اهمیت صلوات بر پیامبر و آل او

اهمیت صلوات بر پیامبر و آل او

صلوات بر پیامبراکرم ص و اهلبیت او, ذکر نافعی است که قرآن کریم و احادیث و روایات بر آن تأکید فراوان دارند

صلوات بر پیامبراکرم(ص) و اهلبیت او، ذکر نافعی است که قرآن کریم و احادیث و روایات بر آن تأکید فراوان دارند. در مطلب حاضر، نویسنده نگاهی اجمالی به اهمیت این ذکر مفید دارد.

در آیه ۵۶ سوره احزاب آمده است که «خدا و فرشتگان بر پیامبرش درود و صلوات می فرستند». اکنون این پرسش مطرح می شود که مفهوم صلوات خدا و فرشتگان چیست و کیفیت صلوات بر پیامبر (ص) چگونه است.

براساس روایاتی که شیعه و سنی به طور گسترده، به نقل آن پرداخته اند، کیفیت صلوات بر آن حضرت به دست می آید.

ابوحمزه ثمالی از کعب بن عجره حدیث می کند، آنگاه که آیه صلوات بر پیامبر نازل شد، گفتیم: یا رسول ا... ما می دانیم که چگونه بر شما سلام دهیم اما کیفیت صلوات بر شما چگونه است. حضرت فرمودند که بگویید: «اللهم صلی علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی آل ابراهیم انک حمید مجید اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم انک حمید مجید.»

(تفسیر منهج الصادقین، ج۷، ص ۳۳۵/ سنن ابن ماجه، ج۱، ص ۲۹۳)

برجستگی «آل پیامبر» در این حدیث و حضور قطعی ایشان در کنار پیامبر( صلوات الله علیه) و به هنگام درود بر آن حضرت نشان از رفعت مقام آنان و حضور دایمی عترت درکنار سنت پیامبر (صلوات الله علیه دارد.

در اهمیت این حضور باید گفت، پیامبر صلواتی را که شامل آل و خاندان آن حضرت نباشد نکوهش کرده و از آن به صلوات «ابتر و ناقص» یاد کرده است. به عنوان مثال، ابن حجر هیثمی که از بزرگان اهل سنت است، روایت کرده که پیغمبر فرمود: «برمن درود ناتمام نفرستید» گفتند: درود ناتمام چیست؟ فرمود: «اینکه بگویید اللهم صلی علی محمد ناقص است پس بگویید اللهم صلی علی محمد و آل محمد.

(تفسیر، ۷ نمونه، ج۱۷، ص۳۱۹)

در تفسیر «الدر المنثور، سیوطی هجده حدیث از پیامبر نقل شده که براساس آن «آل محمد» را به هنگام صلوات باید ذکر کرد.

(تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۵۱۷)

در روایتی دیگر، قبولی نماز مشروط به صلوات بر پیامبر و خاندان او معرفی شده و آمده است: «هرکس نماز بگذارد و در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد، نمازش قبول نیست.

(الصواعق المحرقه، ص ۱۴۷-۱۴۶)

 

 

● اهمیت صلوات

صلوات شعار رسمی مسلمانان است که هر صبح و شام بارها در بهترین عبادت خویش (نماز) آن را تکرار می کنند. صلوات پیوسته خداوند و فرشتگان بر پیامبر و امر تأکیدی به مؤمنان بر تداوم صلوات بر ایشان را تسلیم بودن در برابر فرمانهای پیامبر (صلوات الله علیه) جلوه دیگری از این اهمیت است. «یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که ابوبصیر سؤال کرد: منظور از صلات بر پیامبر (صلوات الله علیه) را فهمیده ایم، اما معنی تسلیم بر او چیست؟ امام فرمود: «منظور تسلیم بودن در برابر او در هر کار است.»

تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ج ۷، ص ۵۷۹

از صلوات، در روایات به عنوان «برترین اعمال» یاد شده، چنانکه خوارزمی در «مناقب» خود از ابوعلقمه نقل کرده که روزی پیغمبر (صلوات الله علیه) نماز صبح را با ماگزارد و بعد از آن به ما رو کرد و فرمود:

ای یاران، من دیشب عموی خود حمزه بن عبدالمطلب و برادرم جعفر بن ابیطالب را در خواب دیدم. از ایشان پرسیدم: فدایتان شوم، کدام اعمال را برتر یافتید؟ گفتند: بهترین اعمال را در سه چیز یافتیم: صلوات بر شما، آب دادن تشنگان و دوستی علی بن ابیطالب (علیه السلام)

منهج الصادقین، همان، ص ۳۶۱

در روایتی دیگر که اهمیت صلوات را نشان می دهد، از امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر (صلوات الله علیه) می فرمایند: «هر که نزد او نام من آورده شود و او صلوات بر من نفرستد، حق تعالی او را از بهشت دورگرداند.»

(اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۳۹۵)

البته چنین عقوبت سنگینی از آن کسی است که عمداً و از روی دشمنی با آن بزرگواران از ذکر صلوات روی برتابد. وجوب صلوات در نماز و مشروط بودن قبولی آن بر درود بر پیامبر (صلوات الله علیه) و خاندان پاک وی، جلوه دیگری از اهمیت صلوات را بیانگر است.

اجماع علمای شیعه به وجوب صلوات در تشهد اول و دوم نماز است. علاوه بر روایاتی که از امامان شیعه در این زمینه آمده است، در کتابهای اهل سنت نیز روایتی که بر وجوب صلوات دلالت می کند، کم نیست.

در روایتی، قبولی نماز مشروط بر صلوات بر پیامبر(ص) و اهل بیت علیهم السلام (یادشده است»: من صلی صلوه و لم یصل فیها علی و علی اهل بیتی لم تقبل منه»

(بررسی آیات و روایات صلوات، مرتضی محسنی کبیر ص ۳۲۱)

از این رو، از فقهای اهل سنت «شافعی» آن را در تشهد دوم واجب می داند و از احمدبن حنبل و جمعی دیگر از فقها بر وجوب آن عقیده دارند؛ اگر چه «مالک» و «ابوحنیفه» و عده ای نیز آن را مستحب می دانند.

(منهج الصادقین، همان، ص ۷۵۳)

عده ای از مفسران براساس برخی روایات معنا و حقیقت صلوات را با پیمان روز الست (الست بربکم، قالوا بلی...) و عالم ذر مرتبط دانسته و صلوات را تجدید عهد و میثاق با عهد اولیه آدم در آغاز خلقت دانسته اند. از امام موسی بن جعفر(ع) روایت شده که: کسی که صلوات بر پیغمبر اکرم صلوات الله علیه می فرستد، معنایش آن است که وفای به عهد و میثاقی که در عالم ذر پروردگار فرمود «الست بربکم و محمد نبیکم و علی امامکم» بر زبان آورده و قبولی آن را اعلام می کند و تجدید عمل و میثاق به عمل می آورد.

(تفسیر جامع، ج ۵، ص ۷۳)

 

 

● آثار و فضایل صلوات

صلوات از سوی گوینده آن شعاری ظاهری و بدون پشتوانه نیست تا از فضایل بی شمار آن در روایات تعجب کنیم و انگشت حیرت بر دهان افکنیم که ذکری چنین کوتاه چگونه فضایلی چنین متبرک دارد: بر اهل ذکر و ایمان پوشیده نیست که تمامی اذکار از جمله صلوات بر پیامبر صلوات الله علیه و خاندان پاکش یک لفظ و یک معنا دارد.

تکرار لفظ بدون توجه به معنا سود چندانی ندارد و عمده فضایل در حقیقت ذکر و عبادت نهفته است. چنان که خداوند می فرماید: «ای مردمان شما همگی فقیر درگاه الهی هستید) سوره مبارکه فاطر/ آیه ۵۱)

فرستنده صلوات با واسطه قرار دادن پیامبر و خاندانش و با درود فرستادن بر آنان طلب رحمت و آمرزش می نماید تا با دعایی این چنین از ذات غنی بی نیازی طلب نماید. چنان که گفتیم، صلوات از جانب غیر خدا طلب رحمت است.

در آیه صلوات نیز خداوند بلافاصله بعد از امر به صلوات بر پیامبر دستور اکید به تسلیم شدن در برابر فرمان ایشان که فرمان او فرمان خداست، می دهد. به نظر می رسد چنین دستوری بعد از امر به صلوات برای آن است که بفهماند حقیقت درود بر ایشان، تسلیم بودن در برابر امری نبوی است و چنین تسلیمی حیات جاودانه و حقیقی به آدمی می بخشد و او را رستگار می کند و ای اهل ایمان، آنگاه که خدا و رسول به آنچه شما را حیات می بخشد فرا می خوانند، اجابت کنید. (سوره مبارکه انفال/ آیه ۴۲)

با بررسی روایات فضایل صلوات، چنین به دست می آید که بخشی از این آثار مربوط به زندگی دنیوی و بخشی به زندگانی اخروی مربوط است که به برخی از آنها اشاره می کنیم، اگرچه ممکن است برخی از این آثار مشترک بین دنیا و آخرت باشد.

الف) بعضی از آثار دنیوی

 

 

● نقش صلوات در استجابت دعا

در ادعیه و روایات معصومین (ع) میان صلوات و مستجاب شدن دعا ارتباط عمیقی دیده می شود.

در دعاهای صحیفه سجادیه، مناجات شعبانیه، مکارم الاخلاق و... صلوات به گونه ای در ابتدا یا آخر دعا آمده است، زیرا صلوات دعای مقبوله است.

در روایت دیگری نقل شده که: هر کسی حاجتی از خداوند دارد، ابتدا صلوات بر پیامبر و آل او فرستد و سپس حاجت بخواهد و سپس صلوات گوید، زیرا خداوند کریم تر از آن است که دو طرف دعا را مستجاب کند و وسط آن را مستجاب نشده رها نماید، زیرا صلوات بر پیامبر و آل او محجوب و در پرده باقی نمی ماند و حتماً مستجاب می شود.

(اصول کافی، همان، ص۲۵۲)

از آن جا که خداوند از مؤمنان خواسته است که به سوی او با وسیله و واسطه ای تقرب جویند (یا ایها الذین آمنوا اتقواا... و ابتغوا الیه الوسیله... سوره مبارکه مائده/ آیه۵۳) صلوات به معنای واسطه قرار دادن واسطه های فیض الهی برای تقرب به خدا و درک رحمت الهی است چنانکه در تفسیر این آیه به روایاتی برمی خوریم که معصوم(ع) می فرماید: «منظور از وسیله در این آیه، ما اهل بیت هستیم.»

(تفسیرالمیزان، ج۵، ص۷۱۵)

از رسول خدا نیز روایت شده که: «صلوات شما بر من باعث روا شدن حاجات شما می شود و خداوند را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاکیزه می کند.»

(تفسیر المیزان، ج۵، ص۶۲۳)

 

 

● همراهی با ملائکه و برخورداری از استغفار آنان

از آنجا که ملائکه پیوسته بر پیامبر(ص) صلوات می گویند، صلوات مؤمنان به معنای همراهی با فرشتگان نیز هست ملائکه نیز برای کسی که صلوات می فرستد استغفار می کند و برای او صلوات می فرستند.

از رسول خدا(ص) روایت شده که حق تعالی می فرماید: «هر بنده ای که برای تو صلوات فرستد، هفتاد هزار فرشته بر او صلوات می فرستند و هر که هفتاد هزار فرشته بر او صلوات بفرستد، اهل بهشت خواهد بود.»

(جامع الاخبار، فصل۸۲، ص۸۶)

 

 

● صلوات، از بین برنده نفاق و غم و بخل

از پیامبر(ص) نقل شده است که «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد.»

(محجه البیضاء، ج۲، ص۳۱۳)

و در روایتی دیگر به امام علی علیه السلام توصیه می کند که هرگاه امری تو را اندوهگین ساخت، بر پیامبر و آل او صلوات بفرست.

(کنزالعمال، ج۱، ص۱۸۱)

و براساس روایتی دیگر از امام حسن مجتبی علیه السلام از پیامبر صلوات الله علیه آن حضرت فرمودند: «بخیل کسی است که چون نام من در نزد او برده شود، بر من صلوات نفرستد.»

(کنزالعمال، ج۱، ص۹۸۲)

حصول عافیت، توانگری و غنا، به یاد آمدن فراموش شده ها وسیله صلوات و پاکیزه و طیب شدن مجالس به ذکر صلوات، از جمله آثار دیگر صلوات است که در روایات به آنها اشاره شده است.

ب) بعضی از آثار اخروی صلوات

اگر چه برخی از آثار یاد شده در آخرت نیز محقق است، اما بخشی از آثار مختص زندگی اخروی است که به آنها اشاره می کنیم:

قرب به رسول الله صلوات الله علیه و بهره گیری از شفاعت آن حضرت:

پیامبر صلوات الله علیه فرموده اند: «هر کسی بر من صلوات بفرستد، شفاعت من به او می رسد.»

(شرح و فضایل صلوات، ص۶۸)

«نزدیکترین مردم در روز قیامت بر من در هر جا که باشد کسی است که بر من بیشتر در دنیا صلوات بفرستد.»

(شرح و فضایل صلوات، ص۸۵)

 

 

● کفاره گناهان، خلاصی از آتش و رفع عذاب قبر

امام رضا(علیه السلام) می فرماید: «کسی که نتواند با کارهای نیک گناهانش را بپوشاند، باید فراوان بر محمد و آل محمد درود فرستد که صلوات گناهان را نابود می کند.»

(آثار الصادقین ج۱۱، ص۴۱۲)

و نیز حضرت رسول فرمودند: «صلوات بر من نور است بر صراط و هر کس بر صراط نور باشد، از اهل نار نخواهد بود.

همچنین فرمودند: بسیار بر من صلوات فرستید که صلوات بر من نور است در قبر و نور است در بهشت.

 

 

● بهره مندی از حسنات مضاعف و سنگینی بر ترازوی اعمال نیک

از انس بن مالک روایت شده که گفت: بر پیامبر خدا صلوات الله علیه داخل شدم و ندیدم هیچ روزی که مسرورتر و شاداب تر از آن روز باشد.

از دلیل آن پرسیدم فرمود: «چرا شاداب نباشم، حال آن که جبرئیل هم اکنون بیرون رفت از نزد من و گفت که خداوند فرمود: هر کسی یک بار بر تو صلوات فرستد، ده صلوات بر او می فرستم، ده سیئه را از او محو می کنم و ده حسنه برای او می نویسم.»

همچنین از امام صادق علیه السلام «روایت شده» سنگین ترین چیزی که در روز قیامت در ترازوی اعمال می گذارند، صلوات بر حضرت رسول و اهل بیت ایشان است.»

با این حال، آنچه ذکر آن رفت فقط بخشی از آثار و فضایل درود بر پیامبر و خاندان پاک ایشان است که صدالبته روایات بیش از آن است که این نوشتار گنجایش ذکر آن را داشته باشد.

بهروز حیدرزاده

 اولیاءالله  صلوات

کد A210222

 چاپ  دانلود مقاله  افزودن به علاقمندیها

 مطالب مرتبط

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:13  توسط hasan gholami  | 

خلأ بزرگ نبود تفسیر صلوات خاصه امام رضا(ع)/ رضایی که مرتضی است

گروه جامعه: برای مشهورترین و متداول ترین صلوات خاصه امام رضا(ع) هیچ تفسیر و تحلیلی وجود ندارد و این خلاء باید از سوی اندیشمندان پر شود.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، صلوات خاصه امام رضا(ع) به حق یکی از معروف‌ترین و متداول‌ترین دعاهایی است که مردم ایران با آن آشنا بوده به آن متوسل می شوند. قرائت این صلوات محدود به زمان و مکان خاصی نیست و شیعیان حتی پس از نمازهای یومیه خود نیز با قرائت این دعای ویژه، امام رضا(ع) را یاد می‌کنند. دقتی کوتاه در معنی بلند این صلوات خاص، نشان دهنده این حقیقت است که قدر مسلم توجه عمیق‌تر به مفاهیم آن کمک قابل توجهی به امام شناسی و به ویژه تجربه یک زیارت در شأن و خور جایگاه امام رضا(ع) می‌کند. اما متأسفانه تفسیر و تحلیلی در خصوص این صلوات خاص و ویژه وجود ندارد.

سؤال‌هایی در این حوزه مطرح مانند؛ جایگاه این صلوات و ریشه نقلی و حدیثی آن، دلایل مطرح شدن این صفات و نحوه کمک گرفتن از مفاهیم این دعای ویژه برای شناخت بیشتر امام رضا(ع) و علی سروری مجد، استاد پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات و معاون پژوهشی بنیاد امام رضا(ع)، تحلیل و تفسیری کوتاه از این صلوات خاص را در اختیار ایکنا قرار داد. 

سروری مجد معاون پژوهشی بنیاد امام رضا(ع) در گفت‌وگو با ایکنا در خصوص سند نقلی صلوات خاصه امام رضا(ع) گفت: این صلوات را ابن قولویه در کتاب کامل الزیارات صفحه ۳۰۹ از امام جواد(ع) نقل کرده است که ایشان توصیه فرموده اند که بر امام رضا(ع) اینگونه صلوات فرستاده شود.

وی ادامه داد: علامه مجلسی در بحار الانوار جلد ۹ صفحه ۵۰ از کامل الزیارات نقل می‌کند، شیخ حرعاملی هم در مستدرک الوسائل جلد ۱۰ صفحه ۴۱۰ از کامل الزیارت این صلوات را از ابن قولویه نقل کرده است.

سروری مجد با اشاره به اینکه ابن قولویه از محدثان بزرگ متوفی ۳۶۷ (قرن ۴) و استاد شیخ مفید است و شخصیت ممتازی در میان محدثان دارد، گفت: وی هیچ حدیث، زیارت یا صلواتی را بدون سند قطعی نقل نمی‌کند. قبل از اینکه این صلوات را ایشان نقل کنند، در فضائل زیات امام رضا(ع) چند حدیث نقل می‌کنند، در صفحه ۳۰۸ از امام کاظم(ع) نقل می‌کنند که هر کس که قبر فرزندم را زیارت کند، ۷۰ حج مقبول برای او نوشته می شود، فردی سؤال می کند که ۷۰ حج بسیار زیاد است، که حضرت می فرماید بلکه ۷۰ هزار حج مقبول و این حدیث شأن، عظمت و مقام امام رضا(ع) را نشان می دهد.

وی با اشاره به اینکه کسانی که معتقد به امامت امام رضا(ع) هستند شیعه ۱۲ امامی هستند، لذا اهمیت زیارت امام رضا(ع) در این است که فردی که ایشان را زیارت می‌کند به امامت همه ائمه(ع) معتقد است، اظهار کرد: اهمیت زیارت امام رضا(ع) در روایت های دیگری هم در همین کتاب از امام باقر(ع) نقل شده است.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه سخنان خود به تشریح مفهوم «صلوات» و اقسام آن پرداخت و اظهار کرد: صلوات سه نوع است. صلوات خداوند، فرشتگان و انسان‌ها. صلوات خداوند به معنای رحمت و فزونی نعمت است و صلوات فرشتگان به معنای دعا و استغفار و صلوات پیامبر و سایر انسان ها هم به معنی دعا و استغفار است. یعنی اگر پیامبر یا سایر مردم بر کسی صلوات و درود بفرستند به معنای دعا، استغفار و طلب رحمت فزون تر از پروردگار است.

وی ادامه داد: علامه طباطبایی در کتاب شریف المیزان در ذیل آیه ۴۲ سوره احزاب می فرمایند که صلوات به معنای انعطاف و گرایش است. یعنی رحمت از جانب پروردگار گرایش پیدا کند نسبت به آن بنده. اهل لغت نیز صلوات را به معنای دعا، تبریک، تمجید و ... گفته‌اند.

استاد پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات با اشاره به اینکه کلمه صلوات در سوره توبه آیه ۱۰۳ و سوره توبه آیه ۹۹ هم به معنای دعا آمده است، گفت: خداوند در آیه ۱۰۳ سوره توبه به پیامبر می فرماید که «صل علیهم» یعنی برای آنها دعا کن که دعای تو برای مومنان باعث آرامش می شود. این دعا از یک نظر ناظر بر نتیجه اخروی است. یعنی وقتی دعا می‌کنیم به دنبال ثواب و به دنبال دفع عقاب هستیم و از طرف دیگر وقتی دعا می‌کنیم بیانگر محبت ما و انس ما به کسی است که برایش دعا می کنیم.

صلوات خاصه، دعا، طلب رحمت، طلب ثواب، طلب دفع عقاب و ... است

وی تصریح کرد: صلوات خاصه هم دعا است، هم طلب رحمت پروردگار، هم طلب ثواب اخروی و هم طلب دفع عقاب اخروی است از سوی دیگر بیانگر انس، محبت و گرایش ما به کسی است که برای او دعا می کنیم. پس اگر ما صلوات خاصه را بیان می کنیم در واقع یک نوع دعا است همراه با محبت و انس. البته در کنار قرائت این دعا باید معرفت هم وجود داشته باشد یعنی صلواتی توام با معرفت و شناخت.

سروری مجد با تأکید بر اینکه صلوات های مختلفی در کتب ادعیه برای ائمه(ع) ذکر شده است اما این صلوات فقط مختص امام رضا(ع) با همین عبارات مشهور و معروف بیان شده، گفت: ساختار این صلوات جنبه دعا دارد و دعا از یک جهت ارتباط با معبود است و از یک جهت هم گرایش به دعا شونده دارد یعنی انس و محبت و علاقه و گرایشی که ما به امام رضا (ع) داریم.

رضا(ع) بالاتر از رضا و مرتضی است

وی ادامه داد: در ابتدای این صلوات ما اشاره می کنیم به حسب و نصب امام رضا(ع) و می خوانیم: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا» الرضا یعنی دعایمان را اختصاص می دهیم به حضرت علی فرزند امام موسی ملقب به رضا و سپس اوصاف حضرت را بیان می کنیم: اولین صفت مرتضی است. تفاوت رضا و مرتضی در این است که مرتضی از نظر معنایی گسترده تر از رضا است به جهت اینکه خشنودی فزون تر را نسبت به خداوند، قضا و قدر الهی و نسبت به نعمت هایی که خداوند به ما داده است، ابراز می کند.

معاون پژوهشی بنیاد امام رضا(ع) تصریح کرد: امام رضا (ع) علاوه بر رضا بودن، مرتضی هستند به نعمت های خداوند و صفت بعدی عنوان امام است. امام کسی است که منصوب خداوند است یعنی منصوب مردم نیست. صفت بعدی التقی است، یعنی کسی که پرهیزکار است و نه تنها در انجام گناه بلکه حتی در فکر گناه و در دایره عصمت قرار دارد. تقوای امامان مانند تقوای بشر معمولی نیست و حتی انسان های بسیار با تقوا و با درجه عرفان بالا هم به پای ائمه(ع) در تقوا نمی رسند. یعنی امام رضا(ع) تقوایی در دایره عصمت دارند.

وی ادامه داد: النقی، به معنی پاکیزه و مطهر است همان صفتی که در آیه ۳۳ سوره احزاب «لیطهرکم تطهیرا» در مورد اهل بیت به کار برده شده است.

سروری مجد، در ادامه تفسیر صلوات خاصه امام رضا(ع) گفت: معنی «وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى» یعنی شخصیت ممتازی که بر همه زمینیان رجحان دارد هم افرادی که زنده هستند و هم افرادی که از دنیا رفته اند. حجت یعنی اینکه به ایشان احتجاج می شود و تمام رفتارهای ایشان قابل استناد است و هرچه که ایشان می گوید، انجام می دهند یا تقریر و تأیید می کنند، (دیگران انجام می دهند و ایشان اعتراض نمی کنند» قابل استناد و ملاک عمل دیگران است.

وی ادامه داد: «الصدیق» یعنی بسیار بسیار راستگو در گفتار، نیت و رفتار. «الشهید» به معنای گواه و شاهد است.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه تفسیر کوتاه صلوات خاصه امام رضا(ع) گفت: پس از بیان اوصاف امام رضا(ع) ویژگی صلواتی که فرستاده شده مطرح و عنوان می شود که این صلوات صلوات و درودی بسیار بسیار فراوان، «زَاكِيَةً» پاک و با طهارت، «مُتَوَاصِلَةً» یعنی متصل و ادامه دار، «مُتَوَاتِرَةً» یعنی فراوان «مُتَرَادِفَةً » یعنی پشت سر هم، «كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ‏ » این صلوات برترین درودی است که به امام رضا (ع) فرستاده می شود به جهت امتیازی که ایشان بر سایر مخلوقات(سایر انسان های غیر معصوم) دارند.

سروری مجد مطالب مطرح شده را گزارش بسیار خلاصه ای دانست که از این صلوات مطرح شد و افزود: فرستادن این صلوات آثار تربیتی مختلفی دارد. حال که صلوات می فرستیم چه در زیارت حضرت و چه در هر جای دیگری، می خواهیم یک الگوی تربیتی از رفتار، منش، اخلاق و معرفت ایشان بگیریم.

وی تصریح کرد: البته خود دعا آثار تربیتی دارد. اول اینکه خداوند را به عنوان قدرت مطلق جهان قبول داریم و می دانیم که دعای ما مستجاب می شود و از سوی دیگر می خواهیم حالا که دعا می کنیم رنگ و بویی هم از این دعا خودمان بگیریم.

استاد پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات در پایان با اشاره به اینکه در خصوص این صلوات خاص تفسیر و تحلیل در خوری صورت نگرفته است، گفت: آشنا کردن مردم با مفهوم این صلوات به شکلی که مفهوم این صلوات از بیان زبانی به عمق وجودی مردم نفوذ و به الگوپذیری مردم از صاحب این صلوات کمک کند، صورت نگرفته است و باید در این خصوص اقداماتی از سوی اندیشمندان صورت گیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:12  توسط hasan gholami  | 
  • فضیلت و ثواب فرستادن «صلوات» چقدر است؟

  • رسول خدا(ص) فرمودند: «آن كس كه بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر كس درود فرستادن بر من را فراموش كند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»
  • به گزارش مشرق، واژه صلاۀ، جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیّت است. صلّی الله علیه، یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در «معجم الوسیط» هم صلا به معنای دعا است. 
  •  
  • در «تفسیر جوان» آمده است كه: چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود، به معنی فرستادن رحمت است و هر گاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد؛ به معنی طلب رحمت است.۱ 
  •  
  • معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما می‌گوییم: «الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»، از خداوند خواسته‌ایم كه چه كاری بكند؟ مگر آنها در كمال مطلق نیستند؟ 
  •  
  • در قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود و سلام بفرستند: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین امنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص) درود می‌فرستند؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید».۲ 
  •  
  • مقام پیامبر(ص) آن‌قدر والا است كه خدای سبحان و تمام فرشتگان بر او درود و سلام می‌فرستند و بهتر است مؤمنان هم در این آهنگ كلّی هم‌نوا و هماهنگ شوند. 
  •  
  • علاوه بر آن، صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم خواستاری مقام و عظمت معنوی آنها است. 
  •  
  • طلب كردن رحمت برای بندگان 
  • ناگفته نماند كه فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) از طرف مؤمنان در حقیقت طلب كردن رحمت بر خودشان نیز است؛ زیرا در واقع پیامبر(ص) و ائمّه(ع) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم، در واقع خود را از رحمت الهی محروم كرده‌ایم. 
  •  
  • درود بر پیامبر(ص) سبب پاكی اعمال و نیز قبولی آنها می‌شود، همچنین باعث اجابت دعاها، كفّاره گناهان، نورانی شدن در قیامت و راه پیدا كردن به بهشت می‌شود. 
  •  
  •  
  • در زیارت جامعه كبیره آمده: 
  • «و جعل صلواتنا علیكم و ما خصّنا به من ولایتكم، طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكیه لنا و كفاره لذنوبنا ...؛ 
  •  
  •  
  • و قرار داد درودهای ما را بر شما و آنچه را مخصوص گردانید، به ما از دوستی و محبّت شما به خاطر پاك گردانیدن خلقت ما و پاكیزگی برای جان‌های ما و جهت پاكی روح ما و كفّاره گناهان ما». 
  •  
  • شخصی از پیامبر(ص) پرسید: صلوات فرستادن امّت، ارسال تحفه‌ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه‌ای برای ایشان خواهد بود؟ 
  •  
  • آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امّت بر من، تحفه‌ای است از ایشان برای من و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.» 
  •  
  • صلوات در آینه قرآن و كلام معصوم(ع) 
  • در سوره احزاب، آیه ۵۶ خداوند می‌فرماید: 
  • «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اكرم(ص) درود می‌فرستند، شما هم ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او صلوات بفرستید و آن طور كه باید، تسلیم شوید.» 
  •  
  • خداوند در این آیه تأكید می‌كند كه ابتدا من و ملائكه بر پیامبر(ص) صلوات می‌فرستیم و به پیروی از ما شما انسان‌ها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید. 
  •  
  • در حكمت ۱۶۳ «نهج ‌البلاغه» آمده است: «هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اكرم(ص) درود بفرست. 
  •  
  • سپس حاجت خود را بخوان؛ زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت در خواست شده، یكی را بر آورده و دیگری را باز دارد.» 
  •  
  • تمام دعاهای «صحیفه سجّادیه» نیز با صلوات آغاز یا پایان می‌یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است؛ زیرا ائمّه(ع) معتقدند صلوات، ذكر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی كه صلوات فرستاده شود، اجابت آن از سوی خدا حتمی است. 
  •  
  • امام سجّاد(ع) در دعای ۴۴ به كرّات صلوات را تكرار كرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسئلت می‌كنند. 
  •  
  • در قسمتی از این دعا می‌فرمایند: «بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، به شمار درودهایی كه بر هر كس نثار فرموده‌ای و چندین برابر آن به چندین برابر كه هیچ كس جز تو شمار آن نداند كه تو هر چه خواهی، كنی». 
  •  
  • امام صادق(ع) نیز در باب اهمّیت صلوات می‌فرمایند: 
  • «كسی كه شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد كه حضرت محمّد(ص) رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می‌شود.»۳ 
  •  
  • كیفيّت صلوات بر پیامبر اكرم(ص) 
  • در مورد كیفيّت صلوات، روایات فراوانی است كه درود و سلام بر پیامبر(ص) را همراه با آلش، مقبول می‌دانند. 
  •  
  • این نوع كیفيّت صلوات از منابع شیعه و سنّی قابل اثبات است. 
  •  
  • از حضرت علی(ع) نیز روایت است كه ایشان فرمودند: 
  • «اصحاب گفتند: ای رسول خدا! چگونه بر شما صلوات فرستیم كه فرمود: «بگویید خداوندا! بر محمّد و آل محمّد صلوات فرست،‌ همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی كه تو ستوده و والایی و بر محمّد و آل محمّد فزونی بخش، همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، به راستی كه تو پسندیده و عظمایی.»۴ 
  •  
  • بركات و ثواب صلوات 
  • در باب ثواب صلوات، روایات فراوانی است كه تأكید می‌كند كه صلوات ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و بركت و لطف و كرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تكبیر خداست، ارتقای درجه به همراه دارد، معادل سبحان ‌الله و الحمد‌الله و لا اله الّا ‌الله و الله اكبر است. 
  •  
  • صلوات بركات فراوانی را برای شخص به دنبال دارد. بركات صلوات را می‌توان به بركت‌های دنیوی و اخروی تقسیم كرد. 
  •  
  • در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال،‌ رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درك امام قائم(ع) می‌باشد. 
  •  
  • برای اثبات برخی از موارد ذكر شده، به كلام ائمّه(ع) استناد می‌كنیم. 
  •  
  • حضرت رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: «صلوات فرستادن، فقر را برطرف می‌كند.» 
  •  
  • از دیگر بركات حائز اهمّیت صلوات، از بین رفتن گناهان است؛ چنان‌كه امام رضا(ع) به نقل از رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «الصّلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنّفاق؛ صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می‌برد.» 
  •  
  • و امّا بركات اخروی صلوات را می‌توان به پنج مرحله تقسیم كرد: ۱. عالم برزخ، ۲. قیامت، ۳. پل صراط، ۴. جهنّم، ۵. بهشت. 
  •  
  • قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود بفرستید: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می‌فرستند. 
  •  
  • ای كسانی كه ایمان آورده‌‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید.»   
  •  
  • صلوات,ثواب صلوات فرستادن 
  •  
  •  ۱. عالم برزخ 
  • مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می‌كند، ظلمت گناه را از بین می‌برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می‌كند، ثواب صلوات سنگین‌تر از گناهان است، صلوات، فریادرس انسان در قبر است،‌ چهره او را در برزخ نورانی و جان كندن را راحت می‌كند. 
  •  
  • پیامبر اكرم(ص) می‌فرمایند: «هر كس بر من صلوات زیاد بفرستد، از تلخی مرگ و جان كندن ایمن گردد.» 
  •  
  • ۲. قیامت 
  • از ائمّه(ع) آمده كه هر كس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد، خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می‌شود. 
  •  
  •  
  • در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات‌ فرستنده را در روز قیامت نزدیك‌‌ترین فرد به پیامبر(ص) قرار می‌دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می‌تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می‌كند و او را در زیر عرش الهی قرار می‌دهد، همچنین این صلوات‌ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می‌شود و ذخیره‌ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می‌آید. 
  •  
  • از پیغمبر(ص) نقل است كه فرمودند: «سه كس در روز رستاخیز، آن روزی كه سایه‌ای جز سایه خداوند نخواهد بود، در زیر عرش الهی خواهند بود». عرض شد: یا رسول الله آنها چه كسانی هستند؟ 
  •  
  • فرمود: «آن كس كه اندازه‌ای از غم امّت من را برطرف سازد و كسی كه سنّت مرا زنده نماید و آن كس كه فراوان بر من صلوات فرستد». 
  •  
  • ۳. پل صراط 
  • صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است كه راه را بر او روشن می‌كند؛ چنان‌كه 
  • رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: «بر من بسیار درود بفرستید؛ زیرا درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.» 
  •  
  • ۴. جهنّم 
  • صلوات انسان را از گرمای جهنّم مصون می‌دارد و مانعی است برای او در ورود به آتش جهنّم. 
  •  
  • رسول خدا(ص) فرمودند: «آن كس كه بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر كس درود فرستادن بر من را فراموش كند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.» 
  •  
  • ۵. بهشت 
  • صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می‌شود، دوست پیامبر(ص) در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می‌كنند، شراب سلسبیل می‌نوشند و در زمره خواصّ پیامبر(ص) وارد بهشت می‌كردند. 
  • منبع: میزان
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  • شهر خبر

  • اخبار مرتبط

  • از 50 سال برگزاری مجلس اباعبدالله(ع) تا توجه ویژه به همسر و خانواده

  • مرحوم دولابی:هر وقت خسته شدی یک تکان به خودت بده

  • حدیثی از حضرت علی(ع) درباره ساخت مسجد جمکران

  • اعمال و فضیلت ماه رجب/ چرا رجب «ماه خدا» نامیده شده است

  • فضیلت و اعمال شب لیله الرغائب

  • 15 بلایی که در اثر بی‌توجهی به نماز نازل می‌شود

  • فیلم/ حضرت‌علی(ع) را در این چندثانیه بهتر بشناسید

  • کدام نماز، مصداق لهو و بازی است؟

  • عبور از پل صراط چه ویژگی‌هایی دارد

  • دشمنان خداوند در روز قیامت چه کسانی هستند؟

  • ثواب «صلوات» درماه شعبان ده برابر است

  • آغاز پخش سری جدید «چند درجه» از امروز

  • چه کسی لقب «رسول‌الله» را به حضرت محمد(ص) داد؟

  • حضرت علی(ع) چگونه پدری بود؟

  •  

  •  
  •  
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:11  توسط hasan gholami  | 

خبرگزاری شبستان//کرمان


کتاب شریف "صحیفه سجادیه" که آن را اخت القرآن نامیده اند از غنی ترین متون معارفی شیعه است که در حقیقت شیوه هدایتی امام سجاد(ع)برای جامعه زمان خود است.


هر یک از ادعیه پرمحتوای این کتاب ارزشمند دربردارنده نکات، پیام ها و درس های فراوانی است که علی رغم تلاش نویسندگان و محققان در استخراج این مفاهیم بلند اما هنوز ناگفته ها و بلکه زوایای ناگشوده ای از آن باقی است.


یکی از نکات برجسته صحیفه سجادیه که ذهن هر خواننده ای را به خود جلب کرده و ممکن است او را با پرسش هایی مواجه سازد "صلوات"های زیادی است که در ادعیه این مجموعه گهربار به چشم می خورد؛ از مجموع 54 دعای صحیفه سجادیه 46 دعای آن به ذکر شریف صلوات مزین شده است که جمعاً 195 یا حدود 200 صلوات است.


محمد محمدی اشتهاردی در مجموعه "درسهای صحیفه"- آموزه های اعتقادی و عبادی از نگاه صحیفه سجادیه- به همین منظور در صفحه 80تا 83 بابی با عنوان "مسأله صلوات های مکرر در صحیفه و راز آن" گشوده است که قبل از پرداختن به ان که هدف اصلی این نوشته است نکاتی چند قابل یادآوری است.

 

صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم علیه السلام


در سوره احزاب آیه 56 خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود می فرستند، شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید، و آن طور که باید، تسلیم شوید.»

 

خداوند در این آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.


در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است:

 

«هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد.»


امام صادق علیه السلام نیز در باب اهمیت صلوات می فرمایند:«کسی که شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می شود.» (ثواب الاعمال/ 32)

 

 

کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم


در مورد کیفیت صلوات، روایات فراوانی است که درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همراه با آلش مقبول می دانند.


این نوع کیفیت صلوات از منابع شیعه و سنی قابل اثبات است، چنانکه در صحیح مسلم، سن ابن داود ترمذی، نسانی، موطا مالک، مسند احمد و سنن دارمی، از ابومسعود انصاری روایت کنند که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و با ما در مجلس سعد بن عباده نشست «بشیربن سعده ابونعمان بن بشیر به او گفت: ای رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم خداوند ما را فرمان داده تا بر شما صلوات فرستیم، چگونه بر شما صلوات فرستیم؟ راوی گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (به گونه ای) ساکت شد که ما آرزو کردیم ای کاش او چنین سوالی نکرده بود سپس فرمود بگویید خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم صلوات فرستادی، و بر محمد آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم در جهانیان فزونی دادی.


از حضرت علی علیه السلام نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی» (کنزالعمال)

 

 

برکات و ثواب صلوات


در باب ثواب صلوات روایات فراوانی است که تاکید می کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.


صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.

 

برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم:


حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»

 

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید.»


از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».

 

و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. 1- عالم برزخ 2- قیامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.

 

 

1- عالم برزخ


مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می کند، ظلمت گناه را از بین می برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می کند، ثواب صلوات سنگین تر از گناهان است، صلوات، فریادرس ایشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نورانی و جان کندن را راحت می کند.


ابوعلقه می گوید: پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر(طیار) را در خواب دیدم به آن دو نزدیک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابیطالب را برترین اعمال یافتیم.»


همچنین از ایشان نقل است که فرمودند: «الصلاه علی نور فی القبر» «صلوات بر من، نوری در قبر است.» و نیز فرمود : «هر کس بر من صلوات زیاد بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد»

 

 

2- قیامت


از ائمه علیه السلام آمده که هر کس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می شود در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیک ترین فرد به پیامبر قرار می دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می کند و او را در زیر عرش الهی قرار می دهد. همچنین این صلوات ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می شود و ذخیره ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می آید.


از پیغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخیز آن روزی که سایه ای جز سایه خداوند نخواهد بود در زیر عرش الهی خواهند بود: «عرض شد: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟»


فرمود: «آن کس که اندوه غمزده ای از امت من را برطرف سازد و کسی که سنت مرا زنده نماید و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»

 

 

3- پل صراط


صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است که راه را بر او روشن می کند، چنانکه رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «اکثروا الصلاه علی فان الصلوه علی نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنه»


«بر من بسیار درود بفرستید چرا که درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»

 

 

4- جهنم


صلوات انسان را از گرمای جهنم مصون می دارد و مانعی است در ورود به آتش جهنم.

 

رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»

 

 

5- بهشت


صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می شود، دوست پیامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می کنند، شراب سلسبیل می نوشند، در زمره خواص پیامبر وارد بهشت می شوند.


شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟ آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»


سه صلوات و شیرین شدن عسل

روزى رسول خدا - (ص ) - در نخلستان نشسته بود، و امیرالمؤ منین (ع) در خدمت آن جناب بود ناگاه زنبور عسلى به نزد آن حضرت آمد، گرد آن حضرت مى گردید. آن جناب (ص) به امیرالمومنین (ع)فرمود:این زنبور مى خواهد که ما را ضیافت کند. مى گوید که قدرى عسل در فلان موضع گذاشته ام . امیرالمومنین (ع) را بفرست که آن را بیاورد.

 

امیرالمؤمنین(ع )رفت ، و آن عسل را حضور پیامبر آورد. رسول خدا (ص)از آن زنبور پرسید: ((خورش شما شکوفه تلخ است ، به چه سبب در درون شما شیرین مى گردد؟

عرض کرد: آن به برکت جناب شماست ؛ زیرا که هرگاه که قدرى از شکوفه در درون ما، در مى آید، فى الحال الهام الهى به ما مى رسد که سه نوبت بر شما صلوات فرستیم و به برکت آن صلوات ، شکوفه تلخ در درون ما شیرین مى شود.

 

مسأله صلوات های مکرر در صحیفه و راز آن


شرایط و اوضاع عصر امام سجاد(ع)را در نظر بگیرید که مسأله عنوان کردن آل محمد(ص)و عترت که مصداق روشن آن امامان معصوم(ع)بودند، یک مسإله داغ اجتماعی و سیاسی بود. تا آنجا که ذکر نام آنها جرم به شمار می آمد بلکه مدت ها امام علی(ع)بالای منبر در ملإ عام سب و لعن می شد.


در چنین فضایی سخن از آل محمد و عترت برای آن بود که آنان در صحنه بمانند و از یادها فراموش نشوند و مسإله برتری آنها و امامتشان احیاء گردد. ذکر صلوات یک شعار سیاسی و کوبنده بر ضد بنی امیه و سردمداران طاغوتی مخالف و معاند عترت بود؛ شعاری که می توانست در اوج خفقان پیام آور رهبری حق و امامت راستین صالحان و شایستگان باشد.


صلوات بر محمد و آل محمد شعار براندازی حاکمان طاغوتی و نالایق و تثبیت امامت صالحان از دودمان پاک محمد و نشان دادن چهره های زبده و گلچین از آل محمد است که آنها نمودار و تبلوری عالی از مکتب اصیل اسلام بودند و این شعار در بینش و جهان بینی تشیع علوی دائمی و همیشگی است.


از این رو سفارش شده ذکر صلوات همیشه در دعاها که بیانگر بهترین حالات انسان هستند در آغاز و در وسط و در آخر آن بگنجد در یادها تثبیت گردد و وسیله ای جهت اجابت دعا شود.

 

همچنین در فصلنامة سفینه، شماره 8، ویژه صحیفه سجادیه، ص72 در مورد صلوات در صحیفه سجادیه آورده است: صلوات بر محمد و آل محمد(ع)، بیش از تمام دعاها در صحیفة سجادیه تکرار می شود، به گونه ای که اکثر موارد، در صدر و ذیل و متن دعا، بارها این دعای مستجاب و والاقدر، بیان می شود و دیگر حاجات و نیازهای انسان، در جوار آن، در خواست می گردد.


امام سجاد(ع)، از خداوند متعال می خواهد که این صلوات را بی پایان و مستمر قرار دهد. البته سود این درود و صلوات به خود ما می رسد، از جمله این که وسیلة استجابت دعاهای ما است.


از خدا می خواهیم که بیش از هر بنده و آفریده ای بر محمد و آل محمد، درود فرستد. و این، ادای بخشی از حقوقی است که بر ما دارند، از جمله نعمت هدایت و نعمت نجات بخشی ما.


بدین رو، امام سجاد(ع)، پس از دعای عید قربان، فرموده است که نیازهای خود را به درگاه خدای متعال عرضه کنید و پس از آن هزار بار بر محمد و آل محمد درود فرستید، چنان که حضرتش خود چنان عمل می کرد.


گستره بحث صلوات و درود، در بخش دوم دعای عرفه بیش از همه مطرح است. سخن از کامل ترین برکت ها، سودمند ترین رحمت ها، درودی فزاینده که فزاینده تر از آن نباشد، درودی که از رضوان الهی درگذرد و پیوستگی آن به بقای الهی پیوند خورد، درودی که مانند کلمات الهی پایان نپذیرد، درودی که چندین برابر شود و همراه با گردش روزگار، مضاعف گردد، درودی هم وزن عرش و مادون آن، به اندازةآسمان ها و مافوق آنها، به شماره زمین ها و آنچه زیر آنها و آنچه میان آنهاست، درودی که خدا را پسند اید و ... در میان است.


علاوه بر آن، درود بر امامی از شمار امامان (ع) مطرح می شود که خداوند، دین خود را به وسیله او تایید می بخشد، پناهگاه مؤمنان، رشتة نجات متمسکان، و نور عالمین است. امام سجاد(ع) از خدا می خواهد که او را به فتح آسان برساند، در کنف حفظ خود حمایت کند، با ملائکه خود یاری رساند، کتاب و حدود و شرایع و سنت های رسول خود را به دست او بر پا دارد، معالم دین الهی را که ستمگران از میان برده اند، حیات دوباره بخشد، زنگار ستم را بزداید و کسانی را که از راه راست الهی به بیراهه می روند، ارشاد فرماید.


امام سجاد(ع)، نه تنها بر پیامبر و اهل بیت(ع) درود می فرستد، بلکه درود الهی را برای کسانی می خواهد که مقام اهل بیت را به خوبی شناخته و پذیرفته اند، راه آنها را پی می گیرند، از ولایتشان جدا نمی شوند، در برابر امر شان تسلیم هستند، در راه طاعتشان می کوشند، چشم به راه دولت حقه ایشانند و به سوی آن روزگار، دیده دوخته اند.


به نظر می رسد که این عبارت، در وصف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه باشد، چنان که ویژگی های یاد شده بر آن دلالت دارد. به هر حال، پیوند قلبی و زبانی و عملی با خاندان نور – که صلوات، نشانة بارز آن است – مهم ترین راه برای بهسازی درون و برون فرد و جامعه ای است که در مسیر تعالی معنوی پیش می رود.
 

 

اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم .
خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم رحمت فرستادی .


اللهم صل علی محمد و آل محمد کافضل ما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم .
خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست بالاتر و زیادتر از رحمتی که بر ابراهیم و آل ابراهیم فرستادی .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:11  توسط hasan gholami  | 

اهميت صلوات بر پيامبر و آل او


نويسنده: بهروز حيدرزاده

صلوات برپيامبراكرم(ص) و اهلبيت او، ذكر نافعي است كه قرآن كريم و احاديث و روايات بر آن تاكيد فراوان دارند. در مطلب حاضر، نويسنده نگاهي اجمالي به اهميت اين ذكر مفيد دارد. 
    در آيه 56 سوره احزاب آمده است كه «خدا و فرشتگان بر پيامبرش درود و صلوات مي فرستند». اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه مفهوم صلوات خدا و فرشتگان چيست و كيفيت صلوات بر پيامبر (ص) چگونه است.
    براساس رواياتي كه شيعه و سني به طور گسترده، به نقل آن پرداخته اند، كيفيت صلوات بر آن حضرت به دست مي آيد.
    ابوحمزه ثمالي از كعب بن عجره حديث مي كند، آنگاه كه آيه صلوات بر پيامبر نازل شد، گفتيم: يا رسول ا... ما مي دانيم كه چگونه بر شما سلام دهيم اما كيفيت صلوات بر شما چگونه است. حضرت فرمودند كه بگوييد: «اللهم صلي علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي آل ابراهيم انك حميد مجيد اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي آل ابراهيم انك حميد مجيد.»
    (تفسير منهج الصادقين، ج7، ص 335/ سنن ابن ماجه، ج1، ص 293)
    برجستگي «آل پيامبر» در اين حديث و حضور قطعي ايشان در كنار پيامبر( صلوات الله عليه) و به هنگام درود بر آن حضرت نشان از رفعت مقام آنان و حضور دايمي عترت دركنار سنت پيامبر (صلوات الله عليه دارد.
    در اهميت اين حضور بايد گفت، پيامبر صلواتي را كه شامل آل و خاندان آن حضرت نباشد نكوهش كرده و از آن به صلوات «ابتر و ناقص» ياد كرده است. به عنوان مثال، ابن حجر هيثمي كه از بزرگان اهل سنت است، روايت كرده كه پيغمبر فرمود: «برمن درود ناتمام نفرستيد» گفتند: درود ناتمام چيست؟ فرمود: «اينكه بگوييد اللهم صلي علي محمد ناقص است پس بگوييد اللهم صلي علي محمد و آل محمد.
    (تفسير، 7 نمونه، ج17، ص319)
    در تفسير «الدر المنثور، سيوطي هجده حديث از پيامبر نقل شده كه براساس آن «آل محمد» را به هنگام صلوات بايد ذكر كرد.
    (تفسير الميزان، ج16، ص517)
    در روايتي ديگر، قبولي نماز مشروط به صلوات بر پيامبر و خاندان او معرفي شده و آمده است: «هركس نماز بگذارد و در آن بر من و اهل بيتم صلوات نفرستد، نمازش قبول نيست.
    (الصواعق المحرقه، ص 147-146)
    
    
    اهميت صلوات
    صلوات شعار رسمي مسلمانان است كه هر صبح و شام بارها در بهترين عبادت خويش (نماز) آن را تكرار مي كنند. صلوات پيوسته خداوند و فرشتگان بر پيامبر و امر تاكيدي به مومنان بر تداوم صلوات بر ايشان را تسليم بودن در برابر فرمانهاي پيامبر (صلوات الله عليه) جلوه ديگري از اين اهميت است. «يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما.
    در روايتي از امام صادق(عليه السلام) آمده است كه ابوبصير سوال كرد: منظور از صلات بر پيامبر (صلوات الله عليه) را فهميده ايم، اما معني تسليم بر او چيست؟ امام فرمود: «منظور تسليم بودن در برابر او در هر كار است.»
    تفسير مجمع البيان، طبرسي، ج 7، ص 579
    از صلوات، در روايات به عنوان «برترين اعمال» ياد شده، چنانكه خوارزمي در «مناقب» خود از ابوعلقمه نقل كرده كه روزي پيغمبر (صلوات الله عليه) نماز صبح را با ماگزارد و بعد از آن به ما رو كرد و فرمود: 
    اي ياران، من ديشب عموي خود حمزه بن عبدالمطلب و برادرم جعفر بن ابيطالب را در خواب ديدم. از ايشان پرسيدم: فدايتان شوم، كدام اعمال را برتر يافتيد؟ گفتند: بهترين اعمال را در سه چيز يافتيم: صلوات بر شما، آب دادن تشنگان و دوستي علي بن ابيطالب (عليه السلام)
    منهج الصادقين، همان، ص 361
    در روايتي ديگر كه اهميت صلوات را نشان مي دهد، از امام صادق(عليه السلام) به نقل از پيامبر (صلوات الله عليه) مي فرمايند: «هر كه نزد او نام من آورده شود و او صلوات بر من نفرستد، حق تعالي او را از بهشت دورگرداند.»
    (اصول كافي، كليني، ج 2، ص 395)
    البته چنين عقوبت سنگيني از آن كسي است كه عمداً و از روي دشمني با آن بزرگواران از ذكر صلوات روي برتابد. وجوب صلوات در نماز و مشروط بودن قبولي آن بر درود بر پيامبر (صلوات الله عليه) و خاندان پاك وي، جلوه ديگري از اهميت صلوات را بيانگر است.
    اجماع علماي شيعه به وجوب صلوات در تشهد اول و دوم نماز است. علاوه بر رواياتي كه از امامان شيعه در اين زمينه آمده است، در كتابهاي اهل سنت نيز روايتي كه بر وجوب صلوات دلالت مي كند، كم نيست.
    در روايتي، قبولي نماز مشروط بر صلوات بر پيامبر(ص) و اهل بيت عليهم السلام (يادشده است»: من صلي صلوه و لم يصل فيها علي و علي اهل بيتي لم تقبل منه»
    (بررسي آيات و روايات صلوات، مرتضي محسني كبير ص 321)
    از اين رو، از فقهاي اهل سنت «شافعي» آن را در تشهد دوم واجب مي داند و از احمدبن حنبل و جمعي ديگر از فقها بر وجوب آن عقيده دارند؛ اگر چه «مالك» و «ابوحنيفه» و عده اي نيز آن را مستحب مي دانند.
    (منهج الصادقين، همان، ص 753)
    عده اي از مفسران براساس برخي روايات معنا و حقيقت صلوات را با پيمان روز الست (الست بربكم، قالوا بلي...) و عالم ذر مرتبط دانسته و صلوات را تجديد عهد و ميثاق با عهد اوليه آدم در آغاز خلقت دانسته اند. از امام موسي بن جعفر(ع) روايت شده كه: كسي كه صلوات بر پيغمبر اكرم صلوات الله عليه مي فرستد، معنايش آن است كه وفاي به عهد و ميثاقي كه در عالم ذر پروردگار فرمود «الست بربكم و محمد نبيكم و علي امامكم» بر زبان آورده و قبولي آن را اعلام مي كند و تجديد عمل و ميثاق به عمل مي آورد.
    (تفسير جامع، ج 5، ص 73)
    
    
    آثار و فضايل صلوات
    صلوات از سوي گوينده آن شعاري ظاهري و بدون پشتوانه نيست تا از فضايل بي شمار آن در روايات تعجب كنيم و انگشت حيرت بر دهان افكنيم كه ذكري چنين كوتاه چگونه فضايلي چنين متبرك دارد: بر اهل ذكر و ايمان پوشيده نيست كه تمامي اذكار از جمله صلوات بر پيامبر صلوات الله عليه و خاندان پاكش يك لفظ و يك معنا دارد.
    تكرار لفظ بدون توجه به معنا سود چنداني ندارد و عمده فضايل در حقيقت ذكر و عبادت نهفته است. چنان كه خداوند مي فرمايد: «اي مردمان شما همگي فقير درگاه الهي هستيد) سوره مباركه فاطر/ آيه 51)
    فرستنده صلوات با واسطه قرار دادن پيامبر و خاندانش و با درود فرستادن بر آنان طلب رحمت و آمرزش مي نمايد تا با دعايي اين چنين از ذات غني بي نيازي طلب نمايد. چنان كه گفتيم، صلوات از جانب غير خدا طلب رحمت است.
    در آيه صلوات نيز خداوند بلافاصله بعد از امر به صلوات بر پيامبر دستور اكيد به تسليم شدن در برابر فرمان ايشان كه فرمان او فرمان خداست، مي دهد. به نظر مي رسد چنين دستوري بعد از امر به صلوات براي آن است كه بفهماند حقيقت درود بر ايشان، تسليم بودن در برابر امري نبوي است و چنين تسليمي حيات جاودانه و حقيقي به آدمي مي بخشد و او را رستگار مي كند و اي اهل ايمان، آنگاه كه خدا و رسول به آنچه شما را حيات مي بخشد فرا مي خوانند، اجابت كنيد. (سوره مباركه انفال/ آيه 42)
    با بررسي روايات فضايل صلوات، چنين به دست مي آيد كه بخشي از اين آثار مربوط به زندگي دنيوي و بخشي به زندگاني اخروي مربوط است كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم، اگرچه ممكن است برخي از اين آثار مشترك بين دنيا و آخرت باشد.
    
    
    الف) بعضي از آثار دنيوي
    نقش صلوات در استجابت دعا

    در ادعيه و روايات معصومين (ع) ميان صلوات و مستجاب شدن دعا ارتباط عميقي ديده مي شود.
    در دعاهاي صحيفه سجاديه، مناجات شعبانيه، مكارم الاخلاق و... صلوات به گونه اي در ابتدا يا آخر دعا آمده است، زيرا صلوات دعاي مقبوله است.
    در روايت ديگري نقل شده كه: هر كسي حاجتي از خداوند دارد، ابتدا صلوات بر پيامبر و آل او فرستد و سپس حاجت بخواهد و سپس صلوات گويد، زيرا خداوند كريم تر از آن است كه دو طرف دعا را مستجاب كند و وسط آن را مستجاب نشده رها نمايد، زيرا صلوات بر پيامبر و آل او محجوب و در پرده باقي نمي ماند و حتماً مستجاب مي شود.
    (اصول كافي، همان، ص252)
    از آن جا كه خداوند از مومنان خواسته است كه به سوي او با وسيله و واسطه اي تقرب جويند (يا ايها الذين آمنوا اتقواا... و ابتغوا اليه الوسيله... سوره مباركه مائده/ آيه53) صلوات به معناي واسطه قرار دادن واسطه هاي فيض الهي براي تقرب به خدا و درك رحمت الهي است چنانكه در تفسير اين آيه به رواياتي برمي خوريم كه معصوم(ع) مي فرمايد: «منظور از وسيله در اين آيه، ما اهل بيت هستيم.»
    (تفسيرالميزان، ج5، ص715)
    از رسول خدا نيز روايت شده كه: «صلوات شما بر من باعث روا شدن حاجات شما مي شود و خداوند را از شما راضي مي گرداند و اعمال شما را پاكيزه مي كند.»
    (تفسير الميزان، ج5، ص623)
    
    
    همراهي با ملائكه و برخورداري از استغفار آنان
    از آنجا كه ملائكه پيوسته بر پيامبر(ص) صلوات مي گويند، صلوات مومنان به معناي همراهي با فرشتگان نيز هست ملائكه نيز براي كسي كه صلوات مي فرستد استغفار مي كند و براي او صلوات مي فرستند.
    از رسول خدا(ص) روايت شده كه حق تعالي مي فرمايد: «هر بنده اي كه براي تو صلوات فرستد، هفتاد هزار فرشته بر او صلوات مي فرستند و هر كه هفتاد هزار فرشته بر او صلوات بفرستد، اهل بهشت خواهد بود.»
    (جامع الاخبار، فصل82، ص86)
    
    
    صلوات، از بين برنده نفاق و غم و بخل
    از پيامبر(ص) نقل شده است كه «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بين مي برد.»
    (محجه البيضاء، ج2، ص313)
    و در روايتي ديگر به امام علي عليه السلام توصيه مي كند كه هرگاه امري تو را اندوهگين ساخت، بر پيامبر و آل او صلوات بفرست.
    (كنزالعمال، ج1، ص181)
    و براساس روايتي ديگر از امام حسن مجتبي عليه السلام از پيامبر صلوات الله عليه آن حضرت فرمودند: «بخيل كسي است كه چون نام من در نزد او برده شود، بر من صلوات نفرستد.»
    (كنزالعمال، ج1، ص982)
    حصول عافيت، توانگري و غنا، به ياد آمدن فراموش شده ها وسيله صلوات و پاكيزه و طيب شدن مجالس به ذكر صلوات، از جمله آثار ديگر صلوات است كه در روايات به آنها اشاره شده است.
    ب) بعضي از آثار اخروي صلوات
    اگر چه برخي از آثار ياد شده در آخرت نيز محقق است، اما بخشي از آثار مختص زندگي اخروي است كه به آنها اشاره مي كنيم:
    قرب به رسول الله صلوات الله عليه و بهره گيري از شفاعت آن حضرت:
    پيامبر صلوات الله عليه فرموده اند: «هر كسي بر من صلوات بفرستد، شفاعت من به او مي رسد.»
    (شرح و فضايل صلوات، ص68)
    «نزديكترين مردم در روز قيامت بر من در هر جا كه باشد كسي است كه بر من بيشتر در دنيا صلوات بفرستد.»
    (شرح و فضايل صلوات، ص85)
    كفاره گناهان، خلاصي از آتش و رفع عذاب قبر
    امام رضا(عليه السلام) مي فرمايد: «كسي كه نتواند با كارهاي نيك گناهانش را بپوشاند، بايد فراوان بر محمد و آل محمد درود فرستد كه صلوات گناهان را نابود مي كند.»
    (آثار الصادقين ج11، ص412)
    و نيز حضرت رسول فرمودند: «صلوات بر من نور است بر صراط و هر كس بر صراط نور باشد، از اهل نار نخواهد بود.
    همچنين فرمودند: بسيار بر من صلوات فرستيد كه صلوات بر من نور است در قبر و نور است در بهشت.
    بهره مندي از حسنات مضاعف و سنگيني بر ترازوي اعمال نيك
    از انس بن مالك روايت شده كه گفت: بر پيامبر خدا صلوات الله عليه داخل شدم و نديدم هيچ روزي كه مسرورتر و شاداب تر از آن روز باشد.
    از دليل آن پرسيدم فرمود: «چرا شاداب نباشم، حال آن كه جبرئيل هم اكنون بيرون رفت از نزد من و گفت كه خداوند فرمود: هر كسي يك بار بر تو صلوات فرستد، ده صلوات بر او مي فرستم، ده سيئه را از او محو مي كنم و ده حسنه براي او مي نويسم.»
    همچنين از امام صادق عليه السلام «روايت شده» سنگين ترين چيزي كه در روز قيامت در ترازوي اعمال مي گذارند، صلوات بر حضرت رسول و اهل بيت ايشان است.»
    با اين حال، آنچه ذكر آن رفت فقط بخشي از آثار و فضايل درود بر پيامبر و خاندان پاك ايشان است كه صدالبته روايات بيش از آن است كه اين نوشتار گنجايش ذكر آن را داشته باشد.
    
     

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:10  توسط hasan gholami  | 

اهمیت صلوات در نماز

 نفحات إسلامية

 2016-05-11

 6844 بازدید

 

در مورد شخصیت عظیم پیامبر گرامی اسلام (صلّ الله علیه و آله و سلّم)، بیانات متعددی در آموزه‌های دینی وارد شده است، اما یکی از کلمات شیرینی ‌که نشان دهنده اوج مقام حضرت می‌باشد، بیان حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است.

صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ذکر بسیار مبارک و با عظمتی است که بر زبان آوردن آن در همه احوال و زمان ها دارای ثواب است و در حال نماز از مستحبات موکد است، البته در تشهد واجب است . در قرآن خداوند خطاب به مومنین می فرماید: "خدا و ملائکه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) صلوات می فرستند شما هم بر او صلوات بفرستید. از این رو فضیلت داشتن صلوات شامل صلوات در رکوع و سجده هم می شود.

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام  (در نامه اعمال او) مى ‏نویسد. لذا می توان گفت فضائلی که برای صلوات بیان شده چون اطلاق دارد همه آنها در صلوات در رکوع و سجده هم وجود دارد به علاوه روایاتی گویای این مطلب است که صلوات جزء نماز و باعث کمال نماز است.

الّلهم...صَلِّ عَلَى مَنْ شَرَّفْتَ‏ الصَّلَاةَ بِالصَّلَاةِ عَلَیْه  «خدایا درود بفرست بر کسی‌ که نمازت را به واسطه درود بر او شریف قرار دادی»

نماز با همه عظمتی ‌که دارد تا جاییکه ستون دین معرفی شده ، شرافت خود را از همان صلواتی دارد که در تشهد، بعد از نام حضرت ختمی مرتبت (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ذکر می‌شود.

همان صلواتی که چه بر طبق مذهب تشیع و چه بر طبق مذهب اهل تسنن ذکر آن در تشهد واجب است، و نگفتن آن به صورت عمدی، باعث بطلان نماز است.

صلوات فرستادن بر حضرت ختمی مرتبت (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در نماز، علاوه بر نقشی ‌که در صحت نماز دارد، باعث کمال نماز نیز می‌گردد. چنانچه امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می ‌فرمایند:

«اِنَّ مِن تَمامِ الصَّومِ اِعطاءُ الزَّکاةِ یَعنى الفِطرَة کَما اَنَّ الصَّلوةَ عَلَى النَّبِى مِن تَمامِ الصَّلوةِ «تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، هم ‌چنان ‌که صلوات بر پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) کمال نماز است»

امام باقر (علیه السلام) درباره صلوات در رکوع و سجده فرمودند: "هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام (در نامه اعمال او) مى‏ نویسد. هم چنین صلوات در نماز را باعث سنگینی اعمال حسنه شمرده اند .

البته منظور از صلوات، صلوات کامل است که کیفیت آن در روایات وارد شده که: "صلوات کامل آن صلواتی است که با آل همراه باشد." (اللهم صل علی محمد و آل محمد) .

فقهای شیعه هم درباره صلوات فرموده اند: "صلوات بر پیغمبر و آل او در تشهد اول و دوم نماز واجب است، و در غیر آن مستحبّ است."

