص ۳۳۵/ سنن ابن ماجه، ج۱، ص ۲۹۳) برجستگی «آل پیامبر» در این حدیث و حضور قطعی ایشان در کنار پیامبر( صلوات الله علیه) و به هنگام درود بر آن حضرت نشان از رفعت مقام آنان و حضور دایمی عترت درکنار سنت پیامبر (صلوات الله علیه دارد. در اهمیت این حضور باید گفت، پیامبر صلواتی را که شامل آل و خاندان آن حضرت نباشد نکوهش کرده و از آن به صلوات «ابتر و ناقص» یاد کرده است. به عنوان مثال، ابن حجر هیثمی که از بزرگان اهل سنت است، روایت کرده که پیغمبر فرمود: «برمن درود ناتمام نفرستید» گفتند: درود ناتمام چیست؟ فرمود: «اینکه بگویید اللهم صلی علی محمد ناقص است پس بگویید اللهم صلی علی محمد و آل محمد. (تفسیر، ۷ نمونه، ج۱۷، ص۳۱۹) در تفسیر «الدر المنثور، سیوطی هجده حدیث از پیامبر نقل شده که براساس آن «آل محمد» را به هنگام صلوات باید ذکر کرد. (تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۵۱۷) در روایتی دیگر، قبولی نماز مشروط به صلوات بر پیامبر و خاندان او معرفی شده و آمده است: «هرکس نماز بگذارد و در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد، نمازش قبول نیست. (الصواعق المحرقه، ص ۱۴۷-۱۴۶)
● اهمیت صلوات صلوات شعار رسمی مسلمانان است که هر صبح و شام بارها در بهترین عبادت خویش (نماز) آن را تکرار می کنند. صلوات پیوسته خداوند و فرشتگان بر پیامبر و امر تأکیدی به مؤمنان بر تداوم صلوات بر ایشان را تسلیم بودن در برابر فرمانهای پیامبر (صلوات الله علیه) جلوه دیگری از این اهمیت است. «یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که ابوبصیر سؤال کرد: منظور از صلات بر پیامبر (صلوات الله علیه) را فهمیده ایم، اما معنی تسلیم بر او چیست؟ امام فرمود: «منظور تسلیم بودن در برابر او در هر کار است.» تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ج ۷، ص ۵۷۹ از صلوات، در روایات به عنوان «برترین اعمال» یاد شده، چنانکه خوارزمی در «مناقب» خود از ابوعلقمه نقل کرده که روزی پیغمبر (صلوات الله علیه) نماز صبح را با ماگزارد و بعد از آن به ما رو کرد و فرمود: ای یاران، من دیشب عموی خود حمزه بن عبدالمطلب و برادرم جعفر بن ابیطالب را در خواب دیدم. از ایشان پرسیدم: فدایتان شوم، کدام اعمال را برتر یافتید؟ گفتند: بهترین اعمال را در سه چیز یافتیم: صلوات بر شما، آب دادن تشنگان و دوستی علی بن ابیطالب (علیه السلام) منهج الصادقین، همان، ص ۳۶۱ در روایتی دیگر که اهمیت صلوات را نشان می دهد، از امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر (صلوات الله علیه) می فرمایند: «هر که نزد او نام من آورده شود و او صلوات بر من نفرستد، حق تعالی او را از بهشت دورگرداند.» (اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۳۹۵) البته چنین عقوبت سنگینی از آن کسی است که عمداً و از روی دشمنی با آن بزرگواران از ذکر صلوات روی برتابد. وجوب صلوات در نماز و مشروط بودن قبولی آن بر درود بر پیامبر (صلوات الله علیه) و خاندان پاک وی، جلوه دیگری از اهمیت صلوات را بیانگر است. اجماع علمای شیعه به وجوب صلوات در تشهد اول و دوم نماز است. علاوه بر روایاتی که از امامان شیعه در این زمینه آمده است، در کتابهای اهل سنت نیز روایتی که بر وجوب صلوات دلالت می کند، کم نیست. در روایتی، قبولی نماز مشروط بر صلوات بر پیامبر(ص) و اهل بیت علیهم السلام (یادشده است»: من صلی صلوه و لم یصل فیها علی و علی اهل بیتی لم تقبل منه» (بررسی آیات و روایات صلوات، مرتضی محسنی کبیر ص ۳۲۱) از این رو، از فقهای اهل سنت «شافعی» آن را در تشهد دوم واجب می داند و از احمدبن حنبل و جمعی دیگر از فقها بر وجوب آن عقیده دارند؛ اگر چه «مالک» و «ابوحنیفه» و عده ای نیز آن را مستحب می دانند. (منهج الصادقین، همان، ص ۷۵۳) عده ای از مفسران براساس برخی روایات معنا و حقیقت صلوات را با پیمان روز الست (الست بربکم، قالوا بلی...) و عالم ذر مرتبط دانسته و صلوات را تجدید عهد و میثاق با عهد اولیه آدم در آغاز خلقت دانسته اند. از امام موسی بن جعفر(ع) روایت شده که: کسی که صلوات بر پیغمبر اکرم صلوات الله علیه می فرستد، معنایش آن است که وفای به عهد و میثاقی که در عالم ذر پروردگار فرمود «الست بربکم و محمد نبیکم و علی امامکم» بر زبان آورده و قبولی آن را اعلام می کند و تجدید عمل و میثاق به عمل می آورد. (تفسیر جامع، ج ۵، ص ۷۳)
● آثار و فضایل صلوات صلوات از سوی گوینده آن شعاری ظاهری و بدون پشتوانه نیست تا از فضایل بی شمار آن در روایات تعجب کنیم و انگشت حیرت بر دهان افکنیم که ذکری چنین کوتاه چگونه فضایلی چنین متبرک دارد: بر اهل ذکر و ایمان پوشیده نیست که تمامی اذکار از جمله صلوات بر پیامبر صلوات الله علیه و خاندان پاکش یک لفظ و یک معنا دارد. تکرار لفظ بدون توجه به معنا سود چندانی ندارد و عمده فضایل در حقیقت ذکر و عبادت نهفته است. چنان که خداوند می فرماید: «ای مردمان شما همگی فقیر درگاه الهی هستید) سوره مبارکه فاطر/ آیه ۵۱) فرستنده صلوات با واسطه قرار دادن پیامبر و خاندانش و با درود فرستادن بر آنان طلب رحمت و آمرزش می نماید تا با دعایی این چنین از ذات غنی بی نیازی طلب نماید. چنان که گفتیم، صلوات از جانب غیر خدا طلب رحمت است. در آیه صلوات نیز خداوند بلافاصله بعد از امر به صلوات بر پیامبر دستور اکید به تسلیم شدن در برابر فرمان ایشان که فرمان او فرمان خداست، می دهد. به نظر می رسد چنین دستوری بعد از امر به صلوات برای آن است که بفهماند حقیقت درود بر ایشان، تسلیم بودن در برابر امری نبوی است و چنین تسلیمی حیات جاودانه و حقیقی به آدمی می بخشد و او را رستگار می کند و ای اهل ایمان، آنگاه که خدا و رسول به آنچه شما را حیات می بخشد فرا می خوانند، اجابت کنید. (سوره مبارکه انفال/ آیه ۴۲) با بررسی روایات فضایل صلوات، چنین به دست می آید که بخشی از این آثار مربوط به زندگی دنیوی و بخشی به زندگانی اخروی مربوط است که به برخی از آنها اشاره می کنیم، اگرچه ممکن است برخی از این آثار مشترک بین دنیا و آخرت باشد. الف) بعضی از آثار دنیوی
● نقش صلوات در استجابت دعا در ادعیه و روایات معصومین (ع) میان صلوات و مستجاب شدن دعا ارتباط عمیقی دیده می شود. در دعاهای صحیفه سجادیه، مناجات شعبانیه، مکارم الاخلاق و... صلوات به گونه ای در ابتدا یا آخر دعا آمده است، زیرا صلوات دعای مقبوله است. در روایت دیگری نقل شده که: هر کسی حاجتی از خداوند دارد، ابتدا صلوات بر پیامبر و آل او فرستد و سپس حاجت بخواهد و سپس صلوات گوید، زیرا خداوند کریم تر از آن است که دو طرف دعا را مستجاب کند و وسط آن را مستجاب نشده رها نماید، زیرا صلوات بر پیامبر و آل او محجوب و در پرده باقی نمی ماند و حتماً مستجاب می شود. (اصول کافی، همان، ص۲۵۲) از آن جا که خداوند از مؤمنان خواسته است که به سوی او با وسیله و واسطه ای تقرب جویند (یا ایها الذین آمنوا اتقواا... و ابتغوا الیه الوسیله... سوره مبارکه مائده/ آیه۵۳) صلوات به معنای واسطه قرار دادن واسطه های فیض الهی برای تقرب به خدا و درک رحمت الهی است چنانکه در تفسیر این آیه به روایاتی برمی خوریم که معصوم(ع) می فرماید: «منظور از وسیله در این آیه، ما اهل بیت هستیم.» (تفسیرالمیزان، ج۵، ص۷۱۵) از رسول خدا نیز روایت شده که: «صلوات شما بر من باعث روا شدن حاجات شما می شود و خداوند را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاکیزه می کند.» (تفسیر المیزان، ج۵، ص۶۲۳)
● همراهی با ملائکه و برخورداری از استغفار آنان از آنجا که ملائکه پیوسته بر پیامبر(ص) صلوات می گویند، صلوات مؤمنان به معنای همراهی با فرشتگان نیز هست ملائکه نیز برای کسی که صلوات می فرستد استغفار می کند و برای او صلوات می فرستند. از رسول خدا(ص) روایت شده که حق تعالی می فرماید: «هر بنده ای که برای تو صلوات فرستد، هفتاد هزار فرشته بر او صلوات می فرستند و هر که هفتاد هزار فرشته بر او صلوات بفرستد، اهل بهشت خواهد بود.» (جامع الاخبار، فصل۸۲، ص۸۶)
● صلوات، از بین برنده نفاق و غم و بخل از پیامبر(ص) نقل شده است که «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد.» (محجه البیضاء، ج۲، ص۳۱۳) و در روایتی دیگر به امام علی علیه السلام توصیه می کند که هرگاه امری تو را اندوهگین ساخت، بر پیامبر و آل او صلوات بفرست. (کنزالعمال، ج۱، ص۱۸۱) و براساس روایتی دیگر از امام حسن مجتبی علیه السلام از پیامبر صلوات الله علیه آن حضرت فرمودند: «بخیل کسی است که چون نام من در نزد او برده شود، بر من صلوات نفرستد.» (کنزالعمال، ج۱، ص۹۸۲) حصول عافیت، توانگری و غنا، به یاد آمدن فراموش شده ها وسیله صلوات و پاکیزه و طیب شدن مجالس به ذکر صلوات، از جمله آثار دیگر صلوات است که در روایات به آنها اشاره شده است. ب) بعضی از آثار اخروی صلوات اگر چه برخی از آثار یاد شده در آخرت نیز محقق است، اما بخشی از آثار مختص زندگی اخروی است که به آنها اشاره می کنیم: قرب به رسول الله صلوات الله علیه و بهره گیری از شفاعت آن حضرت: پیامبر صلوات الله علیه فرموده اند: «هر کسی بر من صلوات بفرستد، شفاعت من به او می رسد.» (شرح و فضایل صلوات، ص۶۸) «نزدیکترین مردم در روز قیامت بر من در هر جا که باشد کسی است که بر من بیشتر در دنیا صلوات بفرستد.» (شرح و فضایل صلوات، ص۸۵)
● کفاره گناهان، خلاصی از آتش و رفع عذاب قبر امام رضا(علیه السلام) می فرماید: «کسی که نتواند با کارهای نیک گناهانش را بپوشاند، باید فراوان بر محمد و آل محمد درود فرستد که صلوات گناهان را نابود می کند.» (آثار الصادقین ج۱۱، ص۴۱۲) و نیز حضرت رسول فرمودند: «صلوات بر من نور است بر صراط و هر کس بر صراط نور باشد، از اهل نار نخواهد بود. همچنین فرمودند: بسیار بر من صلوات فرستید که صلوات بر من نور است در قبر و نور است در بهشت.
● بهره مندی از حسنات مضاعف و سنگینی بر ترازوی اعمال نیک از انس بن مالک روایت شده که گفت: بر پیامبر خدا صلوات الله علیه داخل شدم و ندیدم هیچ روزی که مسرورتر و شاداب تر از آن روز باشد. از دلیل آن پرسیدم فرمود: «چرا شاداب نباشم، حال آن که جبرئیل هم اکنون بیرون رفت از نزد من و گفت که خداوند فرمود: هر کسی یک بار بر تو صلوات فرستد، ده صلوات بر او می فرستم، ده سیئه را از او محو می کنم و ده حسنه برای او می نویسم.» همچنین از امام صادق علیه السلام «روایت شده» سنگین ترین چیزی که در روز قیامت در ترازوی اعمال می گذارند، صلوات بر حضرت رسول و اهل بیت ایشان است.» با این حال، آنچه ذکر آن رفت فقط بخشی از آثار و فضایل درود بر پیامبر و خاندان پاک ایشان است که صدالبته روایات بیش از آن است که این نوشتار گنجایش ذکر آن را داشته باشد.
کد A210222 چاپ دانلود مقاله افزودن به علاقمندیها مطالب مرتبط
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:13  توسط hasan gholami
|
خلأ بزرگ نبود تفسیر صلوات خاصه امام رضا(ع)/ رضایی که مرتضی استگروه جامعه: برای مشهورترین و متداول ترین صلوات خاصه امام رضا(ع) هیچ تفسیر و تحلیلی وجود ندارد و این خلاء باید از سوی اندیشمندان پر شود. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، صلوات خاصه امام رضا(ع) به حق یکی از معروفترین و متداولترین دعاهایی است که مردم ایران با آن آشنا بوده به آن متوسل می شوند. قرائت این صلوات محدود به زمان و مکان خاصی نیست و شیعیان حتی پس از نمازهای یومیه خود نیز با قرائت این دعای ویژه، امام رضا(ع) را یاد میکنند. دقتی کوتاه در معنی بلند این صلوات خاص، نشان دهنده این حقیقت است که قدر مسلم توجه عمیقتر به مفاهیم آن کمک قابل توجهی به امام شناسی و به ویژه تجربه یک زیارت در شأن و خور جایگاه امام رضا(ع) میکند. اما متأسفانه تفسیر و تحلیلی در خصوص این صلوات خاص و ویژه وجود ندارد. سؤالهایی در این حوزه مطرح مانند؛ جایگاه این صلوات و ریشه نقلی و حدیثی آن، دلایل مطرح شدن این صفات و نحوه کمک گرفتن از مفاهیم این دعای ویژه برای شناخت بیشتر امام رضا(ع) و علی سروری مجد، استاد پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات و معاون پژوهشی بنیاد امام رضا(ع)، تحلیل و تفسیری کوتاه از این صلوات خاص را در اختیار ایکنا قرار داد. سروری مجد معاون پژوهشی بنیاد امام رضا(ع) در گفتوگو با ایکنا در خصوص سند نقلی صلوات خاصه امام رضا(ع) گفت: این صلوات را ابن قولویه در کتاب کامل الزیارات صفحه ۳۰۹ از امام جواد(ع) نقل کرده است که ایشان توصیه فرموده اند که بر امام رضا(ع) اینگونه صلوات فرستاده شود. وی ادامه داد: علامه مجلسی در بحار الانوار جلد ۹ صفحه ۵۰ از کامل الزیارات نقل میکند، شیخ حرعاملی هم در مستدرک الوسائل جلد ۱۰ صفحه ۴۱۰ از کامل الزیارت این صلوات را از ابن قولویه نقل کرده است. سروری مجد با اشاره به اینکه ابن قولویه از محدثان بزرگ متوفی ۳۶۷ (قرن ۴) و استاد شیخ مفید است و شخصیت ممتازی در میان محدثان دارد، گفت: وی هیچ حدیث، زیارت یا صلواتی را بدون سند قطعی نقل نمیکند. قبل از اینکه این صلوات را ایشان نقل کنند، در فضائل زیات امام رضا(ع) چند حدیث نقل میکنند، در صفحه ۳۰۸ از امام کاظم(ع) نقل میکنند که هر کس که قبر فرزندم را زیارت کند، ۷۰ حج مقبول برای او نوشته می شود، فردی سؤال می کند که ۷۰ حج بسیار زیاد است، که حضرت می فرماید بلکه ۷۰ هزار حج مقبول و این حدیث شأن، عظمت و مقام امام رضا(ع) را نشان می دهد. وی با اشاره به اینکه کسانی که معتقد به امامت امام رضا(ع) هستند شیعه ۱۲ امامی هستند، لذا اهمیت زیارت امام رضا(ع) در این است که فردی که ایشان را زیارت میکند به امامت همه ائمه(ع) معتقد است، اظهار کرد: اهمیت زیارت امام رضا(ع) در روایت های دیگری هم در همین کتاب از امام باقر(ع) نقل شده است. استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه سخنان خود به تشریح مفهوم «صلوات» و اقسام آن پرداخت و اظهار کرد: صلوات سه نوع است. صلوات خداوند، فرشتگان و انسانها. صلوات خداوند به معنای رحمت و فزونی نعمت است و صلوات فرشتگان به معنای دعا و استغفار و صلوات پیامبر و سایر انسان ها هم به معنی دعا و استغفار است. یعنی اگر پیامبر یا سایر مردم بر کسی صلوات و درود بفرستند به معنای دعا، استغفار و طلب رحمت فزون تر از پروردگار است. وی ادامه داد: علامه طباطبایی در کتاب شریف المیزان در ذیل آیه ۴۲ سوره احزاب می فرمایند که صلوات به معنای انعطاف و گرایش است. یعنی رحمت از جانب پروردگار گرایش پیدا کند نسبت به آن بنده. اهل لغت نیز صلوات را به معنای دعا، تبریک، تمجید و ... گفتهاند. استاد پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات با اشاره به اینکه کلمه صلوات در سوره توبه آیه ۱۰۳ و سوره توبه آیه ۹۹ هم به معنای دعا آمده است، گفت: خداوند در آیه ۱۰۳ سوره توبه به پیامبر می فرماید که «صل علیهم» یعنی برای آنها دعا کن که دعای تو برای مومنان باعث آرامش می شود. این دعا از یک نظر ناظر بر نتیجه اخروی است. یعنی وقتی دعا میکنیم به دنبال ثواب و به دنبال دفع عقاب هستیم و از طرف دیگر وقتی دعا میکنیم بیانگر محبت ما و انس ما به کسی است که برایش دعا می کنیم. صلوات خاصه، دعا، طلب رحمت، طلب ثواب، طلب دفع عقاب و ... است وی تصریح کرد: صلوات خاصه هم دعا است، هم طلب رحمت پروردگار، هم طلب ثواب اخروی و هم طلب دفع عقاب اخروی است از سوی دیگر بیانگر انس، محبت و گرایش ما به کسی است که برای او دعا می کنیم. پس اگر ما صلوات خاصه را بیان می کنیم در واقع یک نوع دعا است همراه با محبت و انس. البته در کنار قرائت این دعا باید معرفت هم وجود داشته باشد یعنی صلواتی توام با معرفت و شناخت. سروری مجد با تأکید بر اینکه صلوات های مختلفی در کتب ادعیه برای ائمه(ع) ذکر شده است اما این صلوات فقط مختص امام رضا(ع) با همین عبارات مشهور و معروف بیان شده، گفت: ساختار این صلوات جنبه دعا دارد و دعا از یک جهت ارتباط با معبود است و از یک جهت هم گرایش به دعا شونده دارد یعنی انس و محبت و علاقه و گرایشی که ما به امام رضا (ع) داریم. رضا(ع) بالاتر از رضا و مرتضی است وی ادامه داد: در ابتدای این صلوات ما اشاره می کنیم به حسب و نصب امام رضا(ع) و می خوانیم: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا» الرضا یعنی دعایمان را اختصاص می دهیم به حضرت علی فرزند امام موسی ملقب به رضا و سپس اوصاف حضرت را بیان می کنیم: اولین صفت مرتضی است. تفاوت رضا و مرتضی در این است که مرتضی از نظر معنایی گسترده تر از رضا است به جهت اینکه خشنودی فزون تر را نسبت به خداوند، قضا و قدر الهی و نسبت به نعمت هایی که خداوند به ما داده است، ابراز می کند. معاون پژوهشی بنیاد امام رضا(ع) تصریح کرد: امام رضا (ع) علاوه بر رضا بودن، مرتضی هستند به نعمت های خداوند و صفت بعدی عنوان امام است. امام کسی است که منصوب خداوند است یعنی منصوب مردم نیست. صفت بعدی التقی است، یعنی کسی که پرهیزکار است و نه تنها در انجام گناه بلکه حتی در فکر گناه و در دایره عصمت قرار دارد. تقوای امامان مانند تقوای بشر معمولی نیست و حتی انسان های بسیار با تقوا و با درجه عرفان بالا هم به پای ائمه(ع) در تقوا نمی رسند. یعنی امام رضا(ع) تقوایی در دایره عصمت دارند. وی ادامه داد: النقی، به معنی پاکیزه و مطهر است همان صفتی که در آیه ۳۳ سوره احزاب «لیطهرکم تطهیرا» در مورد اهل بیت به کار برده شده است. سروری مجد، در ادامه تفسیر صلوات خاصه امام رضا(ع) گفت: معنی «وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى» یعنی شخصیت ممتازی که بر همه زمینیان رجحان دارد هم افرادی که زنده هستند و هم افرادی که از دنیا رفته اند. حجت یعنی اینکه به ایشان احتجاج می شود و تمام رفتارهای ایشان قابل استناد است و هرچه که ایشان می گوید، انجام می دهند یا تقریر و تأیید می کنند، (دیگران انجام می دهند و ایشان اعتراض نمی کنند» قابل استناد و ملاک عمل دیگران است. وی ادامه داد: «الصدیق» یعنی بسیار بسیار راستگو در گفتار، نیت و رفتار. «الشهید» به معنای گواه و شاهد است. استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه تفسیر کوتاه صلوات خاصه امام رضا(ع) گفت: پس از بیان اوصاف امام رضا(ع) ویژگی صلواتی که فرستاده شده مطرح و عنوان می شود که این صلوات صلوات و درودی بسیار بسیار فراوان، «زَاكِيَةً» پاک و با طهارت، «مُتَوَاصِلَةً» یعنی متصل و ادامه دار، «مُتَوَاتِرَةً» یعنی فراوان «مُتَرَادِفَةً » یعنی پشت سر هم، «كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ » این صلوات برترین درودی است که به امام رضا (ع) فرستاده می شود به جهت امتیازی که ایشان بر سایر مخلوقات(سایر انسان های غیر معصوم) دارند. سروری مجد مطالب مطرح شده را گزارش بسیار خلاصه ای دانست که از این صلوات مطرح شد و افزود: فرستادن این صلوات آثار تربیتی مختلفی دارد. حال که صلوات می فرستیم چه در زیارت حضرت و چه در هر جای دیگری، می خواهیم یک الگوی تربیتی از رفتار، منش، اخلاق و معرفت ایشان بگیریم. وی تصریح کرد: البته خود دعا آثار تربیتی دارد. اول اینکه خداوند را به عنوان قدرت مطلق جهان قبول داریم و می دانیم که دعای ما مستجاب می شود و از سوی دیگر می خواهیم حالا که دعا می کنیم رنگ و بویی هم از این دعا خودمان بگیریم. استاد پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات در پایان با اشاره به اینکه در خصوص این صلوات خاص تفسیر و تحلیل در خوری صورت نگرفته است، گفت: آشنا کردن مردم با مفهوم این صلوات به شکلی که مفهوم این صلوات از بیان زبانی به عمق وجودی مردم نفوذ و به الگوپذیری مردم از صاحب این صلوات کمک کند، صورت نگرفته است و باید در این خصوص اقداماتی از سوی اندیشمندان صورت گیرد.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:12  توسط hasan gholami
|
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:11  توسط hasan gholami
|
خبرگزاری شبستان//کرمان
صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم علیه السلام
خداوند در این آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.
«هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد.»
کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
برکات و ثواب صلوات
برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم:
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید.»
و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. 1- عالم برزخ 2- قیامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.
1- عالم برزخ
2- قیامت
3- پل صراط
4- جهنم
رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»
5- بهشت
|
![]() | ![]() |
معنا و مفهوم صلوات
واژه صلاه ، صلوه و جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیت است. صلی الله علیه یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسیط هم صلاه به معنای دعا است.
صاحب المیزان در مورد کلمه صلوه می گوید:«کلمه صلوه در اصل به معنای انعطاف بوده، و صلاه خدا بر پیغمبر به معنای انعطاف او به وی است، به وسیله رحمتش، البته، انعطافی مطلق، چون در آیه شریفه صلات را مقید به قیدی نکرده، و همچنین صلاه ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ایشان است بر وی، به اینکه او را تزکیه نموده و برایش استغفار کنند، و صلات مومنین بر او انعطاف ایشان است به وسیله درخواست رحمت برای او.»(المیزان/ 61/705)
راغب اصفهانی نیز در معنی صلوه معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز مسلمانان، تزکیه ایشان است. همچنین دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و این عبادت خاص به این کلمه نامیده شده است.» (مفردات/ 392)
در تفسیر جوان نیز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معنی طلب رحمت می باشد.»(تفسیر جوان/71/ 623)
صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم علیه السلام
در سوره احزاب آیه 56 خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود می فرستند، شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید، و آن طور که باید، تسلیم شوید.»
خداوند در این آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.
در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الی الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علی رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان یسال حاجتین فیقضی احدا هما و یمنع الاخری».
«هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد.»
تمام دعاهای صحیفه سجادیه نیز با صلوات آغاز می شود و یا پایان می یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زیرا ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوی خدا حتمی است.
ایشان در دعای 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت می کند.
در قسمتی از این دعا می فرمایند:«اللهم صل علی محمد و اله، فی کل اوان وقت و کل و علی کل حال عدد ماصلیت علیه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التی لا یحصیها غیرک، انک فعال لما ترید «بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهایی که بر هر کس نثار فرموده ای و چندین برابر آن به چندین برابر که هیچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهی کنی.»
