مطالعات قرآني و فرهنگ اسلامي
82 - 67 ، سال اول، شمارة دوم، تابستان 1396
نقش هاي كاربردشناختي صلوات
در گفتار فارسي زبانان ايراني و عرب زبانان عراقي
سيدعلي اصغر سلطاني*
مهدي مقدسي نيا**، حسين تك تبار فيروزجايي***
چكيده
صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (س) عبارتي است كه مسلمانان روزانه بارها آن را بيان
مي كنند يا از ديگران مي شنوند. در نگاه اول، صلوات ب ه قصد قربت انجام مي شود ، اما با
دقت بيش تر مي توان دريافت كه نقش كاربردي مهمي در ارتباطات اجتماعي روزمره ايفا
مي كند. مسئلة اصلي اين پژوهش آن است كه دريابد صلوات در تعاملات اجتماع ي مي ان
مسلمانان، در حوزة شفاهي، ميان شيعيان ايراني فارسي زبان و شيعيان عراقي عرب زبان چه
نقش ارتباطي اي بازي مي كند و آيا تفاوتي در نوع كاربرد صلوات در مي ان اي ن دو گروه
اجتماعي وجود دارد يا خير؟ چهارچوب نظري كلي اي ن پژوهش كاربردشناس ي زبان و
به طور خاص نظرية كنش هاي گفتاري جان سرل است. يافته ها ي پژوهش حاك ي از آن
است كه صلوات علاو هبر بعد بياني ابعاد منظوري نيز دارد و به عنوان كنش گفتار ترغ يب ي،
عاطفي، تعهدي، و اعلامي در شرايط كاربردي و اجتماعي مختلف به كار مي رود. هم چنين ،
نتايج نشان مي دهد كاربرد صلوات در كنش گفتارهاي ترغيبي با هدف غيرمستقيم گويي
به كار رفته است؛ در كنش هاي عاطفي افراد براي تشديد بيان احساس در وجود خويش از
صلوات بهره م يگيرند؛ در كنش هاي تعهدي نيز هدف از ب هكارگيري صلوات
تقدس بخشيدن به تعهد است؛ و در كنش هاي اعلامي ه مسوكردن ديدگاه ها و اعلام مواضع
ازيك سو و جل بتوجه افراد به يك موقعيت، ازطريق بالابردن صدا، مي تواند عامل تأثيرگذار
در استفاده از صلوات باشد.
كليدواژه ها: صلوات، كنش گفتار، عبارات ديني  حوزة شفاهي.
* دانشيار وابستة پژوهشكدة مطالعات قرآني، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي (نويسندة مسئول)
aasultani@yahoo.com
mammahdi@yahoo.com ، ** استاديار گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه قم
h.taktabar@yahoo.com ، *** استاديار گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه قم
1395/2/ 1395 ، تاريخ پذيرش : 11 /1/ تاريخ دريافت: 20
68 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
1. مقدمه
تعاملات زباني در هر جامعه اي متأثر از فرهنگ، دين، و ديگر مؤلفه هاي اجتماعي است.
درحقيقت، مطالعة اين تعاملات بدون درنظرگرفتن مؤلفه هاي يادشده باعث نقصان مي شود.
در جوامع مسلمان، اعم از فارسي زبان و عرب زبان، افراد از عبارت هاي ديني گوناگون
استفاده مي كنند كه بازتاب تأثير دين در جامعه است. نكتة مهمي كه در اين جا بايد مدنظر
داشت اين است كه استفاده از اين عبارات به افرادي كه گرايش هاي قوي مذهبي دارند
محدود نمي شود؛ بلكه اين عبارات ازسوي تمامي افراد با هر ميزان گرايش به دين به كار
مي رود؛ زيرا اين عبارات بعدي كاربردشناختي به خود گرفته اند و ديگر استفاده از آ نها به
بافت ديني منحصر نمي شود. بي اطلاعي از بعد كاربردشناخ تي اي ن عبارات و چر ايي
به كارگيري آن مي تواند ارتباط زباني ميان افراد را با مشكل مواجه كند.