از فقهاى اهل سنت (شافعى) آن را در تشهد دوم واجب مى‏ داند، لذا در نماز مخصوصا در رکوع و سجده و در غیر نماز در سایر حالات از مستحبات موکد است.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و سهل مخرجهم و اهلک عدوهم آمین یا رب العالمین

گرد آورنده : زکیه نبهانی

 

اهمیت صلوات در نماز

آخرین مطالب

بررسی آیاتی از قرآن درباره شهادت حضرت امام حسین(علیه السّلام) و انتقام خون ایشان به دست قائم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

بررسی آیاتی از قرآن درباره شهادت حضرت امام حسین(علیه السّلام) و انتقام خون ایشان به دست قائم آل محمد(عجل الله 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:9  توسط hasan gholami  | 

پیشینه صلوات-فایده صلوات-فضیلت صلوات۱۳۸۷/۱۰/۷ - ۱۵۷ بازدید

 اشتراک گذاری  اشتراک گذاری  اشتراک گذاری  اشتراک گذاری  اشتراک گذاری

موقعی که برق قطع می شود و بعد که می آید صلوات می فرستند، آیا این کار درست است و این کار از چه زمانی رواج یافته است و اعتقاد هم دارند که اگه صلوات بفرستند، برق دیگه قطع نمی شود؟

اعتقاد مردم این است که ذکر صلوات راهگشا و بر طرف کننده موانع و آسان کننده کار ها است . با بررسی روایاتی که در مورد اهمیت و آثار صلوات است به دست می آید که دکر صلوات آثار و برکات فراوان دارد و به برکت آن گره ها باز می شود و موانع بر طرف می گردد و دلها شاد می گردد .
چون با آمدن برق مردم خوشحال می شوند از این ذکر شریف که برای شادی و شادابی است استفاده می کنند و در واقع ابراز می دارند که این نعمت هم به برکت محمد و آل محمد به ما داده شده است همان طوری که خداوند سایر نعمت ها را به برکت آنها به ما ارزانی داشته است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

  1. ریشه
  2.  
  3. اخلاق و عرفان
  4.  
  5. اخلاق بندگی
  6.  
  7. جایگاه اخلاقی ایمان
  8.  
  9. اعمال انسان
  10.  
  11. ثواب اعمال
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:9  توسط hasan gholami  | 

مطالعات قرآني و فرهنگ اسلامي
82 - 67 ، سال اول، شمارة دوم، تابستان 1396
نقش هاي كاربردشناختي صلوات
در گفتار فارسي زبانان ايراني و عرب زبانان عراقي
سيدعلي اصغر سلطاني*
مهدي مقدسي نيا**، حسين تك تبار فيروزجايي***
چكيده
صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (س) عبارتي است كه مسلمانان روزانه بارها آن را بيان
مي كنند يا از ديگران مي شنوند. در نگاه اول، صلوات ب ه قصد قربت انجام مي شود ، اما با
دقت بيش تر مي توان دريافت كه نقش كاربردي مهمي در ارتباطات اجتماعي روزمره ايفا
مي كند. مسئلة اصلي اين پژوهش آن است كه دريابد صلوات در تعاملات اجتماع ي مي ان
مسلمانان، در حوزة شفاهي، ميان شيعيان ايراني فارسي زبان و شيعيان عراقي عرب زبان چه
نقش ارتباطي اي بازي مي كند و آيا تفاوتي در نوع كاربرد صلوات در مي ان اي ن دو گروه
اجتماعي وجود دارد يا خير؟ چهارچوب نظري كلي اي ن پژوهش كاربردشناس ي زبان و
به طور خاص نظرية كنش هاي گفتاري جان سرل است. يافته ها ي پژوهش حاك ي از آن
است كه صلوات علاو هبر بعد بياني ابعاد منظوري نيز دارد و به عنوان كنش گفتار ترغ يب ي،
عاطفي، تعهدي، و اعلامي در شرايط كاربردي و اجتماعي مختلف به كار مي رود. هم چنين ،
نتايج نشان مي دهد كاربرد صلوات در كنش گفتارهاي ترغيبي با هدف غيرمستقيم گويي
به كار رفته است؛ در كنش هاي عاطفي افراد براي تشديد بيان احساس در وجود خويش از
صلوات بهره م يگيرند؛ در كنش هاي تعهدي نيز هدف از ب هكارگيري صلوات
تقدس بخشيدن به تعهد است؛ و در كنش هاي اعلامي ه مسوكردن ديدگاه ها و اعلام مواضع
ازيك سو و جل بتوجه افراد به يك موقعيت، ازطريق بالابردن صدا، مي تواند عامل تأثيرگذار
در استفاده از صلوات باشد.
كليدواژه ها: صلوات، كنش گفتار، عبارات ديني  حوزة شفاهي.
* دانشيار وابستة پژوهشكدة مطالعات قرآني، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي (نويسندة مسئول)
aasultani@yahoo.com
mammahdi@yahoo.com ، ** استاديار گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه قم
h.taktabar@yahoo.com ، *** استاديار گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه قم
1395/2/ 1395 ، تاريخ پذيرش : 11 /1/ تاريخ دريافت: 20
68 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
1. مقدمه
تعاملات زباني در هر جامعه اي متأثر از فرهنگ، دين، و ديگر مؤلفه هاي اجتماعي است.
درحقيقت، مطالعة اين تعاملات بدون درنظرگرفتن مؤلفه هاي يادشده باعث نقصان مي شود.
در جوامع مسلمان، اعم از فارسي زبان و عرب زبان، افراد از عبارت هاي ديني گوناگون
استفاده مي كنند كه بازتاب تأثير دين در جامعه است. نكتة مهمي كه در اين جا بايد مدنظر
داشت اين است كه استفاده از اين عبارات به افرادي كه گرايش هاي قوي مذهبي دارند
محدود نمي شود؛ بلكه اين عبارات ازسوي تمامي افراد با هر ميزان گرايش به دين به كار
مي رود؛ زيرا اين عبارات بعدي كاربردشناختي به خود گرفته اند و ديگر استفاده از آ نها به
بافت ديني منحصر نمي شود. بي اطلاعي از بعد كاربردشناخ تي اي ن عبارات و چر ايي
به كارگيري آن مي تواند ارتباط زباني ميان افراد را با مشكل مواجه كند.
براي نمونه، وقتي يك فرد مسلمان ايراني با موقع يتي روبه رو م ي شود كه م ي خواهد
استفاده مي كند. « لا اله الا الله » عصبانيت خود را از مخاطب خويش نشان دهد، از عبارت
همين فرد وقتي با مخاطبي مواجه مي شود كه در حال غيبت است براي اي نكه او را از اين كار
را به كار مي برد تا به او « استغفرالله » بازدارد يا مخالفت خود را با اظهارات او نشان دهد عبارت
بفهماند كه اين كار اشتباه است و به سبب انجام آن بايد استغفار كرد. همين فرد وقتي تصويري
.« سبحان الله » از يك طبيعت بكر يا يك موجود خار قالعاده مي بيند بي اختيار مي گويد
يكي از عبارات ديني كه مسلمانان از آن به وفور استفاده مي كنند صلوات است. كاركرد
اولية صلوات ابراز احترام به پيامبر و خاندان او به قصد قربت جستن از آن هاست. در قرآ ن
إن الله وملائكته يصلون علي النبي يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا » خداوند متعال در آية
احزاب: 56 ) به مسلمانان فرمان داده است تا به پيامبرش درود فرستند. ) « تسليما
آن چه در تعاملات زباني روزمرة مسلمانان ، اعم از فارسي زبان و عرب زبان ، ديده
مي شود آن است كه كنش گفتار بياني ذكر صلوات با كنش گفتار منظوري آن متفاوت
است. گاهي اوقات، شايد فردي از مخاطب يا مخاطبان خويش بخواهد تا صلوات
بفرستند؛ اما چيزي فراتر از آن چه مي گويد مدنظر ش باشد. باتوجه به همين موضوع
دغدغة اصلي اين پژوهش پاسخ به اين پرسش هاست كه در چه موقعيت هايي از صلوات
استفاده مي شود، چه منظوري در كاربرد صلوات وجود دارد، و چرا از صلوات به عنوان
كنش گفتار منظوري استفاده مي شود؟
همان طور كه از پرس شهاي فوق برمي آيد، اين پژوهش به طور كلي در چهارچوب
كاربردشناسي زبان، كه گاه از آن به منظورشناسي هم ياد مي شود، قرار دارد. يول مي گويد:
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 69
كاربردشناسي بي شتر با تحليل منظور افراد از پاره گفت هايشان سروكار دارد تا با معني خود »
.(11 :1391) « كلمات يا عباراتي كه ب هكار م يبرند. كاربردشناسي بررسي منظور گوينده است
اما در چهارچوب كلي كاربردشناسي زبان، نظرية كنش هاي گفتاري كه ابتداً ازسوي جان
آن را بسط داد به طور (Searle, مطرح شد و سپس جان سرل ( 1969 (Austin, آستين ( 1962
خاص مي تواند در تبيين كاربردها و منظورهاي مختلف، كه درپس جملات و پاره گفت ها
استفاده شده است، در محاورات روزمره به كار آيد. داده هاي پژوهش نيز عمدتاً به صورت
مشاهدة مشاركتي ازسوي پژوهش گران در شرايط مختلف زندگي روزمره جمع آوري
شده است.
درادامه، پيشينة پژوهش هايي كه روي موارد مشابه انجام شده است مرور خواهد شد.
سپس آن بخش هايي از نظرية كنش هاي گفتار كه در اين پژوهش به كاررفته با مثال تشريح
شده است. در بخش بعد، نمونه هاي مختلف كاربرد صلوات در محاورات روزمرة مسلمانان،
كه شامل بافت ايران و عراق است، در چهارچوب مطرح شده معرفي و تجزيه وتحليل خواهد
شد. درپايان نيز، دربارة دستاوردها و نتايج تحقيق بحث و بررسي مي شود.
2. پيشينه
تحقيقات اندكي درخصوص ابعاد كاربردشناسي عبارات ديني انجام شده است كه هركدام از
آن ها به نوعي از كاربرد غيرمستقيم يا كنش ثانوية اين عبارات پرده برداشته اند. در اين جا
به طور كلي به سه دسته از اين پژوهش ها اشاره خواهد شد: دستة اول، پژوهش هاي مربوط
در بافت اسلامي؛ دستة دوم، پژوهشي درخصوص اصطلاحات « ان شاء الله » به كاربرد
مسيحي؛ و دستة سوم پژوهش هايي كه از چهارچوب نظرية كنش هاي گفتار به طور كلي
براي مطالعة متون ديني استفاده كرده اند.
و كاربردهاي آن در زندگي « ان شاء الله » در دستة اول پژوهش ها به اصطلاح قرآني
روزمرة مسلمانان توجه ويژه اي شده است. يكي از اين تحقيقات پژوهشي است كه ازسوي
نقش هاي كاربردي » انجام شده است. نزال در مقاله اي با عنوان (Nazal, ايمن نزال ( 2005
به نقش « نقل آيات قرآن ازسوي مسلمانان در ژانر شفاهي: مطالعة موردي إن شاء الله
پرداخته است. وي در اين پژوهش دغدغة اصلي خود را پاسخ گويي به « إن شاء الله » كاربردي
چيست و « إن شاء الله » اين پرسش قرار داده است كه نقش هاي كاربردي استفاده از آية قرآني
استفاده مي كنند كدام اند. « إن شاء الله » بافت هايي كه در آن مسلمانان از
70 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
را به بحث مي گذارد و رويكردش را (indirectness) او ابتدا مفهوم غيرمستقيم گويي
گفتمان  محور توصيف و نظرها و ديدگاه هاي پل گرايس و جان سرل را دربارة مفهوم
غيرمستقيم گويي بررسي م يكند.
نزال چندين موقعيت را معرفي و دربارة آن ها به تفصيل بحث مي كند. موقعيت اول،
گفت وگو يي ميان زن و شوهري دربارة سفري است كه زن براي رفتن به آن اصرار دارد و
سعي در اعلام امتناع « إن شاء الله » مرد مخالف رفتن به اين سفر است و با به كارگيري عبارت
از سفر و به نوعي سلب مسئوليت از خود دارد. موقعيت ديگر نيز مربوط به زن و شوهر
عرب تباري است كه دربارة ماندن در امريكا يا رفتن به مصر با يك ديگر بحث مي كنند. زن
تمايل به ترك امريكا و رفتن به مصر دارد، اما نظر مرد متفاوت است. زن با به كاربردن
درصدد بالابردن احتمال وقوع اين مهاجرت است. « إن شاء الله »
با كاهش دادن تعهد « إن شاء الله » درنهايت، نزال نتيجه مي گيرد كه نقش هاي ارتباطي
نسبت به انجام كنشي در آينده آغاز مي شود و تا پرهيز از تأثيرها و پيامدهاي منفي كنش
مي توانند خود را از بار « إن شاء الله » يك فرد در ديگران ادامه مي يابد. مسلمانان با به كارگيري
مسئوليت فرمان ها يا اجتناب از اجراي پيش نهادها يا لطمه زدن به وجهة مخاطبان خلاص
كنند. اين امر، به ويژه هنگامي كه كنششان پيامدهاي نامطلوبي براي مخاطبان درپي دارد ،
معنادارتر مي شود.
نيز در (Pishghadam and Norouz-Kermanshahi, پيش قدم و نوروز كرمانشاهي ( 2012
در زبان « إن شاء الله » است، به كاربرد (Nazal, مقالة خود، كه بسيار تحت تأثير نزال ( 2005
فارسي مي پردازند. آن ها با بررسي پنجاه موقعيت، كه شامل تعاملات روزمره، تبليغات
تلويزيوني، و هم چنين گفت وگو هاي افراد در خيابان، مغازه، سوپرماركت ها ، و جشن ها
ذكر مي كنند كه برخي موارد كاربرد آن با « إن شاء الله » مي شود، اهدافي چند را براي كاربرد
استفاده اي كه جامعة عربي از اين عبارت مي كند هم خواني دارد و برخي ديگر هم خواني
در زبان فارسي را شامل اين موارد « إن شاء الله » ندارد. نگارندگان هدف از به كارگيري
مي دانند: قو تقلب دادن به مخاطب، دل سپردن به سرنوشت، ابراز هويت ديني، آرزوكردن،
نفرين كردن، ترغيب يك فرد به انجام دادن يك كار، فراركردن از پاسخ و به تأخيرانداختن آن.
قوت قلب دادن به » سپس موارد فوق را در قالب سه گروه اصلي دسته بندي مي كنند. آن ها
مسلمان بودن و داشتن » را درقالب « مخاطب، دل سپردن به سرنوشت، و ابراز هويت ديني
جاي مي دهند و آن را ناشي از اعتقاد مسلمان به قدرت خداوند در « باورهاي اسلامي
گريز از جواب يا تعويق زمان » رقم زدن سرنوشت مي دانند. در گروه دوم اهدافي هم چون
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 71
درقالب غيرمستقي مگويي جاي گرفته است. در اين قالب گويندگان قصد انجام « جواب دادن
اقدامي را كه به وجهة مخاطب لطمه بزند ندارند، به همين دليل از اين راه كار استفاده مي كنند.
« بيان آرزو، نفرين كردن، و ترغيب افراد به انجام يك كار » در گروه سوم اهدافي هم چون
درج مي شود. « بيان احساس » جاي مي گيرد كه در ذيل عنوان
نيز (Mehawesh and Jaradat, ازسوي مهاوش و جرادات ( 2015 « إن شاء الله » عبارت
بررسي شده است. آن ها با اشاره به تفاوت ميان كاربرد بياني و منظوري اين عبارت قرآني
آن را در تضاد با اصول گرايس و به طور مشخص اصل كميت دانسته اند. نگارندگان
برشمرده اند كه حذف آن از يك پاره گفتار « إن شاء الله » هم چنين كاركردي كنايي گونه براي
معناي آن را تحت الشعاع خويش قرار مي دهد.
در دستة دوم پژوهش ها، كه در بافت غربي انجام شده اند، نيز پژوهش هايي اين گونه
درخصوص اصطلاحات ديني انجام شده است. براي نمونه، وردونيك و كاچيچ
كاربرد عباراتي هم چون خدا، مريم مقدس، مسيح، شيطان ، و (Verdonik and Kačič, 2012)
مدونا (مريم) را مطالعه كرده اند. آن ها معتقدند واژگان ديني يادشده، در خارج از متون ديني،
بيش ازآن كه معاني مستقيم و اوليه شان مدنظر باشد معاني كاربردشناسانه دارند. به نظر آن ها ،
يكي از اهداف به كارگيري اين واژگان ازسوي گوينده بيان احساس دروني است و فرد با
به كارگيري آن يا حالت دروني خود را نشان مي دهد يا هيجان خود را در لحظة صحبت
« به پيغمبر من خسته ام » كردن بيان مي كند. براي نمونه اي از كاربرد مشابه در فارسي مي توان
را ذكر كرد.
هم چنين، وردونيك و كاچيچ بيان احساس گوينده درقبال يك گزاره و يك وضعيت
خدا نكند گروه ما » خاص را از ديگر اهداف اين موضوع برمي شمارند. مثلاً، گفته مي شود
در اي نجا گوينده نظر خود دربارة يك شرايط و وضعيت خاص را بيان مي كند. « ببازد
مطابق نظر وردونيك و كاچيچ بعضي مواقع كاربرد عبارات ديني مي تواند هيچ معنايي
نداشته باشد و صرفاً پركنندة شكافي در كلام قبل و بعد از خود باشد. همان طور كه اين
يعني ؛« فلاني توي اين علم خداست » عبارات مي تواند نقشي استعاري را ايفا كنند؛ مثلاً
مي خواهند نهايت قدرت و تسلط را بر علم نشان دهند.
نهايتاً، نظرية كنش هاي گفتاري به دليل سادگي و كاربردي بودنش در تحليل متون مختلف
نظرية كنش » به خصوص متون ديني كاربرد گسترده اي پيدا كرده است. ساجدي در مقالة
به طور كلي به بررسي امكان استفاده از اين نظريه در « گفتاري جان آستين و فهم زبان قرآن
مباحثي چون كنش هاي گفتاري » فهم بهتر زبان قرآن پرداخته است. در اين مقاله او بر
72 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
گزاره هاي ديني، چندبعدي بودن گزاره هاي اخباري در دين، اهميت ويژة بعد احساسي در
گزاره هاي ديني، اشتباهات برخي از دين شناسان غربي در غفلت از بعد اخباري گزاره هاي
در چهارچوب نظرية « ديني، و سرانجام واقع نمايي گز اره هاي اخباري و انشايي ديني
.(122 : كنش هاي گفتاري تأكيد كرده است (ساجدي، 1381
غير از قرآن متون ديني ديگري هم چون برخي ادعيه نيز با اين روش مطالعه شده اند.
دراين زمينه، پهلوان نژاد و رجب زاده ( 1389 ) به مطالعة زيارت نامة امام رضا پرداخته اند. اين
پژوهش نشان مي دهد كه متن زيارت نامه به گونه اي است كه دربرگيرندة احساسات عاطفي
قوي است و اراد تمندي و قدرداني خوانندة دعا را نشان مي دهد. ازاين رو، كنش گفتاري
عاطفي بيش ترين كاربرد را دارد.
آخرين پژوهش مهم دراي نزمينه به تحليل يكي از خطبه هاي نه جالبلاغ ه پرداخته
است. فضائلي و نگارش، به كمك طبقه بندي سرل ، كنش هاي گفتاري خطبة 51 را
امام علي (ع) در اين خطبه براي تحريك و تشجيع » مطالعه كرده و نشان داده اند كه
لشكريانشان درجهت حمله به سپاهيان معاويه و پيروزشدن بر آنان ... كنش گفتاري
اظهاري و ترغيبي را به ميزان زياد و كنش گفتاري عاطفي را به ميزان كم تري ب ه كار
.(82 :1390) « برده اند
3. چهارچوب نظري و روش: كنش هاي گفتاري
مطرح در (speech acts) به لحاظ روش، اين پژوهش بر نظرية كنش هاي گفتاري
كاربردشناسي و فلسفة زبان مبتني است. كنش هاي گفتاري گاه به كارگفت نيز ترجمه
مي شود. اين نظريه مدعي است كه هر پاره گفتاري كه بيان مي شود نقش هاي كنشي متعددي
نيز با خود ب ههم راه دارد. به عبارت ديگر، گوي شوران زبان ازطريق زبان كارها و كنش هاي
مختلفي را انجام مي دهند.
اين انديشه كه ارتباطات زباني درحقيقت نوع ي كنش است قدمتي طولاني دارد .
افلاطون در رسالة كراتيلوس خود، كه در سال 390 پيش از ميلاد نوشته است، به اين
موضوع اشاره مي كند. ازنظر او، گفتار نوعي كنش است و كلمات ابزارهايي اند كه به واسطة
آن ها اين كنش اتفاق مي افتد. اين نوع نگاه پيامدهايي مهم براي مطالعة زبان دارد.
1963 )، روان شناس و زبان شناس آلماني، باتوجه به نظرية افلاطون - كارل بولر ( 1879
الگويي را ارائه داد كه در آن زبان به مثابة ابزار موسيقي، به نامِ ارغنون، در نظر گرفته شده
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 73
است. در الگوي ارتباطي ارغنون، همان گونه كه يك ساز موسيقي مي تواند به دست كسي
نواخته شود و مخاطبي داشته باشد، زبان نيز ابزاري است كه سه نقش مهم دارد: ازسويي به
گوينده برمي گردد و اطلاعاتي از او به دست مي دهد، ازسو يديگر به مخاطب كه نقش
اقناعي دارد و ازسويي ديگر به جهان خارج و موضوعي كه مدنظر است. نظرية بولر تأثير
زيادي در نوع نگاه ما به زبان در حال حاضر داشته است.
بعد از بولر افراد ديگري نيز به ارتباطات زباني به مثابة كنش نگريسته اند. مهم ترين آن ها
فيلسوف انگليسي تبار، است. آستين نظرية كنش هاي گفتاري را ،(John Austin) جان آستين
1960- ) در كتابي با عنوان چگونه كلمات كار انجا م م  يدهند ؟ ارائه كرده است 1911)
وي كنش هاي گفتاري را به سه دسته تقسيم مي كند كه عبار تاند از: كنش .(Austin, 1962)
گفتاري بياني، كنش گفتاري منظوري، و كنش گفتاري فرابياني.
 كنش هاي گفتاري بياني: در اين شكل از كنش هاي گفتاري كلمات معنايي روشن و
متعارف دارند. درواقع، همان معناي تحت اللفظي يا معنايي كه فرهنگ لغت ها براي واژه ها ذكر
،« ؟ هواي تهران چطور است » كرده اند مدنظر قرار مي گيرد. مثلاً، وقتي در پاسخ به پرسش
درواقع يك كنش گفتار بياني را انجام داده است. « هوا سرد است » فردي بگويد
 كنش هاي گفتاري منظوري: در اين نوع از كنش ها گوينده از بيان يك گفتار معنايي
خاص را دنبال مي كند. به عبارت ديگر، معنا وابسته به گوينده است. مثلا ، اگر كسي به
و منظورش درخواست از همسر براي « غذا مقداري ب ينمك شده است » همسرش مي گويد
آوردن نمك دان باشد، در اين جا كنش گفتار منظوري را انجام داده است.
 كنش هاي گفتاري فرابياني: اين نوع از كنش هاي گفتاري كه از آن به كنش هاي گفتاري
تأثيري نيز نام برده مي شود ناظر بر اثري است كه كنش گفتار در دريافت كنندة پيام يا همان
مخاطب مي گذارد؛ البته بازتاب آن را بايد در واكنش مخاطب جست وجو كرد. شايد سخني
باعث خشم او شود يا آن كه سبب شادماني، خجالت، يا اندوه او گردد.
گام مهم ديگر در پيش برد نظرية كنش هاي گفتاري در مكتب فلسفي آكسفورد برداشته
شد. فيلسوفان اين مكتب تقسيم بندي آستين از كنش هاي گفتاري را توسعه دادند و اعتقاد
داشتند كه اين تقسيم بندي ابهاماتي دارد. يكي از اين افراد جان سرل بود كه رده بندي
جديدي را ارائه كرد كه شامل كنش هاي اعلامي، عاطفي، ترغيبي، تعهدي ، و تصريحي
چون اين پژوهش مبتني بر تقسيم بندي سرل است، انواع كنش هاي .(Searle, مي شود ( 1969
گفتاري طبق طبقه بندي سرل در اين جا تشريح مي شود.
هدف از كنش هاي گفتاري اعلامي اعلام شرايط :(declarations)  كنش گفتاري اعلامي
74 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
تازه اي براي مخاطبان ازسوي گوينده است؛ بدين معناكه هم زمان با بيان آن شرايط انطباقي بين
امروز كلاس » زبان و جهان خارج روي مي دهد. مثلاً وقتي استاد يك درس اعلام مي كند كه
كلاس تعطيل خواهد شد؛ البته صرف بيان اين جمله به منزلة انجام كنش اعلامي « تعطيل است
نيست؛ بلكه شرايطي براي تحقق آن لازم است، ازجمله اين كه گوينده صلاحيت بيان شرايط
جديد را داشته باشد. در جملة فوق لازم است كه فرد استاد آن درس باشد، در محيط دانشگاه
باشد، و اجازة تعطيل كردن كلاس را داشته باشد تا كنش محقق شود.
توان اين كنش بيان حالت رواني گوينده دربارة شرايطي :(expressives)  كنش عاطفي
است كه در محتواي گزاره بيان شده است. در اين نوع كنش صدق و كذب گزارة بيان شده
بديهي و مسلم فرض شده است. اين نوع از كنش گفتارها در عذرخواهي، سرزنش، تبريك،
به به چه مقالة » : تحسين، و تشكر ديده مي شود. براي نمونه، به جمله هاي ذيل توجه كنيد
.« سپاس گزارم از اين كه اجازه داديد از ماشينتان استفاده كنم » يا «! جالبي نوشتيد
هدف از اين كنش بيان تقاضا، صدور دستور، ارائة :(directives)  كنش ترغيبي
پيش نهاد، و طرح پرسش است. نكتة منظوري كنش ترغيبي بر اين حقيقت استوار است كه
اين نوع كنش تلاش گوينده درجهت ترغيب و واداشتن شنونده به انجام كارهاست.
مي گويد در كنش ترغيبي هدف گوينده واداشتن يا ترغيب (Cristal, كريستال ( 2003
مخاطب براي مبادرت ورزيدن به عمل يا اجتناب از انجام كاري است. نمونة اين جملات
.« يك ليوان آب برايم بريز » يا « فردا مقاله را آماده كن » : عبارت اند از
كنش هاي ترغيبي ممكن است درقالب امر، پرسش، خواهش ، و غيره خود را نشان
دهند. ازنظر سرل، گوينده در اين كنش سعي در منطب قساختن جهان خارج با وضعيت
مطلوب خود ازطريق مخاطب دارد.
در اين نوع از كنش ها متكلم، البته با درجاتي متفاوت ، :(commissives)  كنش تعهدي
متعهد مي شود كه عملي را در آينده انجام دهد و درواقع تلاش در راستاي منطب ق كردن
شرايط جهان خارج با كلمات بيان شده است. كنش هاي تعهدي و ترغيبي از اين نظر كه در
هر دو مورد تلاش براي منطبق ساختن شرايط جهان خارج با كلام بيان شده است با هم
يكي اند؛ اما وجه مميزة آن ها اين است كه در يكي از آن ها انجام دهنده گوينده و در ديگري
،« من فردا صبح جلوي دانشگاه مي بينمت » : شنونده است. اين جملات از نوع تعهدي اند
.« قول مي دهم تا اول ماه بدهي ام را پرداخت كنم »
در كنش هاي گفتاري :(assertives/ representatives)  كنش تصريحي/ اظهاري
تصريحي گوينده به نوعي خود را نسبت به صدق پاره گفتارهاي خويش متعهد مي داند. در
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 75
اين كنش گفتار فرد باور خويش دربارة جهان خارج را بيان مي كند و درستي گزاره اي را
روز اول عيد امسال در » : تصريح مي كند؛ براي مثال، مي توان گزاره هاي زير را ارائه كرد
.« فردا دوم خرداد است » يا « تبريز برف باريد
4. مطالعة كنش هاي گفتاري صلوات
داده هاي زير مجموعه اي از كاربرد صلوات در حوزة شفاهي و در جامع ة فارسي زبان و
عرب زبان است. اين متون، در بخش كاربرد صلوات در جامعة فارسي زبان ايران ، نتيج ة
مشاركت مستقيم نگارندگان در موقعيتي است كه كاربرد صلوات با اهداف مكالمه اي خاص
استفاده شده است. مطالب مربوط به كاربرد صلوات در ميان عرب زبان ها (عراقي و سوري)
متعلق به ساره مختارپور، دانشجوي عرب زبان مقطع كارشناسي ارشد رشتة زبان و ادبيات
عرب دانشگاه قم، است. در اين مقاله، ابتدا كنش هاي گفتاري مرتبط با صلوات براساس
تقسيمات ارائه شده ازسوي سرل تقسيم بندي شده است ، هركدام از موقعيت ها تشريح
مي شود، و سپس دربارة شكل تعامل گوينده و شنونده بحث مي شود.
1.4 كنش هاي گفتاري ترغيبي صلوات
1.1.4 موقعيت اول (جامعة ايراني)
فردي روحاني مشغول موعظه كردن است. درهمين حال، صداي مخاطبان را مي شنود كه
مشغول صحبت با يك ديگرند و به حرف هايش گوش نمي دهند. براي اين كه توجه
مثل اين كه عزيزان » : مستمعان را به حرف هاي خود معطوف كند، خطاب به آن ها مي گويد
درددل هاي زيادي با هم دارند. حالا براي اين كه درددل هاي خود را به انتهاي مجلس
حاضران با شنيدن اين عبارت با صداي بلند صلوات .« بسپارند، يك صلوات بفرستند
مي فرستند. بعدازآن، سخن ران مشغول بيان مطالبش مي شود. مجدداً صداي حر ف زدن
حضار به گوشش مي رسد. كمي ناراحت مي شود و خطاب به جمع حاضر مي گويد:
.« عزيزان! همين الان صلوات فرستاديد »
در اين موقعيت، سخن ران در ابتدا قصد دارد تا از مستمعان بخواهد كه به صحبت هاي
خود خاتمه و به حرف هاي او گوش دهند؛ اما براي آن كه به وجهة آن ها لطمه نخورد، با بيان
سعي در القاي پيام خويش دارد. او درواقع از راه كار غيرمستقيم گويي « صلوات بفرستيد » جملة
استفاده مي كند. در چنين وضعيتي، طرح مستقيم درخواست براي سكوت مي تواند به وجهة
76 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
شنونده يا شنوندگان لطمه بزند. به همين دليل، از راه كار غيرمستقيم گويي استفاده مي شود.
درحقيقت، يكي از مهم ترين كاربردهاي غيرمستقيم گويي حفظ وجهة طرف مقابل است.
.(Sifianou, 1992: درنتيجه، مفهوم غيرمستقيم گويي با رعايت ادب گره خورده است ( 114
مي گويد در (Searle, 1975: بعد از توليد پيام، نوبت به مخاطبان مي رسد. سرل ( 61
كنش هاي گفتاري غيرمستقيم گوينده بيش ازآن چه به واقع بيان م يكند، با شنونده ازطريق
تكيه بر دانش هاي زمينه اي مشترك، كه هم زباني و هم غيرزباني است، ارتباط برقرار مي كند.
اين ارتباط ازطريق عقلانيت عام و استنتاج ازسوي شنونده ايجاد مي شود. افراد بر اي درك
چنين كنش گفتار غيرمستقيمي از دانش عمومي خود درخصوص كنش گفتارها و نيز فهمي
Searle, ) كمك مي گيرند كه از اصول همكاري مكالم هاي گرايس ب هويژه ربط نشئت مي گيرد
.(1979:32
مستمعان مي دانند كه سخن ران براساس اصل ربط عمل مي كند ؛ اصلي كه گرايس
وجود آن را براي هر ارتباط زباني اي ضروري مي داند. شنوندگان يا (Grice, 1975)
مستمعان در اين ارتباط زباني شروع به رمزگشايي از بعد منظوري صلوات فرستادن
مي كنند و، باتوجه به ويژگي هاي بافتي، پيام منتقل شده ازسوي گوينده را درك مي كنند
.(Goldman, 2013)
وقتي كه سخن ران متوجه صحبت كردن دوبارة شنوندگان مي شود، با بيان اين عبارت كه
درصدد بيان اين نكته است كه به درخواستش دربارة رعايت « همين الان صلوات فرستاديد »
سكوت توجه نشده است. درواقع، كنش تأثيري مطلوب مدنظر گوينده يا فرستندة پيام
برقرار نشده است.
2.1.4 موقعيت دوم (جامعة ايراني)
در خياباني شلوغ دو خودرو با هم برخورد مي كنند. صاحب خودروي جلويي بيرون مي آيد
و شروع به ناسزاگفتن به صاحب خودروي عقبي مي كند. گروهي جمع مي شوند تا ضمن
چرا » : ميانجي گري دو طرف را از ادامه دادن به اين مشاجره بازدارند. يكي از حضار مي گويد
اين قدر بگومگو مي كنيد. آقا! ماشين شما خسارت زيادي نديده. مبلغي از اين آقا بگيريد و
.« مسئله را فيصله بديد. خوب نيست جلوي جمع اي نجوري به جون هم ديگه افتاديد
سپر عقب ماشين شكسته و چراغ ها هم كه بايد » : راننده اي كه مقصر نيست مي گويد
رانندة مقصر سعي مي كند تا از .« تعويض بشن. حدوداً دويست تومن واسم آب م يخوره
با 150 رضايت بديد » : اين مبلغ بكاهد. يك نفر در اين وسط ميانجي گري مي كند و م يگويد
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 77
بيا اين هم صلوات. اللهم صلي » : راننده اي كه مقصر نيست مي گويد .« و صلوات بفرستيد
سپس بحث دربارة خسارت را ادامه مي دهد. .« علي محمد و آل محمد
در اين موقعيت، ردوبدل شدن عبارات زشت ميان دو طرف حادثه يك كنش نامطلوب
اجتماعي به شمار مي رود و افراد بعد از تعيين مبلغ از دو طرف مي خواهند كه به اين اقدام
خود خاتمه دهند. طرفي كه مقصر نيست بخش كنش گفتاري بياني را مدنظر قرار م يدهد ؛
زيرا با بعد منظوري اين جمله موافق نيست. به همين دليل، صلوات را م يفرستد و بحثش را
ادامه مي دهد. درواقع، اجاب تنكردن خواستة فردي كه دعوت كننده به صلوات است، به مثابة
اهانت به پيامبر و خاندان ايشان است. ب ههمين دليل، رانندة مذكور صلوات را مي فرستد تا
صرفاً كنش گفتاري بياني را مدنظر قرار دهد نه بعد منظوري را.
3.1.4 موقعيت سوم (جامعة ايراني)
اين موقعيت مربوط به نشستي دوستانه است. افرادي دور هم حلقه زده اند و يكي از آن ها
راجع به شخصي ديگر صحبت مي كند كه در آن جمع حضور ندارد. به عيوب آن فرد
اشاره و او را شخصي با رفتارهاي غيرمسئولانه توصيف مي كند. وقتي صحبت به اي ن جا
مي رسد يكي از حضار ناراحت مي شود. سعي م يكند تا به هر شيوه اي كه شده است به
بچه ها يك » سخنانش پايان دهد. به همين منظور، به دوستان خود مي گويد كه
.« صلوات بفرستيد
است، از دو شيوه براي حفظ « صلوات فرستادن » در اين موقعيت، كسي كه خواستار
احترام بهره مي گيرد. ابتدا اي نكه فرد را مستقيماً خطاب قرار نمي دهد تا مبادا در همين حد
هم احساس بدي به او دست دهد و در گام بعد از ذكر صلوات استفاده مي كند تا به صورت
غيرمستقيم گوينده را متوجة نارضايتي از حرف هايش بكند.
4.1.4 موقعيت چهارم (جامعة عربي)
بانويي به خانة دوستش مي رود و متوجه مي شود كه فرزند ميزبان، كه هم سن وسال فرزند
خودش است، بچه اي آرام و حرف گوش كن است. خطاب به ميزبان او را فردي
.«( صل عل النبي (صلوات بفرست » : خوش شانس مي داند. ميزبان مي گويد
در جوامع عرب زبان، اعتقاد به وجود چشم زخم امري شايع است. آن ها معتقدند كه اگر
كسي از فرزندشان يا هر مايملك ديگرشان ستايش كند باعث مي شود كه آن فرزند رفتارش
تغيير كند يا مايملكشان از بين برود. ب ههمين دليل و براي آ نكه به او بفهمانند كه اين كار
.« صلوات بفرست » باعث چش مخوردن آن فرزند يا مايملك مي شود مي گويند
78 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
صلوات فرستادن درظاهر ب همعناي گفتن عبارت صلوات است، اما در بعد منظوري اش
به معناي آن است كه فرد به تعري فكردن ها و ستودن هايش خاتمه دهد. استفاده از صلوات
براي بيان محترمانة درخواست پايان دادن به تعريف ها و ستايش هاست.
5.1.4 موقعيت پنجم (جامعة عربي)
دو نفر در اداره اي هم كارند. قطعه اي كامپيوتري گم م يشود. هركدام از افراد ديگري را متهم
مي كند. رئيس متوجة بلندشدن صداي كارمندان مي شود، به سمت آن ها مي رود، و خطاب به
بچه ها! چه تون شده. صلوات بفرستين). ) « يا شباب! شكو عليكم. صلواة علي النبي » : آن ها مي گويد
در اين جا گوينده براي اين كه از دو طرف دعوا بخواهد تا به اين كار خود خاتمه دهند
مي گويد صلوات بفرستيد. اگر گوينده از فعل نهي مستقيم استفاده مي كرد ممكن بود باعث
« صلوات بفرستيد » دل خوري طرفين شود. براي همين، به منظور احترام به طرفين از عبارت
استفاده كرد. درواقع، به شكلي محترمانه از آن ها خواست تا مكالمة خود را ادامه ندهند.
2.4 كنش گفتاري تعهدي
1.2.4 موقعيت اول (جامعة ايراني)
در بنگاه معاملات مسكن، مدير بنگاه مشغول صحبت كردن با خريدار و مشتري است كه
هركدام شروطي را براي انجام معامله بيان مي كنند . مدير بنگاه تلاش مي كند با ارائة
پيش نهادهايي رضايت هر دو طرف را جلب كند. بعداز ساعتي بحث و گفت وگو دربار ة
شروط معامله دو طرف راضي مي شوند. مدير بنگاه خطاب به خريدار و فروشنده مي گويد كه
اگر مشكلي نيست صلوات بفرستند تا مبايعه نامه نوشته شود. هر دو طرف صلوات مي فرستند.
هنگام نوشتن مبايعه نامه فروشنده شرط ديگري را مطرح مي كند و با مطالب مندرج در آن
«؟ مگر صلوات نفرستادي » : مخالفت مي كند. در اين جا مدير بنگاه مي گويد
كنش گفتار منظوري كه در صلوات فرستادن مشتري و خريدار وجود دارد كنشي تعهدي
است. يعني دو طرف متعهد مي شوند كه اين شروط را بپذيرند و نسبت به اجراي آن
مبادرت ورزند. حال اگر هركدام از طرفين ب هدليلي راه مخالفت با مفاد مبايعه نامه را پيش
گيرد، مدير بنگاه آن ها را به ياد بار تعهدي صلوات مي اندازد.
2.2.4 موقعيت دوم (جامعة ايراني)
جمعي براي خواستگاري به منزل خانوادة دختري رفته اند. بعد از احوا ل پرسي و
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 79
گپ وگفت هاي كليشه اي نوبت به تعيين مهريه مي رسد. خانوادة دختر شرايطي سخت را
مطرح مي كنند. خانوادة پسر سعي در مقاومت دارند. دراي نميان، شماري از افراد كه نقش
ميانجي را دارند سعي مي كنند اختلاف ها را بر سر مهريه به حداقل برسانند. درنهايت ،
ميانجي گران پي شنهادي را مطرح مي كنند كه تاحدي رضايت دو طرف را جلب مي كند.
اگر مشكلي نيست صلوات » : سپس، يكي از حضار خطاب به خانوادة دختر و پسر مي گويد
افراد صلوات مي فرستند. صلواتي كه در اي نجا فرستاده مي شود نوعي كنش .« بفرستيد
گفتاري منظوري تعهدي ب ه شمار مي رود. ضمن آن كه تقدس اين عبارت افراد را از
زيرپاگذاشتن تعهداتشان بازمي دارد.
3.4 كنش گفتاري عاطفي
1.3.4 موقعيت اول (جامعة عربي)
فردي مشغول ردشدن از خيابان است كه ناگهان كودكي زيبا را مي بيند. فرد با ديدن چهر ة
كودك عبارت صلوات را ب هزبان مي آورد. در چنين موقعيتي، فرد براي بيان اعجاب فراوان
خود از اين زيبايي صلوات مي فرستد تا به اين ترتيب، به شكل غيرمستقيم، به تمجيد از اين
زيبايي بپردازد.
شايد بتوان در تحليل چنين موقعيت هايي گفت كه وقتي فرد كلمات عادي را فاقد
گنجايش لازم براي القاي احساس خويش م يداند، ب ياختيار سعي مي كند با خروج از اصول
گرايس اوج اعجاب و شگفتي خود از موقعيت را بيان كند. به ديگرسخن، در مواردي عدول
از معيار گرايس براي بيان شدت احساس به كار مي رود.
2.3.4 موقعيت دوم (جامعة ايراني)
افرادي مشغول ديدن مسابقة وزنه برداري اند. وزنه بردار ايراني روي سكو م ي رود و
مي خواهد وزنه اي سنگين را بلند كند. حضار شديداً موفقيت وزنه بردار تيم مل ي شان را
انتظار مي كشند. وقتي وزنه بردار وزنه را بلند مي كند، فرياد صلواتشان بلند مي شود.
خوشحالي و فرياد شديدي كه بينندگان دارند نشان از خوشحالي نسبت به عملكرد
وزنه بردار محبوبشان دارد. آن ها با اين صلوات به تمجيد از عملكرد وي مي پردازند. در اين
موقعيت، نيز افراد براي بيان اوج احساس خود از صلوات استفاده مي كنند. در اين موقعيت،
نيز عدول از اصل كيفيت بيان گر احساسات و عواطف است.
80 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
3.3.4 موقعيت سوم (جامعة ايراني)
روحاني اي وارد مسجد مي شود. مردم براي آن كه به او خوشامد بگويند، بي اختيار با ديدنش
صلوات مي فرستند. در اين موقعيت، افراد علاو هبراين كه درپي خوشامدگويي به آن عالم
دين اند، درپي اعلام اين نكته نيز هستند كه او را، ازنظر فكري ، وابسته به خاندان پيامبر
مي دانند. درواقع، هدف از ذكر صلوات محدود به خوشامدگويي نيست؛ بلكه بيان هويت
فكري فرد واردشده نيز است.
4.4 كنش گفتاري اعلامي
1.4.4 موقعيت اول (جامعة ايراني)
جلسه اي در دانشگاه قم و با حضور معاون آموزشي دانشگاه برگزار مي شود. بحث در بارة
تصميمي حياتي براي اساتيد است. معاون آموزشي پيش نهادي را دربارة موضوع بيان م يكند
و ذكر مي كند كه دوستان اگر مشكلي ندارند صلواتي بفرستند.
حضار با پيش نهاد ارائه شده موافق نيستند و كسي صلوات نمي فرستد. چنين برمي آيد كه
معاون آموزشي درصدد اجماع سازي است و مي خواهد تا براي آن كه نظرهاي مختلفي در
اين زمينه بيان نشود و نگاه كلي، در ميان همهمه هاي فردي گم نشود، از اساتيد مي خواهد تا
نظر خود را با صلوات بيان دارند.
5. نتيجه گيري
به طور خلاصه مي توان گفت كه استفاده از صلوات در درجة اول نشان دهندة هويت شيعي 
اسلامي افراد است و از دل بستگي آنان به پيامبر و خاندان او نشان دارد، اما مسئلة اصلي اين
پژوهش آن بود كه دريابد در چه موقعيت هايي از صلوات استفاده مي شود و چه منظورهاي
كاربردشناختي اي درپس استفاده از صلوات وجود دارد. موقعيت هاي مختلفي كه در ايران و
برخي كشورهاي عرب زبان بررسي شد نشان داد كه كاركردهاي كاربردشناختي صلوات را
مي توان با كمك نظرية كنش هاي گفتاري به خوبي تشريح كرد. اين مطالعه نشان داد كه
صلوات كاركردهاي ترغيبي، عاطفي، تعهدي، و اعلامي دارد.
فارسي زبانان و عرب زبانان، هنگامي كه صلوات را به مثابة كنش گفتار منظوري ترغيبي
به كار مي برند، درپي حفظ وجهة طرف مقابل اند و نمي خواهند مرتكب كاري شوند كه به
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 81
وجهة طرف مقابل با درخواست انجام دادن يك كار لطمه وارد شود. ازسوي ديگر، ذكر
صلوات در موقعيت هاي يادشده مي تواند راه كاري براي اعلام نامطلوب بودن وضعيت و
ضرورت تغيير آن باشد. به ديگرسخن، فرد مي كوشد تا با ذكر صلوات، ضمن قطع كردن يك
حالت، شرايط و وضعيت جديدي را حك مفرما كند.
وقتي صلوات به منزلة يك كنش گفتار منظوري عاطفي به كار م يرود، گوينده مي كوشد تا
به نوعي شدت احساس خود را نشان دهد. به عبارت ديگر، اگر فرد از عبارت هاي معمول
استفاده كند نمي تواند اوج احساس خود را نسبت به يك وضعيت نشان دهد. ب ههمين دليل،
صلوات را ب هكار مي برد تا به هدف خود در اين زمينه جامة عمل بپوشاند. درواقع ،
بي ربط بودن بعد بياني صلوات و بعد منظوري آن در چنين بافتي مي تواند با خود پيامي را با
اين مضمون داشته باشد كه گوينده، با آن تُناژ صداي بالا، درصدد ابراز تعجب يا خرسندي
فراوان از يك موقعيت است.
هنگامي كه از صلوات به مثابة كنش گفتار منظوري تعهدي استفاده مي شود چنين
برداشت مي شود كه افراد درصدد تقدس بخشيدن به قول و وعده اي هستند كه از ه م ديگر
مي گيرند. به عبارت بهتر، با اين تقدس بخشي، از راه صلوات، فرد خود را نسبت به وعده اي
كه داده است متعهدتر مي داند.
هدف از صلوات به مثابة كنش گفتار منظوري اعلامي احتمالا توليد اجماع است.
به عبارت ديگر، اگر افراد هركدام بخواهند به شكلي نظر خود را با عبارت هاي متفاوت بيان
كنند نوعي ناهماهنگي در روند انتقال پيام ازسوي گويندگان به وجود مي آيد؛ اما وقتي كه
تعدادي از افراد با يك ديگر، در موقعيت اعلامي، صلوات مي فرستند، يعني اجماع دربارة آن
صورت گرفته است.
از ديگر محورهاي موردتوجه در نقش كاربردي صلوات مي توان به بيان هويت اسلامي
و شيعي افراد اشاره كرد.
تاجايي كه نويسندگان اين مقاله اطلاع دارند إن شاء الله و صلوات بر پيامبر و خاندان
او فقط دو مورد از اصطلاحات ديني و قرآني اند كه مطالعه شدند. باتوجه به كثرت
اصطلاحاتي ازاين دست ازجمله الله اكبر، لا اله الا الله، و سبحان الله ضرورت دارد كه
مطالعات جدي تري با گسترة پيكره اي بيش تر و احتمالاً چهارچوب ها و روش هاي
مطالعاتي متنوع تر بررسي شوند تا مشخص شود حضور دين و نصوص قرآني در بطن
اجتماع مسلمانان چگونه است و چه كاركردهايي دارد.
82 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
كتاب نامه
تحليل متن شناسي زيار تنامة حضرت امام رضا (ع) » .( پهلوان نژاد، محمدرضا و مهدي رجب زاده ( 1389
. در مطالعات اسلامي: فلسفه و كلا،م ش 2، پياپي 85 ،« برپاية نظرية كنش گفتار
. قبسا ، ت ش 25 ،« نظرية كنش گفتاري جان آستين و فهم زبان قرآن » .( ساجدي، ابوالفضل ( 1381
تحليل خطبة پنجاه ويكم نه جالبلاغ هبراساس طبقه بندي سرل از » .( فضائلي، مريم و محمد نگارش ( 1390
. علوم قرآن و حدي ، ث ش 86 ،« كنش هاي گفتار
يول، جورج ( 1391 ). كاربردشناسي زبا ، ن ترجمة محمد عموزاده جهرمي و منوچهر توانگر، تهران: سمت.
Austin, L. J. (1962). How to do Things with Words, Oxford: Clarendon.
Crystal, D. (2003). A Dictionary of Linguistics & Phonetics, Oxford: Blackwell.
Goldman, K. L. (2013). “A Walk in Our Shoes: A Discussion of Relevance and
Communication”, In: Teacher Prep, Universal Journal of Educational Research, 1(2).
Grice, P. (1975). “Logic and Conversation”, In: Peter Cole and J. Morgan (eds.), Syntax and
Semantics: Speech Acts, Vol. 3, New York: Academic Press.
Mehawesh, M. I. and A. A. Jaradat (2015). “Inshallah: Extensive Flouting of Grice’s Maxim of
Quality”, in: Asian Social Science, Vol. 11, No. 4.
Nazal, A. (2005). “The Pragmatic Functions of the Recitation of Qur'anic Verses by Muslims
in their Oral Genre: The Case of Insha'Allah, 'God's Willing'”, in Pragmatics, Vol. 15,
No. 2 and 3.
Pishghadam, R. and P. Norouz Kermanshahi (2012). “Insha'Allah (God's Willing) and Its
Functions in Persian”, in CS Canada: Studies in Literature and Language, Vol. 4, No. 1.
Searle, J. (1969). Corpus, Concordance, Collocations, Oxford: Oxford University Press.
Searle, J. (1975). A Taxonomy of Illocutionary Acts, In: K. Günderson (ed.), Language, Mind,
and Knowledge, Minneapolis Studies in the Philosophy of Science, Vol. 7, University of
Minneapolis Press.
Searle, J. (1979). Expression and Meaning: Studies in the Theory of Speech Acts, Cambridge:
Cambridge University Press.
Searle, J. and P. Simpson (1969). Speech Acts: An Essay in the Philosophy of Language,
Cambridge: Cambridge University Press.
Sifianou, M. (1992). Politeness Phenomena in England and Greece: A Cross-Cultural
Perspective, Oxford: Oxford University Press.
Verdonik, D. and Z. Kačič (2012). “Pragmatic Functions of Christian Expressions in Spoken
Discourse”, in Linguistica, Vol. 5, No. 1.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:8  توسط hasan gholami  | 