امام صادق علیه السلام نیز در باب اهمیت صلوات می فرمایند:«کسی که شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می شود.» (ثواب الاعمال/ 32)
کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
در مورد کیفیت صلوات، روایات فراوانی است که درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همراه با آلش مقبول می دانند.
این نوع کیفیت صلوات از منابع شیعه و سنی قابل اثبات است، چنانکه در صحیح مسلم، سن ابن داود ترمذی، نسانی، موطا مالک، مسند احمد و سنن دارمی، از ابومسعود انصاری روایت کنند که گفت:
«رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و با ما در مجلس سعد بن عباده نشست «بشیربن سعده ابونعمان بن بشیر به او گفت: ای رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم خداوند ما را فرمان داده تا بر شما صلوات فرستیم، چگونه بر شما صلوات فرستیم؟ راوی گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (به گونه ای) ساکت شد که ما آرزو کردیم ای کاش او چنین سوالی نکرده بود سپس فرمود بگویید خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم صلوات فرستادی، و بر محمد آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم در جهانیان فزونی دادی.
در کنزالعمال نیز از عایشه روایتی است که همین مضامین روایت قبل را دارد.
از حضرت علی علیه السلام نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی» (کنزالعمال)
برکات و ثواب صلوات
در باب ثواب صلوات روایات فراوانی است که تاکید می کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.
صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.
در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.
برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید.»
از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».
برکات اخروی صلوات:
1- عالم برزخ
مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می کند، ظلمت گناه را از بین می برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می کند، ثواب صلوات سنگین تر از گناهان است، صلوات، فریادرس ایشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نورانی و جان کندن را راحت می کند.
ابوعلقه می گوید: پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر(طیار) را در خواب دیدم به آن دو نزدیک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابیطالب را برترین اعمال یافتیم.»
همچنین از ایشان نقل است که فرمودند: «الصلاه علی نور فی القبر» «صلوات بر من، نوری در قبر است.»
و نیز فرمود :
«هر کس بر من صلوات زیاد بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد»
2- قیامت
از ائمه علیه السلام آمده که هر کس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می شود در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیک ترین فرد به پیامبر قرار می دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می کند و او را در زیر عرش الهی قرار می دهد. همچنین این صلوات ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می شود و ذخیره ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می آید.
از پیغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخیز آن روزی که سایه ای جز سایه خداوند نخواهد بود در زیر عرش الهی خواهند بود: «عرض شد: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟»
فرمود: «آن کس که اندوه غمزده ای از امت من را برطرف سازد و کسی که سنت مرا زنده نماید و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»
3- پل صراط
صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است که راه را بر او روشن می کند، چنانکه رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «اکثروا الصلاه علی فان الصلوه علی نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنه»
«بر من بسیار درود بفرستید چرا که درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»
4- جهنم
صلوات انسان را از گرمای جهنم مصون می دارد و مانعی است در ورود به آتش جهنم.
رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»
5- بهشت
صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می شود، دوست پیامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می کنند، شراب سلسبیل می نوشند، در زمره خواص پیامبر وارد بهشت می شوند.
شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود:
«امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»
آداب صلوات:
حال که به اهمیت صلوات و آثار و برکات آن پی بردیم بهتر است بدانیم چه موقع و کجا صلوات فرستادن ثواب بیشتری دارد البته، هدف، ذکر صلوات و مداومت بر آن است اما از آنجا که مؤمن باهوش است به دنبال چیزهایی است که این حساب را چندین برابر می کند لذا به دنبال زمان مناسب و مکان مناسب برای فرستادن صلوات می گردد.
زمان صلوات:
بهترین زمان صلوات پنج شنبه شب تا غروب جمعه.
از امام جعفر صادق نقل است که: «در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه، جمعی از ملائکه، از آسمان فرود می آیند، که با ایشان، قلم ها از طلا و لوحها از نقره هست، و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب، چیزی به جز صلوات بر پیغمبر و آل آن حضرت علیهم السلام را نمی نویسند».هر وقت که انسان یاد خداست بهتر است که صلوات فرستد. روز مبعث، هنگام شنیدن صدای اذان، ماه شعبان بعد از نماز صبح و هنگام طلب حاجت، از بهترین اوقات صلوات فرستادن است. امام صادق علیه السلام فرمودند: پس از نماز صبح، پیش از آن که حرفی بزنی صدبار بگویید: «یا رب صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و اعتق رقبتی من النار»
مکان صلوات:
در هنگام عبور از مسجد، ورود به مسجد، عطسه کردن، وزش باد، ذبح گوسفند، و در مکان خوانده شدن خطبه ازدواج، فرستادن صلوات مستحب است. رسول خدا می فرمایند: هر که باشید بر من درود فرستید زیرا درود شما به من می رسد اما در روایات بر برخی مکانها تأکید شده از جمله: حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «هرگاه از مسجدی عبور کردید، بر پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم صلوات بفرستید»
آنچه که از بررسی آیات و روایات می توان استنباط نمود این است که فرستادن صلوات اولاً باید به شکل درود و سلام بر پیامبر و آلش باشد تا قبول شود، از طرفی فرستادن صلوات در همه زمان ها و همه مکان ها ضروری است و ذکر برآورده شدن حاجت به حساب می آید و دارای ثواب و برکات فراوانی است که در دنیا و آخرت برفرستنده صلوات سرازیر می شود.
نویسنده:آیت الله محمدتقی مصباح یزدی
مضمون صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت گرامی علیهم السلام در دعاها، به ویژه دعاهای صحیفه ی سجادیه فراوان است.
«صلوات»، نوعی دعا و رحمت الهی است که از خداوند برای وجود نازنین نبی مکرم اسلام و اهل بیت علیهم السلام درخواست می کنیم. گفته می شود که صلوات از طرف خدای متعال، «رحمت» و از طرف ملائکه، «تزکیه» و از طرف مؤمنین، «دعا» است. برای ما روشن نیست که حقیقت این رحمت چیست و از چه سنخی است. با این حال، روشن است که ما هنگام ختم صلوات، از خدا درخواست می کنیم تا رحمت خاصی را که اسمش «صلوات» است، بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام نازل کند.
رحمت الهی دارای انواع گوناگون و وسیع و گسترده است که منحصر در انسان نیست و شامل موجودات غیر انسانی نیز می شود. البته هیچ کدام از اینها «صلاة» نیست. «صلاة» و «درود» نوعی تحیت، همراه با احترام و تکریم خاصی است. به تعبیری دیگر، یک سلام ویژه و مرتبه ای بالاتراز انواع دیگر تحیات است.
به راستی، «سلام و تحیت» به چه معناست؟ درخواست ما از خداوند، هنگام ختم صلوات، به چه معناست و در حقیقت، چه چیزی را از خداوند برای پیامبر و اهل بیت علیهم السلام تقاضا می کنیم؟
سلام کردن امری قراردادی و اعتباری است که در عرف برای ادای احترام به همدیگر انجام می شود. البته اقوام و ملیت های مختلف در نوع و شیوه های ادای احترام به همدیگر یکسان عمل نمی کنند. مثلاً برخی ملل برای این کار کلاهشان را برمی دارند. بعضی دیگر، دست به سینه می گذارند و تعظیم می کنند. برخی مردم با الفاظ خاصی به همدیگر ادای احترام می کنند. ما مسلمانان نیز بنا به دستورهای اخلاقی در قرآن و روایات و سیره ی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، به همدیگر سلام می گوییم.
واژه ی «سلام» به معنای سلامتی و امنیت است. بنابراین، شاید یکی از معانی سلام کردن این باشد که سلام کننده خواهان سلامتی و امنیت برای طرف مقابل است و با سلام دادن به او اطمینان می دهد که امنیتش از طرف او تهدید نمی شود. این وجه، به خصوص برای غیر مؤمنانی که به همدیگر سلام می کنند، صادق است.
سلام مؤمن نوعی دعا برای سلامتی اوست. مؤمن با سلام کردن، از خداوند برای طرف مقابل تقاضای سلامتی و امنیت و طلب رحمت می کند. تفاوت این دعا با دیگر دعاها این است که چون سلام کردن، دعایی همراه با ادای احترام است، نوعی «تحیت» محسوب می شود. تحیت از ریشه ی «حی» و به معنای زندگی و بقای حیات است. وقتی مؤمنی به مؤمن دیگر سلام می دهد، در حقیقت، برای او آرزوی طول عمر کرده و بقای حیات را از خداوند برای وی خواسته است. هرچه این سلام و تحیت، عمیق و پربارتر باشد، «صلاة» نامیده می شود. در زبان فارسی، هم «سلام» و هم «تحیت» و «صلاة» را به یک معنا، یعنی «درود» ترجمه می کنیم، اما «صلاة» معنایی به مراتب بالاتر و والاتر از آن دو دارد.
خدا در جای دیگر هم فرموده است که بر مؤمنین هم صلوات می فرستیم؛ یعنی مؤمنینی هستند که لایق احترام خدا هستند و خدا رحمتی همراه با احترام را بر آنها نازل می کند.
خداوند در قرآن می فرماید:إِنَّ اللَّهَ وَ مَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ.(1) یعنی هم خدا و هم فرشتگان بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستند. سپس فرمود: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً؛ ای مؤمنان، بر پیامبر هم صلوات بفرستید و هم سلام. معنای ابتدایی این آیه ی شریفه، لزوم ادای احترام به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای همیشه است و اینکه مؤمنان باید همیشه به ساحت مقدس ایشان ادای احترام کنند. البته چون ادای احترام مؤمنین همیشه با درخواست رحمت از خداوند همراه است، خداوند از مؤمنان می خواهد تا باز هم رحمت بیشتری برای پیامبر درخواست کنند.
در سؤال در این مورد مطرح است: سؤال اول اینکه درخواست رحمت برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به چه معناست و دارای چه جایگاهی است؟ سؤال دیگر اینکه درخواست رحمت برای ایشان، چه سودی برای ما خواهد داشت؟
توضیح سؤال اول این است که لازمه ی دعا و درخواست رحمت برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نزول رحمت الهی به ایشان است. این بدان معناست که ایشان فاقد رحمت است و با دعای ما واجد آن خواهد شد. آیا حقیقتاً چنین چیزی ممکن است؟ ما که هستیم که برای وجود با عظمتی همچون پیامبر بزرگ خداوند طلب رحمت کنیم؟ آیا چنین درخواستی نوعی خلاف ادب نیست؟ البته پاسخ ساده ی این شبهه آن است که چنین درخواستی اشکال عقلی ندارد؛ چرا که خزانه ی رحمت الهی بی انتهاست. وقتی مؤمنین برای ایشان دعا می کنند، خداوند نیز اجابت می کند و بر الطاف خود نسبت به ایشان می افزاید.
سوال مهم تر و دقیق تر این است که ما مسلمانان، به ویژه شیعیان، با توجه به مضامین برخی روایات، زیارت نامه ها و ادعیه، معتقدیم که وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه ی اطهار علیهم السلام و فاطمه ی زهرا علیها السلام، واسطه ی فیوضات الهی برای همه ی مخلوقات هستند. این مضامین به خصوص در زیارت جامعه ی کبیره و زیارت آل یاسین، بیش از دیگر ادعیه و زیارات نمود دارد. مثلاً در برخی منابع روایی و ادعیه آمده است که ما خدمت اهل بیت علیهم السلام عرضه می داریم: فَمَا شَیءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل؛ (2) «هر آنچه از خیر و خوبی از ما صادر می شود، راه رسیدن به آن و سبب و علت آن شما هستید».
در زیارت بلندمرتبه ی جامعه ی کبیره از این مضامین بسیار است نظیر:
وَ بِکُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللهُ وَ بِکُمْ یَنزِّلُ الغَیثَ وَ بِکُمْ یمْسِکُ السَّماءَ أنْ تَقَعَ عَلَی الأرضِ إِلا بِإذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکشِفُ الضُّر؛ خداوند به واسطه ی شما، تدبیر همه ی امور را آغاز و تمام می کند. به برکت وجود شماست که خدای متعال، باران رحمت را بر بندگانش نازل می کند. خداوند به یمن وجود شما، آسمان را بر فراز زمین نگاه داشته است و مانع سقوط آن بر روی زمین می شود و به برکت وجود شما، غم و غصه ها را برطرف می کند و دعاها را به اجابت می رساند.
در این فرازها، در حقیقت، وجود نازنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلم و اهل بیت علیهم السلام، گوشه ای ناچیز از مقام و موقعیت خود را به دیگران نشان داده اند تا آنها با توسل به ایشان، راه را از چاه تشخیص دهند و برای نجات به ایشان متوسل شوند. (3)
شئون وجودی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام
حاصل توجه به این بیانات، درک این حقیقت است که آن بزرگواران، واسطه ی فیوضات ربانی برای غیرخودشان اند. اگر چنین است، که هست و اساساً آفرینش دیگران و رزق و روزی دیگران، طفیل وجود نازنین آنهاست، آیا دعای ما برای آنها بی معنا نخواهد بود؟ اگر دعا و تقاضای ما سبب توجه خداوند به آنها شود و رحمت الهی را شامل حال آنها کند، پس آیا ما واسطه ی فیض آنها نخواهیم بود؟ (4)
انسان با قطع نظر از تعالیم انبیا علیهم السلام، خود را پدیده ای مادی می داند که با انعقاد نطفه، به صورت جنین در رحم مادر رشد می کند و سپس متولد می شود. چند صباحی در فضای عالم دنیا رشد و زندگی می کند و سپس متولد می شود. چند صباحی در فضای عالم دنیا رشد و زندگی می کند و پس از طی سال ها و پشت سر گذاردن دوران ضعف و پیری، می میرد و نابود می شود. انسان این دیدگاه خود درباره ی آدمی، یعنی شروع از نطفه و ختم به مرگ را شامل تمام همنوعانش، حتی انبیا و اولیا، می دانست و معتقد بود پس از مرگ، دیگر از انسان خبری نیست. بعدها، و شاید اولین بار، به وسیله ی انبیا علیهم السلام به انسان فهمانده شد، یا خود بر اثر تجربه یا فراست دریافتند که غیر از بدن مادی و فانی، حقیقت دیگری به نام «روح» نیز در آنان وجود دارد. بعد از هزاران سال بحث های دقیق علمی و تحقیقات عمیق، هنوز حقیقت روح برای کسی مکشوف نشده است، ولی به هر حال، اصل وجود روح به عنوان موجودی غیر از بدن مادی که ویژگی های غیر مادی دارد، اثبات شده است. (5) وجود این حقیقت زمانی مسلم تر و پذیرفتنی تر می شود که بدانیم حضرات انبیای الهی علیهم السلام بر این مسئله بسیار تکیه کرده اند و اساساً طرح مسئله ی «معاد» که در کنار مسئله ی «توحید»، سرلوحه ی دعوت ایشان بوده، متفرّع بر وجود روح است.
دو نشئه ای بودن انسان، یعنی دارای جسم و روح بودن، منحصر در عده ی خاصی از آنها نیست و تمام بنی آدم، حتی انبیا و اولیای الهی نیز مشمول این حقیقت اند؛ یعنی آن بزرگواران نیز همچون ما تولد و مرگی دارند. با این حال، درباره ی این گروه ویژه و برگزیده، به ویژه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام، مطالب دیگری نیز در روایات معصومین علیهم السلام بیان شده است. در این روایات، افزون بر بدن و روحی که متعلق به دیگر انسان ها نیز هست و برخی ویژگی ها نیز دارد، امور دیگری به آنها نسبت داده شده است. بدن ایشان نیز مانند دیگر ابنای بشر دارای رشد و تحول، از طفولیت تا بزرگ سالی و کهن سالی است و به تبع تحولات بدن، روحی که متعلق به بدن بود، اجمالاً همین تحولات را داشته است. روح به جهت تعلق به بدن، در سایه ی همین تعلق، تحول و تکامل پیدا می کند. مثلاً روح مقدس و مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، از هنگام تولد تا زمانی که به مقام پرافتخار نبوت مبعوث شدند و زمانی که به جوار رحمت حق بار یافتند، مرتبه ی واحد و یک سان نداشته است. در عین حال، برخی روایات، علاوه بر آنچه گفته شد، امور دیگری را نیز به این بزرگواران نسبت داده اند. مثلاً می فرمایند: خَلَقَکُمُ اللهُ أنوَاراً، یا در تعبیر دیگری فرمودند: أَوَّلُ شَیءٍ خَلَق اللهُ ... نُورُ نَبِیک.(6) همچنین وقتی حضرت آدم علیه السلام خلق شد، در کنگره ی عرش، یا در قوائم عرش، انوار و اسمای اهل بیت علیهم السلام را مشاهده کرد. این وجودهای مقدس و نورانی هنوز در عالم خاکی و دنیا قرار نگرفته بودند و بدنی نداشتند تا روحی به آنها تعلق بگیرد. البته برخی معتقدند که آن انوار همان ارواح مقدسشان بوده است. خصوصیات و مقاماتی که برای بُعد «نورانی» ایشان بیان شده است، با خصوصیات روح متعلق به بدن متفاوت است. مثلاً روایاتی که بیان کننده ی آفرینش انوار مقدس پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و سلم و ائمه ی معصوم علیهم السلام است، بیان می کند که خدای متعال، نور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام را از نور عظمت خودش آفرید. این دو نور مقدس در ابتدای آفرینش با هم اتحاد داشته اند. بعدها انشقاق پیدا کرده اند و تا زمان پیدایش بدن و روح متعلق به بدن، این انشعابات و انشقاقات ادامه داشته است. (7) بنابراین، یکی بودن انوار و ارواح آن بزرگواران با ظواهر روایات و بیانات معصومین عیهم السلام نیز منطبق نیست و با همه ی ویژگی ها و امتیازهایی که برای روح نسبت به بدن می تواند برشمرد، روح، حقیقتی غیر از نورانیت آنهاست.
با توجه به شواهد و قراین موجود، اجمالاً در وجود بُعد ویژه و انحصاری این بزرگواران جای شک و تردید نیست. اگر چنین باشد، که هست، یقیناً عوارض گفته شده برای بدن و روح انسانی، مانند تولد، رشد و تحول، خواب و بیداری، مرگ و حیات شامل این بُعدشان نخواهد شد. باز هم حقیقت این نورانیت برای ما روشن نیست. فهم این حقایق حتی از فهم روح نیز سنگین تر و ثقیل تر و از سطح درک ما بسیار دور است و فهم این مرتبه از نشئه ی وجود، مخصوص کمّلین و اولیای خداست. هنیئاً لهم!
بنابراین، واسطه ی فیض بودن انبیا و معصومین علیهم السلام، به بدن مبارکشان مربوط نمی شود. برای اینکه بدن مبارکشان موقتی است و در برهه ای کوتاه از زمان موجودیت دارد. همچنین اگر روح را موجودی بدانیم که با پیدایش بدن پیدا شده و به بدن تعلق دارد و کارش تدبیر امور بدن است و قبل از خلقت بدن موجود نبوده است، واسطه ی فیض بودن را به روح نمی توان نسبت داد؛ چرا که آن انوار مقدس علیهم السلام، واسطه ی فیض و وجود موجوداتی همچون ملائکه، بهشت و جهنم، لوح و قلم بوده، (8) یا ملائکه ی مقرب الهی در مقاماتی، به نوعی، شاگرد ایشان بوده اند. (9) موجودیت این موجودات شریف بسیار قبل از موجودیت انسان بوده است. پس مقام وساطت فیض الهی باید موجودیتی سابق بر این موجودات داشته باشد.
بنابراین، مقام وساطت در فیوضات ربانی، یا مربوطی به مقام روحانی این بزرگواران است- البته بنابر قولی که روح را دارای موجودیتی غیر از بدن می داند که آفرینش آن نیز قبل از بدن بوده و همچنین با مقام نورانیت ایشان دارای وحدت یا اتحادی است-و یا مقام وساطت در فیض مربوط به مقام نورانیت ایشان است.
در هر صورت، چه روح را به این معنای اتحادی یا وحدتی بگیریم، چه نگیریم، آنچه مسلم است، مربوط بودن مقام وساطت تکوینی اهل بیت علیهم السلام، به مقام نورانیت ایشان است؛ چرا که آن مقام و جایگاه، در مرتبه ای است که خود، منشأ وجود و نزول بسیاری از موجودات عوالم دیگر است و همه چیز تنها شعاعی از آن نور است. پس از این عالم پست و دون مادی دنیا چیزی به آن عالم بالا باز نمی گردد.
اگر چنین است، که هست، ما که خود تنها پرتوی کم فروغ از آن انوار مقدسیم، چطور می توانیم با دعا و صلوات به وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر آن نور بیفزاییم؟ این یعنی اینکه ما واسطه ی اضافه شدن نور برای حضرت باشیم. نتیجه ی این مسئله، «دور باطل» خواهد بود؛ چرا که هم آن انوار مقدس، واسطه ی فیوضات ربانی برای ما هستند و هم ما با درود و صلوات بر نورانیت آنها می افزاییم. پس برای رفع این مشکل علمی می باید راهی پیدا کرد.
آنچه درباره ی «واسطه ی فیض» بودن گفته شد، به معنای تکوینی آن مربوط است. بر این اساس، خداوند تعالی انوار مقدس معصومین علیهم السلام را تکویناً منشأ فیوضات الهی به دیگر موجودات قرار داده است؛ یعنی به اصطلاح فلسفی، ایشان «فاعل مابه الوجود» هستند؛ به گونه ای که اگر آن بزرگواران نبودند، اساساً دیگر موجودات از رحمت بی انتهای الهی محروم می ماندند.
برای «واسطه ی فیض» بودن ایشان معنای دیگری نیز متصور است. در این معنا، خبری از آن تأثیر و دخالت تکوینی نیست. این تأثیرات و دخالت ها تنها به اندازه ی یک علت ناقصه و معدّ، و به نوعی اعتباری است. مثلاً تأثیر دعای یک انسان مؤمن در برطرف شدن عذاب و بلا، تأثیر حضور بنده ای خداترس و دارای حزن ِلله در رسیدن به رحمت الهی به دیگر بندگان، تأثیر دعای یک گنهکار تائب برای نزول باران، و موارد نظیر آن، که بسیار است و کم و بیش در زندگی ما نیز مشاهده شده است، نوعی واسطگی در جریان رحمت الهی یا فروکش کردن غضب الهی است. اما نه به معنای واسطه ی حقیقیِ «مابه الوجود» و تکوینی، بلکه صرفاً به منزله ی عامل تأثیرگذاری چون علت اِعدادی و علت ناقصه است.
اگر برای «واسطه در فیض» بودن چنین معنا و مرتبه ای تصور شود، می توان گفت روح انسانی نیز می تواند با کسب برخی آمادگی ها و عنایت الهی، در برخی امور واسطه شود و خداوند به برکت او، به دیگران عنایاتی داشته باشد. مثلاً خداوند متعال، به طفیل رحمتی که بر اهل بیت علیهم السلام نازل می کند، دیگران را هم به خاطر ارتباط و اتصالی که با آنها دارند و به خاطر وجود شعاعی از محبت و نور آنها در دلشان، مشمول رحمت قرار می دهد؛ چرا که بر اساس مضامین روایی، پرتو و انعکاسی از نوری که خداوند متعال بر قلب مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می تاباند، به قلب مؤمنین خالص نیز می تابد. (10) البته آن نور اصالتاً تنها به قلب مقدس ایشان می تابد، ولی چونان انعکاسی نور از آیینه، انعکاسی از همان نور بر قلب کسانی می تابد که با ایشان ارتباط و سنخیتی دارند. به همین جهت، سید بن طاووس رحمه الله می گوید: «من شب قدر را درک کردم و از آن عنایاتی که در این شب به ولی الله الاعظم عج الله تعالی فرجه الشریف نایل می شد، بهره ای نصیب من شد». هر شخص دیگری نیز که بتواند خود را به این مقام این سید جلیل القدر برساند، چنین موهبتی را دریافت خواهد کرد.
بنابراین، وساطت فیض الهی، منحصر در اهل بیت علیهم السلام نیست. هر بنده ای که بتواند این ظرفیت و آمادگی را در خویش ایجاد نماید، خداوند چنین مقام بلندی را به او نیز عنایت خواهد کرد. کم نبودند اولیای بزرگواری که خداوند به واسطه ی وجود عزیزشان بسیاری از بلاها را از مردم دفع کرده و رحمت هایی نیز نازل فرموده است. مثلاً وجود مضجع شریف حضرت معصومه علیها السلام، مانع بسیاری از بلایا، از جمله زلزله در شهر مقدس قم بوده است. این امر مهم و فوق العاده هیچ تعجبی ندارد؛ چرا که مقام رفیع و باعظمت ایشان نزد خدای تعالی چندان ارزشمند است که به یمن وجود این بانوی با کرامت و جلیل القدر، باران عنایات و برکات الهی، بیش از این، بر این شهر و این مردم باریده است و خواهد بارید.
بنابراین، وساطت فیض به این معنای اعتباری درباره ی ارواح نیز صادق است. در مقابل، وساطت فیضی که به معنای علت ایجادی بوده، بنا بر آن موجودیت همه چیز از شعاع آنها آفریده شده باشد، مخصوص مقام نورانیت اهل بیت علیهم السلام است. ما از درک این مقام قاصریم. تنها می دانیم که مقام و مرتبه، مقام نورانیت است. همچنان که خداوند هم خودش را به «نور» معرفی کرده است: اللهُ نُورُ السَّمَاواتِ والأرْضِ... . (11) خود خداوند متعال، نور عالَم هستی است، اما وقتی می فرماید: مَثَلُ نُورِهِ...، مقصود از مثال نور الهی، قرآن کریم و وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم و ائمه ی معصوم علیهم السلام است. به همین جهت، فرمودند: خَلَقَکُمُ اللهُ أنوَاراً. اجمالاً می دانیم که نور مقدس الهی با این انوار مقدس دارای تفاوت های نظیر نور خالق و نور مخلوق است. بیش از این نمی توانیم بفهمیم که هر کدام چه وجودی دارند و تفاوت هایشان در چیست؟ البته خداوند را شاکریم که آن بزرگواران همین مقدار را به ما آموختند، و شاید توان ما بیش از این نبوده است تا معارف بلندی را که ورای این ظواهر عالم وجود دارد، به ما عنایت فرمایند.