براي نمونه، وقتي يك فرد مسلمان ايراني با موقع يتي روبه رو م ي شود كه م ي خواهد
استفاده مي كند. « لا اله الا الله » عصبانيت خود را از مخاطب خويش نشان دهد، از عبارت
همين فرد وقتي با مخاطبي مواجه مي شود كه در حال غيبت است براي اي نكه او را از اين كار
را به كار مي برد تا به او « استغفرالله » بازدارد يا مخالفت خود را با اظهارات او نشان دهد عبارت
بفهماند كه اين كار اشتباه است و به سبب انجام آن بايد استغفار كرد. همين فرد وقتي تصويري
.« سبحان الله » از يك طبيعت بكر يا يك موجود خار قالعاده مي بيند بي اختيار مي گويد
يكي از عبارات ديني كه مسلمانان از آن به وفور استفاده مي كنند صلوات است. كاركرد
اولية صلوات ابراز احترام به پيامبر و خاندان او به قصد قربت جستن از آن هاست. در قرآ ن
إن الله وملائكته يصلون علي النبي يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا » خداوند متعال در آية
احزاب: 56 ) به مسلمانان فرمان داده است تا به پيامبرش درود فرستند. ) « تسليما
آن چه در تعاملات زباني روزمرة مسلمانان ، اعم از فارسي زبان و عرب زبان ، ديده
مي شود آن است كه كنش گفتار بياني ذكر صلوات با كنش گفتار منظوري آن متفاوت
است. گاهي اوقات، شايد فردي از مخاطب يا مخاطبان خويش بخواهد تا صلوات
بفرستند؛ اما چيزي فراتر از آن چه مي گويد مدنظر ش باشد. باتوجه به همين موضوع
دغدغة اصلي اين پژوهش پاسخ به اين پرسش هاست كه در چه موقعيت هايي از صلوات
استفاده مي شود، چه منظوري در كاربرد صلوات وجود دارد، و چرا از صلوات به عنوان
كنش گفتار منظوري استفاده مي شود؟
همان طور كه از پرس شهاي فوق برمي آيد، اين پژوهش به طور كلي در چهارچوب
كاربردشناسي زبان، كه گاه از آن به منظورشناسي هم ياد مي شود، قرار دارد. يول مي گويد:
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 69
كاربردشناسي بي شتر با تحليل منظور افراد از پاره گفت هايشان سروكار دارد تا با معني خود »
.(11 :1391) « كلمات يا عباراتي كه ب هكار م يبرند. كاربردشناسي بررسي منظور گوينده است
اما در چهارچوب كلي كاربردشناسي زبان، نظرية كنش هاي گفتاري كه ابتداً ازسوي جان
آن را بسط داد به طور (Searle, مطرح شد و سپس جان سرل ( 1969 (Austin, آستين ( 1962
خاص مي تواند در تبيين كاربردها و منظورهاي مختلف، كه درپس جملات و پاره گفت ها
استفاده شده است، در محاورات روزمره به كار آيد. داده هاي پژوهش نيز عمدتاً به صورت
مشاهدة مشاركتي ازسوي پژوهش گران در شرايط مختلف زندگي روزمره جمع آوري
شده است.
درادامه، پيشينة پژوهش هايي كه روي موارد مشابه انجام شده است مرور خواهد شد.
سپس آن بخش هايي از نظرية كنش هاي گفتار كه در اين پژوهش به كاررفته با مثال تشريح
شده است. در بخش بعد، نمونه هاي مختلف كاربرد صلوات در محاورات روزمرة مسلمانان،
كه شامل بافت ايران و عراق است، در چهارچوب مطرح شده معرفي و تجزيه وتحليل خواهد
شد. درپايان نيز، دربارة دستاوردها و نتايج تحقيق بحث و بررسي مي شود.
2. پيشينه
تحقيقات اندكي درخصوص ابعاد كاربردشناسي عبارات ديني انجام شده است كه هركدام از
آن ها به نوعي از كاربرد غيرمستقيم يا كنش ثانوية اين عبارات پرده برداشته اند. در اين جا
به طور كلي به سه دسته از اين پژوهش ها اشاره خواهد شد: دستة اول، پژوهش هاي مربوط
در بافت اسلامي؛ دستة دوم، پژوهشي درخصوص اصطلاحات « ان شاء الله » به كاربرد
مسيحي؛ و دستة سوم پژوهش هايي كه از چهارچوب نظرية كنش هاي گفتار به طور كلي
براي مطالعة متون ديني استفاده كرده اند.