azamparcham@gmail.com * استاديار گروه الهيات، دانشگاه اصفهان
89/3/ 88 تاريخ پذيرش: 25 /11/ تاريخ وصول: 1
الهيات تطبيقي (علمي- پژوهشي)
سال اول، شماره اول، بهار 1389
21- ص 36
بررسي و مطالعة گفتمان هاي تورات و انجيل و قرآن در معجزة پيامبران
اعظم پرچم*
چكيده
امروزه هم ة فرهيختگان و باورمندان به اديان الهي براي نيل به تفاهم و همزيستي ديني و انساني، مر اوده و گفتگوي
دانشمندان مذهبي را لازم مي دانند و تأكيد مي كنند كه انجام اين گفتگو ها موجب پيدايش حس تفاهم و درك حقيقي
ديني خواهد شد . طبيعي است كه محور اصلي اين گفتگو ها متون مقدس و حياني است. در اين ميان قرآن كريم و
كتاب مقدس بيشترين پيروان الهي را به خود اختصاص داده اند. از اين رو، يكي از محور هاي اصلي، گفتگوي بين
اديان خواهد بود . اين مقاله مفهوم معجزه ، عناوين واهداف آن و مصاديقش را در تورات و انجيل و قرآن مورد
جستجو قرار داده، بر باورهاي مشترك بين مسلمانان و پيرامون كتاب مقدس توجه ويژه دارد.
واژه هاي كليدي
قرآن، تورات، انجيل، معجزه، انبيا، عيسي، موسي.
22 / الهيات تطبيقي، (علمي- پژوهشي) سال اول، شماره اول، بهار 1389
مقدمه
در اين برهه از زمان، تقريب اديان الهي و بحث و
گفتگو درباره آن - كه امر ي لازم و حياتي است - به
تحقيقي علمي و همه جانبه در متون ديني اديان الهي ،
نظير: قرآن و عهدين و مطالب و مفاهيم موجود درآن
نيازمند است. اين تفكر زماني ميسر است كه
زمينه هاي علمي لازم و به دور از عصبيت هاي قومي -
نژادي متكي بر مبناهاي كلامي دقيق فراهم آيد كه
نتيجه آن تجلي و به بار نشستن مشترك ا ت اديان الهي
است؛ از جمله اين كه همه شرايع الهي از يك
سرچشمه صادر شده اند ودين حقيقتي است زن ده و
فراتر از حوادث و تغييرات تاريخي . در باطن
دين،حقيقت واحدي نهفته كه به صور گوناگون در
شريعت هاي مختلف و در ادوار تاريخي متجلي شده
است. قرآن دراين زمينه مي فرمايد:
شرع لكم من ا لّدين ما وص ي به نوحاٌ والّ ذي »
اوحينا اليك و ماوص ينا به ابراهيم وموسي وعيسي ان
( شوري / 13 ) «.. .. اقيمو الّدين ولا تتفرّقوا فيه
ازاحكام دين )،آنچ ه را كه به نوح درباره آن )»
سفارش كرده ، براي شما تشريع كرد و آنچه را به تو
وحي كرديم وآنچه را كه درباره آن به ابراهيم و
موسي و عيسي سفارش نموديم : كه دين را برپا داريد
«.. .. و درآن تفرقه اندازي نكنيد
از نص  صريح اين آيه چنين استنباط م ي شود كه
متن اصلي شرايع الهي كه بر پيامبران وحي مي شده ،
يك حقيقت است و هيچ گونه سليقه فردي آنان در
امر ابلاغ وحي و رسالت مدخليت نداشته است بلكه
دقيقاً آنچ ه به آنان وحي مي شده به مردم ابلاغ
مي نمودند.
از اين رو، آنچه آغازگر اين سلسله از
گفتگو هاست، احساس اين ضرورت است ك ه اديان
بايد به حفظ و ارتقا ي ايمان جمعي بشر در دوران
معاصر اهتمام ورزند ؛ دوراني كه ايمان و معنويت
شاهد سخت ترين يورش هاي دنيا پرستان مادي گرايي
است.
بنابراين، امروزه صاحبنظران اديان الهي براي نيل
به تفاهم و همزيستي ديني و به تبع آن ، درك متقابل
يكديگر و تأثير آن بر محيط هاي اجتماعي - سياسي،
انجام اين گفتگو و مراوده را لازم و ضروري م ي دانند
و تاًكيد مي كنند كه انجام اين گفتگو ها و تبادل نظرها
موجب تجلي وپويايي روح توحيدي در كالبد
انسان ها مي شود و تصور ات غير معقول از اديان الهي
رخت بر مي بندد، اما اين مراوده و گفتگو به شرطي
جامه عمل مي پوشاند كه اصل گفتگو از هر نوع
شائبه و غرض مبرّا و عصبيت هاي قو مي - مذهبي در
آن مدخليت نداشته باشد.
قرآن در 1400 سال پيش در همين زمينه پويايي
قل يا » : روح توحيدي درجامعه بشري فرمود ه است
اهل الكتاب تعالو ا الي كلمه سواء بيننا و بينكم الا نعبد
الا الله و لا نشرك به شيئا ولايتّخذ بعضنا بعضا اربابا آل ) « من دون الله فإن تو لَّوا فقولو ا اشهدوا بأ نّا مسلمون
.( عمران / 64
بگو اي اهل كتاب ، بياييد بر سر س خني كه ميان »
ما و شما يكسان است ، بايستيم كه : جز خدا را
نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم ، و بعضي از ما
بعضي ديگر را به ج اي خدا به خدايي نگيرد . پس اگر
(ازاين پيشنهاد ) اعراض كردند ، بگوييد: شاهد باشيد
.«( كه ما مسلمانيم (نه شما
بررسي و مطالعة گفتمان هاي تورات و انجيل و قرآن در معجزة پيامبران / ٢٣
كلمه سواء به اين معناست كه قرآن و تورات و
انجيل در دعوت به كلم ه توحيد متفقند كه حقيقت آن
عبوديت خداوند و توحيد عملي است (طبرسي ،
؛270 ، 1379 ق ، ج اول ، 454 ، طبا طبايي ، 1393 ، ج 3
.(235 ، طيب، 1366 ش، ج 3
بيش از نيم قرن است كه گفتگوهاي اديا ن در اين
زمينه انجام گرفته است ، نظير : سمپوزيوم اسلام و
و در « آتن » مسيحيت در سال 1369 و 1371 در ش هر
سال 1373 در تهران و غيره.. .
رهبر كليساي « وارتومئولوس » در پيام عاليجناب
ارتدكس جهان به : سمپوزيوم اسلام و مسيحيت آمده
برگزاري اين گونه ديالوگ هاكه با نيت پاك » : است
علماي دو دين و با هدف نزديك كردن انسان ها ي
مومن انجام مي گيرد، هميشه مورد حمايت م ن است .
ما امروزه در دنيايي زندگي مي كنيم كه بي اعتقادي و
بي تفاوتي در مقابل خدا وجود دارد كه اين خود
خطرناك ترين آفت جامعه بشري است و از اين نظر ،
برگزاري اين سمپوزيوم و اجتماع اساتيد و علماي
شناخته شدة دو مذهب و بحث در مورد ايمان
وخداوند نشان مي دهد كه ديگ ر بي خدايي متعلق به
گذشته بوده ، شامل زمان حال وآينده نخواهد بود .
علاوه بر اين ، مي خواهم اعتقاد وايمان صريح خود را
بيان كنم كه دو راه پاك و الهي ارتدكس واسلام
مي تواند و بايد به صورت موازي حركت نمايد واز
طريق اين ديالو گها نه تنها به خاطر مسائل
جغرافيايي و سرنوشت مشترك تاريخ ي، بلكه به
خاطر داشتن سنت هاي ديرينه مذهبي در شناخت بهتر
.( 3-4 ، يكديگر كوشا باشند (مجموعه مقالات، 1374
نكته حا يز اهميت اين است كه اين ديالوگ ها
هرگز در صدد ناديده انگاشتن تفاوت مباني واصول
فقهي دو مذهب نيست ، اما بايد در صدد اين باشد كه
سوء تفاهمات و رقابت هاي گذشته را كه اكثر آنها
مطابق با آموخته هاي تاريخي غير واقعي وبر اثر منافع
سياسي و اجتماعي اقتصادي و ملي بي اساس بوده ، از
سر راه بردارد.
نگارنده اين مقاله به اس تناد قرآن و عهدين و
همچنين با مراجعه به منابع وكتب ديني كه در اين
زمينه وج ود داشته ، با لاخص تفاسير مربوط به آن
كتب، مباني مشترك و مورد اختلاف در موضوع
معجزه پيامبران را بررسي كرده و ديگر موضوع هاي
وحي ونبوت از حد مقاله فراتر است.
معنا و مفهوم معجزه:
مفسران عهد قديم معتقدند كه معجزه عملي است
كه پيامبر با انجام آن صدق گفتارش را اثبات مي كند
7). همچنين معجزه دليل ، (ابن كمونه ، 1967
وشاهدي بر قدرت خداوند در انجام عمل عجيب و
غير معمولي است كه با رحمت اله ي ارتباط دارد
وآشكار كنندة جلال وجبروت خداوند است
.(Hasting, 1920 ,676)
درمسيحيت معجزه، مكاشفه اي مخصوص از
حضور وقدرت خدا و اثبات كننده وجود وعلاقه
ومحبت او نسبت به بندگان است . معجزات مسيح بر
مبناي اظهار محبت بوده ، نه اينكه مي خواسته عجز
مردم را از آوردن ، نظير آن نشان دهد، بلكه معجزاتش
لطف ومحبت بي پايان خداست تا ديگران را توانا
- سازد كه به عيسي مسيح ايمان آورند (مرقس 5:34
كه « فريسيان » ، 25 ؛ تسين، بي تا، 11 ). از اين رو
خواستار معجزه بودند ولي نمي خواستند به او ايمان
آورند، عيسي معجزه اي به آ نها نشان نداد و گفت :
24 / الهيات تطبيقي، (علمي- پژوهشي) سال اول، شماره اول، بهار 1389
فقط مردم بدكار و بي ايمان طالب معجزات بيشتر »
.(39 : متي 12 ) « هستند
در عهد جديد در برخي از موارد نيز آمده است
كه مسيح براي اثبا ت گفتارش مبني بر اينكه او توانايي
بخشيدن گناه بشر را دارد ، معجزه انجام داد و افليجي
.(8- را شفا داد (مرقس 12:12
در زبان عربي ماده عجز از نظر لغت به معناي
ضعف و ناتواني و نقيض حزم است . اعجاز به معناي
از دست دادن و عاجز يافتن شخص است . همچنين
به اين معناست كه انسان عملي ر ا انجام دهد كه
ديگري از انجام آن ناتوان باشد . در برخي از منابع
لغت نيز به معناي در مانده وناتوان ساختن شخص به
و اعلموا اّنكم غير » كار رفته و به آيات مختلفي نظير
التوبه / 2) استشهاد شده است (ابن ) « معجزي الله
58 ؛ ابن فارس ، 1404،233 ، راغب ، - منظور، 1408،60
.( 39 ، 334 ؛ مصطفوي، 1360 ،1392
فاضل مقداد سيوري از علماي كلام معجزه را
چنان معنا كردند:
المعجز هو الامر الخالق للعاد ه ا لمطابق للدعوي »
) « المقرون بالتح دي المعتذ ر علي الخلق الاتيان بمثله
معجزه امري است خارق عادت » (36 ، سيوري، 1365
ومطابق ادعا كه هم راه با تحدي است و بر مردم،
.« آوردن همانند آن امكان پذير نباشد
دانشمندان مسلمان معتقدند كه معجزه ، تحقق
چيزي است كه عادتا واقع نمي شود يا نفي امري است
كه به طور عادي صورت مي پذيرد. هر گاه شخصي
ادعاي نبوت و مقام پيامبري از جانب خد ا را داشته
باشد، براي اثبات صدق رسالت خويش ، بايد كاري
انجام دهد كه بر خلاف نظام عادي جهان بوده ومردم
نيز به هنگام معارضه با آن از انجام دادن آن ناتوان
گردند، افزون بر اينكه عمل وي نيز بايد مطابق با
، 196 ، خويي ، 1360 ، ادعاي او باشد . ( حلّ ي، 1413
ج اول، 57 ؛ طباطبايي، 1393 ، ج اول، 75 )، نظير:
تبديل عصاي موسي (ع) به اژدها و روشني دست او
بعد از بيرون آمدن از گريبانش كه با جريان عادي
.( 32- طبيعت، متفاوت است (الشعراء / 33
خارق العاده بودن معجزه از آن جهت است كه با
اسباب ومسببات عادي جهان سازگار نيست ، زيرا
روابط عادي طبيعت در دايره نظام علت ومعلول است
كه در تحت شرايط زمان ومكان خاصي به وجود
مي آيد. معجزه اگر چه بر خلاف روابط عادي طبيعت
است، ولي از محالات ذاتي كه با عقل و منطق
مخالف است، ن يست. نظير : اجتماع وجود وعدم يا
تساوي يك با دو و يا نفي چيزي از خودش كه هر
عقلي آن را محال مي داند . اگر عمل خارق العاده
شخصي گواه بر كذب ادعايش باشد ، آن عمل از
ديدگاه اسلام معجزه نيست ؛ نظير مسليمه كه ادعاي
نبوت نمود و به عنوان اعجاز آب دهان خود را در
چاه كم آبي انداخت تا آن فزونتر شود ، اما نتيجه بر
عكس شد . همچنين مقامي كه شخص ادعا مي كند ،
بايد از نظر شرع قابل قبول باشد . اگر شخصي بعد از
خاتم پيامبران ، ادعاي نبوت و پيامبري كند ، از ديدگاه
قرآن، او در اين ادعا قطعاَ كاذب است.
از شروط ديگر معجزه آن است كه از قلمرو
تعليم و تعلّم بيرون باشد و به هيچ يك از علوم و
فنون و هنرهاي دقيق نظري متكي نباشد . بنابراين ،
اعمال خارق العاده اي كه از جادوگران ، شعبده بازان و
از كساني كه به برخي از اسرار و رموز دقيق علمي
آشنايي دارند، سر مي زند ، معجزه ناميده نمي شود
بررسي و مطالعة گفتمان هاي تورات و انجيل و قرآن در معجزة پيامبران / ٢٥
؛381- 57 ؛ بي تا، 382 - (خويي، همان، ج اول، 62
.( 125- نصري، 1365،129
ابن كمونه ، از متكلمان يهودي در معناي معجزه
از شرايط معجزه » . به موارد مذكور اش اره كرده است
اين ا ست كه مردم از آوردن آن ويا آوردن چيزي
نزديك به آن عاجز باشند . معجزه بايد نقض عادت
كند و در زمان تكليف ودر زمان ادعاي نبوت باشد .
معجزه فعل خد ا، يا به امر وفرمان او وبه واسطه
قدرت اوست . شرط عدم توانايي مردم بر انجام
معجزه، بدين جهت است كه بر فرض توانايي مردم
بر انجام معجزه، دروغگو وراستگو از يكديگر
مشخص نمي شود وصدق معجزه روشن نمي گردد و
اگر كسي بتواند چيزي شبيه ونزديك به معجزه انجام
دهد، همين حال را دارد ، زيرا اشخاص نادري هستند
كه صاحب علم يا حرفه اي هستند وبر مردم زمانشان
برتري دارند ، ولي نبي نيستند . تحدي و مبارزه طلبي
بر انجام معجزه ، نشان و دليلي است بر نبوت وبا
معجزه اي كه پيامبر انجام مي دهد، يقين حاصل
مي گردد كه آن عمل براي بشر عادي، امكان پذير
نيست.
شرط نقض عادت به سبب دلالت بر راستي
ادعاي پيامبر است ، زيرا اگر ادعا ي پيامبر درست نبود ،
معجزه رخ نمي داد. شرط زمان تكليف به جهت اين
است كه در آن زمان خرق عادت مي شود واين نقض
عادت خود سبب وعلّت است.
شرط در حال ادعاي نبوت ، بدين خاطر است كه
صداقت، خصوصيت و ويژگي ادعاي نبي است و
حصول صفت بدون موصوف جايز نيست.
شرط ديگر معجز ه اين است كه فعل خدايي باشد
و به اذن او انجام گيرد و از اين جهت ، صدق معجزه
زماني است كه تصديق كننده يا به وجود آورنده آن
شخص حكيم باشد.
زماني كه تمامي اين شروط وجود داشته باشد ،
معلوم مي شود كه خرق عادت مربوط به ادعاي نبوت
.( 7- همان، 8 ) « بوده وآن ادعا صحيح است
اما در مسيحيت، معجزه عملي است ملهم از
نشانه هاي قاطع و بخشش هاي فراوان خدا كه محبتش
را نسبت به بندگان آشكار مي سازد تا آنان به او ايمان
آورند. از اين جهت ، صدق ادعاي نبي و عاجز بودن
مردم از هماوردي با آن ، هدف مستقيم معجزات
مسيح يا ديگر انبيا نيست ، بل كه معجزه لطف الهي در
جهت توانا ساختن مردم براي ايمان آوردن به خدا و
25 ). تمام قدرت مسيح در - نبي است (مرقس 34
انجام معجزه از جانب خداست (متي 27:12 ). از
طرف ديگر ، عيسي نيروي شفا بخشش را به ايمان
20 ؛ مرقس -22 : شفا يافتگانش نسبت مي دهد (متي 9
48 ). در تفسير انجيل لوقا : 52 ؛ لوقا 8 :10 ؛34 :5
ايمان شخص به مسيح باعث نجات شده » : آمده است
است و مسيح علاوه بر جسم قلب وروح را شفا
140 ). از طرفي ، شك در ، مي داده است (ميلر، 1934
-31 : ايمان، موجب شكست معجزه است (متي 14
.( 53 -54 : 18 ؛ مرقس 6 -22 :21 ؛25
از او خواستند كه « فريسيان » هنگامي كه
معجزه اي انجام دهد ؛ به اين نحو كه در آسمان امر
عجيبي اتفاق افتد تا با مشاهد ة آن به او ايمان آورند ،
فقط مردم بد كار وبي » : عيسي در جوابشان گفت
.( 39 : متي 12 ) « ايمان طالب معجزات بيشتر هستند
هستينگ در د اي رة المعارف خويش دربارة اين
معجزات در حقيقت تقويت » : گفتار مسيح مي گويد
كننده ايمان است ، اما ايا هدف اوليه معجزات مسيح
26 / الهيات تطبيقي، (علمي- پژوهشي) سال اول، شماره اول، بهار 1389
اين بوده است؟ يا اينكه آن معجزات بيشتر تأييدي بر
رسالت او بوده ، در اين امر ترديد وجود دارد . لطف و
كرم، هدف اول يه بوده و غالباً ايمان شخص قبلاً تأييد
: 11 ؛ يوحنا 6 : 1؛ لوقا 7 : و تاًمين شده است (مرقس 3
21 ). در نتيجه ، مردم تحت تاً ثير ويژگي بي همتاي
معجزات او قرار مي گرفتند و اين معجزات ستايش و
16 ؛ متي : تمجيد خدا را به همراه داشته است (لوقا 7
.(Hastings, vol8 , 680) (31 :15
بر اساس مطالب مذكور ، دانشمندان مسلمان و
يهود در برخي از م وارد معنا و مفهوم معجز ه داراي
باور و اعتقادي مشتركند. هر دو معجزه را امري
خارق العاده براي صدق ادعاي نبي مي دانند كه همراه
با تحدي است و مردم از انجام آن ناتوانند.
يكي از شروط ابن كمونه شرط در حال ادعاي
نبوت است ، زيرا در اعتقاد يهود لازم نيست يك نبي
در طول عمرش به طور مستمر و متصل نبوت داشته
باشد، بلكه گاهي نبوت از او قطع مي شود؛ همان طور
كه گاهي مرتبه عالي نبوت را و زماني مرحل ة پايين تر
از آن را داراست . چه بسا مرتبه عالي ر ا يك بار در
طول عمرش داشته باشد ، و سپس از او قطع گردد و
چه بسا بر مرحله پايين باشد تا اينكه نبوتش قطع
.( گردد (ابن ميمون، 1974 م، 404
در عهد قديم آمده است كه انحراف از كمال
اخلاقي، اين اثر را دارد كه عطيه نبوت را براي هميشه
و يا به طور موقت از انسان مي گيرد وآن را از بين
مي برد. اگر پيغمبري تكبر كند ، نبوت از وي دور
مي شود. اگر او عصباني و خشمگين شود نيز نبو ت او
140 به نقل از ، را ترك مي گويد (كهن، 1382
پساحيم، 66 ب).
در تلمود آمده است كه نبوت اختصاص به
پيامبران الهي نداشته است و هفت پيامبر براي بت
پرستان نبوت كردند ، زيرا عدالت الهي ايجاب مي كرد
كه خدا در ميان بت پرستان نيز سخنگويان و
پيغمبراني داشته است . آنان عبارتند از : بيلعام ، بعور
پدر بيلعام ، ايوب و چهار دوست او . حكمت بعثت
اين پيامبران براي اتمام حجت براي تمام مل ت ها ي
.(1 : دنياست (همان، 140 به نقل از بميد بار ربا ، 20
اما پيغمبران اسرائيل افراد ملت خود را از خطا كردن
بر حذر داشتند . اما پيامبري كه از ميان ملل بت پرست
بر خاست ، فساد اخلاق و زناكاري را بين مردم شايع
كرد تا آنان را از جهان بر اندازد . پيامبران بني اسرائيل
مملو از رحم وشفقت بودند ، در حالي كه پيامبر بت
پرست، بدون جهت و به خاطر هيچ ، تمامي ملت
اسرائيل را از ريشه بر كند ونابود ساخت . به همين
دليل، خداوند نبوت را از ملل بت پرست دور كرد
.( (همان، 141
بنابراين، در كتاب مقدس اصطلاح نبي در مورد
گروه هاي مختلف به ك ار رفته است ؛ نظير : غيب
گويان، دراويش، مأموران مذهبي ، مشاوران و رايزنان
سياسي زيرك پادشاهان و رهبران سنن مذهبي
، 328 ؛ دورانت، 1365 ، اسرائيلي (آشتياني، 1368
.( ELiada, voL12 , 16 ؛369
اين گروه ها بسته به توانشان كارهاي
خارق العاده اي مي كردند كه در تورات به تفصيل آمده
است، اما همانند معجزات موسي و يوشع و ايليا و
اليشع نبوده است . بنابراين، اگر شرط در زمان ادعاي
نبوت به اين معنا باشد كه يك نبي در زماني كه از
نبوت خارج شد و عمل خارق العاده اي انجام داد ، آن
معجزه نيست ، قرآن اين ديدگاه را قبول ندارد . بنا بر
بررسي و مطالعة گفتمان هاي تورات و انجيل و قرآن در معجزة پيامبران / ٢٧
نظر قرآن، هر گاه كسي براي مقام نبوت برگزيده
مي شد، او تا آخر عمرش نبي و از خطا و گناه مصون
بود، زيرا انبيا قبل از نبوتشان بر اثر تلاش و كوشش
ومجاهدت در راه مبارزه با نفس ، به عصمت اكتسابي
برهان رب « رسيده و بعد از نبوتشان به خاطر مشاهده
يوسف / 24 ) داراي عصمتي شدند كه هرگز نزديك )»
گناه نرفتند، در نتيجه عملي مرتكب نشدند كه
- نبوتشان قطع گردد (ص/ 47 ، الحج / 57 ؛ طه / 41
،14 ؛78-80 ، 139 ؛ ج 5 ، 40 طباطبايي، 1393 ، ج 2
.(125 ، 305 ؛ حسيني، 1418
از اين رو ، در قرآن معجزاتي كه به انبيا نسبت داده
شده، براي اثبات رسالت آنان بوده است و آن اعمال ،
نشان دهنده راستگويي پيامبر و در نتيجه ، درستي
وحي الهي بوده است و گرنه شخصي كه پيامبر نباشد
ويا نبوت از جانب خدا ند اشته باشد ، چنين نيروي
خارق العاده اي ندارد، زيرا انجام معجزه به اذن خداوند
است.
اين شخص پيامبر برخوردار از عقل الهي كه به
درجات بالاي تهذيب نفس رسيده است ، هرگز تنزل
نمي كند كه سرگرم امور نفساني يا لذايذ دنيوي شود
و مرتكب گناه گردد تا شرط ادعاي در حال نبوت
مشمول معجزات او گردد . او مظهر اسماء و صفات
كامل پروردگار است و چنين شخصي از سرگرم شدن
به جنبه حيواني و دنيوي رهيده است . از ديدگاه قرآن
يك پيامبر تا آخر عمرش پيامبر است و صدور معجزه
.( از جانب او منوط به اذن خداست (آل عمران / 49
از آنجا كه نبوت در عهد قديم اختصاص به انبياي
الهي نداشته است ، انبياي ديگر نيز صاحب معجزه و
(Eliada, voL 12, 14- پيشگويي بوده اند. ( 15
معيار شناخت پيشگويي يا معجزه خدايي ، دعوت
نبي به خد اوند وپرستش او از دعوت به پرستش
.( 1-6 : خدايان است. (تثنيه 13
اما در مسيحيت تاً كيد بيشتر بر مقوله ايمان آوردن
مردم وتوانا ساختن آنان براي ايمان آوردن به پيامبر
است و بر شرط گواه بر صدق ادعاي انبيا و تحدي
طلبي آنان و عدم توانايي مردم بر آوردن معجزه تاًكيد
نمي شود؛ هر چند وقتي عيسي مريضي يا افليجي را
شفا مي داد (متي باب 8 )يا ديوي را خارج مي كرد
32 و 33 ) و يا باد و طوفان را آرام مي كرد : (متي 9
: 26 ) و برروي آب راه مي رفت (متي 14 -27 : (متي 8
25 ) مردم خود را از انجام آن عاجز مي يافتند ، -27
ولي در كتب انجيل بر عاجز بودن مردم و تحد ي
طلبي مسيح تاًكيد نمي شود، زيرا اين معجزات پس از
مسيح به حواريون منتقل شد . عيسي قدرت اعجازش
را به حواريون بخشيد تا ارواح ناپاك را بيرون كنند و
؛1 : هر نوع بيماري و مرض را شفا دهند (متي 10
1 ). در روز پنطيكاست ، حواريون معجزه -2 : لوقا 9
تكلّم به زبان هاي مختلف را پيدا كردند كه قبلا با آنها
آشنايي نداشتند وروح پاك خد ا، اين قدرت را به
ايشان داد (اعمال رسولان با ب 2)؛ حتي پولس كه در
ابتدا يهودي بود و مسيحيان را شكنجه مي داد، با
- رؤياي جلال مسيح ايمان آورد (غلاطيان 1:1 و 16
11 ) و خود نيز صاحب معجزات زياد ي بود (اعمال
رسولان باب 28 ). در قرون بعد انبياي كليساها كه
همان خادمان كليسا بودند ، به واسط ه روح القدس ،
عطاي نبوت؛ يعني دريافت پيغام از خدا و اعلام آن به
.( ديگران را به دست آورند (اول قرنتيان باب 14
از ديدگاه عهد جديد، معجزات در عصر ها و
دوره هاي بعد از حواريون تا دنياي امروز ادامه دارد .
28 / الهيات تطبيقي، (علمي- پژوهشي) سال اول، شماره اول، بهار 1389
يوحنا از قول مسيح نقل مي كند كه هر كه به من ايمان
بياورد، مي تواند همان معجزاتي را بكند كه من كرد ه ام
« پدرم » وحتي بزرگتر از اينها نيز بكند، چون من نزد
باز مي گردم، شما مي توانيد با بردن نام من ، هر چيزي
را از خدا درخواست كنيد و من آن را به شما خواهم
.(11-13 : داد (يوحنا 14
بنابراين، در مسيحيت موضوع تحد ي و عاجز
بودن مردم از انجام معجزه معنا ندارد ، زيرا روح
القدوس به مؤمنان ، قدرت شفاي بيماران ، قدرت
انجام معجزه ، عطاي نبوت ، دريافت پيغام از خدا و
رساندن به مردم وتكلم به زبان ها ي نياموخته عطا
مي كند، ولي معجزات در عهد قديم به دو دسته
تقسيم مي شود:
-1 معجزاتي كه به موسي و يوشع مربوط است.
-2 معجزاتي كه به ايليا و اليشع ربط داده شده
است.
چنين نيست كه پيروان موسي نيز از قدرت معجزه
برخوردار باشند و تا قرن هاي بعد معجزات موسي به
پيروانش اعطا شده باشد . در اسلام نيز هما ن طور كه
بيان شد ، معجزه فقط اختصاص به پيامبران دارد و
ائمه -عليهم السلام - بعد از پيامبر صاحب كرامات
بودند و اعمال خارق العاده آنها معجزه محسوب
نمي شود و تا دنياي امروز نيز اعمال خار ق العاده
اولياي الهي ، كرامات محسوب مي شود، زيرا معجزه
فقط براي صدق ادعاي نبوت و رسالت است . در
نتيجه، علماي يهود و مسلمانان معتقدند كه معجزه
پايان يافته است ، ولي علماي مسيحيت معجزه را تا
زمان حاضر و در عصرهاي آينده نيز پايدار مي دانند.
عناوين و واژه هاي مربوط به معجزه
در كتاب مقدس واژ ههايي كه درباره معجزه
به زبان عبري « اتوت » : مستعمل است ، عبارت است از
« خوارق رم زگونه » و « آيات » . به يوناني «semeia» و
مي ناميدند «terate» و به يوناني « موفتيم » را به عبري
748 ). نام ديگري كه ، (گروهي از نويسندگان ، 1986
است « چبوراه » به معجزه در عهد قديم مي دادند
(همان، 749 ). اين نمايش قدرت الهي است . همچنين
« قدرت مهيب » ،( 21 : مزمور 106 ) « كار بزرگ » به
.( (خروج 10:34
« فيلي » كه در عبري « شگفت يها » مخصوصاً واژه
خروج 11:15 ) است، معجزه مي گفتند. اين ) « نيفلا » و
لفظ اخير به اعمالي اشاره دارد كه از قدرت انسان
خارج بوده و فقط خدا از عهده آن برآمده است
(مزمور 10:86 ). بدين وسيله خد ا، بزرگي و جلال و
.( جبروت خويش را نشان داده است (لاويان 3:10
قوا و » يا « نشانه ها » و يا « آثار » مسيح به معجزاتش
مي گفت. دو واژه اول، در انجيل چهارم تاييد « نيرو ها
ورساله « اعمال رسولان » شده است. در كتاب
همراه با واژه « قو ا » و « شگفتي » واژه هاي « اًفسسيان »
در مورد معجزات مسيح و حواريون به كار رفته « آثار »
.(Hastings , vol 8, است ( 676
در قرآن داستان معجزه هاي انبيا آمده است ، اما
« آيات بينات » عنوان معجزه ندارد . معجزات موسي
( البقره / 87 ) « بينات » (الاسراء / 101 ومعجزات مسيح
ناميده شده است . ديگر اينكه اشاره به معجزات
سليمان شده، ولي عنواني براي آن نيامده است.
اهداف معجزه
در كتاب مقدس در وهل ة اول هدف از معجزه ،
دعوت به سوي ايمان وتقويت و تحكيم آن در ميان
بررسي و مطالعة گفتمان هاي تورات و انجيل و قرآن در معجزة پيامبران / ٢٩
پيروان دين است . براي بني اسرائيل معجزات د ه گانه
(تبديل عصا به اژدها ، يد بيضاء ، پر شدن مصر از
قورباغه و بلاي زخم و جراحت و ملخ و ...) سبب
شكرگزاري است ، زيرا موجب نجات آنان از دست
فرعونيان شد و به عنوان قوم برگزيده انتخاب شدند .
همچنين سبب تواضع بني اسرائيل و اطاعت آنان از
خدا گرديد و ترس از خدا واميد واري را در آنان بر
انگيخت. در درجه دوم ، قساوت را در قلوب افرادي
كه نظير فرعون هستند قرار داد ، زيرا آنها با تكرار
معجزات ايمان نياورده، قلبشان تير ه ترگشت (خروج
.(14:7
فرعون با نزول بلا هاي مختلف از جانب خد ا، باز
هم ايمان نياورد ، در حالي كه خدا شناسان و متوكلان
به او، محبت الهي را از طريق معجزه فهميدند . ايمان
به خدا سببي است كه افراد مي توانند به وسيله آن
معجزه را قبول كنند ، همان طور كه ابراهيم با تكيه بر
عظمت ايمانش ، كيفيت فرزند دار شدنش را در زماني
كه براي او غير ممكن بود ، پذيرفت (پيدايش باب
18 ). ايمان همان چيزي است كه اشعيا به واسطه آن
.( 34-35 : توانست يهود را نجات دهد (اشعيا 37
ولي بني اسرائيل هميشه مي خواستند خدا را آ زما يش
.(9 : كنند. از اين رو طالب معجزات بودند (مزمور 95
هيستينگ در مورد معجزات عهد قديم مي نويسد:
معجزات در عهد قديم نشان مي دهد كه »
انسان ها ي آن دوره از فكر و بينش متعالي چندان
بهره اي نبرده بودند و معدودي معجزات در وجود
چنين انسان هايي اثر مطلوب داشت ، ولي خ داوند
مداخله هاي مستقيم در ميان بني اسرائيل داشت و آنان
را با يد مبسوط و معجزاتش هدايت و رهبري مي كرد.
معجزه واقعي در عهد قديم عبارت است از : مراحل
تدريجي شناخت وحدت يهوه، محسوس بودن
حضور الوهيت در جهان ، رهبري و هدايت الهي در
Has tings, vol ) « امور و كارهاي جهان و انسان ها
.(8, 676
بني اسرائيل هرگاه تزلزل در ايمانشان ايجاد
مي شد، پيوسته به موسي اعتراض مي كردند كه چرا
آنان را از مصر خارج ساخته است . يهوه با معجزات
« رفيديم » خود آنان را ساكت مي كرد. هنگامي كه در
اردو زدند و آب براي نوشيدن نداشتند ، گله و
شكايت را آغاز كردند و با موسي به مشاجره
چرا گله و شكايت » : پرداختند. موسي به آنان گفت
خروج ) «؟ مي كنيد و چرا خداوند را امتحان مي كنيد
1-2 ) بني اسرائيل بر اين پا مي فشردند كه چرا :17
خداوند آنان رها كرده است؟ در اين فضاي شك و
ترديد، ظهور معجزات خداوند ، نشانه قدرت خد اوند
است و نشانه رها نكردن ايشان ، تا آنجا كه خداوند
در برابر ابر غليظي نزد موسي مي آيد و با او گفتگو
مي كند و قوم به گوش خود صداي خدا را مي شنوند
: و از آن پس گفتار موسي را باور مي كنند (خروج 19
9) يا زماني كه موسي وارد خيمه عبادت مي شد ،
ستون ابر نازل شده بر در خيمه مي ايستاد و آن گاه
خدا با موسي صحبت مي كرد . قوم اسرائيل وقتي
ستون ابر را مي ديدند، در برابر در خيم ههاي خود به
: خاك افتاده ، خدا را پرستش مي كردند ( خروج 33
.( 9- 10
در الهيات مسيحي اين اعتقاد وجود دارد كه خدا،
خود و حقايق مربوط به خود را در زمان ها ي به
خصوص و براي عده اي مخصوص مكشوف
مي سازد. معجزات واقعي، مكاشفه اي از حضور
.( وقدرت خداست (اعمال رسولان 2:22
30 / الهيات تطبيقي، (علمي- پژوهشي) سال اول، شماره اول، بهار 1389
هنري تيسن در اين باره مي نويسد:
معجزات اثبات كننده وجود وحضور و علاقه »
وقدرت خدا هستند . هدف از معجزات ، مكشوف
ساختن خدا و قدرت و جلال اوست و اين مكاشفه
الهي كه از ديدگاه مسيحيان در طبيعت و تاريخ و
وجدان وجود دارد ، در بعضي از زما ن ها مشيت الهي
بر اين قرار مي گيرد كه از طريق معجزه ، خود را نشان
تيسن ، بي تا ، 11 ). بنابر اين، در مسيحيت ) «. دهد
مكاشفه دامنه اي گسترده اي دارد كه شامل مكاشفه
عمومي خدا در طب يعت و تاريخ و وجدان است و
مكاشفه مخصوص خدا در عيسي مسيح است كه
سبب نجات بشر است و معجزه زير مجموعه مكاشفه
است. معجزه در مسيحيت تقويت كننده ايمان است .
خداوند به واسطه مكاشفه هاي مختلف خود را نمايان
مي سازد تا انسان به وجود خدا و قدرت ابدي او
پي برد (روميان 20:1 ). هدف اوليه معجزات مسيح ،
توانا ساختن بر ايمان به او و خداوند است . لطف و
كرم هدف اوليه بوده است و ايمان شخص در اثر آن
؛ 1؛ لوقا : 11:7 -13 : تقويت مي شده است (مر قس 3
يوحنا: 21 ). مردم تحت تأثير ويژگي بي همتاي
معجزات مسيح قرار مي گرفتند و اين معجزات
ستايش و تمجيد خدا را به همراه داشته است (لوقا
.( 15 : 16:7 ؛ متي 31
هستينگ ترديد دارد كه معجزات مسيح فقط به
Has tings, vol خاطر تاًييد رسالت او باشد , 8
680 ). زيرا عيسي نيروي شفا بخشي اش را به ايمان )
؛20-22 : شفا يافتگان نسبت مي داده است .(متي 9
48 ). ويليام ميلر ، از مفسران : 34 ؛ لوقا 8 : مرقس 5
انجيل نيز نجات اشخاص به واسطه معجزات مسيح
را به ايمان افراد بر مي گرداند، زيرا مسيح علاوه بر
جسم، قلب وروح را نيز شفا مي داده است (ميلر،
.( 140 ، 1934
از ديدگاه قرآن، هدف از معجزات انبيا براي بيدار
ساختن عقل و فطرت آدميان بوده است . انبيا معجزه
را به ضرورت و در صورت نياز براي اثبات رسالت و
سفارت انجام مي دادند. آنان مدعي بودند كه خداوند
از طريق خاصي حقايق ر ا به ايشان تعليم مي كند ،
خواه به وسيله فرشته يا الهام و آن ادراكي است كه
براي مردم عادي امكان پذير نبوده است و از آنجا كه
انبيا به ظاهر همانند مردم بودند ، هميشه با انكار شديد
ومقاومت مردم رو به رو مي شدند. آنها مي گفتند كه
شما بشري مثل ما هستيد ، پس چرا چنين مقامي را ما
در خود نمي يابيم؟ شما براي خودتان ادعا مي كنيد
(ابراهيم / 10 ). پيامبرانشان در جواب مي گفتند كه ما
جز بشري مثل شما نيستيم، ولي خدا بر هر يك از
.( بندهگانش كه بخواهد ، منت مي نهد (ابراهيم / 11
كفار زمان رسول خدا (ص) همين مطلب را به آن
.( 7- حضرت گفتند (ص/ 8؛ الزخرف / 31 ؛ الفرقان / 8
گاهي اضافه بر انكار ، براي صداقت و راستگويي انبيا ،
از آنان درخواست معجزه مي كردند و مي گفتند كه اگر
خدا مي خواهد مردم را به وسيله وحي و نبوت -كه
امر خارق عادتي است - هدايت كند ، لازم است آن را
به خارق عادت ديگري تاًييد نمايد . به همين جهت ،
امت ها تقاضاي انجام معجزه مي كردند (الاعراف
105-106 ؛ الشعراء / 154 ). از اين جهت، قرآن /
معجزه را براي اثبات ادعاي نب وت وصداقت انبيا
مطرح مي كند ، نه اينكه براي همه معارفي نظير :
توحيد، عدل و معاد كه آنان آورده اند.
به استناد قرآن، شخص فهميده و دانا از وجود
معجزات بي نياز است و معجزه براي قانع ساختن
بررسي و مطالعة گفتمان هاي تورات و انجيل و قرآن در معجزة پيامبران / ٣١
طبقه عوام است ، زيرا فكرشان از درك استدلالات و
براهين عقلي عاجز است (الشع راء/ 154 ). برخي از
انبيا نيز قبل از تقاضاي امت ها در اوايل بعثت
معجزاتي از خود نشان دادند ؛ نظير موسي و هارون :
طه ) « ياتي ولا تنيا في ذكري Ĥ اذهب انت و اخوك ب »
( 22/
انواع معجزات انبيا در قرآن وعهدين
در قرآن معجزاتي به انبيا نسبت داده شده است كه
آنان براي اثبات رسالت خويش از آنها استفاده
مي كرده اند وآن اعمال نشان دهنده راستگويي پيامبر و
در نتيجه درستي وحي الهي بوده است ؛ نظ ير: سرد و
سلامت شدن آتش براي ابراهيم به فرمان خداوند و
بي اثر شد ن توطئه كفار در سوزاندن او (الانبيا ء /
69-70 )، در حالي كه اين معجزه در ك تاب مقدس
نيامده است.
تسخير باد و جن براي سليمان (ع) و تسلط او بر
معادن مس (سباء/ 12 )، تر كيب ارتش وي از جن
وانس و پرندگان (النمل / 17 ) و فهم زبان حيوانات
(النمل / 19 ) در قرآن آمده است ، در حالي كه در
كتاب مقدس فقط به آگاهي سليمان نسبت به
پرندگان، خزندگان، و ما هيان اشار ه شده است (اول
34 ). ناقه صالح (ع) كه معجز ة : پادشاهان 4
درخواستي قوم ثمود بود ( الاسراء / 59 ، الشعراء /
155 )، ولي نام اين پيامبر و معجزه اش در كتاب
مقدس نيامده است.
قرآن معجزات موسي را اين گونه بر مي شمارد :
،( جاري كردن چشمه آب از زير سنگ (البقره / 60
72- شناسايي قاتل از طريق معجزه الهي (البقره / 73
)، معجزات نه گانه موسي (الاسراء / 101 ). آنها
عبارتند از : عصا، يد بيضا ، طوفان ، ملخ ، قورباغه ،
، سوسمار، قحطي و كمبود ميوه ها (طباطبايي ، 1393
218 ). اژدها شدن عصا، تابيدن نور از دست ، ج 13
32 )، بر افراشته - موسي در برابر فرعون (الشعراء / 33
شدن كوه بر فراز بني اسرائيل هنگام اخذ پ يمان الهي از
آنان (البقره / 93 )، گشوده شدن راهي خشك از ميان
دريا براي عبور بني اسرائيل (طه/ 77 )، فرو فرستادن
منّ و سلوي براي بني اسرائيل (طه / 80 ). در تورات
علاوه بر معجزات مذكور براي مو سي به پر شدن
مصر از پشه و پر شدن ازمگس، بلاي تگرگ
وتاريكي غليظ به مدت سه روز ومرگ پسران ارشد
اشاره شده است (خروج باب هاي 8و 9و 10 و 11 )، ولي
در تورات قحطي وكمبود ميوه ها نيامده است.
در تورات معجزات موسي در دوران يوشع ادامه
11 )، جدا : دارد. ريزش تگرگ درشت ( يوشع 10
سازي آب رودخانه اردن (همان باب 3 )، از حركت
12 ) و بعد از آن در -4 : ايستادن آفتاب وماه (همان 10
دوران ايليا و اليشع معجزاتي شبيه بدان وجود داشته
است؛ نظير : زدن ردا توسط ايليا به آب رودخا نة اردن
11 و 8 )، روح ايليا : و باز شدن آن ( دوم پادشاهان 2
در اليش ع قرار مي گيرد و او هم رداي ايليا را به آب
مي زند و رود اردن را م ي شكافد و از ميان آن عبور
مي كند (همان). اليشع معجزات ديگر نيز دارد . در
قرآن به معجزات ايليا و اليشع اشاره اي نشده است.
قرآن معجزات حضرت عيسي را چنين بر
مي شمرد:
،( اعطاي حجت هاي روشن به عيسي (البقره / 87
فرو فرستادن مائده از آسمان (المائده / 114 )، سخن
،( گفتن عيسي در گهواره با مردم ( آل عمران / 46
حيات بخشيدن به موجودات بي جان (آل عمران /
32 / الهيات تطبيقي، (علمي- پژوهشي) سال اول، شماره اول، بهار 1389
49 )، شفا دادن نابينايان و مبتلايان به مرض پيسي و
حيات بخشيدن به مردگان وخبر دادن از اسرار پنهاني
مردم (آل عمران / 49 )، وجود عيسي تبلور آيات و
.( معجزات الهي در ميان بني اسرائيل (الزخرف / 59
در انجيل علاوه بر معجزات فوق ، معجزاتي ديگر
نيز به حضرت عيسي (ع) نسبت داده است ؛ نظير :
4)، راه رفتن بر روي آب -7 : صيد زياد ماهي (لوقا 8
25 )، خشكاندن درخت انجي ر (متي -27 : (متي 14
،( 26- 27 : 19 )، آرام كردن باد و طوفان (متي 8 :21
18 )، صعود مسيح : قيام مسيح از مردگا ن (يو حنا 10
9)، و تبديل آب به : به آسمان (اعمال رسو لان 1
.( 6-10 : شراب (يوحنا 2
قرآن كشته شدن مسيح و به دار آويخته شدن او را
نفي كرده و فرموده است كه امر بر مردم مش تبه شده
است. مردم در آن زمان پنداشتند كه او را به دار
آويختند و يقيناً او ر ا نكشتند . عيسي با جسم وروح
.(157 - تو امان عروج كرده است (النساء / 159
در قرآن موضوع تبديل آب به شراب به عنوان
معجزه عيسي وجود ندارد ، چون از ديدگاه قرآن
شراب حرام است و انبيا هميشه از محرمات پرهيز
داشتند. در انجيل آمده است : در جشن عروسي در
عيسي به همراه مادر و شاگردانش ،« قانا » دهكده
دعوت شده بودند . هنگامي كه شراب تمام شد ، مادر
عيسي با نگراني پيش او آمد كه در آنجا عيسي معجزه
مي كند و خمره ها ي سنگي پر از آب را به شراب
تبديل مي كند. يكي از مفسران انجيل بيان مي كند كه
تمام شدن شراب به منزله توهين به مدعوان بود و
اهميت معجزه عيسي در نتيجه آن نهفته است و اين
معجزه، اولين معجزه عيسي در قاناي جليل بود كه
عيسي جلال خويش را ظاهر كرد و شاگردانش به او
ايمان آوردند ؛ هر چند ايمان حاصله از اين معجز ه،
ايمان كامل نبود ، ولي به هر جهت يك قدم جلوتر از
ايمان اولي بود كه تنها حالت تئوري داشت (سي .
.(57 ، تني، 1359
ويليام ميلر در ارتباط شراب و مي گُساري و
ارتباطش با معجزه عيسي مي نويسد:
عيسي به پيروان خود مجموعه قوانين را نداد تا »
آنها را در هر يك از جزئيا ت زندگاني دلالت كند .
شراب و هيچ گونه گوشت ومشروب ديگري را
تحريم نكرد ، بلكه روح القدوس را داد تا در هر چيز
راهنما وراهبر آنها باشد . امروز روح مسيح بسياري از
مسيحيان را وادار كرد كه خودشان از نوشيدن
مشروبات الكلي اجتناب ورزند و استعمال آن را
.( 47 ، ميلر، 1319 ) « توسط ديگران نيز منع كنند
در انجيل آمده است كه معجزات مسيح بر
ملكوتي دلالت دارد كه انبيا بدان بشارت دادند ؛
: ملكوتي كه در وجود مسيح تجسم يافته بود (متي 8
8). حال هر كدام - 10 : 4-45 ، لوقا 5 :11 ،8 :9 ،27
از معجزاتش نظير بخشش گناهان و يا صيد ماهي
نشان دهنده تجسم خدا در جسم مسيح است
.( 750 ، (گروهي از نويسندگان، 1986 ، ج 2
بنابراين، معجزات مسيح دلالت بر الوهيت او و
ملكوت در وجود او م ي كند، حتي تمام القاب مسيح ،
نظير: نجات دهنده ملكوت پادشاه، دلالت بر اصالت
الوهيت در وجود او دارد. بشارت به ملكوت از
.(29- 32 : بزرگترين مع جزات مسيح است (لوقا 11
كه در وجود مسيح آشكار شده و وظيفه يك شخص
مسيحي است كه بدان ايمان آورد و هدايت شود
.( (مرقس 1:15
بررسي و مطالعة گفتمان هاي تورات و انجيل و قرآن در معجزة پيامبران / ٣٣
را سرزنش « كفر ناحوم » و « خورژين » عيسي مردم
مي كند كه اگر معجزاتي را كه براي آنها آورده ، در
جاي ديگر آشكار مي كرد ، آنها توبه كرده ، ايمان
.(20- 24 : مي آوردند (متي 11
اينان افرادي بودند كه مسيح و ملكوت او را در
نيافتند و كساني كه معجزات مسيح را انكار كردند
.(40 :12 ،39 : آنها حقيقتاً كوردل بودند (يوحنا 9
در انجيل هر جا كه مسيح ملكوت خدا را اعلام
مي كرده ، در كنارش معجزاتي انجام مي داده است
35 ). مرقس آن را ملكوت الهي :9 ، 24- 25 : (متي 4
ومتي آن را ملكوت آسمان ها مي خواندند و هر دو
عبارت يك معنا دارد و معجزات همراه آن ، نشانه هاي
قيام ملكوت در وجود عيسي بوده است ، زيرا به دنبال
آن تسلط ابليس از بين مي رفته است و ارواح ناپاك
.(27-28 : خارج مي شده اند (متي 12
ملكوت يك حقيقت پنهان است و فقط مسيح
است كه توانسته است آن را آشكار نمايد و فقط
متواضعان و كساني كه همچون كودكان ساده دل
25 ) و حكما و : بودند، آن را مي فهميدند (متي 11
دانشمندان دين و فلاسفه كه درباره مسايل به بحث
،11 : مي پردازند چه بسا آن را نمي فهمند (مرقس 4
.(20 : اول قرنتيان 1
انجيل در مسير تربيت افراد قصد دارد به تدريج
مؤمنانش را به اسرار ملكوت آشنا سازد ، خصوصا بعد
از قيام مسيح اين شيوه تربيتي كامل م ي شود ، زيرا
مسيح در مدت چهل روز پس از مرگ خود ، بارها
خود را زنده به رسولان ظاهر ساخت و به طرق گو
ناگون به ايشان اثبات كرد كه واقعا زنده شده است و
در اين فرصت ها، او در باره ملكوت خدا با ايشان
3). پس از او ، روح : سخن مي گفت (اعمال رسولان 1
15 :16 ،26 : القدس عمل او را كامل كرد (يوحنا، 14
.(13-
نكته حايز اهميت آن است كه در شناساندن
ملكوت براي افراد انواع معجزه براي افراد مختلف
دخالت داشته است . ملكوت و تجسد آن در شخص
مسيح، حتي پس از مردن وقيامش در تورات وقر آن
وجود ندارد . قرآن به شيو ه هاي مختلف الوهيت عيسي
را انكار كرده اس ت (المائده / 17 و 75 ، المائده / 116
) و او را بنده خدا (مريم / 30 ) و كلم ة الله و روح
الله ناميده است ( النساء / 171 ). و تمامي معجزاتش
را به اذن خداوند مي داند (المائده / 110 ). او مؤيد به
روح القدوس است (البقره / 87 و 253 ). او به بني
اسرائيل دستور داده است كه پروردگار رب او ورب
همه مردم را بپرستند و هر كس به خدا شرك بورزد ،
قطعاً بهشت بر او حرام شده وجايگاهش آتش است
(المائده / 72 ). از اين رو، ملكوت، تجسدي در
شخص مسيح ندارد كه او بتواند در زمان حياتش و يا
پس از قيام از مردگان ب ه واسطه معجز ات مكرر ،
ملكوت تجسم يافته در خويش را براي پيروانش
آشكار نمايد و پس از قيام از مردگان بتواند فديه
مردمش و جهان باشد . او نمي تواند به تنهايي عذاب
دوزخ را از مشركان امتش واز قائلان به تثليث بر
طرف نمايد و يار و ياور آنها باشد و بهشت را مسكن
و ماواي آنان قرار دهد.
نتيجه
مسلمانان وعلماي يهود در معنا و مفهوم معجزه
باوري مشترك دارند ، بر اين مبنا ؛ كه معجزه عملي
است خارق العاده كه پيامبر با انجام دادن آن ، صدق
گفتارش را اثبات م ي كند و مردم از آوردن آن ناتوانند
34 / الهيات تطبيقي، (علمي- پژوهشي) سال اول، شماره اول، بهار 1389
و آن دليل و شاهدي است بر قدرت خداوند ، به جز
شرط علماي يهود كه معجزه بايد در زمان ادعاي
نبوت باشد . اگر شرط بدين معنا باشد كه هر گاه نبي
به واسطه ا نحراف اخلاقي از نبوت خارج شد وكار
معجزه آسايي انجام داد ، در آن صورت معجزه نيست ،
قرآن اين شرط را قبول ندارد ، زيرا از ديدگاه قرآن ،
هرگاه كسي براي مقام نبوت برگزيده شود ، او تا آخر
عمرش نبي است و از خطا وگناه مصون است و
خداوند معجزه را در اخ تيار هيچ كس ديگري قر ار
نمي دهد.
در مسيحيت، معجزه، مكاشفه اي مخصوص از
حضور و قدرت خداست و عملي است بر مبناي
اظهار محبت كه لطف بي پايان خدا را نشان مي دهد
تا ديگران را توانا سازد كه به عيساي مسيح ايمان
آورند. از اين رو ، صدق ادعاي نبي و عاجز بودن
مردم از هماوردي با آن ، هدف مستق يم معجزات
مسيح نيست.
نقش توانا ساختن معجزه براي ايمان آوردن مردم
مورد قبول هر سه دين الهي است ، به جز اينكه در
مسيحيت فقط بر همين مفهوم تاكيد م ي شود وشرط
خرق عادت و تحد ي و ناتواني مردم از انجام آن
مورد نظر نيست ، زيرا به واسطه رو ح القدس مؤ منان
به مسيح م ي توانند همان معجزات مسيح را داشته
باشند.
از ديدگاه يهود ، انجام كارهاي خارق العاده تنها
معيار شناخت نبي نيست ، زيرا انبياي غير الهي نيز
برخي از كارهاي خارق العاده اي را انجام م ي دادند .
معيار معجزه صحيح دعوت به پرستش خداوند بوده
است، در حالي كه از ديدگاه قرآن معجزه فقط به
پيامبران اختصاص دارد.
از ديدگاه تورات و قرآن معجزه خاتمه يافته است ،
اما از ديدگاه مسيحيت معجزات در عصرها و
دوره هاي بعد از حواريون تا دنياي امروز ادامه دارد ،
زيرا مسيح فرموده است كه هر كه به من ايمان آورد ،
مي تواند همان معجزاتي را بكند كه من ك رده ام و حتي
بزر گتر از آنها . روح القدس به مؤمنان، قدرت شفاي
بيماران، عطاي نبوت ، قدرت انجام معجزه و تكلم به
زبان هاي نياموخته را عطا مي كند.
در اسلام معجزه فقط به پيامبران اختصاص دارد و
بعد از پيامبران اعمال خارق العادة ائمه (ع) و اولياي
الهي، كرامات محسوب مي شود.
عهد قديم وعهد جديد واژه هاي مختلفي در مورد
معجزه دارند ، در حالي كه لفظ معجزه در قرآن نيامده
است. قرآن به كارهاي خارق العاده پيامبران اشاره
كرده و در برخي از موارد ، آنها را آيات و يا بينات
خوانده است.
از مشتركات قرآن و عهدين در اهداف معجزه ،
دعوت مردم به ايمان و تقويت و تحكيم آن و
شكرگزاري بني اسرائيل به خاطر معجزات بزرگ و
متعدد است كه براي بني اسرائيل م ؤمن به خد ا،
تواضع، اطاعت و ترس از خدا و اميدواري به رحمت
او داشته و براي فرعون قساوت قلب را به وجود
آورده است.
بنابر نظر تورات تكرار معجزات در عهد قديم، به
جهت پايين بودن فكر و بينش افراد آن دوره بوده
است.به استناد قرآن، شخص دانا و فهميده ازوجود
معجزات بي نياز است و معجزه براي قانع ساختن
طبقه عوام است . معجزه براي بيدار ساختن عقل و
فطرت آدميان است . انبيا معجزه ر ا به ضرورت و
بررسي و مطالعة گفتمان هاي تورات و انجيل و قرآن در معجزة پيامبران / ٣٥
درصورت نياز براي اثبات رس الت و سفارت انجام
مي دادند.
در مسيحيت معجزه نوعي از مكاشفات الهي در
تاريخ است كه ايمان شخص در اثر آن تقويت
مي شده و حتي مسيح نيروي شفابخشي اش را به
ايمان افراد نسبت مي داده است ، در حالي كه در قرآن
معجزه پيامبران مربوط به يك مبدا نفساني در وجود
پيامبران است كه اثرآن منوط به اذن خداست.
قرآن معجزاتي براي سليمان بر شمرده است كه در
تورات وجود ندارد . تورات فقط به آگاهي سليمان
نسبت به پرندگان و خزندگان و ماهيان اشاره كرده
است.
داستان قوم ثمود و صالح پيامبر و بيرون آمدن ناقه
شتر از دل كوه در تورات نيامده است.
برخي از معجزات موسي و عيسي (ع) در قرآن و
عهدين مشترك است . در تورات آمده است كه ايليا و
اليشع نيز توانستند آب رود خانه اردن ر ا بازدن رداي
خويش به آب بشكافند و قوم خويش ر ا ازآن عبور
دهند.
تبديل آب به شراب به عنوان يكي از معجزات
عيسي مورد قبول تورات و قرآن نيس ت. ازديدگاه
قرآن شراب حرام است و انبيا هميشه ازمحرمات
پرهيز داشتند.
ازديدگاه مسيحيت ، معجزات مسيح دلالت بر
الوهيت او و دلالت بر حضور ملكوت در وجود او
مي كند. بشارت به ملكوت ازبزرگترين معجزات او
بوده است ؛ تا آنجا كه مسيح هرگاه مردم را به ملكوت
فرا مي خواند ، در كنارش معجز ه اي انجام مي داد.
ملكوت و تجسد آن در شخص مسيح حتي پس
ازمردن و قيامش در تورات و قرآن وجود ندارد.
قرآن به شيوه هاي مختلف الوهيت عيسي ر ا انكار
كرده است ، ولي او را كلمه الله و روح الله ناميده است
كه تمامي معجزاتش رابه اذن خداوند انجام مي داده
است. او مويد به روح القدس است و به مردم دستور
داده است كه پروردگار جهانيان راپرستش نمايند.
منابع
-1 قرآن
-2 ابن فارس ، احمد . ( 1404 ق ). معجم مقاييس
اللغة، قم: مكتب الاعلام الاسلامي.
-3 ابن كمونه، سعد بن منصور . ( 1408 ). تنقيح
الابحاث للملل الثلاث ، آمريكا : من مطبو عات
جامعة كاليفورنيا.
-4 ابن منظور ، ابوالفضل جمال الدين و محمد بن
مكرم. ( 1408 ق ). دار الاحياء التراث العربي ،
بيروت: لسات العرب.
-5 ابن ميمون ، موسي . ( 1974 م). دلالة الحائرين ،
تحقيق حسين آتاي، آنكارا: دانشگاه آنكارا.
-6 آشتياني، جلال الدين . ( 1368 ش ). تحقيقي در
دين يهود، تهران: نشر دانش، چاپ دوم.
-7 بلاغي، محمد جواد . ( 1362 ). الهدي الي دين
المصطفي، مترجم سيد احمد صفايي ، تهران :
انتشارات آفاق، چاپ اول.
-8 ترجمة كتاب مقدس شامل عهد قديم و عهد
جديد. ( 1995 م ). انگلستان: انجمن بين المللي
كتاب مقدس.
-9 تيسن، هنري . (بي تا ). الهيات م سيحي، مترجم
ط. ميكائليان، تهران: انتشارات حيات ابدي.
36 / الهيات تطبيقي، (علمي- پژوهشي) سال اول، شماره اول، بهار 1389
-10 حسيني، محمد حسين . ( 1418 ). امام شناسي ،
مشهد: انتشارات علامه طباطبايي، چاپ دوم
-11 حلّي، جمال الدين حسن بن يوسف . (بي تا ).
كشف المراد في شرح التجريد الاعتقاد ، قم :
النشر الاسلامي.
-12 خويي، ابوالقاسم. ( 1360 ). بيان در علوم و
مسايل كلي قرآن، مترجم محمد صادق نجمي و
هاشم هريسي، قم: مجمع ذخائر اسلامي.
-13 دورانت، ويل . ( 1365 ). تاريخ تمدن ، سازمان
تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، چاپ
اول.
-14 راغب اصفهاني ، ( 1392 ق). معجم مفردات الفاظ
قرآن، بيروت: دارالفكر.
-15 سيوري، مقداد بن عبدالله. ( 1365 ). الباب
الحادي عشر للعلام ه الحلي ، تهران : دانشگاه
تهران.
-16 سي، تني، مريل. ( 1359 ). انجيل ايمان ، مترجم
سارو خاچيكي، تهران: انتشارات آفتاب عدالت.
-17 طباطبايي، محمد حسين . ( 1393 ق ). الميزان في
تفسير ا لقرآن ، مؤسسه الا علمي للمطبوعات،
بيروت: چاپ سوم.
-18 طبرسي، فضل بن حسن. ( 1379 ق). مجمع
البيان في تفسير ا لقرآن ، بيروت : دارالاحياء
الثراث العربي.
-19 طيب، عبد الحسين . ( 1366 ). اطيب البيان في
تفسير ا لقرآن ، تهران : انتشارات اسلام ، چاپ
سوم.
-20 فولادوند، محمد مهدي . ( 1373 ). ترجم ة قرآن
مجيد، قم: دار القرآن كريم، ش، چاپ اول.
-21 ابن فارس ، احمد . ( 1408 ق ). معجم مقايس
اللغة، قم: مكتب الا علام الاسلامي.
-22 گروهي از نويسندگان فرانسوي ، معجم اللاهوت
الكتابي، گروه مترجمان عرب زبان ، دار المشرق ،
بيروت، 1986 م، چاپ دوم
-23 مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگي بين المللي .
1374 ). مجموعه مقالات سومين سم پوزيوم )
بين المللي اسلام و مسيحيت ارتدكس ، تهران :
چاپ اول.
-24 مصطفوي، حسن. ( 1360 ). التحقيق في كلمات
القرآن، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب،
-25 ميلر، ويليام . ( 1319 ). تفسير انجيل يوحنا ، تهران:
چاپخانه بروخيم.
-26 . ( 1934 م). تفسير انجيل لوقا،
تهران: چاپخانه بروخيم.
-27 نصري، عبد الله ( 1365 ). مباني رسالت انبيا ، دفتر
مركزي جهاد دانشگاهي، تهران، چاپ اول.
28- l
iade mircea، The Encyclopedia of
religing، New york، 1981
29- Has tings ،Jams، The Encyclopedia of
religing and Ethidecs، New york 1908-
1920

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:7  توسط hasan gholami  | 

خواص صلوات صلوات فرستادن بر حضرت محمد(ص) ((اللهم صلي علي محمد و آل محمد)):

روايتي از حضرت محمد(ص)در اعجاز صلوات فرستادن:

1. پيامبر اكرم (ص) فرمودند:هر كس صلواتي بفرستد حق تعالي ثواب هفتاد شهيد را به او ميدهد و او را از گناهان بيرون مياورد مانند روزي كه از مادر متولد شده است.

2. وقتي چيزي را فراموش كرديد بر من صلوات بفرستيد كه موجب ياد آمدن آن چيز خواهد شد.

3. كسي كه به پيامبر اكرم (ص)در هنگام نوشتن صلوات بفرستد(صلوات مكتوب)مادامي كه نام حضرت درآن نوشته به چشم مي خورد ملائكه براي او طلب رحمت و استغفار ميكنند.

4. پيامبر اكرم (ص):از جبرئيل پرسيدم محبوب ترين اعمال كدام است؟پاسخ داد:صلوات و درود فرستادن بر شما اي محمد!و محبت علي ابن ابيطالب(ع).

5. صلوات بر من و اهل بيت من نفاق را از بين ميبرد.

6. كسي كه گل سرخ (گل محمدي)را ببويد و بر من آل من صلوات نفرست بر من جفا كرده است.

7. صلوات و درود بر من نور و روشن صراط است.

8. گمراه ترين انسانها كسي كه نام من پيش او بر زبان آيد ولي بر من صلوات نفرستد.

9. هر كس يكصد بار بر محمد و آل محمد درود فرستد خداوند يكصد حاجت او رابرآورده ميسازد.

10. هر كس هزار بار در روز جمعه بر من صلوات بفرستد خطاياي هشتاد ساله اش آمرزيده مي شود.

11. نزديكترين شخص به من در روز قيامت كسي است كه صلوات بيشتري بر من بفرستد.

12. امام رضا (ع):صلوات بر محمد آل محمد در همه جا و هنگام عطسه كردن وزيدن باد و ذبح گوسفند واجب است .

13. امام صادق(ع):در قيامت هيچ عملي برتر و گرامي تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست.

14. هر كس در هر صبح ده مرتبه و در شام ده مرتبه بر من صلوات بفرستد من او را دريابم در وقتي كه محتاج به آن باشد.

15. هر كه گلي را بگيرد و ببويد و بر ديده ها بگذارد و صلوات بفرستد هنوز بر زمين نگذاشته باشد كه گناهانش آمرزيده مي شود.

16. امام محمد باقر(ع):سنگين ترين عملي كه در روز قيامت در ترازوي اعمال گذاشته ميشود درود بر محمد(ص) و اهل بيت اوست.

17. امام صادق(ع):كسي كه صد مرتبه بگويد(يا رب صلي علي محمد و آل محمد) خداوند يكصد حاجت از حوائج او از جمله سي حاجت دنيوي برآورده ميشود.

18. هر كس بين نماز ظهر و عصر بر پيغمبر و آلش درود بفرستد آن درود برابر هفتاد ركعت نماز خواهد بود.

19. حضرت علي (ع): هر كس سه مرتبه صلوات بفرستد خداوند حاجتش را برآورده مي سازد.

20. كسي كه بر من صلوات بفرستد ولي بر آل من صلوات نفرستد(صلوات ناقص)بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد.

صلوات: بهترين هدييه از طرف خداوند به انسان

صلوات: تحفه اي از بهشت

صلوات: روح را جلا ميدهد

صلوات: عطريست كه دهان را خشبو ميكند

صلوات: نوري در بهشت

صلوات: نور پل صرات

صلوات: شفيع انسان

صلوات: ذكر الهي

صلوات: موجب كمال نماز

صلوات: موجب كمال دعا و استجاب آن

صلوات: موجب تقرب انسان است

صلوات: سپري در مقابل آتش جهنم

صلوات: انيس انسان در عالم برزخ و قيامت

صلوات: جواز عبور انسان به بهشت

صلوات: انسان را در سه عالم بيمه ميكند

صلوات: از جانب خداوند رحمتاز سوي فرشتگان پاك كردن گناه از سوي انسان دعاي مستجاب شده

صلوات: برترين عمل در روز قيامت

صلوات: سنگين ترين چيزي كه در قيامت به ميزان عرضه مي شود

صلوات: محبوب ترين عمل

صلوات: آتش جهنم را خاموش ميكند

صلوات: زينت نماز است

صلوات: گناهان را از بين ميبرد

صلوات: فقر و نفاق را از بين ميبرد

صلوات: بهترين داروي معنوي است

باذكر صلوات: غم و اندوه را از بين ميبرد

با يك صلوات: نوري در بهشت براي خود بيافرينيد

با يك صلوات: گناهان خود را پاك وتولد ديگر براي خود به وجود آوريد

با يك صلوات: پاداش هفتادو دو تن از شهيدان را به ارمغان بياوريد

با يك صلوات: ده حسنه براي خود ثبت كنيد

رسول خدا فرمود:هركس در كتابي يا نوشته اي بر من صلوات بفرستد تا زماني كه نام من در آن كتاب است فرشتگان پيوسته براي او از درگاه حق طلب آمورزش كند.

صلوات و رنج ‏شيطان

روزى پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله از راهى عبور مى‏كرد. در راه شيطان را ديد كه خيلى ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده ‏اى؟

گفت: يا رسول ‏الله از دست امت تو رنج مى‏برم و در زحمت‏ بسيار هستم . پيامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده ‏اند ؟ گفت: يا رسول ‏الله، امت ‏شما شش خصلت دارند كه من طاقت ديدن و تحمل اين خصايص را ندارم .

اول اين كه هر وقت ‏به هم مى‏ رسند سلام مى‏كنند. دوم اين كه با هم مصافحه - دست دادن- مى ‏كنند. سوم آن كه ، هر كارى را كه مى‏ خواهند انجام دهند «ان‏ شاء الله» مى ‏گويند ، چهارم از اين خصلت ها آن است كه استغفار از گناهان مى ‏كنند ،پنجم اين كه تا نام شما را مى‏ شنوند صلوات مى‏فرستند و ششم آن كه ابتداى هر كارى « بسم الله الرحمن الرحيم‏» مى‏ گويند.

امام صادق عليه السلام فرمودند:

هر كس مي خواهد در هاي آسمان به روي او گشوده شود بر محمد و آل محمد صل الله عليه و آله و سلم بسيار صلوات بفرستد.

حضرت محمد صل الله عليه و آله و سلم فرمودند:

شيطان و ابليس را خوار و ذليل كنيد با فرستادن صلوات بر محمد و آل محمدصل الله عليه و آله و سلم

صلوات و شفاعت روز جمعه:

امام صادق عليه السلام فرمودند: در قيامت روز جمعه مانند عروسي صاحب كمال و جمال جلوي بهشت مي ايستد و ساير روزها پشت سر او قرار

ميگيرند آنها شهادت مي دهند و روز جمعه فقط كساني را شفاعت ميكند كه بر محمد و آل محمد صل الله عليه و آله و سلم بسيار صلوات فرستاده اند.

صلوات و گناهان كبيره:

رسول اكرم صل الله عليه و آله وسلم فرمودند: شفاعت آن شخص بر من واجب است هر چند اهل گناهان كبيره باشد به شرط آنكه هر روز و هر شب بر محمد و آل محمد صل الله عليه و آله وسلم صلوات بفرستد.

صلوات و بوي بهشت:

حضرت رسول (ص):بوي خوش بهشت از فاصله اي به اندازه ي 500 سال راه رفتن به مشام انسان مي رسد اما اين بو هرگز به مشام كسي كه بر من صلوات بفرستد ولي بر آل و خاندان و اهل بيت من صلوات نفرستد نمي رسد.

صلوات و انسان جاهل :

امام صادق(ع):براي انسان جاهل همين بس كه پس از شنيدن نام پيامبر بر محمد و آل محمد (ص)صلوات نفرستد.

صلوات عامل روشني قلب:

امام مجتبي(ع):دل مرد حقه اي قرار دارد و روي آن طبقي است. هنگامي كه او بر محمد و آل محمد (ص)صلوات كامل مي فرستد آن طبق از روي حقه برداشته مي شود و قلبش روشن مي گردد و آن چيزي كه فراموش كرده به ياد مي آورد.

صلوات و دوري از مقربان:

رسول اكرم(ص):از مقربان درگاه الهي دور خواهد شد كسي كه از روي عمد صلوات بر محمد و آل محمد(ص) را ترك كند.

صلوات عامل تو فيق:

امام سجاد (ع):اگر مي خواهيد توفيق و سعادت را پيدا كنيد بر خود لازم گردانيد هميشه بر محمد و آل محمد(ص) صلوات بفرستيد.

صلوات و ملاقات امام زمان:

امام صادق (ع):هر كس بعد از نماز صبح و ظهر بگويد:اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم نمي ميرد تا حضرت مهدي (عج)را زيارت كند.

صلوات و فرج امام زمان:

تا ميتوانيد براي فرج امام زمان دعا كنيد و هميشه بعد از صلوات بر محمد و آل محمد(ص)وعجل فرجهم بگوييد.

فوايد دنيوي صلوات

فايده اول: در اصول كافي است كه، رسول خدا(ص) فرموده‌اند در مقابل صد صلوات حق تعالي صد حاجت را برآورده مي‌نمايد.

فايده دوم: با صداي بلند صلوات فرستادن نفاق را برطرف مي‌سازد.

فايده سوم: صلوات فرستادن موجب پاكيزه شدن عمل‌هاست.

فايده چهارم: هر كس يك صلوات بفرستد حق تعالي در عافيت را بر روي او مي‌گشايد.

فايده پنجم: صلوات فرستادن فقر را برطرف مي‌كند.

فايده ششم: هر گاه چيزي از ياد انسان برود و آدمي آن را فراموش كند صلوات موجب مي‌شود كه به خاطر آيد.

فايده هفتم: صلوات،دشمن ديرين و هميشه در كمين انسان يعني ابليس لعين را ذليل و خوار مي‌كند.

خلاصه اينكه صلوات آتش جهنّم را خاموش مي كند.آري وقتي كه آتش هوي و هوس و آتش سوزان نفس سركش به واسطه صلوات بر محمّد و آل محمّد خاموش شد و ظلمات نفس به نور صلوات محو و نابود گرديد آن وقت است كه انسان از آتش جهنم رهائي يافته و به حريم امن الهي داخل و «ليخرجكم من الظلمات الي النور» را شامل خواهد شد و غايت امر در سايه رحمت خاصّ الهي مأوا كند «و كان بالمؤمنين رحيماً».«طوبي لهم و حسن مأب؛خوشا به حال آنان و حسن عاقبت‌شان».

فوايد اخروي صلوات

فوايد صلوات را در ظاهر دانسته‌اي و بدان رسيده‌اي اما فوايد آن را در باطن كه در نهايت صعوبت و دشواري است، عقل مي‌خواهد تا بداني،چشم بصيرت تا ببيني، دلي پاك تا يقين نمائي.

فايده اوّل: امام صادق(ع) مي‌فرمايند:«هر كس ده مرتبه صلوات بفرستد حق تعالي صد مرتبه بر او صلوات مي‌فرستد» و فرموده اند:«هر كس ده مرتبه صلوات بفرستد خدا و ملائكه هزار بار بر او صلوات مي‌فرستد و هر كه حق بر او هزار صلوات بفرستد هرگز او را به آتش،عذاب نخواهد كرد و در مقابل هر صلوات ده حسنه به او عطا مي‌فرمايند و هر كس ده مرتبه صلوات بفرستد حق تعالي ده صلوات بر او مي‌فرستد و ده گناه او را مي‌آمرزد و ده درجه او را بلند مي‌گرداند و از اهل بهشت خواهد شد».

فايده دوم: سزاوارترين و نزديك‌ترين مردم در روز قيامت به رسول خدا(ص) كسي است كه در دنيا بر آن حضرت بيشتر صلوات فرستاده باشد.

فايده سوم: رسول خدا(ص)به علي مرتضي (ع) مي‌فرمايد:«هركس بر من صلوات بفرستد شفاعت من براي او واجب مي‌شود».

فايده چهارم: حضرت رضا(ع) فرموده‌اند:«صلوات فرستادن نزد خدا برابراست با تسبيح و تهليل و تكبير».

فايده پنجم: حضرت علي بن موسي الرّضا(ع) مي‌فرمايد:«هر كس قادر بر كفاره گناهان نباشد صلوات بسيار بفرستد كه صلوات بر محمّد و آل محمّد(ص) گناهان را مي‌ريزاند».

فايده ششم: اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايند:«صلوات فرستادن در محو كردن گناهان شديدتر است از فرو نشاندن آب، آتش را».

فايده هفتم: صلوات فرستادن در روز قيامت به صورت نوري در آمده در سر،طرف راست،طرف چپ و بالا، و جميع اعضاء آدمي ديده مي‌شود.

فايده هشتم: هر كه بگويد:«اللّهم صلّ علي محمّد و آل محمّد(ص) خدا به او ثواب هفتاد و دو شهيد عنايت مي‌فرمايد».

فايده نهم: سنگين‌ترين چيز در يوم الحشر(روز قيامت) صلوات است و صلوات، قبر را نوراني مي‌كند.

فايده دهم: فرستنده صلوات داخل آتش جهنّم نمي‌شود.

فايده يازدهم: براي فرستنده صلوات تلخي مرگ و هول و عطش روز قيامت نيست.

صلوات از جمله ذكرهايي است كه بسيار مورد توجه مسلمانان بوده و از آن به عنوان بياني براي آرامش بخشيدن به دل و رفع اضطراب ها و تنش هاي زندگي امروز بسيار استفاده مي شود .

درود بر پيامبر اسلام از جمله موارد سفارش شده از سوي خالق هستي است . ان الله وملائكَته يصلون على النبي يا أيهَا الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا تَسليما . همانا خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود و رحمت مي فرستند . اى اهل ايمان بر او درود فرستيد و آنگونه كه شايسته است ، تسليم او باشيد .(سوره احزاب، آيه 56)

امام موسي كاظم (ع) : من دعا قبل الثناء علي الله و الصلاه علي النبي كان كمن رمي بسهم بلا وتر. هر كه پيش از ستايش بر خدا و صلوات بر پيغمبر (ص) دعا كند چون كسي است كه بي زه كمان كشد .

امام جعفر صادق (ع) : اذا اردت ان تدعو فمجد الله عز و جل و أحمده و سبحه و هلله و أثن عليه و صل علي محمد النبي و آله ، ثم سل تعط .

هرگاه خواهي دعا كني پس خداي متعال را تمجيد و سپاسگزاري كن و او را تسبيح و تهليل بگو و او را ثناي گوي و ستايش كن و بر محمد (ص ) و آل او صلوات فرست سپس درخواست كن تا به تو داده شود .(اصول كافي ، ج 4 ، ص 238)

صلوات در لغت به معناي دعاست و نماز را به جهت شامل بودن بر دعا، صلاة مي گويند . در حال حاضر در عرف مردم صلوات را بر دو چيز اطلاق مي كنند : يكي درود و دعايي است خاص كه مضمونش استدعاي رفعت درجه و ازدياد قرب حضرت محمد (ص) است . معناي دوم صلوات ، نماز است .

بعضي صلوات از سوي حق تعالي را پنج معني كرده اند : رحمت، مغفرت ، ثناء ، تزكيه و كرامت .

بعضي از علماي علم حروف مي گويند : « صاد » صلوات از صمد، « لام » صلوات از لطيف، « واو » صلوات از واحد و « هاء » صلوات از هادي است كه همگي از اسماء خداوند هستند.

بعضي مي گويند : صلوات يعني تسليم شدن ، يعني تسليم نمودن خود براي كسي كه خدا او را وصي و خليفه خود گردانيده است .

بر اساس آيات و روايات، سزاوار است كه حضرت محمد را به عنوان بنده برگزيده خداوند، بسيار ستايش كرد .

رسول اكرم (ص) خود در اين مورد فرموده است: بسيار ياد كردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر مى شود.

بي ترديد اذكار، خواص و فوايد بسياري دارند. طبق آيات و روايات رسيده از معصومين، ذكر صلوات نيز چنين است. يكى از فوايد آن رهايى از فقر و تنگدستى است.

رفع تلخي مرگ، استجابت دعا، ايجاد سپري در مقابل آتش جهنم، جلاي روح، شفاي مريض و اداي قرض از ديگر بركات ذكر صلوات است .

رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرموده است : ارفعوا اصوواتكم بالصلاة على فانها تذهب بالنفاق ؛ آواز خود را هنگام فرستادن صلوات بر من بلند كنيد؛ زيرا كه آن نفاق را خواهد برد.

امام صادق - عليه السلام - فرمودند: از پدرم شنيد كه مردى به پرده خانه كعبه چسبيده و مى گويد: بار خدايا! رحمت فرست بر محمد، پس پدرم به او فرمودن اى بنده خدا! آن را دنباله بريده مكن ، حق ما را به ستم مبر، بگو: اللهم صل على محمد و اهل بيته.

ابن سخنان از امام صادق عليه السلام نقل مى كند: روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: آيا تو را مژده ندهم؟

عرضه داشت : بفرماييد، پدر و مادرم فدايت باد! تو هميشه به خوبى مژده دهنده هستى .

حضرت فرمود: جبرييل براى من چيز شگفت آورى آورده .

على عليه السلام پرسيد: چه آورده يا رسول الله ؟

فرمود: به من خبر داد هرگاه كسى از امت من ، بر من صلوات فرستد و به دنبال آن بر اهل بيت من صلوات فرستد براى او درهاى آسمان باز خواهد شد و بر او فرشتگان هفتاد بار صلوات فرستند، گرچه گنهكار و بسيار خطاكار باشد سپس گناهان از او مى ريزد، چنان كه برگ از درخت مى ريزد.

پروردگار تبارك و تعالى مى فرمايد: لبيك اى بنده من و سعديك ! و به فرشتگان خود مى فرمايد:اى فرشتگان من ! شما بر او هفتاد بار درود فرستاديد و من بر او هفتصد صلوات مى فرستيم و چون بر من صلوات فرستد و به دنبال آن صلوات بر من ، نياورد اهل بيت مرا ( و فقط بگويد اللهم صلى على محمد، ميان آن و آسمان هفتاد پرده يى افتاد و خداوند بزرگ فرمايد: لا لبيك ، لا سعديك اى فرشتگان من ! دعاى او را بالا نبريد، مگر آن كه به نبى من ، عترت او را ملحق سازد و بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد، پيوسته محجوب است تا آن كه به من اهل بيتم را ملحق گرداند.

خوانده شده 11471 مرتبه

منتشر شده در سراي معرفت و اخلاق

مطالب بیشتر از این مجموعه: « معرفی ۵ ذکر مجرب و آثارشان چرا آية الكرسي مي‌خوانيم؟ »

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:4  توسط hasan gholami  | 

اهميت صلوات بر پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

    بزرگ نماییکوچک نمایی

    معنا و مفهوم صلوات 
    واژه صلاه ، صلوه و جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیت است. صلی الله علیه یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسیط هم صلاه به معنای دعا است.
    صاحب المیزان در مورد کلمه صلوه می گوید:«کلمه صلوه در اصل به معنای انعطاف بوده، و صلاه خدا بر پیغمبر به معنای انعطاف او به وی است، به وسیله رحمتش، البته، انعطافی مطلق، چون در آیه شریفه صلات را مقید به قیدی نکرده، و همچنین صلاه ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ایشان است بر وی، به اینکه او را تزکیه نموده و برایش استغفار کنند، و صلات مومنین بر او انعطاف ایشان است به وسیله درخواست رحمت برای او.»(المیزان/ 61/705)
    راغب اصفهانی نیز در معنی صلوه معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز مسلمانان، تزکیه ایشان است. همچنین دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و این عبادت خاص به این کلمه نامیده شده است.» (مفردات/ 392)
    در تفسیر جوان نیز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معنی طلب رحمت می باشد.»(تفسیر جوان/71/ 623)
    صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم علیه السلام
     
    در سوره احزاب آیه 56 خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود می فرستند، شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید، و آن طور که باید، تسلیم شوید.»
    خداوند در این آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.
    در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الی الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علی رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان یسال حاجتین فیقضی احدا هما و یمنع الاخری».
    «هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد.»
    تمام دعاهای صحیفه سجادیه نیز با صلوات آغاز می شود و یا پایان می یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زیرا ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوی خدا حتمی است.
    ایشان در دعای 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت می کند.
    در قسمتی از این دعا می فرمایند:«اللهم صل علی محمد و اله، فی کل اوان وقت و کل و علی کل حال عدد ماصلیت علیه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التی لا یحصیها غیرک، انک فعال لما ترید «بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهایی که بر هر کس نثار فرموده ای و چندین برابر آن به چندین برابر که هیچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهی کنی.»
    امام صادق علیه السلام نیز در باب اهمیت صلوات می فرمایند:«کسی که شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می شود.» (ثواب الاعمال/ 32)
    کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 

    در مورد کیفیت صلوات، روایات فراوانی است که درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همراه با آلش مقبول می دانند.
    این نوع کیفیت صلوات از منابع شیعه و سنی قابل اثبات است، چنانکه در صحیح مسلم، سن ابن داود ترمذی، نسانی، موطا مالک، مسند احمد و سنن دارمی، از ابومسعود انصاری روایت کنند که گفت:
    «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و با ما در مجلس سعد بن عباده نشست «بشیربن سعده ابونعمان بن بشیر به او گفت: ای رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم خداوند ما را فرمان داده تا بر شما صلوات فرستیم، چگونه بر شما صلوات فرستیم؟ راوی گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (به گونه ای) ساکت شد که ما آرزو کردیم ای کاش او چنین سوالی نکرده بود سپس فرمود بگویید خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم صلوات فرستادی، و بر محمد آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم در جهانیان فزونی دادی.
    در کنزالعمال نیز از عایشه روایتی است که همین مضامین روایت قبل را دارد.
    از حضرت علی علیه السلام نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی» (کنزالعمال)
    برکات و ثواب صلوات

    در باب ثواب صلوات روایات فراوانی است که تاکید می کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.
    صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.
    در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.
    برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.
    حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»
    امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید.»
    از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».

    برکات اخروی صلوات:

    1- عالم برزخ
    مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می کند، ظلمت گناه را از بین می برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می کند، ثواب صلوات سنگین تر از گناهان است، صلوات، فریادرس ایشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نورانی و جان کندن را راحت می کند.
    ابوعلقه می گوید: پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر(طیار) را در خواب دیدم به آن دو نزدیک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابیطالب را برترین اعمال یافتیم.»
    همچنین از ایشان نقل است که فرمودند: «الصلاه علی نور فی القبر» «صلوات بر من، نوری در قبر است.»

    و نیز فرمود :
    «هر کس بر من صلوات زیاد بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد»

    2- قیامت
    از ائمه علیه السلام آمده که هر کس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می شود در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیک ترین فرد به پیامبر قرار می دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می کند و او را در زیر عرش الهی قرار می دهد. همچنین این صلوات ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می شود و ذخیره ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می آید.
    از پیغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخیز آن روزی که سایه ای جز سایه خداوند نخواهد بود در زیر عرش الهی خواهند بود: «عرض شد: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟»
    فرمود: «آن کس که اندوه غمزده ای از امت
     من را برطرف سازد و کسی که سنت مرا زنده نماید و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»
    3- پل صراط
    صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است که راه را بر او روشن می کند، چنانکه رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «اکثروا الصلاه علی فان الصلوه علی نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنه»
    «بر من بسیار درود بفرستید چرا که درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»

    4- جهنم
    صلوات انسان را از گرمای جهنم مصون می دارد و مانعی است در ورود به آتش جهنم.
    رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»
    5- بهشت

    صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می شود، دوست پیامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می کنند، شراب سلسبیل می نوشند، در زمره خواص پیامبر وارد بهشت می شوند.
    شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟
    آن حضرت فرمود:
    «امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد 
    بود.»
    آداب صلوات:
    حال که به اهمیت صلوات و آثار و برکات آن پی بردیم بهتر است بدانیم چه موقع و کجا صلوات فرستادن ثواب بیشتری دارد البته، هدف، ذکر صلوات و مداومت بر آن است اما از آنجا که مؤمن باهوش است به دنبال چیزهایی است که این حساب را چندین برابر می کند لذا به دنبال زمان مناسب و مکان مناسب برای فرستادن صلوات می گردد.
    زمان صلوات:
    بهترین زمان صلوات پنج شنبه شب تا غروب جمعه.
    از امام جعفر صادق نقل است که: «در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه، جمعی از ملائکه، از آسمان فرود می آیند، که با ایشان، قلم ها از طلا و لوحها از نقره هست، و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب، چیزی به جز صلوات بر پیغمبر و آل آن حضرت علیهم السلام را نمی نویسند».هر وقت که انسان یاد خداست بهتر است که صلوات فرستد. روز مبعث، هنگام شنیدن صدای اذان، ماه شعبان بعد از نماز صبح و هنگام طلب حاجت، از بهترین اوقات صلوات فرستادن است. امام صادق علیه السلام فرمودند: پس از نماز صبح، پیش از آن که حرفی بزنی صدبار بگویید: «یا رب صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و اعتق رقبتی من النار»
    مکان صلوات:

    در هنگام عبور از مسجد، ورود به مسجد، عطسه کردن، وزش باد، ذبح گوسفند، و در مکان خوانده شدن خطبه ازدواج، فرستادن صلوات مستحب است. رسول خدا می فرمایند: هر که باشید بر من درود فرستید زیرا درود شما به من می رسد اما در روایات بر برخی مکانها تأکید شده از جمله: حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «هرگاه از مسجدی عبور کردید، بر پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم صلوات بفرستید»
    آنچه که از بررسی آیات و روایات می توان استنباط نمود این است که فرستادن صلوات اولاً باید به شکل درود و سلام بر پیامبر و آلش باشد تا قبول شود، از طرفی فرستادن صلوات در همه زمان ها و همه مکان ها ضروری است و ذکر برآورده شدن حاجت به حساب می آید و دارای ثواب و برکات فراوانی است که در دنیا
     و آخرت برفرستنده صلوات سرازیر می شود.

    منبع: وب سایت ختم صلوات

     

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:3  توسط hasan gholami  | 

    نویسنده:آیت الله محمدتقی مصباح یزدی




     


    مضمون صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت گرامی علیهم السلام در دعاها، به ویژه دعاهای صحیفه ی سجادیه فراوان است.
    «صلوات»، نوعی دعا و رحمت الهی است که از خداوند برای وجود نازنین نبی مکرم اسلام و اهل بیت علیهم السلام درخواست می کنیم. گفته می شود که صلوات از طرف خدای متعال، «رحمت» و از طرف ملائکه، «تزکیه» و از طرف مؤمنین، «دعا» است. برای ما روشن نیست که حقیقت این رحمت چیست و از چه سنخی است. با این حال، روشن است که ما هنگام ختم صلوات، از خدا درخواست می کنیم تا رحمت خاصی را که اسمش «صلوات» است، بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام نازل کند.
    رحمت الهی دارای انواع گوناگون و وسیع و گسترده است که منحصر در انسان نیست و شامل موجودات غیر انسانی نیز می شود. البته هیچ کدام از اینها «صلاة» نیست. «صلاة» و «درود» نوعی تحیت، همراه با احترام و تکریم خاصی است. به تعبیری دیگر، یک سلام ویژه و مرتبه ای بالاتراز انواع دیگر تحیات است.
    به راستی، «سلام و تحیت» به چه معناست؟ درخواست ما از خداوند، هنگام ختم صلوات، به چه معناست و در حقیقت، چه چیزی را از خداوند برای پیامبر و اهل بیت علیهم السلام تقاضا می کنیم؟
    سلام کردن امری قراردادی و اعتباری است که در عرف برای ادای احترام به همدیگر انجام می شود. البته اقوام و ملیت های مختلف در نوع و شیوه های ادای احترام به همدیگر یکسان عمل نمی کنند. مثلاً برخی ملل برای این کار کلاهشان را برمی دارند. بعضی دیگر، دست به سینه می گذارند و تعظیم می کنند. برخی مردم با الفاظ خاصی به همدیگر ادای احترام می کنند. ما مسلمانان نیز بنا به دستورهای اخلاقی در قرآن و روایات و سیره ی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، به همدیگر سلام می گوییم.
    واژه ی «سلام» به معنای سلامتی و امنیت است. بنابراین، شاید یکی از معانی سلام کردن این باشد که سلام کننده خواهان سلامتی و امنیت برای طرف مقابل است و با سلام دادن به او اطمینان می دهد که امنیتش از طرف او تهدید نمی شود. این وجه، به خصوص برای غیر مؤمنانی که به همدیگر سلام می کنند، صادق است.
    سلام مؤمن نوعی دعا برای سلامتی اوست. مؤمن با سلام کردن، از خداوند برای طرف مقابل تقاضای سلامتی و امنیت و طلب رحمت می کند. تفاوت این دعا با دیگر دعاها این است که چون سلام کردن، دعایی همراه با ادای احترام است، نوعی «تحیت» محسوب می شود. تحیت از ریشه ی «حی» و به معنای زندگی و بقای حیات است. وقتی مؤمنی به مؤمن دیگر سلام می دهد، در حقیقت، برای او آرزوی طول عمر کرده و بقای حیات را از خداوند برای وی خواسته است. هرچه این سلام و تحیت، عمیق و پربارتر باشد، «صلاة» نامیده می شود. در زبان فارسی، هم «سلام» و هم «تحیت» و «صلاة» را به یک معنا، یعنی «درود» ترجمه می کنیم، اما «صلاة» معنایی به مراتب بالاتر و والاتر از آن دو دارد.
    خدا در جای دیگر هم فرموده است که بر مؤمنین هم صلوات می فرستیم؛ یعنی مؤمنینی هستند که لایق احترام خدا هستند و خدا رحمتی همراه با احترام را بر آنها نازل می کند.
    خداوند در قرآن می فرماید:إِنَّ اللَّهَ وَ مَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ.(1) یعنی هم خدا و هم فرشتگان بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستند. سپس فرمود: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً؛ ای مؤمنان، بر پیامبر هم صلوات بفرستید و هم سلام. معنای ابتدایی این آیه ی شریفه، لزوم ادای احترام به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای همیشه است و اینکه مؤمنان باید همیشه به ساحت مقدس ایشان ادای احترام کنند. البته چون ادای احترام مؤمنین همیشه با درخواست رحمت از خداوند همراه است، خداوند از مؤمنان می خواهد تا باز هم رحمت بیشتری برای پیامبر درخواست کنند.
    در سؤال در این مورد مطرح است: سؤال اول اینکه درخواست رحمت برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به چه معناست و دارای چه جایگاهی است؟ سؤال دیگر اینکه درخواست رحمت برای ایشان، چه سودی برای ما خواهد داشت؟
    توضیح سؤال اول این است که لازمه ی دعا و درخواست رحمت برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نزول رحمت الهی به ایشان است. این بدان معناست که ایشان فاقد رحمت است و با دعای ما واجد آن خواهد شد. آیا حقیقتاً چنین چیزی ممکن است؟ ما که هستیم که برای وجود با عظمتی همچون پیامبر بزرگ خداوند طلب رحمت کنیم؟ آیا چنین درخواستی نوعی خلاف ادب نیست؟ البته پاسخ ساده ی این شبهه آن است که چنین درخواستی اشکال عقلی ندارد؛ چرا که خزانه ی رحمت الهی بی انتهاست. وقتی مؤمنین برای ایشان دعا می کنند، خداوند نیز اجابت می کند و بر الطاف خود نسبت به ایشان می افزاید.
    سوال مهم تر و دقیق تر این است که ما مسلمانان، به ویژه شیعیان، با توجه به مضامین برخی روایات، زیارت نامه ها و ادعیه، معتقدیم که وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه ی اطهار علیهم السلام و فاطمه ی زهرا علیها السلام، واسطه ی فیوضات الهی برای همه ی مخلوقات هستند. این مضامین به خصوص در زیارت جامعه ی کبیره و زیارت آل یاسین، بیش از دیگر ادعیه و زیارات نمود دارد. مثلاً در برخی منابع روایی و ادعیه آمده است که ما خدمت اهل بیت علیهم السلام عرضه می داریم: فَمَا شَیءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل؛ (2) «هر آنچه از خیر و خوبی از ما صادر می شود، راه رسیدن به آن و سبب و علت آن شما هستید».
    در زیارت بلندمرتبه ی جامعه ی کبیره از این مضامین بسیار است نظیر:
    وَ بِکُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللهُ وَ بِکُمْ یَنزِّلُ الغَیثَ وَ بِکُمْ یمْسِکُ السَّماءَ أنْ تَقَعَ عَلَی الأرضِ إِلا بِإذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکشِفُ الضُّر؛ خداوند به واسطه ی شما، تدبیر همه ی امور را آغاز و تمام می کند. به برکت وجود شماست که خدای متعال، باران رحمت را بر بندگانش نازل می کند. خداوند به یمن وجود شما، آسمان را بر فراز زمین نگاه داشته است و مانع سقوط آن بر روی زمین می شود و به برکت وجود شما، غم و غصه ها را برطرف می کند و دعاها را به اجابت می رساند.
    در این فرازها، در حقیقت، وجود نازنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلم و اهل بیت علیهم السلام، گوشه ای ناچیز از مقام و موقعیت خود را به دیگران نشان داده اند تا آنها با توسل به ایشان، راه را از چاه تشخیص دهند و برای نجات به ایشان متوسل شوند. (3)
    شئون وجودی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام
    حاصل توجه به این بیانات، درک این حقیقت است که آن بزرگواران، واسطه ی فیوضات ربانی برای غیرخودشان اند. اگر چنین است، که هست و اساساً آفرینش دیگران و رزق و روزی دیگران، طفیل وجود نازنین آنهاست، آیا دعای ما برای آنها بی معنا نخواهد بود؟ اگر دعا و تقاضای ما سبب توجه خداوند به آنها شود و رحمت الهی را شامل حال آنها کند، پس آیا ما واسطه ی فیض آنها نخواهیم بود؟ (4)
    انسان با قطع نظر از تعالیم انبیا علیهم السلام، خود را پدیده ای مادی می داند که با انعقاد نطفه، به صورت جنین در رحم مادر رشد می کند و سپس متولد می شود. چند صباحی در فضای عالم دنیا رشد و زندگی می کند و سپس متولد می شود. چند صباحی در فضای عالم دنیا رشد و زندگی می کند و پس از طی سال ها و پشت سر گذاردن دوران ضعف و پیری، می میرد و نابود می شود. انسان این دیدگاه خود درباره ی آدمی، یعنی شروع از نطفه و ختم به مرگ را شامل تمام همنوعانش، حتی انبیا و اولیا، می دانست و معتقد بود پس از مرگ، دیگر از انسان خبری نیست. بعدها، و شاید اولین بار، به وسیله ی انبیا علیهم السلام به انسان فهمانده شد، یا خود بر اثر تجربه یا فراست دریافتند که غیر از بدن مادی و فانی، حقیقت دیگری به نام «روح» نیز در آنان وجود دارد. بعد از هزاران سال بحث های دقیق علمی و تحقیقات عمیق، هنوز حقیقت روح برای کسی مکشوف نشده است، ولی به هر حال، اصل وجود روح به عنوان موجودی غیر از بدن مادی که ویژگی های غیر مادی دارد، اثبات شده است. (5) وجود این حقیقت زمانی مسلم تر و پذیرفتنی تر می شود که بدانیم حضرات انبیای الهی علیهم السلام بر این مسئله بسیار تکیه کرده اند و اساساً طرح مسئله ی «معاد» که در کنار مسئله ی «توحید»، سرلوحه ی دعوت ایشان بوده، متفرّع بر وجود روح است.
    دو نشئه ای بودن انسان، یعنی دارای جسم و روح بودن، منحصر در عده ی خاصی از آنها نیست و تمام بنی آدم، حتی انبیا و اولیای الهی نیز مشمول این حقیقت اند؛ یعنی آن بزرگواران نیز همچون ما تولد و مرگی دارند. با این حال، درباره ی این گروه ویژه و برگزیده، به ویژه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام، مطالب دیگری نیز در روایات معصومین علیهم السلام بیان شده است. در این روایات، افزون بر بدن و روحی که متعلق به دیگر انسان ها نیز هست و برخی ویژگی ها نیز دارد، امور دیگری به آنها نسبت داده شده است. بدن ایشان نیز مانند دیگر ابنای بشر دارای رشد و تحول، از طفولیت تا بزرگ سالی و کهن سالی است و به تبع تحولات بدن، روحی که متعلق به بدن بود، اجمالاً همین تحولات را داشته است. روح به جهت تعلق به بدن، در سایه ی همین تعلق، تحول و تکامل پیدا می کند. مثلاً روح مقدس و مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، از هنگام تولد تا زمانی که به مقام پرافتخار نبوت مبعوث شدند و زمانی که به جوار رحمت حق بار یافتند، مرتبه ی واحد و یک سان نداشته است. در عین حال، برخی روایات، علاوه بر آنچه گفته شد، امور دیگری را نیز به این بزرگواران نسبت داده اند. مثلاً می فرمایند: خَلَقَکُمُ اللهُ أنوَاراً، یا در تعبیر دیگری فرمودند: أَوَّلُ شَیءٍ خَلَق اللهُ ... نُورُ نَبِیک.‌(6) همچنین وقتی حضرت آدم علیه السلام خلق شد، در کنگره ی عرش، یا در قوائم عرش، انوار و اسمای اهل بیت علیهم السلام را مشاهده کرد. این وجودهای مقدس و نورانی هنوز در عالم خاکی و دنیا قرار نگرفته بودند و بدنی نداشتند تا روحی به آنها تعلق بگیرد. البته برخی معتقدند که آن انوار همان ارواح مقدسشان بوده است. خصوصیات و مقاماتی که برای بُعد «نورانی» ایشان بیان شده است، با خصوصیات روح متعلق به بدن متفاوت است. مثلاً روایاتی که بیان کننده ی آفرینش انوار مقدس پیامبر اسلام صلی الله علیه و‌آله و سلم و ائمه ی معصوم علیهم السلام است، بیان می کند که خدای متعال، نور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام را از نور عظمت خودش آفرید. این دو نور مقدس در ابتدای آفرینش با هم اتحاد داشته اند. بعدها انشقاق پیدا کرده اند و تا زمان پیدایش بدن و روح متعلق به بدن، این انشعابات و انشقاقات ادامه داشته است. (7) بنابراین، یکی بودن انوار و ارواح آن بزرگواران با ظواهر روایات و بیانات معصومین عیهم السلام نیز منطبق نیست و با همه ی ویژگی ها و امتیازهایی که برای روح نسبت به بدن می تواند برشمرد، روح، حقیقتی غیر از نورانیت آنهاست.
    با توجه به شواهد و قراین موجود، اجمالاً در وجود بُعد ویژه و انحصاری این بزرگواران جای شک و تردید نیست. اگر چنین باشد، که هست، یقیناً عوارض گفته شده برای بدن و روح انسانی، مانند تولد، رشد و تحول، خواب و بیداری، مرگ و حیات شامل این بُعدشان نخواهد شد. باز هم حقیقت این نورانیت برای ما روشن نیست. فهم این حقایق حتی از فهم روح نیز سنگین تر و ثقیل تر و از سطح درک ما بسیار دور است و فهم این مرتبه از نشئه ی وجود، مخصوص کمّلین و اولیای خداست. هنیئاً لهم!
    بنابراین، واسطه ی فیض بودن انبیا و معصومین علیهم السلام، به بدن مبارکشان مربوط نمی شود. برای اینکه بدن مبارکشان موقتی است و در برهه ای کوتاه از زمان موجودیت دارد. همچنین اگر روح را موجودی بدانیم که با پیدایش بدن پیدا شده و به بدن تعلق دارد و کارش تدبیر امور بدن است و قبل از خلقت بدن موجود نبوده است، واسطه ی فیض بودن را به روح نمی توان نسبت داد؛ چرا که آن انوار مقدس علیهم السلام، واسطه ی فیض و وجود موجوداتی همچون ملائکه، بهشت و جهنم، لوح و قلم بوده، (8) یا ملائکه ی مقرب الهی در مقاماتی، به نوعی، شاگرد ایشان بوده اند. (9) موجودیت این موجودات شریف بسیار قبل از موجودیت انسان بوده است. پس مقام وساطت فیض الهی باید موجودیتی سابق بر این موجودات داشته باشد.
    بنابراین، مقام وساطت در فیوضات ربانی، یا مربوطی به مقام روحانی این بزرگواران است- البته بنابر قولی که روح را دارای موجودیتی غیر از بدن می داند که آفرینش آن نیز قبل از بدن بوده و همچنین با مقام نورانیت ایشان دارای وحدت یا اتحادی است-و یا مقام وساطت در فیض مربوط به مقام نورانیت ایشان است.
    در هر صورت، چه روح را به این معنای اتحادی یا وحدتی بگیریم، چه نگیریم، آنچه مسلم است، مربوط بودن مقام وساطت تکوینی اهل بیت علیهم السلام، به مقام نورانیت ایشان است؛ چرا که آن مقام و جایگاه، در مرتبه ای است که خود، منشأ وجود و نزول بسیاری از موجودات عوالم دیگر است و همه چیز تنها شعاعی از آن نور است. پس از این عالم پست و دون مادی دنیا چیزی به آن عالم بالا باز نمی گردد.
    اگر چنین است، که هست، ما که خود تنها پرتوی کم فروغ از آن انوار مقدسیم، چطور می توانیم با دعا و صلوات به وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر آن نور بیفزاییم؟ این یعنی اینکه ما واسطه ی اضافه شدن نور برای حضرت باشیم. نتیجه ی این مسئله، «دور باطل» خواهد بود؛ چرا که هم آن انوار مقدس، واسطه ی فیوضات ربانی برای ما هستند و هم ما با درود و صلوات بر نورانیت آنها می افزاییم. پس برای رفع این مشکل علمی می باید راهی پیدا کرد.
    آنچه درباره ی «واسطه ی فیض» بودن گفته شد، به معنای تکوینی آن مربوط است. بر این اساس، خداوند تعالی انوار مقدس معصومین علیهم السلام را تکویناً منشأ فیوضات الهی به دیگر موجودات قرار داده است؛ یعنی به اصطلاح فلسفی، ایشان «فاعل مابه الوجود» هستند؛ به گونه ای که اگر آن بزرگواران نبودند، اساساً دیگر موجودات از رحمت بی انتهای الهی محروم می ماندند.
    برای «واسطه ی فیض» بودن ایشان معنای دیگری نیز متصور است. در این معنا، خبری از آن تأثیر و دخالت تکوینی نیست. این تأثیرات و دخالت ها تنها به اندازه ی یک علت ناقصه و معدّ، و به نوعی اعتباری است. مثلاً تأثیر دعای یک انسان مؤمن در برطرف شدن عذاب و بلا، تأثیر حضور بنده ای خداترس و دارای حزن ِلله در رسیدن به رحمت الهی به دیگر بندگان، تأثیر دعای یک گنهکار تائب برای نزول باران، و موارد نظیر آن، که بسیار است و کم و بیش در زندگی ما نیز مشاهده شده است، نوعی واسطگی در جریان رحمت الهی یا فروکش کردن غضب الهی است. اما نه به معنای واسطه ی حقیقیِ «مابه الوجود» و تکوینی، بلکه صرفاً به منزله ی عامل تأثیرگذاری چون علت اِعدادی و علت ناقصه است.
    اگر برای «واسطه در فیض» بودن چنین معنا و مرتبه ای تصور شود، می توان گفت روح انسانی نیز می تواند با کسب برخی آمادگی ها و عنایت الهی، در برخی امور واسطه شود و خداوند به برکت او، به دیگران عنایاتی داشته باشد. مثلاً خداوند متعال، به طفیل رحمتی که بر اهل بیت علیهم السلام نازل می کند، دیگران را هم به خاطر ارتباط و اتصالی که با آنها دارند و به خاطر وجود شعاعی از محبت و نور آنها در دلشان، مشمول رحمت قرار می دهد؛ چرا که بر اساس مضامین روایی، پرتو و انعکاسی از نوری که خداوند متعال بر قلب مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می تاباند، به قلب مؤمنین خالص نیز می تابد. (10) البته آن نور اصالتاً تنها به قلب مقدس ایشان می تابد، ولی چونان انعکاسی نور از آیینه، انعکاسی از همان نور بر قلب کسانی می تابد که با ایشان ارتباط و سنخیتی دارند. به همین جهت، سید بن طاووس رحمه الله می گوید: «من شب قدر را درک کردم و از آن عنایاتی که در این شب به ولی الله الاعظم عج الله تعالی فرجه الشریف نایل می شد، بهره ای نصیب من شد». هر شخص دیگری نیز که بتواند خود را به این مقام این سید جلیل القدر برساند، چنین موهبتی را دریافت خواهد کرد.
    بنابراین، وساطت فیض الهی، منحصر در اهل بیت علیهم السلام نیست. هر بنده ای که بتواند این ظرفیت و آمادگی را در خویش ایجاد نماید، خداوند چنین مقام بلندی را به او نیز عنایت خواهد کرد. کم نبودند اولیای بزرگواری که خداوند به واسطه ی وجود عزیزشان بسیاری از بلاها را از مردم دفع کرده و رحمت هایی نیز نازل فرموده است. مثلاً وجود مضجع شریف حضرت معصومه علیها السلام، مانع بسیاری از بلایا، از جمله زلزله در شهر مقدس قم بوده است. این امر مهم و فوق العاده هیچ تعجبی ندارد؛ چرا که مقام رفیع و باعظمت ایشان نزد خدای تعالی چندان ارزشمند است که به یمن وجود این بانوی با کرامت و جلیل القدر، باران عنایات و برکات الهی، بیش از این، بر این شهر و این مردم باریده است و خواهد بارید.
    بنابراین، وساطت فیض به این معنای اعتباری درباره ی ارواح نیز صادق است. در مقابل، وساطت فیضی که به معنای علت ایجادی بوده، بنا بر آن موجودیت همه چیز از شعاع آنها آفریده شده باشد، مخصوص مقام نورانیت اهل بیت علیهم السلام است. ما از درک این مقام قاصریم. تنها می دانیم که مقام و مرتبه، مقام نورانیت است. همچنان که خداوند هم خودش را به «نور» معرفی کرده است: اللهُ نُورُ السَّمَاواتِ والأرْضِ... . (11) خود خداوند متعال، نور عالَم هستی است، اما وقتی می فرماید: مَثَلُ نُورِهِ...، مقصود از مثال نور الهی، قرآن کریم و وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم و ائمه ی معصوم علیهم السلام است. به همین جهت، فرمودند: خَلَقَکُمُ اللهُ أنوَاراً. اجمالاً می دانیم که نور مقدس الهی با این انوار مقدس دارای تفاوت های نظیر نور خالق و نور مخلوق است. بیش از این نمی توانیم بفهمیم که هر کدام چه وجودی دارند و تفاوت هایشان در چیست؟ البته خداوند را شاکریم که آن بزرگواران همین مقدار را به ما آموختند، و شاید توان ما بیش از این نبوده است تا معارف بلندی را که ورای این ظواهر عالم وجود دارد، به ما عنایت فرمایند.