پینوشتها:
1. احزاب(33)، 56.
2. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج99، ص 92.
3. روایات بسیاری از وجود نازنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم در این زمینه آمده و مضامین بسیار دقیق تری نیز در برخی زیارت نامه ها و دعاها از ایشان نقل شده است. مثلاً از وجود نازنین امام جعفر صادق علیه السلام و ایشان از پدر بزرگوارشان، امام باقر و ایشان از پدر بزرگوارشان، امام علی بن الحسین علیه السلام این روایت نقل شده است: عَنِ الأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بن الحُسَینِ علیه السلام قالَ: نَحْنُ أئِمَّةُ المُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللهِ عَلَی العالَمِینَ وَ سادَةُ المُؤمِنینَ وَ قادَةُ الغُرِّ المُحَجِّلِینَ وَ مَوَالِی المُؤمِنِینَ وَ نَحنُ أَمانُ أَهْلِ الأَرضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لِأَهْلِ السَّماءِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ بِنا یُمْسِکُ اللهُ السَّماءَ أنْ تَقَعَ عَلَی الأرضِ اِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا یُمْسِکُ الأرضُ أنْ تَمِیدَ بِأَهْلِها وَ بِنَا یُنَزِّلُ الغَیْثَ وَ بِنَا یَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ یَخْرِجُ بَرَکاتِ الأرضِ وَ لَوْ لَا مَا فِی الأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأهْلِهَا ثُمَّ قالَ علیه السلام: وَ لَمْ تَخْلُ الأَرضُ مُنْذُ خَلَقَ اللهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةِ اللهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ اَوْ غَائِبٍ مَستُورٍ وَ لَا تَخْلُو اِلَی أنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةِ اللهِ فِیهاَ وَ لَوْ لَا ذلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللهُ. قَالَ سُلَیمانُ: فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ علیه السلام: فَکیْفَ یَنْتَفِعُ النَّاسُ بالحُجَّةِ الغَائِبِ المَسْتُورِ؟ قالَ علیه السلام: کَما یَنتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابَ (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی الصدوق، امالی، ص 168؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج33، ص 5). همچنین در زیارت جامعه ی کبیره، امام علی بن محمد الهادی علیه السلام درباره ی واسطه ی فیض بودنشان حتی قبل از خلقت چنین فرمودند: خَلَقَکُمُ اللهُ أنوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّی مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ فَجَعَلَکُمْ فِی بُیوتٍ أذِنَ اللهُ أنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسمُهُ وَ جَعَلَ صَلَوَاتَنَا عَلَیکمْ وَ ما خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلایَتِکُمْ طِیباً لَخَلْقِنَا وَ طَهارَةً لِأَنْفُسِنا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنا (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بابویه القمی الصدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 609؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج99، ص 122).
4. بر اساس تعریفی که اهل بیت علیهم السلام از شیعیان خود دارند، آنها را افرادی اهل تسلیم در برابر خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام معرفی کرده اند. بر همین اساس، ما نیز در برابر فرموده ی قرآن که به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داده است، تسلیم هستیم و باز به فرموده ی قرآن، هر آنچه را نمی فهمیم و تشخیص نمی دهیم، به اهل آن، که در علوم الهی راسخ اند، وا می گذاریم: وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا (آل عمران، 7). خداوند متعال، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام را هم واسطه در فیض خودش معرفی کرده است و هم به ما دستور صلوات بر ایشان را داده است. آنان که تسلیم امر الهی اند، تسلیم این دستور نیز هستند. روشن است که همه ی شیعیان یا کسانی که اسم شیعه بر خود نهاده اند، چنین نیستند و در برابر همه چیز تسلیم نمی شوند. ای بسا علما و دانشمندان و روشن فکران یا جوانان کم اطلاعی که به دنبال یافتن پاسخی قانع کننده برای چنین سوالهایی هستند که توان درک آن پاسخ ها را ندارند.
5. درباره ی وجود یا عدم وجود «روح» هنوز یک علامت سؤال بزرگ و پرسش هایی عمیق و جدی، اذهان بسیاری از اندیشمندان عالم را به خود معطوف داشته است. آنها از خود می پرسند: آیا واقعاً چیزی غیر از بدن مادی ما، به نام «روح» وجود خارجی دارد؟ شاید منکران وجود روح، کمتر از مثبِتین آن نباشند. از طرفی ما، یعنی کسانی که به هر حال، قایل به وجود روح هستیم، هنوز سؤالات بسیاری درباره ی آن داریم. درباره ی زمان و چگونگی پیدایش روح، کیفیت ارتباط روح با بدن، هنوز مجهولات، بسیار است. هنوز به طور قطع روشن نشده است که آیا روح قبل از بدن خلق شده است یا نه؟ اگر آری، چه زمانی بوده است؟ یا آفرینش روح به همراه بدن است یا چهار ماه بعد از تکوّن نطفه، خداوند روح را در او خلق می کند؟ اگر چنین است، این خلقت به چه کیفیتی است؟ همه ی حکمای الهی متفق اند که روح با مرگ بدن نابود نمی شود، اما سؤال این است که بعد از مرگ بدن، روح در کجا مأوا دارد؟ اگر روح در قیامت به بدن ما ملحق می شود، این الحاق به چه کیفیتی است؟ این بدن قیامتی یا برزخی چگونه بدنی است؟ در هر صورت، ما به کمک وحی و معارف انبیای الهی علیهم السلام و براهین عقلی، دو مرحله ای بودن وجود انسان را می پذیریم. همچنین برای انسان به دو عالَم قایل هستیم، ولی دقیقاً روشن نیست که عالَم یعنی چه و حقیقت آن چیست؟ گفته می شود که یکی از آن عوالم، برزخ است. باز هم حقیقت برزخ برای ما روشن نیست. ارتباط روح با بدن در عالم برزخ چگونه است؟ می دانیم که انسان در عالم برزخ زنده است و حیات دارد، اما کیفیت حیات برزخی، وجود یا عدم غم و شادی، لذت و الم، پاداش و عذاب در برزخ برای ما روشن نیست. البته اصول اعتقادات ما درباره ی این امور روشن است، اما فرعیات آن هنوز مبهم است. با اینکه در آیات قرآن و روایات به بسیاری از حقایق عوالم دیگر، اشاره شده است، ولی به جهت انس ما با دنیا و زندگی طبیعی، درک آن برای ما ثقیل است. مثلاً وجود مسائل مربوط به قبر، به خصوص مسائل مربوط به شب اول قبر، عذاب شب اول قبر، سؤال فرشتگان از انسان، عذاب برزخ و ... یا در مقابلش، رَوح و ریحان، نعمت های الهی در عالم برزخ برای اولیای الهی و ...، برای ما روشن است، اما چند و چون آن از مجهولات ماست. به این حرف ها معتقدیم یا بر اساس آموزه های قرآنی، معتقدیم خداوند روح مدبّر بدن را، در موعد مقرر، از بدن جدا می کند و می گیرد: اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا(زمر، 42). اما این گرفتن به چه معناست؟ چگونه است؟ پس از آن روح به کجا می رود؟ حیاتش چگونه است؟ اینها همه معارفی فراتر از عقل معمول بشر است.
6. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج15، ص 24.
7. عَنِ الحَسَنِ بنِ حمَّادٍ البَصْریِّ عَنْ أَبیهِ عَنْ آبائِهِ قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم: کُنْتُ أَنَا وَ عَلِیٌّ نوراً بَینَ یَدَیِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَبْلَ أَن یَخْلُقَ آدَمَ بِأَربَعَةِ آلافِ عامٍ فَلَمَّا خَلَقَ اللهُ آدَمَ سَلَکَ ذلِکَ النُّورَ فِی صُلبِهِ فَلَمْ یَزَلِ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْقُلُهُ مِنْ صُلْبٍ حَتَّی أقرَّهُ فِی صُلبِ عَبدِ المُطَّلبِ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِن صُلْبِ عَبْدِ المُطَّلِبِ فَقَسَمَهُ قِسْمَینِ فَصَیَّرَ قِسْمِی فِی صُلبِ عَبْدِ اللهِ وَ قِسْمَ عَلیٍّ فِی صُلْبِ أَبِی طَالِبٍ فَعَلِیٌّ مِنِّی وَ أنَا مِنْ عَلِیٍّ لَحْمُهُ مِنْ لَحْمِی و دَمُهُ مِن دَمی فَمَنْ أَحَبَّنِی فَبِحُبِّی أحَبَّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَهُ فَبِبُغْضِی أَبغَضَه (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی الصدوق الخصال، ج2؛ ص 602؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج35، ص 33).
8. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج36، ص 73.
9. رُوحُ القُدُسِ فِی جِنَانِ الصَّاقُورَةِ ذَاقَ مِنْ حَدائِقِنَا البَاکُورَة ... (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج26، ص 264).
10. ر.ک: ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، اصول کافی، ج1، ص 194، باب «أن الأئمة علیهم السلام نور الله عَزّ و جَل »: لَنُورُ الإِمَامِ فِی قُلُوبِ المُؤمِنِینَ أَنوَرُ مِنَ الشَّمْسِ المُضِیئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَاللهِ یُنَوِّرُونَ قُلُوبَ المُؤمِنِینَ.
11. نور(24)، 35.
منبع مقاله: مصباح یزدی، محمدتقی، (1391)، صهبای حضور(شرح دعای چهل و چهارم صحیفه ی سجادیه)، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله علیه، چاپ اول.
واژه صلاۀ، جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیّت است. صلّی الله علیه، یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در «معجم الوسیط» هم صلا به معنای دعا است.
در «تفسیر جوان» آمده است كه: چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود، به معنی فرستادن رحمت است و هر گاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد؛ به معنی طلب رحمت است.۱
معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما میگوییم: «الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»، از خداوند خواستهایم كه چه كاری بكند؟ مگر آنها در كمال مطلق نیستند؟
در قرآن كریم به مؤمنان دستور میدهد كه به پیامبر(ص) درود و سلام بفرستند: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین امنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص) درود میفرستند؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید».۲
مقام پیامبر(ص) آنقدر والا است كه خدای سبحان و تمام فرشتگان بر او درود و سلام میفرستند و بهتر است مؤمنان هم در این آهنگ كلّی همنوا و هماهنگ شوند.
علاوه بر آن، صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم خواستاری مقام و عظمت معنوی آنها است.
طلب كردن رحمت برای بندگان
ناگفته نماند كه فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) از طرف مؤمنان در حقیقت طلب كردن رحمت بر خودشان نیز است؛ زیرا در واقع پیامبر(ص) و ائمّه(ع) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم، در واقع خود را از رحمت الهی محروم كردهایم.
درود بر پیامبر(ص) سبب پاكی اعمال و نیز قبولی آنها میشود، همچنین باعث اجابت دعاها، كفّاره گناهان، نورانی شدن در قیامت و راه پیدا كردن به بهشت میشود.
در زیارت جامعه كبیره آمده:
«و جعل صلواتنا علیكم و ما خصّنا به من ولایتكم، طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكیه لنا و كفاره لذنوبنا ...؛
و قرار داد درودهای ما را بر شما و آنچه را مخصوص گردانید، به ما از دوستی و محبّت شما به خاطر پاك گردانیدن خلقت ما و پاكیزگی برای جانهای ما و جهت پاكی روح ما و كفّاره گناهان ما».
شخصی از پیامبر(ص) پرسید: صلوات فرستادن امّت، ارسال تحفهای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفهای برای ایشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امّت بر من، تحفهای است از ایشان برای من و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»
صلوات در آینه قرآن و كلام معصوم(ع)
در سوره احزاب، آیه ۵۶ خداوند میفرماید:
«خدا و فرشتگان او بر پیامبر اكرم(ص) درود میفرستند، شما هم ای كسانی كه ایمان آوردهاید، بر او صلوات بفرستید و آن طور كه باید، تسلیم شوید.»
خداوند در این آیه تأكید میكند كه ابتدا من و ملائكه بر پیامبر(ص) صلوات میفرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.
در حكمت ۱۶۳ «نهج البلاغه» آمده است: «هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اكرم(ص) درود بفرست.
سپس حاجت خود را بخوان؛ زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت در خواست شده، یكی را بر آورده و دیگری را باز دارد.»
تمام دعاهای «صحیفه سجّادیه» نیز با صلوات آغاز یا پایان مییابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است؛ زیرا ائمّه(ع) معتقدند صلوات، ذكر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی كه صلوات فرستاده شود، اجابت آن از سوی خدا حتمی است.
امام سجّاد(ع) در دعای ۴۴ به كرّات صلوات را تكرار كرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسئلت میكنند.
در قسمتی از این دعا میفرمایند: «بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، به شمار درودهایی كه بر هر كس نثار فرمودهای و چندین برابر آن به چندین برابر كه هیچ كس جز تو شمار آن نداند كه تو هر چه خواهی، كنی».
امام صادق(ع) نیز در باب اهمّیت صلوات میفرمایند:
«كسی كه شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد كه حضرت محمّد(ص) رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته میشود.»۳
كیفيّت صلوات بر پیامبر اكرم(ص)
در مورد كیفيّت صلوات، روایات فراوانی است كه درود و سلام بر پیامبر(ص) را همراه با آلش، مقبول میدانند.
این نوع كیفيّت صلوات از منابع شیعه و سنّی قابل اثبات است.
از حضرت علی(ع) نیز روایت است كه ایشان فرمودند:
«اصحاب گفتند: ای رسول خدا! چگونه بر شما صلوات فرستیم كه فرمود: «بگویید خداوندا! بر محمّد و آل محمّد صلوات فرست، همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی كه تو ستوده و والایی و بر محمّد و آل محمّد فزونی بخش، همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، به راستی كه تو پسندیده و عظمایی.»۴
بركات و ثواب صلوات
در باب ثواب صلوات، روایات فراوانی است كه تأكید میكند كه صلوات ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و بركت و لطف و كرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تكبیر خداست، ارتقای درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الّا الله و الله اكبر است.
صلوات بركات فراوانی را برای شخص به دنبال دارد. بركات صلوات را میتوان به بركتهای دنیوی و اخروی تقسیم كرد.
در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درك امام قائم(ع) میباشد.
برای اثبات برخی از موارد ذكر شده، به كلام ائمّه(ع) استناد میكنیم.
حضرت رسول اكرم(ص) میفرمایند: «صلوات فرستادن، فقر را برطرف میكند.»
از دیگر بركات حائز اهمّیت صلوات، از بین رفتن گناهان است؛ چنانكه امام رضا(ع) به نقل از رسول خدا(ص) میفرمایند: «الصّلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنّفاق؛ صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین میبرد.»
و امّا بركات اخروی صلوات را میتوان به پنج مرحله تقسیم كرد: ۱. عالم برزخ، ۲. قیامت، ۳. پل صراط، ۴. جهنّم، ۵. بهشت.
قرآن كریم به مؤمنان دستور میدهد كه به پیامبر(ص) درود بفرستید: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود میفرستند.
ای كسانی كه ایمان آوردهاید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید.»
۱. عالم برزخ
مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور میكند، ظلمت گناه را از بین میبرد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور میكند، ثواب صلوات سنگینتر از گناهان است، صلوات، فریادرس انسان در قبر است، چهره او را در برزخ نورانی و جان كندن را راحت میكند.
پیامبر اكرم(ص) میفرمایند: «هر كس بر من صلوات زیاد بفرستد، از تلخی مرگ و جان كندن ایمن گردد.»
۲. قیامت
از ائمّه(ع) آمده كه هر كس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد، خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان میشود.
در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیكترین فرد به پیامبر(ص) قرار میدهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور میتاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده میكند و او را در زیر عرش الهی قرار میدهد، همچنین این صلواتها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب میشود و ذخیرهای خوب برای ایشان در قیامت به حساب میآید.
از پیغمبر(ص) نقل است كه فرمودند: «سه كس در روز رستاخیز، آن روزی كه سایهای جز سایه خداوند نخواهد بود، در زیر عرش الهی خواهند بود». عرض شد: یا رسول الله آنها چه كسانی هستند؟
فرمود: «آن كس كه اندازهای از غم امّت من را برطرف سازد و كسی كه سنّت مرا زنده نماید و آن كس كه فراوان بر من صلوات فرستد».
۳. پل صراط
صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است كه راه را بر او روشن میكند؛ چنانكه
رسول اكرم(ص) میفرمایند: «بر من بسیار درود بفرستید؛ زیرا درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»
۴. جهنّم
صلوات انسان را از گرمای جهنّم مصون میدارد و مانعی است برای او در ورود به آتش جهنّم.
رسول خدا(ص) فرمودند: «آن كس كه بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر كس درود فرستادن بر من را فراموش كند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»
۵. بهشت
صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان میشود، دوست پیامبر(ص) در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت میكنند، شراب سلسبیل مینوشند و در زمره خواصّ پیامبر(ص) وارد بهشت میكردند.
در ادامه بخوانید
اهمیت و فضیلت صلوات بر پیامبر اسلام9 را بیان کنید.
پاسخ
مقدمه
امروزه حاکمان هرکشوری برای احیای شعائر و پاسداشت بزرگان خود، به مجسمهها و تندیس یادبودها و برگزاری جشنها متوسل میشوند؛ تا این که خاطره آنها را در ذهنها زنده نگه دارند.
شاید با قاطعیت بتوان گفت بیشتر آنها در گوشهای از تاریخ بایگانی شده است. اما در دین اسلام که مشعلداران و مجریان آن، پیامبر9 و اهلبیت: او هستند؛ شیوهای برای زنده نگه داشتن نام پیامبر و اهلبیت او، تعیین شده که همان ذکر صلوات است.
ذکر صلوات، نه فقط برای زنده نگه داشتن نام پیامبر و آل اوست؛ بلکه برای احیای اسلام و معارف قرآنی است.
صلوات، شعار واحد همهی مسلمان در سراسر جهان است.
صلوات، معیار شناخت مسلمان از غیرمسلمان است.
صلوات، ذکر قلبی و زبانی است. به عبارت دیگر، صلوات صدقه زبان است.
ذکر صلوات در هر مجلسی و محفلی، تبلیغ عملی اسلام است.
صلوات، عامل رشد روح و تعالی انسان است.
شاید تصور شود که ذکر صلوات از زمان پیامبر اکرم9 به بعد مطرح شده؛ در حالیکه از حضرت آدم تا حضرت خاتم، نام محمد وآل محمد: ورد زبان آنها بوده است و در سختیها و مشکلات، خداوند را به عظمت محمد و آل محمد قسم میدادند؛ تا این که از سختیها رهایی یابند.
در عظمت پیامبر و آل او همین بس که اولاً: خداوند و ملائکه برای آنها درود و صلوات میفرستند. و ثانیاً: خداوند ذکر صلوات را در تشهد نماز واجب نموده یعنی نماز بی صلوات، نماز نیست.
واژه شناسی
قبل از آنکه به مقوله فضیلت صلوات و انواع آن پرداخته شود؛ لازم است واژه صلوات را در لغت و اصطلاح بررسی نمائیم.
«صلوات» جمع «صلوة» و در اصل به معنای دعا، تبریک و تمجید است[1]. و برخی آن را «توجه و انعطاف» معنا کردهاند[2] و بعضی آن را به معنای «تعظیم» گرفتهاند.
نماز را «صلوة» میگویند؛ به خاطر این که مشتمل بر تعظیم پروردگار است. اما در عرف شرعی اگر «صلوات» به خدا نسبت داده شود؛ به معنای رحمت و تزکیه و ثناء است. و اگر به غیر خدا نسبت داده شود؛ به معنای دعا، تصدیق و اقرار به فضیلت کسی است[3].
شخصی از امام کاظم7 سوال کرد معنای صلوات خدا و صلوات ملائکه و صلوات مؤمنین چیست؟ امام در پاسخ فرمودند صلوات خدا رحمتی است از طرف او؛ صلوات ملائکه، یعنی تزکیه و استغفار ملائکه برای کسی؛ و صلوات مومنین، یعنی دعای آنها در حق کسی[4].
در ابتدا، کلمه «صلوة» به معنای دعا بوده ولی بعد از پیامبر اکرم9 به سبب استعمال زیاد، در عبادت مخصوص، یعنی نماز، اصطلاح شده است.
صلوات در قرآن
واژه «صلوة» و «صلوات» 90 بار در قرآن آمده؛ و لفظ «صلوات» بدون الف و لام «3» بار و با الف و لام یک بار آمده است، و در بیشتر موارد، منظور، عبادت مخصوص، یعنی نماز است اما در برخی آیات به صلوات اصطلاحی نیز اشاره شده است: مانند:
(إِنَّ اللَّهَ وَمَلاَئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلَّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً)[5]؛ «در حقيقت خدا و فرشتگانش بر پيامبر دعا (= صلوات) مىفرستند؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر او دعا (= صلوات) بفرستيد، و بطور كامل سلام كنيد (و كاملاً تسليم او باشيد).»
مقام پیامبر9 آن قدر والا است که آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به عهده آنها گذارده شده؛ بر او درود میفرستند در ادامه به مؤمنین نیز دستور میدهد که بر پیامبراکرم9 صلوات و درود بفرستند.
نکات آیه
1. واژه «یصلون» به صورت فعل مضارع بیان شده که دلیل بر استمرار دارد. یعنی پیوسته و همیشه خداوند و فرشتگان بر پیامبر اسلام9 رحمت و درود میفرستند.
2. خداوند در مرحلهی اول، مومنین را برای فرستادن صلوات امر نکرده، بلکه با اشاره به این که خداوندی که تمام هستی در قبضهی قدرت اوست، و همه فرشتگان که در شبانه روز تسبیح خداوند میکنند؛ بر پیامبر صلوات میفرستند پس شما نیز صلوات بفرستید. که با این بیان، هم مقام و عظمت پیامبر را معرفی کرده، و هم اذیت به پیامبر اسلام را نهی نموده است.
(که آیهی بعدی به آن اشاره دارد) و نیز مردم را به تبعیت از خدا در صلوات فرستادن، دعوت میکند[6].
روش گفتن صلوات
شیوه فرستادن صلوات، در احادیث بیشماری مطرح شده و در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1. «ابوحمزه ثمالی» از یکی از یاران پیامبر9 به نام «کعب» چنین نقل میکند «هنگامی که آیه 56 سوره احزاب نازل شد؛ خدمت رسولالله رسیدیم و گفتیم: سلام به شما را میدانیم! ولی صلوات بر شما چگونه است؟ پیامبر اکرم9 در پاسخ فرمودند: (هر وقت نام من را شنیدید) بگوئید: «اللهم صل علی محمد وال محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید ...»[7]
2. پیامبر اعظم9 درباره صلوات کامل فرمودند: «هرگز برای من صلوات ناقص نفرستید! اصحاب گفتند: صلوات ناقص چگونه است؟ در پاسخ فرمودند: اینکه فقط بگوئید: «اللهم صل علی محمد» بلکه صلوات کامل آن است که بگوئید: «اللهم صل علی محمد وآل محمد»[8]
علمای شیعه و جمعی از فقهای بزرگ اهل سنت فتوا دادهاند که در تشهد نماز، واجب است «آل محمد» را بر صلوات اضافه نمایند[9].
همه فقهای شیعه صلوات بر «محمد و آل محمد» را در تشهد اول و دوم نماز واجب میدانند و در غیر نماز مستحب میشمارند.
و از فقهای اهل سنت مانند: شافعی، احمد حنبل و گروه دیگری، آن را
در تشهد دوم واجب میدانند؛ ولی بعضی دیگر، مانند: ابوحنیفه، آن را
واجب نشمردهاند[10].
زراره از امام صادق7 روایت نموده روزه با پرداخت زکات فطره تمام میشود، همان طور که نماز با صلوات بر محمد و خاندانش تمام میشود؛ و کسی که روزه بگیرد و عمداً زکات فطره ندهد؛ روزهاش روزه نیست. همان طور که کسی نماز بخواند و عمداً صلوات بر محمد و خاندانش را ترک کند، نمازش نماز نیست[11].
اهل بیت: براساس آیات قرآن و حدیث متواتر ثقلین، همتای قرآن بوده، تمسّک به یکی ازآن دو، بدون دیگری، مساوی با ترک هر دو است؛ و دستیابی به دین کامل، در پرتو تمسک به آیات و روایات امکان پذیر است. در حقیقت، قرآن و عترت، عصاره نبوت و تداوم بخش رسالت هستند و هدایت بشر را تا روز قیامت تضمین میکنند[12].
آیات فراوانی در شأن و منزلت اهل بیت نازل شده است تا جایی که ابن عباس میگوید: درباره علی7 به تنهایی، سیصد آیه نازل شده است[13] و برخی دیگر گفتهاند ربع آیات قرآن در مورد اهل بیت: میباشد[14].
بررسی این آیات در این مجال نمیگنجد، در اینجا فقط برخی از این آیات را برمیشماریم[15].
آیه تطهیر (احزاب/33)، آیه برائت (توبه/1)، آیه سقایةالحاج (توبه/19)، آیه صالحالمومنین (تحریم/4)،آیه حکمت (بقره/269)،آیه بینه (هود/17)،آیه نور (حدید/28)، آیه انذار (شعراء/214)، آیه مرجالبحرین (الرحمن/ 19و22)، آیه نجوی (مجادله/12)، آیه سابقون (واقعه/10و11)، آیه محبت (مریم/96؛ مائده/54)، آیه انفاق (بقره/274)، آیه حبلالله (آلعمران/103)،آیه راسخون در علم (آلعمران/7) آیه ولایت (مائده/55)، آیه علم الکتاب (رعد/13)، آیه اهل الذکر (نحل/43) و...
آن چه ذکر شد، گوشههایی از شأن و منزلت اهل بیت در قرآن است که هیچکس قادر به انکار این آیات نیست. و علاوه بر حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین:، فرزندان آنها نیز تا امام دوازدهم قائم آل محمد، آل محمد میباشند.