و كاربردهاي آن در زندگي « ان شاء الله » در دستة اول پژوهش ها به اصطلاح قرآني
روزمرة مسلمانان توجه ويژه اي شده است. يكي از اين تحقيقات پژوهشي است كه ازسوي
نقش هاي كاربردي » انجام شده است. نزال در مقاله اي با عنوان (Nazal, ايمن نزال ( 2005
به نقش « نقل آيات قرآن ازسوي مسلمانان در ژانر شفاهي: مطالعة موردي إن شاء الله
پرداخته است. وي در اين پژوهش دغدغة اصلي خود را پاسخ گويي به « إن شاء الله » كاربردي
چيست و « إن شاء الله » اين پرسش قرار داده است كه نقش هاي كاربردي استفاده از آية قرآني
استفاده مي كنند كدام اند. « إن شاء الله » بافت هايي كه در آن مسلمانان از
70 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
را به بحث مي گذارد و رويكردش را (indirectness) او ابتدا مفهوم غيرمستقيم گويي
گفتمان  محور توصيف و نظرها و ديدگاه هاي پل گرايس و جان سرل را دربارة مفهوم
غيرمستقيم گويي بررسي م يكند.
نزال چندين موقعيت را معرفي و دربارة آن ها به تفصيل بحث مي كند. موقعيت اول،
گفت وگو يي ميان زن و شوهري دربارة سفري است كه زن براي رفتن به آن اصرار دارد و
سعي در اعلام امتناع « إن شاء الله » مرد مخالف رفتن به اين سفر است و با به كارگيري عبارت
از سفر و به نوعي سلب مسئوليت از خود دارد. موقعيت ديگر نيز مربوط به زن و شوهر
عرب تباري است كه دربارة ماندن در امريكا يا رفتن به مصر با يك ديگر بحث مي كنند. زن
تمايل به ترك امريكا و رفتن به مصر دارد، اما نظر مرد متفاوت است. زن با به كاربردن
درصدد بالابردن احتمال وقوع اين مهاجرت است. « إن شاء الله »
با كاهش دادن تعهد « إن شاء الله » درنهايت، نزال نتيجه مي گيرد كه نقش هاي ارتباطي
نسبت به انجام كنشي در آينده آغاز مي شود و تا پرهيز از تأثيرها و پيامدهاي منفي كنش
مي توانند خود را از بار « إن شاء الله » يك فرد در ديگران ادامه مي يابد. مسلمانان با به كارگيري
مسئوليت فرمان ها يا اجتناب از اجراي پيش نهادها يا لطمه زدن به وجهة مخاطبان خلاص
كنند. اين امر، به ويژه هنگامي كه كنششان پيامدهاي نامطلوبي براي مخاطبان درپي دارد ،
معنادارتر مي شود.
نيز در (Pishghadam and Norouz-Kermanshahi, پيش قدم و نوروز كرمانشاهي ( 2012
در زبان « إن شاء الله » است، به كاربرد (Nazal, مقالة خود، كه بسيار تحت تأثير نزال ( 2005
فارسي مي پردازند. آن ها با بررسي پنجاه موقعيت، كه شامل تعاملات روزمره، تبليغات
تلويزيوني، و هم چنين گفت وگو هاي افراد در خيابان، مغازه، سوپرماركت ها ، و جشن ها
ذكر مي كنند كه برخي موارد كاربرد آن با « إن شاء الله » مي شود، اهدافي چند را براي كاربرد
استفاده اي كه جامعة عربي از اين عبارت مي كند هم خواني دارد و برخي ديگر هم خواني
در زبان فارسي را شامل اين موارد « إن شاء الله » ندارد. نگارندگان هدف از به كارگيري
مي دانند: قو تقلب دادن به مخاطب، دل سپردن به سرنوشت، ابراز هويت ديني، آرزوكردن،
نفرين كردن، ترغيب يك فرد به انجام دادن يك كار، فراركردن از پاسخ و به تأخيرانداختن آن.
قوت قلب دادن به » سپس موارد فوق را در قالب سه گروه اصلي دسته بندي مي كنند. آن ها
مسلمان بودن و داشتن » را درقالب « مخاطب، دل سپردن به سرنوشت، و ابراز هويت ديني
جاي مي دهند و آن را ناشي از اعتقاد مسلمان به قدرت خداوند در « باورهاي اسلامي
گريز از جواب يا تعويق زمان » رقم زدن سرنوشت مي دانند. در گروه دوم اهدافي هم چون
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 71
درقالب غيرمستقي مگويي جاي گرفته است. در اين قالب گويندگان قصد انجام « جواب دادن
اقدامي را كه به وجهة مخاطب لطمه بزند ندارند، به همين دليل از اين راه كار استفاده مي كنند.