    پی‌نوشت‌ها:

    1. احزاب(33)، 56.
    2. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج99، ص 92.
    3. روایات بسیاری از وجود نازنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم در این زمینه آمده و مضامین بسیار دقیق تری نیز در برخی زیارت نامه ها و دعاها از ایشان نقل شده است. مثلاً از وجود نازنین امام جعفر صادق علیه السلام و ایشان از پدر بزرگوارشان، امام باقر و ایشان از پدر بزرگوارشان، امام علی بن الحسین علیه السلام این روایت نقل شده است: عَنِ الأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بن الحُسَینِ علیه السلام قالَ: نَحْنُ أئِمَّةُ المُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللهِ عَلَی العالَمِینَ وَ سادَةُ المُؤمِنینَ وَ قادَةُ الغُرِّ المُحَجِّلِینَ وَ مَوَالِی المُؤمِنِینَ وَ نَحنُ أَمانُ أَهْلِ الأَرضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لِأَهْلِ السَّماءِ وَ نَحْنُ ‌الَّذِینَ بِنا یُمْسِکُ اللهُ السَّماءَ أنْ تَقَعَ عَلَی الأرضِ اِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا یُمْسِکُ الأرضُ أنْ تَمِیدَ بِأَهْلِها وَ بِنَا یُنَزِّلُ الغَیْثَ وَ بِنَا یَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ یَخْرِجُ بَرَکاتِ الأرضِ وَ لَوْ لَا مَا فِی الأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأهْلِهَا ثُمَّ قالَ علیه السلام: وَ لَمْ تَخْلُ الأَرضُ مُنْذُ خَلَقَ اللهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةِ اللهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ اَوْ غَائِبٍ مَستُورٍ وَ لَا تَخْلُو اِلَی أنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةِ اللهِ فِیهاَ وَ لَوْ لَا ذلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللهُ. قَالَ سُلَیمانُ: فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ علیه السلام: فَکیْفَ یَنْتَفِعُ النَّاسُ بالحُجَّةِ الغَائِبِ المَسْتُورِ؟ قالَ علیه السلام: کَما یَنتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابَ (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی الصدوق، امالی، ص 168؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج33، ص 5). همچنین در زیارت جامعه ی کبیره، امام علی بن محمد الهادی علیه السلام درباره ی واسطه ی فیض بودنشان حتی قبل از خلقت چنین فرمودند: خَلَقَکُمُ اللهُ أنوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّی مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ فَجَعَلَکُمْ فِی بُیوتٍ أذِنَ اللهُ أنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسمُهُ وَ جَعَلَ صَلَوَاتَنَا عَلَیکمْ وَ ما خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلایَتِکُمْ طِیباً لَخَلْقِنَا وَ طَهارَةً لِأَنْفُسِنا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنا (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بابویه القمی الصدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 609؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج99، ص 122).
    4. بر اساس تعریفی که اهل بیت علیهم السلام از شیعیان خود دارند، آنها را افرادی اهل تسلیم در برابر خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام معرفی کرده اند. بر همین اساس، ما نیز در برابر فرموده ی قرآن که به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داده است، تسلیم هستیم و باز به فرموده ی قرآن، هر آنچه را نمی فهمیم و تشخیص نمی دهیم، به اهل آن، که در علوم الهی راسخ اند، وا می گذاریم: وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا (آل عمران، 7). خداوند متعال، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام را هم واسطه در فیض خودش معرفی کرده است و هم به ما دستور صلوات بر ایشان را داده است. آنان که تسلیم امر الهی اند، تسلیم این دستور نیز هستند. روشن است که همه ی شیعیان یا کسانی که اسم شیعه بر خود نهاده اند، چنین نیستند و در برابر همه چیز تسلیم نمی شوند. ای بسا علما و دانشمندان و روشن فکران یا جوانان کم اطلاعی که به دنبال یافتن پاسخی قانع کننده برای چنین سوالهایی هستند که توان درک آن پاسخ ها را ندارند.
    5. درباره ی وجود یا عدم وجود «روح» هنوز یک علامت سؤال بزرگ و پرسش هایی عمیق و جدی، اذهان بسیاری از اندیشمندان عالم را به خود معطوف داشته است. آنها از خود می پرسند: آیا واقعاً چیزی غیر از بدن مادی ما، به نام «روح» وجود خارجی دارد؟ شاید منکران وجود روح، کمتر از مثبِتین آن نباشند. از طرفی ما، یعنی کسانی که به هر حال، قایل به وجود روح هستیم، هنوز سؤالات بسیاری درباره ی آن داریم. درباره ی زمان و چگونگی پیدایش روح، کیفیت ارتباط روح با بدن، هنوز مجهولات، بسیار است. هنوز به طور قطع روشن نشده است که آیا روح قبل از بدن خلق شده است یا نه؟ اگر آری، چه زمانی بوده است؟ یا آفرینش روح به همراه بدن است یا چهار ماه بعد از تکوّن نطفه، خداوند روح را در او خلق می کند؟ اگر چنین است، این خلقت به چه کیفیتی است؟ همه ی حکمای الهی متفق اند که روح با مرگ بدن نابود نمی شود، اما سؤال این است که بعد از مرگ بدن، روح در کجا مأوا دارد؟ اگر روح در قیامت به بدن ما ملحق می شود، این الحاق به چه کیفیتی است؟ این بدن قیامتی یا برزخی چگونه بدنی است؟ در هر صورت، ما به کمک وحی و معارف انبیای الهی علیهم السلام و براهین عقلی، دو مرحله ای بودن وجود انسان را می پذیریم. همچنین برای انسان به دو عالَم قایل هستیم، ولی دقیقاً روشن نیست که عالَم یعنی چه و حقیقت آن چیست؟ گفته می شود که یکی از آن عوالم، برزخ است. باز هم حقیقت برزخ برای ما روشن نیست. ارتباط روح با بدن در عالم برزخ چگونه است؟ می دانیم که انسان در عالم برزخ زنده است و حیات دارد، اما کیفیت حیات برزخی، وجود یا عدم غم و شادی، لذت و الم، پاداش و عذاب در برزخ برای ما روشن نیست. البته اصول اعتقادات ما درباره ی این امور روشن است، اما فرعیات آن هنوز مبهم است. با اینکه در آیات قرآن و روایات به بسیاری از حقایق عوالم دیگر، اشاره شده است، ولی به جهت انس ما با دنیا و زندگی طبیعی، درک آن برای ما ثقیل است. مثلاً وجود مسائل مربوط به قبر، به خصوص مسائل مربوط به شب اول قبر، عذاب شب اول قبر، سؤال فرشتگان از انسان، عذاب برزخ و ... یا در مقابلش، رَوح و ریحان، نعمت های الهی در عالم برزخ برای اولیای الهی و ...، برای ما روشن است، اما چند و چون آن از مجهولات ماست. به این حرف ها معتقدیم یا بر اساس آموزه های قرآنی، معتقدیم خداوند روح مدبّر بدن را، در موعد مقرر، از بدن جدا می کند و می گیرد: اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا(زمر، 42). اما این گرفتن به چه معناست؟ چگونه است؟ پس از آن روح به کجا می رود؟ حیاتش چگونه است؟ اینها همه معارفی فراتر از عقل معمول بشر است.
    6. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج15، ص 24.
    7. عَنِ الحَسَنِ بنِ حمَّادٍ البَصْریِّ عَنْ أَبیهِ عَنْ آبائِهِ قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم: کُنْتُ أَنَا وَ عَلِیٌّ نوراً بَینَ یَدَیِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَبْلَ أَن یَخْلُقَ آدَمَ بِأَربَعَةِ آلافِ عامٍ فَلَمَّا خَلَقَ اللهُ آدَمَ سَلَکَ ذلِکَ النُّورَ فِی صُلبِهِ فَلَمْ یَزَلِ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْقُلُهُ مِنْ صُلْبٍ حَتَّی أقرَّهُ فِی صُلبِ عَبدِ المُطَّلبِ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِن صُلْبِ عَبْدِ المُطَّلِبِ فَقَسَمَهُ قِسْمَینِ فَصَیَّرَ قِسْمِی فِی صُلبِ عَبْدِ اللهِ وَ قِسْمَ عَلیٍّ فِی صُلْبِ أَبِی طَالِبٍ فَعَلِیٌّ مِنِّی وَ أنَا مِنْ عَلِیٍّ لَحْمُهُ مِنْ لَحْمِی و دَمُهُ مِن دَمی فَمَنْ أَحَبَّنِی فَبِحُبِّی أحَبَّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَهُ فَبِبُغْضِی أَبغَضَه (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی الصدوق الخصال، ج2؛ ص 602؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج35، ص 33).
    8. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج36، ص 73.
    9. رُوحُ القُدُسِ فِی جِنَانِ الصَّاقُورَةِ ذَاقَ مِنْ حَدائِقِنَا البَاکُورَة ... (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج26، ص 264).
    10. ر.ک: ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، اصول کافی، ج1، ص 194، باب «أن الأئمة علیهم السلام نور الله عَزّ و جَل »: لَنُورُ الإِمَامِ فِی قُلُوبِ المُؤمِنِینَ أَنوَرُ مِنَ الشَّمْسِ المُضِیئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَاللهِ یُنَوِّرُونَ قُلُوبَ المُؤمِنِینَ.
    11. نور(24)، 35.

    منبع مقاله: مصباح یزدی، محمدتقی، (1391)، صهبای حضور(شرح دعای چهل و چهارم صحیفه ی سجادیه)، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله علیه، چاپ اول.

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:2  توسط hasan gholami  | 

    واژه صلاۀ، جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیّت است. صلّی الله علیه، یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در «معجم الوسیط» هم صلا به معنای دعا است.

    در «تفسیر جوان» آمده است كه: چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود، به معنی فرستادن رحمت است و هر گاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد؛ به معنی طلب رحمت است.۱

    معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما می‌گوییم: «الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»، از خداوند خواسته‌ایم كه چه كاری بكند؟ مگر آنها در كمال مطلق نیستند؟

    در قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود و سلام بفرستند: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین امنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص) درود می‌فرستند؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید».۲

    مقام پیامبر(ص) آن‌قدر والا است كه خدای سبحان و تمام فرشتگان بر او درود و سلام می‌فرستند و بهتر است مؤمنان هم در این آهنگ كلّی هم‌نوا و هماهنگ شوند.

    علاوه بر آن، صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم خواستاری مقام و عظمت معنوی آنها است.

    طلب كردن رحمت برای بندگان
    ناگفته نماند كه فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) از طرف مؤمنان در حقیقت طلب كردن رحمت بر خودشان نیز است؛ زیرا در واقع پیامبر(ص) و ائمّه(ع) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم، در واقع خود را از رحمت الهی محروم كرده‌ایم.

    درود بر پیامبر(ص) سبب پاكی اعمال و نیز قبولی آنها می‌شود، همچنین باعث اجابت دعاها، كفّاره گناهان، نورانی شدن در قیامت و راه پیدا كردن به بهشت می‌شود.


    در زیارت جامعه كبیره آمده:
    «و جعل صلواتنا علیكم و ما خصّنا به من ولایتكم، طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكیه لنا و كفاره لذنوبنا ...؛


    و قرار داد درودهای ما را بر شما و آنچه را مخصوص گردانید، به ما از دوستی و محبّت شما به خاطر پاك گردانیدن خلقت ما و پاكیزگی برای جان‌های ما و جهت پاكی روح ما و كفّاره گناهان ما».

    شخصی از پیامبر(ص) پرسید: صلوات فرستادن امّت، ارسال تحفه‌ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه‌ای برای ایشان خواهد بود؟

    آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امّت بر من، تحفه‌ای است از ایشان برای من و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»

    صلوات در آینه قرآن و كلام معصوم(ع)
    در سوره احزاب، آیه ۵۶ خداوند می‌فرماید:
    «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اكرم(ص) درود می‌فرستند، شما هم ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او صلوات بفرستید و آن طور كه باید، تسلیم شوید.»

    خداوند در این آیه تأكید می‌كند كه ابتدا من و ملائكه بر پیامبر(ص) صلوات می‌فرستیم و به پیروی از ما شما انسان‌ها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.

    در حكمت ۱۶۳ «نهج ‌البلاغه» آمده است: «هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اكرم(ص) درود بفرست.

    سپس حاجت خود را بخوان؛ زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت در خواست شده، یكی را بر آورده و دیگری را باز دارد.»

    تمام دعاهای «صحیفه سجّادیه» نیز با صلوات آغاز یا پایان می‌یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است؛ زیرا ائمّه(ع) معتقدند صلوات، ذكر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی كه صلوات فرستاده شود، اجابت آن از سوی خدا حتمی است.

    امام سجّاد(ع) در دعای ۴۴ به كرّات صلوات را تكرار كرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسئلت می‌كنند.

    در قسمتی از این دعا می‌فرمایند: «بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، به شمار درودهایی كه بر هر كس نثار فرموده‌ای و چندین برابر آن به چندین برابر كه هیچ كس جز تو شمار آن نداند كه تو هر چه خواهی، كنی».

    امام صادق(ع) نیز در باب اهمّیت صلوات می‌فرمایند:
    «كسی كه شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد كه حضرت محمّد(ص) رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می‌شود.»۳

    كیفيّت صلوات بر پیامبر اكرم(ص)
    در مورد كیفيّت صلوات، روایات فراوانی است كه درود و سلام بر پیامبر(ص) را همراه با آلش، مقبول می‌دانند.

    این نوع كیفيّت صلوات از منابع شیعه و سنّی قابل اثبات است.

    از حضرت علی(ع) نیز روایت است كه ایشان فرمودند:
    «اصحاب گفتند: ای رسول خدا! چگونه بر شما صلوات فرستیم كه فرمود: «بگویید خداوندا! بر محمّد و آل محمّد صلوات فرست،‌ همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی كه تو ستوده و والایی و بر محمّد و آل محمّد فزونی بخش، همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، به راستی كه تو پسندیده و عظمایی.»۴

    بركات و ثواب صلوات
    در باب ثواب صلوات، روایات فراوانی است كه تأكید می‌كند كه صلوات ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و بركت و لطف و كرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تكبیر خداست، ارتقای درجه به همراه دارد، معادل سبحان ‌الله و الحمد‌الله و لا اله الّا ‌الله و الله اكبر است.

    صلوات بركات فراوانی را برای شخص به دنبال دارد. بركات صلوات را می‌توان به بركت‌های دنیوی و اخروی تقسیم كرد.

    در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال،‌ رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درك امام قائم(ع) می‌باشد.

    برای اثبات برخی از موارد ذكر شده، به كلام ائمّه(ع) استناد می‌كنیم.

    حضرت رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: «صلوات فرستادن، فقر را برطرف می‌كند.»

    از دیگر بركات حائز اهمّیت صلوات، از بین رفتن گناهان است؛ چنان‌كه امام رضا(ع) به نقل از رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «الصّلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنّفاق؛ صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می‌برد.»

    و امّا بركات اخروی صلوات را می‌توان به پنج مرحله تقسیم كرد: ۱. عالم برزخ، ۲. قیامت، ۳. پل صراط، ۴. جهنّم، ۵. بهشت.

    قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود بفرستید: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می‌فرستند.

    ای كسانی كه ایمان آورده‌‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید.»  

     

     ۱. عالم برزخ
    مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می‌كند، ظلمت گناه را از بین می‌برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می‌كند، ثواب صلوات سنگین‌تر از گناهان است، صلوات، فریادرس انسان در قبر است،‌ چهره او را در برزخ نورانی و جان كندن را راحت می‌كند.

    پیامبر اكرم(ص) می‌فرمایند: «هر كس بر من صلوات زیاد بفرستد، از تلخی مرگ و جان كندن ایمن گردد.»

    ۲. قیامت
    از ائمّه(ع) آمده كه هر كس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد، خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می‌شود.


    در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات‌ فرستنده را در روز قیامت نزدیك‌‌ترین فرد به پیامبر(ص) قرار می‌دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می‌تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می‌كند و او را در زیر عرش الهی قرار می‌دهد، همچنین این صلوات‌ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می‌شود و ذخیره‌ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می‌آید.

    از پیغمبر(ص) نقل است كه فرمودند: «سه كس در روز رستاخیز، آن روزی كه سایه‌ای جز سایه خداوند نخواهد بود، در زیر عرش الهی خواهند بود». عرض شد: یا رسول الله آنها چه كسانی هستند؟

    فرمود: «آن كس كه اندازه‌ای از غم امّت من را برطرف سازد و كسی كه سنّت مرا زنده نماید و آن كس كه فراوان بر من صلوات فرستد».

    ۳. پل صراط
    صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است كه راه را بر او روشن می‌كند؛ چنان‌كه
    رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: «بر من بسیار درود بفرستید؛ زیرا درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»

    ۴. جهنّم
    صلوات انسان را از گرمای جهنّم مصون می‌دارد و مانعی است برای او در ورود به آتش جهنّم.

    رسول خدا(ص) فرمودند: «آن كس كه بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر كس درود فرستادن بر من را فراموش كند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»

    ۵. بهشت
    صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می‌شود، دوست پیامبر(ص) در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می‌كنند، شراب سلسبیل می‌نوشند و در زمره خواصّ پیامبر(ص) وارد بهشت می‌كردند.


     

    

    در ادامه بخوانید

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:1  توسط hasan gholami  | 

    اهمیت و فضیلت صلوات بر پیامبر اسلام9 را بیان کنید.

    ˜ پاسخ
    مقدمه

    امروزه حاکمان هرکشوری برای احیای شعائر و پاسداشت بزرگان خود، به مجسمه‌ها و تندیس یادبودها و برگزاری جشن‌ها متوسل می‌شوند؛ تا این که خاطره‌ آن‌ها را در ذهن‌ها زنده نگه دارند.

    شاید با قاطعیت بتوان گفت بیش‌تر آن‌ها در گوشه‌ای از تاریخ بایگانی شده است. اما در دین اسلام که مشعل‌داران و مجریان آن، پیامبر9 و اهلبیت: او هستند؛ شیوه‌ای برای زنده نگه داشتن نام پیامبر و اهل‌بیت او، تعیین شده که همان ذکر صلوات است.

    ذکر صلوات، نه فقط برای زنده نگه داشتن نام پیامبر و آل اوست؛ بلکه برای احیای اسلام و معارف قرآنی است.

    صلوات، شعار واحد همه‌ی مسلمان در سراسر جهان است.

    صلوات، معیار شناخت مسلمان از غیرمسلمان است.

    صلوات، ذکر قلبی و زبانی است. به عبارت دیگر، صلوات صدقه‌ زبان است.

    ذکر صلوات در هر مجلسی و محفلی، تبلیغ عملی اسلام است.

    صلوات، عامل رشد روح و تعالی انسان است.

    شاید تصور شود که ذکر صلوات از زمان پیامبر اکرم9 به بعد مطرح شده؛ در حالی‌که از حضرت آدم تا حضرت خاتم، نام محمد وآل محمد: ورد زبان آن‌ها بوده است و در سختی‌ها و مشکلات، خداوند را به عظمت محمد و آل محمد قسم می‌دادند؛ تا این که از سختی‌ها رهایی یابند.

    در عظمت پیامبر و آل او همین بس که اولاً: خداوند و ملائکه برای آن‌ها درود و صلوات می‌فرستند. و ثانیاً: خداوند ذکر صلوات را در تشهد نماز واجب نموده  یعنی نماز بی صلوات، نماز نیست.

    واژه شناسی

    قبل از‌ آن‌که به مقوله‌ فضیلت صلوات و انواع آن پرداخته شود؛ لازم است واژه‌ صلوات را در لغت و اصطلاح بررسی نمائیم.

    «صلوات» جمع «صلوة» و در اصل به معنای دعا، تبریک و تمجید است[1]. و برخی آن را «توجه و انعطاف» معنا کرده‌اند[2] و بعضی آن را به معنای «تعظیم» گرفته‌اند.

    نماز را «صلوة» می‌گویند؛ به خاطر این که مشتمل بر تعظیم پروردگار است. اما در عرف شرعی اگر «صلوات» به خدا نسبت داده شود؛ به معنای رحمت و تزکیه و ثناء است. و اگر به غیر خدا نسبت داده شود؛ به معنای دعا، تصدیق و اقرار به فضیلت کسی است[3].

    شخصی از امام کاظم7 سوال کرد معنای صلوات خدا و صلوات ملائکه و صلوات مؤمنین چیست؟ امام در پاسخ فرمودند صلوات خدا رحمتی است از طرف او؛ صلوات ملائکه، یعنی تزکیه و استغفار ملائکه برای کسی؛ و صلوات مومنین، یعنی دعای آن‌ها در حق کسی[4].

    در ابتدا، کلمه‌ «صلوة» به معنای دعا بوده ولی بعد از پیامبر اکرم9 به سبب استعمال زیاد، در عبادت مخصوص، یعنی نماز، اصطلاح شده است.

    صلوات در قرآن

    واژه «صلوة» و «صلوات» 90 بار در قرآن آمده؛ و لفظ «صلوات» بدون الف و لام «3» بار و با الف و لام یک بار آمده است، و در بیشتر موارد، منظور، عبادت مخصوص، یعنی نماز است اما در برخی آیات به صلوات اصطلاحی نیز اشاره شده است: مانند:

    (إِنَّ اللَّهَ وَمَلاَئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلَّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً)[5]؛ «در حقيقت خدا و فرشتگانش بر پيامبر دعا (= صلوات) مى‏فرستند؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او دعا (= صلوات) بفرستيد، و بطور كامل سلام كنيد (و كاملاً تسليم او باشيد).»

    مقام پیامبر9 آن قدر والا است که آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به عهده آن‌ها گذارده شده؛ بر او درود می‌فرستند در ادامه به مؤمنین نیز دستور می‌دهد که بر پیامبراکرم9 صلوات و درود بفرستند.

    نکات آیه

    1. واژه‌ «یصلون» به صورت فعل مضارع بیان شده که دلیل بر استمرار دارد. یعنی پیوسته و همیشه خداوند و فرشتگان بر پیامبر اسلام9 رحمت و درود می‌فرستند.

    2. خداوند در مرحله‌ی اول، مومنین را برای فرستادن صلوات امر نکرده، بلکه با اشاره به این که خداوندی که تمام هستی در قبضه‌ی قدرت اوست، و همه فرشتگان که در شبانه روز تسبیح خداوند می‌کنند؛ بر پیامبر صلوات می‌فرستند پس شما نیز صلوات بفرستید. که با این بیان، هم مقام و عظمت پیامبر را معرفی کرده، و هم اذیت به پیامبر اسلام را نهی نموده است.
    (که آیه‌ی بعدی به آن اشاره دارد) و نیز مردم را به تبعیت از خدا در صلوات فرستادن، دعوت می‌کند[6].
    روش گفتن صلوات

    شیوه‌ فرستادن صلوات، در احادیث بی‌شماری مطرح شده و در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

    1. «ابوحمزه ثمالی» از یکی از یاران پیامبر9 به نام «کعب» چنین نقل می‌کند «هنگامی که آیه‌ 56 سوره احزاب نازل شد؛ خدمت رسول‌الله رسیدیم و گفتیم: سلام به شما را می‌دانیم! ولی صلوات بر شما چگونه است؟ پیامبر اکرم9 در پاسخ فرمودند: (هر وقت نام من را شنیدید) بگوئید: «اللهم صل علی محمد وال محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید ...»[7]

    2. پیامبر اعظم9 درباره صلوات کامل فرمودند: «هرگز برای من صلوات ناقص نفرستید! اصحاب گفتند: صلوات ناقص چگونه است؟ در پاسخ فرمودند: اینکه فقط بگوئید: «اللهم صل علی محمد» بلکه صلوات کامل آن است که بگوئید: «اللهم صل علی محمد وآل محمد»[8]

    علمای شیعه و جمعی از فقهای بزرگ اهل سنت فتوا داده‌اند که در تشهد نماز، واجب است «آل محمد» را بر صلوات اضافه نمایند[9].

    همه‌ فقهای شیعه صلوات بر «محمد و آل محمد» را در تشهد اول و دوم نماز واجب می‌دانند و در غیر نماز مستحب می‌شمارند.

    و از فقهای اهل سنت مانند: شافعی، احمد حنبل و گروه دیگری، آن را
    در تشهد دوم واجب می‌دانند؛ ولی بعضی دیگر، مانند: ابوحنیفه، آن را
    واجب نشمرده‌اند[10].

    زراره از امام صادق7 روایت نموده روزه با پرداخت زکات فطره تمام می‌شود، همان طور که نماز با صلوات بر محمد و خاندانش تمام می‌شود؛ و کسی که روزه بگیرد و عمداً زکات فطره ندهد؛ روزه‌اش روزه نیست. همان طور که کسی نماز بخواند و عمداً صلوات بر محمد و خاندانش را ترک کند، نمازش نماز نیست[11].

    اهل بیت: براساس آیات قرآن و حدیث متواتر ثقلین، همتای قرآن بوده، تمسّک به یکی از‌آن دو، بدون دیگری، مساوی با ترک هر دو است؛ و دستیابی به دین کامل، در پرتو تمسک به آیات و روایات امکان پذیر است. در حقیقت، قرآن و عترت، عصاره نبوت و تداوم بخش رسالت هستند و هدایت بشر را تا روز قیامت تضمین می‌کنند[12].

    آیات فراوانی در شأن و منزلت اهل بیت نازل شده است تا جایی که ابن عباس می‌گوید: درباره‌ علی7 به تنهایی، سیصد آیه نازل شده است[13] و برخی دیگر گفته‌اند ربع آیات قرآن در مورد اهل بیت: می‌باشد[14].

    بررسی این آیات در این مجال نمی‌گنجد، در اینجا فقط برخی از این آیات را بر‌می‌شماریم[15].

    آیه‌ تطهیر (احزاب/33)، آیه‌ برائت (توبه/1)، آیه‌ سقایة‌الحاج (توبه/19)، آیه‌ صالح‌المومنین (تحریم/4)،آیه حکمت (بقره/269)،آیه‌ بینه (هود/17)،آیه‌‌ نور (حدید/28)،‌ آیه‌ انذار (شعراء/214)، آیه‌ مرج‌البحرین (الرحمن/ 19و22)، آیه‌ نجوی (مجادله/12)، آیه سابقون (واقعه/10و11)، آیه‌ محبت‌ (مریم/96؛ مائده/54)، آیه‌ انفاق‌ (بقره/274)، آیه‌ حبل‌الله (آل‌عمران/103)،‌‌آیه‌ راسخون در علم (آل‌عمران/7) آیه‌ ولایت (مائده/55)، آیه‌ علم الکتاب (رعد/13)، آیه اهل الذکر (نحل/43) و...

    آن چه ذکر شد، گوشه‌هایی از شأن و منزلت اهل بیت در قرآن است که هیچ‌کس قادر به انکار این آیات نیست. و علاوه بر حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین:، فرزندان آن‌ها نیز تا امام دوازدهم قائم آل محمد، آل محمد می‌باشند.

    موارد فرستادن صلوات

    آنچه از احادیث استفاده می‌شود، ذکر صلوات در همه‌ی زمان‌ها و مکان‌ها توصیه شده و مهمترین آن‌ها عبارتند از:

    1. هر موقعی که نام مبارک پیامبر9 برده شود خواه خودش به زبان جاری کند و یا از دیگری بشنود، در چنین مواردی فرستادن صلوات لازم است.

    2. هر کلامی که دارای رتبه و مقامی باشد همانند خطبه‌ها که مشتمل بر حمد و ثنای الهی می‌باشد و اگر در آن صلوات بر رسول خدا9 نباشد، ابتر می‌شود و از خیر و برکت بی‌بهره خواهد بود.

    3. در ابتدای وضو ذکر صلوات بسیار نیکو می‌باشد.

    4. اهل سنت از پیامبر خدا9 روایت کرده‌اند که پس از فارغ شدن از وضو بگویید: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له واشهد ام محمد عبده ورسوله» و بعد از آن صلوات بفرستید! که با این ذکر درهای رحمت الهی گشوده خواهد شد.

    5. هنگام ورود و حضور در مسجد، ذکر صلوات بسیار توصیه شده است.

    6. در تعقیب همه‌ نمازها عموماً و در تعقیب نماز مغرب و صبح خصوصاً ذکر صلوات تأکید شده است.

    7. قبل از شروع دعا و نیایش.

    8. بعد از دعا و نیایش.

    9. در خطبه‌ نماز، جمعه، در عیدها و نماز طلب باران.

    10. در هر روز از روزهای سال ذکر صلوات مفید خواهد بود.

    11. هر شب، فرستادن صلوات نیکو است.

    12. عصر روز پنج شنبه.

    13. شب جمعه.

    14. روز جمعه.

    15. ماه مبارک رجب و در روز مبعث حضرت رسول اکرم9.

    16. ماه مبارک شعبان.

    17. ماه مبارک رمضان.

    18. در وقت بوییدن گل‌ها و ریحانه‌ها.

    19. بعد از عطسه زدن خود یا دیگری.

    20. در موقع ذکر پروردگار عالم، صلوات فرستاده شود[16].

    اهمیت و فضیلت صلوات در روایات

    احادیثي درباره‌ی اهمیت و فضیلت صلوات حکایت شده است، پرداختن به همه‌ی آن‌ها از حوصله این نوشتار خارج است از این‌رو به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:

    1. صلوات، بهترین دعا؛ یکی از اصحاب می‌گوید: به امام صادق7 عرض کردم من داخل کعبه شدم و دعایی به خاطرم نیامد جز صلوات بر محمد9 حضرت فرمود «آگاه باش! مانند تو در فضیلت و ثواب، کسی از خانه خدا بیرون نیامده است.»[17]

    2. صلوات زمینه‌ساز استجابت دعا؛ از امام صادق7 حکایت شده «بر هر یک از شما لازم است که هنگام درخواست حاجت از خداوند بزرگ، با ستایش الهی آغاز کند و به تمجید محمد و آل او بپردازد و سپس به تقصیرها و گناهان خود اعتراف کند و پس از آن حاجت خود را مطرح نماید.»

    3. رفع نفاق؛ از رسول خدا9 حکایت شده «الصلاة علیَّ وعلی اهل بیتی تذهب بالنفاق؛ صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می‌برد.»[18]

    امام جعفر صادق7 از رسول اکرم9 نقل می‌کند «ارفعوا اصواتکم بالصلاة علیَّ فانها تذهب بالنفاق؛ صلوات بر من را با صدای بلند اداء نمایید، زیرا موجب از بین رفتن نفاق می‌گردد[19].

    4. باعث خلاصی از دشواری‌ها در ذیل تفسیر آیه «وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ‌فِرْعَوْنَ»[20] آمده است:

    «بنی اسرائیل با ذکر صلوات بر محمد و آل او، از مشکلات و دشواری‌ها و بیگاری‌هایی که از سوي عمّال فرعون بر آن‌ها تحمیل شده بود نجات یافتند، زیرا بنی اسرائیل بر اثر کار اجباری فرعون، از پای در می‌آمدند، تا آن‌که از سوي خدا، به موسی وحی شد که به آنان (بنی‌اسرائیل) صلوات بر محمد و آل محمد را تعلیم دهد تا موجب کاهش سختی‌های آنان شود»[21].

    5. موجب از بین رفتن گناهان؛ از امام رضا7 نقل شده «هرکس نتواند کفاره‌ گناهانش را بپردازد، باید بر محمد و آلش درود فراوان بفرستند زیرا صلوات گناهان را از بین می‌برد.»[22]

    6. نوشتن صلوات؛ از پیامبر خدا9 حکایت شده «من صلی علی فی کتاب لم تزل الملائکة تستغفر له مادام اسمی فی ذلک الکتاب؛ هرکس در نوشته‌ای بر من درود فرستد، تا زمانی که نام من در آن نوشته موجود باشد، فرشتگان پیوسته برای او آمرزش طلبند.»[23]

    7. بهترین عمل در روز جمعه؛ از امام صادق7 روایت شده «ما من عمل افضل یوم الجمعة من الصلاة علی محمد وآله؛ هیچ عملی در روز جمعه از صلوات بر محمد و آل محمد9 برتر نیست»[24]

    8. نگاه به نامحرم و ذکر صلوات؛ از امیرالمومنین علی7 حکایت شده «هنگامی که زنی نظر شما را جلب کرد باید به همسر خود روی آورد و بداند که زنان همه از یک مقوله‌اند.

    او نباید شیطان را بر دل خود مسلط سازد و اگر همسر ندارد، دو رکعت نماز بخواند و سپس به حمد الهی و صلوات بر محمد و آل او بپردازد، و از خدا بخواهد تا با رحمت و فضل خود، وی را استغنا و بی‌نیازی باطنی ببخشد و گره از کارش باز کند»[25].

    9. سنگین‌ترین عمل در قیامت؛ از امام باقر7 و امام صادق7 روایت شده که فرمودند «اثقل ما یوضع فی المیزان یوم القیامة الصلاة علی محمد وعلی اهل‌بیته؛ سنگین‌ترین علمی که روز قیامت در ترازو (ی اعمال) گذاشته می‌شود، درود بر محمد و اهل بیت اوست»[26].

    10. سنگینی خوبی‌ها در نامه‌ اعمال؛ رسول خدا9 فرمودند «انا عند المیزان یوم القیامة، فمن ثقلت سیئاته علی حسناته جئت بالصلاة علی حتی اثقل بها حسناته؛ من در قیامت نزد میزان اعمال می‌باشم، هرکس کفه‌ گناهانش افزون‌تر از حسناتش شود، آن صلوات‌هایی را که بر من فرستاده بیاورم و بر حسناتش بیفزایم تا بر گناهانش فزون آید»[27].

    11. روشنایی قبر و قیامت؛ از پیغمبر گرامی9 روایت شده «اکثروا الصلوة علی فان الصلوة علی نور فی القبر ونور علی الصراط  نور فی الجنة؛ بر من بسیار درود بفرستید زیرا برای درود فرستنده نوری است در قبر، نوری است بر صراط، و نوری است در بهشت.»[28]

    12. صلوات، وسیله‌ی قرب به خدا؛ خداوند متعال به موسی وحی نمود: ای موسی! آیا می‌خواهی که من؛ از کلامت نسبت به تو و از گناهت به چشم تو، و از روحت به بدن تو و از اندیشه‌ات به دل تو نزدیک‌تر باشـم؟

    حضرت موسی7 عرض کرد: آری، مشتاق چنین قربی هستم. خطاب رسید اکنون که جویای این سعادت هستی، بر حبیب من محمد مصطفی صلوات بفرست، زیرا که صلوات بر او رحمت و نور است[29].

    13. صلوات، ادای حقوق نماز؛ از امام حسن عسگری7 حکایت شده

    منظور از قول خداوند که فرمود: (اقیموا الصلوة)[30]؛ «نماز را به پا دارید» این است که نماز را با رکوع و سجود، کامل، و ادای حقوق انجام بدهید. که اگر ادای حقوق نشود، خداوند قبول نمی‌کند، بعد حضرت فرمود آیا می‌دانید حقوق نماز چیست؟ حقوق نماز این است که بعد از نماز با اعتقاد به این‌که پیامبر و آلش بهترین انتخاب شدگان هستند، بر آن‌ها صلوات بفرستی[31].

    شافعی یکی از چهار پیشوای بزرگ اهل سنت در شعری می‌گوید

    یا اهــل بیت رسول حبکم             فرض من الله فی القرآن انزله

    کفاکم من عظیم القدر انکم              من لم یصل علیکم لاصلوة له

    یعنی ای اهل‌بیت رسول! خداوند در قرآنش محبت شما را واجب نموده است و در عظمت شما همین بس که اگر کسی نماز بخواند و بر شما صلوات نفرستد، نمازش نماز نیست[32].

    سفارش عارف و اصل حضرت آیة الله بهاءالدینی(ره) در مورد صلوات

    معمولاً خانواده‌ها و مراجعین زیادی از راه‌های دور و نزدیک به ایشان مراجعه می‌کردند؛ و گرفتاری‌ها و مشکلات زیادی را نزد ایشان مطرح می‌نمودند.

    حضرت آیة الله بهاءالدینی به اکثر آنان سفارش می‌فرمود: در مواقعی که اتفاقات ناگوار و غیر مترقبه‌ای برای شما رخ می‌دهد گوسفندی را قربانی کنید و چهارده هزار صلوات به یاد چهارده معصوم بفرستید، و حدیث کساء را قرائت کنید. و باز از ایشان نقل شده که در صورت وقوع مشکلی که فکر نمی‌کردید در زندگی شما آن واقعه رخ دهد بدانید که از طرف دیگران مورد حسادت قرار گرفته‌اید چشم زخم خورده‌اید؛ لذا با ذبح یک گوسفند و ذکر چهارده هزار صلوات بلایای وارده را از خود و خانواده‌ خویش دور سازید[33].

    نتیجه

    صلوات بر پیامبر و آل او: دارای اهمیت و فضیلت بی‌شماری است، تا جایی که خداوند و تمامی فرشتگان بر او صلوات و درود می‌فرستند. و در اهمیت صلوات همین بس که خداوند ذکر آن را در تشهد نماز واجب
    کرده است. صلوات را می‌توان عنایت و تفضلی از طرف خداوند برای بشر دانست؛ زیرا ذکر صلوات که نوعی صدقه‌ زبان است، سبب بخشش گناهان و نزدیکی به خداوند و برآورده شدن حاجت و... می‌باشد.
    معرفی کتاب

    جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به:

    1. کتاب «وسیلة الخادم الی المخدوم» در شرح صلوات چهارده معصوم، از فضل الله بن روزبهان خنجی اصفهانی (م 927)، توسط استاد رسول جعفریان (انتشارات انصاریان، قم، 1375) تنظیم و به چاپ رسیده است. نویسنده‌ این کتاب از علمای اهل تسنن می‌باشد و به امامت قلبی امامان دوازده گانه اعتقاد دارد نه حکومت ظاهری آنها.
    2. آثار و برکات صلوات، عباس عزیزی، انتشارات صلاة، قم، چاپ هفتم، 1384.

    پی‌نوشت‌ها:
    [1]. مفردات راغب اصفهانی، ذیل ماده «صلوة».

    [2]. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه‌ی 43 سوره احزاب.

    [3]. قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ذیل ماده «صلوا».

    [4]. ثواب الاعمال، صدوق، ص 156.

    [5]. احزاب / 56.

    [6]. ر.ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی؛ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه.

    [7]. مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، ذیل آیه‌ی 56 سوره‌ی احزاب، مضمون همین روایت در منابع اهل سنت مانند: «درّالمنثور، سیوطی، ذیل آیه‌ی 56 سوره‌ی احزاب و صحیح بخاری، ج 16، ص 151 و صحیح مسلم، ج1، ص 305 و... آمده است.

    [8]. صواعق ابن حجر، ص 144.

    [9]. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج 17، ص 420.

    [10]. تذکرة الفقهاء، علامه حلی، ج1، ص 126؛ الغدیر، علامه امینی، ج 7، ص 7.

    [11]. استبصار، طوسی، ج 1، ص 343.

    [12]. تفسیر تسنیم، جوادي آملی، ج 1، ص 132.

    [13]. الصواعق المحرقه، هیثمی، فصل 3، باب 9، ص 76.

    [14]. المراجعات، ج 7، ص 48.

    [15]. ر.ک: تفسیر نورالثقلین، البرهان فی تفسیر القرآن، المیزان فی تفسیر القرآن، تفسیر نمونه، الدر المنثور.

    [16]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 85، ص 108.

    [17]. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صدوق، ص 345.

    [18]. کافی، ج 2، ص 492، ح 8.

    [19]. کافی، ج 2، ص 493، ح 13.

    [20]. بقره / 49، اعراف / 141، ابراهیم / 6.

    [21]. پرورش روح، عباس عزیزی، ج 2، ص 353.

    [22]. مصابیح الدجی، ص 419.

    [23]. بحارالانوار، ج91، ص 71، ح 65 و منیة المرید، ص 347.

    [24]. وسایل الشیعه، ج 7، ص 380، ح 9635.

    [25]. نورالثقلین، ج3، ص 589.

    [26]. وسائل الشیعه، عاملی، ج 7، ص 197، ح 9102.

    [27]. همان، ص 195، ح 9097.

    [28]. مستدرک، ج 5، ص 332، ح 6017.

    [29]. مقدمه شرح صلوات، ص 54.

    [30]. بقره / 83.

    [31]. تفسیر منسوب به امام حسن عسگری، چاپ مدرسة الامام المهدی، ص 364، ح 253.

    [32]. صواعق المحرقة، باب 11، ص 149.

    [33]. کیمیای سبز، احمدی، ص 96.

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:0  توسط hasan gholami  | 

    اهميت صلوات بر پيامبر (ص)

     

    آنچه از نظر خوانندگان عزيز مي گذرد مروري بر اهميت و فضيلت صلوات و آثار و برکات آن است که به اجمال بيان شده است. با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

     معنا و مفهوم صلوات

    واژه صلاه ، صلوه  و جمع آن صلوات به معني نماز خواندن و درود و تحيت است. صلي الله عليه يعني خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسيط هم صلاه  به معناي دعا است.

    صاحب الميزان در مورد کلمه صلوه  مي گويد:«کلمه صلوه  در اصل به معناي انعطاف بوده، و صلاه  خدا بر پيغمبر به معناي انعطاف او به وي است، به وسيله رحمتش، البته، انعطافي مطلق، چون در آيه شريفه صلات را مقيد به قيدي نکرده، و همچنين صلاه  ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ايشان است بر وي، به اينکه او را تزکيه نموده و برايش استغفار کنند، و صلات مومنين بر او انعطاف ايشان است به وسيله درخواست رحمت براي او.»(الميزان/ 61/705)

    راغب اصفهاني نيز در معني صلوه  معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز مسلمانان، تزکيه ايشان است. همچنين دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و اين عبادت خاص به اين کلمه ناميده شده است.» (مفردات/ 392)

     در تفسير جوان نيز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معني فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معني طلب رحمت مي باشد.»(تفسير جوان/71/ 623)

    صلوات در آينه قرآن و کلام معصوم (ع)

    در سوره احزاب آيه 65 خداوند با تاکيد مي فرمايد: «خدا و فرشتگان او بر پيامبر اسلام درود مي فرستند، شما هم اي کساني که ايمان آورده ايد بر او صلوات بفرستيد، و آن طور که بايد، تسليم شويد.»

    خداوند در اين آيه تاکيد مي کند که ابتدا من و ملائکه بر پيامبر (ص) صلوات مي فرستيم و به پيروي از ما شما انسانها بر ايشان و آلش سلام و درود بفرستيد.

     در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الي الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علي رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان يسال حاجتين فيقضي احدا هما و يمنع الاخري».

    «هرگاه از خداي سبحان درخواستي داري، بر پيامبر اسلام(ص) درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زيرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، يکي را برآورده و ديگري را بازدارد.»

     تمام دعاهاي صحيفه سجاديه نيز با صلوات آغاز مي شود و يا پايان مي يابد. در برخي از دعاها نيز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زيرا ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعايي که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوي خدا حتمي است.

    ايشان در دعاي 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا براي حفظ توحيد، رسيدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت مي کند.

     در قسمتي از اين دعا مي فرمايند:«اللهم صل علي محمد و اله، في کل اوان وقت و کل و علي کل حال عدد ماصليت عليه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التي لا يحصيها غيرک، انک فعال لما تريد «بار خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهايي که بر هر کس نثار فرموده اي و چندين برابر آن به چندين برابر که هيچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهي کني.»

    امام صادق (ع) نيز در باب اهميت صلوات  مي فرمايند:«کسي که شهادت بدهد خدايي جز خدايي يگانه نيست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد (ص) رسول خداست، ده هزار حسنه براي او نوشته مي شود.»  (ثواب الاعمال/ 32)

    کيفيت صلوات بر پيامبر اکرم (ص)

    در مورد کيفيت صلوات، روايات فراواني است که درود و سلام بر پيامبر (ص) را همراه با آلش مقبول مي دانند.

    اين نوع کيفيت صلوات از منابع شيعه و سني قابل اثبات است، چنانکه در صحيح مسلم، سن ابن داود ترمذي، نساني، موطا مالک، مسند احمد و سنن دارمي، از ابومسعود انصاري روايت کنند که گفت:

    «رسول خدا(ص) آمد و با ما در مجلس سعد بن عباده نشست «بشيربن سعده ابونعمان بن بشير به او گفت: اي رسول خدا(ص) خداوند ما را فرمان داده تا بر شما صلوات فرستيم، چگونه بر شما صلوات فرستيم؟ راوي گويد: رسول خدا(ص) (به گونه اي) ساکت شد که ما آرزو کرديم اي کاش او چنين سوالي نکرده بود سپس فرمود بگوييد خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهيم صلوات فرستادي، و بر محمد آل محمد فزوني بخش، همان گونه که بر ابراهيم در جهانيان فزوني دادي.

     در کنزالعمال نيز از عايشه روايتي است که همين مضامين روايت قبل را دارد.

    از حضرت علي (ع) نيز روايت است که ايشان فرمودند «اصحاب گفتند اي رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستيم که فرمود «بگوييد: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهيم و آل ابراهيم صلوات فرستادي، راستي که تو ستوده و والايي، و بر محمد و آل محمد فزوني بخش، همان گونه که بر ابراهيم و آل ابراهيم فزوني دادي، براستي که تو پسنديده و عظمايي» (کنزالعمال) 
     

     برکات و ثواب صلوات

    در باب ثواب صلوات روايات فراواني است که تاکيد مي کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبيح و تکبير خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.

    صلوات برکات فراواني را براي شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را مي توان به برکتهاي دنيوي و اخروي تقسيم کرد.

     در دنيا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدياد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، اداي قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشي، رفع نفاق، نجات از سختي، تندرستي، خواب مقصود ديدن و درک امام قائم مي شود.

    براي اثبات برخي از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد مي کنيم.

     حضرت رسول اکرم (ص) مي فرمايند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف مي کند»

     امام صادق (ع) مي فرمايند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگويد:«اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدايا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پيغمبر (ع) را درک و به ملاقاتش نايل آيد.»

     از ديگر برکات حائز اهميت صلوات از بين رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا مي فرمايند:«الصلاه علي و علي اهل بيتي تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بين مي برد».

     و اما برکات اخروي صلوات را مي توان به پنج مرحله تقسيم کرد. 1- عالم برزخ 2- قيامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.  

    1- عالم برزخ

    مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور مي کند، ظلمت گناه را از بين مي برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور مي کند، ثواب صلوات سنگين تر از گناهان است، صلوات، فريادرس ايشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نوراني و جان کندن را راحت مي کند.

    ابوعلقه مي گويد: پيامبر(ص) بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! ديشب عمويم حمزه و برادرم جعفر(طيار) را در خواب ديدم به آن دو نزديک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدايتان، کدام عمل را برتر يافتيد؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدايت، ما صلوات بر تو، تشنه را سيراب کردن و محبت علي بن ابيطالب را برترين اعمال يافتيم.»

    همچنين از ايشان نقل است که فرمودند: «الصلاه علي نور في القبر» «صلوات بر من، نوري در قبر است.» و نيز فرمود : «هر کس بر من صلوات زياد بفرستد از تلخي مرگ و جان کندن ايمن گردد» 

    2- قيامت

    از ائمه(ع)  آمده که هر کس در دنيا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفيع ايشان مي شود در قيامت، همچنين صلوات بسيار، صلوات فرستنده را در روز قيامت نزديک ترين فرد به پيامبر قرار مي دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور مي تاباند، هفتاد حاجتش را در قيامت برآورده مي کند و او را در زير عرش الهي قرار مي دهد. همچنين اين صلوات ها موجب سنگيني اعمال در قيامت و افضل اعمال محسوب مي شود و ذخيره اي خوب براي ايشان در قيامت به حساب مي آيد.

    از پيغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخيز آن روزي که سايه اي جز سايه خداوند نخواهد بود در زير عرش الهي خواهند بود: «عرض شد: يا رسول الله آنها چه کساني هستند؟»

    فرمود: «آن کس که اندوه غمزده اي از امت من را برطرف سازد و کسي که سنت مرا زنده نمايد و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»

     

    3- پل صراط

    صلوات، راهنماي انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوري است که راه را بر او روشن مي کند، چنانکه رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: «اکثروا الصلاه علي فان الصلوه علي نور في القبر و نور علي الصراط و نور في الجنه»

    «بر من بسيار درود بفرستيد چرا که درود فرستادن بر من، براي صلوات فرستنده، نوري است در قبر و نوري است بالاي صراط و نوري است در بهشت.»

    4- جهنم

    صلوات انسان را از گرماي جهنم مصون مي دارد و مانعي است در ورود به آتش جهنم.

    رسول خدا(ص) فرمودند: «لن يلج النار من صلي علي و من نسي الصلوه علي فقد أخطأ طريق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گرديد و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.» 

    5- بهشت

    صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعين نصيبشان مي شود، دوست پيامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتي دريافت مي کنند، شراب سلسبيل مي نوشند، در زمره خواص پيامبر وارد بهشت مي شوند.

    شخصي از پيامبر پرسيد: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه اي است به نزد شما، آيا از جانب شما تحفه اي براي ايشان خواهد بود؟ آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امت بر من، تحفه اي است از ايشان براي من، و فردا، تحفه من براي ايشان، در بهشت خواهد بود.»

    آداب صلوات

    حال که به اهميت صلوات و آثار و برکات آن پي برديم بهتر است بدانيم چه موقع و کجا صلوات فرستادن ثواب بيشتري دارد البته، هدف، ذکر صلوات و مداومت بر آن است اما از آنجا که مؤمن باهوش است به دنبال چيزهايي است که اين حساب را چندين برابر مي کند لذا به دنبال زمان مناسب و مکان مناسب براي فرستادن صلوات مي گردد.

    زمان صلوات

    بهترين زمان صلوات پنج شنبه شب تا غروب جمعه است.

    از امام جعفر صادق نقل است که: «در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه، جمعي از ملائکه، از آسمان فرود مي آيند، که با ايشان، قلم ها از طلا و لوحها از نقره هست، و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب، چيزي به جز صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت عليهم السلام را نمي نويسند» هر وقت که انسان ياد خداست بهتر است که صلوات فرستد، روز مبعث، هنگام شنيدن صداي اذان، ماه شعبان بعد از نماز صبح و هنگام طلب حاجت، از بهترين اوقات صلوات فرستادن است. امام صادق(ع) فرمودند: پس از نماز صبح، پيش از آن که حرفي بزني صدبار بگوييد: «يا رب صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و اعتق رقبتي من النار»

    مکان صلوات

    در هنگام عبور از مسجد، ورود به مسجد، عطسه کردن، وزش باد، ذبح گوسفند، و در مکان خوانده شدن خطبه ازدواج، فرستادن صلوات مستحب است. رسول خدا مي فرمايند: هر که باشيد بر من درود فرستيد زيرا درود شما به من مي رسد اما در روايات بر برخي مکانها تأکيد شده از جمله: حضرت علي(ع) مي فرمايند: «هرگاه از مسجدي عبور کرديد، بر پيغمبر(ص) صلوات بفرستيد» 

    آنچه که از بررسي آيات و روايات مي توان استنباط نمود اين است که فرستادن صلوات اولاً بايد به شکل درود و سلام بر پيامبر و آلش باشد تا قبول شود، از طرفي فرستادن صلوات در همه زمان ها و همه مکان ها ضروري است و ذکر برآورده شدن حاجت به حساب مي آيد و داراي ثواب و برکات فراواني است که در دنيا و آخرت برفرستنده صلوات سرازير مي شود.

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:59  توسط hasan gholami  | 

    داستان  سه بار بر محمد (ص ) صلوات بفرست ! 
    وقتى حضرت آدم (ع ) وارد بهشت شد، در بهشت حوران پاکیزه سرشت بسیار بودند؛ اما حضرت آدم با آن ها الفتى نداشت . وقتى حضرت حوا آفریده شد و آدم بر او نگریست از او پرسید: تو چه کسى هستى ؟ حوا شرمگین شد و چیزى نگفت ، جبرییل به آدم گفت : این حواست ، او را براى تو آفریده اند و او محرم و همدم توست . حضرت آدم وقتى فهمید که حوا متعلق به اوست خواست به سوى او دست دراز کند جبرییل گفت : اى آدم ! اگر او را مى خواهى ، باید او را عقد کرده و برایش مهریه تعیین کنى. آدم فرمود: اى برادر! تو مى دانى که من پولى و نقدى ندارم چگونه او را عقد کنم ؟
    جبرییل گفت : سه بار به حبیب خدا محمد مصطفى (ص ) صلوات بفرستى تا حوا بر تو حلال شود.

     

     

     

    داستان   نجات اهل کشتى 
    در کتاب معراج النبوه آمده است که : در دریا با جمعى در کشتى بودیم ، ناگاه طوفان شد و کشتى در میان امواج متلاطم دریا سرگردان شد، آن چنان که اهل کشتى ، به هلاکت خود یقین کردن و با یکدیگر وداع نمودند. در همین هنگام خواب بر من غلبه کرد و چشمم گرم شد، پیامبر ص را در خواب دیدم ، آن حضرت(ص) به من فرمودند: به اهل کشتى بگو: هر کدام شان هزار صلوات بر من بفرستند! سپس به من آن صلوات را تعلیم کردند. من از خواب بیدار شدم و به اهل کشتى خبر دادم ، آن ها نیز مشغول آن صلوات شدند، هنوز سیصد صلوات تمام نشده بود که طوفان فرو نشست .
    آن صلوات این است ؛ اللهم صل على سیدنا و آله : صلوة تنجینا بها من جمیع الاهوال و الافات و تطهرنا بها من جمیع السیئات و ترفعنا بها عندک اعلى الدرجات و تبلغنا بها اقصى الغایات من جمیع الخیرات فى الحیوة و بعد الممات

     

     

     

    داستان  محفوظ ماندن عیال 
    امام حسن عسکرى (ع) فرمودند: ردى از دوستداران على(ع) از شهر شام نامه اى خدمت ایشان نوشته که : من مال زیادى دارم و داراى اهل و عیال هستم که از جدایى آنها مى ترسم در عین حال بسیار علاقه مند هستم که خدمت شما برسم .
    حضرت پاسخ فرمودند: اموال خود را در جایى جمع کن و صلوات بر روح محمد (ص)بفرست و بگو خدایا! اینها به امر بنده تو على بن ابى طالب (ع) نزد تو امانت است . آن مرد همان گونه که حضرت فرموده بودند عمل نمود، به شهر کوفه رفت تا به خدمت حضرت على - علیه السلام - رسید

    خبر به معاویه رسید و دستور داد بروند و تمام اموالش را غارت کنند و عیال او را به کنیزى بگیرند. وقتى گماشتگان معاویه وارد خانه آن مرد شدند، هیچ کسى را جز اهل و عیال معاویه و یزید در آن محل ندیدند. اهل و عیال معاویه و یزید به گماشتگان گفتند: شما برگردید؛ زیرا ما هر چه اموال بود گرفتیم و اهل و عیالش را هم به بازار فرستادیم ، گماشتگان برگشتند و به این گونه خداوند اهل و عیال آن مرد را حفظ نمود.
    پس از چند روز دزدان شهر خبردار شدند که آن مرد نیست و اموالش بى صاحب است . آنها آمدند تا هر چه دارد به غارت ببرند؛ اما به قدرت خداى متعال ، اموال آن مرد را به صورت مار و عقرب دیدند. بعضى از آنها مار گزیده شده و هلاک گشتند و بعضى هم بیمار شدند

    تا این که یک روز امیر المؤ منین على(ع)به آن مرد فرمود: آیا دوست دارى اهل و عیال و اموالت در مقابل تو حاضر شوند؟ آن مرد گفت : آرى . سپس تمام اموال و اهل و عیال ایشان به معجزه آن حضرت حاضر شدند و در این حال وقایع پیش آمده را تعریف کردند که چگونه اهل و عیال یزید و معاویه آمدند و چگونه دزدان به دست مارها و عقرب ها گزیده شدند. حضرت فرمودند: ان الله ربما اظهر آیة لبعض المؤ منین لیزید فى بصیرته ؛ یعنى : در بعضى از اوقات براى مؤ منین نشانه اى ظاهر مى شود تا ایمان آنها اضافه شود.

     

     

     

    داستان روییدن پر و بال به برکت صلوات 
    روزى جبرییل(ع) نزد رسول اکرم جلیل (ص) آمد، و گفت : یا رسول الله ! امروز غریبى مشاهده نمودم ، آن امر این است که در وقت پایین آمدن از آسمان ، گذارم به کوه قاف افتاد، در آن جا آواز ناله دلخراش و فریاد جگر سوزى به گوش من رسید، دانستم که داغ دیده اى که به آن زارى مى نالد، و درمانده اى است که به آن نیازمندى مى خروشد. از عقب آن ناله رفتم ، فرشته اى دیدم ؛ که پیش از آن ، او را در آسمان ، با عظمتى هر چه تمام تر دیده بودم که بر تختى از نور مى نشست و هفتاد هزار فرشته در خدمت او صف زده مى ایستادند؛ وقتى نفس مى زد، ملایکه از نفس او مخلوق مى شدند؛ او را دیدم که با دلى خسته و بالى شکسته ، بر زمین افتاده . از حالش پرسیدم

    گفت : در معراج مصطفى (ص)من بر تخت خود نشسته بودم ، و به آن تعظیم آن حضرت نپرداختم ، و شرایط تجلیل و تکریم را - چنان که شایسته بود - به جا نیاوردم ، به این عقوبت مبتلا شدم ، و از ذروه افلاک ، به حضیض خاک افتادم ، الحال ، تو شفیع من شو، و از حضرت ذوالجلال ، عفو مرا درخواست کن . من در درگاه احدیت ، تضرع بسیار کرده ، و مغفرت او را درخواست نمودم

    خطاب از رب الارباب رسید که : به او بگوى که اگر مغفرت لغزش ، و عفو گناه خود را مى خواهى ، بر حبیب من صلوات فرست ، تا به مقام اکرام خود برگردى . من صورت حال را، به آن شکسته بال گفتم ، و او بر حضرت شما صلوات فرستاد، فى الحال ، بال هاى اقبال و کرامت او رویید، و از مرکز خاک به محیط افلاک پرواز کرده ، به برکت این خدمت ، به محل قرب رسید.

     

     

     

    داستان  نظر لطف پیامبر 
    مردى بسیار زاهد و اهل ورع و قائم اللیل و صائم النهار بود. او نیز حدیث مى نوشت ، مى گفت وقتى به نوشتن نام حضرت رسول مى رسیدم ، صلوات را نمى نوشتم . شبى آن حضرت را در خواب دیدم ، که از روى غضب به من فرمود: چرا در وقت نوشتن نام من ، نوشتن صلوات را ترک مى کنى ؟ من ترسیدم ، و در دل خود گذرانیدم که هرگز دیگر این بى ادبى را نکنم . و هنگامى که بیدار شدم ، دیگر ترک نوشتن صلوات نکردم . و بعد از مدتى ، بار دیگر، آن حضرت (ص) را در خواب دیدم و به نظر لطف و مرحمت در من نگریست و فرمود: صلوات تو را به من رسانیدند. هر گاه من را یاد کنى ، یا در نزد تو مذکور مى شوم ، یا نام من را مى نویسى ، بگو یا بنویس : صلى الله علیه و آله و سلم .

     

     

     

    داستان  صلوات جامع 
    عمار ساباطى گوید: من نزد امام صادق - علیه السلام - بودم ، مردى گفت : اللهم صل على محمد و اهل بیت محمد امام - علیه السلام - به او فرمود: اى مرد! دایره را بر ما تنگ ساختى . آیا نمى دانى که اهل بیت همان پنج تن اصحاب کساء هستند و بس ؟ مرد پرسید: چگونه بگوییم ؟ فرمود: بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد تا این که ما و شیعیان ما نیز داخل باشیم.

     

     

     

    داستان  سؤال از ثواب صلوات در خواب 
    در دارالسلام محدث نورى رحمه الله علیه مى فرماید: در خواب دیدم گویا سوار بر اسب با جمعیت بسیارى از بالاى کوه بلندى پایین مى آییم ، ناگهان متوجه شدم که رسول خدا(ص) سواره در پیش روى ماست و ما پشت سر آن حضرت(ص) حرکت مى کنیم و بین ما و آن بزرگوار(ص) اندکى فاصله هست ، و کسى با آن حضرت(ص)نیست . در این موقع از اسب پیاده شده و از جمعیت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم ، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم و عرضه داشتم : ثواب کسى که بگوید - و یکى از اذکار معروف از تهلیل و صلوات را بیان داشتم که پس از بیدارى آن را فراموش کردم - چیست ؟ رسول خدا(ص)با تبسم به من توجه نمود و فرمود: درباره چه کسى ؟
    دریافتم که مقصود آن حضرت (ص) این است که ثواب براى هر گوینده اى نیست . عرضه داشتم : کسى که ایمان به خدا و شما و - ائمه (ع) داشته باشد. فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا مى کند. معدن کبریت که از آن طلا بیرون مى آید، و دوم معدن یاقوت ، و آن گاه بقیه را مشابه آن دو بیان فرمود. و من ترتیب آنها را فراموش کردم و آن گاه سکوتى کرد و در حالى که ما پشت آن حضرت ص حرکت مى کردیم دوباره به من نگاه کرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم . و باقى معادن را به سایر پنج تن آل عبا تاءویل نمود.
    در این موقع چنان سرور و خوشحالى به من دست داد که جز خدا کسى نمى داند. تا این که به پایین کوه رسیدیم و آن گاه آن حضرت(ع) از کوه دیگرى بالا رفت و من همراه جمعیت باز گشتم . و پس از یک ماه خداوند زیارت خانه اش و زیارت قبر پیامبرش(ص) را نصیب من فرمود.