موارد فرستادن صلوات
آنچه از احادیث استفاده میشود، ذکر صلوات در همهی زمانها و مکانها توصیه شده و مهمترین آنها عبارتند از:
1. هر موقعی که نام مبارک پیامبر9 برده شود خواه خودش به زبان جاری کند و یا از دیگری بشنود، در چنین مواردی فرستادن صلوات لازم است.
2. هر کلامی که دارای رتبه و مقامی باشد همانند خطبهها که مشتمل بر حمد و ثنای الهی میباشد و اگر در آن صلوات بر رسول خدا9 نباشد، ابتر میشود و از خیر و برکت بیبهره خواهد بود.
3. در ابتدای وضو ذکر صلوات بسیار نیکو میباشد.
4. اهل سنت از پیامبر خدا9 روایت کردهاند که پس از فارغ شدن از وضو بگویید: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له واشهد ام محمد عبده ورسوله» و بعد از آن صلوات بفرستید! که با این ذکر درهای رحمت الهی گشوده خواهد شد.
5. هنگام ورود و حضور در مسجد، ذکر صلوات بسیار توصیه شده است.
6. در تعقیب همه نمازها عموماً و در تعقیب نماز مغرب و صبح خصوصاً ذکر صلوات تأکید شده است.
7. قبل از شروع دعا و نیایش.
8. بعد از دعا و نیایش.
9. در خطبه نماز، جمعه، در عیدها و نماز طلب باران.
10. در هر روز از روزهای سال ذکر صلوات مفید خواهد بود.
11. هر شب، فرستادن صلوات نیکو است.
12. عصر روز پنج شنبه.
13. شب جمعه.
14. روز جمعه.
15. ماه مبارک رجب و در روز مبعث حضرت رسول اکرم9.
16. ماه مبارک شعبان.
17. ماه مبارک رمضان.
18. در وقت بوییدن گلها و ریحانهها.
19. بعد از عطسه زدن خود یا دیگری.
20. در موقع ذکر پروردگار عالم، صلوات فرستاده شود[16].
اهمیت و فضیلت صلوات در روایات
احادیثي دربارهی اهمیت و فضیلت صلوات حکایت شده است، پرداختن به همهی آنها از حوصله این نوشتار خارج است از اینرو به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
1. صلوات، بهترین دعا؛ یکی از اصحاب میگوید: به امام صادق7 عرض کردم من داخل کعبه شدم و دعایی به خاطرم نیامد جز صلوات بر محمد9 حضرت فرمود «آگاه باش! مانند تو در فضیلت و ثواب، کسی از خانه خدا بیرون نیامده است.»[17]
2. صلوات زمینهساز استجابت دعا؛ از امام صادق7 حکایت شده «بر هر یک از شما لازم است که هنگام درخواست حاجت از خداوند بزرگ، با ستایش الهی آغاز کند و به تمجید محمد و آل او بپردازد و سپس به تقصیرها و گناهان خود اعتراف کند و پس از آن حاجت خود را مطرح نماید.»
3. رفع نفاق؛ از رسول خدا9 حکایت شده «الصلاة علیَّ وعلی اهل بیتی تذهب بالنفاق؛ صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین میبرد.»[18]
امام جعفر صادق7 از رسول اکرم9 نقل میکند «ارفعوا اصواتکم بالصلاة علیَّ فانها تذهب بالنفاق؛ صلوات بر من را با صدای بلند اداء نمایید، زیرا موجب از بین رفتن نفاق میگردد[19].
4. باعث خلاصی از دشواریها در ذیل تفسیر آیه «وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِفِرْعَوْنَ»[20] آمده است:
«بنی اسرائیل با ذکر صلوات بر محمد و آل او، از مشکلات و دشواریها و بیگاریهایی که از سوي عمّال فرعون بر آنها تحمیل شده بود نجات یافتند، زیرا بنی اسرائیل بر اثر کار اجباری فرعون، از پای در میآمدند، تا آنکه از سوي خدا، به موسی وحی شد که به آنان (بنیاسرائیل) صلوات بر محمد و آل محمد را تعلیم دهد تا موجب کاهش سختیهای آنان شود»[21].
5. موجب از بین رفتن گناهان؛ از امام رضا7 نقل شده «هرکس نتواند کفاره گناهانش را بپردازد، باید بر محمد و آلش درود فراوان بفرستند زیرا صلوات گناهان را از بین میبرد.»[22]
6. نوشتن صلوات؛ از پیامبر خدا9 حکایت شده «من صلی علی فی کتاب لم تزل الملائکة تستغفر له مادام اسمی فی ذلک الکتاب؛ هرکس در نوشتهای بر من درود فرستد، تا زمانی که نام من در آن نوشته موجود باشد، فرشتگان پیوسته برای او آمرزش طلبند.»[23]
7. بهترین عمل در روز جمعه؛ از امام صادق7 روایت شده «ما من عمل افضل یوم الجمعة من الصلاة علی محمد وآله؛ هیچ عملی در روز جمعه از صلوات بر محمد و آل محمد9 برتر نیست»[24]
8. نگاه به نامحرم و ذکر صلوات؛ از امیرالمومنین علی7 حکایت شده «هنگامی که زنی نظر شما را جلب کرد باید به همسر خود روی آورد و بداند که زنان همه از یک مقولهاند.
او نباید شیطان را بر دل خود مسلط سازد و اگر همسر ندارد، دو رکعت نماز بخواند و سپس به حمد الهی و صلوات بر محمد و آل او بپردازد، و از خدا بخواهد تا با رحمت و فضل خود، وی را استغنا و بینیازی باطنی ببخشد و گره از کارش باز کند»[25].
9. سنگینترین عمل در قیامت؛ از امام باقر7 و امام صادق7 روایت شده که فرمودند «اثقل ما یوضع فی المیزان یوم القیامة الصلاة علی محمد وعلی اهلبیته؛ سنگینترین علمی که روز قیامت در ترازو (ی اعمال) گذاشته میشود، درود بر محمد و اهل بیت اوست»[26].
10. سنگینی خوبیها در نامه اعمال؛ رسول خدا9 فرمودند «انا عند المیزان یوم القیامة، فمن ثقلت سیئاته علی حسناته جئت بالصلاة علی حتی اثقل بها حسناته؛ من در قیامت نزد میزان اعمال میباشم، هرکس کفه گناهانش افزونتر از حسناتش شود، آن صلواتهایی را که بر من فرستاده بیاورم و بر حسناتش بیفزایم تا بر گناهانش فزون آید»[27].
11. روشنایی قبر و قیامت؛ از پیغمبر گرامی9 روایت شده «اکثروا الصلوة علی فان الصلوة علی نور فی القبر ونور علی الصراط نور فی الجنة؛ بر من بسیار درود بفرستید زیرا برای درود فرستنده نوری است در قبر، نوری است بر صراط، و نوری است در بهشت.»[28]
12. صلوات، وسیلهی قرب به خدا؛ خداوند متعال به موسی وحی نمود: ای موسی! آیا میخواهی که من؛ از کلامت نسبت به تو و از گناهت به چشم تو، و از روحت به بدن تو و از اندیشهات به دل تو نزدیکتر باشـم؟
حضرت موسی7 عرض کرد: آری، مشتاق چنین قربی هستم. خطاب رسید اکنون که جویای این سعادت هستی، بر حبیب من محمد مصطفی صلوات بفرست، زیرا که صلوات بر او رحمت و نور است[29].
13. صلوات، ادای حقوق نماز؛ از امام حسن عسگری7 حکایت شده
منظور از قول خداوند که فرمود: (اقیموا الصلوة)[30]؛ «نماز را به پا دارید» این است که نماز را با رکوع و سجود، کامل، و ادای حقوق انجام بدهید. که اگر ادای حقوق نشود، خداوند قبول نمیکند، بعد حضرت فرمود آیا میدانید حقوق نماز چیست؟ حقوق نماز این است که بعد از نماز با اعتقاد به اینکه پیامبر و آلش بهترین انتخاب شدگان هستند، بر آنها صلوات بفرستی[31].
شافعی یکی از چهار پیشوای بزرگ اهل سنت در شعری میگوید
یا اهــل بیت رسول حبکم فرض من الله فی القرآن انزله
کفاکم من عظیم القدر انکم من لم یصل علیکم لاصلوة له
یعنی ای اهلبیت رسول! خداوند در قرآنش محبت شما را واجب نموده است و در عظمت شما همین بس که اگر کسی نماز بخواند و بر شما صلوات نفرستد، نمازش نماز نیست[32].
سفارش عارف و اصل حضرت آیة الله بهاءالدینی(ره) در مورد صلوات
معمولاً خانوادهها و مراجعین زیادی از راههای دور و نزدیک به ایشان مراجعه میکردند؛ و گرفتاریها و مشکلات زیادی را نزد ایشان مطرح مینمودند.
حضرت آیة الله بهاءالدینی به اکثر آنان سفارش میفرمود: در مواقعی که اتفاقات ناگوار و غیر مترقبهای برای شما رخ میدهد گوسفندی را قربانی کنید و چهارده هزار صلوات به یاد چهارده معصوم بفرستید، و حدیث کساء را قرائت کنید. و باز از ایشان نقل شده که در صورت وقوع مشکلی که فکر نمیکردید در زندگی شما آن واقعه رخ دهد بدانید که از طرف دیگران مورد حسادت قرار گرفتهاید چشم زخم خوردهاید؛ لذا با ذبح یک گوسفند و ذکر چهارده هزار صلوات بلایای وارده را از خود و خانواده خویش دور سازید[33].
نتیجه
صلوات بر پیامبر و آل او: دارای اهمیت و فضیلت بیشماری است، تا جایی که خداوند و تمامی فرشتگان بر او صلوات و درود میفرستند. و در اهمیت صلوات همین بس که خداوند ذکر آن را در تشهد نماز واجب
کرده است. صلوات را میتوان عنایت و تفضلی از طرف خداوند برای بشر دانست؛ زیرا ذکر صلوات که نوعی صدقه زبان است، سبب بخشش گناهان و نزدیکی به خداوند و برآورده شدن حاجت و... میباشد.
معرفی کتاب
جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به:
1. کتاب «وسیلة الخادم الی المخدوم» در شرح صلوات چهارده معصوم، از فضل الله بن روزبهان خنجی اصفهانی (م 927)، توسط استاد رسول جعفریان (انتشارات انصاریان، قم، 1375) تنظیم و به چاپ رسیده است. نویسنده این کتاب از علمای اهل تسنن میباشد و به امامت قلبی امامان دوازده گانه اعتقاد دارد نه حکومت ظاهری آنها.
2. آثار و برکات صلوات، عباس عزیزی، انتشارات صلاة، قم، چاپ هفتم، 1384.
پینوشتها:
[1]. مفردات راغب اصفهانی، ذیل ماده «صلوة».
[2]. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیهی 43 سوره احزاب.
[3]. قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ذیل ماده «صلوا».
[4]. ثواب الاعمال، صدوق، ص 156.
[5]. احزاب / 56.
[6]. ر.ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی؛ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه.
[7]. مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، ذیل آیهی 56 سورهی احزاب، مضمون همین روایت در منابع اهل سنت مانند: «درّالمنثور، سیوطی، ذیل آیهی 56 سورهی احزاب و صحیح بخاری، ج 16، ص 151 و صحیح مسلم، ج1، ص 305 و... آمده است.
[8]. صواعق ابن حجر، ص 144.
[9]. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج 17، ص 420.
[10]. تذکرة الفقهاء، علامه حلی، ج1، ص 126؛ الغدیر، علامه امینی، ج 7، ص 7.
[11]. استبصار، طوسی، ج 1، ص 343.
[12]. تفسیر تسنیم، جوادي آملی، ج 1، ص 132.
[13]. الصواعق المحرقه، هیثمی، فصل 3، باب 9، ص 76.
[14]. المراجعات، ج 7، ص 48.
[15]. ر.ک: تفسیر نورالثقلین، البرهان فی تفسیر القرآن، المیزان فی تفسیر القرآن، تفسیر نمونه، الدر المنثور.
[16]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 85، ص 108.
[17]. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صدوق، ص 345.
[18]. کافی، ج 2، ص 492، ح 8.
[19]. کافی، ج 2، ص 493، ح 13.
[20]. بقره / 49، اعراف / 141، ابراهیم / 6.
[21]. پرورش روح، عباس عزیزی، ج 2، ص 353.
[22]. مصابیح الدجی، ص 419.
[23]. بحارالانوار، ج91، ص 71، ح 65 و منیة المرید، ص 347.
[24]. وسایل الشیعه، ج 7، ص 380، ح 9635.
[25]. نورالثقلین، ج3، ص 589.
[26]. وسائل الشیعه، عاملی، ج 7، ص 197، ح 9102.
[27]. همان، ص 195، ح 9097.
[28]. مستدرک، ج 5، ص 332، ح 6017.
[29]. مقدمه شرح صلوات، ص 54.
[30]. بقره / 83.
[31]. تفسیر منسوب به امام حسن عسگری، چاپ مدرسة الامام المهدی، ص 364، ح 253.
[32]. صواعق المحرقة، باب 11، ص 149.
[33]. کیمیای سبز، احمدی، ص 96.
آنچه از نظر خوانندگان عزيز مي گذرد مروري بر اهميت و فضيلت صلوات و آثار و برکات آن است که به اجمال بيان شده است. با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
معنا و مفهوم صلوات
واژه صلاه ، صلوه و جمع آن صلوات به معني نماز خواندن و درود و تحيت است. صلي الله عليه يعني خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسيط هم صلاه به معناي دعا است.
صاحب الميزان در مورد کلمه صلوه مي گويد:«کلمه صلوه در اصل به معناي انعطاف بوده، و صلاه خدا بر پيغمبر به معناي انعطاف او به وي است، به وسيله رحمتش، البته، انعطافي مطلق، چون در آيه شريفه صلات را مقيد به قيدي نکرده، و همچنين صلاه ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ايشان است بر وي، به اينکه او را تزکيه نموده و برايش استغفار کنند، و صلات مومنين بر او انعطاف ايشان است به وسيله درخواست رحمت براي او.»(الميزان/ 61/705)
راغب اصفهاني نيز در معني صلوه معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز مسلمانان، تزکيه ايشان است. همچنين دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و اين عبادت خاص به اين کلمه ناميده شده است.» (مفردات/ 392)
در تفسير جوان نيز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معني فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معني طلب رحمت مي باشد.»(تفسير جوان/71/ 623)
صلوات در آينه قرآن و کلام معصوم (ع)
در سوره احزاب آيه 65 خداوند با تاکيد مي فرمايد: «خدا و فرشتگان او بر پيامبر اسلام درود مي فرستند، شما هم اي کساني که ايمان آورده ايد بر او صلوات بفرستيد، و آن طور که بايد، تسليم شويد.»
خداوند در اين آيه تاکيد مي کند که ابتدا من و ملائکه بر پيامبر (ص) صلوات مي فرستيم و به پيروي از ما شما انسانها بر ايشان و آلش سلام و درود بفرستيد.
در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الي الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علي رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان يسال حاجتين فيقضي احدا هما و يمنع الاخري».
«هرگاه از خداي سبحان درخواستي داري، بر پيامبر اسلام(ص) درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زيرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، يکي را برآورده و ديگري را بازدارد.»
تمام دعاهاي صحيفه سجاديه نيز با صلوات آغاز مي شود و يا پايان مي يابد. در برخي از دعاها نيز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زيرا ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعايي که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوي خدا حتمي است.
ايشان در دعاي 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا براي حفظ توحيد، رسيدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت مي کند.
در قسمتي از اين دعا مي فرمايند:«اللهم صل علي محمد و اله، في کل اوان وقت و کل و علي کل حال عدد ماصليت عليه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التي لا يحصيها غيرک، انک فعال لما تريد «بار خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهايي که بر هر کس نثار فرموده اي و چندين برابر آن به چندين برابر که هيچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهي کني.»
امام صادق (ع) نيز در باب اهميت صلوات مي فرمايند:«کسي که شهادت بدهد خدايي جز خدايي يگانه نيست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد (ص) رسول خداست، ده هزار حسنه براي او نوشته مي شود.» (ثواب الاعمال/ 32)
کيفيت صلوات بر پيامبر اکرم (ص)
در مورد کيفيت صلوات، روايات فراواني است که درود و سلام بر پيامبر (ص) را همراه با آلش مقبول مي دانند.
اين نوع کيفيت صلوات از منابع شيعه و سني قابل اثبات است، چنانکه در صحيح مسلم، سن ابن داود ترمذي، نساني، موطا مالک، مسند احمد و سنن دارمي، از ابومسعود انصاري روايت کنند که گفت:
«رسول خدا(ص) آمد و با ما در مجلس سعد بن عباده نشست «بشيربن سعده ابونعمان بن بشير به او گفت: اي رسول خدا(ص) خداوند ما را فرمان داده تا بر شما صلوات فرستيم، چگونه بر شما صلوات فرستيم؟ راوي گويد: رسول خدا(ص) (به گونه اي) ساکت شد که ما آرزو کرديم اي کاش او چنين سوالي نکرده بود سپس فرمود بگوييد خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهيم صلوات فرستادي، و بر محمد آل محمد فزوني بخش، همان گونه که بر ابراهيم در جهانيان فزوني دادي.
در کنزالعمال نيز از عايشه روايتي است که همين مضامين روايت قبل را دارد.
از حضرت علي (ع) نيز روايت است که ايشان فرمودند «اصحاب گفتند اي رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستيم که فرمود «بگوييد: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهيم و آل ابراهيم صلوات فرستادي، راستي که تو ستوده و والايي، و بر محمد و آل محمد فزوني بخش، همان گونه که بر ابراهيم و آل ابراهيم فزوني دادي، براستي که تو پسنديده و عظمايي» (کنزالعمال)
برکات و ثواب صلوات
در باب ثواب صلوات روايات فراواني است که تاکيد مي کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبيح و تکبير خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.
صلوات برکات فراواني را براي شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را مي توان به برکتهاي دنيوي و اخروي تقسيم کرد.
در دنيا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدياد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، اداي قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشي، رفع نفاق، نجات از سختي، تندرستي، خواب مقصود ديدن و درک امام قائم مي شود.
براي اثبات برخي از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد مي کنيم.
حضرت رسول اکرم (ص) مي فرمايند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف مي کند»
امام صادق (ع) مي فرمايند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگويد:«اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدايا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پيغمبر (ع) را درک و به ملاقاتش نايل آيد.»
از ديگر برکات حائز اهميت صلوات از بين رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا مي فرمايند:«الصلاه علي و علي اهل بيتي تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بين مي برد».
و اما برکات اخروي صلوات را مي توان به پنج مرحله تقسيم کرد. 1- عالم برزخ 2- قيامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.
1- عالم برزخ
مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور مي کند، ظلمت گناه را از بين مي برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور مي کند، ثواب صلوات سنگين تر از گناهان است، صلوات، فريادرس ايشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نوراني و جان کندن را راحت مي کند.
ابوعلقه مي گويد: پيامبر(ص) بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! ديشب عمويم حمزه و برادرم جعفر(طيار) را در خواب ديدم به آن دو نزديک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدايتان، کدام عمل را برتر يافتيد؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدايت، ما صلوات بر تو، تشنه را سيراب کردن و محبت علي بن ابيطالب را برترين اعمال يافتيم.»
همچنين از ايشان نقل است که فرمودند: «الصلاه علي نور في القبر» «صلوات بر من، نوري در قبر است.» و نيز فرمود : «هر کس بر من صلوات زياد بفرستد از تلخي مرگ و جان کندن ايمن گردد»
2- قيامت
از ائمه(ع) آمده که هر کس در دنيا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفيع ايشان مي شود در قيامت، همچنين صلوات بسيار، صلوات فرستنده را در روز قيامت نزديک ترين فرد به پيامبر قرار مي دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور مي تاباند، هفتاد حاجتش را در قيامت برآورده مي کند و او را در زير عرش الهي قرار مي دهد. همچنين اين صلوات ها موجب سنگيني اعمال در قيامت و افضل اعمال محسوب مي شود و ذخيره اي خوب براي ايشان در قيامت به حساب مي آيد.
از پيغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخيز آن روزي که سايه اي جز سايه خداوند نخواهد بود در زير عرش الهي خواهند بود: «عرض شد: يا رسول الله آنها چه کساني هستند؟»
فرمود: «آن کس که اندوه غمزده اي از امت من را برطرف سازد و کسي که سنت مرا زنده نمايد و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»
3- پل صراط
صلوات، راهنماي انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوري است که راه را بر او روشن مي کند، چنانکه رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: «اکثروا الصلاه علي فان الصلوه علي نور في القبر و نور علي الصراط و نور في الجنه»
«بر من بسيار درود بفرستيد چرا که درود فرستادن بر من، براي صلوات فرستنده، نوري است در قبر و نوري است بالاي صراط و نوري است در بهشت.»
4- جهنم
صلوات انسان را از گرماي جهنم مصون مي دارد و مانعي است در ورود به آتش جهنم.
رسول خدا(ص) فرمودند: «لن يلج النار من صلي علي و من نسي الصلوه علي فقد أخطأ طريق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گرديد و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»
5- بهشت
صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعين نصيبشان مي شود، دوست پيامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتي دريافت مي کنند، شراب سلسبيل مي نوشند، در زمره خواص پيامبر وارد بهشت مي شوند.
شخصي از پيامبر پرسيد: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه اي است به نزد شما، آيا از جانب شما تحفه اي براي ايشان خواهد بود؟ آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امت بر من، تحفه اي است از ايشان براي من، و فردا، تحفه من براي ايشان، در بهشت خواهد بود.»
آداب صلوات
حال که به اهميت صلوات و آثار و برکات آن پي برديم بهتر است بدانيم چه موقع و کجا صلوات فرستادن ثواب بيشتري دارد البته، هدف، ذکر صلوات و مداومت بر آن است اما از آنجا که مؤمن باهوش است به دنبال چيزهايي است که اين حساب را چندين برابر مي کند لذا به دنبال زمان مناسب و مکان مناسب براي فرستادن صلوات مي گردد.
زمان صلوات
بهترين زمان صلوات پنج شنبه شب تا غروب جمعه است.
از امام جعفر صادق نقل است که: «در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه، جمعي از ملائکه، از آسمان فرود مي آيند، که با ايشان، قلم ها از طلا و لوحها از نقره هست، و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب، چيزي به جز صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت عليهم السلام را نمي نويسند» هر وقت که انسان ياد خداست بهتر است که صلوات فرستد، روز مبعث، هنگام شنيدن صداي اذان، ماه شعبان بعد از نماز صبح و هنگام طلب حاجت، از بهترين اوقات صلوات فرستادن است. امام صادق(ع) فرمودند: پس از نماز صبح، پيش از آن که حرفي بزني صدبار بگوييد: «يا رب صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و اعتق رقبتي من النار»
مکان صلوات
در هنگام عبور از مسجد، ورود به مسجد، عطسه کردن، وزش باد، ذبح گوسفند، و در مکان خوانده شدن خطبه ازدواج، فرستادن صلوات مستحب است. رسول خدا مي فرمايند: هر که باشيد بر من درود فرستيد زيرا درود شما به من مي رسد اما در روايات بر برخي مکانها تأکيد شده از جمله: حضرت علي(ع) مي فرمايند: «هرگاه از مسجدي عبور کرديد، بر پيغمبر(ص) صلوات بفرستيد»
آنچه که از بررسي آيات و روايات مي توان استنباط نمود اين است که فرستادن صلوات اولاً بايد به شکل درود و سلام بر پيامبر و آلش باشد تا قبول شود، از طرفي فرستادن صلوات در همه زمان ها و همه مکان ها ضروري است و ذکر برآورده شدن حاجت به حساب مي آيد و داراي ثواب و برکات فراواني است که در دنيا و آخرت برفرستنده صلوات سرازير مي شود.
داستان سه بار بر محمد (ص ) صلوات بفرست !
وقتى حضرت آدم (ع ) وارد بهشت شد، در بهشت حوران پاکیزه سرشت بسیار بودند؛ اما حضرت آدم با آن ها الفتى نداشت . وقتى حضرت حوا آفریده شد و آدم بر او نگریست از او پرسید: تو چه کسى هستى ؟ حوا شرمگین شد و چیزى نگفت ، جبرییل به آدم گفت : این حواست ، او را براى تو آفریده اند و او محرم و همدم توست . حضرت آدم وقتى فهمید که حوا متعلق به اوست خواست به سوى او دست دراز کند جبرییل گفت : اى آدم ! اگر او را مى خواهى ، باید او را عقد کرده و برایش مهریه تعیین کنى. آدم فرمود: اى برادر! تو مى دانى که من پولى و نقدى ندارم چگونه او را عقد کنم ؟
جبرییل گفت : سه بار به حبیب خدا محمد مصطفى (ص ) صلوات بفرستى تا حوا بر تو حلال شود.
داستان نجات اهل کشتى
در کتاب معراج النبوه آمده است که : در دریا با جمعى در کشتى بودیم ، ناگاه طوفان شد و کشتى در میان امواج متلاطم دریا سرگردان شد، آن چنان که اهل کشتى ، به هلاکت خود یقین کردن و با یکدیگر وداع نمودند. در همین هنگام خواب بر من غلبه کرد و چشمم گرم شد، پیامبر ص را در خواب دیدم ، آن حضرت(ص) به من فرمودند: به اهل کشتى بگو: هر کدام شان هزار صلوات بر من بفرستند! سپس به من آن صلوات را تعلیم کردند. من از خواب بیدار شدم و به اهل کشتى خبر دادم ، آن ها نیز مشغول آن صلوات شدند، هنوز سیصد صلوات تمام نشده بود که طوفان فرو نشست .