« بيان آرزو، نفرين كردن، و ترغيب افراد به انجام يك كار » در گروه سوم اهدافي هم چون
درج مي شود. « بيان احساس » جاي مي گيرد كه در ذيل عنوان
نيز (Mehawesh and Jaradat, ازسوي مهاوش و جرادات ( 2015 « إن شاء الله » عبارت
بررسي شده است. آن ها با اشاره به تفاوت ميان كاربرد بياني و منظوري اين عبارت قرآني
آن را در تضاد با اصول گرايس و به طور مشخص اصل كميت دانسته اند. نگارندگان
برشمرده اند كه حذف آن از يك پاره گفتار « إن شاء الله » هم چنين كاركردي كنايي گونه براي
معناي آن را تحت الشعاع خويش قرار مي دهد.
در دستة دوم پژوهش ها، كه در بافت غربي انجام شده اند، نيز پژوهش هايي اين گونه
درخصوص اصطلاحات ديني انجام شده است. براي نمونه، وردونيك و كاچيچ
كاربرد عباراتي هم چون خدا، مريم مقدس، مسيح، شيطان ، و (Verdonik and Kačič, 2012)
مدونا (مريم) را مطالعه كرده اند. آن ها معتقدند واژگان ديني يادشده، در خارج از متون ديني،
بيش ازآن كه معاني مستقيم و اوليه شان مدنظر باشد معاني كاربردشناسانه دارند. به نظر آن ها ،
يكي از اهداف به كارگيري اين واژگان ازسوي گوينده بيان احساس دروني است و فرد با
به كارگيري آن يا حالت دروني خود را نشان مي دهد يا هيجان خود را در لحظة صحبت
« به پيغمبر من خسته ام » كردن بيان مي كند. براي نمونه اي از كاربرد مشابه در فارسي مي توان
را ذكر كرد.
هم چنين، وردونيك و كاچيچ بيان احساس گوينده درقبال يك گزاره و يك وضعيت
خدا نكند گروه ما » خاص را از ديگر اهداف اين موضوع برمي شمارند. مثلاً، گفته مي شود
در اي نجا گوينده نظر خود دربارة يك شرايط و وضعيت خاص را بيان مي كند. « ببازد
مطابق نظر وردونيك و كاچيچ بعضي مواقع كاربرد عبارات ديني مي تواند هيچ معنايي
نداشته باشد و صرفاً پركنندة شكافي در كلام قبل و بعد از خود باشد. همان طور كه اين
يعني ؛« فلاني توي اين علم خداست » عبارات مي تواند نقشي استعاري را ايفا كنند؛ مثلاً
مي خواهند نهايت قدرت و تسلط را بر علم نشان دهند.
نهايتاً، نظرية كنش هاي گفتاري به دليل سادگي و كاربردي بودنش در تحليل متون مختلف
نظرية كنش » به خصوص متون ديني كاربرد گسترده اي پيدا كرده است. ساجدي در مقالة
به طور كلي به بررسي امكان استفاده از اين نظريه در « گفتاري جان آستين و فهم زبان قرآن
مباحثي چون كنش هاي گفتاري » فهم بهتر زبان قرآن پرداخته است. در اين مقاله او بر
72 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
گزاره هاي ديني، چندبعدي بودن گزاره هاي اخباري در دين، اهميت ويژة بعد احساسي در
گزاره هاي ديني، اشتباهات برخي از دين شناسان غربي در غفلت از بعد اخباري گزاره هاي
در چهارچوب نظرية « ديني، و سرانجام واقع نمايي گز اره هاي اخباري و انشايي ديني
.(122 : كنش هاي گفتاري تأكيد كرده است (ساجدي، 1381
غير از قرآن متون ديني ديگري هم چون برخي ادعيه نيز با اين روش مطالعه شده اند.
دراين زمينه، پهلوان نژاد و رجب زاده ( 1389 ) به مطالعة زيارت نامة امام رضا پرداخته اند. اين
پژوهش نشان مي دهد كه متن زيارت نامه به گونه اي است كه دربرگيرندة احساسات عاطفي
قوي است و اراد تمندي و قدرداني خوانندة دعا را نشان مي دهد. ازاين رو، كنش گفتاري
عاطفي بيش ترين كاربرد را دارد.