     

     

     

    داستان  محافظت از گرماى دوزخ 
    امام صادق(ع) به صباح بن سبابه فرمود: مى خواهى به تو چیزى را یاد دهم که روى تو را از گرمى آتش جهنم نگاه دارد؟
    راوى عرض کرد: بلى . فرمود: بعد از نماز صبح ، صد مرتبه بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد حق تعالى صورت تو را از آتش جهنم حفظ مى کند. در همان کتاب از حضرت امام موسى (ع)روایت کرده است : هر که بعد از نماز تسبیح - یعنى نماز جعفر طیار - و بعد از نماز مغرب ، پیش از آن که پاها را بگرداند و با کسى تکلم نماید، بگوید: ان الله و ملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما.اللهم صل على محمد النبى و ذریته ، حق تعالى صد حاجت او را برآورد، هفتاد در دنیا، و سى در آخرت . راوى مى گوید من عرضه کردم : معنى صلوات خدا و صلوات ملایکه یعنى چه ؟ فرمود: تزکیه است از ایشان براى آن حضرت. و صلوات مؤ منان دعا است براى آن جناب .

     

     

     

    داستان  اهمیت صلوات بر محمد وآل محمد

     

     

     

    مردی به حضور پیامبر (ص) آمد وعرض کرد:من یک سوم صلواتم را درباره تو قرار داده ام،نه بلکه نصف صلواتم را برای توقرار داده ام،نه بلکه همه صلواتم را برای تو قرار داده ام. پیامبر(ص)به او فرمود:در این صورت،مخارج وکمکهای دنیا وآخرت تو تامین شود. ابوبصیر از امام صادق(ع) پرسید:معنی این جمله که من همه صلواتم را برای توقرار داده ام چیست؟ امام صادق(ع) فرمود:یعنی صلوات را(هنگام دعا)بر هر حاجتی که دارد،مقدم دارد ،وازخداوند چیزی درخواست نکند ،مگر این که نخست بر محمد(ص) صلوات بفرستد ،وسپس نیاز های خود را از خدا بخواهد

     

     

     

    داستان  صدای صلوات ملائکه هنگام رحلت پیامبر اکرم(ص)

     

     

     

    امیرالمومنین (ع) فرمود:وقتی که رسول خدا(ص) را قبض روح نمودند، سر مبارکش بر سینه من بود وجان او در کف من جاری شد وآن را بر روی خود کشیدم.سپس متوجه غسل آن حضرت شدم که در این امر ملائکه یاوران من بودند وآنگاه آن خانه واطراف آن از ملائکه پر شده بود.گروهی بالا می رفتند وگروهی پایین می آمدند وصدای آنها را می شنیدم که بر آن حضرت صلوات می فرستادند.

     

     

     

    داستان  فلسفه صلوات بر آل محمد

     

     

     

    روزی سلطان محمد خدابنده در مسجد نشسته بود وبه سخنان واعظ مجلس گوش می داد.واعظ در رابطه با فضیلت صلوات سخن می گفت.سلطان پرسید:چرا نام فرزندان وخاندان انبیا در صلوات ذکر نمی کنند ولی نام خاندان رسول خدا(ص) حتما باید در صلوات ذکر شود؟چرا این جمله ناتمام است"اللهم صل علی محمد"و حتما باید"وآل محمد"هم بدان اضافه شود؟واعظ در جواب فرو ماند.

    سلطان گفت:اولا چون دشمنان پیامبر می خواهد که به دشمنان اسلام ثابت کند که نسل پیامبر (ص)تا ابد محکوم به نسخ وزوال بودند،اگر نسل آنان باقی ماند وتا آخر عمر بر این آیین خود ماندند،این با حکمت موافق نبود.ولی آل محمد تا ابد زنده وجاوید هستند ولاجرم صلوات ذکر ایشان واجب است تا همگان بدانند که حافظان شرع محمدی ایشانند وباید به ایشان در نهایت احترام واکرام رفار کرد. هنگامی که صحبتهای سلطان تمام شد،همگان به این پاسخ احسنت گفتند.

     

     

     

    داستان  نجات از دزدان به وسیله ذکر صلوات

     

     

     

    مرحوم ملا حسین کاشفی در یکی از تالیفات خود ذکر کرده است که وقتی بر حسب ضرورت با اهل وعیال خود از وطن خویش مهاجرت کردم کسی از دوستان و مددکارانم همراهم نبود در ابتدای راه ، جمعی به ما رسیدند که از آنها آثار خوف واضراب نمایان بود وقتی نزدیک شدند از آنها پرسیدم که چرا این گونه پریشان حال هستید؟ آنها جواب دادند که در این راه دزدان مسلح هستند.

    ولی باوجود کثرت یاران با زحمت از آنها گذشتیم آنها گفتند: شما چگونه بدون اسلحه قصد عبور از این راه را دارید،بهتر است مراجعت کنید.ولی امکان بازگشت برای ما نبود.با شنیدن حرف آنها به شدت ناراحت شدم وپس از چند لحظه خوابم برد در عالم خواب دیدم شخصی می گوید بر محمد وآلش صلوات فرست.وقتی از خواب بیدار شدم صلوات بر زبانم جاری بود ومرتب آن را می خواندم وهمراهانم نیز به متابعت از من صلوات می فرستادند.بالاخره حرکت کردیم وپس از ساعتی به کاروان دزدان رسیدیم واین در حالی بود که ما آنها را می دیدیم وصحبتهایشان را می شنیدیم ولی آنها ما را نمی دیدند.

     

     

     

    داستان  رفع گرسنگی با صلوات

     

     

     

    حضرت سلمان فرمود:روزی حضرت علی (ع) در بیابانی بی آب وعلفی عبور می کرد در بین راه دراجی را دیدند وفرمودند:چه مدت است که تو در این بیابان بی آب وعلف هستی؟دراج عرض کرد:یکصد سال.حضرت فرموددند پس طعام وغذای تو چیست؟دراج عرض کرد:هر وقت گرسنه شوم بر شما صلوات می فرستم وچون تشنه باشم بر دشمنان شما لعنت می فرستم وسیراب می شوم.

     

     

     

    داستان  تجسم صلوات ونجات صلوات فرستنده

     

     

     

    شبلی گفت:من همسایه ای داشتم که فوت کرده وبه رحمت خدا رفته بود.یک شب او را در خواب دیدم از او پرسیدم پروردگار متعال با تو چه کرد؟ گفت:ای شیخ هولهای بزرگی دیدم ورنج و سختی های زیادی کشیدم علی الخصوص در آن وقتکه نکیر ومنکر آمدند از من سوال کنند زبانم بند آمد ونتوانستم حرف بزنم با خود گفتم واویلا خدایا این عقوبت وسختی ها برای چیست؟آخر من مسلمانم وبه دین اسلام مردم.آن دوفرشته با خشم وعصبانیت از من جواب می خواستند ولی من درمانده بودم

    خدایا چه کنم؟یک وقت دیدم یک شخص نورانی وخوشبو با موهای زیبا آمد میان من وآن دو فرشته ایستاد وجوابها را به من می گفت ومن هم به آنها می گفتم تا اینکه آنها راضی شدند ورفتند. به آن بزرگوار گفتم: خدا رحمتت کند که مرا از این غصه در آوردی ومرا از بلا نجات دادی.شما کی هستی؟ فرمود:من آن صلوات هایی هستم که بر پیغمبر (ص) می فرستادی حالا ماموریت پیدا کردم که مثل شما شوم وهر وقت وهرجا درماندی به فریادت برسم.

     

     

     

    داستان  ثواب تسبیح7کوه پر از ملائکه برای صلوات فرستنده

     

     

     

    عباس بن عبدالمطلب می گوید:روزی به صورت پیامبر(ص) نگاه می کردم،حضرت فرمودند:آیا می خواهی چیزی را به تو بگویم؟عرض کردم:آری یا رسول الله.فرمودند:وقتی که من متولد شدم خداوند 7 کوه در هفت آسمان قرار داد وپر از ملائکه نمود که عدد آن ها را کسی غیر از خدا نمی داندآسمان قرار وپر از ملائکه که عدد آن ها را کسی غیر از خدا نمی داند و تاروز قیامت تسبیح خدا می کنند وخداوند ثواب آن ها را قرار می دهد برای کسی که اسم من را بشنود وصلوات بفرستد.بدن من از شنیدن این سخنان به لرزه در آمد وشروع کردم به گفتن صلوات.

     

     

     

    داستان صلوات مانع غیبت

     

     

     

    روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس وحضرت خضر(ع) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند وغیبت هم از گناهان کبیره است وهرچه آنها را نصیحت می کنم وآنها را منع می کنم،به حرفم اعتنایی نمی کنند وآن عمل قبیح را ترک نمی کنند. چه کنم؟حضرت الیاس(ع)فرمود: چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی شدی ودیدی غیبت می کنند بر محمد وآل محمد صلوات بفرست.پروردگار ملکی را بر اهل آن مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کند آن ملک جلوی این عمل زشت را می گیرد ونمی گذارد غیبت شود. سپس حضرت خضر (ع)فرمود: وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس صلوات بفرستد، حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را کنند.

     

     

     

    داستان  توجه پیامبر به صلوات فرستنده

     

     

     

    در کتاب معراج النبوه نوشته است که:فردی در صلوات فرستادن بر حضرت رسول،سستی وتنبلی می کرد وبر این امر مهم اهتمام نمی ورزید شبی آن حضرت را در خواب می بیند که هیچ توجهی وعنایتی نسبت به او ندارد ،او از هر طرف پیش آن حضرت می رود،آن بزرگوار رویش را به جانب دیگری می گرداند.می گوید:عرض کردم:ای رسول خدا مگر از من غضبناک هستید؟ فرمود:خیر .عرض کردم:چرا هیچ توجه وعنایتی به من ندارید،از هر طرف که من می ایم روی مبارکتان را به سوی دیگری برمی گردانید؟فرمودند:من تو را نمی شناسم، چه توجهی به تو بکنم.

    عرض کردم: من یکی از افراد امت شما هستم از علما شنیده ام که شما به امت خویش از مادر به فرزند خویش آشنا تر هستید(پس چگونه مرا نمی شناسید؟) فرمودند: بله ،چنین است ،اما تو مرا به صلوات یاد نمی کنی وصلوات نمی فرستی ،من امت خویش را به اندازه صلواتی که می فرستند می شناسم.آن فرد می گوید:وقتی از خواب بیدار شدم بر خود واجب ولازم کردم که هر روز صد صلوات بفرستم.بعد از آن ،حضرت را در خواب دیدم که فرمودند: اکنون تو را می شناسم و در روز قیامت از تو شفاعت خواهم نمود.

     

     

     

    داستان  صلوات برتر از بیست هزارسال اطاعت از فرشته

     

     

     

    وقتی که پیامبراکرم صلی الله علیه وآله و سلم در شب معراج به آسمان چهارم رسید، فرشته ای را دید که لوحی در پیش روی خود نهاده و در آن نگاه می کند و مانند رودی اشک از دیدگان می ریزد. آن ملک متوجه حضور رسول خدا ص در آسمان چهارم نشد و لذا جبرئیل با بال خود بر او زد و هنگامی که ملک متوجه شد، بلافاصله رکاب آن حضرت را بوسید ، تعظیم و اکرام نمود و عرض کرد: یا رسول الله مرا معذور دارید، چرا که نور زیادی از این لوح متصاعد بود و به همین جهت من متوجه حضور شما نشدم

    آن حضرت فرمودند: در این لوح چه چیزی نوشته شده است؟ ملک عرض کرد، در این لوح نوشته است: لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علی ولی الله. سپس ملک گفت که من دو رکعت نماز بجا آورده ام که بیست هزار سال طول کشیده است. به امر خدا پنج هزار سال در قیام و پنج هزار سال در رکوع و پنج هزار سال در سجود و پنج هزار سال درحال تشهد بودم. حالا ثواب این نماز را به شما هدیه می کنم به امت شما. حضرت باز فرمودند که امت من احتیاج به نماز تو ندارند. پس بدان که به عزت خدا هر کس از گناهکاران امت من یک بار صلوات بفرستند، ثواب آن از بیست هزار سال طاعت تو برتر است.

     

     

     

    داستان  آتش بر بدن ماهی اثر ندارد

     

     

     

    روزی شخصی از بازار یک ماهی خرید و به خانه آورد و به زنش داد تا برایش غذایی آمده کند . زن آتشی روشن کرد و آن ماهی را روی آتش گرفت و هر چه منتظر ماند ماهی نپخت و آتش اصلاً در ماهی اثر نکرد . هر دو تعجب کردند که چرا این ماهی نمی پزد ؟ خدمت حضرت محمد (ص) آمدند و داستان را برای آن حضرت بیان کردند

    حضرت رسول به ماهی فرمود : چرا آتش در تو کارگر نیست و اثری ندارد ؟! به اذن حق ، ماهی به حرف آمد و گفت : یا رسول الله !از برکت ذکر وجود مقدس و نازنین شما آتش در من اثر نمی کند ، یا رسول الله ، من مال فلان دریا هستم ، یک روز که در آن دریا شنا می کردم ، کشتی بزرگی از آنجا می گذشت ، و من هم کنار آن بودم که یکی از مسافران آن کشتی بر شما و اهل بیت شما صلوات می فرستاد ، من وقتی که صدای صلوات او را شنیدم خوشم آمد ، من هم شروع کردم به گفتن « اللهم صل علی محمد و آل محمد » در آن وقت ، ندایی بگوشم رسید : ای ماهی بدن تو بر آتش حرام شد ، به خاطر همین ، آتش در من اثر نمی کند.

     

     

     

    داستان  باریدن طلا از آسمان

     

     

     

    فقیری که محتاج و صاحب عیال بود ، به طلب رزق و روزی از خانه بیرون آمد . نمی دانست کجا برود . اتفاقا گذرش به مسجدی افتاد که واعظی بالای منبر بود و مجلس را گرم کرده بود و مردم را تشویق و ترغیب به صلوات می کرد . آن مرد فقیر همان جا ایستاد و گوش به حرف واعظ می داد که می گفت : در فرستادن صلوات کوتاهی نکنید ، زیرا اگر ثروتمند بر آن حضرت صلوات بفرستند خداوند متعال در مالش برکت می دهد و اگر فقیر صلوات بفرستد خدا از آسمان روزی او را می فرستد

    آن فقیر از آن مجلس بیرون آمد و همین طور که راه می رفت مشغول فرستادن صلوات شد و می گفت : « اللهم صل علی محمد و آل محمد » . سه روز از این ماجرا گذشت و او صلوات می فرستاد تا گذرش به یک خرابه ای افتاد . پایش به سنگی گیر کرد . آن سنگ را بلند کرد ، دید زیرش سبو و خمره ای پر از طلا است . با خودش گفت وعدة روزی من از آسمان باید بیاید ، من روزی زمین را نمی خواهم . سنگ را روی خمره گذاشت و به خانه آمد و قصه را برای همسرش تعریف کرد . 
    مرد فقیر همسایه ای داشت که یهودی بود ؛ از قضا ، زمانی که داستان را برای همسرش تعریف می کرد آن مرد یهودی بالای بام خانه گوش می داد و فوری از بام خانه پایین آمده و سراسیمه به خرابه رفت و آن سبو و خمره را برداشت و به خانه آورد . وقتی سر آن را برداشت دید که پر از مار و عقرب است . به خانواده اش گفت : این همسایة مسلمان ما ، دشمن ما است . وقتی که من بالای بام بودم فهمید و این حرف را زده که من به طمع بیفتم و آن خمره را باز کنم و مار و عقرب ما را بگزند و نیش بزنند

    حالا که این طور شد من خمره را بالای بام می برم و از روزنه به خانه اش و روی سرشان می ریزم تا هلاک شوند . حالا که ضرر را برای ما می خواستند سر خودشان بیاید . او آمد بالای بام ، دید که مرد فقیر با زنش در حال مجادله و سر و صدا هستند و همسرش می گوید :ای مرد ، روا باشد که تو سبوی پر از زر پیدا کنی و آن را بگذاری ، بیایی و ما در فقر و تنگدستی باشیم ؟ مرد فقیر گفت : من امیدوارم که روزیمان را خدا از آسمان نازل کند که ناگهان مرد یهودی سر سبو را باز کرد و خمره را سرازیر کرد

    مرد فقیر دید از بالا صدا می آید ، سرش را بلند کرد دید از روزنة خانه اش زر و طلایی صدا زد: ای زن‌ ، ببین از آسمان طلا و زر می بارد . سریع ، شروع کرد به صلوات گفتن و جمع کردن زرها . یهودی دید که از سبو سر و صدای زر می آید آن را برگرداند دوباره دید که همان مار و عقرب هاست . دوباره سرخمره را پایین کرد و بقیه اش را به خانة فقیر ریخت . یهودی فهمید که این سری از اسرار غیبی است . به ذهنش آمد که این قضیه مثل همان قضیة زمان حضرت موسی است که آب نیل برای قطبی ها خون بود و برای سبطی آب

    در همان لحظه ، مرد فقیر را بالای بام دعوت کرد و به دست او مسلمان شد و از برکت صلوات بر محمد و آل محمد (ص) هم فقیر ، ثروتمند شد و هم یهودی سعادت پیدا کرد که مسلمان شود .

     

     

     

    داستان دائم الصلوات

     

     

     

    سفیان ثوری گفت : سالی در ایام حج ، به سوی کعبه مقصود می رفتم . وقتی به مدینة طیبة رسول خدا رسیدم و به روضه و حرم شریف مشرف شدم ، جوانی را دیدم که سیمای صالحان در چهره اش نمایان بود ، و آثار پرهیزگاران از صورتش پیدا بود و دور حرم مطهر زیارت می کرد ، و چیزی بر زبانش نبود جز « اللهم صل علی محمد و آل محمد » . خواستم که از او بپرسم « چرا این همه دعا و ذکر که وارد شده است ، را نمی گویی ؟ »که جمعیت بین من و آن جوان فاصله انداخت ، و این حرف توی دلم ماند . به مکه آمدم و در حال طواف ، دوباره آن جوان را دیدم

    باز جز صلوات چیز دیگری بر زبانش ندیدم .آمدم که دوباره با او حرف بزنم که دوباره ازدحام مردم بین من و او جدایی انداخت .دوباره حسرت حرف زدن به دلم ماند . روز عرفه که به عرفات رفتم ، همه را در حال ذکر و ورد می دیدم ، باز آن جوان را دیدم که می گفت : « اللهم صل علی محمد و آل محمد »، می نشست و صلوات می فرستاد ، می ایستاد و صلوات می فرستاد راه می رفت و صلوات می فرستاد . رفتم جلو و سلام کردم و با او گرم صحبت شدم . گفتم : از مدینه تا این جا به دنبالت هستم و در همه احوال دیدم همواره صلوات می فرستی ؟! تعجب می کنم از این ذکر ، در حالی که تمام مردم در حال نماز و ذکر و دعا و تضرع و استغفار و خشوع و خضوع هستند ، تو همه اش می گویی : « اللهم صل علی محمد و آل محمد » . آیا از این ذکر چیزی دیدی ؟!
    گفت : رفیق ! من از این صلوات خیلی چیزها دیدم . به خاطر همین همواره صلوات می فرستم . یکی از آنها این داستان عجیب است که برایت می گویم ، که ببینی این صلوات چه می کند

    پارسال در این موقع با مرحوم پدرم به سوی کعبة مقصود به راه افتادیم .در بین راه ، در فلان منزل پدرم مریض شد و از سفر باز ماندیم . من هم رفتم جایی را کرایه کردم و مرحوم پدرم را به آن جا بردم و چراغی را روشن کردم و سرش را کنار خودم گذاشتم و همین طور به صورتش نگاه می کردم ، دیدم اجلش رسید و پدرم به سکرات مرگ افتاد . روی سفید پدرم سیاه شد

    از دیدن این منظره خیلی ناراحت و ترسان شدم ، گفتم « انا لله و انا الیه راجعون » صبح می شود و مردم برای کفن و دفن می آیند و روی پدرم را سیاه می بینند و می گویند این پیر چه معصیت کرده که به این روز افتاده . از دیدن این منظره خیلی ناراحت بودم ، پارچه ای رویش انداختم و از شدت ملامت اغیار ، گریة زیادی کردم که پدرم از دستم رفت و از همه مهمتر صورتش هم سیاه شده ، چه کنم ؟ از ناراحتی و گریه زیاد کنار بستر پدرم خوابم برد ، در عالم خواب دیدم یک نفر نورانی و زیبا که تا به حال به زیبایی او در دنیا ندیده بودم و بویی به خوشبویی او استشمام نکرده بودم

    لباس های زیبا در بر داشت که تا به حال ندیده بودم و عمامه ای به سفیدی عمامه او ندیده بودم . داخل شد و سر بالین پدرم آمد و پارچه ای را که رویش بود کشید و دست مبارک را روی صورت مرحوم پدرم مالید .  ناگهان صورت پدرم سفید شد . من که متحیر بودم‌ ، با تعجب خود را به دست و پای آن حضرت انداختم و گفتم : آقا شما کی هستی که مرا از این غم بزرگ نجات دادی ؟ فرمود :من صاحب قرآن ، محمد بن عبدالله (ص) هستم . گفتم : پدرم چه کار کرده بود که به این رو سیاهی مرد

    حضرت فرمود : این شخص به خودش جفا می کرد و گنهکار بود ، اما چون همیشه بر من صلوات می فرستاد و به یاد من بود من هم در این جا به فریادش رسیدم و به یادش هستم ، و این پاداش کسی است که بر من صلوات بفرستد . من از خواب بیدار شدم و روی پدرم را چون ماه تابان درخشان و روشن دیدم . از آن روز تا به حال فهمبدم که صلوات چه خاصیت هایی دارد .

     

     

     

     

     

    تکنولوژی تولید ماده شفابخش (عسل):

    روزی رسول اکرم و علی علیهما السلام در نخلستانی بودند؛ زنبور عسلی مشغول چرخیدن به دور پیامبر شد. ایشان فرمودند یا علی! این زنبور ما را به ضیافت عسل دعوت می کند … آنگاه از زنبور پرسیدند: با آنکه شما از شکوفه تلخ مزه می مکید, چگونه عسلی که تولید می کنید شیرین است؟ زنبور گفت: یا رسول الله! هر گاه ما از شیره گل ها می مکیم به ما الهام می شود که سه بار بر محمد و آل محمد صلوات بفرستیم؛ در این هنگام تلخی به شیرینی و عسل بدل می گردد. (خزینه الجواهر, ص ۵۸۶) به نقل از کتاب صلوات کلید حل مشکلات نوشته علی خمسه ای قزوینی ص۶۸٫ چاپ ۱۳۸۶٫

     

    هوشمندی و تسبیح گویی هستی: خداوند می‌فرماید: هر چه در زمین و آسمان است مرا تسبیح می‌کنند، اما شما آن را  نمی فهمید. آیا تا کنون از خود پرسیده‌اید این جمله چه معنایی دارد؟ هر ذره‌ای در عالم هستی دارای ادراک و شعور است. همه ذرات هستی در محضر خدا هستند و در برابر تک تک اتفاقاتی که در عالم اتفاق می‌افتد از خودشان واکنش نشان می‌دهند. آب یکی از اینهاست. آب خوب و بد و زشت و زیبا را می‌فهمد. آب دعا را می‌فهمد. آب اهانت و فحش را می‌فهمد.

     

     

    مهندسی معکوس تکنولوژی صلوات؛

    از یامحمد تا لامحمد!: وقتی یامحمد (ص) تلخی ها و تلخکامی ها را عسلی شیرین و شفابخش می کند، عجیب است که ما به جای داروخانه معنوی، با اندک مشکلی به سراغ قرص های مسکن می رویم؛ اما شیاطین، حقیقت تکوینی شیرین سازی صلوات را با مهندسی معکوس، در صنعت خود وارد می کنند؛ البته این مهندسی معکوس را در جهت عکس اهداف فطرت آفرینش به کار می گیرند. آنان فهمیده اند که “لا محمد” خاصیت زهرآگین سازی عظیمی بر هستی و آب می‌گذارد، بنابراین، در یک طراحی دقیق و خائنانه، وقیح ترین فحش عالم را بر روی نوشیدنی خلق الله نوشته اند، تا آن را کوفت کنند و زهر در کام خود و دوستانشان بریزند!

     

    جنگ نرم اقتصادی وغذایی؛ فلینظر الانسان إلی طعامه!: اگر خود شما دشمن خونی کسی باشید و به هیچ اخلاقی جز نابودی دشمن پابند نباشید، و فرمول نوشیدنیهای دشمن هم در دستان شما باشد چه چیزی به خورد آنها می دادید؟ همین که آنها به خورد ما می دهند: فانتا، پپسی، اسپرایت، کوکاکولا، نستله، آب معدنی دسانی، آب معدنی دماوند!

     



     

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:58  توسط hasan gholami  | 
    صلوات در قرآن اهمیت صلوات .

     
    عبادت در قرآن: ماهیت. انواع. عبودیت راهی برای متأله شدن. کار و عبادت. احتیاج خدا به عبادات؟
    تقوی و صفات متقین. عبادالرحمن. صفات مومن حقیقی. بهترین بندگان
    صبر . انواع صبر. استمداد از صبر. صبر جمیل. مقام صبر. صبر امام حسین
    منافق در قرآن . تفسیر سوره منافقون
    جهاد ایثار شهادت در قرآن . انواع جهاد. تجارت سودمند
    امر به معروف و نهی از منکر
     
    بخش اول خلاصه و چکیده ی مطالب:        کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است
    معنای صلوات:‏
     
     
    صلوات در لغت به معنی "دعاست" و نماز را به جهت اینکه شامل دعا می‌شود "صلاة" می‌گویند.‏ سلام و درود بی‌کران خداوند و فرشتگان و کسانی که ایمان به رسول خدا آوردند، به جهت عظمت، مقام و منزلت آن حضرت صلوات بر محمد (ص) و آلش می‌فرستند. عده‌ای هم صلوات پروردگار عالم را به پنج معنی تقسیم می‌کنند: ‏1) رحمت‏ ‏2) مغفرت‏ ‏3) شفا‏ ‏4) تزکیه ‏5) کرامت. صلوات خداوند برای مسلمین، در حقیقت به این معناست که خداوند آنها را پاکیزه می کند. 
    صلوات فرشتگان نیز دعا و استغفار است (مفردات الفاظ القرآن راغب اصفهانی ص۴۹۰) صلاه از خدا بمعنای رحمت و «صلواه» از فرشتگان به معنای استغفار، و صلوات مردم، به معنای دعا خواهد بود (المیزان ج61 ص394) صلوات خدا بر پیامبر(ص)، به معنای مغفرت و بخشش اوست، زیرا خداوند صلوات به معنای دعا نمی فرستد، بلکه می بخشد، اما صلوات مردم بر رسول(ص)، یعنی استغفار و طلب بخشش برای اوست (الدر المنثور فی تفسیر الماثور سیوطی ج5 ص604) معنای صلوات خدا بر نبی(ص) افاضه کردن انواع کرامات و الطاف و نعمتها بر اوست، اما صلوات ما و فرشتگان، سوال و ابتهال در طلب آن کرامات و رغبت و تمایل در افاضه آن بر آن حضرت(ص) از سوی خداوند است (الوافی ج9 ص1513)‏
     
     
    معنای حروف صلوات از دیدگاه علمای دین: بعضی از علمای دین حروف صلوات را به معنای خاصی بکار برده‌اند که عبارت‌اند از:‏ صاد در صلوات از "صمد" است. لام در صلوات از "لطیف" است. واو در صلوات از "واحد" است. ‏هاء در صلوات از "هادی" است که همگی از اسماء خداوند هستند
    بعضی می گویند : صلوات یعنی تسلیم شدن ، یعنی تسلیم نماید خود را برای کسی که خدا او را وصی و خلیفه خود گردانیده است . محمد یعنی بسیار ستودن و بسیار ستایش کردن. سزاوار است که محمد را بسیار ستایند ، یعنی به هر ستایش ستوده شود ؛ و لذا اسم محمد به صلوات اختصاص داده شده و بعضی ها گفته اند که «محمد » و « احمد » مشتق از حمید است و « حمید » یعنی « حامد »، یعنی ستانیده و معنای « محمود » یعنی « ستوده». خدا دو اسم مبارک « حامد » و « محمود » را اختصاص داده به حضرت رسول الله در مقام ستودن حق تعالی، احمد است. یعنی از همه کس بیشتر ستایش گر خداست و در مقام ستوده شدن محمد است ، یعنی بیشتر از همه کس ستایش کرده شده است. اکنون که عظمت پیامبر (ص) را شناختیم زندگی آن خاتم پیامبران را به اختصار نظر می کنیم .
     
     
    خواص شگفت‌ انگیز صلوات
     
     
    صلوات نشانه محبت به حبیب خداست. صلوات باعث تقرب به خدا و رسول خدا می‌شود. صلوات موجب شفاعت است. با صلوات حاجات برآورده می‌شود. صلوات باعث آمرزش گناهان می‌شود. صلوات موجب عافیت و شفای امراض می‌شود. صلوات حافظه را تقویت می‌کند. صلوات موجب توانگری است. صلوات موجب روشنایی قبر و قیامت است. صلوات باعث تشریف فرمایی پیامبر به موقع مرگ است. صلوات نور صراط است. صلوات باعث نجات از آتش جهنم و داخل شدن در بهشت است.
     
     
     
    صلوات، سلامی ویژه بر پیامبر(ص) و خاندانشیکی از وظایف و آداب مسلمانی، صلوات فرستادن بر پیامبر(ص) و خاندانش (ع) است. آیه 65 احزاب ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگانش بر پیامبر صلوات می فرستند. ای کسانی که ایمان آورده اید، بر پیامبر صلوات بفرستید و کاملا تسلیم وی باشید. این آیه به صراحت بر وجوب صلوات بر پیامبر(ص) حکم و فرمان داده و ظاهر امر و طلب، بر وجوب است مگر آنکه دلیلی بر استحباب وارد شده باشد. هنگامی که این آیه نازل شد، مومنان از چگونگی صلوات بر ایشان پرسیدند و آن حضرت(ص) نحوه آن را بیان کرد و از صلوات ناقص برحذر داشت.
    از این رو در بسیاری از روایات از صلوات ابتر و دم بریده نهی شده و پیامبر(ص) در تفسیر صلوات ابتر و ناقص، آن را صلواتی دانسته که بدون ذکر و یادی از خاندان و اهل بیت آن حضرت(ع) باشد. پیامبر (ص) دستور داده تا همواره صلوات کامل فرستاده شود و هرگز میان پیامبر و آلش در صلوات جدایی نیفتد.
    ایشان بارها فرمودند: هرگز بر من صلوات ابتر (ناقص) نفرستید. یاران عرض کردند: یا رسول الله! صلوات ابتر چیست؟ آن حضرت(ص) در پاسخ فرمودند: این که فقط بگویید: اللهم صل علی محمد و دنباله اش را قطع کنید؛ بلکه بگویید؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد. (الصواعق المحرقه ص44) 18روایت دیگر هست که بر مشارکت آل پیامبر با او در صلوات دلالت دارند. 
    این روایات را اصحاب سنن و جوامع حدیثی از برخی یاران پیامبر(ص) نقل کرده اند؛ از جمله این افراد می توان به ابن عباس، طلحه، ابوسعید خدری، ابوهریره، ابومسعود انصاری، بریده، ابن مسعود کعب بن عجره و علی علیه السلام اشاره کرد. اما روایات از طریق شیعه، درباره صلوات و چگونگی آن بیش از شمارش است. (المیزان ج22، ص443)
     
     
     
    آثار و فواید صلواتصلوات و درود بر آن پیامبر خدا(ص)، افزون بر این که نشانه ایمان و لازمه آن است، بلکه بر اساس آیات و روایات عامل برای جلب محبت آن حضرت و خشنودی وی و در نتیجه خشنودی و رضایت و محبت الهی است؛ چرا که هرکه می خواهد محبوب خداوند شود باید نخست محبوب پیامبر(ص) شود (آل عمران13) و ابراز ارادت و عشق به آن حضرت(ص) بوسیله صلوات، راهی برای دست یابی به این مقصد و مقصود است. براساس روایات آثار و فواید دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی فراوانی برای صلوات است. یکی از واجبات نماز، صلوات بر پیامبر(ص) است، به گونه ای که نماز بی صلوات، نماز باطل و غیرصحیح است. همه فقیهان امامیه، صلوات را در تشهد نمازها، خطبه های جمعه و نماز میت واجب دانسته اند؛ چنان که از میان مذاهب اهل سنت، شافعیها و حنابله صلوات بر محمد(ص) را در موارد یادشده واجب شمرده اند.
    اما این بدان معنا نیست که دیگر فرقه ها و مذاهب اسلامی حکم صلوات را در نماز نادیده گرفته باشند، بلکه آنان (حنفیه ها و مالکی ها از اهل سنت) نیز در همه این موارد، حکم به استحباب و سنت آن می کنند. شافعی در این باره می گوید: هی من جمله ارکان الصلاه لا تجوز الصلاه الا بها؛ صلوات بر پیامبر در نماز از ارکان نماز است؛ به گونه ای که نماز بدون آن صحیح نمی باشد. 1. بخشش گناهان: بخشش گناهان، یکی از آثار صلوات است. امام علی بن موسی(ع): کسی که توان چیزی را ندارد که با آن گناهانش را بپوشاند، باید فراوان بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد؛ زیرا صلوات، گناهان را نابود می کند (وسایل الشیعه ج7 ص491) همچنین وقتی از امام صادق(ع) سؤال شد که ثواب صلوات چیست، فرمود: خارج شدن از گناه، سوگند به خدا چنان خواهد بود که گویا تازه از مادر متولد گردیده است (وسایل الشیعه! ج7 ص491، ابواب الذکر باب24 حدیث3)2. برآورده شدن حاجات: مرحوم کلینی به سند خود از معاویه بن عمار و از ابی عبدالله(ع) نقل می کند: کسی که صد مرتبه بگوید: یا رب صل علی محمد و آل محمد خداوند صد حاجت او را برآورده می سازد؛ سی حاجت وی را در دنیا و باقی آن را در آخرت. (اصول کافی ج2 ص164)3. اجابت دعا: از مهم ترین آثار صلوات، به اجابت رسیدن دعاهاست. مرحوم کلینی در اصول کافی فرمود: دعاها همواره پشت حجابها باقی می ماند، مگر اینکه بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود (همان ص460) چه بسیارند انسانهایی که دعا می کنند، ولی دعای آنان در پیشگاه خداوند به اجابت نمی رسد. شاید یکی از علتهایش این باشد که دعاها را با صلوات بر محمد و آل محمد، نمی آرایند. 
    ابن کثیر عالم اهل سنت، روایتی را که ابوداود آن را صحیح می داند چنین نقل می کند: روزی رسول خدا(ص) شنید (دید) که مردی در نمازش (پس از نمازش) دعا می کند ولی نه خدا را به عظمت یاد می کند و نه بر محمد صلوات می فرستد، به او و دیگران فرمود: هنگامی که یکی از شما می خواهد نماز به پا دارد، (بعد از نماز) نخست خداوند را به عظمت و ثنا یاد کند، سپس بر نبی او صلوات بفرستد، آن گاه هرچه می خواهد دعا نماید. (تفسیرالقرآن العظیم ج6 ص482)4- زینت مجلس: یکی دیگر از فواید صلوات این است که صلوات، زینت و آرایش مجالس است، سیوطی با سندی که به عایشه منتهی می گردد، می گوید: زینوا مجالسکم بالصلاه علی النبی(ص) (الدر المنثور فی تفسیر المأثور ج5 ص409) همچنین از آثار دیگر صلوات می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    - صلوات بر محمد و آل محمد گناهان را از بین می برد. (بحارالانوار، ج 19، ص 84)- صلوات در نزد خداوند همانند تسبیح و تهلیل و تکبیر است. (همان)- هیچ عملی در روز جمعه، افضل از صلوات نیست. (همان، ص 15)- با ذکر صلوات، انسان از گناهانش بیرون می رود. (همان، ص 55)- ذکر صلوات، افضل از آزادی بندگان است. (همان، ص 75)- هیچ چیز از ذکر صلوات بر محمد و آل محمد برتر نیست. (همان)- ذکر صلوات، سپری از آتش جهنم است.(همان، ص 85)- خداوند در برابر ذکر صلوات برای فرستنده آن، هزار حسنه می نویسند. (همان)- فرستنده صلوات، مورد شفاعت قرار خواهد گرفت. (همان، ص 36)- خداوند برای فرستنده صلوات، صدحاجت برآورده می سازد که هفتاد حاجت از حاجت های دنیا و سی نیاز از نیازهای آخرت است. (همان ص 95)- فرستند ه صلوات، از همنشینان پیامبر در عالی ترین درجات بهشت است. (همان)- صلوات، از بین برنده نفاق و دورویی است. (همان)- فرستادن صلوات، سبب ایجاد نور در قبر می شود. (همان، ص 07)- صلوات، وسیله تقرب به خدا است. (تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 303)- صلوات بر محمد و آل محمد در بین نماز ظهر و عصر، برابر با هفتاد رکعت نماز است (سفینه البحار ج1 ص94)- با ذکر صلوات، فراموش شده ها به یاد می آید. (همان)- کسی که پس از نماز صبح و بعداز نماز ظهر بر محمد و آل او صلوات بفرستد، از دنیا نمی رود، مگر اینکه امام زمان(عج) را ببیند. (همان)- فرستادن صلوات، سبب توانگری و زدودن فقر از انسان و جامعه می شود - فرستادن صلوات، سبب دفع و رفع تشنگی در روز قیامت می شود 
     
     
     
    برکات و ثواب صلوات در باب ثواب صلوات روایات فراوانی است که تاکید می کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است. صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد. 
    در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود. برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم. حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند» امام صادق (ع) می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر (ع) را درک و به ملاقاتش نایل آید
    از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند: الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد.
     
     
     
    1- عالم برزخ مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می کند، ظلمت گناه را از بین می برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می کند، ثواب صلوات سنگین تر از گناهان است، صلوات، فریادرس ایشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نورانی و جان کندن را راحت می کند. 
    ابوعلقه می گوید: پیامبر(ص) بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر(طیار) را در خواب دیدم به آن دو نزدیک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابیطالب را برترین اعمال یافتیم.» همچنین از ایشان نقل است که فرمودند: «الصلاه علی نور فی القبر» «صلوات بر من، نوری در قبر است و نیز فرمود هر کس بر من صلوات زیاد بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد
     
     
     
    2- قیامت از ائمه(ع) آمده که هر کس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می شود در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیک ترین فرد به پیامبر قرار می دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می کند و او را در زیر عرش الهی قرار می دهد. 
    همچنین این صلوات ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می شود و ذخیره ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می آید. از پیغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخیز آن روزی که سایه ای جز سایه خداوند نخواهد بود در زیر عرش الهی خواهند بود: «عرض شد: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟» فرمود: «آن کس که اندوه غمزده ای از امت من را برطرف سازد و کسی که سنت مرا زنده نماید و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»
     
     
     
    3- پل صراط صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است که راه را بر او روشن می کند، چنانکه رسول گرامی اسلام(ص) می فرمایند اکثروا الصلاه علی فان الصلوه علی نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنه بر من بسیار درود بفرستید چرا که درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»
     
     
     
    4- جهنم صلوات انسان را از گرمای جهنم مصون می دارد و مانعی است در ورود به آتش جهنم. رسول خدا(ص) فرمودند لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت
     
     
     
    5- بهشت صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می شود، دوست پیامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می کنند، شراب سلسبیل می نوشند، در زمره خواص پیامبر وارد بهشت می شوند. شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟ آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»
     
     
     
    آداب صلوات حال چه موقع و کجا صلوات فرستادن ثواب بیشتری دارد البته، هدف، ذکر صلوات و مداومت بر آن است اما از آنجا که مؤمن باهوش است به دنبال چیزهایی است که این حساب را چندین برابر می کند لذا به دنبال زمان مناسب و مکان مناسب برای فرستادن صلوات می گردد.
     
     
     
    زمان صلوات بهترین زمان صلوات پنج شنبه شب تا غروب جمعه است. از امام جعفر صادق: در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه، جمعی از ملائکه، از آسمان فرود می آیند، که با ایشان، قلم ها از طلا و لوحها از نقره هست، و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب، چیزی به جز صلوات بر پیغمبر و آل آن حضرت علیهم السلام را نمی نویسند» هر وقت که انسان یاد خداست بهتر است که صلوات فرستد، روز مبعث، هنگام شنیدن صدای اذان، ماه شعبان بعد از نماز صبح و هنگام طلب حاجت، از بهترین اوقات صلوات فرستادن است.
    امام صادق(ع) فرمودند: پس از نماز صبح، پیش از آن که حرفی بزنی صدبار بگویید: «یا رب صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و اعتق رقبتی من النار»
     
     
     
    مکان صلوات در هنگام عبور از مسجد، ورود به مسجد، عطسه کردن، وزش باد، ذبح گوسفند، و در مکان خوانده شدن خطبه ازدواج، فرستادن صلوات مستحب است. رسول خدا می فرمایند: هر که باشید بر من درود فرستید زیرا درود شما به من می رسد اما در روایات بر برخی مکانها تأکید شده از جمله: حضرت علی(ع) می فرمایند: «هرگاه از مسجدی عبور کردید، بر پیغمبر(ص) صلوات بفرستید
    فرستادن صلوات اولاً باید به شکل درود و سلام بر پیامبر و آلش باشد تا قبول شود، از طرفی فرستادن صلوات در همه زمان ها و همه مکان ها ضروری است و ذکر برآورده شدن حاجت به حساب می آید و دارای ثواب و برکات فراوانی است که در دنیا و آخرت برفرستنده صلوات سرازیر می شود.
     
     
     
    اهمیت صلواتیکی از ذکرهای مهمی که انسان را به خدا نزدیک می‏کند و در مسیر حق ثابت ‏قدم نگاه می‏دارد، صلوات بر پیامبر اکرم و آل او است‏‎.‎ درود و صلوات بر پیامبر ص موجب علوّ درجات و ثواب برای فرستندگان آن خواهد بود و دیگر اینکه فرستادن صلوات سبب می‏شود نام و یاد پیامبر اکرم ص برای همیشه زنده و جاوید بماند. به همین دلیل آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به فرمان حضرت حق بر عهده آنها گذارده شده، بر او درود می‏فرستند‎ . صلوات شعار رسمی مسلمانان است که هر صبح و شام بارها در بهترین عبادت خویش (نماز) آن را تکرار می کنند. 
    صلوات پیوسته خداوند و فرشتگان بر پیامبر و امر تأکیدی به مؤمنان بر تداوم صلوات بر ایشان را تسلیم بودن در برابر فرمانهای پیامبر (ص) جلوه دیگری از این اهمیت است. ابوبصیر سؤال کرد: منظور از صلات بر پیامبر (ص) را فهمیده ایم، اما معنی تسلیم بر او چیست؟ امام صادق(ع) فرمود: «منظور تسلیم بودن در برابر او در هر کار است (تفسیر مجمع البیان طبرسی ج7، ص579)
    از صلوات، در روایات به عنوان «برترین اعمال» یاد شده، چنانکه خوارزمی در «مناقب» که روزی پیغمبر (ص) نماز صبح را با ماگزارد و بعد از آن به ما رو کرد و فرمود: ای یاران، من دیشب عموی خود حمزه بن عبدالمطلب و برادرم جعفر بن ابیطالب را در خواب دیدم. از ایشان پرسیدم: فدایتان شوم، کدام اعمال را برتر یافتید؟ گفتند: بهترین اعمال را در سه چیز یافتیم: صلوات بر شما، آب دادن تشنگان و دوستی علی بن ابیطالب (ع) منهج الصادقین ص361
     
     
     
    استجابت دعا 
    رسول خدا ص فرمود هر که بگوید: لا اله الا الله وحده لا شریک له . اللهم صل على محمد و آل محمد. مرغ سبزى ، از دهان او بیرون بیاید. و دو بال دارد، مکلل به مروارید و یاقوت . و چون آن دو بال را مى گشاید، به مشرق و مغرب مى رسد و از آن مرغ ، صدایى شنیده مى شود، مثل صداى مگس نحل . پس حق تعالى به او مى فرماید که : مرا مدح کردى و پیغمبر مرا مدح کردى ، الحال ساکن مشو. آن مرغ مى گوید که : چگونه ساکن شوم ، و حال آن که تو گوینده لا اله الا الله را نیامرزیدى ؟ خطاب مى رسد: ساکن شو، من او را آمرزیدم .
     
     
     
    پاک شدن از گناهان یک سال امام صادق (ع ) فرمود: هر کس بعد از نماز ظهر بگوید: اللهم اجعل صلواتک و صلوات ملائکتک و رسلک على محمد و آل محمد ؛ تا یک سال هیچ گناهى بر او نوشته نمى شود.
     
     
     
    آمرزش گناهانپیغمبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله فرمودند: من قال اءللهم صل على محمد و آل محمد اءعطاه الله اءجر اثنین و سبعین شهیدا و خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه ؛ هر کس بگوید اللهم صل على محمد و آل محمد خداوند به او پاداش ‍ هفتاد و دو شهید خواهد داد و مانند روزى که از مادر متولد گردیده است از گناه بیرون خواهد گردید.
     
     
     
    پاک شدن سه روز از گناه رسول اکرم ص فرمودند: هر که یک مرتبه بر من صلوات فرستد، آن دو ملکى که حافظ اویند، تا سه روز، هیچ گاه براى او نمى نویسند. 
    ریزش گناهان رسول خدا ص فرمودند: هر گاه کسى از امت من بر من صلوات فرستد و به دنبال آن بر اهل بیت من صلوات فرستد، براى او درهاى آسمان باز خواهد شد و بر او فرشتگان هفتاد بار صلوات مى فرستند؛ گر چه گنهکار بسیار خطاکار باشد. سپس از او گناهان مى ریزد، چنان که برگ از درخت مى ریزد.
     
     
     
    نوشتن صلواتپیامبر خدا ص فرمودند: من صلى على فى کتاب لم تزل الملائکة تستغفر له مادام اسمى فى ذلک الکتاب . ؛ هر کس در نوشته اى بر من درود فرستد، تا زمانى که نام من در آن نوشته موجود باشد، فرشتگان پیوسته براى او آمرزش طلبند.
     
     
     
    خوشا به حال شما که آمرزیده شدید پیغمبر اکرم ص فرمودند: همانا کاروانى از فرشتگان به امر خداوند بزرگ در جهان پراکنده اند، هرگاه به جلسه ذکر خاندان عصمت و طهارت مى رسند و به یکدیگر مى گویند فرود آیید زمانى که پیاده شدند اهل محفل را با آمین گفتن و صلوات آنان همراهى مى کنند؛ و در پایان به یکدیگر بر اهل ذکر گویند خوشا بر شما که آمرزید شدید!
     
     
     
    از بین برنده گناهان امیر المؤ منین ع فرمود: فرستادن صلوات بر پیغمبر خدا ص بهتر از آبى که آتش را خاموش کند، گناهان را از بین مى برد و سلام بر آن حضرت اءفضل است از آزاد کردن چند بنده از قید بردگى ، و دوستى رسول خدا ص افضل و برتر از جان نثارى و ریختن خون ها.
     
     
     
    طلب آمرزش با همه زبان در اخبار وارد شده است که وقتى بنده اى بر رسول خدا ص صلوات فرستد، حق تعالى از آن صلوات ، از نور، عمودى مى آفریند که یک طرف آن بر زمین است ، و طرف دیگر آن در آسمان ، و آن عمود، هفتاد هزار شعبه دارد؛ و بر هر شعبه ، هفتاد هزار ملک نشسته است ؛ و هر ملکى هفتاد هزار سر دارد؛ و بر هر سرى هفتاد هزار دهان است ؛ و در هر دهانى هفتاد هزار زبان است ؛ و به هر زبانى هزار لغت تکلم مى نماید، و جمیع آن ملایکه با همه آن ها زبان ها و لغت ها براى آن صلوات فرستنده استغفار مى کنند، تا روز قیامت .
     
     
     
    بخشش گناهان در کتاب عیون المجالس که آن نیز از کتب عامه است روایت است که : وقتى یکى از بندگان بر رسول خدا ص صلوات فرستد، منادى از عالم غیب ندا کند که حق تعالى ، بر این بنده ده بار صلوات فرستد؛ و چون این ندا به آسمان اول رسد، هزار بار بر او صلوات فرستند؛ و چون به ساکنان آسمان دوم رسد، هزار بار بر آن افزایند؛ و هم چنین تا آن که نزدیک سدرة المنتهى مى رسد، به هفت هزار بار خواهد رسید. پس حق تعالى به ملایکه خطاب نماید که : شما از عهده صلوات بنده من بیرون نمى توانید آمد. آن را به من وا گذارید، تا آن که من جزاى او را بدهم ، و جزاى او آن است که گناهان او را بیامرزم .
    صلوات هنگام بوییدن گل مالک جهنى ، مى گوید: که گلى به حضرت امام جعفر صادق ع دادم ، گرفتند و بوییدند و بر هر دو دیده گذاشتند، پس فرمودند: هر که گلى را بگیرد و ببوید و بر دیده بگذارد و بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد. هنوز بر زمین نگذاشته باشد که گناهانش آمرزیده شود.
     
     
     
    بخشیده شدن گناهان آینده و گذشته رسول خدا ص فرمود: هر دو بنده که دوست یکدیگر باشند براى خدا و با هم مصافحه نمایند و بر من صلوات فرستند، پیش از آن که از هم جدا شوند، حق تعالى گناهان گذشته و آینده هر دو را مى آمرزد. دیگر آن که آن حضرت فرمود: هر که مصافحه کند با مسلمانى ، و در وقت مصافحه بگوید: ا للهم صل على محمد و آل محمد و سلم این عمل از گناهان او، چیزى باقى نمى گذارند.
     
     
     
    انهدام گناهانامام رضا ع فرمود: هر کس نتواند کفاره گناهانش را بپردازد، باید بر محمد و آلش درود فراوانم بفرستد چه آن گناهان را منهدم مى سازد.
     
     
     
    تندرستى و عافیت پیامبر اکرم ص فرمود: کسى که یک بار بر من درود بفرستد، خدا ده بار بر او درود مى فرستد و کسى که ده بار بر من درود بفرستد، خدا صد بار بر او درود مى فرستد.. البته صد بار نیز، هزار بار درود خدا را در پى دارد و کسى که هزار بر بر من درود فرستد، هیچ گاه عذاب نخواهد دید (و افزود) کسى که یک بار بر من درود بفرستد، خداوند درى از رحمت و عافیت را به روى او مى گشاید و نیز کسى که بر من درود فرستد، گناهانش از بین خواهد رفت .
     
     
     
    روییدن پر و بال به برکت صلوات روزى جبرییل - علیه السلام - نزد رسول اکرم جلیل (ص ) آمد، و گفت : یا رسول الله ! امروز غریبى مشاهده نمودم ، آن امر این است که در وقت پایین آمدن از آسمان ، گذارم به کوه قاف افتاد، در آن جا آواز ناله دلخراش و فریاد جگر سوزى به گوش من رسید، دانستم که داغ دیده اى که به آن زارى مى نالد، و درمانده اى است که به آن نیازمندى مى خروشد
    از عقب آن ناله رفتم ، فرشته اى دیدم ؛ که پیش از آن ، او را در آسمان ، با عظمتى هر چه تمام تر دیده بودم که بر تختى از نور مى نشست و هفتاد هزار فرشته در خدمت او صف زده مى ایستادند؛ وقتى نفس مى زد، ملایکه از نفس او مخلوق مى شدند؛ او را دیدم که با دلى خسته و بالى شکسته ، بر زمین افتاده
    از حالش پرسیدم . گفت : در معراج مصطفى - ص- من بر تخت خود نشسته بودم ، و به آن تعظیم آن حضرت نپرداختم ، و شرایط تجلیل و تکریم را-چنان که شایسته بود - به جا نیاوردم ، به این عقوبت مبتلا شدم ، و از ذروه افلاک ، به حضیض خاک افتادم ، الحال ، تو شفیع من شو، و از حضرت ذوالجلال ، عفو مرا درخواست کن .من در درگاه احدیت ، تضرع بسیار کرده ، و مغفرت او را درخواست نمودم . خطاب از رب الارباب رسید که :به او بگوى که اگر مغفرت لغزش ، و عفو گناه خود را مى خواهى ، بر حبیب من صلوات فرست ، تا به مقام اکرام خود برگردى . من صورت حال را، به آن شکسته بال گفتم ، و او بر حضرت شما صلوات فرستاد، فى الحال ، بال هاى اقبال و کرامت او رویید، و از مرکز خاک به محیط افلاک پرواز کرده ، به برکت این خدمت ، به محل قرب رسید.
     
     
     
    صلوات در آغاز دعا امام صادق ع فرمود: لازم است بر هر یک از شما که هنگام اظهار حاجت در پیشگاه خداوند بزرگ ، با ستایش الهى آغاز کند و به تمجید پیامبر و آل او بپردازد. سپس به تقصیرها و گناهان خود اعتراف کند و پس از آن حاجت خود میان نهد.
     
     
     
    یک بار صلوات و بخشش ده خطا رسول خدا ص فرمودند: هر کس بر من یک بار درود فرستد، خدا بر او ده بار درود خواهد فرستاد و ده خطا را از او برطرف خواهد ساخت و ده درجه را برایش بالا خواهد برد.
     
     
     
    درمان گناهان با صلوات
     
     
     
    واجب شدن شفاعت: رسول اکرم (ص) در وصیت خود به امیر المومنین علی(ع) فرمود: یاعلی هرکس بر من ، هر روز وهر شب صلوات فرستد، شفاعتم بر او واجب می شود اگرچه گناهش از گناهان بزرگ باشد.
     
     
     
    سنگینی حسنات: رسول خدا(ص) فرموده: من در قیامت نزد میزان اعمال می باشم ، هرکس کفه گناهانش افزون تر از حسناتش شود ، آن صلوات هایی را که بر من فرستاده بیاورم وبر حسناتش بیفزایم تا بر گناهانش فزون آید.
     
     
     
    چیره شدن ثواب صلوات بر گناهانش: کاتبی را بعد از وفات ، در خواب دیدند وحال او را جویا گشتند، جواب داد: گناهان مرا، با صلواتی که بر نام پیغمبر(ص) نوشته بودم ، سنجیدند ، ثواب صلوات زیاده آمده و من را بخشیدند.
     
     
     
    محو سیئات: امام صادق (ع) فرمود: صدقه دادن در شب جمعه وروز آن ، ونیز صلوات (درود فرستادن) بر محمد (ص) او را در شب جمعه و روز آن برابر هزار حسنه است وهزار سیئه وبه وسیله آن ، نابود می شود وهزار درجه بر مقام آدمی ، افزوده می شود.
     
     
     
    اثر هزار صلوات در روز جمعه: رسول خدا(ص) فرمود هرکس هزار بار در روز جمعه بر من صلوات فرستد خطایای هشتاد ساله اش آمرزیده می شود.
     
     
     
    بخشش گناهان به اندازه ریگ بیابان: از حضرت امام علی نقی(ع) منقول شده است : هرگه گلی را ببوید وبر دیده ها گذاشته ، صلوات بر محمد وائمه بفرستد ، حق تعالی برای او از حسنات به قدر ریگ یک بیابان عالج که در مابین مکه وشام وعراق کشیده شده است ، بنویسد واز گناهان او ف به اندازه ریگ بیابان محو نماید.
     
     
     
    محوشدن ده گناه: رسول اکرم (ص)فرمود: هرکس بر من یک بار صلوات ودرود بفرستد ، خدا به سبب آن ده بار بر وی درود فرستد وده گناه از وی محو فرماید وده حسنه برای او ثبت کند ودو فرشته موکل بر او برای رساندن آن صلوات به روح من از یکدیگر سبقت گیرند.
     
     
     
    ثواب هفتاد ودوشهید: رسول خدا (ص) فرمودند : هرکس بر محمد وآل او صلوات بفرستد ، خداوند به او ثواب هفتاد ودو شهید عنایت فرماید واز گناهان بیرون می آید مانند روزی که از مادر متولد شده باشد
     
     
     
    ثواب عادت به نوشتن ذکر صلوات: در کتاب معراج النبوة آمده است که: مردی در کوفه برای مردم کتاب می نوشت وعادت داشت که هنگام نوشتن ، هرگاه با نام مبارک ص می رسید صلوات را نیز همراه آن می نوشت ، پس از این که وفات نمد اورا دزرخواب دیدند ، از اوپرسیدند با تو چه کردند ؟ او گفت : چون من عادت داشتم پس از نوشتن نام پیامبر "ص" بنویسم به همین خاطر مرا آمرزیدند.
     
     
     
    آمرزش گناهان با صلوات
     
     
     
    حضرت محمد (ص) فرمود : هر کس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد ، بر خدا لازم می شود که گناهان او را بیامرزد ؛ در همان روز یا همان شب .
     
     
     
    دائم الصلوات: سفیان ثوری گفت : سالی در ایام حج ، به سوی کعبة مقصود می رفتم. وقتی به مدینة طیبة رسول خدا رسیدم و به روضه و حرم شریف مشرف شدم ، جوانی را دیدم که سیمای صالحان در چهره اش نمایان بود ، و آثار پرهیزگاران از صورتش پیدا بود و دور حرم مطهر زیارت می کرد ، و چیزی بر زبانش نبود جز صلوات. خواستم که از او بپرسم « چرا این همه دعا و ذکر که وارد شده است، را نمی گویی ؟ که جمعیت بین من و آن جوان فاصله انداخت ، و این حرف توی دلم ماند . به مکه آمدم و در حال طواف ، دوباره آن جوان را دیدم . باز جز صلوات چیز دیگری بر زبانش ندیدم.آمدم که دوباره با او حرف بزنم که دوباره ازدحام مردم بین من و او جدایی انداخت.دوباره حسرت حرف زدن به دلم ماند
    روز عرفه که به عرفات رفتم ، همه را در حال ذکر و ورد می دیدم ، باز آن جوان را دیدم که می گفت اللهم صل علی محمد و آل محمد می نشست و صلوات می فرستاد ، می ایستاد و صلوات می فرستاد راه می رفت و صلوات می فرستاد. رفتم جلو و سلام کردم و با او گرم صحبت شدم. گفتم : از مدینه تا این جا به دنبالت هستم و در همه احوال دیدم همواره صلوات می فرستی ؟! تعجب می کنم از این ذکر ، در حالی که تمام مردم در حال نماز و ذکر و دعا و تضرع و استغفار و خشوع و خضوع هستند ، تو همه اش می گویی اللهم صل علی محمد و آل محمد آیا از این ذکر چیزی دیدی ؟!گفت : رفیق ! من از این صلوات خیلی چیزها دیدم . به خاطر همین همواره صلوات می فرستم . یکی از آنها این داستان عجیب است که برایت می گویم ، که ببینی این صلوات چه می کند . پارسال در این موقع با مرحوم پدرم به سوی کعبة مقصود به راه افتادیم.در بین راه ، در فلان منزل پدرم مریض شد و از سفر باز ماندیم
    من هم رفتم جایی را کرایه کردم و مرحوم پدرم را به آن جا بردم و چراغی را روشن کردم و سرش را کنار خودم گذاشتم و همین طور به صورتش نگاه می کردم ، دیدم اجلش رسید و پدرم به سکرات مرگ افتاد. روی سفید پدرم سیاه شد . از دیدن این منظره خیلی ناراحت و ترسان شدم ، گفتم « انا لله و انا الیه راجعون » صبح می شود و مردم برای کفن و دفن می آیند و روی پدرم را سیاه می بینند و می گویند این پیر چه معصیت کرده که به این روز افتاده
    از دیدن این منظره خیلی ناراحت بودم ، پارچه ای رویش انداختم و از شدت ملامت اغیار ، گریة زیادی کردم که پدرم از دستم رفت و از همه مهمتر صورتش هم سیاه شده ، چه کنم ؟ از ناراحتی و گریه زیاد کنار بستر پدرم خوابم برد ، در عالم خواب دیدم یک نفر نورانی و زیبا که تا به حال به زیبایی او در دنیا ندیده بودم و بویی به خوشبویی او استشمام نکرده بودم. لباس های زیبا در بر داشت که تا به حال ندیده بودم و عمامه ای به سفیدی عمامه او ندیده بودم . داخل شد و سر بالین پدرم آمد و پارچه ای را که رویش بود کشید و دست مبارک را روی صورت مرحوم پدرم مالید . ناگهان صورت پدرم سفید شد . من که متحیر بودم‌ ، با تعجب خود را به دست و پای آن حضرت انداختم و گفتم : آقا شما کی هستی که مرا از این غم بزرگ نجات دادی ؟ فرمود:من صاحب قرآن ، محمد بن عبدالله (ص) هستم . گفتم : پدرم چه کار کرده بود که به این رو سیاهی مرد . حضرت فرمود : این شخص به خودش جفا می کرد و گنهکار بود ، اما چون همیشه بر من صلوات می فرستاد و به یاد من بود من هم در این جا به فریادش رسیدم و به یادش هستم ، و این پاداش کسی است که بر من صلوات بفرستد . من از خواب بیدار شدم و روی پدرم را چون ماه تابان درخشان و روشن دیدم . از آن روز تا به حال فهمبدم که صلوات چه خاصیت هایی دارد .
     
     
     
    بیمه یک سال گناه از حضرت صادق - علیه السلام - منقول است : هر که در روز جمعه بعد از نماز صبح بگوید: اللهم اجعل صلواتک و صلوات ملائکتک و حملة عرشک و جمیع خلقک و سمائک و ارضک و انبیائک و رسلک على محمد و آل محمد ؛ تا یک سال هیچ گناهى بر او نوشته نمى شود.
     
     
     
    افضل اعمال روز جمعه ابن ابى عمیر گوید: حماد بن عثمان از امام صادق - علیه السلام - پرسید: افضل اعمال در روز جمعه کدام است ؟ فرمود: یک صد بار صلوات بر محمد و آل محمد بعد از نماز عصر، و هر چه بر آن بیفزایى بهتر خواهد بود.احمد بن خالد برقى گوید: در روایتى که عبدالله بن سیابه و ابو اسماعیل از ناحیه یکى از این دو امام ابو جعفر باقر یا ابو عبدالله صادق - علیه السلام - نقل کرده فرمود: 
    چون نماز جمعه به جاى آوردى بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد الاءوصیاء المرضیین باءفضل صلواتک ، و بارک علیهم باءفضل برکاتک ، و السلام علیه و علیهم و على اءرواحهم و اءجسادهم و رحمة الله و برکاته خداوند براى تو یک صد هزار حسنه بنویسد و یک صد هزار گناه از نامه عملت محو سازد، و یک صد هزار حاجتت را براى آن روا کند، و یک صد هزار درجه مقامت را بالا برد.
     
     
     
    اهمیت صلوات بر پیامبر و آل او
     
     
     
    صلوات برپیامبراکرم(ص) و اهلبیت او، ذکر نافعی است که قرآن کریم و احادیث و روایات بر آن تأکید فراوان دارند. در آیه 56 سوره احزاب آمده که «خدا و فرشتگان بر پیامبرش درود و صلوات می فرستند». اکنون این پرسش مطرح می شود که مفهوم صلوات خدا و فرشتگان چیست و کیفیت صلوات بر پیامبر (ص) چگونه است. براساس روایاتی که شیعه و سنی به طور گسترده، به نقل آن پرداخته اند، کیفیت صلوات بر آن حضرت به دست می آید
    ابوحمزه ثمالی از کعب بن عجره حدیث می کند، آنگاه که آیه صلوات بر پیامبر نازل شد، گفتیم: یا رسول ا... ما می دانیم که چگونه بر شما سلام دهیم اما کیفیت صلوات بر شما چگونه است. حضرت فرمودند که بگویید: «اللهم صلی علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی آل ابراهیم انک حمید مجید اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم انک حمید مجید (تفسیر منهج الصادقین، ج7، ص335/ سنن ابن ماجه، ج1، ص293)
     
     
     
    برجستگی «آل پیامبر» در این حدیث و حضور قطعی ایشان در کنار پیامبر( ص) و به هنگام درود بر آن حضرت نشان از رفعت مقام آنان و حضور دایمی عترت درکنار سنت پیامبر (صلوات الله علیه دارد. در اهمیت این حضور باید گفت، پیامبر صلواتی را که شامل آل و خاندان آن حضرت نباشد نکوهش کرده و از آن به صلوات «ابتر و ناقص» یاد کرده است. 
    به عنوان مثال، ابن حجر هیثمی که از بزرگان اهل سنت است، روایت کرده که پیغمبر فرمود: «برمن درود ناتمام نفرستید» گفتند: درود ناتمام چیست؟ فرمود: «اینکه بگویید اللهم صلی علی محمد ناقص است پس بگویید اللهم صلی علی محمد و آل محمد. (تفسیر7  ج17، ص319) در تفسیر «الدر المنثور، سیوطی هجده حدیث از پیامبر نقل شده که براساس آن «آل محمد» را به هنگام صلوات باید ذکر کرد. (تفسیر المیزان، ج16، ص517)
    در روایتی دیگر، قبولی نماز مشروط به صلوات بر پیامبر و خاندان او معرفی شده و آمده است: «هرکس نماز بگذارد و در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد، نمازش قبول نیست. (الصواعق المحرقه، ص 147-146)
     
     
     
    در روایتی دیگر که اهمیت صلوات را نشان می دهد، از امام صادق(ع) به نقل از پیامبر(ص) می فرمایند: «هر که نزد او نام من آورده شود و او صلوات بر من نفرستد، حق تعالی او را از بهشت دورگرداند (اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 395)
    البته چنین عقوبت سنگینی از آن کسی است که عمداً و از روی دشمنی با آن بزرگواران از ذکر صلوات روی برتابد. وجوب صلوات در نماز و مشروط بودن قبولی آن بر درود بر پیامبر (ص) و خاندان پاک وی، جلوه دیگری از اهمیت صلوات را بیانگر است. اجماع علمای شیعه به وجوب صلوات در تشهد اول و دوم نماز است. علاوه بر روایاتی که از امامان شیعه در این زمینه آمده است، در کتابهای اهل سنت نیز روایتی که بر وجوب صلوات دلالت می کند، کم نیست.در روایتی، قبولی نماز مشروط بر صلوات بر پیامبر(ص) و اهل بیت علیهم السلام (یادشده است»: من صلی صلوه و لم یصل فیها علی و علی اهل بیتی لم تقبل منه» (بررسی آیات و روایات صلوات، مرتضی محسنی کبیر ص 321)
    از این رو، از فقهای اهل سنت «شافعی» آن را در تشهد دوم واجب می داند و از احمدبن حنبل و جمعی دیگر از فقها بر وجوب آن عقیده دارند؛ اگر چه «مالک» و «ابوحنیفه» و عده ای نیز آن را مستحب می دانند. (منهج الصادقین، همان، ص 753) عده ای از مفسران براساس برخی روایات معنا و حقیقت صلوات را با پیمان روز الست (الست بربکم، قالوا بلی...) و عالم ذر مرتبط دانسته و صلوات را تجدید عهد و میثاق با عهد اولیه آدم در آغاز خلقت دانسته اند. 
    از امام موسی بن جعفر(ع) روایت شده که: کسی که صلوات بر پیغمبر اکرم ص می فرستد، معنایش آن است که وفای به عهد و میثاقی که در عالم ذر پروردگار فرمود «الست بربکم و محمد نبیکم و علی امامکم» بر زبان آورده و قبولی آن را اعلام می کند و تجدید عمل و میثاق به عمل می آورد. (تفسیر جامع، ج 5، ص 73)
     
     
     
    آثار و فضایل صلواتصلوات از سوی گوینده آن شعاری ظاهری و بدون پشتوانه نیست تا از فضایل بی شمار آن در روایات تعجب کنیم و انگشت حیرت بر دهان افکنیم که ذکری چنین کوتاه چگونه فضایلی چنین متبرک دارد: بر اهل ذکر و ایمان پوشیده نیست که تمامی اذکار از جمله صلوات بر پیامبر صلوات الله علیه و خاندان پاکش یک لفظ و یک معنا دارد.
    تکرار لفظ بدون توجه به معنا سود چندانی ندارد و عمده فضایل در حقیقت ذکر و عبادت نهفته است. چنان که خداوند می فرماید: «ای مردمان شما همگی فقیر درگاه الهی هستید) فاطر51) فرستنده صلوات با واسطه قرار دادن پیامبر و خاندانش و با درود فرستادن بر آنان طلب رحمت و آمرزش می نماید تا با دعایی این چنین از ذات غنی بی نیازی طلب نماید. چنان که گفتیم، صلوات از جانب غیر خدا طلب رحمت است.
    در آیه صلوات نیز خداوند بلافاصله بعد از امر به صلوات بر پیامبر دستور اکید به تسلیم شدن در برابر فرمان ایشان که فرمان او فرمان خداست، می دهد. به نظر می رسد چنین دستوری بعد از امر به صلوات برای آن است که بفهماند حقیقت درود بر ایشان، تسلیم بودن در برابر امری نبوی است و چنین تسلیمی حیات جاودانه و حقیقی به آدمی می بخشد و او را رستگار می کند و ای اهل ایمان، آنگاه که خدا و رسول به آنچه شما را حیات می بخشد فرا می خوانند، اجابت کنید. ( انفال42)
    با بررسی روایات فضایل صلوات، چنین به دست می آید که بخشی از این آثار مربوط به زندگی دنیوی و بخشی به زندگانی اخروی مربوط است که به برخی از آنها اشاره می کنیم، اگرچه ممکن است برخی از این آثار مشترک بین دنیا و آخرت باشد.
     