آن صلوات این است ؛ اللهم صل على سیدنا و آله : صلوة تنجینا بها من جمیع الاهوال و الافات و تطهرنا بها من جمیع السیئات و ترفعنا بها عندک اعلى الدرجات و تبلغنا بها اقصى الغایات من جمیع الخیرات فى الحیوة و بعد الممات
داستان محفوظ ماندن عیال
امام حسن عسکرى (ع) فرمودند: ردى از دوستداران على(ع) از شهر شام نامه اى خدمت ایشان نوشته که : من مال زیادى دارم و داراى اهل و عیال هستم که از جدایى آنها مى ترسم در عین حال بسیار علاقه مند هستم که خدمت شما برسم .
حضرت پاسخ فرمودند: اموال خود را در جایى جمع کن و صلوات بر روح محمد (ص)بفرست و بگو خدایا! اینها به امر بنده تو على بن ابى طالب (ع) نزد تو امانت است . آن مرد همان گونه که حضرت فرموده بودند عمل نمود، به شهر کوفه رفت تا به خدمت حضرت على - علیه السلام - رسید
خبر به معاویه رسید و دستور داد بروند و تمام اموالش را غارت کنند و عیال او را به کنیزى بگیرند. وقتى گماشتگان معاویه وارد خانه آن مرد شدند، هیچ کسى را جز اهل و عیال معاویه و یزید در آن محل ندیدند. اهل و عیال معاویه و یزید به گماشتگان گفتند: شما برگردید؛ زیرا ما هر چه اموال بود گرفتیم و اهل و عیالش را هم به بازار فرستادیم ، گماشتگان برگشتند و به این گونه خداوند اهل و عیال آن مرد را حفظ نمود.
پس از چند روز دزدان شهر خبردار شدند که آن مرد نیست و اموالش بى صاحب است . آنها آمدند تا هر چه دارد به غارت ببرند؛ اما به قدرت خداى متعال ، اموال آن مرد را به صورت مار و عقرب دیدند. بعضى از آنها مار گزیده شده و هلاک گشتند و بعضى هم بیمار شدند
تا این که یک روز امیر المؤ منین على(ع)به آن مرد فرمود: آیا دوست دارى اهل و عیال و اموالت در مقابل تو حاضر شوند؟ آن مرد گفت : آرى . سپس تمام اموال و اهل و عیال ایشان به معجزه آن حضرت حاضر شدند و در این حال وقایع پیش آمده را تعریف کردند که چگونه اهل و عیال یزید و معاویه آمدند و چگونه دزدان به دست مارها و عقرب ها گزیده شدند. حضرت فرمودند: ان الله ربما اظهر آیة لبعض المؤ منین لیزید فى بصیرته ؛ یعنى : در بعضى از اوقات براى مؤ منین نشانه اى ظاهر مى شود تا ایمان آنها اضافه شود.
داستان روییدن پر و بال به برکت صلوات
روزى جبرییل(ع) نزد رسول اکرم جلیل (ص) آمد، و گفت : یا رسول الله ! امروز غریبى مشاهده نمودم ، آن امر این است که در وقت پایین آمدن از آسمان ، گذارم به کوه قاف افتاد، در آن جا آواز ناله دلخراش و فریاد جگر سوزى به گوش من رسید، دانستم که داغ دیده اى که به آن زارى مى نالد، و درمانده اى است که به آن نیازمندى مى خروشد. از عقب آن ناله رفتم ، فرشته اى دیدم ؛ که پیش از آن ، او را در آسمان ، با عظمتى هر چه تمام تر دیده بودم که بر تختى از نور مى نشست و هفتاد هزار فرشته در خدمت او صف زده مى ایستادند؛ وقتى نفس مى زد، ملایکه از نفس او مخلوق مى شدند؛ او را دیدم که با دلى خسته و بالى شکسته ، بر زمین افتاده . از حالش پرسیدم
گفت : در معراج مصطفى (ص)من بر تخت خود نشسته بودم ، و به آن تعظیم آن حضرت نپرداختم ، و شرایط تجلیل و تکریم را - چنان که شایسته بود - به جا نیاوردم ، به این عقوبت مبتلا شدم ، و از ذروه افلاک ، به حضیض خاک افتادم ، الحال ، تو شفیع من شو، و از حضرت ذوالجلال ، عفو مرا درخواست کن . من در درگاه احدیت ، تضرع بسیار کرده ، و مغفرت او را درخواست نمودم
خطاب از رب الارباب رسید که : به او بگوى که اگر مغفرت لغزش ، و عفو گناه خود را مى خواهى ، بر حبیب من صلوات فرست ، تا به مقام اکرام خود برگردى . من صورت حال را، به آن شکسته بال گفتم ، و او بر حضرت شما صلوات فرستاد، فى الحال ، بال هاى اقبال و کرامت او رویید، و از مرکز خاک به محیط افلاک پرواز کرده ، به برکت این خدمت ، به محل قرب رسید.
داستان نظر لطف پیامبر
مردى بسیار زاهد و اهل ورع و قائم اللیل و صائم النهار بود. او نیز حدیث مى نوشت ، مى گفت وقتى به نوشتن نام حضرت رسول مى رسیدم ، صلوات را نمى نوشتم . شبى آن حضرت را در خواب دیدم ، که از روى غضب به من فرمود: چرا در وقت نوشتن نام من ، نوشتن صلوات را ترک مى کنى ؟ من ترسیدم ، و در دل خود گذرانیدم که هرگز دیگر این بى ادبى را نکنم . و هنگامى که بیدار شدم ، دیگر ترک نوشتن صلوات نکردم . و بعد از مدتى ، بار دیگر، آن حضرت (ص) را در خواب دیدم و به نظر لطف و مرحمت در من نگریست و فرمود: صلوات تو را به من رسانیدند. هر گاه من را یاد کنى ، یا در نزد تو مذکور مى شوم ، یا نام من را مى نویسى ، بگو یا بنویس : صلى الله علیه و آله و سلم .
داستان صلوات جامع
عمار ساباطى گوید: من نزد امام صادق - علیه السلام - بودم ، مردى گفت : اللهم صل على محمد و اهل بیت محمد امام - علیه السلام - به او فرمود: اى مرد! دایره را بر ما تنگ ساختى . آیا نمى دانى که اهل بیت همان پنج تن اصحاب کساء هستند و بس ؟ مرد پرسید: چگونه بگوییم ؟ فرمود: بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد تا این که ما و شیعیان ما نیز داخل باشیم.
داستان سؤال از ثواب صلوات در خواب
در دارالسلام محدث نورى رحمه الله علیه مى فرماید: در خواب دیدم گویا سوار بر اسب با جمعیت بسیارى از بالاى کوه بلندى پایین مى آییم ، ناگهان متوجه شدم که رسول خدا(ص) سواره در پیش روى ماست و ما پشت سر آن حضرت(ص) حرکت مى کنیم و بین ما و آن بزرگوار(ص) اندکى فاصله هست ، و کسى با آن حضرت(ص)نیست . در این موقع از اسب پیاده شده و از جمعیت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم ، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم و عرضه داشتم : ثواب کسى که بگوید - و یکى از اذکار معروف از تهلیل و صلوات را بیان داشتم که پس از بیدارى آن را فراموش کردم - چیست ؟ رسول خدا(ص)با تبسم به من توجه نمود و فرمود: درباره چه کسى ؟
دریافتم که مقصود آن حضرت (ص) این است که ثواب براى هر گوینده اى نیست . عرضه داشتم : کسى که ایمان به خدا و شما و - ائمه (ع) داشته باشد. فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا مى کند. معدن کبریت که از آن طلا بیرون مى آید، و دوم معدن یاقوت ، و آن گاه بقیه را مشابه آن دو بیان فرمود. و من ترتیب آنها را فراموش کردم و آن گاه سکوتى کرد و در حالى که ما پشت آن حضرت ص حرکت مى کردیم دوباره به من نگاه کرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم . و باقى معادن را به سایر پنج تن آل عبا تاءویل نمود.
در این موقع چنان سرور و خوشحالى به من دست داد که جز خدا کسى نمى داند. تا این که به پایین کوه رسیدیم و آن گاه آن حضرت(ع) از کوه دیگرى بالا رفت و من همراه جمعیت باز گشتم . و پس از یک ماه خداوند زیارت خانه اش و زیارت قبر پیامبرش(ص) را نصیب من فرمود.
داستان محافظت از گرماى دوزخ
امام صادق(ع) به صباح بن سبابه فرمود: مى خواهى به تو چیزى را یاد دهم که روى تو را از گرمى آتش جهنم نگاه دارد؟
راوى عرض کرد: بلى . فرمود: بعد از نماز صبح ، صد مرتبه بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد حق تعالى صورت تو را از آتش جهنم حفظ مى کند. در همان کتاب از حضرت امام موسى (ع)روایت کرده است : هر که بعد از نماز تسبیح - یعنى نماز جعفر طیار - و بعد از نماز مغرب ، پیش از آن که پاها را بگرداند و با کسى تکلم نماید، بگوید: ان الله و ملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما.اللهم صل على محمد النبى و ذریته ، حق تعالى صد حاجت او را برآورد، هفتاد در دنیا، و سى در آخرت . راوى مى گوید من عرضه کردم : معنى صلوات خدا و صلوات ملایکه یعنى چه ؟ فرمود: تزکیه است از ایشان براى آن حضرت. و صلوات مؤ منان دعا است براى آن جناب .
داستان اهمیت صلوات بر محمد وآل محمد
مردی به حضور پیامبر (ص) آمد وعرض کرد:من یک سوم صلواتم را درباره تو قرار داده ام،نه بلکه نصف صلواتم را برای توقرار داده ام،نه بلکه همه صلواتم را برای تو قرار داده ام. پیامبر(ص)به او فرمود:در این صورت،مخارج وکمکهای دنیا وآخرت تو تامین شود. ابوبصیر از امام صادق(ع) پرسید:معنی این جمله که من همه صلواتم را برای توقرار داده ام چیست؟ امام صادق(ع) فرمود:یعنی صلوات را(هنگام دعا)بر هر حاجتی که دارد،مقدم دارد ،وازخداوند چیزی درخواست نکند ،مگر این که نخست بر محمد(ص) صلوات بفرستد ،وسپس نیاز های خود را از خدا بخواهد
داستان صدای صلوات ملائکه هنگام رحلت پیامبر اکرم(ص)
امیرالمومنین (ع) فرمود:وقتی که رسول خدا(ص) را قبض روح نمودند، سر مبارکش بر سینه من بود وجان او در کف من جاری شد وآن را بر روی خود کشیدم.سپس متوجه غسل آن حضرت شدم که در این امر ملائکه یاوران من بودند وآنگاه آن خانه واطراف آن از ملائکه پر شده بود.گروهی بالا می رفتند وگروهی پایین می آمدند وصدای آنها را می شنیدم که بر آن حضرت صلوات می فرستادند.
داستان فلسفه صلوات بر آل محمد
روزی سلطان محمد خدابنده در مسجد نشسته بود وبه سخنان واعظ مجلس گوش می داد.واعظ در رابطه با فضیلت صلوات سخن می گفت.سلطان پرسید:چرا نام فرزندان وخاندان انبیا در صلوات ذکر نمی کنند ولی نام خاندان رسول خدا(ص) حتما باید در صلوات ذکر شود؟چرا این جمله ناتمام است"اللهم صل علی محمد"و حتما باید"وآل محمد"هم بدان اضافه شود؟واعظ در جواب فرو ماند.
سلطان گفت:اولا چون دشمنان پیامبر می خواهد که به دشمنان اسلام ثابت کند که نسل پیامبر (ص)تا ابد محکوم به نسخ وزوال بودند،اگر نسل آنان باقی ماند وتا آخر عمر بر این آیین خود ماندند،این با حکمت موافق نبود.ولی آل محمد تا ابد زنده وجاوید هستند ولاجرم صلوات ذکر ایشان واجب است تا همگان بدانند که حافظان شرع محمدی ایشانند وباید به ایشان در نهایت احترام واکرام رفار کرد. هنگامی که صحبتهای سلطان تمام شد،همگان به این پاسخ احسنت گفتند.
داستان نجات از دزدان به وسیله ذکر صلوات
مرحوم ملا حسین کاشفی در یکی از تالیفات خود ذکر کرده است که وقتی بر حسب ضرورت با اهل وعیال خود از وطن خویش مهاجرت کردم کسی از دوستان و مددکارانم همراهم نبود در ابتدای راه ، جمعی به ما رسیدند که از آنها آثار خوف واضراب نمایان بود وقتی نزدیک شدند از آنها پرسیدم که چرا این گونه پریشان حال هستید؟ آنها جواب دادند که در این راه دزدان مسلح هستند.
ولی باوجود کثرت یاران با زحمت از آنها گذشتیم آنها گفتند: شما چگونه بدون اسلحه قصد عبور از این راه را دارید،بهتر است مراجعت کنید.ولی امکان بازگشت برای ما نبود.با شنیدن حرف آنها به شدت ناراحت شدم وپس از چند لحظه خوابم برد در عالم خواب دیدم شخصی می گوید بر محمد وآلش صلوات فرست.وقتی از خواب بیدار شدم صلوات بر زبانم جاری بود ومرتب آن را می خواندم وهمراهانم نیز به متابعت از من صلوات می فرستادند.بالاخره حرکت کردیم وپس از ساعتی به کاروان دزدان رسیدیم واین در حالی بود که ما آنها را می دیدیم وصحبتهایشان را می شنیدیم ولی آنها ما را نمی دیدند.
داستان رفع گرسنگی با صلوات
حضرت سلمان فرمود:روزی حضرت علی (ع) در بیابانی بی آب وعلفی عبور می کرد در بین راه دراجی را دیدند وفرمودند:چه مدت است که تو در این بیابان بی آب وعلف هستی؟دراج عرض کرد:یکصد سال.حضرت فرموددند پس طعام وغذای تو چیست؟دراج عرض کرد:هر وقت گرسنه شوم بر شما صلوات می فرستم وچون تشنه باشم بر دشمنان شما لعنت می فرستم وسیراب می شوم.
داستان تجسم صلوات ونجات صلوات فرستنده
شبلی گفت:من همسایه ای داشتم که فوت کرده وبه رحمت خدا رفته بود.یک شب او را در خواب دیدم از او پرسیدم پروردگار متعال با تو چه کرد؟ گفت:ای شیخ هولهای بزرگی دیدم ورنج و سختی های زیادی کشیدم علی الخصوص در آن وقتکه نکیر ومنکر آمدند از من سوال کنند زبانم بند آمد ونتوانستم حرف بزنم با خود گفتم واویلا خدایا این عقوبت وسختی ها برای چیست؟آخر من مسلمانم وبه دین اسلام مردم.آن دوفرشته با خشم وعصبانیت از من جواب می خواستند ولی من درمانده بودم
خدایا چه کنم؟یک وقت دیدم یک شخص نورانی وخوشبو با موهای زیبا آمد میان من وآن دو فرشته ایستاد وجوابها را به من می گفت ومن هم به آنها می گفتم تا اینکه آنها راضی شدند ورفتند. به آن بزرگوار گفتم: خدا رحمتت کند که مرا از این غصه در آوردی ومرا از بلا نجات دادی.شما کی هستی؟ فرمود:من آن صلوات هایی هستم که بر پیغمبر (ص) می فرستادی حالا ماموریت پیدا کردم که مثل شما شوم وهر وقت وهرجا درماندی به فریادت برسم.
داستان ثواب تسبیح7کوه پر از ملائکه برای صلوات فرستنده
عباس بن عبدالمطلب می گوید:روزی به صورت پیامبر(ص) نگاه می کردم،حضرت فرمودند:آیا می خواهی چیزی را به تو بگویم؟عرض کردم:آری یا رسول الله.فرمودند:وقتی که من متولد شدم خداوند 7 کوه در هفت آسمان قرار داد وپر از ملائکه نمود که عدد آن ها را کسی غیر از خدا نمی داندآسمان قرار وپر از ملائکه که عدد آن ها را کسی غیر از خدا نمی داند و تاروز قیامت تسبیح خدا می کنند وخداوند ثواب آن ها را قرار می دهد برای کسی که اسم من را بشنود وصلوات بفرستد.بدن من از شنیدن این سخنان به لرزه در آمد وشروع کردم به گفتن صلوات.
داستان صلوات مانع غیبت
روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس وحضرت خضر(ع) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند وغیبت هم از گناهان کبیره است وهرچه آنها را نصیحت می کنم وآنها را منع می کنم،به حرفم اعتنایی نمی کنند وآن عمل قبیح را ترک نمی کنند. چه کنم؟حضرت الیاس(ع)فرمود: چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی شدی ودیدی غیبت می کنند بر محمد وآل محمد صلوات بفرست.پروردگار ملکی را بر اهل آن مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کند آن ملک جلوی این عمل زشت را می گیرد ونمی گذارد غیبت شود. سپس حضرت خضر (ع)فرمود: وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس صلوات بفرستد، حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را کنند.
داستان توجه پیامبر به صلوات فرستنده
در کتاب معراج النبوه نوشته است که:فردی در صلوات فرستادن بر حضرت رسول،سستی وتنبلی می کرد وبر این امر مهم اهتمام نمی ورزید شبی آن حضرت را در خواب می بیند که هیچ توجهی وعنایتی نسبت به او ندارد ،او از هر طرف پیش آن حضرت می رود،آن بزرگوار رویش را به جانب دیگری می گرداند.می گوید:عرض کردم:ای رسول خدا مگر از من غضبناک هستید؟ فرمود:خیر .عرض کردم:چرا هیچ توجه وعنایتی به من ندارید،از هر طرف که من می ایم روی مبارکتان را به سوی دیگری برمی گردانید؟فرمودند:من تو را نمی شناسم، چه توجهی به تو بکنم.
عرض کردم: من یکی از افراد امت شما هستم از علما شنیده ام که شما به امت خویش از مادر به فرزند خویش آشنا تر هستید(پس چگونه مرا نمی شناسید؟) فرمودند: بله ،چنین است ،اما تو مرا به صلوات یاد نمی کنی وصلوات نمی فرستی ،من امت خویش را به اندازه صلواتی که می فرستند می شناسم.آن فرد می گوید:وقتی از خواب بیدار شدم بر خود واجب ولازم کردم که هر روز صد صلوات بفرستم.بعد از آن ،حضرت را در خواب دیدم که فرمودند: اکنون تو را می شناسم و در روز قیامت از تو شفاعت خواهم نمود.
داستان صلوات برتر از بیست هزارسال اطاعت از فرشته
وقتی که پیامبراکرم صلی الله علیه وآله و سلم در شب معراج به آسمان چهارم رسید، فرشته ای را دید که لوحی در پیش روی خود نهاده و در آن نگاه می کند و مانند رودی اشک از دیدگان می ریزد. آن ملک متوجه حضور رسول خدا ص در آسمان چهارم نشد و لذا جبرئیل با بال خود بر او زد و هنگامی که ملک متوجه شد، بلافاصله رکاب آن حضرت را بوسید ، تعظیم و اکرام نمود و عرض کرد: یا رسول الله مرا معذور دارید، چرا که نور زیادی از این لوح متصاعد بود و به همین جهت من متوجه حضور شما نشدم
آن حضرت فرمودند: در این لوح چه چیزی نوشته شده است؟ ملک عرض کرد، در این لوح نوشته است: لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علی ولی الله. سپس ملک گفت که من دو رکعت نماز بجا آورده ام که بیست هزار سال طول کشیده است. به امر خدا پنج هزار سال در قیام و پنج هزار سال در رکوع و پنج هزار سال در سجود و پنج هزار سال درحال تشهد بودم. حالا ثواب این نماز را به شما هدیه می کنم به امت شما. حضرت باز فرمودند که امت من احتیاج به نماز تو ندارند. پس بدان که به عزت خدا هر کس از گناهکاران امت من یک بار صلوات بفرستند، ثواب آن از بیست هزار سال طاعت تو برتر است.
داستان آتش بر بدن ماهی اثر ندارد
روزی شخصی از بازار یک ماهی خرید و به خانه آورد و به زنش داد تا برایش غذایی آمده کند . زن آتشی روشن کرد و آن ماهی را روی آتش گرفت و هر چه منتظر ماند ماهی نپخت و آتش اصلاً در ماهی اثر نکرد . هر دو تعجب کردند که چرا این ماهی نمی پزد ؟ خدمت حضرت محمد (ص) آمدند و داستان را برای آن حضرت بیان کردند
حضرت رسول به ماهی فرمود : چرا آتش در تو کارگر نیست و اثری ندارد ؟! به اذن حق ، ماهی به حرف آمد و گفت : یا رسول الله !از برکت ذکر وجود مقدس و نازنین شما آتش در من اثر نمی کند ، یا رسول الله ، من مال فلان دریا هستم ، یک روز که در آن دریا شنا می کردم ، کشتی بزرگی از آنجا می گذشت ، و من هم کنار آن بودم که یکی از مسافران آن کشتی بر شما و اهل بیت شما صلوات می فرستاد ، من وقتی که صدای صلوات او را شنیدم خوشم آمد ، من هم شروع کردم به گفتن « اللهم صل علی محمد و آل محمد » در آن وقت ، ندایی بگوشم رسید : ای ماهی بدن تو بر آتش حرام شد ، به خاطر همین ، آتش در من اثر نمی کند.
داستان باریدن طلا از آسمان
فقیری که محتاج و صاحب عیال بود ، به طلب رزق و روزی از خانه بیرون آمد . نمی دانست کجا برود . اتفاقا گذرش به مسجدی افتاد که واعظی بالای منبر بود و مجلس را گرم کرده بود و مردم را تشویق و ترغیب به صلوات می کرد . آن مرد فقیر همان جا ایستاد و گوش به حرف واعظ می داد که می گفت : در فرستادن صلوات کوتاهی نکنید ، زیرا اگر ثروتمند بر آن حضرت صلوات بفرستند خداوند متعال در مالش برکت می دهد و اگر فقیر صلوات بفرستد خدا از آسمان روزی او را می فرستد
آن فقیر از آن مجلس بیرون آمد و همین طور که راه می رفت مشغول فرستادن صلوات شد و می گفت : « اللهم صل علی محمد و آل محمد » . سه روز از این ماجرا گذشت و او صلوات می فرستاد تا گذرش به یک خرابه ای افتاد . پایش به سنگی گیر کرد . آن سنگ را بلند کرد ، دید زیرش سبو و خمره ای پر از طلا است . با خودش گفت وعدة روزی من از آسمان باید بیاید ، من روزی زمین را نمی خواهم . سنگ را روی خمره گذاشت و به خانه آمد و قصه را برای همسرش تعریف کرد .
مرد فقیر همسایه ای داشت که یهودی بود ؛ از قضا ، زمانی که داستان را برای همسرش تعریف می کرد آن مرد یهودی بالای بام خانه گوش می داد و فوری از بام خانه پایین آمده و سراسیمه به خرابه رفت و آن سبو و خمره را برداشت و به خانه آورد . وقتی سر آن را برداشت دید که پر از مار و عقرب است . به خانواده اش گفت : این همسایة مسلمان ما ، دشمن ما است . وقتی که من بالای بام بودم فهمید و این حرف را زده که من به طمع بیفتم و آن خمره را باز کنم و مار و عقرب ما را بگزند و نیش بزنند
حالا که این طور شد من خمره را بالای بام می برم و از روزنه به خانه اش و روی سرشان می ریزم تا هلاک شوند . حالا که ضرر را برای ما می خواستند سر خودشان بیاید . او آمد بالای بام ، دید که مرد فقیر با زنش در حال مجادله و سر و صدا هستند و همسرش می گوید :ای مرد ، روا باشد که تو سبوی پر از زر پیدا کنی و آن را بگذاری ، بیایی و ما در فقر و تنگدستی باشیم ؟ مرد فقیر گفت : من امیدوارم که روزیمان را خدا از آسمان نازل کند که ناگهان مرد یهودی سر سبو را باز کرد و خمره را سرازیر کرد
مرد فقیر دید از بالا صدا می آید ، سرش را بلند کرد دید از روزنة خانه اش زر و طلایی صدا زد: ای زن ، ببین از آسمان طلا و زر می بارد . سریع ، شروع کرد به صلوات گفتن و جمع کردن زرها . یهودی دید که از سبو سر و صدای زر می آید آن را برگرداند دوباره دید که همان مار و عقرب هاست . دوباره سرخمره را پایین کرد و بقیه اش را به خانة فقیر ریخت . یهودی فهمید که این سری از اسرار غیبی است . به ذهنش آمد که این قضیه مثل همان قضیة زمان حضرت موسی است که آب نیل برای قطبی ها خون بود و برای سبطی آب
در همان لحظه ، مرد فقیر را بالای بام دعوت کرد و به دست او مسلمان شد و از برکت صلوات بر محمد و آل محمد (ص) هم فقیر ، ثروتمند شد و هم یهودی سعادت پیدا کرد که مسلمان شود .
داستان دائم الصلوات
سفیان ثوری گفت : سالی در ایام حج ، به سوی کعبه مقصود می رفتم . وقتی به مدینة طیبة رسول خدا رسیدم و به روضه و حرم شریف مشرف شدم ، جوانی را دیدم که سیمای صالحان در چهره اش نمایان بود ، و آثار پرهیزگاران از صورتش پیدا بود و دور حرم مطهر زیارت می کرد ، و چیزی بر زبانش نبود جز « اللهم صل علی محمد و آل محمد » . خواستم که از او بپرسم « چرا این همه دعا و ذکر که وارد شده است ، را نمی گویی ؟ »که جمعیت بین من و آن جوان فاصله انداخت ، و این حرف توی دلم ماند . به مکه آمدم و در حال طواف ، دوباره آن جوان را دیدم
باز جز صلوات چیز دیگری بر زبانش ندیدم .آمدم که دوباره با او حرف بزنم که دوباره ازدحام مردم بین من و او جدایی انداخت .دوباره حسرت حرف زدن به دلم ماند . روز عرفه که به عرفات رفتم ، همه را در حال ذکر و ورد می دیدم ، باز آن جوان را دیدم که می گفت : « اللهم صل علی محمد و آل محمد »، می نشست و صلوات می فرستاد ، می ایستاد و صلوات می فرستاد راه می رفت و صلوات می فرستاد . رفتم جلو و سلام کردم و با او گرم صحبت شدم . گفتم : از مدینه تا این جا به دنبالت هستم و در همه احوال دیدم همواره صلوات می فرستی ؟! تعجب می کنم از این ذکر ، در حالی که تمام مردم در حال نماز و ذکر و دعا و تضرع و استغفار و خشوع و خضوع هستند ، تو همه اش می گویی : « اللهم صل علی محمد و آل محمد » . آیا از این ذکر چیزی دیدی ؟!