آخرين پژوهش مهم دراي نزمينه به تحليل يكي از خطبه هاي نه جالبلاغ ه پرداخته
است. فضائلي و نگارش، به كمك طبقه بندي سرل ، كنش هاي گفتاري خطبة 51 را
امام علي (ع) در اين خطبه براي تحريك و تشجيع » مطالعه كرده و نشان داده اند كه
لشكريانشان درجهت حمله به سپاهيان معاويه و پيروزشدن بر آنان ... كنش گفتاري
اظهاري و ترغيبي را به ميزان زياد و كنش گفتاري عاطفي را به ميزان كم تري ب ه كار
.(82 :1390) « برده اند
3. چهارچوب نظري و روش: كنش هاي گفتاري
مطرح در (speech acts) به لحاظ روش، اين پژوهش بر نظرية كنش هاي گفتاري
كاربردشناسي و فلسفة زبان مبتني است. كنش هاي گفتاري گاه به كارگفت نيز ترجمه
مي شود. اين نظريه مدعي است كه هر پاره گفتاري كه بيان مي شود نقش هاي كنشي متعددي
نيز با خود ب ههم راه دارد. به عبارت ديگر، گوي شوران زبان ازطريق زبان كارها و كنش هاي
مختلفي را انجام مي دهند.
اين انديشه كه ارتباطات زباني درحقيقت نوع ي كنش است قدمتي طولاني دارد .
افلاطون در رسالة كراتيلوس خود، كه در سال 390 پيش از ميلاد نوشته است، به اين
موضوع اشاره مي كند. ازنظر او، گفتار نوعي كنش است و كلمات ابزارهايي اند كه به واسطة
آن ها اين كنش اتفاق مي افتد. اين نوع نگاه پيامدهايي مهم براي مطالعة زبان دارد.
1963 )، روان شناس و زبان شناس آلماني، باتوجه به نظرية افلاطون - كارل بولر ( 1879
الگويي را ارائه داد كه در آن زبان به مثابة ابزار موسيقي، به نامِ ارغنون، در نظر گرفته شده
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 73
است. در الگوي ارتباطي ارغنون، همان گونه كه يك ساز موسيقي مي تواند به دست كسي
نواخته شود و مخاطبي داشته باشد، زبان نيز ابزاري است كه سه نقش مهم دارد: ازسويي به
گوينده برمي گردد و اطلاعاتي از او به دست مي دهد، ازسو يديگر به مخاطب كه نقش
اقناعي دارد و ازسويي ديگر به جهان خارج و موضوعي كه مدنظر است. نظرية بولر تأثير
زيادي در نوع نگاه ما به زبان در حال حاضر داشته است.
بعد از بولر افراد ديگري نيز به ارتباطات زباني به مثابة كنش نگريسته اند. مهم ترين آن ها
فيلسوف انگليسي تبار، است. آستين نظرية كنش هاي گفتاري را ،(John Austin) جان آستين
1960- ) در كتابي با عنوان چگونه كلمات كار انجا م م  يدهند ؟ ارائه كرده است 1911)
وي كنش هاي گفتاري را به سه دسته تقسيم مي كند كه عبار تاند از: كنش .(Austin, 1962)
گفتاري بياني، كنش گفتاري منظوري، و كنش گفتاري فرابياني.
 كنش هاي گفتاري بياني: در اين شكل از كنش هاي گفتاري كلمات معنايي روشن و
متعارف دارند. درواقع، همان معناي تحت اللفظي يا معنايي كه فرهنگ لغت ها براي واژه ها ذكر
،« ؟ هواي تهران چطور است » كرده اند مدنظر قرار مي گيرد. مثلاً، وقتي در پاسخ به پرسش
درواقع يك كنش گفتار بياني را انجام داده است. « هوا سرد است » فردي بگويد
 كنش هاي گفتاري منظوري: در اين نوع از كنش ها گوينده از بيان يك گفتار معنايي
خاص را دنبال مي كند. به عبارت ديگر، معنا وابسته به گوينده است. مثلا ، اگر كسي به
و منظورش درخواست از همسر براي « غذا مقداري ب ينمك شده است » همسرش مي گويد
آوردن نمك دان باشد، در اين جا كنش گفتار منظوري را انجام داده است.