     
     
    الف) بعضی از آثار دنیوی نقش صلوات در استجابت دعادر ادعیه و روایات معصومین (ع) میان صلوات و مستجاب شدن دعا ارتباط عمیقی دیده می شود. در دعاهای صحیفه سجادیه، مناجات شعبانیه، مکارم الاخلاق و... صلوات به گونه ای در ابتدا یا آخر دعا آمده است، زیرا صلوات دعای مقبوله است. در روایت دیگری نقل شده که: هر کسی حاجتی از خداوند دارد، ابتدا صلوات بر پیامبر و آل او فرستد و سپس حاجت بخواهد و سپس صلوات گوید، زیرا خداوند کریم تر از آن است که دو طرف دعا را مستجاب کند و وسط آن را مستجاب نشده رها نماید، زیرا صلوات بر پیامبر و آل او محجوب و در پرده باقی نمی ماند و حتماً مستجاب می شود.(اصول کافی، همان، ص252) از آن جا که خداوند از مؤمنان خواسته است که به سوی او با وسیله و واسطه ای تقرب جویند یا ایها الذین آمنوا اتقواا... و ابتغوا الیه الوسیله... (مائده53) صلوات به معنای واسطه قرار دادن واسطه های فیض الهی برای تقرب به خدا و درک رحمت الهی است چنانکه در تفسیر این آیه به روایاتی برمی خوریم که معصوم(ع) می فرماید: «منظور از وسیله در این آیه، ما اهل بیت هستیم.» (تفسیرالمیزان، ج5، ص715) از رسول خدا نیز روایت شده که: «صلوات شما بر من باعث روا شدن حاجات شما می شود و خداوند را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاکیزه می کند.» (تفسیر المیزان، ج5، ص623)
     
     
     
    همراهی با ملائکه و برخورداری از استغفار آناناز آنجا که ملائکه پیوسته بر پیامبر(ص) صلوات می گویند، صلوات مؤمنان به معنای همراهی با فرشتگان نیز هست ملائکه نیز برای کسی که صلوات می فرستد استغفار می کند و برای او صلوات می فرستند. از رسول خدا(ص) روایت شده که حق تعالی می فرماید: «هر بنده ای که برای تو صلوات فرستد، هفتاد هزار فرشته بر او صلوات می فرستند و هر که هفتاد هزار فرشته بر او صلوات بفرستد، اهل بهشت خواهد بود.» (جامع الاخبار، فصل82، ص86)صلوات، از بین برنده نفاق و غم و بخلاز پیامبر(ص) نقل شده است که «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد.» (محجه البیضاء، ج2، ص313) و در روایتی دیگر به امام علی علیه السلام توصیه می کند که هرگاه امری تو را اندوهگین ساخت، بر پیامبر و آل او صلوات بفرست. (کنزالعمال، ج1، ص181) و براساس روایتی دیگر از امام حسن مجتبی علیه السلام از پیامبر صلوات الله علیه آن حضرت فرمودند: «بخیل کسی است که چون نام من در نزد او برده شود، بر من صلوات نفرستد.» (کنزالعمال، ج1، ص982) حصول عافیت، توانگری و غنا، به یاد آمدن فراموش شده ها وسیله صلوات و پاکیزه و طیب شدن مجالس به ذکر صلوات، از جمله آثار دیگر صلوات است که در روایات به آنها اشاره شده است.ب) بعضی از آثار اخروی صلواتاگر چه برخی از آثار یاد شده در آخرت نیز محقق است، اما بخشی از آثار مختص زندگی اخروی است که به آنها اشاره می کنیم: قرب به رسول الله ص علیه و بهره گیری از شفاعت آن حضرت:پیامبر صلوات الله علیه فرموده اند: «هر کسی بر من صلوات بفرستد، شفاعت من به او می رسد.»(شرح و فضایل صلوات، ص68)«نزدیکترین مردم در روز قیامت بر من در هر جا که باشد کسی است که بر من بیشتر در دنیا صلوات بفرستد.»(شرح و فضایل صلوات، ص85)کفاره گناهان، خلاصی از آتش و رفع عذاب قبرامام رضا(ع) می فرماید: «کسی که نتواند با کارهای نیک گناهانش را بپوشاند، باید فراوان بر محمد و آل محمد درود فرستد که صلوات گناهان را نابود می کند.»(آثار الصادقین ج11، ص412) و نیز حضرت رسول فرمودند: «صلوات بر من نور است بر صراط و هر کس بر صراط نور باشد، از اهل نار نخواهد بود. همچنین فرمودند: بسیار بر من صلوات فرستید که صلوات بر من نور است در قبر و نور است در بهشت.بهره مندی از حسنات مضاعف و سنگینی بر ترازوی اعمال نیکاز انس بن مالک روایت شده که گفت: بر پیامبر خدا صلوات الله علیه داخل شدم و ندیدم هیچ روزی که مسرورتر و شاداب تر از آن روز باشد. از دلیل آن پرسیدم فرمود: «چرا شاداب نباشم، حال آن که جبرئیل هم اکنون بیرون رفت از نزد من و گفت که خداوند فرمود: هر کسی یک بار بر تو صلوات فرستد، ده صلوات بر او می فرستم، ده سیئه را از او محو می کنم و ده حسنه برای او می نویسم
    همچنین از امام صادق علیه السلام «روایت شده» سنگین ترین چیزی که در روز قیامت در ترازوی اعمال می گذارند، صلوات بر حضرت رسول و اهل بیت ایشان است.» با این حال، آنچه ذکر آن رفت فقط بخشی از آثار و فضایل درود بر پیامبر و خاندان پاک ایشان است که صدالبته روایات بیش از آن است که این نوشتار گنجایش ذکر آن را داشته باشد.
     
     
     
    بهره هایی از آیه صلواتان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا أیها الذین أمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما (1) نکات ظریفی در این آیه است
    یکی این که اگر می خواهید حرفتان اثر کند باید خودتان عمل کنید. خدا که می خواهد دستور دهد و بخشنامه ای صادر کند، می گوید ببین خودم عمل می کنم ان الله و ملائکته یصلون بعد بخشنامه می کند و دستور می دهد که یا أیها الذین امنوا شما هم صلوا وقتی حرف انسان، اثر می کند، که خودش هم به گفته اش عمل کند
    دوم: اگر می خواهید دیگران دستوراتتان را عمل کنند، افرادی را که عمل می کنند مطرح کنید مثلا من می خواهم بگویم بیایید منزل ما، می بینم شما سنگین هستید؛ می گویم افراد برجسته ای منزل ما هستند، طرح افراد برجسته انگیزه شمارا بالا می برد. می گوید ان الله و ملائکته ملائکه ای که با پروردگارشان مخالفت نمی کنند آنچه فرمان داده شده اند اجرا می نمایند لا یعصون الله ما أمرهم (2) المدبرات أمرا (3) ملائکه یصلون،آن هایی که بی گناه و معصومند یصلون، آن وقت شمای گنهکار نمی خواهید صلوات بفرستید! بنابراین پس می گوید:
     
     
     
    یصلون، فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد یعنی خدا و فرشتگان پیوسته صلوات می فرستد. آن وقت تو یک لحظه نمی خواهی یک صلوات بفرستی. نکته دیگر در این آیه این است اگر خواستید مردم به حرف تان گوش فرادهند، این ها را با ادب و محترمانه صدا بزنید
    نگفته است یا ایها الناس، ان الله و ملائکته یصلون علی النبی؛ می گوید: یا أیها الذین آمنوا. کلاس یا أیها الذین آمنوا بالاتر است.  این صلوا، یک نظام است که یک بعد سیاسی هم دارد. می خواهد بگوید، حکومتی است که رابطه بین رهبر و امت رابطه درود، درود باشد. به مردم می گوید یا أیها الذین آمنوا صلوا به رهبر می گوید خذ من اموالهم صدقه (4) و صل. به او می گوید صل، به ما می گوید: صلوا. یعنی حکومتی حق است که رابطه ای بین رهبر و امت رابطه درود، درود باشد. اگر به هم لعنت کنند جهنم است کلما دخلت امه لعنت أختها (5)
     
     
     
    به مدینه می روید السلام علیک یا رسول الله، تو به آنها سلام کن اذاجاءک الذین یؤمنون بآیاتنا فقل سلام علیکم (6) تو به مؤمنینی که می آیند سلام کن. تازه می گوید چون زوار تو هستند. پشت سر کلم قل سلام علیکم این جمله است کتب ربکم علی نفسه الرحمه (7) من هم واجب کردم که به زائرهای تو رحمت بفرستند. خوب بعضی زوار مدینه نااهل اند، می گوید مهم نیست انه من عمل منکم سوءا بجهاله (8)
    آیه داریم که خداوند همیشه به مردم صلوات می فرستند و هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور (9) خدا هم صلوات می فرستد این طور نیست، که تنها ما نماز بخوانیم. خدا می گوید اذکرونی اذکرکم (10) طرفینی است. «صلوا علیه» طرفینی است
    بعضی ها را که آدم، دوست شان دارد، می گوید: قربان شما. بعضی ها را که خیلی دوست شان دارد «قربان شما» را ریز می کند و می گوید: قربان زلف هایت، قربان ابروهایت، قربان شکلت، قربان لباست، قربان کفشهایت، قربان خاک زیر کفشت خدا در قرآن نسبت به پیغمبر چنین کاری کرده ثیابک: لباس تو، قریتک، وجهک، صدرک، ظهرک، عنقک، عینیک، لاتجعل یدک، قلبک، نساءک و بناتک، لاتحرک به لسانک بالای دویست دفعه هم گفته است: ربک، با آن که خدا رب العالمین است، این که می گوید: «ربک، لسانک، ثیابک، قریتک، صدرک، عنقک، عینیک، وجهک چه خبر است؟ این به خاطر این است که خیلی خداوند پیغمبرش را عزیز دارد خداوند در موضع قرآن می فرماید: من این کاری که انجام دادم فقط به خاطر گل روی تو کردم؛
    پی نوشت: ]1[. احزاب، 65؛ ترجمه: خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود فرستید و سلام گوئید و کاملا تسلیم ( فرمان او ) باشید. ]2[. تحریم6. ]3[. نازعات5؛ و آنها که امور تو را تدبیر می کنند. ]4[. توبه13؛ از اموال آنها صدقه ای (به عنوان) زکات بگیر. ]5[. اعراف83؛ هر زمان گروهی وارد می شود، گروه دیگر را لعنت می کنند. ]6[. انعام45؛ هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آمدند به آنها بگو سلام برشما. ]7[. همان. ]8[. نساء71؛ پذیرش توبه از سوی خدا تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام دهند. ]9[. احزاب33؛ او خدایی است که همچنین ملائکه اش درود می فرستند تا اینکه شما را از ظلمات خارج به سوی نور وارد کند. ]10[. بقره152؛ مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم
     
     
     
    اهمیت صلوات بر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)در آیات قرآن از صلوات محمد(ص) بر مومنان و صلوات مومنان بر آن حضرت(ص) سخن به میان آمده خداوند در آیه 103توبه به پیامبر(ص) توصیه می کند تا برای زکات دهندگان صلوات و دعا نماید خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِم بِهَا وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاَتَکَ سَکَنٌ لَّهُمْ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. این فرمان بر آن است تا از طریق صلوات پیامبر(ص) در حق مومنان، زمینه تقرب آنان به سوی خدا و جلب رحمت و مغفرت الهی در حق ایشان فراهم آید وَ مِنَ الأَعْرَابِ مَن یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ وَ صَلَوَاتِ الرَّسُولِ (توبه99) 
    از نظر قرآن، یکی از روش های جلب صلوات و دعای خاص پیامبر(ص) در حق کسی، انفاق است. (توبه103) هر کسی برای این که محبت الهی را جلب کند و به خدا تقرب بجوید می بایست از وسیله و ابزار مناسب آن بهره گیرد که از جمله مهمترین آن ها توسل جویی به حضرت محمد(ص) است. برای این که محبت آن حضرت(ص) جلب شود. یکی از روش ها انفاق خالصانه است تا پیامبر(ص) در حق ایشان دعا کرده و زمینه تقرب و دست یابی به بهشت برای مومنان فراهم آید (توبه99 و 103 تفسیر القرآن الکریم، شبر، ص871) زیرا رحمت خاص الهی در بهشت تجلی می یابد البته ناگفته نماند که انفاق به قصد جلب صلوات و دعای خاص آن حضرت(ص) بر اساس آیه 99 هیچ منافاتی با خلوص در نیت انفاق نخواهد داشت
    بنابراین، هر کسی که بخواهد محبت پیامبر(ص) را جلب کند می تواند با بسترسازی مناسب از طریق ایجاد خشنودی و رضایت وی به این مهم برسد. از جمله چیزهایی که حضرت را خوشحال می کند و خشنودی و رضایت مندی ایشان را به همراه خواهد داشت، اعمالی چون انفاق و کارهای نیک، اطاعت از وی و محبت به اهل بیت و صلوات بر ایشان و خاندانش است
    خداوند در بیان صلوات بر پیامبر(ص) افزون بر فرمان وجوب به این نکته توجه می دهد که خود خدا و فرشتگان نیز بر پیامبر(ص) درود و صلوات می فرستند، پس لازم است که مؤمنان نیز از این سنت و قاعده پیروی کرده و بر پیامبر(ص) صلوات بفرستند و تسلیم محض ایشان باشند. در حقیقت ذکر صلوات خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص) پیش از دستور آن به مؤمنان به عنوان یک وظیفه شرعی و واجب و فرض دینی، بیانگر اهمیت آن از نظر خداوند است. (احزاب 56) 
    از نظر قرآن مؤمنان موظف هستند تا پیاپی بر پیامبر(ص) و آل محمد صلوات بفرستند (همان)؛ چرا که پس از نزول آیه وقتی از رسول خدا پرسیدند که چگونه بر شما صلوات بفرستیم؟ حضرت فرمودند: بگویید: اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم (مجمع البیان، ج7 و 8، ص597)علت تأکید بر صلوات بر محمد و آل محمد(ص) از آن روست که خداوند این را نشانه ای از ایمان شخص و بلکه لازم ایمان برمی شمارد. به این معنا که اگر کسی صلوات بر محمد و آلش(ص) نفرستد و در برابر ایشان تسلیم محض نباشد، از ایمان بیرون است و به یک معنا کافر می باشد. (احزاب6 5) محقق اردبیلی در زبده البیان با اشاره به آیه 6 5 احزاب می نویسد که شاید وجوب صلوات در آیه به قصد وجوب آن در تشهد نماز باشد
    این وجوب اختصاص به نماز نداشته باشد و در هر زمانی بر مؤمن است که بر ایشان و خاندانش(ع) صلوات بفرستد. البته از نظر امامیه در تشهد نماز صلوات کامل واجب است
    علامه حلی درباره وجوب صلوات بر آل محمد(ص) افزون بر محمد(ص) در نماز می نویسد مسئله :الصلاه علی آله واجبه فی التشهد الاول والثانی ذهب الیه علماؤنا أجمع؛ صلوات بر آل پیامبر در تشهد اول و دوم واجب است. تمام علمای ما به این مسئله فتوا داده اند (منتهی المطلب، ج1، ص239)امام صادق(ع) در مقام بیان کیفیت تشهد به عبدالملک بن عمر احول می فرماید: التشهد فی الرکعتین الاولتین الحمدلله اشهد ان لااله الاالله وحده لاشریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله، اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته فی امته و ارفع درجته (منتهی المطلب ج1 ص294)
    ابی مسعود انصاری این گونه از پیامبر(ص) نقل می کند: ما در حالی که در مجلس سعدبن عباده بودیم، رسول خدا(ص) وارد شد و در جمع ما نشست سعد از آن حضرت پرسید: یا رسول الله! خداوند ما را مأمور کرده که بر تو صلوات بفرستیم! چگونه بر تو صلوات بفرستیم؟ فرمود: قولوا: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد، کما صلیت علی ابراهیم، و بارک علی محمد و علی آل محمد، کما بارکت علی ابراهیم فی العالمین انک حمید مجید، والسلام کما علمتم (البیهقی، دار احیاء التراث العربی ج91، ص123-124)براساس این روایات و بسیاری از روایات دیگر حتی از نظر شافعی صحت و درستی نماز، به صلوات بر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است؛ از این رو در اشعاری افزون بر فتوایی که از او نقل شده (المبسوط سرخسی حنفی ج1ص92)، بر این نکته تأکید می کند و می سراید: یا اهل بیت رسول الله حبکم کفاکم من عظیم القدر انکم من لایصل علیکم لاصلاه له ای اهل بیت رسول الله! محبت شما از سوی خداوند در قرآن واجب شده . در عظمت مقام شما همین بس که هرکس بر شما، صلوات نفرستد، نمازش باطل است (التفسیر الکاشف ج6، ص732 تفسیر نمونه ج17 ص124)
     
     
     
    آثار بی توجهی به صلواتبی توجهی به صلوات نیز آثار و پیامدهایی دارد که از آن جمله می توان به آه و حسرت در قیامت یاد کرد. رسول الله(ص): در مجلس هر گروهی که در آن صلوات بر من وجود نداشته باشد، بر اهل آن جز حسرت و آه نخواهد بود و آن گاه که وارد بهشت می شوند هیچ ثوابی برای خود نمی بینند. (همان ص408) در همین مضمون از امام صادق(ع) نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود: «ما من قوم اجتمعوا فی مجلس فلم یذکروا اسم الله عزوجل و لم یصلوا علی بینهم الا کان ذلک المجلس حسره وبالا علیهم (وسایل الشیعه ج7 ص152 ابواب الذکر باب3 حدیث2)یکی از نشانه های بخیل آن است که صلوات نفرستد. رسول خدا فرمود: بخیل کسی است که اسم من نزد او برده شود، ولی صلوات نفرستد (الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج 5، ص409) در منابع شیعی این روایت این گونه آمده است البخیل کل البخیل الذی اذا ذکرت عنده لم یصل علی (وسایل الشیعه، ج7 ص206) صلوات ابتر و ناقص نیز آثاری دارد که از آن جمله ستم ورزی در حق اهل بیت(ع) است
    صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم (ع)
     
     
     
    در حکمت 163 نهج البلاغه آمده اذا کانت لک الی الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علی رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان یسال حاجتین فیقضی احدا هما و یمنع الاخری هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام(ص) درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازداردتمام دعاهای صحیفه سجادیه نیز با صلوات آغاز می شود و یا پایان می یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زیرا ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوی خدا حتمی است. ایشان در دعای 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت می کند
    در قسمتی از این دعا می فرمایند اللهم صل علی محمد و اله، فی کل اوان وقت و کل و علی کل حال عدد ماصلیت علیه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التی لا یحصیها غیرک، انک فعال لما ترید بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهایی که بر هر کس نثار فرموده ای و چندین برابر آن به چندین برابر که هیچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهی کنی
    امام صادق (ع) نیز در باب اهمیت صلوات می فرمایند: کسیکه شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و شهادت دهد که حضرت محمد(ص) رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می شود (ثواب الاعمال32)
     
     
     
    زمان و مکان صلوات‏: صلوات بر پیامبر ص محدودیت زمانی و مکانی ندارد اما در احادیث و روایات تأکید شده که مناسب‏ترین زمان برای درود و صلوات بر پیامبر ص روز جمعه و شب جمعه است. پیامبر ص فرمودند:‏ ‏اذا کانَ یَوْمُ الجُمُعَةِ وَ لَیْلَةُ الجُمُعَةِ فَاَکْثِروُا الصَّلاةَ عَلیَّ چون روز جمعه و شب جمعه شود، بسیار بر من صلوات و درود بفرستید
    همچنین در روایات سخت تأکید شده است که در هر روز جمعه بر محمد و اهل‏ بیت او هزار مرتبه صلوات بفرستید و در روزهای دیگر صد مرتبه‎ ‎ و نیز امام محمد باقر ع فرمود:‏ ما مِنْ شَی‏ءٍ یُعْبَدُ اللهُ بِهِ یَوْمَ الجُمُعَةِ اَحَبُّ اِلیَّ مِنَ الصّلاةِ عَلی‏ مُحمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ»؛ هیچ عبادتی در روز جمعه نزد من محبوب ‏تر از صلوات بر محمد و آل محمد  نیست.‏ همچنین در احادیث و روایات تأکید شده است که در تمام مکان‏ها (جز موارد محدود) زبان می‏تواند به ذکر صلوات مشغول باشد
    باز پیامبر ص در این زمینه فرموده‏اند:‏ حیثُما کُنْتُمْ فَصَلُّوا عَلیَّ فَاِنَّ صلاتَکُمْ تَبْلُغُنی هر کجا باشید بر من صلوات بفرستید؛ زیرا صلوات شما در هر مکانی به من می‏رسد.‏ مهم ‏ترین زمان‏ها و مکان‌هایی که به فرستادن صلوات در آنها تأکیده شده به شرح زیر است:‏‏1- در هر مکانی که نام پیامبر ص ذکر شود ‏2- در ابتدای هر کلامی که دارای قدر و ارزش است؛ مثل خطبه‏ ها، سخنرانی‏ها و... که بهتر است با صلوات آغاز شود ‏3- در ابتدا و انتهای وضو ‏4- هنگام ورود یا عبور از کنار مسجد ‏5- در تعقیب نمازها، مخصوصاً نمازهای صبح و مغرب ‏6- قبل و بعد از دعا ‏7- در خطبه‏های نماز جمعه، عیدین و روز عید غدیر ‏8- در هر شبانه‏ روز ‏9- در ماه مبارک رجب، مخصوصاً روز عید مبعث
    10- در ماه‏های شعبان و رمضان ‏11- هنگام بوییدن گل و ریحان ‏12- بعد از عطسه کردن خود یا دیگری ‏13- هنگام ذکر و به یادآوردن نام خداوند ‏14- هنگام اراده سفر ‏15- هنگام سوارشدن بر مرکب ‏16- هنگام طی مسیری که به صورت سرازیری است ‏17- بعد از گفتن «اللهم لبیک» در احرام حج ‏18- هنگام داخل ‏شدن در مسجدالحرام ‏19- هنگام استلام حجر اسماعیل
    20- هنگام انجام طواف و سعی بین صفا و مروه ‏21- هنگام وداع در میان رکن و باب در روز عرفه ‏22- هنگام وقوف در مشعر ‏23- هنگام ذکر و به یاد آوردن نام خداوند متعال ‏24- هنگام ذبح قربانی و بریدن سر حیوانات ‏25- هنگام طی مسافت راه مدینه ‏26- هنگام مشاهده مدینه منوّره و حرم رسول خدا ص ‏27- هنگام توجه به قبر مقدس رسول خدا در بین قبر و منبر ‏28- در ابتدای درس حدیث ‏29- در ابتدای موعظه، هدایت و راهنمایی دیگران ‏30- هنگام برخاستن از مجلس ‏31- هنگام مصافحه با برادر مسلمان.
     
     
     
    درود ثامن الحجج (ع) بر پیامبر اکرم (ص
    بارالها! بر محمّد و خاندانش در میان پیشینیان درود فرست، و بر او و خاندانش در میان آیندگان درود فرست، و بر او و خاندانش در میان فرشتگان درود فرست، و بر او و خاندانش در زمره پیامبران و رسولان درود فرست. بارالها! به محمّد ـ که درود تو بر او و خاندانش باد ـ آن جایگاه در بهشت، و والایى، و برترى، و درجه بزرگى عطا کن. بارالها! به محمّد ـ که درود تو بر او و خاندانش باد ـ ایمان آوردم در حالى که او را ندیده‌ام، پس روز قیامت مرا از دیدنش محروم مساز، و هم صحبتى با او را روزیم فرما، و مرا بر دین او بمیران، و از حوض او سیراب کن، سیراب شدنى گوارا که هرگز بعد از آن تشنه نشوم، تو بر هر کار قادر و توانایى
    بارالها! همچنان که به محمّد ـ که درود تو بر او و خاندانش باد ـ ایمان آوردم، در حالى که او را ندیده‌ام، در بهشت او را به من بشناسان. بارالها! از جانب من به روح آن حضرت سلام و درودى فراوان فرست.
     
     
     
    درود امام رضا (ع) بر پیامبر (ص) بعد از نمازهاى واجب:
    سلام و بخشایش و برکت الهى بر تو اى رسول خدا! سلام بر تو اى محمّد بن عبدالله ! سلام بر تو اى انتخاب الهى ! سلام بر تو اى دوست خدا ! سلام بر تو اى برگزیده خدا ! سلام بر تو اى امین الهى ! گواهى مى‌دهم که تو فرستاده خدایى، و گواهى مى‌دهم که تو محمّد بن عبداللهى، و گواهى مى‌دهم که تو به خیرخواهى امّتت راه نمودى، و در راه پروردگارت تلاش نمودى، و او را بندگى کردى تا آن گاه که زمان مرگت فرارسید. پس اى رسول خدا ! خداوند تو را پاداش دهد؛ برترین پاداشى که پیامبرى را از امّتش داده است. بارالها! بر محمّد و خاندانش درود فرست، برترین درودى که بر ابراهیم و خاندانش فرستادى، تو ستوده و بزرگوارى.
     
     
     
    درود و صلوات امام سجاد (ع) بر پیروان انبیاء
    این آیه را وجود مبارک امام سجاد کاملاً تحلیل می کند . شاید 2 ـ 3 صفحه درباره همین آیه به صورت دعا دارد بحث می کند . امّا وقتی شما دقیقاً ملاحظه می فرمائید، می بینید که حضرت دارد این آیه را تفسیر می کند ، یک ؛ بعد دست ما را می گیرد ، با جمله های انشائیه می گوید این خبر را انشاء کن و بخوان دو ؛ تا برسیم ، مصداق بشویم ، سه
    دعای چهارم صحیفه سجادیه درباره صلواتی است که وجود مبارک امام سجاد (ع) نسبت به پیروان انبیاء دارد بااین عنوان: الصلاه علی اتباع الرّسل و مصدّ قیهم. این عنوان دعا به ما می فهماند که آیه دوّم سوره مبارکه احزاب مخصوص به امت مرحومه نیست ؛ همه انبیاء که شاگردان اینها شدند، مشمول لطف خدای سبحان بودند و وجود مبارک امام سجاد هم که خلیفه الله است نسبت به شاگردان همه انبیاء من لدن آدم الی خاتم دارد اظهار لطف می کند . پس معلوم می شود انّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی ، یعنی  یا أیّها الآدم ! حکم این است ، یا نوح ! حکم این است ؛ یا داود ، یا سلیمان ، یا ابراهیم ، یا موسی ، یا عیسی! حکم این است ، درباره رسول خاتم (ص) هم حکم همین است . ما از کجا می فهمیم این آیه عام و مطلق است و همه را شامل می شود ؟ به برکت دعای امام سجاد که این دعا مفید آن است که این آیه عام است ، مطلق است و فراگیر و گذشته و آینده را شامل می شود.
     
     
     
    درخواست درود بر مجاهدان راه خداآنها که پیرو وحی اند دو گروهند . یک وقت است در حال صلح پیرو وحی اند ، آنها یک مقدار مشمول رحمتند . یک وقتی در موقع شبیخون و تهاجم فرهنگی و معارضه و مبارزه با دین، پیرو وحی اند . وجود مبارک امام سجاد این گروه را بالصّراحه و بالختصاص ذکر می کند و می فرماید : آنهائی که عند معارضه الدّین قد علم کردند ، دارند دین تو را یاری می کنند و پیرو دین تو اند ، درود خدا بر آنها ! الآن شما می بینید یک عدّه ای کمر بستند به هتک حرمت ذات مقدّس رسول خدا! به جای اینکه توبه کنند ، یکی پس از دیگری همین هتک حرمت را گسترش می دهند
    آثار صلوات الهی بر مؤمنان
    وجود مبارک حضرت این صلوات را توسعه می دهد. انسان یا به جائی می رسد که سعی می کند آلوده نشود ، گناه نکند که این یک نورانیّتی می خواهد این نورانیّت از برکت صلوات خدا پیدا می شود؛ که آدم زشتی گناه را احساس بکند ، بدی خلاف را احساس بکند و گناه نکند. یا نه؛ اگر گناه کرد ، توفیق آن را داشته باشد که گناه آمده را دفع کند، یا توفیق دفع دارد که گناه نکند، یا توفیق رفع دارد که گناه آمده را بر طرف کند. یا نه، از حیطه گناه گذشته است و بالاتر از اینهاست؛ لکن با رفعت درجه همراه است، می خواهد ترفیع درجه پیدا کند. رفعت درجه مال علماء است که: یرفع الله الّذ ین آمنوا م نکم و الّذین اوتوا الع لم درجات. وجود مبارک امام سجاد (ع) در این دعا این صلوات را که تفسیر می کند، خدایا ! بر اینها صلوات بفرست : صلاهً تعصمهم عن معصیتک؛ که اینها از یک عصمت نسبی برخوردارند. حالا عصمت مطلق را کسی توقع ندارد، مقدور او نیست ؛ درباره غیر معصومین یک عدالت کامل و یک عصمت نسبی متوقّع است و مقدور هم هست. کسی که گناه نکرد، از عذاب مصون است، امّا درمورد ترفیع درجه می فرماید: و تفسح لهم فی درجات جنّاتک. در درجات بهشت، منازل وسیعی به اینها عطا می کند .
     
     
     
    فضیلت صلوات در ماه مبارک رمضان
     
     
     
    و من اکثر فیه من الصلوه على ثقل الله میزانه یوم تخفف فیه الموازین  هر کس در این ماه بر من زیاد صلوات بفرستد ترازوى اعمالش ‍ سنگین خواهد شد، معناى صلوات دادن بر رسول خدا آن است که خدایا رحمتت را بر پیامبر و آل پیامبر نازل فرما. وقتى این رحمت بر حضرت نازل شد به دیگران هم مى رسد چون او مجراى فیض ‍ است. در قیامت اعمال انسان را با یک واحد مخصوصى مى سنجند، نه با اجرام مادى و امثال.
    حال این سوال مطرح که اعمال ما را که در قیامت با چه واحدى مى سنجند؟ قرآن مى فرماید: والوزن یومئذ الحق (اعراف8)، یعنى در قیامت اعمال را با حق مى سنجند که مشخص شود چه عملى حق داشت و چه عملى از حق بى بهره بود؛ لذا در قرآن کریم وقتى سخن از توزین اعمال مطرح است مى فرماید: آنان که اعمالشان سنگین است . اهل سعادتند و آنان که اعمالشان سبک است ، از سعادت محروم اند. یعنى این واحد را که حق است عده اى دارند و عده اى ندارند.
     
     
     
    در بیانات امیرالمؤمنین(ع) آمده است، چه این که در بیان رسول الله(ص) هم رسیده است که حضرتش فرمود: زِنُوا قَبْلَ أنْ تُوزَنوا روزى مى رسد که انسانها را وزن مى کنند که کدام انسان سبک و کدام انسان سنگین است. کمال انسان به عقل و معارف عقلى اوست، خود را با یک میزانى که خدا نازل کرده است بسنجد، با میزان قرآن کریم و با وزنى که حق است. و تشخیص این کار که انسان بفهمد روى حقیقت کار مى کند یا خیر، خیلى دشوار نیست
    در سفینة البحار از عیون اخبار الرضا چنین نقل مى کند: امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس توانایى نداشته باشد که کفاره گناهان خود را بدهد، پس باید بر محمد و آل او زیاد صلوات بفرستد؛ به درستى که صلوات گناهان را به تمام معنا از بین مى برد
    مفهوم خطبه حضرت رسول ص فرمود در ماه مبارک رمضان هر کس بیشتر بر من صلوات بفرستد خدا ترازوى او را سنگین مى کند این است که صلواتى را که ما مى فرستیم از طرف ما نسبت به حضرت کمالى عائد نمى شود. خداى سبحان کمالات لائق را به آن حضرت (ص) مرحمت کرد و مى کند، ما آن چیزى را که از خداى سبحان مسئلت مى کنیم ، بعنوان یک علت فاعلى و واسطه در فیض سبب خیر نخواهیم بود که پیامبر بوسیله درود ما کامل بشوند، بلکه بوسیله درود ما کمالاتشان ظاهر مى شود و علت فیاضه اش خداى سبحان است
    لذا على ع فرمود هرگاه حاجتى داشتید، دعائى کردید. چیزى از خدا خواستید، همراه با آن یا بعدا صلوات بر پیامبر را فراموش نکنید. زیرا صلوات بر آن حضرت یک دعائى مستجاب است، و چون همراه صلوات حاجت خود را خواستید، خداى سبحان این چنین نیست که یکى را برآورده کند و دیگرى را برآورده نکند؛ لذا گفتند اگر خواستید دعا کنید او از خداى سبحان را درود بر پیامبر را مسئلت کنید تا در پرتو این صلوات که یک دعائى است مستجاب ، سائر دعاها هم مستجاب بشود
    لذا در برنامه هاى آموزنده امام سجاد ع که مثل اعلاى نیایش و دعا را به ما مى آموزاند، در بسیارى از فرازهاى ادعیه ایشان صلوات بچشم مى خورد. هر مطلبى را که آن حضرت از خدا مى خواهند قبل و بعدش صلوات است چون آن اول و این آخر را خداوند مستجاب مى کند بین آن ها را هم مستجاب خواهد فرمود.
     
     
     
    این صلوات را که خدا و ملائکه بر پیامبر مى فرستند بر مؤمنین هم مى فرستند این مؤمن چه مقامى دارد که خداى سبحان بر او صلوات مى فرستد هو الذى یصل علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الى النور (احزاب 43). خدا و ملائکه او بر شما صلوات مى فرستند تا شما را از تاریکى ها به نور هدایت فرماید. مؤ من به جائى مى رسد که خدا بر او صلوات مى فرستد تا او را به فضاى نور منتقل کند. خداوند بر شما صلوات مى فرستد و فرشتگان او نیز، تا شما را از ظلمت ها به نور بیرون بیاورند
    معلوم مى شود صلوات خدا بر مومنین یعنى نورانى کردن و اگر این فیض قطع بشود و خدا بر کسى صلوات نفرستد، یعنى در ظلمت ماندن . ما باید خود را با این معیار وزن کنیم . ببینیم از صلوات خدا بهره مى بریم یا خیر؟ بدانیم هر جا که لغزیدیم و گرفتار گناه شدیم در آن حال صلوات فرشتگان خدا نصیب ما نشده است ؛و هر لحظه که توفیق اطاعت و انجام تکالیف شرعى نصیب ما شد، از احکام و آداب عبادات کم و بیش به اسرار عبادات راه پیدا کردیم ، بفهیم به اینکه صلوات خدا و فرشتگان خدا و فرشتگان خدا نصیب ما شده است .این مقام شامخ مؤ من است که مؤ من به جائى مى رسد که خدا و ملائکه او بروى صلوات مى فرستند، تا او را نورانى کنند اگر کسى از این راه نور گرفت ، هم راه خود را مى بیند و هم راه را به دیگران نشان مى دهد؛ و اگر از این راه نور نگرفت، نه راه خود را مى بیند و نه مى تواند راهنماى دیگران باشد. پس بیاییم در این ماه عزیز صلوات بسیار بر پیامبر و اهل بیت بفرستیم تا از فیض دنیا و آخرتی آن، برآورده شدن حوایج دنیایی، نجات از تاریکی ها و رسیدن به نور و سنگین شدن اعمالمان در قیامت بی نصیب نمانیم
     
     
     
     حکایات و روایات
     
     
     
    شرکت ملائکه ها در مجلس صلوات: پیامبر اکرم (ص) فرمود : کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جان حرکت می کنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات می رسند، به یکدیگر می گویند فرود آییم. زمانی که پیاده می شوند ، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین ، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و یاری می کنند و در پیان به یکدیگر می گویند : خوشا به حال این افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید.
     
     
     
    هنگام جان دادن: رسول خدا (ص) فرمود: هرکس بر من زیاد صلوات بفرستد از تلخی مرگ وجان کندن ایمان گردد.
     
     
     
    نجات عبور از صراط: رسول خدا فرمود: شب گذشته ، خواب عجیبی دیدم. مردی از امت خود را دیم که از صراط می گذشت وهر لحظه می لرزید ، ودر هر قدم می لغزید. پس دیدم صلواتی بر من فرستاده بود ، آمد ودست او را گزفت ، وبه سلامت او را از صراط گذرانید.
     
     
     
    نزدیک ترین افراد به پیامبر در قیامت : رسول خدا فرمود: نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیشتری بر من فرستاده باشد.
     
     
     
    صلوات با دل و زبان: یکی از آداب فرستادن صلوات این است که دل با زبان موافقت نماید ، به این معنا که از روی غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد.
     
     
     
    خواری وذلت بر اثر بی توجهی به صلوات: رسول خدا فرمود: بینی مردی که من نزد او یاد شوم وبر من رود وصلوات نفرستد به خاک مالیده می شود.هرکس مرا یاد کند وبر من درود وصلوات نفرستد بدبخت خواهد شد.
     
     
     
    صلوات ناقص چرا؟ پیامبر اسلام فرمود : بر من صلوات ناقص نفرستید ، پرسیدند:صلوات ناقص کدام است ؟ رسول خدا فرمود
     
     
     
    این که بگوید " اللهم صل علی محمد " این نوع صلوات را صلوات ناقص گویند .صلوات کامل چنین است"اللهم صل علی محمد وآل محمد".
     
     
     
    فرشته مامور رساندن صلوات: حضرت امام صادق (ع) فرمود: خدا ملکی را بر قبر رسول خدا موکل گردانیده است که به او طهطیل می گویند و وقتی یکی از شما بر آن حضرت صلوات بفرستد ، آن ملکبه عرض آن حضرت می رستند که فلانی سلام وصلوات فرستاده است وآن سلام را به قبر آن حضرت می رساند.
     
     
     
    گفتن نام خدا با صلوات: امام رضا (ع) فرمود : مراد از این آیه این است که هرگاه نام پروردگار متعال بر زبان آمد‌، بر محمد وآل محمد(ص) درود وصلوات بفرستد.
     
     
     
    بوئیدن گل با صلوات مالک جهنی می گوید : گلی به حضرت امام جعفر صادق (ع) ‌دادم ، گرفتند و بوئیدند و بر هر دو دیده گذاشتند ، سپس فرمودند : هر که گلی را بگیرد و ببوید و بر دیده ها بگذارد و بگوید : « اللهم صل علی محمد و آل محمد » ، هنوز بر زمین نگذاشته باشد که گناهانش آمرزیده شود .
     
     
     
    شگفتی صلوات 34 داستان
     
     
     
    داستان  شفای مریض با صلوات: زنی شفای پسر کور وکر خود را از حضرت محمد(ص) خواست.آن حضرت فرمود: برو بر من صلوات بسیار بفرست .آن زن هم به هر قدمی که بر می داشت یک صلوات می فرستاد. چون به خانه رسید، پسر اوسالم شد. نزد آن حضرت برگشت وسلامتی پسرش را به ان حضرت گفت.حاضرین سالم شدند .جبرءیل نازل شد وگفت : خداوند می فرماید: چنانچه اعضای این پسر را به برکت صلوات بر تو وال تو شفا دادم ، روز قیامت نیز به برکت صلوات بر تو ، گناهان امت را می بخشم.
     
     
     
    داستان رفع خطر: حجت الاسلام والمسلمین مهدی پور حدود 4سال پیش یکی از اعضای خانواده ما خوابی دید 3 روز بعد جریان خواب را برای مرحوم حضرت آیت الله صدیقین اصفهانی نقل کردم. ایشان در ضمن تعبیر ابعاد آن خواب فرمود: قرار بود در همان روز رویت خواب ، ازاین خانواده یک نفر تلف شود ، ولی نظر به این که در آن خانه صلوات زیاد می فرستادند ، خطر رفع شد بلافاصله با دوستم که در یکی از شهر های آذربایجان زندگی می کرد  تماس گرفتم واز او احوال پرسی کردم.
    اوگفت : سه روز بعد پیش پسرم با کامیون تصادف سختی کرده و الآن در بیمارستان بستری است و مدتها در حال اغما بود. به این طریق صدق خواب و تعبیر آن روشن شد و معلوم شد که این خطر به برکت صلوات بر محمد وآل محمد از این خانواده بر طرف شد.
     
     
     
    داستان عذاب قبرستان: مادری بعد از وفات دخترش ،اورا در خواب می بیتد که در عذاب ورنج وسختی است. ب ناراحتی از خواب بیدار می شود وناله وفریاد وگریه وزاری سر می دهد.چند روزی به حال فرزندش اشک ریخت.مدتی از این ماجرا گذشت.دوباره دخترش اورا درخواب دید که خوشحال وخرسند استودر بهشت فردوس نشسته ودر حال استراحت است. مادر گفت: ای دختر، آن دفعه با آن وضع اسفبار واین دفعه تو را در بهشت می بینم.
    داستان چیست؟ گفت: ای مادر ،آن عذاب وآن سختی به خاطر گناهان وغفلت هایم بوده که مشاهده کردی اما این حالی که می بینی به واسطه این است که چند ورز پیش عزیزی از کنار مقبره وقبرستان مارد می شد وچند دفعه صلوات فرستاد وثواب آن را به اهل گورستان بخشید.خدا به برکت آن صلوات ، عذاب را از اهل گورستان برداشت وهرکس که در قبرستان صلوات بفرستد به اهل آن هدیه کند، خدا به برکت آن صلوات عذاب را از اهل آن بر می دارد.
     
     
     
     داستان  شرایط استجابت دعا 
     
     
     
    شخصى خدمت امام صادق علیه السلام آمد، و عرض کرد: دو آیه در قرآن است که من هر چه به سراغ آن مى روم آن را نمى یابم (و به محتواى آن نمى رسم .)حضرت فرمود: کدام آیه ؟ گفت : آیه اول این سخن خداوند که فرمود: مرا بخوانید تا دعاى شما را مستجاب کنم ؛ ادعونى استجب لکم و من خدا را مى خوانم اما دعایم مستجاب نمى شود! امام فرمود: آیا فکر مى کنى خداوند عزوجل در وعده خود تخلف کرده ؟ گفت : نه . فرمود: پس علت آن چیست ؟ عرض کرد: نمى دانم . فرمود: اینک به تو خبر مى دهم، کسى که اطاعت خداوند متعال کند در آن چه امر به دعا کرده و جهت دعا را در آن رعایت کند اجابت خواهد کرد. عرض کرد: جهت دعا چیست ؟ فرمود: نخست حمد خدا مى کنى و نعمت او را یاد آور مى شوى، سپس ‍ شکر مى کنى، بعد درود بر پیامبر ص مى فرستى، سپس ‍ گناهانت را به خاطر مى آورى و اقرار مى کنى و از آنها به خدا پناه مى برى و توبه مى نمایى ، این است جهت دعا! 
    سپس فرمود: آیه دیگر کدام است ؟ عرض کرد: این آیه که مى فرماید: در راه خدا انفاق کنید تا خدا بهتر از آن در راه خدا انفاق مى کنیم؛ ولى چیزى که جاى آن را پر کند عاید نمى شود! امام فرمود: اگر کسى از شما مال حلالى به دست آورد و در راه خدا انفاق کند هیچ درهمى را انفاق نمى کند مگر این که خدا عوضش را به او مى دهد.
     
     
     
    داستان  روز قیامت شفیع توام  از اهل مرو گفت : من ، در صلوات فرستادن بر سید کاینات و خلاصه موجودات - علیه و آله افضل الصلوات -سستى مى ورزیدم ؛ و در آن باب، اهتمام نکرده، تغافل مى نمودم؛ تا آن که شبى آن حضرت را خواب دیدم، و به من هیچ التفات نفرمود؛ بلکه از هر جانب که مى رفتم اعراض مى نمود، چنان که گویا از من ناخشنود بود
    من عرض رسانیدم که : یا رسول الله ! چرا به نظر التفات در من نمى نگرى ، و روى مبارک از من مى گردانى ؟ فرمود: من تو را نمى شناسم ؛ به تو، چه التفات کنم ؟ عرض کردم : من ، یکى از امت شمایم ، و از علماء شنیده ام که پیغمبران امت خود را بهتر مى شناسد، از پدر، فرزند خود را. فرمود: معرفت من نسبت به امتم ، به قدر فرستادن صلوات ایشان است بر من . و چون تو من را به صلوات یاد نمى کنى ، من چگونه تو را بشناسم و به چه صورت ، از تو خشنود باشم ؟ من از خواب بیدار شدم ، و بر خود لازم گردانیدم ، که هر روز صد بار صلوات فرستم ، و حق تعالى من را توفیق قیام آن عطا نمود. و بعد از مدتى ، باز آن حضرت را در خواب دیدم ، و به من التفات بسیار نموده. فرمود: اکنون تو را مى شناسم ، و از تو خشنودم ، و روز قیامت ، شفیع تو خواهم بود.
     
     
     
    داستان  رهایى از جهنم د باقر (ع) روایت کرده اند که : بنده در آتش ، هفتاد خریف مى ماند. و هر خریفى ، هفتاد سال است . پس از خدا سؤ ال مى کند به حق محمد و اهل بیت آن حضرت (ع) که بر او رحم نماید. پس از جانب حق تعالى وحى مى رسد به جبرییل که : فرو رو به سوى بنده من ، و او را بیرون آور. جبرییل مى گوید: پروردگارا! چگونه براى من میسر است که داخل آتش ‍ شوم ؟ خطاب مى رسد: من امر نموده ام که بر تو سرد و سلامت باشد. عرض مى کند: آن بنده در کجا است ؟مى فرماید: در چاهى است از سجین ؟ جبرییل نزد آن بنده مى آید و مى بیند که روى آن بنده ، با قدمش به هم بسته است. پس بیرون مى آورد او را. حق تعالى به آن بنده خطاب مى کند: اى بنده من ! چه قدر بود مکث تو در آتش ؟ آن بنده مى گوید: نمى دانم . خطاب مى رسد: به عزت و جلال خودم قسم ، که اگر تو به آن نحو از من سؤ ال نمى کردى ، هر آینه خوارى تو در آتش به طول مى انجامید؛ و لکن من بر خود لازم گردانیده ام که هر که از من سئوال نماید به حق محمد و اهل بیت او (ع) ، گناهان او را که در میان من و او است بیامرزم و امروز تو را آمرزیدم
     
     
     
    داستان  صلوات به صورت زیبا نة الاعیاد شیخ احمد نجفى پس از ذکر فواید بسیارى براى صلوات بر محمد و آلش گوید طرفه تر چیزى که در روزگار نوشتن فضل صلوات برایم رخ داد این بود که برخى از آن را براى یک دوست باتقوا و خوب خواندم و بسیار شاد شد و پیش آمد که روز جمعه به دیدن او رفتم و دیدم بسیار شاد است ، سبب شادیش را پرسیدم گفت : من در روز بسیار صلوات بر محمد و آلش مى فرستادم و شب جمعه بر آن مداومت کردم تا چرتم گرفت
    در خواب دیدم پیغمبر و امیر و زهرا و همه امامان از آسمان به زیر آمدند و گردم نشستند و پیغمبر (ص) با من هم سخن و همدم شد مانند یک خودمانى ، از او پرسش کردم و جواب داد و مژده خوشى به من داد که دلم خنک شد و آن گاه خواب طولانى خود را که داراى انواع شادى بخش ها و مژده ها بود نقل کرد تا گفت : شخصى که از دوستان قدیمى و خصوصى من بود و او را در خواب شناختم در خواب و او در نورانیت و زیبایى شبیه ترین افراد به پیغمبر (ص ) بود چون بیدار شدم او را نشناختم و به صلوات ادامه دادم تا خوابم برد و در خواب تعبیر خوابم را دیدم که آن عمل من است که صلوات را خدا به آن صورت زیبا در مى آورد.شب دوم باز پیغمبر (ص) و ائمه (ع) همه را در خواب دیدم و کسى به من گفت : سر بلند کن و نگاه کن . سر بلند کردم و پیغمبر و ائمه معصومین (ع) ذکر خدا مى گفتند و آن شخص به من گفت : مى دانى چه ذکرى مى گویند براى خدا تعالى. گفتم : نه . گفت : همان ذکر صلوات تو است . از آن شاد شدم و خدا را بر توفیق خود سپاس گفتم .
     
     
     
    داستان  محفوظ ماندن عیال امام حسن عسکرى (ع) فرمودند: مردى از دوستداران على (ع) از شهر شام نامه اى خدمت ایشان نوشته که : من مال زیادى دارم و داراى اهل و عیال هستم که از جدایى آنها مى ترسم در عین حال بسیار علاقه مند هستم که خدمت شما برسم. حضرت پاسخ فرمودند: اموال خود را در جایى جمع کن و صلوات بر روح محمد (ص)بفرست و بگو خدایا! اینها به امر بنده تو على بن ابى طالب (ع) نزد تو امانت است 
    آن مرد همان گونه که حضرت فرموده بودند عمل نمود، به شهر کوفه رفت تا به خدمت حضرت على(ع) رسید. خبر به معاویه رسید و دستور داد بروند و تمام اموالش را غارت کنند و عیال او را به کنیزى بگیرند. وقتى گماشتگان معاویه وارد خانه آن مرد شدند، هیچ کسى را جز اهل و عیال معاویه و یزید در آن محل ندیدند. اهل و عیال معاویه و یزید به گماشتگان گفتند: شما برگردید؛ زیرا ما هر چه اموال بود گرفتیم و اهل و عیالش را هم به بازار فرستادیم ، گماشتگان برگشتند و به این گونه خداوند اهل و عیال آن مرد را حفظ نمود.پس از چند روز دزدان شهر خبردار شدند که آن مرد نیست و اموالش بى صاحب است . آنها آمدند تا هر چه دارد به غارت ببرند؛ اما به قدرت خداى متعال ، اموال آن مرد را به صورت مار و عقرب دیدند. بعضى از آنها مار گزیده شده و هلاک گشتند و بعضى هم بیمار شدند. تا این که یک روز امیر المؤ منین على (ع) به آن مرد فرمود: آیا دوست دارى اهل و عیال و اموالت در مقابل تو حاضر شوند؟
    آن مرد گفت : آرى . سپس تمام اموال و اهل و عیال ایشان به معجزه آن حضرت حاضر شدند و در این حال وقایع پیش آمده را تعریف کردند که چگونه اهل و عیال یزید و معاویه آمدند و چگونه دزدان به دست مارها و عقرب ها گزیده شدند. حضرت فرمودند: ان الله ربما اظهر آیة لبعض المؤ منین لیزید فى بصیرته ؛ یعنى : در بعضى از اوقات براى مؤ منین نشانه اى ظاهر مى شود تا ایمان آنها اضافه شود.
     
     
     
    داستان  رفع غیبت روزى ، یکى از اولیاء به الیاس و خضر،(ع) شکایت کرد، که مردم ، غیبت بسیار مى کنند و آن از گناهان کبیره است . هر چند که ایشان را نصیحت مى کنم و از آن منع مى نمایم ، سخن من را نمى شنوند و آن عمل قبیح را ترک نمى کنند. حضرت الیاس (ع) فرمود: چاره این کار، آن است که چون کسى به مجلس در آید، به او بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم صلى الله على محمد و آل محمد ، که حق تعالى ، ملکى را بر اهل آن مجلس موکل مى گرداند، که هر گاه کسى شروع در غیبت کردن نگاه دارد
    پس حضرت خضر (ع) فرمود که : چون کسى در وقت بیرون رفتن از مجلس ، بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم و صلى الله على محمد و آل محمد ، حق تعالى ملکى را مى فرستد، تا آن که نگذارند که اهل آن مجلس ، غیبت او نمایند.
     
     
     
    داستان  پر و پال ملک به واسطه صلوات حق - سبحانه و تعالى - به ملکى فرمود که فلان شهر را ویران کن . وقتى آن ملک به آن شهر آمد، گریه کودکان و ناله زنان و فریاد چهارپایان را شنید، برایشان رحم نموده و بر ویرانى آن شهر اقدام نکرد. تند باد قهر، از مهیب جلال وزیده ، پر و بال آن ملک را در هم شکست ؛ و از بالا رفتن بر افلاک ، محروم و مهجور ماند. روزى جبرییل او را گریان و نالان بر روى خاک افتاده دید
    دلش بر پریشان حالى و شکسته بالى آن ملک سوخت . حال عجز و بیچارگى و ضعف و آوارگى او را به بارگاه جلال عرض کرد. خطاب آمد که به او بگو: بر حبیب من محمد (ص) صلوات فرستد تا به برکت آن پر و بال به او برگردد. به او گفته شد. آن ملک به وظایف صلوات قیام نمود. و بال اقبال باز یافته به فراغ بال به جانب آشیانه خود پرواز نمود.
     
     
     
    داستان  صلوات خدا بر صلوات فرستنده احمد حنبل ، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روایت کرده است : روزى رسول خدا (ص) از مدینه بیرون رفت ، وارد نخلستان شد، به سجده رفت . سجده آن جناب ، آن قدر طول کشید که من ترسیدم مبادا آن حضرت ، وفات کرده باشد. آمدم به آن حضرت نگریستم
    سر مبارک را از سجده برداشت ، و فرمود: تو را چه مى شود؟ من صورت حال را به عرض رسانیدم . فرمود: جبرییل بر من نازل شد، و گفت مى خواهى تو را بشارت دهم ؟ به درستى که حق تعالى فرمود: هر که بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات مى فرستم . و هر که بر تو سلام گوید، من بر او سلام مى گویم .
     
     
     
     
    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:55  توسط hasan gholami  | 

    فردانیوز: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : در معراج ، ملکی را دیدم که هزار هزار دست دارد( یعنی یک میلیون ) و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد . آن ملک گفت : من حساب دانه های قطرات باران را می دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا می بارد. تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می دانم ، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم . رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: چیست؟ عرض کرد: هرگاه جماعتی از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم

    آثار و برکات صلوات ص 30

    نوشتن صلوات

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموند: هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بنویسد ، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند

    داستانهای صلوات ص8 – سفینه البحار 2/ 50

    صلوات جهت حاجت

    حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت های شماست و خدا را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاک و پاکیزه می کند.

    داستانهای صلوات ص 10 – جمال الاسبوع ص 242

     آمرزش گناهان با صلوات

    حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند : هر کس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد ، بر خدا لازم می شود که گناهان او را بیامرزد ، در همان روز یا همان شب

    بحار الانوار 94/ 69 – داستان های صوات ص 12

    میزان صلوات در قیامت

    حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند : روز قیامت ، من پیش میزان اعمال هستم ، یعنی که هر کس کفه سیئاتش (گناهانش) سنگین تر از کفه حسناتش (ثواب هایش) باشد ، من صلوات هایی را که برایم فرستاده می آورم و در کفه حسناتش می گذارم تا آن که کفه حسناتش سنگین تر گردد.

    ثواب الاعمال و عقاب الاعمال باب ثواب الصلاه النبی - داستان های صلوات ص 13

    دیدن بهشت با صلوات

    حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند : هر کس هر روز هزار صلوات بر من بفرستد از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند

    فضیلت صلوات ص 14 ، داستان های صلوات ص14

    شرکت ملائکه در مجالس صلوات

    حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند : کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت می کنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات می رسند ، به یکدیگر می گویند : فرود آییم . زمانی که پیاده می شوند ، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین ، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهی می کنند و در پایان به یکدیگر می گویند : خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید.

    آثار و برکات صلوات ص 37

     خشنودی پیامبر (ص) از صلوات های زیاد

    شخصی بسیار زاهد و عابد که گوشه گیر بود و در مجالس و محافل حاضر نمی شد ، روزی در مجلس سخنرانی شرکت کرد و موجب تعجب همه شد . علت حضورش را پرسیدند ، گفت : رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)  را در خواب دیدم و به من فرمود: برو به مجلس سخنرانی فلان واعظ که زیاد بر من صلوات می فرستد و من از او خشنودم.

    شرح فضایل صلوات ص92 – آثار و برکات صلوات ص 87

    گم کردن راه بهشت

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : مَن نَسَی الصَلاة عَلیَ اخطَا طَریقَ الجنَةِ

    کسی که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است

    آثار و برکات صلوات ص97

    صلوات ناقص ، چرا؟

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : بر من صلوات ناقص نفرستید ، پرسیدند : صلوات ناقص کدام است ؟ رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : این که بگویید «اللهم صل علی محمد » این نوع صلوات را صلوات ناقص گویند. صلوات کامل چنین است : « اللهم صل علی محمد و آل محمد»

    آثار و برکات صلوات ص100

    فوائد صلوات

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : در مقابل صد صلوات ، خدا صد حاجت را بر آورده کند.

    هدیه خدا ص 20

    با صدای بلند صلوات فرستادن ، نفاق را بر طرف می کند

     ثواب الاعمال ص 190 – هدیه خدا ص 20

    صلوات فرستادن موجب پاکیزه شدن عمل هاست

    امالی طوسی ج 1 - هدیه خدا ص20

    هر کس یک مرتبه صلوات بفرستد ، خدا درِ عافیت را بر او می گشاید.

    جامع الاخبار ص 67 - هدیه خدا ص 20

    صلوات فقر را بر طرف می نماید.

    جلاء الافهام ص 252 - هدیه خدا ص20

    هرگاه چیزی از یاد انسان برود و آدمی آن را فراموش کند ، صلوات موجب می شود آن را به خاطر آید

    همان

    صلوات ، دشمن دیرین و همیشه در کمین یعنی ابلیس را ذلیل و خوار می نماید.

    هدیه خدا ص20- شرح فضایل صلوات ص 114

    هر که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات بفرستد ، خدا و ملائکه بر او صلوات می فرستند

    اصول کافی ج 4 ص 249 – جامع الاخبار ص 69 - هدیه خدا ص17

    انسان با رتبه و مقام صلوات به مقام خلیلی می رسد ، چنان که ابراهیم (علیه السلام)به برکت صلوات به مقام خلیلی نائل آمد.

     هدیه خدا ص17 – علل الشرایع ص 34

    سزاوارترین و نزدیک ترین مردم در روز قیامت به رسول خدا (ص) کسی است که در دنیا بر آن حضرت بیشتر صلوات فرستاده باشد

    هدیه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 68 – مکارم الاخلاق ص 312

    رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)به حضرت علی (علیه السلام) فرمود : هر کس بر من صلوات بفرستد شفاعت من بر او واجب می شود

    هدیه خدا ص20 – جامع الاخبار ص 67

    حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند : هر کس قادر بر کفاره گناهان خود نباشد صلوات بسیار بفرستد که صلوات بر محمد و آل محمد گناهان را می ریزاند

    هدیه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 28

    امیر المومنین (علیه السلام) فرمودند : صلوات فرستادن در محو کردن گناهان شدیدتر است از فرو نشانیدن آتش توسط آب.

    هدیه خدا ص23 – ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 184

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : هر کس بعد از نماز ظهر ، صد بار صلوات بفرستد خداوند سه پاداش به او می دهد

    1) مدیون نشود و اگر مدیون شود خداوند ادا کند

    2) ایمان او را حفظ کند که این بزرگ ترین بخشش است

    3) روز قیامت از نعمتی که به او داده نپرسد

    ختوم و اذکار شفا و درمان ص 60 – هدیه خدا ص 142 – آثار و برکات صلوات ص 119

    صلوات ، هنگام مصاحفه با مسلمانان

    رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : دو بنده که دوست یکدیگر باشند و برای خدا با هم مسافحه نمایند و بر من صلوات فرستند ، پیش از آنکه از هم جدا شوند ، خدا گناهان هر دو را می آمرزد

     فضایل صلوات ص 112

    صلوات با دل و زبان

    یکی از آداب فرستادن صلوات این است که دل با زبان موافقت نماید ، به این معنا که از روی غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد

    شرح صلوات ج 116

    مانع غیبت

    روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس و حضرت خضر (علیه السلام) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند و غیبت هم از گناهان کبیره است و هر چه آنها را نصحیت می کنم و آنها را منع از غیبت می کنم ، به حرفم اعتنایی نمی کنند و آن عمل قبیح را ترک نمی کنند . چه کنم ؟ حضرت الیاس (علیه السلام) فرمود : چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی و دیدی غیبت می کنند ، بگو:

    بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد

    پروردگار ، ملکی را بر اهل مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کند آن ملک جلوی این عمل زشت را می گیرد و نمی گذارد غیبت شود . سپس حضرت خضر (علیه السلام) فرمود : وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید

    بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد

    حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را کنند.

    داستان های صلوات ص 57

    فریاد رسی صلوات در قبر

    شبلی نقل نموده است : من همسایه ای داشتم که وفات نمود . او را خواب دیدم ،از او پرسیدم : خدا با تو چه کرد ؟

    گفت : ای شیخ ! هول های بزرگ دیدم ، و رنج های عظیم کشیدم . از آن جمله به وقت سوال منکر و نکیر ، زبان من از کار باز ماند . با خود می گفتم : واویلاه ، این عقوبت از کجا به من رسید ؟ آخر ، من مسلمان بودم و بر دین اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبیدند. ناگاه شخصی نیکو موی و خوش بوی آمد ، میان من و ایشان حایل شد و مرا تلقین کرد تا جواب ایشان را به نحو خوب بدهم ، از آن شخص پرسیدم : تو کیستی – خدا تو را رحمت کند – که من را از این غصه خلاصی دادی ؟

    گفت : من شخصی هستم که از صلواتی که تو بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستادی آفریده شده ام ، و مامورم در هر وقت و هر جا که درمانی به فریادت برسم.

     آثار و برکات صلوات ص 131

    نجات عبور از صراط

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : شب گذشته ، عجیب خوابی دیدم . مردی از امت خود را دیدم که از صراط می گذشت و هر لحظه می لرزید ، و در هر قدم می لغزید . پس دیدم صلواتی که بر من فرستاده بود ، آمد و دست او را گرفت ، و به سلامت او را از صراط گذرانید.

     آثار و برکات صلوات ص 143

    رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیش تری بر من فرستاده باشد.

     آثار و برکات صلوات ص 143

    واجب شدن شفاعت

    رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)در وصیت خود به امیر مومنان علی (ع) فرمود : یا علی ! هر کس بر من ، هر روز و هر شب صلوات فرستد ، شفاعتم بر او واجب می شود ؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد.

     آثار و برکات صلوات ص 146 – بحار الانوار ج 91 ص 63

    رفع عطش قیامت

    خدا وحی کرد به حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام):

    ای موسی! دوست داری عطش قیامت تو را در نیابد و در مواقف آن روز تشنه نباشی؟

    عرض کرد: بلی ای پروردگار جهانیان . خطاب رسید : امروز در دنیا بر حبیب من صلوات فرست تا فردا از تشنگی قیامت ایمن باشی.

     آثار و برکات صلوات ص 151

    رفع فقر و تنگدستی

    مردی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و از فقر شکایت کرد
    آن حضرت فرمود: وقتی داخل خانه خود شدی، سلام کن؛
    خواه کسی در خانه باشد خواه نباشد، و بر من سلام فرست و بعد از آن،
    سوره اخلاص را بخوان.
    آن مرد چنان کرد و در اندک روزی توانگر گردید؛
    چنان که به همسایگان و خویشان خود کمک مالی می کرد.
     

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:53  توسط hasan gholami  | 

     

    اهمیت صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

     

     


     

     

    فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر و آل پیامبر(علیه السلام ) از طرف مؤمنین در حقیقت طلب کردن رحمت بر خودشان نیز است : زیرا در واقع پیامبر(صلی الله علیه و آله ) و ائمه (علیه السلام ) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم در واقع خود را از رحمت الهی محروم کرده ایم .

    درود بر پیامبر سبب پاکی اعمال ونیز قبولی آنها می شود ، همچنین باعث اجابت دعاها وکفاره گناهان ونورانی شدن درقیامت وراه پیدا کردن به بهشت می شود .

     

     


     

     

     

    معنا و مفهوم صلوات

    صلوات

    واژه صلاه ، صلوه و جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیت است. صلی الله علیه یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسیط هم صلاه به معنای دعا است.

    در تفسیر جوان آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معنی طلب رحمت می باشد.»(تفسیر جوان/71/ 623)

     

     

    معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما می گوئیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، از خداوند خواسته ایم که چه کاری بکند؟ مگر آنها در کمال مطلق نیستند؟

     

    در قرآن کریم به مؤمنان دستور می دهد که به پیامبر درود و سلام بفرستند : « ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما; خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید »  (احزاب , آیه 56).

    مقام پیامبر آن قدر والا است که خدای سبحان و تمام فرشتگان برای او درود و سلام می فرستند و بهتر است مؤمنین هم در این آهنگ کلی هم نوا و هماهنگ شوند .

    علاوه بر آن صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر و آل پیامبر است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم خواستاری مقام و عظمت معنوی آنها است .

     

     

    طلب کردن رحمت برای بندگان

    ناگفته نماند فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر و آل پیامبر(علیه السلام ) از طرف مؤمنین در حقیقت طلب کردن رحمت بر خودشان نیز است : زیرا در واقع پیامبر(صلی الله علیه و آله ) و ائمه (علیه السلام ) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم در واقع خود را از رحمت الهی محروم کرده ایم .

    درود بر پیامبر سبب پاکی اعمال ونیز قبولی آنها می شود ، همچنین باعث اجابت دعاها وکفاره گناهان ونورانی شدن درقیامت وراه پیدا کردن به بهشت می شود .

    در زیارت جامعه کبیره آمده:

    « وجعل صلواتنا علیکم وماخصنا به من ولایتکم,طیبا لخلقنا,وطهاره لانفسنا,وتزکیه لنا,وکفاره لذنوبنا ...؛

    وقرار داد درودهای مارا بر شماوآنچه را مخصوص گردانید بما از دوستی ومحبت شما بخاطر پاک گردانیدن خلقت ما وپاکیزگی برای جانهای ماوجهت پاکی روح ما وکفاره گناهان ما... .»

    شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟

    آن حضرت فرمود:«امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»

    صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم  علیه السلام

    در سوره احزاب آیه 56 خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود می فرستند، شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید، و آن طور که باید، تسلیم شوید.»

    خداوند در این آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.

    صلوات

    در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الی الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علی رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان یسال حاجتین فیقضی احدا هما و یمنع الاخری ؛ هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد . »

    تمام دعاهای صحیفه سجادیه نیز با صلوات آغاز می شود و یا پایان می یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زیرا :

    ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوی خدا حتمی است .

    امام سجاد علیه السلام در دعای 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت می کند.

    در قسمتی از این دعا می فرمایند:«اللهم صل علی محمد و اله، فی کل اوان وقت و کل و علی کل حال عدد ماصلیت علیه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التی لا یحصیها غیرک، انک فعال لما ترید : بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهایی که بر هر کس نثار فرموده ای و چندین برابر آن به چندین برابر که هیچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهی کنی.»

    امام صادق  علیه السلام نیز در باب اهمیت صلوات می فرمایند:«کسی که شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می شود.» (ثواب الاعمال/ 32)

     

     

    کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

    در مورد کیفیت صلوات، روایات فراوانی است که درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همراه با آلش مقبول می دانند.

    این نوع کیفیت صلوات از منابع شیعه و سنی قابل اثبات است .

    از حضرت علی  علیه السلام نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی» (کنزالعمال)

     

     

    برکات و ثواب صلوات

    در باب ثواب صلوات روایات فراوانی است که تاکید می کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.

    صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.

    در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.

    برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.

    حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»

    از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».

    و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. 1- عالم برزخ 2- قیامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.

    در قرآن کریم به مؤمنان دستور می دهد که به پیامبر درود و سلام بفرستند : « ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما; خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید »

    1- عالم برزخ

    مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می کند، ظلمت گناه را از بین می برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می کند، ثواب صلوات سنگین تر از گناهان است، صلوات، فریادرس ایشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نورانی و جان کندن را راحت می کند.

     

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند : «هر کس بر من صلوات زیاد بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد.»

     

     

    2- قیامت

    صلوات

    از ائمه علیه السلام آمده که هر کس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می شود در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیک ترین فرد به پیامبر قرار می دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می کند و او را در زیر عرش الهی قرار می دهد. همچنین این صلوات ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می شود و ذخیره ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می آید.

    از پیغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخیز آن روزی که سایه ای جز سایه خداوند نخواهد بود در زیر عرش الهی خواهند بود: «عرض شد: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟»

    فرمود: «آن کس که اندوه غمزده ای از امت من را برطرف سازد و کسی که سنت مرا زنده نماید و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»

     

     

    3- پل صراط

    صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است که راه را بر او روشن می کند، چنانکه رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «اکثروا الصلاه علی فان الصلوه علی نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنه : بر من بسیار درود بفرستید چرا که درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»

     

    از حضرت علی  علیه السلام نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی»

    4- جهنم

    صلوات انسان را از گرمای جهنم مصون می دارد و مانعی است در ورود به آتش جهنم .

    رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه ؛ آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»

     

     

    5- بهشت

    صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می شود، دوست پیامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می کنند، شراب سلسبیل می نوشند، در زمره خواص پیامبر وارد بهشت می شوند.

    شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟

    آن حضرت فرمود:«امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:52  توسط hasan gholami  | 

    گنجینه معارف

     

    اهمیت فوق العاده صلوات بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله

    اهمیت فوق العاده صلوات بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله

    حقیقت این است که روایات اسلامی اهمیت فوق العاده ای برای صلوات بر پیامبر ذکر کرده و در منابع شیعه و اهل سنّت ثواب و پاداش فوق العاده ای برای این عمل ذکر شده، به اندازه ای که مایه اعجاب و شگفتی است، که به عنوان نمونه بخشی از این روایات را گلچین کرده، در ذیل از نظر خوانندگان عزیز می گذرانیم، سپس به تحلیلی در این زمینه می نشینیم

    تاریخ انتشار : 1395/9/6

     

    بازدید : 8948

     

    منبع : پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج 3؛ ص192 , مکارم شیرازی ؛ناصر

    1- در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السّلام می خوانیم:

    «ألصّلاة علی النّبی و آله أمحق للخطایا من الماء إلی النّار و السّلام علی النّبی أفضل من عتق رقاب

    ، صلوات بر پیامبر و آل او گناهان را محو می کند، شدیدتر از آنچه آب، آتش را خاموش می کند و سلام بر پیامبر و آل او افضل است از آزاد کردن بردگان»[1]

    2- در حدیثی از امام صادق علیه السّلام می خوانیم:

    «إذا ذکر النّبی فأکثروا الصّلاة علیه فإنّه من صلّی علی النّبی صلاة واحدة صلّی اللّه علیه ألف صلاة فی ألف صفّ من الملائکة و لم یبق شی ء ممّا خلقه اللّه إلّا صلّی علی [ذلک ] العبد لصلاة اللّه علیه و صلاة ملائکته فمن لم یرغب فی هذا فهو جاهل مغرور قد بری ء اللّه منه و رسوله و أهل بیته

    ، هنگامی که نام پیامبر برده شود بسیار صلوات بر او بفرستید، چرا که هر کس یک صلوات بر پیامبر اکرم بفرستد خداوند هزار صلوات و درود در هزار صفّ از ملائکه، بر او می فرستد، و چیزی از مخلوقات خدا باقی نمی ماند، مگر این که به خاطر صلوات خدا و فرشتگانش بر او صلوات می فرستند و هر کس به چنین پاداش عظیمی علاقه نداشته باشد، جاهل مغروری است که خدا و رسول خدا و اهل بیتش از او بیزارند»[2] 3- در حدیث دیگری از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله می خوانیم:

    «کلّ دعاء محجوب حتّی یصلّی علی النّبی

    ، هیچ دعایی به اجابت نمی رسد مگر اینکه صلوات بر پیامبر فرستاده شود[3]».

    4- باز در حدیث دیگری از همان حضرت می خوانیم:

    «ألصّلاة علی نور علی الصّراط

    ، صلوات بر من نور صراط (در قیامت) است. [4]».

    5- در حدیث دیگری از امام باقر یا امام صادق علیه السّلام نقل شده که فرمود:

    (ما فی المیزان شی ء أثقل من الصّلاة علی محمّد و آل محمّد و إنّ الرّجل لتوضع أعماله فی المیزان فتمیل به فیخرج الصّلاة علیه فیضعها فی میزانه فترجّح

    ، در ترازوی سنجش اعمال (در قیامت) چیزی سنگین تر از صلوات بر محمّد و آل محمّد نیست، کسانی

    هستند که اعمالشان را در ترازوی سنجش عمل می گذارند، سبک و ناچیز است سپس صلوات بر آن حضرت را بیرون آورده و بر آن می نهند سنگینی می کند و برتری می یابد». [5] 6- در حدیث دیگری از خود آن حضرت آمده است:

    «صلّوا علی فإنّ الصّلاة علی زکاة لکم

    ، صلوات بر من بفرستید، چرا که صلوات بر من، باعث نموّ (روح و جان) شما می شود»[6] 7- در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است:

    «إذا کان یوم الخمیس بعث اللّه ملائکة معهم صحف من فضّة و أقلام من ذهب یکتبون یوم الخمیس و لیلة الجمعة أکثر النّاس علی صلاة

    ، روز پنج شنبه که می شود خداوند فرشتگانی را با لوح هایی از نقره و قلمهایی از طلا می فرستد تا نام کسانی را که روز پنج شنبه و شب جمعه بیشتر از همه بر من صلوات می فرستند، بنویسند[7]».

    8- در حدیث دیگری از امام صادق علیه السّلام از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله چنین نقل شده است که روزی به علی علیه السّلام فرمود:

    «ألا أبشّرک؟ قال: بلی بأبی أنت و أمّی فإنّک لم تزل مبشّرا بکلّ خیر. فقال: أخبرنی جبرئیل آنفا بالعجب. فقال أمیرالمؤمنین: و ما الّذی أخبرک یا رسول اللّه؟ قال: أخبرنی أنّ الرّجل من أمّتی إذا صلّی علی فأتبع بالصّلاة علی أهل بیتی فتحت له أبواب السّماء و صلّت علیه الملائکة سبعین صلاة و أنّه إن کان من المذنبین تحاتّ عنه الذّنوب کماتحاتّ الورق من الشّجر

    ، آیا به تو بشارت بدهم؟ علی علیه السّلام عرض کرد: آری پدر و مادرم فدایت، تو همیشه بشارت دهنده به همه نیکی ها بوده ای.

    پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: جبرئیل الآن از چیز عجیبی به من خبر داد، امیرمؤمنان علیه السّلام پرسید: چه خبری داده، ای رسول خدا؟ فرمود: به من خبر داد که یکی از امّت من هنگامی که صلوات بر من می فرستد و به دنبال آن صلوات بر اهل بیتم، درهای آسمان به روی او گشوده می شود و فرشتگان هفتاد صلوات بر او می فرستند و اگر از گنه کاران باشد، گناهانش فرو می ریزد آن گونه که برگها از درختان می ریزند[8]».

    9- در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است:

    «أکثروا الصّلاة علی فإنّ اللّه وکل بی ملکا عند قبری فإذا صلّی علی رجل من أمّتی قال ذلک الملک یا محمّد: إنّ فلان بن فلان صلّی علیک السّاعة

    ، زیاد صلوات بر من بفرستید، چرا که خداوند فرشته ای را نزد قبر من مأمور ساخته که هر فردی از امّت من، صلوات بر من بفرستد آن فرشته می گوید: فلان کس، فرزند فلان، هم اکنون بر تو صلوات فرستاد». [9] 10- در حدیثی از امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله چنین نقل شده است:

    «من صلّی علی إیمانا و احتسابا إستأنف العمل

    ، هر کس از روی ایمان و به خاطر خداوند، بر من صلوات بفرستد (تمام گناهانش بخشوده خواهد شد و) اعمال خود را از نو آغاز می کند[10]».

    11- نه تنها به هنگام ذکر نام پیامبر صلّی اللّه علیه و آله باید صلوات بر او فرستاد، بلکه به هنگام نوشتن نیز تأکید شده است که صلوات را بنویسند، آن گونه که در حدیثی از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله می خوانیم:

    «من صلّی علی فی کتاب لم تزل الملائکة تستغفر له مادام اسمی فی ذلک الکتاب

    ، کسی که در نوشته ای صلوات بر من بنویسد، فرشتگان- مادامی که اسم من در آن نوشته است- برای او استغفار می کنند[11]».

    12- عایشه از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نقل می کند که فرمود:

    «من سرّه أن یلقی اللّه غدا راضیا فلیکثر الصّلاة

    ، علی، کسی که دوست دارد خدا را فردای قیامت ملاقات کند در حالی که از او خشنود باشد، پس زیاد بر من صلوات بفرستد[12]».

    کوتاه سخن این که روایات بسیار فراوانی در این زمینه نقل شده، که از اهمیت فوق العاده صلوات و درود بر پیامبر و آل حکایت می کند، به گونه ای که در کمتر عملی از اعمال، این همه ثواب و فضیلت دیده می شود و آنچه ما در احادیث دوازده گانه بالا آوردیم، در واقع بخش کوچکی از آن است.

    پاسخ به چند سؤال

    1- این همه اهمیت برای چیست؟

    در اینجا قبل از هر چیز، این سؤال پیش می آید که این همه اهمیت برای چیست؟ و چه فلسفه ای در صلوات بر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نهفته شده است؟

    در پاسخ این سؤال می توان گفت که نخستین فلسفه آن این است که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و مقام شامخ او فراموش نشود، و لازمه آن این است که اسلام و برنامه های اسلامی متروک نمی شود و به این ترتیب ادامه صلوات بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله رمز بقای اسلام و نام مبارک او است.

    دیگر این که این صلوات و درود سبب می شود که ما به مقام والای آن حضرت بیشتر آشنا شویم و از اخلاق و اعمال و صفاتش الگو بگیریم و لذا از بعضی از تعبیرات استفاده می شود که صلوات بر آن حضرت، باعث پاکیزگی اخلاق و طهارت اعمال و ریزش گناهان ما می شود، چنان که در زیارت جامعه می خوانیم:

    «و جعل صلاتنا علیکم و ما خصّنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهارة لأنفسنا و تزکیة لنا و کفّارة لذنوبنا

    ، خداوند صلوات ما را بر شما (پیامبر و آل پیامبر) و ولایت ما را نسبت

    به شما، سبب پاکیزگی اخلاق، طهارت نفوس و نموّ و رشد معنوی و کفّاره گناهان ما قرار داده است»[13].

    در روایات متعدّد دیگری نیز اشاره به بخشودگی گناهان، به هنگام درود بر پیامبر و آل او شده است.

    از طرفی صلوات و درود بر پیامبر و آل او، رحمت تازه الهی را بر روح پاک آنها فرو می فرستد و از آنجا که آنها منبع فیض اند، از سوی آنها به امّت نیز سرازیر می شود بنابراین، درود و رحمت بر آنها، در واقع درود و رحمت بر خود ما است.

    اضافه بر این، فرستادن صلوات و درود بر آن بزرگواران، نوعی حق شناسی و قدردانی و تشکر از زحماتی است که برای هدایت امّت کشیده اند و بی شک این حقّ شناسی و قدردانی اجر و پاداش الهی دارد.

    2- آیا صلوات بر پیامبر برای او اثری دارد؟

    سؤال دیگری که در اینجا مطرح است این است که آیا صلوات و درود بر پیامبر و آل او، در مقام و منزلت آنها اثر دارد؟

    گاه بعضی از ناآگاهان می گویند: هیچ اثری ندارد چون آنها به مقاماتی که باید برسند، رسیده اند، ولی سستی این سخن با توجّه به این که سیر تکاملی انسان هیچ حدّ و مرزی را نمی شناسد و به سوی نامتناهی پیش می رود، آشکار می شود و لذا با صراحت در بعضی از دعاها که در تشهّد و غیر آن خوانده می شود، عرضه می داریم:

    «و ارفع درجته، درجه پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله را بالاتر از آنچه هست، بالا ببر». [14] از این رو، قرآن مجید نیز با صراحت می گوید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»؛ خدا و فرشتگانش بر پیامبر اکرم  درود و رحمت می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم (فرمان او) باشید»[15] تعبیر به فعل مضارع «یصَلُّونَ» دلیل بر ادامه این رحمت است و به یقین هر مسلمانی که سخن از توحید و اسلام می گوید، رحمت تازه ای برای بنیانگذار این آیین نوشته می شود و این رحمت با انجام اعمال او نیز تداوم می یابد، چرا که این سنّت های حسنه را او بنیان نهاد.

    3- با چه الفاظی درود بفرستیم؟

    سؤال دیگری که در اینجا مطرح است، این است که چگونه و با چه الفاظی باید بر آن حضرت صلوات فرستاد؟

    در این زمینه نیز روایات متعدّدی از طرق شیعه و اهل سنّت به ما رسیده و در همه آنها تأکید شده است که باید آل محمّد علیهم السّلام به هنگام فرستادن صلوات ذکر شوند، که ما در اینجا به ذکر چند روایت از طرق اهل سنّت، بسنده می کنیم:

    در «الدّر المنثور» از «صحیح بخاری» و «مسلم» و «ابو داود» و «ترمذی» و «نسائی» و «ابن ماجه» و «ابن مردویه» و گروه دیگری، از «کعب بن عجره» نقل شده که مردی خدمت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله عرض کرد: «أمّا السّلام علیک فقد علمناه فکیف الصّلاة علیک، سلام بر تو را می دانیم چگونه است، امّا صلوات و درود بر تو باید چگونه باشد؟» پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود بگو:

    «أللّهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد کما صلّیت علی آل إبراهیم إنّک حمید مجید. ألّلهمّ بارک علی محمّد و علی آل محمّد کما بارکت علی آل إبراهیم إنّک حمید مجید» نویسنده تفسیر «الدّر المنثور» اضافه بر حدیث فوق، هیجده حدیث دیگر نقل  کرده که در همه آنها تصریح شده که «آل محمّد» را باید به هنگام صلوات ذکر کرد، این احادیث از کتب مشهور و معروف اهل سنّت از گروهی از صحابه از جمله «ابن عبّاس»، «ابو سعید خدری»، «ابو هریره»، «طلحه»، «ابو مسعود انصاری»، «بریده»، «ابن مسعود»، «کعب بن عجره» و «امیر مؤمنان علی علیه السّلام» نقل شده است. [16] در «صحیح بخاری»[17] روایات متعدّدی در این زمینه نقل شده و در «صحیح مسلم»[18] نیز، دو روایت آمده است و جالب این که در «صحیح مسلم» با آن که در احادیث فوق چند بار «محمّد و آل محمد»، با هم ذکر شده، عنوانی را که برای این باب انتخاب کرده «باب الصّلاة علی النّبی صلّی اللّه علیه و سلّم» (بدون ذکر آل) می باشد! این نکته نیز لازم به یادآوری است که در بعضی از روایات اهل سنّت و بسیاری از روایات شیعه، حتّی کلمه «علی» میان «محمّد و آل محمّد» فاصله نشده است و کیفیت صلوات به این صورت است: «الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد». 

    این سخن را با حدیثی از «صواعق ابن حجر»[19] پایان می بریم. او نقل می کند که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود:

    «لا تصلّوا علی الصّلاة البتراء! فقالوا: و ما الصّلاة البتراء؟ قال: یقولون: «أللّهمّ صلّ علی محمّد» و تمسکون، بل قولوا: أللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    ، هرگز صلوات ناقص و ناتمام بر من نفرستید! عرض کردند: صلوات ناقص و ناتمام چیست؟ فرمود: اینکه فقط بگوئید: «أللّهمّ صلّ علی محمّد» سپس امساک کنید، بلکه بگوئید: أللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد». در جلد اوّل کنز العمّال نیز روایات متعدّدی در این زمینه دیده می شود.

    4- صلوات و درود واجب است، یا مستحب؟

    سؤال دیگر این که آیا صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله واجب است یا مستحبّ؟ ظاهر آیه شریفه پنجاه و شش سوره احزاب «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی» وجوب است، زیرا می دانیم امر، ظاهر در وجوب می باشد مگر این که قرینه ای بر خلاف آن قائم شود و در این آیه خداوند امر به صلوات و سلام بر پیامبر کرده است، بنابراین، حدّاقل لازم است یک بار بر آن حضرت صلوات و درود و سلام فرستاد، این در حالی است که مشهور فقهای شیعه و جمعی از فقهای اهل سنّت معتقد به وجوب صلوات در تشهّد هستند.

    «ابن قدامه» فقیه معروف اهل سنّت در کتاب «المغنی» می گوید: در تشهّد اوّل، باید بر پیامبر صلوات بفرستد و بگوید: «أللّهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد کما صلّیت علی إبراهیم. . . و هی واجبة فی صحیح المذهب و هو قول الشّافعی و اسحاق. . . ، صلوات فرستادن بر پیامبر و آلش در فتوای صحیح واجب است و «شافعی» و «اسحاق» نیز بر همین عقیده اند». سپس از «ابن راهویه»(از فقهای اهل سنّت) نقل می کند: «لو أنّ رجلا ترک الصّلاة علی النّبی صلّی اللّه علیه و آله فی التشهّد بطلت صلاته، اگر کسی صلوات بر پیامبر را در تشهّد ترک کند، نمازش باطل است، سپس می افزاید: ظاهر مذهب «احمد» (امام معروف اهل سنّت) نیز وجوب آن است. [20] نویسنده کتاب «التّاج الجامع للاصول» (شیخ منصور علی ناصف) در ذیل آیه پنجاه و شش سوره احزاب «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی» تصریح می کند که ظاهر آیه این است که صلوات و سلام، بر پیامبر اکرم واجب است و این سخن مورد اتّفاق علما می باشد[21].

    5- مفهوم واقعی صلوات

    آخرین سؤالی که در اینجا مطرح است این است که مفهوم صلوات چیست؟

    معروف در میان علما و دانشمندان این است که صلوات اگر از سوی خداوند باشد به معنای رحمت است و اگر از سوی فرشتگان و انسانها باشد به معنای طلب رحمت است. یا به تعبیری که در روایت امام کاظم علیه السّلام آمده است در پاسخ این سؤال که معنای صلوات خدا و ملائکه و مؤمنان در آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی» چیست؟ فرمود:

    «صلاة اللّه رحمة من اللّه و صلاة الملائکة تزکیة منهم له، و صلاة المؤمنین دعاء منهم له

    ، صلوات خداوند رحمتی از ناحیه او است و صلوات ملائکه، تقدیس و پاک شمردن آنها است نسبت به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و صلوات مؤمنین، دعا و تقاضای رحمت است از آنها برای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله». [22] بعضی معتقدند تمام این معانی به یک اصل باز می گردد و آن ثنای جمیل است خواه به صورت فرستادن رحمت بوده باشد، یا تقدیس و پاک شمردن، و یا تقاضای رحمت، که هر کس به مقتضای حال خودش آن را انجام می دهد. [23] و از آنجا که ریشه اصلی این لغت، «صلی» (بر وزن سعی) به معنای در آتش افکندن، یا سوختن و برشته شدن در آتش است، بعضی معتقدند که صلوات به معنای دور کردن آتش عذاب الهی است، که نتیجه آن رحمت یا تقاضای رحمت است، ولی بعضی میان «صلو» که به اصطلاح ناقص واوی است، با «صلی» که ناقص یایی است، فرق گذاشته اند و معنای اخیر را مربوط به «صلی» دانسته اند و معانی قبل را مربوط به «صلو». (دقّت کنید!) به هر حال، تمام اینها نشان می دهد که با هر صلوات و سلامی که به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرستاده می شود، رحمت تازه ای بر روان پاک او نازل می گردد و بعید نیست که این رحمت از ناحیه آن منبع عظیم الهی، به سوی امّتش نیز سرازیر شود. از همین رو صلوات و درود بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله مایه رحمت و پاکی و آموزش برای خود انسان است.

    درباره اینکه منظور از آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله همان اهل بیت، یعنی فرزندان او هستند به خواست خدا در ذیل خطبه 239 بحث خواهیم کرد. در جلد اوّل همین شرح، ذیل خطبه دوّم صفحه 303 نیز اشاره ای به این معنا داشتیم.

    پی نوشت ها

    [1] ثواب الاعمال صدوق، ص 185.

    [2] بحار الانوار، جلد 17، ص 30.

    [3] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 490، شماره 2153 و 2149.

    [4] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 490، شماره 2153 و 2149.

    [5] وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 1210( باب 34 از ابواب ذكر).

    [6] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 494، شماره 2182.

    [7] كنز العمّال، جلد 1، شماره 2177.

    [8]  شرح علّامه خويى بر نهج البلاغه، جلد 5، صفحه 214- 215.

    [9] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 494، شماره 2181.

    [10] وسائل الشيعة، جلد 4، صفحه 1213( باب 34 از ابواب الذّكر).

    [11] كنز العمّال، جلد 1، صفحه 507، حديث 2243.

    [12]  كنز العمّال، جلد 1، صفحه 504، حديث 2229.

    [13]  زيارت جامعه كبيره.

    [14] وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 989، باب كيفيّة التشهّد.

    [15]  سوره احزاب، آيه 56.

    [16]  تفسير الدّر المنثور، جلد 5، صفحه 216 به بعد،( ذيل آيه 56 سوره احزاب).

    [17] صحيح بخارى، جلد 6، صفحه 151، در تفسير سوره احزاب.

    [18] صحيح مسلم، جلد 1، صفحه 305، باب الصلاة على النبى صلّى اللّه عليه و آله.

    [19] صواعق ابن حجر، صفحه 144.

    [20]  المغنى، جلد 1، صفحه 579.

    [21]  التّاج الجامع للاصول، جلد 5، صفحه 143.

    [22] تفسير نور الثقلين، جلد 4، صفحه 302، شماره 221( ذيل آيه 56 سوره احزاب).

    [23]  التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، مادّه« صلو»( با اقتباس و نقل به معنا).

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:51  توسط hasan gholami  | 

    معجزات قرآن را در زندگی لمس کردم

    گروه فعالیت‌های قرآنی: یک حافظ کل قرآن گفت: قرآن لحظه لحظه زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و من نیز معجزات آن را در زندگی خود لمس کردم.

    لیلا فرزین، حافظ کل قرآن کریم در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از مازندران گفت: با بیان اینکه سال‌های متوالی در مسابقات قرآنی شرکت کردم، اظهار کرد: هر اندازه برگزاری مسابقات قرآنی در جامعه افزایش پیدا کند افراد بیشتری به این سمت گرایش پیدا می‌کنند.

    وی با بیان اینکه اشاعه قرآن در جامعه می‌توانند سبب کاهش ناهنجاری‌های اجتماعی در جامعه شود، افزود: متاسفانه مسابقات قرآنی به صورت سالانه برگزار می‌شود که امیدواریم دست‌کم هر شش ماه یکبار برگزار شود.

    حافظ کل قرآن با انتقاد از عدم  توجه مسئولین به مشکلات حوزه قرآنی، تصریح کرد: اگر مسئولان حوزه قرآن در حل مشکلات حافظان قرآن همت کنند بهتر می توان در رویج مفاهیم قرآنی امیدوار بود.

    وی با بیان اینکه هر چه در زندگی دارم به خاطر فراگیری مفاهیم قرآنی است، افزود: قرآن لحظه لحظه زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و من نیز معجزات آن را در زندگی خود لمس کردم.

    فرزین با بیان اینکه اگر جوانان به سمت قرآن گرایش پیداکنند همه چیز بدست می‌آورند، اظهار کرد: اگر اطلاع رسانی بیشتری صورت بگیرد افراد بیشتری در این مسابقات شرکت می کنند.

    حافظ کل قرآن کریم با بیان اینکه پس از فارغ التحصیلی حفظ قرآن را آغاز کردم، گفت: در طول سه سال کل قرآن را حفظ کردم و ناراحتم که چرا زودتر قرآنی را شروع نکردم.

    فرزین با بیان اینکه برای برگزاری مسابقات تبلیغات بیشتری صورت گیرد، خواستار برگزاری مسابقات در سطح دانش آموزی شد.

    وی ادامه داد: اگر این مسابقات در سطح مدارس برگزار شود علاوه برکشف استعدادهای قرآنی سبب جذب و گرایش بیشتر دانش آموزان می شود.

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:49  توسط hasan gholami  | 

     به گزارش خبرنگارفرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، یکی از قوی‌ترین ادله بر اثبات اعجاز قرآن، «تحدی» قرآن کریم است. یعنی بشریت «جن و انس»  را برای نوشتار خود دعوت به  همانندآوری کرده است. بنابراین یکی از ارکان معجزه قرآن تحدّی است. دعوت خداوند از همه جهانیان و شکاکان برای مقابله با قرآن است.

    دلیل این تحدی این است که نوع کلام از نوع کلام بشر نیست که با گذشت زمان کهنه شود بلکه کلام خالق بشر است که  همیشه تازه است. قرآن کتابی است که  معانی بلند و سخنان حکیمانه و دانش‌های مختلف در آن جمع شده است و دانشمندان هرگاه سطح معارفشان بالا رود می‌توانند به گوشه‌ای از حقایق آن با توجه به تخصص علمی خود دست پیدا کنند.

    به عنوان نمونه آیات 12 تا 14 سوره مومنون خداوند متعال در رابطه با چگونگی شکل‌گیری انسان از ابتدای پیدایش در رحم مادر تا به دنیا آمدن شرح مفصلی داده است؛ «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ»، «ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ»، «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ». معنی آیات این است که ما انسان را از عصاره‌ای از گِل آفریدیم، سپس آن را نطفه‌ای در قرارگاهی استوار قرار دادیم،  آنگاه نطفه را علقه گرداندیم و آن علقه را به صورت پاره گوشتی درآوردیم، سپس آن پاره گوشت را استخوان‌هایی ساختیم و به استخوان‌ها گوشت پوشاندیم. سپس آن را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.

    علامه طباطبایی در رابطه با تفسیر این آیات می‌فرماید: ما نوع بشر را ابتدا از گل آفریدیم، یعنی حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) از گل و آن گاه نسل او از نطفه آفریده شده‌اند، و چون خلق به معنای تقدیر و اندازه‌گیری است، معنای صحیح آن است که می‌فرماید: ما انسان را در آغاز از فشرده و خلاصه‌ای از اجزای زمین که با آب آمیخته بود اندازه‌گیری کردیم. و (نطفه ) به معنای آبی اندک است، می‌فرماید: سپس ما انسان را نطفه‌ای کردیم که در رحم تمکن و استقرار دارد و پس از آن مراحل رشد جنین انسان را ذکر می‌کند که ابتدا به صورت خونی بسته و بعد از آن به صورت تکه گوشتی لهیده و پس از آن به صورت استخوان درمی‌آید و به دنبال آن خداوند، استخوان را با گوشت می‌پوشاند و صورت جنین بشر را پیدا می‌کند. (انشاء) یعنی احداث و تربیت چیزی و خداوند برای آنکه دلالت کند بر اینکه، آنچه در این مرحله ایجاد می‌شود، حقیقت دیگری است غیر از آنچه در مراحل قبلی بود، یعنی مرحله‌ای که آن جنین انسانی که صرف ماده‌ای مرده و جاهل و عاجز بود، به صورت موجودی زنده درمی‌آید که دارای ذات و صفات و خواص مغایر با سابقش است و این همان زمانی است که خداوند روح را در کالبد جنین انسان می‌دمد. در آخر فرمود مبارک باد خدا که بهترین خالقان است، و خداوند مبارک (با برکت ) است چون اختصاص به خیر کثیر دارد و تمام موجودات را ایجاد کرده و اجزای آنها را ترکیب می‌کند و به واسطه آن خیر، بر همه خلائق جود و افاضه کی‌کند و خدا بهترین خالقان است. 1

    اما آنچه مورد توجه یکی از دانشمندان آمریکایی قرار گرفته است، مرحله دوم شکل‌گیری جنین است که مرحله «علقه» است. کلمه «علقه» به انگلیسی سه معنی «معلق شده»، «زالو» و «لخته خون» است که ارتباط جالبی با حقیقت علمی علقه در رحم مادر پیدا می‌کند که دانشمند آمریکایی به توضیح آن می‌پردازد:

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:48  توسط hasan gholami  | 

    در این مقاله مصادیق معجزات انبیاء و اولیای الهی با توجه به آیات قرآن معرفی می‌شوند. فهرست مندرجات
    ۱ - احیای پرنده گِلی‌۲ - احیای مردگان‌۳ - احیای مقتول‌۴ - اخبار غیبی‌       ۴.۱ - اخبار غیبی حضرت عیسی       ۴.۲ - اخبار غیبی به حضرت مریم۵ - استخراج آب از صخره‌۶ - بارداری با معجزه‌۷ - تسخیر باد۸ - تسخیر پرندگان‌۹ - تسخیر کوهها۱۰ - چشمه‌۱۱ - دفع آلودگی خون‌۱۲ - دفع حادثه شپشک‌۱۳ - دفع توفان‌۱۴ - دفع ملخ‌۱۵ - دفع هجوم قورباغه‌۱۶ - سایه ابرها۱۷ - سردی آتش‌۱۸ - شفای پیسی‌۱۹ - شفای کوری‌       ۱۹.۱ - شفای کورمادرزاد       ۱۹.۲ - شفای کوری حضرت یعقوب۲۰ - شق القمر۲۱ - عبور از دریا۲۲ - عصای حضرت موسی۲۳ - فهم زبان پرندگان‌۲۴ - قرآن‌       ۲۴.۱ - گزارش غیبی از گذشته و آینده       ۲۴.۲ - گواه صدق بر نبوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله       ۲۴.۳ - معجزه بودن سوره‌های قرآن       ۲۴.۴ - یادآوری‌کننده معجزات الهی       ۲۴.۵ - عجز کفار از آوردن مانند قرآن       ۲۴.۶ - عدم اختلاف در مفهوم و محتوای آیات       ۲۴.۷ - مصون بودن از تحریف       ۲۴.۸ - تأیید حقانیت قرآن و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله       ۲۴.۹ - عجز جن و انس از آوردن همانند قرآن       ۲۴.۱۰ - امی بودن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله۲۵ - کنده شدن کوه‌۲۶ - ناقه صالح‌۲۷ - نرم شدن آهن‌۲۸ - نزول مائده‌۲۹ - نزول ملائکه‌۳۰ - نزول منّ و سلوی‌۳۱ - یدبیضا۳۲ - پانویس۳۳ - منبع احياى پرنده گِلى‌
    [ویرایش]
    ساختن پرنده از گِل و دميدن در آن به اذن خدا، معجزه حضرت عیسی علیه‌السلام:۱. ... أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ‌ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ‌ ....
    [۱]
    ۲. ... وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي‌ ....
    [۲]
     احياى مردگان‌
    [ویرایش]
    احیای مردگان، از معجزات عيسى علیه‌السلام و نشانه‌اى از قدرت خدا:۱. ... وَ أُحْيِ الْمَوْتى‌ بِإِذْنِ اللَّهِ‌ ....
    [۳]
    ۲. ... وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‌ بِإِذْنِي‌ ....
    [۴]
     احياى مقتول‌
    [ویرایش]
    داستان كشته شدن فردى از قوم موسی و احياى دوباره او، معجزه و رخدادى قابل ذكر:وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها ... فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى‌ .... 
    [۵]
     
    [۶]
     اخبار غيبى‌
    [ویرایش]
     ← اخبار غیبی حضرت عیسی
    خبر دادن غيبى عيسى علیه‌السلام از خوراكيها و اندوخته‌هاى مردم در خانه‌هاى‌شان، معجزه وى در اثبات نبوت خويش:وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ‌ ....
    [۷]
     ← اخبار غیبی به حضرت مریم
    خبر دادن غيبى ملائکه به مریم علیهاالسلام از اوصاف اعجاز آميز عيسى علیه‌السلام در سخن گفتن وى در گهواره:إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ‌ وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِينَ.
    [۸]
     
    [۹]
     استخراج آب از صخره‌
    [ویرایش]
    استخراج آب از دل صخره، با ضربه عصای موسی علیه‌السلام براى بنی اسرائیل:وَ إِذِ اسْتَسْقى‌ مُوسى‌ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ....
    [۱۰]
     باردارى با معجزه‌
    [ویرایش]
    ••• بارداری زن زکریا علیه‌السلام در حال پیری هر دو، از كارهاى اعجازى خداوند:۱. قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ.
    [۱۱]
    ۲. وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‌ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ‌ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى‌ .... 
    [۱۲]
     
    [۱۳]
    ••• باردار شدن مریم علیهاالسلام به عيسى علیه‌السلام، كارى خارق العاده و از معجزات خداوند:۱. قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‌ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.
    [۱۴]
    ۲. قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا.
    [۱۵]
    ۳. وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ.
    [۱۶]
     تسخير باد
    [ویرایش]
    رام بودن تند بادها در دست سلیمان علیه‌السلام و فرمانروايى ايشان بر آنها، معجزه او:وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى‌ الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عالِمِينَ.
    [۱۷]
     تسخير پرندگان‌
    [ویرایش]
    ••• تسخیر پرندگان براى داود علیه‌السلام و تسبیح گويى آنها با وى، معجزه‌اى الهى:۱. فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ‌ .
    [۱۸]
     تسبيح گويى پرندگان به همراه داود علیه‌السلام معجزه‌اى براى آن حضرت است. 
    [۱۹]
    ۲. وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ.
    [۲۰]
    ••• تسخیر پرندگان براى داود علیه‌السلام و فرمانبرى آنها از وى معجزه‌اى الهى:اصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ‌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ‌ وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ‌ وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.
    [۲۱]
     تسخير كوهها
    [ویرایش]
    تسخیر کوهها براى حضرت داود علیه‌السلام و تسبيح گويى آنها، معجزه‌اى الهى:۱. ... وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ.
    [۲۲]
    ۲. وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ.
    [۲۳]
     مقصود از «اوّبى معه» تسبيح گويى كوه به همراه داود علیه‌السلام است، به گونه كه معجزه براى آن حضرت باشد. 
    [۲۴]
    ۳. اصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ‌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ.
    [۲۵]
     
    [۲۶]
     چشمه‌
    [ویرایش]
    جوشش چشمه‌هاى متعدد از سنگ، بر اثر ضربه عصاى موسى علیه‌السلام، از معجزات موسى علیه‌السلام:وَ إِذِ اسْتَسْقى‌ مُوسى‌ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ....
    [۲۷]
     دفع آلودگى خون‌
    [ویرایش]
    دفع حادثه آلوده شدن زندگى فرعونیان با خون، با دعاى موسى علیه‌السلام معجزه او و آيه خدا:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ‌ وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۲۸]
     دفع حادثه شپشك‌
    [ویرایش]
    دفع بلاى شپشک از زندگى فرعونيان، با دعاى موسى علیه‌السلام، معجزه وى و آيه خدا:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الْقُمَّلَ‌ ... آياتٍ مُفَصَّلاتٍ‌ ... وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ‌ وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۲۹]
     دفع توفان‌
    [ویرایش]
    دفع حادثه توفان از فرعونيان، معجزه آشكار الهى، با دعاى موسى علیه‌السلام:فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ‌ ... وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۳۰]
     دفع ملخ‌
    [ویرایش]
    دفع بلاى ملخ، از فرعونيان، معجزه و آيتى ديگر بر قوم مستکبر، با دعاى موسى علیه‌السلام:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الْجَرادَ ... آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا .... 
    [۳۱]
     
    [۳۲]
     دفع هجوم قورباغه‌
    [ویرایش]
    دفع هجوم قورباغه از زندگى فرعونيان سركش، با دعاى موسى علیه‌السلام معجزه او:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الضَّفادِعَ‌ ... وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ.
    [۳۳]
     سايه ابرها
    [ویرایش]
    سايه افكنى ابرها بر بنی اسرائیل، ارائه معجزات الهى:۱. وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ‌ ....
    [۳۴]
    ۲. ... وَ ظَلَّلْنا عَلَيْهِمُ الْغَمامَ‌ ....
    [۳۵]
     سردى آتش‌
    [ویرایش]
    سرد شدن آتش بر ابراهیم علیه‌السلام معجزه بزرگ خدا، در برابر نمرودیان:۱. قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‌ إِبْراهِيمَ‌ وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ.
    [۳۶]
    [۳۷]
    ۲. قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ‌ فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ.
    [۳۸]
     
    [۳۹]
     شفاى پيسى‌
    [ویرایش]
    شفا دادن پیسی، به دست عيسى علیه‌السلام:۱. وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُبْرِئُ‌ ... وَ الْأَبْرَصَ‌ ....
    [۴۰]
    ۲. ... وَ تُبْرِئُ‌ ... وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي‌ ....
    [۴۱]
     شفاى كورى‌
    [ویرایش]
     ← شفای کورمادرزاد
    شفاى كورى مادر زادى، معجزه عيسى علیه‌السلام:۱. وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ‌ ....
    [۴۲]
    ۲. ... وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ‌ ... بِإِذْنِي‌ ....
    [۴۳]
     ← شفای کوری حضرت یعقوب
    شفاى كورى یعقوب علیه‌السلام با زدن پیراهن یوسف علیه‌السلام بر چشمان وى معجزه‌اى الهى:وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ‌. 
    [۴۴]
     خبر دادن يوسف علیه‌السلام براى بنيايى‌اش، با زدن پيراهنش او بر چشمان يعقوب علیه‌السلام بينا معجزه وى و از نشانه‌هاى نبوت او است. 
    [۴۵]
     شق القمر
    [ویرایش]
    دو نیمه شدن ماه، معجزه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در عصر نزول قرآن:... وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . 
    [۴۶]
     طبق روايتى از امام صادق علیه‌السلام در شب چهارده ذی‌حجه، ۱۴ چهارده نفر از اصحاب عقبه اجتماع كردند و به پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله گفتند: اگر نزد خدا ارزشى دارى دستور بده تا ماه دو شقه شود. پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به اذن خدا دستور داد و ماه دو شقه شد. 
    [۴۷]
     خبر شق القمر از اجماعات مسلمين است. 
    [۴۸]
     عبور از دريا
    [ویرایش]
    شكافته شدن آب دریا و رهائی بنی اسرائیل، از نشانه‌هاى اعجازى قدرت خدا:۱. يا بَنِي إِسْرائِيلَ‌ ... وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ‌ ....
    [۴۹]
     
    [۵۰]
    ۲. وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى‌ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ‌ يا بَنِي إِسْرائِيلَ قَدْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَ واعَدْناكُمْ جانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌.
    [۵۱]
     
    [۵۲]
    ۳. فَأَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ‌ وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ‌ وَ أَنْجَيْنا مُوسى‌ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ‌ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ‌ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۵۳]
    ۴. فَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلًا إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ‌ وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ.
    [۵۴]
     
    [۵۵]
     عصاى حضرت موسى
    [ویرایش]
    اژدها شدن عصاى موسى علیه‌السلام معجزه و نشانه بزرگ الهى، در اثبات نبوت خويش، براى فرعون و فرعونيان:۱. وَ قالَ مُوسى‌ يا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ‌ حَقِيقٌ عَلى‌ أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ قالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ فَأَلْقى‌ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ.
    [۵۶]
    ۲. وَ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ.
    [۵۷]
    ۳. فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‌ قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى‌ لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‌.
    [۵۸]
     
    [۵۹]
     
    [۶۰]
    ۴. قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‌ءٍ مُبِينٍ‌ قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ فَأَلْقى‌ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ.
    [۶۱]
    ۵. وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى‌ لا تَخَفْ إِنِّي‌ لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ.
    [۶۲]
    ۶. وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى‌ أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ‌ اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۶۳]
    [۶۴]
    ۷. اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌ فَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرى‌.
    [۶۵]
    [۶۶]
     فهم زبان پرندگان‌
    [ویرایش]
    آگاهى داود و سلیمان عليهما السلام به زبان پرندگان، معجزه‌اى الهى براى آنان:وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى‌ كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ‌ وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْ‌ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ‌.
    [۶۷]
    [۶۸]
    گفته شده: فهم زبان پرندگان، معجزه‌اى براى داود و سليمان عليهماالسلام بوده است. 
    [۶۹]
     قرآن‌
    [ویرایش]
     ← گزارش غیبی از گذشته و آینده
    گزارشهاى غيبى از گذشته و آینده، جلوه‌اى از اعجاز قرآن:۱. ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ.
    [۷۰]
    ۲. إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى‌ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ.
    [۷۱]
    ۳. وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَكِيلًا.
    [۷۲]
    ۴. يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى‌ مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً.
    [۷۳]
    ۵. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ.
    [۷۴]
    ۶. وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ.
    [۷۵]
    ۷. وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ.
    [۷۶]
    ۸. وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ.
    [۷۷]
    ۹. فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى‌ طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ‌ وَ لا تُصَلِّ عَلى‌ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‌ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ.
    [۷۸]
     
    [۷۹]
    ۱۰. إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ.
    [۸۰]
    ۱۱. وَ قَضَيْنا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً.
    [۸۱]
    ۱۲. حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ.
    [۸۲]
    ۱۳. غُلِبَتِ الرُّومُ‌ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ‌ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ.
    [۸۳]
    ۱۴. ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ.
    [۸۴]
    ۱۵. إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً.
    [۸۵]
     
    [۸۶]
    ۱۶. أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ‌ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ. 
    [۸۷]
     
    [۸۸]
    ۱۷. هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ‌ وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.
    [۸۹]
     
    [۹۰]
    ۱۸. إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ‌ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً.
    [۹۱]
     
    [۹۲]
    ۱۹. تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَ‌ ما أَغْنى‌ عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ‌ سَيَصْلى‌ ناراً ذاتَ لَهَبٍ.
    [۹۳]
     ← گواه صدق بر نبوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    قرآن، معجزه جاودان و گواه صدق بر نبوت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۹۴]
     
    [۹۵]
    ۲. وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى‌ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ‌ أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ‌ ....
    [۹۶]
     
    [۹۷]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ‌ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ‌.
    [۹۸]
     
    [۹۹]
     معجزه بودن قرآن بر تمام معجزات انبیاء برترى دارد، حتى بر معجزات ديگر صادره از رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، زيرا قرآن هميشه باقى و جاويد است و اعجاز بودنش را هميشه به گوش همه گروههاى انسانى مى‌گويد و اتمام حجتی بر همه امتهااست. 
    [۱۰۰]
    ۴. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۰۱]
     ← معجزه بودن سوره‌های قرآن
    يكايك سوره‌های قرآن، معجزه باقيه و جاويدان پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۰۲]
     
    [۱۰۳]
    ۲. وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُونَ.
    [۱۰۴]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۰۵]
    ۴. وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‌ بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ. 
    [۱۰۶]
    ۵. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۰۷]
    ۶. فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۰۸]
    ۷. وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ‌ أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى‌ عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى‌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ.
    [۱۰۹]
     
    [۱۱۰]
     ← یادآوری‌کننده معجزات الهی
    قرآن ذکر خدا و ياد آور آیات و معجزات الهی:... فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ....
    [۱۱۱]
     
    [۱۱۲]
     ← عجز کفار از آوردن مانند قرآن
    ناتوانى کافران از آوردنِ مانندِ سوره‌اى از قرآن، دليل اعجاز و كلام خدا بودن آن:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۱۳]
     
    [۱۱۴]
    ۲. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۱۵]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ‌ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.
    [۱۱۶]
     
    [۱۱۷]
    ۴. فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى‌ أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى‌ مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ‌ قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى‌ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۱۸]
    [۱۱۹]
    ۵. أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ‌ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۲۰]
     
    [۱۲۱]
     ← عدم اختلاف در مفهوم و محتوای آیات
    وجود نظم و نداشتن اختلاف و ناسازگاى در مفهوم و محتواى آيات، بيانگر اعجاز قرآن:۱. أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً.
    [۱۲۲]
    ۲. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ. 
    [۱۲۳]
     
    [۱۲۴]
     ← مصون بودن از تحریف
    راه نيافتن باطل و مصون بودن از تحریف، اعجاز منحصر به فرد قرآن عزيز:إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ.
    [۱۲۵]
     
    [۱۲۶]
     نفى ورود و رسوخ «باطل» به آيات و مطالب قرآن، مفيد نفى جميع اقسام باطل از كتاب قرآن است، زيرا نفى طبيعت باطل شده است و آن مفيد عموم است، و تحريف از افراد باطل است كه لزوما راهى به قرآن ندارد. 
    [۱۲۷]
     ← تأیید حقانیت قرآن و پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    قرآن، معجزه الهى و دليل بر حقّانيت خويش و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۲۸]
     
    [۱۲۹]
    ۲. قُلْ إِنِّي عَلى‌ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ.
    [۱۳۰]
    ۳. أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ.
    [۱۳۱]
    ۴. وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ.
    [۱۳۲]
    ۵. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ.
    [۱۳۳]
     
    [۱۳۴]
    ۶. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.
    [۱۳۵]
     
    [۱۳۶]
    ۷. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۳۷]
    ۸. وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى‌.
    [۱۳۸]
    ۹. وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ‌ أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى‌ عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى‌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ.
    [۱۳۹]
     
    [۱۴۰]
    ۱۰. أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ‌ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۴۱]
     
    [۱۴۲]
     ← عجز جن و انس از آوردن همانند قرآن
    ناتوانى جّن و انس، از آوردن همانند قرآن:قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً . 
    [۱۴۳]
     خداوند به نحو عام، همه جّن و انس را دعوت به تحدى كرده است. 
    [۱۴۴]
     ← امی بودن پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    ارائه معارف عالى قرآن از پیامبر امّی، بيانگر اعجاز بودن قرآن:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌.
    [۱۴۵]
     ضمير در «من مثله» به «عبدنا» بر مى‌گردد.۲. الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
    [۱۴۶]
    ۳. وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ.
    [۱۴۷]
     كنده شدن كوه‌
    [ویرایش]
    ••• كنده شدن کوه طور از زمين و قرار گرفتن بر سر بنى اسرائيل به سان سايبان، ارائه معجزه الهى:۱. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۴۸]
    ۲. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۱۴۹]
    ۳. وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۰]
    ••• قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنی اسرائیل مثل يك ابر سايبان، براى اخذ پیمان از آنان بر رعايت تقواى و عمل به تورات:۱. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۱]
    ۲. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۱۵۲]
    ۳. وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۳]
     ناقه صالح‌
    [ویرایش]
    ناقه صالح، معجزه او و آيه خدا:۱. ... قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً ....
    [۱۵۴]
    ۲. ... هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً .... 
    [۱۵۵]
    ۳. ... وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً ....
    [۱۵۶]
    ۴. ... فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ قالَ هذِهِ ناقَةٌ ....
    [۱۵۷]
     
    [۱۵۸]
    ۵. فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها.
    [۱۵۹]
     نرم شدن آهن‌
    [ویرایش]
    نرم و انعطاف‌پذير بودن آهن براى داود علیه‌السلام، معجزه‌اى براى آن حضرت:وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ .
    [۱۶۰]
     برخى مفسران گفته‌اند: مقصود از «النا له الحديد» اين است كه آهن در دستان داود علیه‌السلام همانند گل و شمع نرم مى‌شد كه هر چه مى‌خواست از آن مى‌ساخت. 
    [۱۶۱]
     گفتنى است مقصود از از «فضلا» نبوت، كتاب و معجزات اعطايى به داود علیه‌السلام است، 
    [۱۶۲]
     بنابراين نرم شدن آهن براى حضرت مى‌تواند در راستاى نبوتوى باشد. نزول مائده‌
    [ویرایش]
    نزول مائده آسمانی به درخواست حواریون، از معجزات الهى و كرامتى براى عيسى علیه‌السلام:إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‌ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ‌ قالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ.
    [۱۶۳]
     
    [۱۶۴]
     
    [۱۶۵]
     نزول ملائكه‌
    [ویرایش]
    معجزه نزول ملک، بشارتى آسمانى:إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ‌ بَلى‌ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ‌ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‌ لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ.
    [۱۶۶]
     نزول منّ و سلوى‌
    [ویرایش]
    نزول منّ و سلوی در تيه بر بنى اسرائيل، ارائه معجزات الهى:۱. ... وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌ ....
    [۱۶۷]
    ۲. ... وَ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌ ....
    [۱۶۸]
     يدبيضا
    [ویرایش]
    ید بیضای موسی علیه‌السلام معجزه وى براى اثبات نبوت خويش:۱. قالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ‌ الصَّادِقِينَ‌ وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ.
    [۱۶۹]
    [۱۷۰]
    ۲. وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‌ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‌ لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‌.
    [۱۷۱]
     
    [۱۷۲]
    ۳. قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‌ءٍ مُبِينٍ‌ وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ.
    [۱۷۳]
     
    [۱۷۴]
    ۴. وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۱۷۵]
    ۵. اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۱۷۶]
     پانویس
    [ویرایش]
     ۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۲.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۳.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۷۲.    ۶.↑ بقره/سوره۲، آیه۷۳.    ۷.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۸.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۵.    ۹.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۶.    ۱۰.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۰.    ۱۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۰.    ۱۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۹.    ۱۳.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۰.    ۱۴.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۷.    ۱۵.↑ مریم/سوره۱۹، آیات۱۹- ۲۲.    ۱۶.↑ تحریم/سوره۶۶، آیه۱۲.    ۱۷.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۱.    ۱۸.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۹.    ۱۹.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۹۲.    ۲۰.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۲۱.↑ ص/سوره۳۸، آیات۱۷-۲۰.    ۲۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۹.    ۲۳.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۲۴.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص ۵۹۷.    ۲۵.↑ ص/سوره۳۸، آیه۱۷.    ۲۶.↑ ص/سوره۳۸، آیه۱۸.    ۲۷.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۰.    ۲۸.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۵.    ۲۹.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۵.    ۳۰.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۳-۱۳۵.    ۳۱.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۲.    ۳۲.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۳.    ۳۳.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۴.    ۳۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۷.    ۳۵.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    ۳۶.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۹.    ۳۷.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۰.    ۳۸.↑ صافّات/سوره۳۷، آیه۹۷.    ۳۹.↑ صافّات/سوره۳۷، آیه۹۸.    ۴۰.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴۱.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۴۲.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴۳.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۴۴.↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۹۴.    ۴۵.↑ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۹۱- ۱۹۲.    ۴۶.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۱.    ۴۷.↑ مشهدی، میرزامحمد، كنز الدقائق، ج ۱۲، ص ۵۲۹.۴۸.↑ مشهدی، میرزامحمد، كنز الدقائق، ج ۱۲، ص ۵۲۸- ۵۳۰.۴۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۴۷.    ۵۰.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۰.    ۵۱.↑ طه/سوره۲۰، آیات۷۷-۷۸.    ۵۲.↑ طه/سوره۲۰، آیه۸۰.    ۵۳.↑ شعراء/سوره۲۶، آیات۶۳-۶۷.    ۵۴.↑ دخان/سوره۴۴، آیه۲۳.    ۵۵.↑ دخان/سوره۴۴، آیه۲۴.    ۵۶.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۰۴-۱۰۷.    ۵۷.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۱۷.    ۵۸.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۰.    ۵۹.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۱.    ۶۰.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۳.    ۶۱.↑ شعراء/سوره۲۶، آیات۳۰-۳۲.    ۶۲.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۰.    ۶۳.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۱.    ۶۴.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۲.    ۶۵.↑ نازعات/سوره۷۹، آیه۱۷.    ۶۶.↑ نازعات/سوره۷۹، آیه۲۰.    ۶۷.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۵.    ۶۸.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۶.    ۶۹.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۳۳۵.    ۷۰.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۴.    ۷۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۵۵.    ۷۲.↑ نساء/سوره۴، آیه۸۱.    ۷۳.↑ نساء/سوره۴، آیه۱۰۸.    ۷۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۵۴.    ۷۵.↑ مائده/سوره۵، آیه۶۴.    ۷۶.↑ انفال/سوره۸، آیه۷.    ۷۷.↑ انفال/سوره۸، آیه۳۰.    ۷۸.↑ توبه/سوره۹، آیه۸۳.    ۷۹.↑ توبه/سوره۹، آیه۸۴.    ۸۰.↑ حجر/سوره۱۵، آیه۹۵.    ۸۱.↑ اسراء/سوره۱۷، آیات۴-۷.    ۸۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۰.    ۸۳.↑ روم/سوره۳۰، آیات۲- ۴.    ۸۴.↑ محمّد/سوره۴۷، آیه۳۸.    ۸۵.↑ فتح/سوره۴۸، آیه۱.    ۸۶.↑ فتح/سوره۴۸، آیه۲.    ۸۷.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۴۴.    ۸۸.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۴۵.    ۸۹.↑ جمعه/سوره۶۲، آیه۲.    ۹۰.↑ جمعه/سوره۶۲، آیه۳.    ۹۱.↑ نصر/سوره۱۱۰، آیه۱.    ۹۲.↑ نصر/سوره۱۱۰، آیه۲.    ۹۳.↑ مسد/سوره۱۱۱، آیات۱-۳.    ۹۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۹۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۹۶.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۷.    ۹۷.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۹۸.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۹۹.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۰۰.↑ خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۴۳.    ۱۰۱.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۰۲.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۰۳.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۰۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۹.    ۱۰۵.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۰۶.↑ رعد/سوره۱۳، آیه۳۱.    ۱۰۷.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۰۸.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۰۹.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۰.    ۱۱۰.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۱.    ۱۱۱.↑ طلاق/سوره۶۵، آیه۱۰.    ۱۱۲.↑ طلاق/سوره۶۵، آیه۱۱.    ۱۱۳.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۱۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۱۵.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۱۶.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۱۱۷.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۱۸.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۴۸.    ۱۱۹.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۴۹.    ۱۲۰.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۳.    ۱۲۱.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۲۲.↑ نساء/سوره۴، آیه۸۲.    ۱۲۳.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۱.    ۱۲۴.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۲.    ۱۲۵.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۱.    ۱۲۶.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۲.    ۱۲۷.↑ خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۲۱۰.    ۱۲۸.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۲۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۳۰.↑ انعام/سوره۶، آیه۵۷.    ۱۳۱.↑ انعام/سوره۶، آیه۱۱۴.    ۱۳۲.↑ انفال/سوره۸، آیه۳۹.    ۱۳۳.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۳۴.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۹.    ۱۳۵.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۱۳۶.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۳۷.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۳۸.↑ طه/سوره۲۰، آیه۱۳۳.    ۱۳۹.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۰.    ۱۴۰.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۱.    ۱۴۱.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۳.    ۱۴۲.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۴۳.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۴۴.↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۵۹-۶۰.    ۱۴۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۴۶.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۵۷.    ۱۴۷.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۸.    ۱۴۸.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۳.    ۱۴۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۳.    ۱۵۰.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۷۱.    ۱۵۱.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۳.    ۱۵۲.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۳.    ۱۵۳.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۷۱.    ۱۵۴.↑ اعراف/سوره۷، آیه۷۳.    ۱۵۵.↑ هود/سوره۱۱، آیه۶۴.    ۱۵۶.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۵۹.    ۱۵۷.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۴.    ۱۵۸.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۵.    ۱۵۹.↑ شمس/سوره۹۱، آیه۱۳.    ۱۶۰.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۱۶۱.↑ زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج ۳، ص ۵۷۱.    ۱۶۲.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۵۹۷.    ۱۶۳.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۲.    ۱۶۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۴.    ۱۶۵.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۵.    ۱۶۶.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیات۱۲۴-۱۲۶.    ۱۶۷.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۷.    ۱۶۸.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    ۱۶۹.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۰۶.    ۱۷۰.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۰۸.    ۱۷۱.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۲.    ۱۷۲.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۳.    ۱۷۳.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۳۰.    ۱۷۴.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۳۳.    ۱۷۵.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۲.    ۱۷۶.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۲.    
     منبع
    [ویرایش]
    مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۲۸، ص۵۰۶، برگرفته از مقاله «مصادیق معجزه».     
    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:46  توسط hasan gholami  | 

    در این مقاله مصادیق معجزات انبیاء و اولیای الهی با توجه به آیات قرآن معرفی می‌شوند. فهرست مندرجات
    ۱ - احیای پرنده گِلی‌۲ - احیای مردگان‌۳ - احیای مقتول‌۴ - اخبار غیبی‌       ۴.۱ - اخبار غیبی حضرت عیسی       ۴.۲ - اخبار غیبی به حضرت مریم۵ - استخراج آب از صخره‌۶ - بارداری با معجزه‌۷ - تسخیر باد۸ - تسخیر پرندگان‌۹ - تسخیر کوهها۱۰ - چشمه‌۱۱ - دفع آلودگی خون‌۱۲ - دفع حادثه شپشک‌۱۳ - دفع توفان‌۱۴ - دفع ملخ‌۱۵ - دفع هجوم قورباغه‌۱۶ - سایه ابرها۱۷ - سردی آتش‌۱۸ - شفای پیسی‌۱۹ - شفای کوری‌       ۱۹.۱ - شفای کورمادرزاد       ۱۹.۲ - شفای کوری حضرت یعقوب۲۰ - شق القمر۲۱ - عبور از دریا۲۲ - عصای حضرت موسی۲۳ - فهم زبان پرندگان‌۲۴ - قرآن‌       ۲۴.۱ - گزارش غیبی از گذشته و آینده       ۲۴.۲ - گواه صدق بر نبوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله       ۲۴.۳ - معجزه بودن سوره‌های قرآن       ۲۴.۴ - یادآوری‌کننده معجزات الهی       ۲۴.۵ - عجز کفار از آوردن مانند قرآن       ۲۴.۶ - عدم اختلاف در مفهوم و محتوای آیات       ۲۴.۷ - مصون بودن از تحریف       ۲۴.۸ - تأیید حقانیت قرآن و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله       ۲۴.۹ - عجز جن و انس از آوردن همانند قرآن       ۲۴.۱۰ - امی بودن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله۲۵ - کنده شدن کوه‌۲۶ - ناقه صالح‌۲۷ - نرم شدن آهن‌۲۸ - نزول مائده‌۲۹ - نزول ملائکه‌۳۰ - نزول منّ و سلوی‌۳۱ - یدبیضا۳۲ - پانویس۳۳ - منبع احياى پرنده گِلى‌
    [ویرایش]
    ساختن پرنده از گِل و دميدن در آن به اذن خدا، معجزه حضرت عیسی علیه‌السلام:۱. ... أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ‌ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ‌ ....
    [۱]
    ۲. ... وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي‌ ....
    [۲]
     احياى مردگان‌
    [ویرایش]
    احیای مردگان، از معجزات عيسى علیه‌السلام و نشانه‌اى از قدرت خدا:۱. ... وَ أُحْيِ الْمَوْتى‌ بِإِذْنِ اللَّهِ‌ ....
    [۳]
    ۲. ... وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‌ بِإِذْنِي‌ ....
    [۴]
     احياى مقتول‌
    [ویرایش]
    داستان كشته شدن فردى از قوم موسی و احياى دوباره او، معجزه و رخدادى قابل ذكر:وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها ... فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى‌ .... 
    [۵]
     
    [۶]
     اخبار غيبى‌
    [ویرایش]
     ← اخبار غیبی حضرت عیسی
    خبر دادن غيبى عيسى علیه‌السلام از خوراكيها و اندوخته‌هاى مردم در خانه‌هاى‌شان، معجزه وى در اثبات نبوت خويش:وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ‌ ....
    [۷]
     ← اخبار غیبی به حضرت مریم
    خبر دادن غيبى ملائکه به مریم علیهاالسلام از اوصاف اعجاز آميز عيسى علیه‌السلام در سخن گفتن وى در گهواره:إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ‌ وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِينَ.
    [۸]
     
    [۹]
     استخراج آب از صخره‌
    [ویرایش]
    استخراج آب از دل صخره، با ضربه عصای موسی علیه‌السلام براى بنی اسرائیل:وَ إِذِ اسْتَسْقى‌ مُوسى‌ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ....
    [۱۰]
     باردارى با معجزه‌
    [ویرایش]
    ••• بارداری زن زکریا علیه‌السلام در حال پیری هر دو، از كارهاى اعجازى خداوند:۱. قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ.
    [۱۱]
    ۲. وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‌ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ‌ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى‌ .... 
    [۱۲]
     
    [۱۳]
    ••• باردار شدن مریم علیهاالسلام به عيسى علیه‌السلام، كارى خارق العاده و از معجزات خداوند:۱. قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‌ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.
    [۱۴]
    ۲. قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا.
    [۱۵]
    ۳. وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ.
    [۱۶]
     تسخير باد
    [ویرایش]
    رام بودن تند بادها در دست سلیمان علیه‌السلام و فرمانروايى ايشان بر آنها، معجزه او:وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى‌ الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عالِمِينَ.
    [۱۷]
     تسخير پرندگان‌
    [ویرایش]
    ••• تسخیر پرندگان براى داود علیه‌السلام و تسبیح گويى آنها با وى، معجزه‌اى الهى:۱. فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ‌ .
    [۱۸]
     تسبيح گويى پرندگان به همراه داود علیه‌السلام معجزه‌اى براى آن حضرت است. 
    [۱۹]
    ۲. وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ.
    [۲۰]
    ••• تسخیر پرندگان براى داود علیه‌السلام و فرمانبرى آنها از وى معجزه‌اى الهى:اصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ‌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ‌ وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ‌ وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.
    [۲۱]
     تسخير كوهها
    [ویرایش]
    تسخیر کوهها براى حضرت داود علیه‌السلام و تسبيح گويى آنها، معجزه‌اى الهى:۱. ... وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ.
    [۲۲]
    ۲. وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ.
    [۲۳]
     مقصود از «اوّبى معه» تسبيح گويى كوه به همراه داود علیه‌السلام است، به گونه كه معجزه براى آن حضرت باشد. 
    [۲۴]
    ۳. اصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ‌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ.
    [۲۵]
     
    [۲۶]
     چشمه‌
    [ویرایش]
    جوشش چشمه‌هاى متعدد از سنگ، بر اثر ضربه عصاى موسى علیه‌السلام، از معجزات موسى علیه‌السلام:وَ إِذِ اسْتَسْقى‌ مُوسى‌ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ....
    [۲۷]
     دفع آلودگى خون‌
    [ویرایش]
    دفع حادثه آلوده شدن زندگى فرعونیان با خون، با دعاى موسى علیه‌السلام معجزه او و آيه خدا:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ‌ وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۲۸]
     دفع حادثه شپشك‌
    [ویرایش]
    دفع بلاى شپشک از زندگى فرعونيان، با دعاى موسى علیه‌السلام، معجزه وى و آيه خدا:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الْقُمَّلَ‌ ... آياتٍ مُفَصَّلاتٍ‌ ... وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ‌ وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۲۹]
     دفع توفان‌
    [ویرایش]
    دفع حادثه توفان از فرعونيان، معجزه آشكار الهى، با دعاى موسى علیه‌السلام:فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ‌ ... وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۳۰]
     دفع ملخ‌
    [ویرایش]
    دفع بلاى ملخ، از فرعونيان، معجزه و آيتى ديگر بر قوم مستکبر، با دعاى موسى علیه‌السلام:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الْجَرادَ ... آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا .... 
    [۳۱]
     
    [۳۲]
     دفع هجوم قورباغه‌
    [ویرایش]
    دفع هجوم قورباغه از زندگى فرعونيان سركش، با دعاى موسى علیه‌السلام معجزه او:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الضَّفادِعَ‌ ... وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ.
    [۳۳]
     سايه ابرها
    [ویرایش]
    سايه افكنى ابرها بر بنی اسرائیل، ارائه معجزات الهى:۱. وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ‌ ....
    [۳۴]
    ۲. ... وَ ظَلَّلْنا عَلَيْهِمُ الْغَمامَ‌ ....
    [۳۵]
     سردى آتش‌
    [ویرایش]
    سرد شدن آتش بر ابراهیم علیه‌السلام معجزه بزرگ خدا، در برابر نمرودیان:۱. قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‌ إِبْراهِيمَ‌ وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ.
    [۳۶]
    [۳۷]
    ۲. قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ‌ فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ.
    [۳۸]
     
    [۳۹]
     شفاى پيسى‌
    [ویرایش]
    شفا دادن پیسی، به دست عيسى علیه‌السلام:۱. وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُبْرِئُ‌ ... وَ الْأَبْرَصَ‌ ....
    [۴۰]
    ۲. ... وَ تُبْرِئُ‌ ... وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي‌ ....
    [۴۱]
     شفاى كورى‌
    [ویرایش]
     ← شفای کورمادرزاد
    شفاى كورى مادر زادى، معجزه عيسى علیه‌السلام:۱. وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ‌ ....
    [۴۲]
    ۲. ... وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ‌ ... بِإِذْنِي‌ ....
    [۴۳]
     ← شفای کوری حضرت یعقوب
    شفاى كورى یعقوب علیه‌السلام با زدن پیراهن یوسف علیه‌السلام بر چشمان وى معجزه‌اى الهى:وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ‌. 
    [۴۴]
     خبر دادن يوسف علیه‌السلام براى بنيايى‌اش، با زدن پيراهنش او بر چشمان يعقوب علیه‌السلام بينا معجزه وى و از نشانه‌هاى نبوت او است. 
    [۴۵]
     شق القمر
    [ویرایش]
    دو نیمه شدن ماه، معجزه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در عصر نزول قرآن:... وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . 
    [۴۶]
     طبق روايتى از امام صادق علیه‌السلام در شب چهارده ذی‌حجه، ۱۴ چهارده نفر از اصحاب عقبه اجتماع كردند و به پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله گفتند: اگر نزد خدا ارزشى دارى دستور بده تا ماه دو شقه شود. پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به اذن خدا دستور داد و ماه دو شقه شد. 
    [۴۷]
     خبر شق القمر از اجماعات مسلمين است. 
    [۴۸]
     عبور از دريا
    [ویرایش]
    شكافته شدن آب دریا و رهائی بنی اسرائیل، از نشانه‌هاى اعجازى قدرت خدا:۱. يا بَنِي إِسْرائِيلَ‌ ... وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ‌ ....
    [۴۹]
     
    [۵۰]
    ۲. وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى‌ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ‌ يا بَنِي إِسْرائِيلَ قَدْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَ واعَدْناكُمْ جانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌.
    [۵۱]
     
    [۵۲]
    ۳. فَأَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ‌ وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ‌ وَ أَنْجَيْنا مُوسى‌ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ‌ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ‌ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۵۳]
    ۴. فَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلًا إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ‌ وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ.
    [۵۴]
     
    [۵۵]
     عصاى حضرت موسى
    [ویرایش]
    اژدها شدن عصاى موسى علیه‌السلام معجزه و نشانه بزرگ الهى، در اثبات نبوت خويش، براى فرعون و فرعونيان:۱. وَ قالَ مُوسى‌ يا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ‌ حَقِيقٌ عَلى‌ أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ قالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ فَأَلْقى‌ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ.
    [۵۶]
    ۲. وَ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ.
    [۵۷]
    ۳. فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‌ قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى‌ لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‌.
    [۵۸]
     
    [۵۹]
     
    [۶۰]
    ۴. قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‌ءٍ مُبِينٍ‌ قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ فَأَلْقى‌ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ.
    [۶۱]
    ۵. وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى‌ لا تَخَفْ إِنِّي‌ لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ.
    [۶۲]
    ۶. وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى‌ أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ‌ اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۶۳]
    [۶۴]
    ۷. اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌ فَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرى‌.
    [۶۵]
    [۶۶]
     فهم زبان پرندگان‌
    [ویرایش]
    آگاهى داود و سلیمان عليهما السلام به زبان پرندگان، معجزه‌اى الهى براى آنان:وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى‌ كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ‌ وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْ‌ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ‌.
    [۶۷]
    [۶۸]
    گفته شده: فهم زبان پرندگان، معجزه‌اى براى داود و سليمان عليهماالسلام بوده است. 
    [۶۹]
     قرآن‌
    [ویرایش]
     ← گزارش غیبی از گذشته و آینده
    گزارشهاى غيبى از گذشته و آینده، جلوه‌اى از اعجاز قرآن:۱. ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ.
    [۷۰]
    ۲. إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى‌ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ.
    [۷۱]
    ۳. وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَكِيلًا.
    [۷۲]
    ۴. يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى‌ مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً.
    [۷۳]
    ۵. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ.
    [۷۴]
    ۶. وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ.
    [۷۵]
    ۷. وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ.
    [۷۶]
    ۸. وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ.
    [۷۷]
    ۹. فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى‌ طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ‌ وَ لا تُصَلِّ عَلى‌ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‌ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ.
    [۷۸]
     
    [۷۹]
    ۱۰. إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ.
    [۸۰]
    ۱۱. وَ قَضَيْنا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً.
    [۸۱]
    ۱۲. حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ.
    [۸۲]
    ۱۳. غُلِبَتِ الرُّومُ‌ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ‌ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ.
    [۸۳]
    ۱۴. ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ.
    [۸۴]
    ۱۵. إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً.
    [۸۵]
     
    [۸۶]
    ۱۶. أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ‌ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ. 
    [۸۷]
     
    [۸۸]
    ۱۷. هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ‌ وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.
    [۸۹]
     
    [۹۰]
    ۱۸. إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ‌ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً.
    [۹۱]
     
    [۹۲]
    ۱۹. تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَ‌ ما أَغْنى‌ عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ‌ سَيَصْلى‌ ناراً ذاتَ لَهَبٍ.
    [۹۳]
     ← گواه صدق بر نبوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    قرآن، معجزه جاودان و گواه صدق بر نبوت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۹۴]
     
    [۹۵]
    ۲. وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى‌ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ‌ أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ‌ ....
    [۹۶]
     
    [۹۷]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ‌ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ‌.
    [۹۸]
     
    [۹۹]
     معجزه بودن قرآن بر تمام معجزات انبیاء برترى دارد، حتى بر معجزات ديگر صادره از رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، زيرا قرآن هميشه باقى و جاويد است و اعجاز بودنش را هميشه به گوش همه گروههاى انسانى مى‌گويد و اتمام حجتی بر همه امتهااست. 
    [۱۰۰]
    ۴. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۰۱]
     ← معجزه بودن سوره‌های قرآن
    يكايك سوره‌های قرآن، معجزه باقيه و جاويدان پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۰۲]
     
    [۱۰۳]
    ۲. وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُونَ.
    [۱۰۴]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۰۵]
    ۴. وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‌ بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ. 
    [۱۰۶]
    ۵. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۰۷]
    ۶. فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۰۸]
    ۷. وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ‌ أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى‌ عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى‌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ.
    [۱۰۹]
     
    [۱۱۰]
     ← یادآوری‌کننده معجزات الهی
    قرآن ذکر خدا و ياد آور آیات و معجزات الهی:... فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ....
    [۱۱۱]
     
    [۱۱۲]
     ← عجز کفار از آوردن مانند قرآن
    ناتوانى کافران از آوردنِ مانندِ سوره‌اى از قرآن، دليل اعجاز و كلام خدا بودن آن:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۱۳]
     
    [۱۱۴]
    ۲. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۱۵]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ‌ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.
    [۱۱۶]
     
    [۱۱۷]
    ۴. فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى‌ أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى‌ مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ‌ قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى‌ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۱۸]
    [۱۱۹]
    ۵. أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ‌ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۲۰]
     
    [۱۲۱]
     ← عدم اختلاف در مفهوم و محتوای آیات
    وجود نظم و نداشتن اختلاف و ناسازگاى در مفهوم و محتواى آيات، بيانگر اعجاز قرآن:۱. أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً.
    [۱۲۲]
    ۲. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ. 
    [۱۲۳]
     
    [۱۲۴]
     ← مصون بودن از تحریف
    راه نيافتن باطل و مصون بودن از تحریف، اعجاز منحصر به فرد قرآن عزيز:إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ.
    [۱۲۵]
     
    [۱۲۶]
     نفى ورود و رسوخ «باطل» به آيات و مطالب قرآن، مفيد نفى جميع اقسام باطل از كتاب قرآن است، زيرا نفى طبيعت باطل شده است و آن مفيد عموم است، و تحريف از افراد باطل است كه لزوما راهى به قرآن ندارد. 
    [۱۲۷]
     ← تأیید حقانیت قرآن و پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    قرآن، معجزه الهى و دليل بر حقّانيت خويش و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۲۸]
     
    [۱۲۹]
    ۲. قُلْ إِنِّي عَلى‌ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ.
    [۱۳۰]
    ۳. أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ.
    [۱۳۱]
    ۴. وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ.
    [۱۳۲]
    ۵. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ.
    [۱۳۳]
     
    [۱۳۴]
    ۶. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.
    [۱۳۵]
     
    [۱۳۶]
    ۷. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۳۷]
    ۸. وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى‌.
    [۱۳۸]
    ۹. وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ‌ أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى‌ عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى‌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ.
    [۱۳۹]
     
    [۱۴۰]
    ۱۰. أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ‌ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۴۱]
     
    [۱۴۲]
     ← عجز جن و انس از آوردن همانند قرآن
    ناتوانى جّن و انس، از آوردن همانند قرآن:قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً . 
    [۱۴۳]
     خداوند به نحو عام، همه جّن و انس را دعوت به تحدى كرده است. 
    [۱۴۴]
     ← امی بودن پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    ارائه معارف عالى قرآن از پیامبر امّی، بيانگر اعجاز بودن قرآن:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌.
    [۱۴۵]
     ضمير در «من مثله» به «عبدنا» بر مى‌گردد.۲. الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
    [۱۴۶]
    ۳. وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ.
    [۱۴۷]
     كنده شدن كوه‌
    [ویرایش]
    ••• كنده شدن کوه طور از زمين و قرار گرفتن بر سر بنى اسرائيل به سان سايبان، ارائه معجزه الهى:۱. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۴۸]
    ۲. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۱۴۹]
    ۳. وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۰]
    ••• قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنی اسرائیل مثل يك ابر سايبان، براى اخذ پیمان از آنان بر رعايت تقواى و عمل به تورات:۱. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۱]
    ۲. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۱۵۲]
    ۳. وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۳]
     ناقه صالح‌
    [ویرایش]
    ناقه صالح، معجزه او و آيه خدا:۱. ... قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً ....
    [۱۵۴]
    ۲. ... هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً .... 
    [۱۵۵]
    ۳. ... وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً ....
    [۱۵۶]
    ۴. ... فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ قالَ هذِهِ ناقَةٌ ....
    [۱۵۷]
     
    [۱۵۸]
    ۵. فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها.
    [۱۵۹]
     نرم شدن آهن‌
    [ویرایش]
    نرم و انعطاف‌پذير بودن آهن براى داود علیه‌السلام، معجزه‌اى براى آن حضرت:وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ .
    [۱۶۰]
     برخى مفسران گفته‌اند: مقصود از «النا له الحديد» اين است كه آهن در دستان داود علیه‌السلام همانند گل و شمع نرم مى‌شد كه هر چه مى‌خواست از آن مى‌ساخت. 
    [۱۶۱]
     گفتنى است مقصود از از «فضلا» نبوت، كتاب و معجزات اعطايى به داود علیه‌السلام است، 
    [۱۶۲]
     بنابراين نرم شدن آهن براى حضرت مى‌تواند در راستاى نبوتوى باشد. نزول مائده‌
    [ویرایش]
    نزول مائده آسمانی به درخواست حواریون، از معجزات الهى و كرامتى براى عيسى علیه‌السلام:إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‌ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ‌ قالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ.
    [۱۶۳]
     
    [۱۶۴]
     
    [۱۶۵]
     نزول ملائكه‌
    [ویرایش]
    معجزه نزول ملک، بشارتى آسمانى:إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ‌ بَلى‌ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ‌ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‌ لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ.
    [۱۶۶]
     نزول منّ و سلوى‌
    [ویرایش]
    نزول منّ و سلوی در تيه بر بنى اسرائيل، ارائه معجزات الهى:۱. ... وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌ ....
    [۱۶۷]
    ۲. ... وَ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌ ....
    [۱۶۸]
     يدبيضا
    [ویرایش]
    ید بیضای موسی علیه‌السلام معجزه وى براى اثبات نبوت خويش:۱. قالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ‌ الصَّادِقِينَ‌ وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ.
    [۱۶۹]
    [۱۷۰]
    ۲. وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‌ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‌ لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‌.
    [۱۷۱]
     
    [۱۷۲]
    ۳. قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‌ءٍ مُبِينٍ‌ وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ.
    [۱۷۳]
     