گفت : رفیق ! من از این صلوات خیلی چیزها دیدم . به خاطر همین همواره صلوات می فرستم . یکی از آنها این داستان عجیب است که برایت می گویم ، که ببینی این صلوات چه می کند
پارسال در این موقع با مرحوم پدرم به سوی کعبة مقصود به راه افتادیم .در بین راه ، در فلان منزل پدرم مریض شد و از سفر باز ماندیم . من هم رفتم جایی را کرایه کردم و مرحوم پدرم را به آن جا بردم و چراغی را روشن کردم و سرش را کنار خودم گذاشتم و همین طور به صورتش نگاه می کردم ، دیدم اجلش رسید و پدرم به سکرات مرگ افتاد . روی سفید پدرم سیاه شد
از دیدن این منظره خیلی ناراحت و ترسان شدم ، گفتم « انا لله و انا الیه راجعون » صبح می شود و مردم برای کفن و دفن می آیند و روی پدرم را سیاه می بینند و می گویند این پیر چه معصیت کرده که به این روز افتاده . از دیدن این منظره خیلی ناراحت بودم ، پارچه ای رویش انداختم و از شدت ملامت اغیار ، گریة زیادی کردم که پدرم از دستم رفت و از همه مهمتر صورتش هم سیاه شده ، چه کنم ؟ از ناراحتی و گریه زیاد کنار بستر پدرم خوابم برد ، در عالم خواب دیدم یک نفر نورانی و زیبا که تا به حال به زیبایی او در دنیا ندیده بودم و بویی به خوشبویی او استشمام نکرده بودم
لباس های زیبا در بر داشت که تا به حال ندیده بودم و عمامه ای به سفیدی عمامه او ندیده بودم . داخل شد و سر بالین پدرم آمد و پارچه ای را که رویش بود کشید و دست مبارک را روی صورت مرحوم پدرم مالید . ناگهان صورت پدرم سفید شد . من که متحیر بودم ، با تعجب خود را به دست و پای آن حضرت انداختم و گفتم : آقا شما کی هستی که مرا از این غم بزرگ نجات دادی ؟ فرمود :من صاحب قرآن ، محمد بن عبدالله (ص) هستم . گفتم : پدرم چه کار کرده بود که به این رو سیاهی مرد
حضرت فرمود : این شخص به خودش جفا می کرد و گنهکار بود ، اما چون همیشه بر من صلوات می فرستاد و به یاد من بود من هم در این جا به فریادش رسیدم و به یادش هستم ، و این پاداش کسی است که بر من صلوات بفرستد . من از خواب بیدار شدم و روی پدرم را چون ماه تابان درخشان و روشن دیدم . از آن روز تا به حال فهمبدم که صلوات چه خاصیت هایی دارد .
تکنولوژی تولید ماده شفابخش (عسل):
روزی رسول اکرم و علی علیهما السلام در نخلستانی بودند؛ زنبور عسلی مشغول چرخیدن به دور پیامبر شد. ایشان فرمودند یا علی! این زنبور ما را به ضیافت عسل دعوت می کند … آنگاه از زنبور پرسیدند: با آنکه شما از شکوفه تلخ مزه می مکید, چگونه عسلی که تولید می کنید شیرین است؟ زنبور گفت: یا رسول الله! هر گاه ما از شیره گل ها می مکیم به ما الهام می شود که سه بار بر محمد و آل محمد صلوات بفرستیم؛ در این هنگام تلخی به شیرینی و عسل بدل می گردد. (خزینه الجواهر, ص ۵۸۶) به نقل از کتاب صلوات کلید حل مشکلات نوشته علی خمسه ای قزوینی ص۶۸٫ چاپ ۱۳۸۶٫
هوشمندی و تسبیح گویی هستی: خداوند میفرماید: هر چه در زمین و آسمان است مرا تسبیح میکنند، اما شما آن را نمی فهمید. آیا تا کنون از خود پرسیدهاید این جمله چه معنایی دارد؟ هر ذرهای در عالم هستی دارای ادراک و شعور است. همه ذرات هستی در محضر خدا هستند و در برابر تک تک اتفاقاتی که در عالم اتفاق میافتد از خودشان واکنش نشان میدهند. آب یکی از اینهاست. آب خوب و بد و زشت و زیبا را میفهمد. آب دعا را میفهمد. آب اهانت و فحش را میفهمد.
مهندسی معکوس تکنولوژی صلوات؛
از یامحمد تا لامحمد!: وقتی یامحمد (ص) تلخی ها و تلخکامی ها را عسلی شیرین و شفابخش می کند، عجیب است که ما به جای داروخانه معنوی، با اندک مشکلی به سراغ قرص های مسکن می رویم؛ اما شیاطین، حقیقت تکوینی شیرین سازی صلوات را با مهندسی معکوس، در صنعت خود وارد می کنند؛ البته این مهندسی معکوس را در جهت عکس اهداف فطرت آفرینش به کار می گیرند. آنان فهمیده اند که “لا محمد” خاصیت زهرآگین سازی عظیمی بر هستی و آب میگذارد، بنابراین، در یک طراحی دقیق و خائنانه، وقیح ترین فحش عالم را بر روی نوشیدنی خلق الله نوشته اند، تا آن را کوفت کنند و زهر در کام خود و دوستانشان بریزند!
جنگ نرم اقتصادی وغذایی؛ فلینظر الانسان إلی طعامه!: اگر خود شما دشمن خونی کسی باشید و به هیچ اخلاقی جز نابودی دشمن پابند نباشید، و فرمول نوشیدنیهای دشمن هم در دستان شما باشد چه چیزی به خورد آنها می دادید؟ همین که آنها به خورد ما می دهند: فانتا، پپسی، اسپرایت، کوکاکولا، نستله، آب معدنی دسانی، آب معدنی دماوند!
فردانیوز: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : در معراج ، ملکی را دیدم که هزار هزار دست دارد( یعنی یک میلیون ) و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد . آن ملک گفت : من حساب دانه های قطرات باران را می دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا می بارد. تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می دانم ، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم . رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: چیست؟ عرض کرد: هرگاه جماعتی از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم
آثار و برکات صلوات ص 30
نوشتن صلوات
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموند: هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بنویسد ، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند
داستانهای صلوات ص8 – سفینه البحار 2/ 50
صلوات جهت حاجت
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت های شماست و خدا را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاک و پاکیزه می کند.
داستانهای صلوات ص 10 – جمال الاسبوع ص 242
آمرزش گناهان با صلوات
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : هر کس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد ، بر خدا لازم می شود که گناهان او را بیامرزد ، در همان روز یا همان شب
بحار الانوار 94/ 69 – داستان های صوات ص 12
میزان صلوات در قیامت
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : روز قیامت ، من پیش میزان اعمال هستم ، یعنی که هر کس کفه سیئاتش (گناهانش) سنگین تر از کفه حسناتش (ثواب هایش) باشد ، من صلوات هایی را که برایم فرستاده می آورم و در کفه حسناتش می گذارم تا آن که کفه حسناتش سنگین تر گردد.
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال باب ثواب الصلاه النبی - داستان های صلوات ص 13
دیدن بهشت با صلوات
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : هر کس هر روز هزار صلوات بر من بفرستد از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند
فضیلت صلوات ص 14 ، داستان های صلوات ص14
شرکت ملائکه در مجالس صلوات
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت می کنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات می رسند ، به یکدیگر می گویند : فرود آییم . زمانی که پیاده می شوند ، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین ، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهی می کنند و در پایان به یکدیگر می گویند : خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید.
آثار و برکات صلوات ص 37
خشنودی پیامبر (ص) از صلوات های زیاد
شخصی بسیار زاهد و عابد که گوشه گیر بود و در مجالس و محافل حاضر نمی شد ، روزی در مجلس سخنرانی شرکت کرد و موجب تعجب همه شد . علت حضورش را پرسیدند ، گفت : رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب دیدم و به من فرمود: برو به مجلس سخنرانی فلان واعظ که زیاد بر من صلوات می فرستد و من از او خشنودم.
شرح فضایل صلوات ص92 – آثار و برکات صلوات ص 87
گم کردن راه بهشت
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : مَن نَسَی الصَلاة عَلیَ اخطَا طَریقَ الجنَةِ
کسی که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است
آثار و برکات صلوات ص97
صلوات ناقص ، چرا؟
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : بر من صلوات ناقص نفرستید ، پرسیدند : صلوات ناقص کدام است ؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : این که بگویید «اللهم صل علی محمد » این نوع صلوات را صلوات ناقص گویند. صلوات کامل چنین است : « اللهم صل علی محمد و آل محمد»
آثار و برکات صلوات ص100
فوائد صلوات
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : در مقابل صد صلوات ، خدا صد حاجت را بر آورده کند.
هدیه خدا ص 20
با صدای بلند صلوات فرستادن ، نفاق را بر طرف می کند
ثواب الاعمال ص 190 – هدیه خدا ص 20
صلوات فرستادن موجب پاکیزه شدن عمل هاست
امالی طوسی ج 1 - هدیه خدا ص20
هر کس یک مرتبه صلوات بفرستد ، خدا درِ عافیت را بر او می گشاید.
جامع الاخبار ص 67 - هدیه خدا ص 20
صلوات فقر را بر طرف می نماید.
جلاء الافهام ص 252 - هدیه خدا ص20
هرگاه چیزی از یاد انسان برود و آدمی آن را فراموش کند ، صلوات موجب می شود آن را به خاطر آید
همان
صلوات ، دشمن دیرین و همیشه در کمین یعنی ابلیس را ذلیل و خوار می نماید.
هدیه خدا ص20- شرح فضایل صلوات ص 114
هر که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات بفرستد ، خدا و ملائکه بر او صلوات می فرستند
اصول کافی ج 4 ص 249 – جامع الاخبار ص 69 - هدیه خدا ص17
انسان با رتبه و مقام صلوات به مقام خلیلی می رسد ، چنان که ابراهیم (علیه السلام)به برکت صلوات به مقام خلیلی نائل آمد.
هدیه خدا ص17 – علل الشرایع ص 34
سزاوارترین و نزدیک ترین مردم در روز قیامت به رسول خدا (ص) کسی است که در دنیا بر آن حضرت بیشتر صلوات فرستاده باشد
هدیه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 68 – مکارم الاخلاق ص 312
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)به حضرت علی (علیه السلام) فرمود : هر کس بر من صلوات بفرستد شفاعت من بر او واجب می شود
هدیه خدا ص20 – جامع الاخبار ص 67
حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند : هر کس قادر بر کفاره گناهان خود نباشد صلوات بسیار بفرستد که صلوات بر محمد و آل محمد گناهان را می ریزاند
هدیه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 28
امیر المومنین (علیه السلام) فرمودند : صلوات فرستادن در محو کردن گناهان شدیدتر است از فرو نشانیدن آتش توسط آب.
هدیه خدا ص23 – ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 184
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : هر کس بعد از نماز ظهر ، صد بار صلوات بفرستد خداوند سه پاداش به او می دهد
1) مدیون نشود و اگر مدیون شود خداوند ادا کند
2) ایمان او را حفظ کند که این بزرگ ترین بخشش است
3) روز قیامت از نعمتی که به او داده نپرسد
ختوم و اذکار شفا و درمان ص 60 – هدیه خدا ص 142 – آثار و برکات صلوات ص 119
صلوات ، هنگام مصاحفه با مسلمانان
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : دو بنده که دوست یکدیگر باشند و برای خدا با هم مسافحه نمایند و بر من صلوات فرستند ، پیش از آنکه از هم جدا شوند ، خدا گناهان هر دو را می آمرزد
فضایل صلوات ص 112
صلوات با دل و زبان
یکی از آداب فرستادن صلوات این است که دل با زبان موافقت نماید ، به این معنا که از روی غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد
شرح صلوات ج 116
مانع غیبت
روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس و حضرت خضر (علیه السلام) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند و غیبت هم از گناهان کبیره است و هر چه آنها را نصحیت می کنم و آنها را منع از غیبت می کنم ، به حرفم اعتنایی نمی کنند و آن عمل قبیح را ترک نمی کنند . چه کنم ؟ حضرت الیاس (علیه السلام) فرمود : چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی و دیدی غیبت می کنند ، بگو:
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد
پروردگار ، ملکی را بر اهل مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کند آن ملک جلوی این عمل زشت را می گیرد و نمی گذارد غیبت شود . سپس حضرت خضر (علیه السلام) فرمود : وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد
حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را کنند.
داستان های صلوات ص 57
فریاد رسی صلوات در قبر
شبلی نقل نموده است : من همسایه ای داشتم که وفات نمود . او را خواب دیدم ،از او پرسیدم : خدا با تو چه کرد ؟
گفت : ای شیخ ! هول های بزرگ دیدم ، و رنج های عظیم کشیدم . از آن جمله به وقت سوال منکر و نکیر ، زبان من از کار باز ماند . با خود می گفتم : واویلاه ، این عقوبت از کجا به من رسید ؟ آخر ، من مسلمان بودم و بر دین اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبیدند. ناگاه شخصی نیکو موی و خوش بوی آمد ، میان من و ایشان حایل شد و مرا تلقین کرد تا جواب ایشان را به نحو خوب بدهم ، از آن شخص پرسیدم : تو کیستی – خدا تو را رحمت کند – که من را از این غصه خلاصی دادی ؟
گفت : من شخصی هستم که از صلواتی که تو بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستادی آفریده شده ام ، و مامورم در هر وقت و هر جا که درمانی به فریادت برسم.
آثار و برکات صلوات ص 131
نجات عبور از صراط
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : شب گذشته ، عجیب خوابی دیدم . مردی از امت خود را دیدم که از صراط می گذشت و هر لحظه می لرزید ، و در هر قدم می لغزید . پس دیدم صلواتی که بر من فرستاده بود ، آمد و دست او را گرفت ، و به سلامت او را از صراط گذرانید.
آثار و برکات صلوات ص 143
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیش تری بر من فرستاده باشد.
آثار و برکات صلوات ص 143
واجب شدن شفاعت
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)در وصیت خود به امیر مومنان علی (ع) فرمود : یا علی ! هر کس بر من ، هر روز و هر شب صلوات فرستد ، شفاعتم بر او واجب می شود ؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد.
آثار و برکات صلوات ص 146 – بحار الانوار ج 91 ص 63
رفع عطش قیامت
خدا وحی کرد به حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام):
ای موسی! دوست داری عطش قیامت تو را در نیابد و در مواقف آن روز تشنه نباشی؟
عرض کرد: بلی ای پروردگار جهانیان . خطاب رسید : امروز در دنیا بر حبیب من صلوات فرست تا فردا از تشنگی قیامت ایمن باشی.
آثار و برکات صلوات ص 151
رفع فقر و تنگدستی
مردی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و از فقر شکایت کرد
آن حضرت فرمود: وقتی داخل خانه خود شدی، سلام کن؛
خواه کسی در خانه باشد خواه نباشد، و بر من سلام فرست و بعد از آن،
سوره اخلاص را بخوان.
آن مرد چنان کرد و در اندک روزی توانگر گردید؛
چنان که به همسایگان و خویشان خود کمک مالی می کرد.
اهمیت صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر و آل پیامبر(علیه السلام ) از طرف مؤمنین در حقیقت طلب کردن رحمت بر خودشان نیز است : زیرا در واقع پیامبر(صلی الله علیه و آله ) و ائمه (علیه السلام ) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم در واقع خود را از رحمت الهی محروم کرده ایم .
درود بر پیامبر سبب پاکی اعمال ونیز قبولی آنها می شود ، همچنین باعث اجابت دعاها وکفاره گناهان ونورانی شدن درقیامت وراه پیدا کردن به بهشت می شود .
معنا و مفهوم صلوات

واژه صلاه ، صلوه و جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیت است. صلی الله علیه یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسیط هم صلاه به معنای دعا است.
در تفسیر جوان آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معنی طلب رحمت می باشد.»(تفسیر جوان/71/ 623)
معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما می گوئیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، از خداوند خواسته ایم که چه کاری بکند؟ مگر آنها در کمال مطلق نیستند؟
در قرآن کریم به مؤمنان دستور می دهد که به پیامبر درود و سلام بفرستند : « ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما; خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید » (احزاب , آیه 56).
مقام پیامبر آن قدر والا است که خدای سبحان و تمام فرشتگان برای او درود و سلام می فرستند و بهتر است مؤمنین هم در این آهنگ کلی هم نوا و هماهنگ شوند .
علاوه بر آن صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر و آل پیامبر است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم خواستاری مقام و عظمت معنوی آنها است .
طلب کردن رحمت برای بندگان
ناگفته نماند فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر و آل پیامبر(علیه السلام ) از طرف مؤمنین در حقیقت طلب کردن رحمت بر خودشان نیز است : زیرا در واقع پیامبر(صلی الله علیه و آله ) و ائمه (علیه السلام ) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم در واقع خود را از رحمت الهی محروم کرده ایم .
درود بر پیامبر سبب پاکی اعمال ونیز قبولی آنها می شود ، همچنین باعث اجابت دعاها وکفاره گناهان ونورانی شدن درقیامت وراه پیدا کردن به بهشت می شود .
در زیارت جامعه کبیره آمده:
« وجعل صلواتنا علیکم وماخصنا به من ولایتکم,طیبا لخلقنا,وطهاره لانفسنا,وتزکیه لنا,وکفاره لذنوبنا ...؛
وقرار داد درودهای مارا بر شماوآنچه را مخصوص گردانید بما از دوستی ومحبت شما بخاطر پاک گردانیدن خلقت ما وپاکیزگی برای جانهای ماوجهت پاکی روح ما وکفاره گناهان ما... .»
شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود:«امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»
در سوره احزاب آیه 56 خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود می فرستند، شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید، و آن طور که باید، تسلیم شوید.»
خداوند در این آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.

در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الی الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علی رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان یسال حاجتین فیقضی احدا هما و یمنع الاخری ؛ هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد . »
تمام دعاهای صحیفه سجادیه نیز با صلوات آغاز می شود و یا پایان می یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زیرا :
ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوی خدا حتمی است .
امام سجاد علیه السلام در دعای 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت می کند.
در قسمتی از این دعا می فرمایند:«اللهم صل علی محمد و اله، فی کل اوان وقت و کل و علی کل حال عدد ماصلیت علیه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التی لا یحصیها غیرک، انک فعال لما ترید : بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهایی که بر هر کس نثار فرموده ای و چندین برابر آن به چندین برابر که هیچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهی کنی.»
امام صادق علیه السلام نیز در باب اهمیت صلوات می فرمایند:«کسی که شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می شود.» (ثواب الاعمال/ 32)
کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
در مورد کیفیت صلوات، روایات فراوانی است که درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همراه با آلش مقبول می دانند.
این نوع کیفیت صلوات از منابع شیعه و سنی قابل اثبات است .
از حضرت علی علیه السلام نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی» (کنزالعمال)
برکات و ثواب صلوات
در باب ثواب صلوات روایات فراوانی است که تاکید می کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.
صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.
در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.
برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»
از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».
و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. 1- عالم برزخ 2- قیامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.
در قرآن کریم به مؤمنان دستور می دهد که به پیامبر درود و سلام بفرستند : « ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما; خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید »
مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می کند، ظلمت گناه را از بین می برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می کند، ثواب صلوات سنگین تر از گناهان است، صلوات، فریادرس ایشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نورانی و جان کندن را راحت می کند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند : «هر کس بر من صلوات زیاد بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد.»
2- قیامت

از ائمه علیه السلام آمده که هر کس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می شود در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیک ترین فرد به پیامبر قرار می دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می کند و او را در زیر عرش الهی قرار می دهد. همچنین این صلوات ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می شود و ذخیره ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می آید.
از پیغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخیز آن روزی که سایه ای جز سایه خداوند نخواهد بود در زیر عرش الهی خواهند بود: «عرض شد: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟»
فرمود: «آن کس که اندوه غمزده ای از امت من را برطرف سازد و کسی که سنت مرا زنده نماید و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»
3- پل صراط
صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است که راه را بر او روشن می کند، چنانکه رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «اکثروا الصلاه علی فان الصلوه علی نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنه : بر من بسیار درود بفرستید چرا که درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»
از حضرت علی علیه السلام نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی»
صلوات انسان را از گرمای جهنم مصون می دارد و مانعی است در ورود به آتش جهنم .
رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه ؛ آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»
5- بهشت
صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می شود، دوست پیامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می کنند، شراب سلسبیل می نوشند، در زمره خواص پیامبر وارد بهشت می شوند.
شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود:«امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»
حقیقت این است که روایات اسلامی اهمیت فوق العاده ای برای صلوات بر پیامبر ذکر کرده و در منابع شیعه و اهل سنّت ثواب و پاداش فوق العاده ای برای این عمل ذکر شده، به اندازه ای که مایه اعجاب و شگفتی است، که به عنوان نمونه بخشی از این روایات را گلچین کرده، در ذیل از نظر خوانندگان عزیز می گذرانیم، سپس به تحلیلی در این زمینه می نشینیم
تاریخ انتشار : 1395/9/6
بازدید : 8948
منبع : پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج 3؛ ص192 , مکارم شیرازی ؛ناصر
1- در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السّلام می خوانیم:
«ألصّلاة علی النّبی و آله أمحق للخطایا من الماء إلی النّار و السّلام علی النّبی أفضل من عتق رقاب
، صلوات بر پیامبر و آل او گناهان را محو می کند، شدیدتر از آنچه آب، آتش را خاموش می کند و سلام بر پیامبر و آل او افضل است از آزاد کردن بردگان»[1]
2- در حدیثی از امام صادق علیه السّلام می خوانیم:
، هنگامی که نام پیامبر برده شود بسیار صلوات بر او بفرستید، چرا که هر کس یک صلوات بر پیامبر اکرم بفرستد خداوند هزار صلوات و درود در هزار صفّ از ملائکه، بر او می فرستد، و چیزی از مخلوقات خدا باقی نمی ماند، مگر این که به خاطر صلوات خدا و فرشتگانش بر او صلوات می فرستند و هر کس به چنین پاداش عظیمی علاقه نداشته باشد، جاهل مغروری است که خدا و رسول خدا و اهل بیتش از او بیزارند»[2] 3- در حدیث دیگری از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله می خوانیم:
«کلّ دعاء محجوب حتّی یصلّی علی النّبی
، هیچ دعایی به اجابت نمی رسد مگر اینکه صلوات بر پیامبر فرستاده شود[3]».
4- باز در حدیث دیگری از همان حضرت می خوانیم:
، صلوات بر من نور صراط (در قیامت) است. [4]».
5- در حدیث دیگری از امام باقر یا امام صادق علیه السّلام نقل شده که فرمود:
، در ترازوی سنجش اعمال (در قیامت) چیزی سنگین تر از صلوات بر محمّد و آل محمّد نیست، کسانی
هستند که اعمالشان را در ترازوی سنجش عمل می گذارند، سبک و ناچیز است سپس صلوات بر آن حضرت را بیرون آورده و بر آن می نهند سنگینی می کند و برتری می یابد». [5] 6- در حدیث دیگری از خود آن حضرت آمده است:
«صلّوا علی فإنّ الصّلاة علی زکاة لکم
، صلوات بر من بفرستید، چرا که صلوات بر من، باعث نموّ (روح و جان) شما می شود»[6] 7- در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است:
«إذا کان یوم الخمیس بعث اللّه ملائکة معهم صحف من فضّة و أقلام من ذهب یکتبون یوم الخمیس و لیلة الجمعة أکثر النّاس علی صلاة
، روز پنج شنبه که می شود خداوند فرشتگانی را با لوح هایی از نقره و قلمهایی از طلا می فرستد تا نام کسانی را که روز پنج شنبه و شب جمعه بیشتر از همه بر من صلوات می فرستند، بنویسند[7]».
8- در حدیث دیگری از امام صادق علیه السّلام از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله چنین نقل شده است که روزی به علی علیه السّلام فرمود:
«ألا أبشّرک؟ قال: بلی بأبی أنت و أمّی فإنّک لم تزل مبشّرا بکلّ خیر. فقال: أخبرنی جبرئیل آنفا بالعجب. فقال أمیرالمؤمنین: و ما الّذی أخبرک یا رسول اللّه؟ قال: أخبرنی أنّ الرّجل من أمّتی إذا صلّی علی فأتبع بالصّلاة علی أهل بیتی فتحت له أبواب السّماء و صلّت علیه الملائکة سبعین صلاة و أنّه إن کان من المذنبین تحاتّ عنه الذّنوب کماتحاتّ الورق من الشّجر
، آیا به تو بشارت بدهم؟ علی علیه السّلام عرض کرد: آری پدر و مادرم فدایت، تو همیشه بشارت دهنده به همه نیکی ها بوده ای.
پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: جبرئیل الآن از چیز عجیبی به من خبر داد، امیرمؤمنان علیه السّلام پرسید: چه خبری داده، ای رسول خدا؟ فرمود: به من خبر داد که یکی از امّت من هنگامی که صلوات بر من می فرستد و به دنبال آن صلوات بر اهل بیتم، درهای آسمان به روی او گشوده می شود و فرشتگان هفتاد صلوات بر او می فرستند و اگر از گنه کاران باشد، گناهانش فرو می ریزد آن گونه که برگها از درختان می ریزند[8]».
9- در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است:
«أکثروا الصّلاة علی فإنّ اللّه وکل بی ملکا عند قبری فإذا صلّی علی رجل من أمّتی قال ذلک الملک یا محمّد: إنّ فلان بن فلان صلّی علیک السّاعة
، زیاد صلوات بر من بفرستید، چرا که خداوند فرشته ای را نزد قبر من مأمور ساخته که هر فردی از امّت من، صلوات بر من بفرستد آن فرشته می گوید: فلان کس، فرزند فلان، هم اکنون بر تو صلوات فرستاد». [9] 10- در حدیثی از امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله چنین نقل شده است:
«من صلّی علی إیمانا و احتسابا إستأنف العمل
، هر کس از روی ایمان و به خاطر خداوند، بر من صلوات بفرستد (تمام گناهانش بخشوده خواهد شد و) اعمال خود را از نو آغاز می کند[10]».