 كنش هاي گفتاري فرابياني: اين نوع از كنش هاي گفتاري كه از آن به كنش هاي گفتاري
تأثيري نيز نام برده مي شود ناظر بر اثري است كه كنش گفتار در دريافت كنندة پيام يا همان
مخاطب مي گذارد؛ البته بازتاب آن را بايد در واكنش مخاطب جست وجو كرد. شايد سخني
باعث خشم او شود يا آن كه سبب شادماني، خجالت، يا اندوه او گردد.
گام مهم ديگر در پيش برد نظرية كنش هاي گفتاري در مكتب فلسفي آكسفورد برداشته
شد. فيلسوفان اين مكتب تقسيم بندي آستين از كنش هاي گفتاري را توسعه دادند و اعتقاد
داشتند كه اين تقسيم بندي ابهاماتي دارد. يكي از اين افراد جان سرل بود كه رده بندي
جديدي را ارائه كرد كه شامل كنش هاي اعلامي، عاطفي، ترغيبي، تعهدي ، و تصريحي
چون اين پژوهش مبتني بر تقسيم بندي سرل است، انواع كنش هاي .(Searle, مي شود ( 1969
گفتاري طبق طبقه بندي سرل در اين جا تشريح مي شود.
هدف از كنش هاي گفتاري اعلامي اعلام شرايط :(declarations)  كنش گفتاري اعلامي
74 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
تازه اي براي مخاطبان ازسوي گوينده است؛ بدين معناكه هم زمان با بيان آن شرايط انطباقي بين
امروز كلاس » زبان و جهان خارج روي مي دهد. مثلاً وقتي استاد يك درس اعلام مي كند كه
كلاس تعطيل خواهد شد؛ البته صرف بيان اين جمله به منزلة انجام كنش اعلامي « تعطيل است
نيست؛ بلكه شرايطي براي تحقق آن لازم است، ازجمله اين كه گوينده صلاحيت بيان شرايط
جديد را داشته باشد. در جملة فوق لازم است كه فرد استاد آن درس باشد، در محيط دانشگاه
باشد، و اجازة تعطيل كردن كلاس را داشته باشد تا كنش محقق شود.
توان اين كنش بيان حالت رواني گوينده دربارة شرايطي :(expressives)  كنش عاطفي
است كه در محتواي گزاره بيان شده است. در اين نوع كنش صدق و كذب گزارة بيان شده
بديهي و مسلم فرض شده است. اين نوع از كنش گفتارها در عذرخواهي، سرزنش، تبريك،
به به چه مقالة » : تحسين، و تشكر ديده مي شود. براي نمونه، به جمله هاي ذيل توجه كنيد
.« سپاس گزارم از اين كه اجازه داديد از ماشينتان استفاده كنم » يا «! جالبي نوشتيد
هدف از اين كنش بيان تقاضا، صدور دستور، ارائة :(directives)  كنش ترغيبي
پيش نهاد، و طرح پرسش است. نكتة منظوري كنش ترغيبي بر اين حقيقت استوار است كه
اين نوع كنش تلاش گوينده درجهت ترغيب و واداشتن شنونده به انجام كارهاست.
مي گويد در كنش ترغيبي هدف گوينده واداشتن يا ترغيب (Cristal, كريستال ( 2003
مخاطب براي مبادرت ورزيدن به عمل يا اجتناب از انجام كاري است. نمونة اين جملات
.« يك ليوان آب برايم بريز » يا « فردا مقاله را آماده كن » : عبارت اند از
كنش هاي ترغيبي ممكن است درقالب امر، پرسش، خواهش ، و غيره خود را نشان
دهند. ازنظر سرل، گوينده در اين كنش سعي در منطب قساختن جهان خارج با وضعيت
مطلوب خود ازطريق مخاطب دارد.