    [۱۷۴]
    ۴. وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۱۷۵]
    ۵. اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۱۷۶]
     پانویس
    [ویرایش]
     ۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۲.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۳.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۷۲.    ۶.↑ بقره/سوره۲، آیه۷۳.    ۷.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۸.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۵.    ۹.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۶.    ۱۰.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۰.    ۱۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۰.    ۱۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۹.    ۱۳.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۰.    ۱۴.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۷.    ۱۵.↑ مریم/سوره۱۹، آیات۱۹- ۲۲.    ۱۶.↑ تحریم/سوره۶۶، آیه۱۲.    ۱۷.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۱.    ۱۸.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۹.    ۱۹.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۹۲.    ۲۰.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۲۱.↑ ص/سوره۳۸، آیات۱۷-۲۰.    ۲۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۹.    ۲۳.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۲۴.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص ۵۹۷.    ۲۵.↑ ص/سوره۳۸، آیه۱۷.    ۲۶.↑ ص/سوره۳۸، آیه۱۸.    ۲۷.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۰.    ۲۸.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۵.    ۲۹.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۵.    ۳۰.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۳-۱۳۵.    ۳۱.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۲.    ۳۲.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۳.    ۳۳.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۴.    ۳۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۷.    ۳۵.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    ۳۶.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۹.    ۳۷.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۰.    ۳۸.↑ صافّات/سوره۳۷، آیه۹۷.    ۳۹.↑ صافّات/سوره۳۷، آیه۹۸.    ۴۰.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴۱.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۴۲.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴۳.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۴۴.↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۹۴.    ۴۵.↑ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۹۱- ۱۹۲.    ۴۶.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۱.    ۴۷.↑ مشهدی، میرزامحمد، كنز الدقائق، ج ۱۲، ص ۵۲۹.۴۸.↑ مشهدی، میرزامحمد، كنز الدقائق، ج ۱۲، ص ۵۲۸- ۵۳۰.۴۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۴۷.    ۵۰.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۰.    ۵۱.↑ طه/سوره۲۰، آیات۷۷-۷۸.    ۵۲.↑ طه/سوره۲۰، آیه۸۰.    ۵۳.↑ شعراء/سوره۲۶، آیات۶۳-۶۷.    ۵۴.↑ دخان/سوره۴۴، آیه۲۳.    ۵۵.↑ دخان/سوره۴۴، آیه۲۴.    ۵۶.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۰۴-۱۰۷.    ۵۷.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۱۷.    ۵۸.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۰.    ۵۹.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۱.    ۶۰.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۳.    ۶۱.↑ شعراء/سوره۲۶، آیات۳۰-۳۲.    ۶۲.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۰.    ۶۳.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۱.    ۶۴.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۲.    ۶۵.↑ نازعات/سوره۷۹، آیه۱۷.    ۶۶.↑ نازعات/سوره۷۹، آیه۲۰.    ۶۷.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۵.    ۶۸.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۶.    ۶۹.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۳۳۵.    ۷۰.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۴.    ۷۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۵۵.    ۷۲.↑ نساء/سوره۴، آیه۸۱.    ۷۳.↑ نساء/سوره۴، آیه۱۰۸.    ۷۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۵۴.    ۷۵.↑ مائده/سوره۵، آیه۶۴.    ۷۶.↑ انفال/سوره۸، آیه۷.    ۷۷.↑ انفال/سوره۸، آیه۳۰.    ۷۸.↑ توبه/سوره۹، آیه۸۳.    ۷۹.↑ توبه/سوره۹، آیه۸۴.    ۸۰.↑ حجر/سوره۱۵، آیه۹۵.    ۸۱.↑ اسراء/سوره۱۷، آیات۴-۷.    ۸۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۰.    ۸۳.↑ روم/سوره۳۰، آیات۲- ۴.    ۸۴.↑ محمّد/سوره۴۷، آیه۳۸.    ۸۵.↑ فتح/سوره۴۸، آیه۱.    ۸۶.↑ فتح/سوره۴۸، آیه۲.    ۸۷.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۴۴.    ۸۸.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۴۵.    ۸۹.↑ جمعه/سوره۶۲، آیه۲.    ۹۰.↑ جمعه/سوره۶۲، آیه۳.    ۹۱.↑ نصر/سوره۱۱۰، آیه۱.    ۹۲.↑ نصر/سوره۱۱۰، آیه۲.    ۹۳.↑ مسد/سوره۱۱۱، آیات۱-۳.    ۹۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۹۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۹۶.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۷.    ۹۷.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۹۸.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۹۹.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۰۰.↑ خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۴۳.    ۱۰۱.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۰۲.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۰۳.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۰۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۹.    ۱۰۵.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۰۶.↑ رعد/سوره۱۳، آیه۳۱.    ۱۰۷.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۰۸.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۰۹.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۰.    ۱۱۰.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۱.    ۱۱۱.↑ طلاق/سوره۶۵، آیه۱۰.    ۱۱۲.↑ طلاق/سوره۶۵، آیه۱۱.    ۱۱۳.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۱۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۱۵.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۱۶.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۱۱۷.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۱۸.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۴۸.    ۱۱۹.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۴۹.    ۱۲۰.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۳.    ۱۲۱.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۲۲.↑ نساء/سوره۴، آیه۸۲.    ۱۲۳.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۱.    ۱۲۴.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۲.    ۱۲۵.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۱.    ۱۲۶.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۲.    ۱۲۷.↑ خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۲۱۰.    ۱۲۸.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۲۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۳۰.↑ انعام/سوره۶، آیه۵۷.    ۱۳۱.↑ انعام/سوره۶، آیه۱۱۴.    ۱۳۲.↑ انفال/سوره۸، آیه۳۹.    ۱۳۳.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۳۴.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۹.    ۱۳۵.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۱۳۶.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۳۷.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۳۸.↑ طه/سوره۲۰، آیه۱۳۳.    ۱۳۹.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۰.    ۱۴۰.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۱.    ۱۴۱.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۳.    ۱۴۲.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۴۳.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۴۴.↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۵۹-۶۰.    ۱۴۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۴۶.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۵۷.    ۱۴۷.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۸.    ۱۴۸.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۳.    ۱۴۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۳.    ۱۵۰.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۷۱.    ۱۵۱.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۳.    ۱۵۲.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۳.    ۱۵۳.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۷۱.    ۱۵۴.↑ اعراف/سوره۷، آیه۷۳.    ۱۵۵.↑ هود/سوره۱۱، آیه۶۴.    ۱۵۶.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۵۹.    ۱۵۷.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۴.    ۱۵۸.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۵.    ۱۵۹.↑ شمس/سوره۹۱، آیه۱۳.    ۱۶۰.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۱۶۱.↑ زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج ۳، ص ۵۷۱.    ۱۶۲.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۵۹۷.    ۱۶۳.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۲.    ۱۶۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۴.    ۱۶۵.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۵.    ۱۶۶.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیات۱۲۴-۱۲۶.    ۱۶۷.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۷.    ۱۶۸.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    ۱۶۹.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۰۶.    ۱۷۰.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۰۸.    ۱۷۱.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۲.    ۱۷۲.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۳.    ۱۷۳.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۳۰.    ۱۷۴.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۳۳.    ۱۷۵.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۲.    ۱۷۶.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۲.    
     منبع
    [ویرایش]
    مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۲۸، ص۵۰۶، برگرفته از مقاله «مصادیق معجزه».     
    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:46  توسط hasan gholami  | 

    در این مقاله مصادیق معجزات انبیاء و اولیای الهی با توجه به آیات قرآن معرفی می‌شوند. فهرست مندرجات
    ۱ - احیای پرنده گِلی‌۲ - احیای مردگان‌۳ - احیای مقتول‌۴ - اخبار غیبی‌       ۴.۱ - اخبار غیبی حضرت عیسی       ۴.۲ - اخبار غیبی به حضرت مریم۵ - استخراج آب از صخره‌۶ - بارداری با معجزه‌۷ - تسخیر باد۸ - تسخیر پرندگان‌۹ - تسخیر کوهها۱۰ - چشمه‌۱۱ - دفع آلودگی خون‌۱۲ - دفع حادثه شپشک‌۱۳ - دفع توفان‌۱۴ - دفع ملخ‌۱۵ - دفع هجوم قورباغه‌۱۶ - سایه ابرها۱۷ - سردی آتش‌۱۸ - شفای پیسی‌۱۹ - شفای کوری‌       ۱۹.۱ - شفای کورمادرزاد       ۱۹.۲ - شفای کوری حضرت یعقوب۲۰ - شق القمر۲۱ - عبور از دریا۲۲ - عصای حضرت موسی۲۳ - فهم زبان پرندگان‌۲۴ - قرآن‌       ۲۴.۱ - گزارش غیبی از گذشته و آینده       ۲۴.۲ - گواه صدق بر نبوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله       ۲۴.۳ - معجزه بودن سوره‌های قرآن       ۲۴.۴ - یادآوری‌کننده معجزات الهی       ۲۴.۵ - عجز کفار از آوردن مانند قرآن       ۲۴.۶ - عدم اختلاف در مفهوم و محتوای آیات       ۲۴.۷ - مصون بودن از تحریف       ۲۴.۸ - تأیید حقانیت قرآن و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله       ۲۴.۹ - عجز جن و انس از آوردن همانند قرآن       ۲۴.۱۰ - امی بودن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله۲۵ - کنده شدن کوه‌۲۶ - ناقه صالح‌۲۷ - نرم شدن آهن‌۲۸ - نزول مائده‌۲۹ - نزول ملائکه‌۳۰ - نزول منّ و سلوی‌۳۱ - یدبیضا۳۲ - پانویس۳۳ - منبع احياى پرنده گِلى‌
    [ویرایش]
    ساختن پرنده از گِل و دميدن در آن به اذن خدا، معجزه حضرت عیسی علیه‌السلام:۱. ... أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ‌ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ‌ ....
    [۱]
    ۲. ... وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي‌ ....
    [۲]
     احياى مردگان‌
    [ویرایش]
    احیای مردگان، از معجزات عيسى علیه‌السلام و نشانه‌اى از قدرت خدا:۱. ... وَ أُحْيِ الْمَوْتى‌ بِإِذْنِ اللَّهِ‌ ....
    [۳]
    ۲. ... وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‌ بِإِذْنِي‌ ....
    [۴]
     احياى مقتول‌
    [ویرایش]
    داستان كشته شدن فردى از قوم موسی و احياى دوباره او، معجزه و رخدادى قابل ذكر:وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها ... فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى‌ .... 
    [۵]
     
    [۶]
     اخبار غيبى‌
    [ویرایش]
     ← اخبار غیبی حضرت عیسی
    خبر دادن غيبى عيسى علیه‌السلام از خوراكيها و اندوخته‌هاى مردم در خانه‌هاى‌شان، معجزه وى در اثبات نبوت خويش:وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ‌ ....
    [۷]
     ← اخبار غیبی به حضرت مریم
    خبر دادن غيبى ملائکه به مریم علیهاالسلام از اوصاف اعجاز آميز عيسى علیه‌السلام در سخن گفتن وى در گهواره:إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ‌ وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِينَ.
    [۸]
     
    [۹]
     استخراج آب از صخره‌
    [ویرایش]
    استخراج آب از دل صخره، با ضربه عصای موسی علیه‌السلام براى بنی اسرائیل:وَ إِذِ اسْتَسْقى‌ مُوسى‌ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ....
    [۱۰]
     باردارى با معجزه‌
    [ویرایش]
    ••• بارداری زن زکریا علیه‌السلام در حال پیری هر دو، از كارهاى اعجازى خداوند:۱. قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ.
    [۱۱]
    ۲. وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‌ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ‌ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى‌ .... 
    [۱۲]
     
    [۱۳]
    ••• باردار شدن مریم علیهاالسلام به عيسى علیه‌السلام، كارى خارق العاده و از معجزات خداوند:۱. قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‌ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.
    [۱۴]
    ۲. قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا.
    [۱۵]
    ۳. وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ.
    [۱۶]
     تسخير باد
    [ویرایش]
    رام بودن تند بادها در دست سلیمان علیه‌السلام و فرمانروايى ايشان بر آنها، معجزه او:وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى‌ الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عالِمِينَ.
    [۱۷]
     تسخير پرندگان‌
    [ویرایش]
    ••• تسخیر پرندگان براى داود علیه‌السلام و تسبیح گويى آنها با وى، معجزه‌اى الهى:۱. فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ‌ .
    [۱۸]
     تسبيح گويى پرندگان به همراه داود علیه‌السلام معجزه‌اى براى آن حضرت است. 
    [۱۹]
    ۲. وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ.
    [۲۰]
    ••• تسخیر پرندگان براى داود علیه‌السلام و فرمانبرى آنها از وى معجزه‌اى الهى:اصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ‌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ‌ وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ‌ وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.
    [۲۱]
     تسخير كوهها
    [ویرایش]
    تسخیر کوهها براى حضرت داود علیه‌السلام و تسبيح گويى آنها، معجزه‌اى الهى:۱. ... وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ.
    [۲۲]
    ۲. وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ.
    [۲۳]
     مقصود از «اوّبى معه» تسبيح گويى كوه به همراه داود علیه‌السلام است، به گونه كه معجزه براى آن حضرت باشد. 
    [۲۴]
    ۳. اصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ‌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ.
    [۲۵]
     
    [۲۶]
     چشمه‌
    [ویرایش]
    جوشش چشمه‌هاى متعدد از سنگ، بر اثر ضربه عصاى موسى علیه‌السلام، از معجزات موسى علیه‌السلام:وَ إِذِ اسْتَسْقى‌ مُوسى‌ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ....
    [۲۷]
     دفع آلودگى خون‌
    [ویرایش]
    دفع حادثه آلوده شدن زندگى فرعونیان با خون، با دعاى موسى علیه‌السلام معجزه او و آيه خدا:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ‌ وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۲۸]
     دفع حادثه شپشك‌
    [ویرایش]
    دفع بلاى شپشک از زندگى فرعونيان، با دعاى موسى علیه‌السلام، معجزه وى و آيه خدا:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الْقُمَّلَ‌ ... آياتٍ مُفَصَّلاتٍ‌ ... وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ‌ وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۲۹]
     دفع توفان‌
    [ویرایش]
    دفع حادثه توفان از فرعونيان، معجزه آشكار الهى، با دعاى موسى علیه‌السلام:فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ‌ ... وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ.
    [۳۰]
     دفع ملخ‌
    [ویرایش]
    دفع بلاى ملخ، از فرعونيان، معجزه و آيتى ديگر بر قوم مستکبر، با دعاى موسى علیه‌السلام:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الْجَرادَ ... آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا .... 
    [۳۱]
     
    [۳۲]
     دفع هجوم قورباغه‌
    [ویرایش]
    دفع هجوم قورباغه از زندگى فرعونيان سركش، با دعاى موسى علیه‌السلام معجزه او:وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ‌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ‌ ... وَ الضَّفادِعَ‌ ... وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ.
    [۳۳]
     سايه ابرها
    [ویرایش]
    سايه افكنى ابرها بر بنی اسرائیل، ارائه معجزات الهى:۱. وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ‌ ....
    [۳۴]
    ۲. ... وَ ظَلَّلْنا عَلَيْهِمُ الْغَمامَ‌ ....
    [۳۵]
     سردى آتش‌
    [ویرایش]
    سرد شدن آتش بر ابراهیم علیه‌السلام معجزه بزرگ خدا، در برابر نمرودیان:۱. قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‌ إِبْراهِيمَ‌ وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ.
    [۳۶]
    [۳۷]
    ۲. قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ‌ فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ.
    [۳۸]
     
    [۳۹]
     شفاى پيسى‌
    [ویرایش]
    شفا دادن پیسی، به دست عيسى علیه‌السلام:۱. وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُبْرِئُ‌ ... وَ الْأَبْرَصَ‌ ....
    [۴۰]
    ۲. ... وَ تُبْرِئُ‌ ... وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي‌ ....
    [۴۱]
     شفاى كورى‌
    [ویرایش]
     ← شفای کورمادرزاد
    شفاى كورى مادر زادى، معجزه عيسى علیه‌السلام:۱. وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌ ... وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ‌ ....
    [۴۲]
    ۲. ... وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ‌ ... بِإِذْنِي‌ ....
    [۴۳]
     ← شفای کوری حضرت یعقوب
    شفاى كورى یعقوب علیه‌السلام با زدن پیراهن یوسف علیه‌السلام بر چشمان وى معجزه‌اى الهى:وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ‌. 
    [۴۴]
     خبر دادن يوسف علیه‌السلام براى بنيايى‌اش، با زدن پيراهنش او بر چشمان يعقوب علیه‌السلام بينا معجزه وى و از نشانه‌هاى نبوت او است. 
    [۴۵]
     شق القمر
    [ویرایش]
    دو نیمه شدن ماه، معجزه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در عصر نزول قرآن:... وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . 
    [۴۶]
     طبق روايتى از امام صادق علیه‌السلام در شب چهارده ذی‌حجه، ۱۴ چهارده نفر از اصحاب عقبه اجتماع كردند و به پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله گفتند: اگر نزد خدا ارزشى دارى دستور بده تا ماه دو شقه شود. پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به اذن خدا دستور داد و ماه دو شقه شد. 
    [۴۷]
     خبر شق القمر از اجماعات مسلمين است. 
    [۴۸]
     عبور از دريا
    [ویرایش]
    شكافته شدن آب دریا و رهائی بنی اسرائیل، از نشانه‌هاى اعجازى قدرت خدا:۱. يا بَنِي إِسْرائِيلَ‌ ... وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ‌ ....
    [۴۹]
     
    [۵۰]
    ۲. وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى‌ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ‌ يا بَنِي إِسْرائِيلَ قَدْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَ واعَدْناكُمْ جانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌.
    [۵۱]
     
    [۵۲]
    ۳. فَأَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ‌ وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ‌ وَ أَنْجَيْنا مُوسى‌ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ‌ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ‌ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۵۳]
    ۴. فَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلًا إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ‌ وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ.
    [۵۴]
     
    [۵۵]
     عصاى حضرت موسى
    [ویرایش]
    اژدها شدن عصاى موسى علیه‌السلام معجزه و نشانه بزرگ الهى، در اثبات نبوت خويش، براى فرعون و فرعونيان:۱. وَ قالَ مُوسى‌ يا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ‌ حَقِيقٌ عَلى‌ أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌ قالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ فَأَلْقى‌ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ.
    [۵۶]
    ۲. وَ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ.
    [۵۷]
    ۳. فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‌ قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى‌ لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‌.
    [۵۸]
     
    [۵۹]
     
    [۶۰]
    ۴. قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‌ءٍ مُبِينٍ‌ قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ فَأَلْقى‌ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ.
    [۶۱]
    ۵. وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى‌ لا تَخَفْ إِنِّي‌ لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ.
    [۶۲]
    ۶. وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى‌ أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ‌ اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۶۳]
    [۶۴]
    ۷. اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌ فَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرى‌.
    [۶۵]
    [۶۶]
     فهم زبان پرندگان‌
    [ویرایش]
    آگاهى داود و سلیمان عليهما السلام به زبان پرندگان، معجزه‌اى الهى براى آنان:وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى‌ كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ‌ وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْ‌ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ‌.
    [۶۷]
    [۶۸]
    گفته شده: فهم زبان پرندگان، معجزه‌اى براى داود و سليمان عليهماالسلام بوده است. 
    [۶۹]
     قرآن‌
    [ویرایش]
     ← گزارش غیبی از گذشته و آینده
    گزارشهاى غيبى از گذشته و آینده، جلوه‌اى از اعجاز قرآن:۱. ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ.
    [۷۰]
    ۲. إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى‌ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ.
    [۷۱]
    ۳. وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَكِيلًا.
    [۷۲]
    ۴. يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى‌ مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً.
    [۷۳]
    ۵. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ.
    [۷۴]
    ۶. وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ.
    [۷۵]
    ۷. وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ.
    [۷۶]
    ۸. وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ.
    [۷۷]
    ۹. فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى‌ طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ‌ وَ لا تُصَلِّ عَلى‌ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‌ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ.
    [۷۸]
     
    [۷۹]
    ۱۰. إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ.
    [۸۰]
    ۱۱. وَ قَضَيْنا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً.
    [۸۱]
    ۱۲. حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ.
    [۸۲]
    ۱۳. غُلِبَتِ الرُّومُ‌ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ‌ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ.
    [۸۳]
    ۱۴. ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ.
    [۸۴]
    ۱۵. إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً.
    [۸۵]
     
    [۸۶]
    ۱۶. أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ‌ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ. 
    [۸۷]
     
    [۸۸]
    ۱۷. هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ‌ وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.
    [۸۹]
     
    [۹۰]
    ۱۸. إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ‌ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً.
    [۹۱]
     
    [۹۲]
    ۱۹. تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَ‌ ما أَغْنى‌ عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ‌ سَيَصْلى‌ ناراً ذاتَ لَهَبٍ.
    [۹۳]
     ← گواه صدق بر نبوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    قرآن، معجزه جاودان و گواه صدق بر نبوت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۹۴]
     
    [۹۵]
    ۲. وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى‌ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ‌ أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ‌ ....
    [۹۶]
     
    [۹۷]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ‌ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ‌.
    [۹۸]
     
    [۹۹]
     معجزه بودن قرآن بر تمام معجزات انبیاء برترى دارد، حتى بر معجزات ديگر صادره از رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، زيرا قرآن هميشه باقى و جاويد است و اعجاز بودنش را هميشه به گوش همه گروههاى انسانى مى‌گويد و اتمام حجتی بر همه امتهااست. 
    [۱۰۰]
    ۴. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۰۱]
     ← معجزه بودن سوره‌های قرآن
    يكايك سوره‌های قرآن، معجزه باقيه و جاويدان پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۰۲]
     
    [۱۰۳]
    ۲. وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُونَ.
    [۱۰۴]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۰۵]
    ۴. وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‌ بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ. 
    [۱۰۶]
    ۵. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۰۷]
    ۶. فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۰۸]
    ۷. وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ‌ أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى‌ عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى‌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ.
    [۱۰۹]
     
    [۱۱۰]
     ← یادآوری‌کننده معجزات الهی
    قرآن ذکر خدا و ياد آور آیات و معجزات الهی:... فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ....
    [۱۱۱]
     
    [۱۱۲]
     ← عجز کفار از آوردن مانند قرآن
    ناتوانى کافران از آوردنِ مانندِ سوره‌اى از قرآن، دليل اعجاز و كلام خدا بودن آن:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۱۳]
     
    [۱۱۴]
    ۲. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۱۵]
    ۳. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ‌ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.
    [۱۱۶]
     
    [۱۱۷]
    ۴. فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى‌ أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى‌ مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ‌ قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى‌ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
    [۱۱۸]
    [۱۱۹]
    ۵. أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ‌ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۲۰]
     
    [۱۲۱]
     ← عدم اختلاف در مفهوم و محتوای آیات
    وجود نظم و نداشتن اختلاف و ناسازگاى در مفهوم و محتواى آيات، بيانگر اعجاز قرآن:۱. أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً.
    [۱۲۲]
    ۲. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ. 
    [۱۲۳]
     
    [۱۲۴]
     ← مصون بودن از تحریف
    راه نيافتن باطل و مصون بودن از تحریف، اعجاز منحصر به فرد قرآن عزيز:إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ.
    [۱۲۵]
     
    [۱۲۶]
     نفى ورود و رسوخ «باطل» به آيات و مطالب قرآن، مفيد نفى جميع اقسام باطل از كتاب قرآن است، زيرا نفى طبيعت باطل شده است و آن مفيد عموم است، و تحريف از افراد باطل است كه لزوما راهى به قرآن ندارد. 
    [۱۲۷]
     ← تأیید حقانیت قرآن و پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    قرآن، معجزه الهى و دليل بر حقّانيت خويش و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
    [۱۲۸]
     
    [۱۲۹]
    ۲. قُلْ إِنِّي عَلى‌ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ.
    [۱۳۰]
    ۳. أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ.
    [۱۳۱]
    ۴. وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ.
    [۱۳۲]
    ۵. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ.
    [۱۳۳]
     
    [۱۳۴]
    ۶. أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.
    [۱۳۵]
     
    [۱۳۶]
    ۷. قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.
    [۱۳۷]
    ۸. وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى‌.
    [۱۳۸]
    ۹. وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ‌ أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى‌ عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى‌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ.
    [۱۳۹]
     
    [۱۴۰]
    ۱۰. أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ‌ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ.
    [۱۴۱]
     
    [۱۴۲]
     ← عجز جن و انس از آوردن همانند قرآن
    ناتوانى جّن و انس، از آوردن همانند قرآن:قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً . 
    [۱۴۳]
     خداوند به نحو عام، همه جّن و انس را دعوت به تحدى كرده است. 
    [۱۴۴]
     ← امی بودن پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله
    ارائه معارف عالى قرآن از پیامبر امّی، بيانگر اعجاز بودن قرآن:۱. وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌.
    [۱۴۵]
     ضمير در «من مثله» به «عبدنا» بر مى‌گردد.۲. الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
    [۱۴۶]
    ۳. وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ.
    [۱۴۷]
     كنده شدن كوه‌
    [ویرایش]
    ••• كنده شدن کوه طور از زمين و قرار گرفتن بر سر بنى اسرائيل به سان سايبان، ارائه معجزه الهى:۱. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۴۸]
    ۲. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۱۴۹]
    ۳. وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۰]
    ••• قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنی اسرائیل مثل يك ابر سايبان، براى اخذ پیمان از آنان بر رعايت تقواى و عمل به تورات:۱. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۱]
    ۲. وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
    [۱۵۲]
    ۳. وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.
    [۱۵۳]
     ناقه صالح‌
    [ویرایش]
    ناقه صالح، معجزه او و آيه خدا:۱. ... قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً ....
    [۱۵۴]
    ۲. ... هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً .... 
    [۱۵۵]
    ۳. ... وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً ....
    [۱۵۶]
    ۴. ... فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‌ قالَ هذِهِ ناقَةٌ ....
    [۱۵۷]
     
    [۱۵۸]
    ۵. فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها.
    [۱۵۹]
     نرم شدن آهن‌
    [ویرایش]
    نرم و انعطاف‌پذير بودن آهن براى داود علیه‌السلام، معجزه‌اى براى آن حضرت:وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ .
    [۱۶۰]
     برخى مفسران گفته‌اند: مقصود از «النا له الحديد» اين است كه آهن در دستان داود علیه‌السلام همانند گل و شمع نرم مى‌شد كه هر چه مى‌خواست از آن مى‌ساخت. 
    [۱۶۱]
     گفتنى است مقصود از از «فضلا» نبوت، كتاب و معجزات اعطايى به داود علیه‌السلام است، 
    [۱۶۲]
     بنابراين نرم شدن آهن براى حضرت مى‌تواند در راستاى نبوتوى باشد. نزول مائده‌
    [ویرایش]
    نزول مائده آسمانی به درخواست حواریون، از معجزات الهى و كرامتى براى عيسى علیه‌السلام:إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‌ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ‌ قالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ.
    [۱۶۳]
     
    [۱۶۴]
     
    [۱۶۵]
     نزول ملائكه‌
    [ویرایش]
    معجزه نزول ملک، بشارتى آسمانى:إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ‌ بَلى‌ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ‌ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‌ لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ.
    [۱۶۶]
     نزول منّ و سلوى‌
    [ویرایش]
    نزول منّ و سلوی در تيه بر بنى اسرائيل، ارائه معجزات الهى:۱. ... وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌ ....
    [۱۶۷]
    ۲. ... وَ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌ ....
    [۱۶۸]
     يدبيضا
    [ویرایش]
    ید بیضای موسی علیه‌السلام معجزه وى براى اثبات نبوت خويش:۱. قالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ‌ الصَّادِقِينَ‌ وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ.
    [۱۶۹]
    [۱۷۰]
    ۲. وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‌ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‌ لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‌.
    [۱۷۱]
     
    [۱۷۲]
    ۳. قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‌ءٍ مُبِينٍ‌ وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ.
    [۱۷۳]
     
    [۱۷۴]
    ۴. وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۱۷۵]
    ۵. اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ.
    [۱۷۶]
     پانویس
    [ویرایش]
     ۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۲.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۳.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۷۲.    ۶.↑ بقره/سوره۲، آیه۷۳.    ۷.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۸.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۵.    ۹.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۶.    ۱۰.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۰.    ۱۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۰.    ۱۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۹.    ۱۳.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۰.    ۱۴.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۷.    ۱۵.↑ مریم/سوره۱۹، آیات۱۹- ۲۲.    ۱۶.↑ تحریم/سوره۶۶، آیه۱۲.    ۱۷.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۱.    ۱۸.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۹.    ۱۹.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۹۲.    ۲۰.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۲۱.↑ ص/سوره۳۸، آیات۱۷-۲۰.    ۲۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۹.    ۲۳.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۲۴.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص ۵۹۷.    ۲۵.↑ ص/سوره۳۸، آیه۱۷.    ۲۶.↑ ص/سوره۳۸، آیه۱۸.    ۲۷.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۰.    ۲۸.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۵.    ۲۹.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۵.    ۳۰.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۳-۱۳۵.    ۳۱.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۲.    ۳۲.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۳.    ۳۳.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۳۲-۱۳۴.    ۳۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۷.    ۳۵.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    ۳۶.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۹.    ۳۷.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۰.    ۳۸.↑ صافّات/سوره۳۷، آیه۹۷.    ۳۹.↑ صافّات/سوره۳۷، آیه۹۸.    ۴۰.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴۱.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۴۲.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۹.    ۴۳.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    ۴۴.↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۹۴.    ۴۵.↑ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۹۱- ۱۹۲.    ۴۶.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۱.    ۴۷.↑ مشهدی، میرزامحمد، كنز الدقائق، ج ۱۲، ص ۵۲۹.۴۸.↑ مشهدی، میرزامحمد، كنز الدقائق، ج ۱۲، ص ۵۲۸- ۵۳۰.۴۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۴۷.    ۵۰.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۰.    ۵۱.↑ طه/سوره۲۰، آیات۷۷-۷۸.    ۵۲.↑ طه/سوره۲۰، آیه۸۰.    ۵۳.↑ شعراء/سوره۲۶، آیات۶۳-۶۷.    ۵۴.↑ دخان/سوره۴۴، آیه۲۳.    ۵۵.↑ دخان/سوره۴۴، آیه۲۴.    ۵۶.↑ اعراف/سوره۷، آیات۱۰۴-۱۰۷.    ۵۷.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۱۷.    ۵۸.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۰.    ۵۹.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۱.    ۶۰.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۳.    ۶۱.↑ شعراء/سوره۲۶، آیات۳۰-۳۲.    ۶۲.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۰.    ۶۳.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۱.    ۶۴.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۲.    ۶۵.↑ نازعات/سوره۷۹، آیه۱۷.    ۶۶.↑ نازعات/سوره۷۹، آیه۲۰.    ۶۷.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۵.    ۶۸.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۶.    ۶۹.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۳۳۵.    ۷۰.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۴۴.    ۷۱.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۵۵.    ۷۲.↑ نساء/سوره۴، آیه۸۱.    ۷۳.↑ نساء/سوره۴، آیه۱۰۸.    ۷۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۵۴.    ۷۵.↑ مائده/سوره۵، آیه۶۴.    ۷۶.↑ انفال/سوره۸، آیه۷.    ۷۷.↑ انفال/سوره۸، آیه۳۰.    ۷۸.↑ توبه/سوره۹، آیه۸۳.    ۷۹.↑ توبه/سوره۹، آیه۸۴.    ۸۰.↑ حجر/سوره۱۵، آیه۹۵.    ۸۱.↑ اسراء/سوره۱۷، آیات۴-۷.    ۸۲.↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۰.    ۸۳.↑ روم/سوره۳۰، آیات۲- ۴.    ۸۴.↑ محمّد/سوره۴۷، آیه۳۸.    ۸۵.↑ فتح/سوره۴۸، آیه۱.    ۸۶.↑ فتح/سوره۴۸، آیه۲.    ۸۷.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۴۴.    ۸۸.↑ قمر/سوره۵۴، آیه۴۵.    ۸۹.↑ جمعه/سوره۶۲، آیه۲.    ۹۰.↑ جمعه/سوره۶۲، آیه۳.    ۹۱.↑ نصر/سوره۱۱۰، آیه۱.    ۹۲.↑ نصر/سوره۱۱۰، آیه۲.    ۹۳.↑ مسد/سوره۱۱۱، آیات۱-۳.    ۹۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۹۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۹۶.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۷.    ۹۷.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۹۸.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۹۹.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۰۰.↑ خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۴۳.    ۱۰۱.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۰۲.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۰۳.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۰۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۹.    ۱۰۵.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۰۶.↑ رعد/سوره۱۳، آیه۳۱.    ۱۰۷.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۰۸.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۰۹.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۰.    ۱۱۰.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۱.    ۱۱۱.↑ طلاق/سوره۶۵، آیه۱۰.    ۱۱۲.↑ طلاق/سوره۶۵، آیه۱۱.    ۱۱۳.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۱۴.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۱۵.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۱۶.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۱۱۷.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۱۸.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۴۸.    ۱۱۹.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۴۹.    ۱۲۰.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۳.    ۱۲۱.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۲۲.↑ نساء/سوره۴، آیه۸۲.    ۱۲۳.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۱.    ۱۲۴.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۲.    ۱۲۵.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۱.    ۱۲۶.↑ فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۲.    ۱۲۷.↑ خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۲۱۰.    ۱۲۸.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۲۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴.    ۱۳۰.↑ انعام/سوره۶، آیه۵۷.    ۱۳۱.↑ انعام/سوره۶، آیه۱۱۴.    ۱۳۲.↑ انفال/سوره۸، آیه۳۹.    ۱۳۳.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۸.    ۱۳۴.↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۹.    ۱۳۵.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    ۱۳۶.↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۴.    ۱۳۷.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۳۸.↑ طه/سوره۲۰، آیه۱۳۳.    ۱۳۹.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۰.    ۱۴۰.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۱.    ۱۴۱.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۳.    ۱۴۲.↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۴.    ۱۴۳.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۸۸.    ۱۴۴.↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۵۹-۶۰.    ۱۴۵.↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳.    ۱۴۶.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۵۷.    ۱۴۷.↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۸.    ۱۴۸.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۳.    ۱۴۹.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۳.    ۱۵۰.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۷۱.    ۱۵۱.↑ بقره/سوره۲، آیه۶۳.    ۱۵۲.↑ بقره/سوره۲، آیه۹۳.    ۱۵۳.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۷۱.    ۱۵۴.↑ اعراف/سوره۷، آیه۷۳.    ۱۵۵.↑ هود/سوره۱۱، آیه۶۴.    ۱۵۶.↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۵۹.    ۱۵۷.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۴.    ۱۵۸.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۵.    ۱۵۹.↑ شمس/سوره۹۱، آیه۱۳.    ۱۶۰.↑ سبأ/سوره۳۴، آیه۱۰.    ۱۶۱.↑ زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج ۳، ص ۵۷۱.    ۱۶۲.↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۵۹۷.    ۱۶۳.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۲.    ۱۶۴.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۴.    ۱۶۵.↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۵.    ۱۶۶.↑ آل‌عمران/سوره۳، آیات۱۲۴-۱۲۶.    ۱۶۷.↑ بقره/سوره۲، آیه۵۷.    ۱۶۸.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    ۱۶۹.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۰۶.    ۱۷۰.↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۰۸.    ۱۷۱.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۲.    ۱۷۲.↑ طه/سوره۲۰، آیه۲۳.    ۱۷۳.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۳۰.    ۱۷۴.↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۳۳.    ۱۷۵.↑ نمل/سوره۲۷، آیه۱۲.    ۱۷۶.↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۲.    
     منبع
    [ویرایش]
    مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۲۸، ص۵۰۶، برگرفته از مقاله «مصادیق معجزه».     
    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:46  توسط hasan gholami  | 

    عجاز و ماهيت آن

    مقدمه: قرآن كريم هم اصل وجود اعجاز را بيان نموده و هم اينكه خود قرآن معجزه است; آن هم بزرگترين معجزه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله. در اين مقاله به بعضى از جنبه‏هاى اعجاز قرآن اشاره شده است.

    قرآن كريم در آيه مورد بحث، و آياتى كه نقل كرديم، ادعاء كرده است: بر اينكه آيت ومعجزه است، و استدلال كرده باينكه اگر قبول نداريد، مانند يك سوره از آنرا بياوريد، و اين‏دعوى قرآن بحسب حقيقت بدو دعوى منحل ميشود، يكى اينكه بطور كلى معجزه و خارق عادت‏وجود دارد، و دوم اينكه قرآن يكى از مصاديق آن معجزات است، و معلوم است كه اگر دعوى دوم‏ثابت‏شود، قهرا دعوى اولى هم ثابت‏شده، و بهمين جهت قرآن كريم هم در مقام اثبات دعوى‏اولى بر نيامد، و تنها اكتفاء كرد باثبات دعوى دوم، و اينكه خودش معجزه است و بر دعوى خوداستدلال كرد به مسئله تحدى، و تعجيز، و وقتى بشر نتوانست نظير آنرا بياورد هر دو نتيجه راگرفت.

    چيزى كه هست اين بحث و سئوال باقى مى‏ماند، كه معجزه چگونه صورت مى‏گيرد، با اينكه‏اسمش با خودش است، كه مشتمل بر عملى است كه عادت جارى در طبيعت، يعنى استناد مسببات‏باسباب معهود و مشخص آنرا نمى‏پذيرد، چون فكر ميكند، قانون علت و معلول استثناء پذيرنيست، نه هيچ سببى از مسببش جدا ميشود، و نه هيچ مسببى بدون سبب پديد مى‏آيد، و نه در قانون‏عليت امكان تخلف و اختلافى هست، پس چطور مى‏شود كه مثلا عصاى موسى بدون علت كه‏توالد و تناسل باشد، اژدها گردد؟و مرده چندين سال قبل با دم مسيحائى مسيح زنده شود؟!

    قرآن كريم اين شبهه را زايل كرده، و حقيقت امر را از هر دو جهت بيان مى‏كند، يعنى هم‏بيان مى‏كند: اصل اعجاز ثابت است، و قرآن خود يكى از معجزات است، و براى اثبات اصل‏اعجاز دليلى است كافى، براى اينكه احدى نمى‏تواند نظيرش را بياورد.

    و هم بيان مى‏كند كه حقيقت اعجاز چيست، و چطور مى‏شود كه در طبيعت امرى رخ دهد، كه عادت طبيعت را خرق كرده، و كليت آنرا نقض كند؟.

    اعجاز قرآن

    در اينكه قرآن كريم براى اثبات معجزه بودنش بشر را تحدى كرده هيچ حرفى و مخالفى‏نيست، و اين تحدى، هم در آيات مكى آمده، و هم آيات مدنى، كه همه آنها دلالت دارد بر اينكه قرآن‏آيتى است معجزه، و خارق، حتى آيه قبلى هم كه مى‏فرمود: (و ان كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله)الخ، (1) استدلالى است بر معجزه بودن قرآن، بوسيله تحدى، و آوردن سوره‏اى‏نظير سوره بقره، و بدست‏شخصى بى سواد مانند رسول خدا(ص)، نه اينكه مستقيما و بلا واسطه‏استدلال بر نبوت رسول خدا(ص)باشد، بدليل اينكه اگر استدلال بر نبوت آن جناب باشد، نه برمعجزه بودن قرآن، بايد در اولش مى‏فرمود: (و ان كنتم فى ريب من رسالة عبدنا، اگر در رسالت‏بنده ما شك داريد)، ولى اينطور نفرمود، بلكه فرمود: اگر در آنچه ما بر عبدمان نازل كرده‏ايم شك‏داريد، يك سوره مثل اين سوره را بوسيله مردى درس نخوانده بياوريد، پس در نتيجه تمامى‏تحدى‏هائيكه در قرآن واقع شده، استدلالى را ميمانند كه بر معجزه بودن قرآن و نازل بودن آن ازطرف خدا شده‏اند، و آيات مشتمله بر اين تحديها از نظر عموم و خصوص مختلفند، بعضى‏ها درباره يك سوره تحدى كرده‏اند، نظير آيه سوره بقره، و بعضى بر ده سوره، و بعضى بر عموم قرآن وبعضى بر خصوص بلاغت آن، و بعضى بر همه جهات آن.يكى از آياتيكه بر عموم قرآن تحدى‏كرده، آيه: (قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان ياتوا بمثل هذا القرآن، لا ياتون بمثله و لو كان‏بعضهم لبعض ظهيرا) (2) است كه ترجمه‏اش گذشت، و اين آيه در مكه نازل شده، و عموميت تحدى‏آن جاى شك براى هيچ عاقلى نيست.

    (اعجاز قرآن فقط از نظر اسلوب كلام يا جهتى ديگر از جهات، به تنهائى نيست)

    پس اگر تحديهاى قرآن تنها در خصوص بلاغت و عظمت اسلوب آن بود، ديگر نبايد ازعرب تجاوز ميكرد، و تنها بايد عرب را تحدى كند، كه اهل زبان قرآنند، آنهم نه كردهاى عرب، كه‏زبان شكسته‏اى دارند، بلكه عربهاى خالص جاهليت و آنها كه هم جاهليت و هم اسلام را درك‏كرده‏اند، آن هم قبل از آنكه زبانشان با زبان ديگر اختلاط پيدا كرده، و فاسد شده باشد، و حال‏آنكه مى‏بينيم سخنى از عرب آن هم با اين قيد و شرطها بميان نياورده، و در عوض روى سخن‏بجن و انس كرده است، پس معلوم ميشود معجزه بودنش تنها از نظر اسلوب كلام نيست.

    و همچنين غير بلاغت و جزالت اسلوب، هيچ جهت ديگر قرآن به تنهائى مورد نظر نيست، و نميخواهد بفهماند تنها در فلان صفت معجزه است مثلا در اينكه مشتمل بر معارفى است‏حقيقى، و اخلاق.فاضله، و قوانين صالحه، و اخبار غيبى، و معارف ديگريكه هنوز بشر نقاب از چهره آن‏بر نداشته، معجزه است، چون هر يك از جهات را يك طائفه از جن و انس مى‏فهمند، نه همه آنهاپس اينكه بطور مطلق تحدى كرد، (يعنى فرمود: اگر شك داريد مثلش را بياوريد)، و نفرمود كتابى‏فصيح مثل آن بياوريد، و يا كتابى مشتمل بر چنين معارف بياوريد، مى‏فهماند كه قرآن از هر جهتى‏كه ممكن است مورد برترى قرار گيرد برتر است، نه يك جهت و دو جهت.

    ............................................

    1 - سوره بقره آيه 23.

    2 - سوره الاسراء آيه 88

    (عموميت اعجاز قرآن براى تمامى افراد انس و جن)

    بنا بر اين قرآن كريم هم معجزيست در بلاغت، براى بليغ‏ترين بلغاء و هم آيتى است فصيح، براى فصيح‏ترين فصحاء و هم خارق العاده‏ايست براى حكماء در حكمتش، و هم سرشارترين‏گنجينه علمى است معجزه‏آسا، براى علماء و هم اجتماعى‏ترين قانونى است معجزآسا، براى قانون‏گذاران، و سياستى است بديع، و بى سابقه براى سياستمداران و حكومتى است معجزه، براى‏حكام، و خلاصه معجزه‏ايست براى همه عالميان، در حقايقى كه راهى براى كشف آن ندارند، مانندامور غيبى، و اختلاف در حكم، و علم و بيان.

    از اينجا روشن ميشود كه قرآن كريم دعوى اعجاز، از هر جهت براى خود مى‏كند، آنهم‏اعجاز براى تمامى افراد جن و انس، چه عوام و چه خواص، چه عالم و چه جاهل، چه مرد و چه‏زن، چه فاضل متبحر و چه مفضول، چه و چه و چه، البته بشرطى كه اينقدر شعور داشته باشد كه‏حرف سرش شود.

    براى اينكه هر انسانى اين فطرت را دارد كه فضيلت را تشخيص دهد، و كم و زياد آنرابفهمد پس هر انسانى ميتواند در فضيلت‏هائى كه در خودش و يا در غير خودش سراغ دارد، فكركند، و آنگاه آنرا در هر حديكه درك مى‏كند، با فضيلتى كه قرآن مشتمل بر آنست مقايسه كند، آنگاه بحق و انصاف داورى نمايد، و فكر كند، و انصاف دهد، آيا نيروى بشرى ميتواند معارفى‏الهى، و آن هم مستدل از خود بسازد؟بطوريكه با معارف قرآن هم سنگ باشد؟و واقعا و حقيقتامعادل و برابر قرآن باشد؟و آيا يك انسان اين معنا در قدرتش هست كه اخلاقى براى سعادت بشرپيشنهاد كند، كه همه‏اش بر اساس حقايق باشد؟و در صفا و فضيلت درست آنطور باشد كه قرآن‏پيشنهاد كرده؟!و آيا براى يك انسان اين امكان هست، كه احكام و قوانينى فقهى تشريع كند، كه‏دامنه‏اش آنقدر وسيع باشد، كه تمامى افعال بشر را شامل بشود؟و در عين حال تناقضى هم در آن‏پديد نيايد؟و نيز در عين حال روح توحيد و تقوى و طهارت مانند بند تسبيح در تمامى آن احكام ونتائج آنها، و اصل و فرع آنها دويده باشد؟

    و آيا عقل هيچ انسانيكه حد اقل شعور را داشته باشد، ممكن ميداند كه چنين آمارگيرى‏دقيق از افعال و حركات و سكنات انسانها، و سپس جعل قوانينى براى هر حركت و سكون آنان، بطوريكه از اول تا باخر قوانينش يك تناقض ديده نشود از كسى سر بزند كه مدرسه نرفته باشد، ودر شهرى كه مردمش با سواد و تحصيل كرده باشند، نشو و نما نكرده باشد، بلكه در محيطى ظهوركرده باشد، كه بهره‏شان از انسانيت و فضائل و كمالات بى شمار آن، اين باشد كه از راه‏غارتگرى، و جنگ لقمه نانى بكف آورده، و براى اينكه بسد جوعشان كافى باشد، دخترانرا زنده‏بگور كنند، و فرزندان خود را بكشند، و به پدران خود فخر نموده، مادران را همسر خود سازند، و بفسق و فجور افتخار نموده، علم را مذمت، و جهل را حمايت كنند، و در عين پلنگ دماغى وحميت دروغين خود، تو سرى خور هر رهگذر باشند، روزى يمنى‏ها استعمارشان كنند، روز ديگرزير يوغ حبشه در آيند، روزى برده دسته جمعى روم شوند، روز ديگر فرمانبر بى قيد و شرط فارس‏شوند؟آيا از چنين محيطى ممكن است چنين قانون‏گذارى برخيزد؟

    و آيا هيچ عاقلى بخود جرئت ميدهد كه كتابى بياورد، و ادعاء كند كه اين كتاب هدايت تمامى‏عالميان، از بى سواد و دانشمند و از زن و مرد و از معاصرين من و آيندگان، تا آخر روزگار است، وآنگاه در آن اخبارى غيبى از گذشته و آينده، و از امتهاى گذشته و آينده، نه يكى، و نه دو تا، آنهم دربابهاى مختلف، و داستانهاى گوناگون قرار داده باشد، كه هيچيك از اين معارف با ديگرى‏مخالفت نداشته، و از راستى و درستى هم بى بهره نباشد، هر قسمتش قسمت‏هاى ديگر را تصديق‏كند؟!

    و آيا يك انسان كه خود يكى از اجزاء عالم ماده و طبيعت است، و مانند تمامى موجودات‏عالم محكوم به تحول و تكامل است، ميتواند در تمامى شئون عالم بشرى دخل و تصرف نموده، قوانين، و علوم، و معارف، و احكام، و مواعظ، و امثال، و داستانهائى در خصوص كوچكترين وبزرگترين شئون بشرى بدنيا عرضه كند، كه با تحول و تكامل بشر متحول نشود، و از بشر عقب‏نماند؟و حال و وضع خود آن قوانين هم از جهت كمال و نقص مختلف نشود، با اينكه آنچه عرضه‏كرده، بتدريج عرضه كرده باشد و در آن پاره‏اى معارف باشد كه در آغاز عرضه شده، در آخردو باره تكرار شده باشد، و در طول مدت، تكاملى نكرده تغيرى نيافته باشد، و نيز در آن فروعى‏متفرع بر اصولى باشد؟با اينكه همه ميدانيم كه هيچ انسانى از نظر كمال و نقص عملش بيك حال‏باقى نمى‏ماند، در جوانى يك جور فكر مى‏كند، چهل‏ساله كه شد جور ديگر، پير كه شد جورى‏ديگر.

    پس انسان عاقل و كسى كه بتواند اين معانى را تعقل كند، شكى برايش باقى نمى‏ماند، كه‏اين مزاياى كلى، و غير آن، كه قرآن مشتمل بر آنست، فوق طاقت بشرى، و بيرون از حيطه وسائل‏طبيعى و مادى است، و بفرض هم كه نتواند اين معانى را درك كند، انسان بودن خود را كه‏فراموش نكرده، و وجدان خود را كه گم ننموده، وجدان فطرى هر انسانى باو ميگويد: در هرمسئله‏اى كه نيروى فكريت از دركش عاجز ماند، و آنطور كه بايد نتوانست صحت و سقم و درستى‏و نادرستى آنرا بفهمد، و ماخذ و دليل هيچيك را نيافت، بايد باهل خبره و متخصص در آن مسئله‏مراجعه بكنى.

    در اينجا ممكن است‏خواننده عزيز بپرسد كه اينكه شما اصرار داريد عموميت اعجاز قرآن‏را ثابت كنيد، چه فائده‏اى بر اين عموميت مترتب ميشود، و تحدى عموم مردم چه فائده‏اى دارد؟

    بايد خواص بفهمند كه قرآن معجزه است، زيرا عوام در مقابل هر دعوتى سريع الانفعال و زودباورند، و هر معامله‏اى كه با ايشان بكنند، مى‏پذيرند، مگر همين مردم نبودند كه در برابر دعوت امثال‏حسينعلى بهاء، و قاديانى، و مسيلمه كذاب، خاضع شده، و آنها را پذيرفتند؟!با اينكه آنچه آنهاآورده بودند به هذيان بيشتر شباهت داشت، تا سخن آدمى؟

    در پاسخ ميگوئيم: اولا تنها راه آوردن معجزه براى عموم بشر، و براى ابد اين است كه آن‏معجزه از سنخ علم و معرفت باشد، چون غير از علم و معرفت هر چيز ديگريكه تصور شود، كه سرو كارش با ساير قواى دراكه انسان باشد، ممكن نيست عموميت داشته، ديدنيش را همه و براى‏هميشه ببينند، شنيدنيش را همه بشر، و براى هميشه بشنوند عصاى موسايش براى همه جهانيان، و براى ابد معجزه باشد، و نغمه داوديش نيز عمومى و ابدى باشد، چون عصاى موسى، و نغمه‏داود، و هر معجزه ديگريكه غير از علم و معرفت باشد، قهرا موجودى طبيعى، و حادثى حسى‏خواهد بود، كه خواه نا خواه محكوم قوانين ماده، و محدود به يك زمان، و يك مكان معينى ميباشد، و ممكن نيست غير اين باشد، و بفرض محال يا نزديك به محال، اگر آنرا براى تمامى افراد روى‏زمين ديدنى بدانيم، بارى بايد همه سكنه روى زمين براى ديدن آن در يك محل جمع شوند، وبفرضى هم كه بگوئيم براى همه و در همه جا ديدنى باشد، بارى براى اهل يك عصر ديدنى‏خواهد، بود نه براى ابد.

    بخلاف علم و معرفت، كه ميتواند براى همه، و براى ابد معجزه باشد، اين اولا، و ثانيا وقتى‏از مقوله علم و معرفت‏شد، جواب اشكال شما روشن ميشود، چون بحكم ضرورت فهم مردم‏مختلف است، و قوى و ضعيف دارد، همچنانكه كمالات نيز مختلف است، و راه فطرى و غريزى‏انسان براى درك كمالات كه روزمره در زندگيش آنرا طى مى‏كند، اين است كه هر چه را خودش‏درك كرد، و فهميد، كه فهميده، و هر جا كميت فهمش از درك چيزى عاجز ماند، بكسانى مراجعه‏مى‏كند، كه قدرت درك آنرا دارند، و آنرا درك كرده‏اند، و آنگاه حقيقت مطلب را از ايشان‏مى‏پرسند، در مسئله اعجاز قرآن نيز فطرت غريزى بشر حكم باين مى‏كند، كه صاحبان فهم قوى، وصاحب نظران از بشر، در پى كشف آن برآيند، و معجزه بودن آنرا درك كنند، و صاحبان فهم‏ضعيف بايشان مراجعه نموده، حقيقت‏حال را سئوال كنند، پس تحدى و تعجيز قرآن عمومى است، و معجزه بودنش براى فرد فرد بشر، و براى تمامى اعصار ميباشد.

    تحدى قرآن به علم

    قرآن كريم بعلم و معرفت تحدى كرده، يعنى فرموده: اگر در آسمانى بودن آن شك داريد، همه دست بدست هم دهيد، و كتابى درست كنيد كه از نظر علم و معرفت مانند قرآن باشد، يكجافرموده: (و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شى‏ء، ما كتاب را كه بيان همه چيزها است بر تو نازل‏كرديم) (1) و جائى ديگر فرموده: (لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين، هيچ تر و خشكى نيست مگرآنكه در كتابى بيانگر، ضبط است) (2) ، و از اين قبيل آياتى ديگر.

    آرى هر كس در متن تعليمات عاليه اسلام سير كند، و آنچه از كليات كه قرآن كريم بيان‏كرده و آنچه از جزئيات كه همين قرآن در آيه: ، (و ما آتيكم الرسول فخذوه، و ما نهيكم عنه فانتهوا، رسول شما را بهر چه امر كرد انجام دهيد، و از هر چه و آيه: (لتحكم بين‏الناس بما اريك الله تا در ميان مردم بانچه خدا نشانت داده حكم كنى) (4) وآياتى ديگر به پيامبر اسلام حوالت داده، و آن جناب بيان كرده، مورد دقت قرار دهد، خواهد ديد كه‏اسلام از معارف الهى فلسفى، و اخلاق فاضله، و قوانين دينى و فرعى، از عبادتها، و معاملات، وسياسات اجتماعى و هر چيز ديگرى كه انسانها در مرحله عمل بدان نيازمندند، نه تنها متعرض‏كليات و مهمات مسائل است، بلكه جزئى‏ترين مسائل را نيز متعرض است، و عجيب اين است كه‏تمام معارفش بر اساس فطرت، و اصل توحيد بنا شده، بطوريكه تفاصيل و جزئيات احكامش، بعداز تحليل، به توحيد بر مى‏گردد، و اصل توحيدش بعد از تجزيه بهمان تفاصيل بازگشت مى‏كند.

    قرآن كريم خودش بقاء همه معارفش را تضمين كرده، و آنرا نه تنها صالح براى تمامى‏نسلهاى بشر دانسته، و در آيه: (و انه لكتاب عزيز، لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه، تنزيل‏من حكيم حميد، نه از گذشته و نه در آينده، باطل در اين كتاب راه نمى‏يابد، چون كتابى است عزيز، و نازل شده از ناحيه خداى حكيم حميد) (5) و آيه: (انا نحن نزلنا الذكر، و انا له لحافظون، ما ذكر رانازل كرديم، و خود ما آنرا حفظ مى‏كنيم) (6) فرموده: كه اين كتاب با مرور ايام و كرور ليالى كهنه‏نميشود، كتابى است كه تا آخرين روز روزگار، ناسخى، هيچ حكمى از احكام آنرا نسخ نمى‏كند وقانون تحول و تكامل آنرا كهنه نمى‏سازد.

    ............................................

    1 - سوره نحل 89.

    2 - سوره انعام آيه 59.

    3 - سوره حشر آيه 7.

    4 - نساء 106.

    5 - سوره فصلت آيه 42

    6 - سوره حجر آيه 9.

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:45  توسط hasan gholami  | 

    معجزات پیامبر(ص) کارهای خارق‌العاده‌ پیامبر اسلام، به اذن خداوند برای اثبات نبوّت خویش است. این معجزات، بر دو قسم معنوی و حسی بوده و مهمترین معجزهایشان، قرآن است که برخلاف معجزات سایر پیامبران، تا ابد باقی است. ردّ الشمس و شقّ القمر از دیگر کارهای خارق‌العاده حضرت محمد(ص) بود.

    محتویات

     [نهفتن] 

    معجزه

    نوشتار اصلی: معجزه

    معجزه، کار شگفت و خارق العاده‌ای است که پیامبران الهی بر خلاف قوانین عادی و جاری طبیعت، به منظور اثبات ادعای رسالت خویش انجام می‌دهند[۱] و انسان‌های عادی از انجام مانندِ آن، ناتوانند. هدف از این کار خارق‌العاده که با عنایت و اذن خاص الهی صورت می‌گیرد، اثبات نبوت است. این کار، دارای چند نشانه در مقام شناخت و اثبات است که عبارتند از تحدی و عدم معارضه و مغلوب نشدن.[۲]

    تعداد معجزات

    معجزه‌های بسیاری به پیامبر اسلام(ص) نسبت داده شده است. ابن جوزی از منابعی یاد می‌کند که بالغ بر ۱۰۰۰ معجزه را برای حضرت آورده‌اند.[۳] ابن کثیر در کتابمعجزات النبی، بسیاری از این معجزات را نقل کرده است. در این کتاب، معجزات به دو دسته معجزات معنوی و حسی تقسیم شده است. از قرآن و اخلاق و سیرهحضرت، در زمره معجزات معنوی ایشان یاد شده است. معجزات حسی ایشان به معجزات مربوط به حوادث آسمانی و معجزات زمینی تقسیم شده و در معجزات حسی زمینی، معجزات متعلق به جمادات و حیوانات نیز از یکدیگر جدا شده است.

    قرآن کریم

    نوشتار اصلی: اعجاز قرآن

    قرآن کریم، معجزه جاودان پیامبر اسلام(ص) است. معجزه بودن قرآن به معنای آن است که این کتاب از جهات مختلف (لفظ، معنا، ساختار و...) دارای ویژگی‌هایی فوق بشری است و بشر از آوردن مانند آن ناتوان است. به همین جهت، قرآن ساخته دست بشر نیست، بلکه کلام خداست. برای اثبات اعجاز آن، در آیات متعددی تحدّیشده است. تحدی بدین معناست که خداوند در قرآن از منکران خواسته است که اگر قرآن را کلام خدا نمی‌دانند، مانند آن بیاورند و از آنجا که هیچ کس نتوانسته است مانند آن بیاورد، حقانیت کلام الاهی به اثبات می‌رسد.[۴]

    معجزه‌های حسی

    بخش دیگری از معجزات پیامبر اسلام(ص)، کارهایی بوده که خارق‌العاده بودن آن با حس قابل درک بوده است. برخی از مهمترین این کارها عبارتند از:

    شق‌القمر

    نوشتار اصلی: شق‌القمر

    شق القمر یکی از معجزاتی است که مسلمانان معتقدند پیامبر اسلام(ص) آنرا در پاسخ به درخواست مشرکان انجام دادند. در این حادثه خارق‌العاده، پیامبر با انگشت خود به ماه اشاره کرد و ماه دو نیم شد. زمان انجام آن، سال‌های ابتدایی بعثت بوده است. روایات زیادی در توصیف این معجزه وارد شده است.[۵] بیشتر مفسرانمعتقدند که آیات ابتدایی سوره قمر اشاره به این واقعه دارد:[۶]

    اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ* وَ إِنْ یرَوْا آیةً یعْرِضُوا وَ یقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ* وَ کذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ کلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ (ترجمه: نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه. و هر گاه نشانه‌ای ببینند روی بگردانند و گویند: «سحری دایم است.» و به تکذیب دست زدند و هوس‌های خویش را دنبال کردند، و هر کاری را قراری است.)[ قمر–۱-۳]

    رد الشمس

    نوشتار اصلی: رد الشمس

    یکی از معجزاتی که در روایات و نقل سیره نگاران نقل شده است، مسئله رد الشمس است. در این واقعه، خورشید برای حضرت علی(ع) به چند لحظه قبل بازگشت تا حضرت نماز عصر خویش را در وقت ادای خود بخواند. گفته شده که این مسئله یک مرتبه برای یوشع بن نون وصی موسای نبی(ع)[۷] و دو دفعه برای حضرت علی(ع) روی داد؛ یکبار در زمان حیات پیامبراکرم(ص) و زمانی دیگر بعد از وفات ایشان.[۸]

    دیگر معجزات

    • جاری شدن آب از بین انگشتان پیامبر(ص): بخاری از انس بن مالک نقل کرده است که یک روز، هنگام نماز عصر، صحابه قصد نماز خواندن با حضرت را داشتند ولی آبی برای وضو نیافتند. در این هنگام، رسول اکرم(ص) دست خویش را در ظرفی قرار داد. آب از انگشتان حضرت جاری شد و از آن آب، تمام کسانی که در آنجا بودند وضو گرفتند.[۹]
    • حرکت درخت به سمت پیامبر(ص): حضرت علی(ع) در خطبه قاصعه نقل می‌کند روزی گروهی از بزرگان قریش نزد پیامبر آمدند و از ایشان خواستند برای اثباتنبوت خویش، از درخت بخواهند که به سمت آنان بیاید. حضرت نیز به درخت امر کرد که به اذن خداوند به سمت آنان بیاید. ناگاه، ریشه‌های درخت از دل خاک بیرون آمد و درخت به سمت حضرت حرکت کرد. با وجود این معجزه آشکار، آن عده به حضرت ایمان نیاوردند و به جای آن، حضرت را جادوگر خطاب کردند.[۱۰]
    • بارش شدید باران به دعای پیامبر(ص): در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است به دنبال خشکسالی شدید در مدینه، مردم این شهر از رسول الله(ص) درخواست کردند تا برای بارش باران دعا کند. حضرت دعا نمود و هنوز دعای ایشان تمام نشده بود که ابر آسمان مدینه را پوشاند و به‌حدی باران بارید که بیم آن می‌رفت سیل راه بیفتد.[۱۱]
    • 'تسبیح گفتن دانه‌های سنگ در دستان پیامبر(ص):اباذر از عثمان نقل می‌کند او روزی به همراه ابوبکر و عمر نزد رسول الله(ص) بود. حضرت تعدادی سنگ ریزه را از روی زمین برداشت و در کف دست خود قرار داد. در آن هنگام، سنگ‌ریزه‌ها تسبیح پروردگار گفتند.[۱۲]

    معجزات دیگری نیز از رسول الله(ص) نقل شده است که برخی از آنها عبارتند از: صحبت کردن حیوانات وحشی و پرندگان با آن حضرت، خبر دادن از چیزهایی که مردم در خانه خود ذخیره کرده‌اند و....[۱۳]

    معجزه‌های معنوی

    در برخی از منابع، خلق و خوی نیکوی پیامبر اسلام در زمره معجزات حضرت دانسته شده است.[۱۴] هر چند از نظر اصطلاحی، این امر را نمی‌توان معجزه دانست اما با این تحلیل که، وجود صفات متضاد مانند شجاعت و بردباری؛ قناعت و ریاست؛ عبادت و رهبری سیاسی به صورت عادی نمی‌تواند در یک فرد جمع شود. بنابراین، وجود این صفات در حد اعلا و به صورتی که موجب الگو شدن ایشان شود، نشان‌دهنده خارق‌العاده بودن آنهاست.[نیازمند منبع]

    پانویس

    1. پرش به بالا↑ رجوع کنید به: شیخ مفید، النکت الاعتقادیه، ۱۴۱۳ق، ص۳۵.
    2. پرش به بالا↑ شیخ مفید، النکت الاعتقادیه، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۶-۱۲۹.
    3. پرش به بالا↑ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۱۲۹.
    4. پرش به بالا↑ ابن کثیر، معجزات النبی، المكتبة التوفيقية، ص۷.
    5. پرش به بالا↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۷، ص۳۵۵.
    6. پرش به بالا↑ رجوع کنید به: طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۲۸۲؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۹، ص۳۳۷.
    7. پرش به بالا↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۸۵.
    8. پرش به بالا↑ دیلمی، ج۲، ص۲۲۷؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۴۶؛ راوندی، قصص الانبیاء، ۱۴۰۹ق، ص۲۹۲- ۲۹۱ ؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۳.
    9. پرش به بالا↑ بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۱۰.
    10. پرش به بالا↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲(خطبه قاصعه).
    11. پرش به بالا↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۷۴.
    12. پرش به بالا↑ ابن کثیر، معجزات النبی، المكتبة التوفيقية، ص۱۳۳.
    13. پرش به بالا↑ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۳ق، ص۲۱۴.
    14. پرش به بالا↑ ابن کثیر، معجزات النبی، المكتبة التوفيقية، ص۱۷.

    منابع

    • قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند.
    • ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
    • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، معجزات النبی، تحقیق ابراهیم امین محمد، قاهرة، المکتبه التوفیقیه، بی‌تا.
    • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت،‌ دار ابن کثیر، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
    • دیلمی، حسن، ارشادالقلوب، قم، انتشارات رضی، ۱۴۱۲؛
    • راوندی، قطب الدین، قصص الانبیاء، مشهد، مؤسسه البحوث الاسلامیه، ۱۴۰۹ق.
    • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۳ق.
    • شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
    • شیخ مفید، محمد بن محمد، النکت الاعتقادیه، قم، الموتمر العالمی، ۱۴۱۳ق.
    • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: لجنة من العلماء و المحققین الاحصایین، بیروت، چاپ اوّل، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
    • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
    • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
    • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار الجامعه لدرر الاخبار الائمة الأطهار، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
    • مسعودی، ابوالحسن، اثبات الوصیه للامام علی‌بن ابیطالب، قم، انصاریان، ۱۴۲۳ق.
    • نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی.
    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:44  توسط hasan gholami  | 

    پيامبر گرامی اسلام: مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ الأُتْرُجَّةِ رِيحُهَا طَيِّبٌ وَطَعْمُهَا طَيِّبٌ، وَمَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِي لَا يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ التَّمْرَةِ لَا رِيحَ لَهَا وَطَعْمُهَا حُلْوٌ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ الرَّيْحَانَةِ رِيحُهَا طَيِّبٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِي لَا يَقْرَأُ الْقُرْآنَ كَمَثَلِ الْحَنْظَلَةِ لَيْسَ لَهَا رِيحٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ.

    « مؤمنی که قرآن می خواند و به آن عمل می کند مانند ترنج می ماند که خوش مزه و خوش بوست، و مؤمنی که قرآن نمی خواند و به آن عمل می کند مانند خرما می ماند که بو ندارد و شيرين است، و منافقی که قرآن می خواند مانند ريحان می ماند که خوشبو و تلخ مزه است، و منافقی که قرآن نمی خواند مانند خيار تلخ می ماند که بوئی ندارد و تلخ مزه است».

     

     

    لطفاً در محل موضوع ايميل خود اعداد 1234 بنويسيد تا بدست ما برسد. و اينکار بخاطر حذف خودکار ايميلهای تبليغاتی و عمومی است. چنانچه ايميل شما اعداد مزبور در محل موضوع ايميل نداشته باشد بدست ما نمی رسد.

     

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:43  توسط hasan gholami  | 

     ترسیم سیمای قیامت از معجزات قرآن کریم است

    حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری با بیان اینکه ترسیم سیمای قیامت از معجزات قرآن کریم است، گفت: خداوند در قرآن کریم با تصویرگری قیامت حجت را بر انسان‌ها تمام کرده از این رو آیات قیامت از معجزات قرآن کریم است.

    امتیاز: Article Rating

    به گزارش روابط عمومی سرچشمه، حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد حاج علی‌اکبری رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، شب گذشته در جلسه تفسیر دعای 42 نهج البلاغه که در موسسه شهدای هفتم تیر(سرچشمه) برگزار شد، گفت: امام سجاد(ع) در این دعا خداوند را به شفاعت، روحانیت، معنویت و باطن قرآن کریم قسم می‌دهد و برای قیامت و قبل از آن واقعه بزرگ از خداوند رحمت، ثبات قدم، نجات و نورانیت درخواست می‌کنند.

    وی افزود: ماجرای قیامت به عنوان جلوه پایانی معاد که از مرگ آغاز و تا به منازل نهایی می‎رسد در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته شده است. آیات قیامت از آیات محکم و بسیار تکان دهنده قرآن کریم است.

    حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری با بیان اینکه عالی‌ترین سطح بلاغت مربوط به آیات قیامت می‌شود، ابراز کرد: خداوند بسیار روشن، دقیق و پرجاذبه آیات قیامت را بیان می‌کند و انسان را متحیر می‌کند. خداوند در قرآن کریم با تصویرگری قیامت حجت را بر انسان‌ها تمام کرده از این رو آیات قیامت از معجزات قرآن کریم است که بعد از آیات توحید، آیات قیامت بر قله اعجاز قرار می‌گیرند.

    رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه با بیان اینکه آیات قیامت از نظر کمی و کیفی در زمره آیات بسیار فوق‌العاده قرآن کریم قرار دارد، اظهار داشت: آیات قیامت بیانگر اهمیت این امر شگفت انگیز به حساب می‌آید که انسان به سرعت در حال نزدیک شدن به آن است.

    وی مشکل اساسی مردم را ایمان بیان کرد و گفت: انسان اگر به قیامت ایمان داشته باشد هرگز دچار گناه نمی‌شود انسان اگر به سخنان خداوند ایمان بیاورد به طور قطع یک سوره قرآن کریم برای هدایت او کافی خواهد بود.

    حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری با تاکید بر اینکه تلاوت و تدبر مکرر در آیات قیامت سبب می‌شود قلب انسان بیدار شود، عنوان کرد: انسان اگر به برزخ و قیامت درونی خود بنگرد قبرش از همین دنیا آغاز می‌شود و به مراقبه اعمال می‌پردازد. دنیای انسان در متن قیامت است ما از همین دنیا به برزخ متصل هستیم ما همین الان در قبر و قیامت قرار داریم، این هنر قرآن کریم است که فاصله‌های زمانی و مکانی را بر می‌دارد تا حقیقت برای انسان آشکار شود انسان اگر قرآنی شود بهار طبیعت را محفل قیامت می‌بیند.

    رییس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه با بیان اینکه انسان باید خودش را به قرآن ناطق بسپارد، گفت: انسان اگر به آیات الهی باور و یقین داشته باشد خود را به آن می‌سپارد و سعی می‌کند اعمالش مطابق با آیات قرآن باشد.

    وی افزود: پل صراط بسیار باریک و اضطراب آور است از این رو انسان قیامت باور با مراقبه اعمال سعی می‌کند بتواند از این گودال آتشین عبور کرده و به بهشت برسد. انسان اگر در همین دنیا خود را به خداوند بسپارد و از او اطاعت کند به طور قطع از سختی قیامت نجات می‌یابد.

    حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری تمسک به قرآن کریم و اهل بیت(ع) را تنها راه نجات انسان از حوادث قیامت دانست و خاطرنشان کرد: تنها متقین می‌توانند از صراط عبور و در بهشت ساکن شوند.

    لازم به ذکر است جلسات صحیفه سجادیه روزهای دوشنبه هرهفته از ساعت 18 در محل مسجد ۷۲ تن موسسه فرهنگی شهدای هفتم تیر (سرچشمه) واقع در میدان بهارستان نرسیده به چهارراه سرچشمه کوچه شهید صیرفی پور برگزار می‌گردد و ورود برای عمومی علاقه مندان رایگان است.

     

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:42  توسط hasan gholami  | 

    معجزات علمی قرآن

    پانزده قرن پیش، خداوند قرآن را به عنوان کتاب هدایت به سوی بشریت فرو فرستاد.او از انسانها خواست تا با تمسک به این کتاب راه هدایت را پیش بگیرند.از ابتدای نزول قرآن تا روز قیامت این کتاب، یگانه راهنمای بشریت بوده و خواهد بود.سبک بی نظیر قرآن و حکمت متعالی آن گواهی زنده بر الهی بودن این کتاب می باشد.علاوه بر این قرآن دارای جنبه های معجزه آسایی نیز هست که دال بر خدایی بودن این کتاب می باشد.یکی از این جنبه ها، این حقیقت است که تعدادی از حقایق علمی جهان که ما تنها بواسطه ی تکنولوژی قرن بیست و یکم توانسته ایم از روی آن پرده برداریم، ۱۴۰۰ سال پیش در قرآن بیان شده است.


     

    440px-adnan_oktar_03مقدمه ی مترجم

    جزوه ی پیش روی شما، ترجمه ی کتاب معجزات قرآن (Miracles of the Quran) نوشته ی هارون یحیی نویسنده و محقق ترکیه ای می باشد. به علت اختصار، از ترجمه ی مقدمه ی طولانی مولف پرهیز کردیم و سعی در ترجمه ی اصل مطالب داشته ایم. ترجمه ای که پیش روی شماست ترجمه ای تقریباً مفهومی و وفادار به متن می باشد. هرچند در برخی نقاط گرایشی به سوی ترجمه ی آزاد داشته است. در ترجمه ی آیات قرآنی نیز از ترجمه ی آیت ا… مکارم شیرازی استفاده شده است.

    کتاب مذکور بدلیل خلاصه بودن بحث و جامعیت نسبی مطالب کتابی است درخور توجه. خواننده ی گرامی می تواند موارد یا نکات مبهمی را که در متن متوجه آن نشده است و یا اشکال و انتقادی به برخی مطالب دارد مستقیماً از طریق سایت نویسنده با وی در میان بگذارد. هرچند می تواند سوالات خود را از طریق پست الکترونیک با مترجم نیز در میان بگذارد.

    با امید اینکه این مطالب برای خواننده ی گرامی مثمر ثمر بوده باشد.


    دانلود نسخه اصلی به زبان انگلیسی

    دانلود دیگر ترجمه ها از مترجمین دیگر

    دانلود ترجمه آزاد مسعود مردیها

     

    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 15:42  توسط hasan gholami  |