11- نه تنها به هنگام ذکر نام پیامبر صلّی اللّه علیه و آله باید صلوات بر او فرستاد، بلکه به هنگام نوشتن نیز تأکید شده است که صلوات را بنویسند، آن گونه که در حدیثی از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله می خوانیم:
«من صلّی علی فی کتاب لم تزل الملائکة تستغفر له مادام اسمی فی ذلک الکتاب
، کسی که در نوشته ای صلوات بر من بنویسد، فرشتگان- مادامی که اسم من در آن نوشته است- برای او استغفار می کنند[11]».
12- عایشه از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نقل می کند که فرمود:
«من سرّه أن یلقی اللّه غدا راضیا فلیکثر الصّلاة
، علی، کسی که دوست دارد خدا را فردای قیامت ملاقات کند در حالی که از او خشنود باشد، پس زیاد بر من صلوات بفرستد[12]».
کوتاه سخن این که روایات بسیار فراوانی در این زمینه نقل شده، که از اهمیت فوق العاده صلوات و درود بر پیامبر و آل حکایت می کند، به گونه ای که در کمتر عملی از اعمال، این همه ثواب و فضیلت دیده می شود و آنچه ما در احادیث دوازده گانه بالا آوردیم، در واقع بخش کوچکی از آن است.
1- این همه اهمیت برای چیست؟
در اینجا قبل از هر چیز، این سؤال پیش می آید که این همه اهمیت برای چیست؟ و چه فلسفه ای در صلوات بر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نهفته شده است؟
در پاسخ این سؤال می توان گفت که نخستین فلسفه آن این است که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و مقام شامخ او فراموش نشود، و لازمه آن این است که اسلام و برنامه های اسلامی متروک نمی شود و به این ترتیب ادامه صلوات بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله رمز بقای اسلام و نام مبارک او است.
دیگر این که این صلوات و درود سبب می شود که ما به مقام والای آن حضرت بیشتر آشنا شویم و از اخلاق و اعمال و صفاتش الگو بگیریم و لذا از بعضی از تعبیرات استفاده می شود که صلوات بر آن حضرت، باعث پاکیزگی اخلاق و طهارت اعمال و ریزش گناهان ما می شود، چنان که در زیارت جامعه می خوانیم:
«و جعل صلاتنا علیکم و ما خصّنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهارة لأنفسنا و تزکیة لنا و کفّارة لذنوبنا
، خداوند صلوات ما را بر شما (پیامبر و آل پیامبر) و ولایت ما را نسبت
به شما، سبب پاکیزگی اخلاق، طهارت نفوس و نموّ و رشد معنوی و کفّاره گناهان ما قرار داده است»[13].
در روایات متعدّد دیگری نیز اشاره به بخشودگی گناهان، به هنگام درود بر پیامبر و آل او شده است.
از طرفی صلوات و درود بر پیامبر و آل او، رحمت تازه الهی را بر روح پاک آنها فرو می فرستد و از آنجا که آنها منبع فیض اند، از سوی آنها به امّت نیز سرازیر می شود بنابراین، درود و رحمت بر آنها، در واقع درود و رحمت بر خود ما است.
اضافه بر این، فرستادن صلوات و درود بر آن بزرگواران، نوعی حق شناسی و قدردانی و تشکر از زحماتی است که برای هدایت امّت کشیده اند و بی شک این حقّ شناسی و قدردانی اجر و پاداش الهی دارد.
2- آیا صلوات بر پیامبر برای او اثری دارد؟
سؤال دیگری که در اینجا مطرح است این است که آیا صلوات و درود بر پیامبر و آل او، در مقام و منزلت آنها اثر دارد؟
گاه بعضی از ناآگاهان می گویند: هیچ اثری ندارد چون آنها به مقاماتی که باید برسند، رسیده اند، ولی سستی این سخن با توجّه به این که سیر تکاملی انسان هیچ حدّ و مرزی را نمی شناسد و به سوی نامتناهی پیش می رود، آشکار می شود و لذا با صراحت در بعضی از دعاها که در تشهّد و غیر آن خوانده می شود، عرضه می داریم:
«و ارفع درجته، درجه پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله را بالاتر از آنچه هست، بالا ببر». [14] از این رو، قرآن مجید نیز با صراحت می گوید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»؛ خدا و فرشتگانش بر پیامبر اکرم درود و رحمت می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم (فرمان او) باشید»[15] تعبیر به فعل مضارع «یصَلُّونَ» دلیل بر ادامه این رحمت است و به یقین هر مسلمانی که سخن از توحید و اسلام می گوید، رحمت تازه ای برای بنیانگذار این آیین نوشته می شود و این رحمت با انجام اعمال او نیز تداوم می یابد، چرا که این سنّت های حسنه را او بنیان نهاد.
3- با چه الفاظی درود بفرستیم؟
سؤال دیگری که در اینجا مطرح است، این است که چگونه و با چه الفاظی باید بر آن حضرت صلوات فرستاد؟
در این زمینه نیز روایات متعدّدی از طرق شیعه و اهل سنّت به ما رسیده و در همه آنها تأکید شده است که باید آل محمّد علیهم السّلام به هنگام فرستادن صلوات ذکر شوند، که ما در اینجا به ذکر چند روایت از طرق اهل سنّت، بسنده می کنیم:
در «الدّر المنثور» از «صحیح بخاری» و «مسلم» و «ابو داود» و «ترمذی» و «نسائی» و «ابن ماجه» و «ابن مردویه» و گروه دیگری، از «کعب بن عجره» نقل شده که مردی خدمت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله عرض کرد: «أمّا السّلام علیک فقد علمناه فکیف الصّلاة علیک، سلام بر تو را می دانیم چگونه است، امّا صلوات و درود بر تو باید چگونه باشد؟» پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود بگو:
«أللّهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد کما صلّیت علی آل إبراهیم إنّک حمید مجید. ألّلهمّ بارک علی محمّد و علی آل محمّد کما بارکت علی آل إبراهیم إنّک حمید مجید» نویسنده تفسیر «الدّر المنثور» اضافه بر حدیث فوق، هیجده حدیث دیگر نقل کرده که در همه آنها تصریح شده که «آل محمّد» را باید به هنگام صلوات ذکر کرد، این احادیث از کتب مشهور و معروف اهل سنّت از گروهی از صحابه از جمله «ابن عبّاس»، «ابو سعید خدری»، «ابو هریره»، «طلحه»، «ابو مسعود انصاری»، «بریده»، «ابن مسعود»، «کعب بن عجره» و «امیر مؤمنان علی علیه السّلام» نقل شده است. [16] در «صحیح بخاری»[17] روایات متعدّدی در این زمینه نقل شده و در «صحیح مسلم»[18] نیز، دو روایت آمده است و جالب این که در «صحیح مسلم» با آن که در احادیث فوق چند بار «محمّد و آل محمد»، با هم ذکر شده، عنوانی را که برای این باب انتخاب کرده «باب الصّلاة علی النّبی صلّی اللّه علیه و سلّم» (بدون ذکر آل) می باشد! این نکته نیز لازم به یادآوری است که در بعضی از روایات اهل سنّت و بسیاری از روایات شیعه، حتّی کلمه «علی» میان «محمّد و آل محمّد» فاصله نشده است و کیفیت صلوات به این صورت است: «الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد».
این سخن را با حدیثی از «صواعق ابن حجر»[19] پایان می بریم. او نقل می کند که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود:
«لا تصلّوا علی الصّلاة البتراء! فقالوا: و ما الصّلاة البتراء؟ قال: یقولون: «أللّهمّ صلّ علی محمّد» و تمسکون، بل قولوا: أللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
، هرگز صلوات ناقص و ناتمام بر من نفرستید! عرض کردند: صلوات ناقص و ناتمام چیست؟ فرمود: اینکه فقط بگوئید: «أللّهمّ صلّ علی محمّد» سپس امساک کنید، بلکه بگوئید: أللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد». در جلد اوّل کنز العمّال نیز روایات متعدّدی در این زمینه دیده می شود.
4- صلوات و درود واجب است، یا مستحب؟
سؤال دیگر این که آیا صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله واجب است یا مستحبّ؟ ظاهر آیه شریفه پنجاه و شش سوره احزاب «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی» وجوب است، زیرا می دانیم امر، ظاهر در وجوب می باشد مگر این که قرینه ای بر خلاف آن قائم شود و در این آیه خداوند امر به صلوات و سلام بر پیامبر کرده است، بنابراین، حدّاقل لازم است یک بار بر آن حضرت صلوات و درود و سلام فرستاد، این در حالی است که مشهور فقهای شیعه و جمعی از فقهای اهل سنّت معتقد به وجوب صلوات در تشهّد هستند.
«ابن قدامه» فقیه معروف اهل سنّت در کتاب «المغنی» می گوید: در تشهّد اوّل، باید بر پیامبر صلوات بفرستد و بگوید: «أللّهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد کما صلّیت علی إبراهیم. . . و هی واجبة فی صحیح المذهب و هو قول الشّافعی و اسحاق. . . ، صلوات فرستادن بر پیامبر و آلش در فتوای صحیح واجب است و «شافعی» و «اسحاق» نیز بر همین عقیده اند». سپس از «ابن راهویه»(از فقهای اهل سنّت) نقل می کند: «لو أنّ رجلا ترک الصّلاة علی النّبی صلّی اللّه علیه و آله فی التشهّد بطلت صلاته، اگر کسی صلوات بر پیامبر را در تشهّد ترک کند، نمازش باطل است، سپس می افزاید: ظاهر مذهب «احمد» (امام معروف اهل سنّت) نیز وجوب آن است. [20] نویسنده کتاب «التّاج الجامع للاصول» (شیخ منصور علی ناصف) در ذیل آیه پنجاه و شش سوره احزاب «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی» تصریح می کند که ظاهر آیه این است که صلوات و سلام، بر پیامبر اکرم واجب است و این سخن مورد اتّفاق علما می باشد[21].
5- مفهوم واقعی صلوات
آخرین سؤالی که در اینجا مطرح است این است که مفهوم صلوات چیست؟
معروف در میان علما و دانشمندان این است که صلوات اگر از سوی خداوند باشد به معنای رحمت است و اگر از سوی فرشتگان و انسانها باشد به معنای طلب رحمت است. یا به تعبیری که در روایت امام کاظم علیه السّلام آمده است در پاسخ این سؤال که معنای صلوات خدا و ملائکه و مؤمنان در آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی» چیست؟ فرمود:
«صلاة اللّه رحمة من اللّه و صلاة الملائکة تزکیة منهم له، و صلاة المؤمنین دعاء منهم له
، صلوات خداوند رحمتی از ناحیه او است و صلوات ملائکه، تقدیس و پاک شمردن آنها است نسبت به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و صلوات مؤمنین، دعا و تقاضای رحمت است از آنها برای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله». [22] بعضی معتقدند تمام این معانی به یک اصل باز می گردد و آن ثنای جمیل است خواه به صورت فرستادن رحمت بوده باشد، یا تقدیس و پاک شمردن، و یا تقاضای رحمت، که هر کس به مقتضای حال خودش آن را انجام می دهد. [23] و از آنجا که ریشه اصلی این لغت، «صلی» (بر وزن سعی) به معنای در آتش افکندن، یا سوختن و برشته شدن در آتش است، بعضی معتقدند که صلوات به معنای دور کردن آتش عذاب الهی است، که نتیجه آن رحمت یا تقاضای رحمت است، ولی بعضی میان «صلو» که به اصطلاح ناقص واوی است، با «صلی» که ناقص یایی است، فرق گذاشته اند و معنای اخیر را مربوط به «صلی» دانسته اند و معانی قبل را مربوط به «صلو». (دقّت کنید!) به هر حال، تمام اینها نشان می دهد که با هر صلوات و سلامی که به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرستاده می شود، رحمت تازه ای بر روان پاک او نازل می گردد و بعید نیست که این رحمت از ناحیه آن منبع عظیم الهی، به سوی امّتش نیز سرازیر شود. از همین رو صلوات و درود بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله مایه رحمت و پاکی و آموزش برای خود انسان است.
درباره اینکه منظور از آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله همان اهل بیت، یعنی فرزندان او هستند به خواست خدا در ذیل خطبه 239 بحث خواهیم کرد. در جلد اوّل همین شرح، ذیل خطبه دوّم صفحه 303 نیز اشاره ای به این معنا داشتیم.
پی نوشت ها
[1] ثواب الاعمال صدوق، ص 185.
[2] بحار الانوار، جلد 17، ص 30.
[3] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 490، شماره 2153 و 2149.
[4] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 490، شماره 2153 و 2149.
[5] وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 1210( باب 34 از ابواب ذكر).
[6] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 494، شماره 2182.
[7] كنز العمّال، جلد 1، شماره 2177.
[8] شرح علّامه خويى بر نهج البلاغه، جلد 5، صفحه 214- 215.
[9] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 494، شماره 2181.
[10] وسائل الشيعة، جلد 4، صفحه 1213( باب 34 از ابواب الذّكر).
[11] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 507، حديث 2243.
[12] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 504، حديث 2229.
[13] زيارت جامعه كبيره.
[14] وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 989، باب كيفيّة التشهّد.
[15] سوره احزاب، آيه 56.
[16] تفسير الدّر المنثور، جلد 5، صفحه 216 به بعد،( ذيل آيه 56 سوره احزاب).
[17] صحيح بخارى، جلد 6، صفحه 151، در تفسير سوره احزاب.
[18] صحيح مسلم، جلد 1، صفحه 305، باب الصلاة على النبى صلّى اللّه عليه و آله.
[19] صواعق ابن حجر، صفحه 144.
[20] المغنى، جلد 1، صفحه 579.
[21] التّاج الجامع للاصول، جلد 5، صفحه 143.
[22] تفسير نور الثقلين، جلد 4، صفحه 302، شماره 221( ذيل آيه 56 سوره احزاب).
[23] التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، مادّه« صلو»( با اقتباس و نقل به معنا).
گروه فعالیتهای قرآنی: یک حافظ کل قرآن گفت: قرآن لحظه لحظه زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار میدهد و من نیز معجزات آن را در زندگی خود لمس کردم.
لیلا فرزین، حافظ کل قرآن کریم در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از مازندران گفت: با بیان اینکه سالهای متوالی در مسابقات قرآنی شرکت کردم، اظهار کرد: هر اندازه برگزاری مسابقات قرآنی در جامعه افزایش پیدا کند افراد بیشتری به این سمت گرایش پیدا میکنند.
وی با بیان اینکه اشاعه قرآن در جامعه میتوانند سبب کاهش ناهنجاریهای اجتماعی در جامعه شود، افزود: متاسفانه مسابقات قرآنی به صورت سالانه برگزار میشود که امیدواریم دستکم هر شش ماه یکبار برگزار شود.
حافظ کل قرآن با انتقاد از عدم توجه مسئولین به مشکلات حوزه قرآنی، تصریح کرد: اگر مسئولان حوزه قرآن در حل مشکلات حافظان قرآن همت کنند بهتر می توان در رویج مفاهیم قرآنی امیدوار بود.
وی با بیان اینکه هر چه در زندگی دارم به خاطر فراگیری مفاهیم قرآنی است، افزود: قرآن لحظه لحظه زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار میدهد و من نیز معجزات آن را در زندگی خود لمس کردم.
فرزین با بیان اینکه اگر جوانان به سمت قرآن گرایش پیداکنند همه چیز بدست میآورند، اظهار کرد: اگر اطلاع رسانی بیشتری صورت بگیرد افراد بیشتری در این مسابقات شرکت می کنند.
حافظ کل قرآن کریم با بیان اینکه پس از فارغ التحصیلی حفظ قرآن را آغاز کردم، گفت: در طول سه سال کل قرآن را حفظ کردم و ناراحتم که چرا زودتر قرآنی را شروع نکردم.
فرزین با بیان اینکه برای برگزاری مسابقات تبلیغات بیشتری صورت گیرد، خواستار برگزاری مسابقات در سطح دانش آموزی شد.
وی ادامه داد: اگر این مسابقات در سطح مدارس برگزار شود علاوه برکشف استعدادهای قرآنی سبب جذب و گرایش بیشتر دانش آموزان می شود.
به گزارش خبرنگارفرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، یکی از قویترین ادله بر اثبات اعجاز قرآن، «تحدی» قرآن کریم است. یعنی بشریت «جن و انس» را برای نوشتار خود دعوت به همانندآوری کرده است. بنابراین یکی از ارکان معجزه قرآن تحدّی است. دعوت خداوند از همه جهانیان و شکاکان برای مقابله با قرآن است.
دلیل این تحدی این است که نوع کلام از نوع کلام بشر نیست که با گذشت زمان کهنه شود بلکه کلام خالق بشر است که همیشه تازه است. قرآن کتابی است که معانی بلند و سخنان حکیمانه و دانشهای مختلف در آن جمع شده است و دانشمندان هرگاه سطح معارفشان بالا رود میتوانند به گوشهای از حقایق آن با توجه به تخصص علمی خود دست پیدا کنند.
به عنوان نمونه آیات 12 تا 14 سوره مومنون خداوند متعال در رابطه با چگونگی شکلگیری انسان از ابتدای پیدایش در رحم مادر تا به دنیا آمدن شرح مفصلی داده است؛ «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ»، «ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ»، «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ». معنی آیات این است که ما انسان را از عصارهای از گِل آفریدیم، سپس آن را نطفهای در قرارگاهی استوار قرار دادیم، آنگاه نطفه را علقه گرداندیم و آن علقه را به صورت پاره گوشتی درآوردیم، سپس آن پاره گوشت را استخوانهایی ساختیم و به استخوانها گوشت پوشاندیم. سپس آن را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.
علامه طباطبایی در رابطه با تفسیر این آیات میفرماید: ما نوع بشر را ابتدا از گل آفریدیم، یعنی حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) از گل و آن گاه نسل او از نطفه آفریده شدهاند، و چون خلق به معنای تقدیر و اندازهگیری است، معنای صحیح آن است که میفرماید: ما انسان را در آغاز از فشرده و خلاصهای از اجزای زمین که با آب آمیخته بود اندازهگیری کردیم. و (نطفه ) به معنای آبی اندک است، میفرماید: سپس ما انسان را نطفهای کردیم که در رحم تمکن و استقرار دارد و پس از آن مراحل رشد جنین انسان را ذکر میکند که ابتدا به صورت خونی بسته و بعد از آن به صورت تکه گوشتی لهیده و پس از آن به صورت استخوان درمیآید و به دنبال آن خداوند، استخوان را با گوشت میپوشاند و صورت جنین بشر را پیدا میکند. (انشاء) یعنی احداث و تربیت چیزی و خداوند برای آنکه دلالت کند بر اینکه، آنچه در این مرحله ایجاد میشود، حقیقت دیگری است غیر از آنچه در مراحل قبلی بود، یعنی مرحلهای که آن جنین انسانی که صرف مادهای مرده و جاهل و عاجز بود، به صورت موجودی زنده درمیآید که دارای ذات و صفات و خواص مغایر با سابقش است و این همان زمانی است که خداوند روح را در کالبد جنین انسان میدمد. در آخر فرمود مبارک باد خدا که بهترین خالقان است، و خداوند مبارک (با برکت ) است چون اختصاص به خیر کثیر دارد و تمام موجودات را ایجاد کرده و اجزای آنها را ترکیب میکند و به واسطه آن خیر، بر همه خلائق جود و افاضه کیکند و خدا بهترین خالقان است. 1
اما آنچه مورد توجه یکی از دانشمندان آمریکایی قرار گرفته است، مرحله دوم شکلگیری جنین است که مرحله «علقه» است. کلمه «علقه» به انگلیسی سه معنی «معلق شده»، «زالو» و «لخته خون» است که ارتباط جالبی با حقیقت علمی علقه در رحم مادر پیدا میکند که دانشمند آمریکایی به توضیح آن میپردازد:
مقدمه: قرآن كريم هم اصل وجود اعجاز را بيان نموده و هم اينكه خود قرآن معجزه است; آن هم بزرگترين معجزه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله. در اين مقاله به بعضى از جنبههاى اعجاز قرآن اشاره شده است.
قرآن كريم در آيه مورد بحث، و آياتى كه نقل كرديم، ادعاء كرده است: بر اينكه آيت ومعجزه است، و استدلال كرده باينكه اگر قبول نداريد، مانند يك سوره از آنرا بياوريد، و ايندعوى قرآن بحسب حقيقت بدو دعوى منحل ميشود، يكى اينكه بطور كلى معجزه و خارق عادتوجود دارد، و دوم اينكه قرآن يكى از مصاديق آن معجزات است، و معلوم است كه اگر دعوى دومثابتشود، قهرا دعوى اولى هم ثابتشده، و بهمين جهت قرآن كريم هم در مقام اثبات دعوىاولى بر نيامد، و تنها اكتفاء كرد باثبات دعوى دوم، و اينكه خودش معجزه است و بر دعوى خوداستدلال كرد به مسئله تحدى، و تعجيز، و وقتى بشر نتوانست نظير آنرا بياورد هر دو نتيجه راگرفت.
چيزى كه هست اين بحث و سئوال باقى مىماند، كه معجزه چگونه صورت مىگيرد، با اينكهاسمش با خودش است، كه مشتمل بر عملى است كه عادت جارى در طبيعت، يعنى استناد مسبباتباسباب معهود و مشخص آنرا نمىپذيرد، چون فكر ميكند، قانون علت و معلول استثناء پذيرنيست، نه هيچ سببى از مسببش جدا ميشود، و نه هيچ مسببى بدون سبب پديد مىآيد، و نه در قانونعليت امكان تخلف و اختلافى هست، پس چطور مىشود كه مثلا عصاى موسى بدون علت كهتوالد و تناسل باشد، اژدها گردد؟و مرده چندين سال قبل با دم مسيحائى مسيح زنده شود؟!
قرآن كريم اين شبهه را زايل كرده، و حقيقت امر را از هر دو جهت بيان مىكند، يعنى همبيان مىكند: اصل اعجاز ثابت است، و قرآن خود يكى از معجزات است، و براى اثبات اصلاعجاز دليلى است كافى، براى اينكه احدى نمىتواند نظيرش را بياورد.
و هم بيان مىكند كه حقيقت اعجاز چيست، و چطور مىشود كه در طبيعت امرى رخ دهد، كه عادت طبيعت را خرق كرده، و كليت آنرا نقض كند؟.
در اينكه قرآن كريم براى اثبات معجزه بودنش بشر را تحدى كرده هيچ حرفى و مخالفىنيست، و اين تحدى، هم در آيات مكى آمده، و هم آيات مدنى، كه همه آنها دلالت دارد بر اينكه قرآنآيتى است معجزه، و خارق، حتى آيه قبلى هم كه مىفرمود: (و ان كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله)الخ، (1) استدلالى است بر معجزه بودن قرآن، بوسيله تحدى، و آوردن سورهاىنظير سوره بقره، و بدستشخصى بى سواد مانند رسول خدا(ص)، نه اينكه مستقيما و بلا واسطهاستدلال بر نبوت رسول خدا(ص)باشد، بدليل اينكه اگر استدلال بر نبوت آن جناب باشد، نه برمعجزه بودن قرآن، بايد در اولش مىفرمود: (و ان كنتم فى ريب من رسالة عبدنا، اگر در رسالتبنده ما شك داريد)، ولى اينطور نفرمود، بلكه فرمود: اگر در آنچه ما بر عبدمان نازل كردهايم شكداريد، يك سوره مثل اين سوره را بوسيله مردى درس نخوانده بياوريد، پس در نتيجه تمامىتحدىهائيكه در قرآن واقع شده، استدلالى را ميمانند كه بر معجزه بودن قرآن و نازل بودن آن ازطرف خدا شدهاند، و آيات مشتمله بر اين تحديها از نظر عموم و خصوص مختلفند، بعضىها درباره يك سوره تحدى كردهاند، نظير آيه سوره بقره، و بعضى بر ده سوره، و بعضى بر عموم قرآن وبعضى بر خصوص بلاغت آن، و بعضى بر همه جهات آن.يكى از آياتيكه بر عموم قرآن تحدىكرده، آيه: (قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان ياتوا بمثل هذا القرآن، لا ياتون بمثله و لو كانبعضهم لبعض ظهيرا) (2) است كه ترجمهاش گذشت، و اين آيه در مكه نازل شده، و عموميت تحدىآن جاى شك براى هيچ عاقلى نيست.
پس اگر تحديهاى قرآن تنها در خصوص بلاغت و عظمت اسلوب آن بود، ديگر نبايد ازعرب تجاوز ميكرد، و تنها بايد عرب را تحدى كند، كه اهل زبان قرآنند، آنهم نه كردهاى عرب، كهزبان شكستهاى دارند، بلكه عربهاى خالص جاهليت و آنها كه هم جاهليت و هم اسلام را درككردهاند، آن هم قبل از آنكه زبانشان با زبان ديگر اختلاط پيدا كرده، و فاسد شده باشد، و حالآنكه مىبينيم سخنى از عرب آن هم با اين قيد و شرطها بميان نياورده، و در عوض روى سخنبجن و انس كرده است، پس معلوم ميشود معجزه بودنش تنها از نظر اسلوب كلام نيست.
و همچنين غير بلاغت و جزالت اسلوب، هيچ جهت ديگر قرآن به تنهائى مورد نظر نيست، و نميخواهد بفهماند تنها در فلان صفت معجزه است مثلا در اينكه مشتمل بر معارفى استحقيقى، و اخلاق.فاضله، و قوانين صالحه، و اخبار غيبى، و معارف ديگريكه هنوز بشر نقاب از چهره آنبر نداشته، معجزه است، چون هر يك از جهات را يك طائفه از جن و انس مىفهمند، نه همه آنهاپس اينكه بطور مطلق تحدى كرد، (يعنى فرمود: اگر شك داريد مثلش را بياوريد)، و نفرمود كتابىفصيح مثل آن بياوريد، و يا كتابى مشتمل بر چنين معارف بياوريد، مىفهماند كه قرآن از هر جهتىكه ممكن است مورد برترى قرار گيرد برتر است، نه يك جهت و دو جهت.
............................................
1 - سوره بقره آيه 23.
2 - سوره الاسراء آيه 88
بنا بر اين قرآن كريم هم معجزيست در بلاغت، براى بليغترين بلغاء و هم آيتى است فصيح، براى فصيحترين فصحاء و هم خارق العادهايست براى حكماء در حكمتش، و هم سرشارترينگنجينه علمى است معجزهآسا، براى علماء و هم اجتماعىترين قانونى است معجزآسا، براى قانونگذاران، و سياستى است بديع، و بى سابقه براى سياستمداران و حكومتى است معجزه، براىحكام، و خلاصه معجزهايست براى همه عالميان، در حقايقى كه راهى براى كشف آن ندارند، مانندامور غيبى، و اختلاف در حكم، و علم و بيان.
از اينجا روشن ميشود كه قرآن كريم دعوى اعجاز، از هر جهت براى خود مىكند، آنهماعجاز براى تمامى افراد جن و انس، چه عوام و چه خواص، چه عالم و چه جاهل، چه مرد و چهزن، چه فاضل متبحر و چه مفضول، چه و چه و چه، البته بشرطى كه اينقدر شعور داشته باشد كهحرف سرش شود.
براى اينكه هر انسانى اين فطرت را دارد كه فضيلت را تشخيص دهد، و كم و زياد آنرابفهمد پس هر انسانى ميتواند در فضيلتهائى كه در خودش و يا در غير خودش سراغ دارد، فكركند، و آنگاه آنرا در هر حديكه درك مىكند، با فضيلتى كه قرآن مشتمل بر آنست مقايسه كند، آنگاه بحق و انصاف داورى نمايد، و فكر كند، و انصاف دهد، آيا نيروى بشرى ميتواند معارفىالهى، و آن هم مستدل از خود بسازد؟بطوريكه با معارف قرآن هم سنگ باشد؟و واقعا و حقيقتامعادل و برابر قرآن باشد؟و آيا يك انسان اين معنا در قدرتش هست كه اخلاقى براى سعادت بشرپيشنهاد كند، كه همهاش بر اساس حقايق باشد؟و در صفا و فضيلت درست آنطور باشد كه قرآنپيشنهاد كرده؟!و آيا براى يك انسان اين امكان هست، كه احكام و قوانينى فقهى تشريع كند، كهدامنهاش آنقدر وسيع باشد، كه تمامى افعال بشر را شامل بشود؟و در عين حال تناقضى هم در آنپديد نيايد؟و نيز در عين حال روح توحيد و تقوى و طهارت مانند بند تسبيح در تمامى آن احكام ونتائج آنها، و اصل و فرع آنها دويده باشد؟
و آيا عقل هيچ انسانيكه حد اقل شعور را داشته باشد، ممكن ميداند كه چنين آمارگيرىدقيق از افعال و حركات و سكنات انسانها، و سپس جعل قوانينى براى هر حركت و سكون آنان، بطوريكه از اول تا باخر قوانينش يك تناقض ديده نشود از كسى سر بزند كه مدرسه نرفته باشد، ودر شهرى كه مردمش با سواد و تحصيل كرده باشند، نشو و نما نكرده باشد، بلكه در محيطى ظهوركرده باشد، كه بهرهشان از انسانيت و فضائل و كمالات بى شمار آن، اين باشد كه از راهغارتگرى، و جنگ لقمه نانى بكف آورده، و براى اينكه بسد جوعشان كافى باشد، دخترانرا زندهبگور كنند، و فرزندان خود را بكشند، و به پدران خود فخر نموده، مادران را همسر خود سازند، و بفسق و فجور افتخار نموده، علم را مذمت، و جهل را حمايت كنند، و در عين پلنگ دماغى وحميت دروغين خود، تو سرى خور هر رهگذر باشند، روزى يمنىها استعمارشان كنند، روز ديگرزير يوغ حبشه در آيند، روزى برده دسته جمعى روم شوند، روز ديگر فرمانبر بى قيد و شرط فارسشوند؟آيا از چنين محيطى ممكن است چنين قانونگذارى برخيزد؟
و آيا هيچ عاقلى بخود جرئت ميدهد كه كتابى بياورد، و ادعاء كند كه اين كتاب هدايت تمامىعالميان، از بى سواد و دانشمند و از زن و مرد و از معاصرين من و آيندگان، تا آخر روزگار است، وآنگاه در آن اخبارى غيبى از گذشته و آينده، و از امتهاى گذشته و آينده، نه يكى، و نه دو تا، آنهم دربابهاى مختلف، و داستانهاى گوناگون قرار داده باشد، كه هيچيك از اين معارف با ديگرىمخالفت نداشته، و از راستى و درستى هم بى بهره نباشد، هر قسمتش قسمتهاى ديگر را تصديقكند؟!
و آيا يك انسان كه خود يكى از اجزاء عالم ماده و طبيعت است، و مانند تمامى موجوداتعالم محكوم به تحول و تكامل است، ميتواند در تمامى شئون عالم بشرى دخل و تصرف نموده، قوانين، و علوم، و معارف، و احكام، و مواعظ، و امثال، و داستانهائى در خصوص كوچكترين وبزرگترين شئون بشرى بدنيا عرضه كند، كه با تحول و تكامل بشر متحول نشود، و از بشر عقبنماند؟و حال و وضع خود آن قوانين هم از جهت كمال و نقص مختلف نشود، با اينكه آنچه عرضهكرده، بتدريج عرضه كرده باشد و در آن پارهاى معارف باشد كه در آغاز عرضه شده، در آخردو باره تكرار شده باشد، و در طول مدت، تكاملى نكرده تغيرى نيافته باشد، و نيز در آن فروعىمتفرع بر اصولى باشد؟با اينكه همه ميدانيم كه هيچ انسانى از نظر كمال و نقص عملش بيك حالباقى نمىماند، در جوانى يك جور فكر مىكند، چهلساله كه شد جور ديگر، پير كه شد جورىديگر.
پس انسان عاقل و كسى كه بتواند اين معانى را تعقل كند، شكى برايش باقى نمىماند، كهاين مزاياى كلى، و غير آن، كه قرآن مشتمل بر آنست، فوق طاقت بشرى، و بيرون از حيطه وسائلطبيعى و مادى است، و بفرض هم كه نتواند اين معانى را درك كند، انسان بودن خود را كهفراموش نكرده، و وجدان خود را كه گم ننموده، وجدان فطرى هر انسانى باو ميگويد: در هرمسئلهاى كه نيروى فكريت از دركش عاجز ماند، و آنطور كه بايد نتوانست صحت و سقم و درستىو نادرستى آنرا بفهمد، و ماخذ و دليل هيچيك را نيافت، بايد باهل خبره و متخصص در آن مسئلهمراجعه بكنى.
در اينجا ممكن استخواننده عزيز بپرسد كه اينكه شما اصرار داريد عموميت اعجاز قرآنرا ثابت كنيد، چه فائدهاى بر اين عموميت مترتب ميشود، و تحدى عموم مردم چه فائدهاى دارد؟
بايد خواص بفهمند كه قرآن معجزه است، زيرا عوام در مقابل هر دعوتى سريع الانفعال و زودباورند، و هر معاملهاى كه با ايشان بكنند، مىپذيرند، مگر همين مردم نبودند كه در برابر دعوت امثالحسينعلى بهاء، و قاديانى، و مسيلمه كذاب، خاضع شده، و آنها را پذيرفتند؟!با اينكه آنچه آنهاآورده بودند به هذيان بيشتر شباهت داشت، تا سخن آدمى؟
در پاسخ ميگوئيم: اولا تنها راه آوردن معجزه براى عموم بشر، و براى ابد اين است كه آنمعجزه از سنخ علم و معرفت باشد، چون غير از علم و معرفت هر چيز ديگريكه تصور شود، كه سرو كارش با ساير قواى دراكه انسان باشد، ممكن نيست عموميت داشته، ديدنيش را همه و براىهميشه ببينند، شنيدنيش را همه بشر، و براى هميشه بشنوند عصاى موسايش براى همه جهانيان، و براى ابد معجزه باشد، و نغمه داوديش نيز عمومى و ابدى باشد، چون عصاى موسى، و نغمهداود، و هر معجزه ديگريكه غير از علم و معرفت باشد، قهرا موجودى طبيعى، و حادثى حسىخواهد بود، كه خواه نا خواه محكوم قوانين ماده، و محدود به يك زمان، و يك مكان معينى ميباشد، و ممكن نيست غير اين باشد، و بفرض محال يا نزديك به محال، اگر آنرا براى تمامى افراد روىزمين ديدنى بدانيم، بارى بايد همه سكنه روى زمين براى ديدن آن در يك محل جمع شوند، وبفرضى هم كه بگوئيم براى همه و در همه جا ديدنى باشد، بارى براى اهل يك عصر ديدنىخواهد، بود نه براى ابد.
بخلاف علم و معرفت، كه ميتواند براى همه، و براى ابد معجزه باشد، اين اولا، و ثانيا وقتىاز مقوله علم و معرفتشد، جواب اشكال شما روشن ميشود، چون بحكم ضرورت فهم مردممختلف است، و قوى و ضعيف دارد، همچنانكه كمالات نيز مختلف است، و راه فطرى و غريزىانسان براى درك كمالات كه روزمره در زندگيش آنرا طى مىكند، اين است كه هر چه را خودشدرك كرد، و فهميد، كه فهميده، و هر جا كميت فهمش از درك چيزى عاجز ماند، بكسانى مراجعهمىكند، كه قدرت درك آنرا دارند، و آنرا درك كردهاند، و آنگاه حقيقت مطلب را از ايشانمىپرسند، در مسئله اعجاز قرآن نيز فطرت غريزى بشر حكم باين مىكند، كه صاحبان فهم قوى، وصاحب نظران از بشر، در پى كشف آن برآيند، و معجزه بودن آنرا درك كنند، و صاحبان فهمضعيف بايشان مراجعه نموده، حقيقتحال را سئوال كنند، پس تحدى و تعجيز قرآن عمومى است، و معجزه بودنش براى فرد فرد بشر، و براى تمامى اعصار ميباشد.
قرآن كريم بعلم و معرفت تحدى كرده، يعنى فرموده: اگر در آسمانى بودن آن شك داريد، همه دست بدست هم دهيد، و كتابى درست كنيد كه از نظر علم و معرفت مانند قرآن باشد، يكجافرموده: (و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شىء، ما كتاب را كه بيان همه چيزها است بر تو نازلكرديم) (1) و جائى ديگر فرموده: (لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين، هيچ تر و خشكى نيست مگرآنكه در كتابى بيانگر، ضبط است) (2) ، و از اين قبيل آياتى ديگر.
آرى هر كس در متن تعليمات عاليه اسلام سير كند، و آنچه از كليات كه قرآن كريم بيانكرده و آنچه از جزئيات كه همين قرآن در آيه: ، (و ما آتيكم الرسول فخذوه، و ما نهيكم عنه فانتهوا، رسول شما را بهر چه امر كرد انجام دهيد، و از هر چه و آيه: (لتحكم بينالناس بما اريك الله تا در ميان مردم بانچه خدا نشانت داده حكم كنى) (4) وآياتى ديگر به پيامبر اسلام حوالت داده، و آن جناب بيان كرده، مورد دقت قرار دهد، خواهد ديد كهاسلام از معارف الهى فلسفى، و اخلاق فاضله، و قوانين دينى و فرعى، از عبادتها، و معاملات، وسياسات اجتماعى و هر چيز ديگرى كه انسانها در مرحله عمل بدان نيازمندند، نه تنها متعرضكليات و مهمات مسائل است، بلكه جزئىترين مسائل را نيز متعرض است، و عجيب اين است كهتمام معارفش بر اساس فطرت، و اصل توحيد بنا شده، بطوريكه تفاصيل و جزئيات احكامش، بعداز تحليل، به توحيد بر مىگردد، و اصل توحيدش بعد از تجزيه بهمان تفاصيل بازگشت مىكند.
قرآن كريم خودش بقاء همه معارفش را تضمين كرده، و آنرا نه تنها صالح براى تمامىنسلهاى بشر دانسته، و در آيه: (و انه لكتاب عزيز، لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه، تنزيلمن حكيم حميد، نه از گذشته و نه در آينده، باطل در اين كتاب راه نمىيابد، چون كتابى است عزيز، و نازل شده از ناحيه خداى حكيم حميد) (5) و آيه: (انا نحن نزلنا الذكر، و انا له لحافظون، ما ذكر رانازل كرديم، و خود ما آنرا حفظ مىكنيم) (6) فرموده: كه اين كتاب با مرور ايام و كرور ليالى كهنهنميشود، كتابى است كه تا آخرين روز روزگار، ناسخى، هيچ حكمى از احكام آنرا نسخ نمىكند وقانون تحول و تكامل آنرا كهنه نمىسازد.
............................................
1 - سوره نحل 89.
2 - سوره انعام آيه 59.
3 - سوره حشر آيه 7.
4 - نساء 106.
5 - سوره فصلت آيه 42
6 - سوره حجر آيه 9.
معجزات پیامبر(ص) کارهای خارقالعاده پیامبر اسلام، به اذن خداوند برای اثبات نبوّت خویش است. این معجزات، بر دو قسم معنوی و حسی بوده و مهمترین معجزهایشان، قرآن است که برخلاف معجزات سایر پیامبران، تا ابد باقی است. ردّ الشمس و شقّ القمر از دیگر کارهای خارقالعاده حضرت محمد(ص) بود.
[نهفتن]
نوشتار اصلی: معجزه
معجزه، کار شگفت و خارق العادهای است که پیامبران الهی بر خلاف قوانین عادی و جاری طبیعت، به منظور اثبات ادعای رسالت خویش انجام میدهند[۱] و انسانهای عادی از انجام مانندِ آن، ناتوانند. هدف از این کار خارقالعاده که با عنایت و اذن خاص الهی صورت میگیرد، اثبات نبوت است. این کار، دارای چند نشانه در مقام شناخت و اثبات است که عبارتند از تحدی و عدم معارضه و مغلوب نشدن.[۲]
معجزههای بسیاری به پیامبر اسلام(ص) نسبت داده شده است. ابن جوزی از منابعی یاد میکند که بالغ بر ۱۰۰۰ معجزه را برای حضرت آوردهاند.[۳] ابن کثیر در کتابمعجزات النبی، بسیاری از این معجزات را نقل کرده است. در این کتاب، معجزات به دو دسته معجزات معنوی و حسی تقسیم شده است. از قرآن و اخلاق و سیرهحضرت، در زمره معجزات معنوی ایشان یاد شده است. معجزات حسی ایشان به معجزات مربوط به حوادث آسمانی و معجزات زمینی تقسیم شده و در معجزات حسی زمینی، معجزات متعلق به جمادات و حیوانات نیز از یکدیگر جدا شده است.
نوشتار اصلی: اعجاز قرآن
قرآن کریم، معجزه جاودان پیامبر اسلام(ص) است. معجزه بودن قرآن به معنای آن است که این کتاب از جهات مختلف (لفظ، معنا، ساختار و...) دارای ویژگیهایی فوق بشری است و بشر از آوردن مانند آن ناتوان است. به همین جهت، قرآن ساخته دست بشر نیست، بلکه کلام خداست. برای اثبات اعجاز آن، در آیات متعددی تحدّیشده است. تحدی بدین معناست که خداوند در قرآن از منکران خواسته است که اگر قرآن را کلام خدا نمیدانند، مانند آن بیاورند و از آنجا که هیچ کس نتوانسته است مانند آن بیاورد، حقانیت کلام الاهی به اثبات میرسد.[۴]
بخش دیگری از معجزات پیامبر اسلام(ص)، کارهایی بوده که خارقالعاده بودن آن با حس قابل درک بوده است. برخی از مهمترین این کارها عبارتند از:
شقالقمر
نوشتار اصلی: شقالقمر
شق القمر یکی از معجزاتی است که مسلمانان معتقدند پیامبر اسلام(ص) آنرا در پاسخ به درخواست مشرکان انجام دادند. در این حادثه خارقالعاده، پیامبر با انگشت خود به ماه اشاره کرد و ماه دو نیم شد. زمان انجام آن، سالهای ابتدایی بعثت بوده است. روایات زیادی در توصیف این معجزه وارد شده است.[۵] بیشتر مفسرانمعتقدند که آیات ابتدایی سوره قمر اشاره به این واقعه دارد:[۶]
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ* وَ إِنْ یرَوْا آیةً یعْرِضُوا وَ یقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ* وَ کذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ کلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ (ترجمه: نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه. و هر گاه نشانهای ببینند روی بگردانند و گویند: «سحری دایم است.» و به تکذیب دست زدند و هوسهای خویش را دنبال کردند، و هر کاری را قراری است.)[ قمر–۱-۳]
نوشتار اصلی: رد الشمس
یکی از معجزاتی که در روایات و نقل سیره نگاران نقل شده است، مسئله رد الشمس است. در این واقعه، خورشید برای حضرت علی(ع) به چند لحظه قبل بازگشت تا حضرت نماز عصر خویش را در وقت ادای خود بخواند. گفته شده که این مسئله یک مرتبه برای یوشع بن نون وصی موسای نبی(ع)[۷] و دو دفعه برای حضرت علی(ع) روی داد؛ یکبار در زمان حیات پیامبراکرم(ص) و زمانی دیگر بعد از وفات ایشان.[۸]
معجزات دیگری نیز از رسول الله(ص) نقل شده است که برخی از آنها عبارتند از: صحبت کردن حیوانات وحشی و پرندگان با آن حضرت، خبر دادن از چیزهایی که مردم در خانه خود ذخیره کردهاند و....[۱۳]
در برخی از منابع، خلق و خوی نیکوی پیامبر اسلام در زمره معجزات حضرت دانسته شده است.[۱۴] هر چند از نظر اصطلاحی، این امر را نمیتوان معجزه دانست اما با این تحلیل که، وجود صفات متضاد مانند شجاعت و بردباری؛ قناعت و ریاست؛ عبادت و رهبری سیاسی به صورت عادی نمیتواند در یک فرد جمع شود. بنابراین، وجود این صفات در حد اعلا و به صورتی که موجب الگو شدن ایشان شود، نشاندهنده خارقالعاده بودن آنهاست.[نیازمند منبع]
پيامبر گرامی اسلام: مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ الأُتْرُجَّةِ رِيحُهَا طَيِّبٌ وَطَعْمُهَا طَيِّبٌ، وَمَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي لَا يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ التَّمْرَةِ لَا رِيحَ لَهَا وَطَعْمُهَا حُلْوٌ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ الرَّيْحَانَةِ رِيحُهَا طَيِّبٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِي لَا يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ الْحَنْظَلَةِ لَيْسَ لَهَا رِيحٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ.
« مؤمنی که قرآن می خواند و به آن عمل می کند مانند ترنج می ماند که خوش مزه و خوش بوست، و مؤمنی که قرآن نمی خواند و به آن عمل می کند مانند خرما می ماند که بو ندارد و شيرين است، و منافقی که قرآن می خواند مانند ريحان می ماند که خوشبو و تلخ مزه است، و منافقی که قرآن نمی خواند مانند خيار تلخ می ماند که بوئی ندارد و تلخ مزه است».


لطفاً در محل موضوع ايميل خود اعداد 1234 بنويسيد تا بدست ما برسد. و اينکار بخاطر حذف خودکار ايميلهای تبليغاتی و عمومی است. چنانچه ايميل شما اعداد مزبور در محل موضوع ايميل نداشته باشد بدست ما نمی رسد.
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری با بیان اینکه ترسیم سیمای قیامت از معجزات قرآن کریم است، گفت: خداوند در قرآن کریم با تصویرگری قیامت حجت را بر انسانها تمام کرده از این رو آیات قیامت از معجزات قرآن کریم است.
امتیاز: 
به گزارش روابط عمومی سرچشمه، حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد حاج علیاکبری رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، شب گذشته در جلسه تفسیر دعای 42 نهج البلاغه که در موسسه شهدای هفتم تیر(سرچشمه) برگزار شد، گفت: امام سجاد(ع) در این دعا خداوند را به شفاعت، روحانیت، معنویت و باطن قرآن کریم قسم میدهد و برای قیامت و قبل از آن واقعه بزرگ از خداوند رحمت، ثبات قدم، نجات و نورانیت درخواست میکنند.
وی افزود: ماجرای قیامت به عنوان جلوه پایانی معاد که از مرگ آغاز و تا به منازل نهایی میرسد در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته شده است. آیات قیامت از آیات محکم و بسیار تکان دهنده قرآن کریم است.
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری با بیان اینکه عالیترین سطح بلاغت مربوط به آیات قیامت میشود، ابراز کرد: خداوند بسیار روشن، دقیق و پرجاذبه آیات قیامت را بیان میکند و انسان را متحیر میکند. خداوند در قرآن کریم با تصویرگری قیامت حجت را بر انسانها تمام کرده از این رو آیات قیامت از معجزات قرآن کریم است که بعد از آیات توحید، آیات قیامت بر قله اعجاز قرار میگیرند.
رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه با بیان اینکه آیات قیامت از نظر کمی و کیفی در زمره آیات بسیار فوقالعاده قرآن کریم قرار دارد، اظهار داشت: آیات قیامت بیانگر اهمیت این امر شگفت انگیز به حساب میآید که انسان به سرعت در حال نزدیک شدن به آن است.
وی مشکل اساسی مردم را ایمان بیان کرد و گفت: انسان اگر به قیامت ایمان داشته باشد هرگز دچار گناه نمیشود انسان اگر به سخنان خداوند ایمان بیاورد به طور قطع یک سوره قرآن کریم برای هدایت او کافی خواهد بود.
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری با تاکید بر اینکه تلاوت و تدبر مکرر در آیات قیامت سبب میشود قلب انسان بیدار شود، عنوان کرد: انسان اگر به برزخ و قیامت درونی خود بنگرد قبرش از همین دنیا آغاز میشود و به مراقبه اعمال میپردازد. دنیای انسان در متن قیامت است ما از همین دنیا به برزخ متصل هستیم ما همین الان در قبر و قیامت قرار داریم، این هنر قرآن کریم است که فاصلههای زمانی و مکانی را بر میدارد تا حقیقت برای انسان آشکار شود انسان اگر قرآنی شود بهار طبیعت را محفل قیامت میبیند.
رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه با بیان اینکه انسان باید خودش را به قرآن ناطق بسپارد، گفت: انسان اگر به آیات الهی باور و یقین داشته باشد خود را به آن میسپارد و سعی میکند اعمالش مطابق با آیات قرآن باشد.
وی افزود: پل صراط بسیار باریک و اضطراب آور است از این رو انسان قیامت باور با مراقبه اعمال سعی میکند بتواند از این گودال آتشین عبور کرده و به بهشت برسد. انسان اگر در همین دنیا خود را به خداوند بسپارد و از او اطاعت کند به طور قطع از سختی قیامت نجات مییابد.
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری تمسک به قرآن کریم و اهل بیت(ع) را تنها راه نجات انسان از حوادث قیامت دانست و خاطرنشان کرد: تنها متقین میتوانند از صراط عبور و در بهشت ساکن شوند.
لازم به ذکر است جلسات صحیفه سجادیه روزهای دوشنبه هرهفته از ساعت 18 در محل مسجد ۷۲ تن موسسه فرهنگی شهدای هفتم تیر (سرچشمه) واقع در میدان بهارستان نرسیده به چهارراه سرچشمه کوچه شهید صیرفی پور برگزار میگردد و ورود برای عمومی علاقه مندان رایگان است.
پانزده قرن پیش، خداوند قرآن را به عنوان کتاب هدایت به سوی بشریت فرو فرستاد.او از انسانها خواست تا با تمسک به این کتاب راه هدایت را پیش بگیرند.از ابتدای نزول قرآن تا روز قیامت این کتاب، یگانه راهنمای بشریت بوده و خواهد بود.سبک بی نظیر قرآن و حکمت متعالی آن گواهی زنده بر الهی بودن این کتاب می باشد.علاوه بر این قرآن دارای جنبه های معجزه آسایی نیز هست که دال بر خدایی بودن این کتاب می باشد.یکی از این جنبه ها، این حقیقت است که تعدادی از حقایق علمی جهان که ما تنها بواسطه ی تکنولوژی قرن بیست و یکم توانسته ایم از روی آن پرده برداریم، ۱۴۰۰ سال پیش در قرآن بیان شده است.
مقدمه ی مترجمجزوه ی پیش روی شما، ترجمه ی کتاب معجزات قرآن (Miracles of the Quran) نوشته ی هارون یحیی نویسنده و محقق ترکیه ای می باشد. به علت اختصار، از ترجمه ی مقدمه ی طولانی مولف پرهیز کردیم و سعی در ترجمه ی اصل مطالب داشته ایم. ترجمه ای که پیش روی شماست ترجمه ای تقریباً مفهومی و وفادار به متن می باشد. هرچند در برخی نقاط گرایشی به سوی ترجمه ی آزاد داشته است. در ترجمه ی آیات قرآنی نیز از ترجمه ی آیت ا… مکارم شیرازی استفاده شده است.
کتاب مذکور بدلیل خلاصه بودن بحث و جامعیت نسبی مطالب کتابی است درخور توجه. خواننده ی گرامی می تواند موارد یا نکات مبهمی را که در متن متوجه آن نشده است و یا اشکال و انتقادی به برخی مطالب دارد مستقیماً از طریق سایت نویسنده با وی در میان بگذارد. هرچند می تواند سوالات خود را از طریق پست الکترونیک با مترجم نیز در میان بگذارد.
با امید اینکه این مطالب برای خواننده ی گرامی مثمر ثمر بوده باشد.
دانلود نسخه اصلی به زبان انگلیسی
دانلود دیگر ترجمه ها از مترجمین دیگر
دانلود ترجمه آزاد مسعود مردیها