در اين نوع از كنش ها متكلم، البته با درجاتي متفاوت ، :(commissives)  كنش تعهدي
متعهد مي شود كه عملي را در آينده انجام دهد و درواقع تلاش در راستاي منطب ق كردن
شرايط جهان خارج با كلمات بيان شده است. كنش هاي تعهدي و ترغيبي از اين نظر كه در
هر دو مورد تلاش براي منطبق ساختن شرايط جهان خارج با كلام بيان شده است با هم
يكي اند؛ اما وجه مميزة آن ها اين است كه در يكي از آن ها انجام دهنده گوينده و در ديگري
،« من فردا صبح جلوي دانشگاه مي بينمت » : شنونده است. اين جملات از نوع تعهدي اند
.« قول مي دهم تا اول ماه بدهي ام را پرداخت كنم »
در كنش هاي گفتاري :(assertives/ representatives)  كنش تصريحي/ اظهاري
تصريحي گوينده به نوعي خود را نسبت به صدق پاره گفتارهاي خويش متعهد مي داند. در
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 75
اين كنش گفتار فرد باور خويش دربارة جهان خارج را بيان مي كند و درستي گزاره اي را
روز اول عيد امسال در » : تصريح مي كند؛ براي مثال، مي توان گزاره هاي زير را ارائه كرد
.« فردا دوم خرداد است » يا « تبريز برف باريد
4. مطالعة كنش هاي گفتاري صلوات
داده هاي زير مجموعه اي از كاربرد صلوات در حوزة شفاهي و در جامع ة فارسي زبان و
عرب زبان است. اين متون، در بخش كاربرد صلوات در جامعة فارسي زبان ايران ، نتيج ة
مشاركت مستقيم نگارندگان در موقعيتي است كه كاربرد صلوات با اهداف مكالمه اي خاص
استفاده شده است. مطالب مربوط به كاربرد صلوات در ميان عرب زبان ها (عراقي و سوري)
متعلق به ساره مختارپور، دانشجوي عرب زبان مقطع كارشناسي ارشد رشتة زبان و ادبيات
عرب دانشگاه قم، است. در اين مقاله، ابتدا كنش هاي گفتاري مرتبط با صلوات براساس
تقسيمات ارائه شده ازسوي سرل تقسيم بندي شده است ، هركدام از موقعيت ها تشريح
مي شود، و سپس دربارة شكل تعامل گوينده و شنونده بحث مي شود.
1.4 كنش هاي گفتاري ترغيبي صلوات
1.1.4 موقعيت اول (جامعة ايراني)
فردي روحاني مشغول موعظه كردن است. درهمين حال، صداي مخاطبان را مي شنود كه
مشغول صحبت با يك ديگرند و به حرف هايش گوش نمي دهند. براي اين كه توجه
مثل اين كه عزيزان » : مستمعان را به حرف هاي خود معطوف كند، خطاب به آن ها مي گويد
درددل هاي زيادي با هم دارند. حالا براي اين كه درددل هاي خود را به انتهاي مجلس
حاضران با شنيدن اين عبارت با صداي بلند صلوات .« بسپارند، يك صلوات بفرستند
مي فرستند. بعدازآن، سخن ران مشغول بيان مطالبش مي شود. مجدداً صداي حر ف زدن
حضار به گوشش مي رسد. كمي ناراحت مي شود و خطاب به جمع حاضر مي گويد:
.« عزيزان! همين الان صلوات فرستاديد »
در اين موقعيت، سخن ران در ابتدا قصد دارد تا از مستمعان بخواهد كه به صحبت هاي
خود خاتمه و به حرف هاي او گوش دهند؛ اما براي آن كه به وجهة آن ها لطمه نخورد، با بيان
سعي در القاي پيام خويش دارد. او درواقع از راه كار غيرمستقيم گويي « صلوات بفرستيد » جملة
استفاده مي كند. در چنين وضعيتي، طرح مستقيم درخواست براي سكوت مي تواند به وجهة
76 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
شنونده يا شنوندگان لطمه بزند. به همين دليل، از راه كار غيرمستقيم گويي استفاده مي شود.
درحقيقت، يكي از مهم ترين كاربردهاي غيرمستقيم گويي حفظ وجهة طرف مقابل است.
.(Sifianou, 1992: درنتيجه، مفهوم غيرمستقيم گويي با رعايت ادب گره خورده است ( 114
مي گويد در (Searle, 1975: بعد از توليد پيام، نوبت به مخاطبان مي رسد. سرل ( 61
كنش هاي گفتاري غيرمستقيم گوينده بيش ازآن چه به واقع بيان م يكند، با شنونده ازطريق
تكيه بر دانش هاي زمينه اي مشترك، كه هم زباني و هم غيرزباني است، ارتباط برقرار مي كند.
اين ارتباط ازطريق عقلانيت عام و استنتاج ازسوي شنونده ايجاد مي شود. افراد بر اي درك
چنين كنش گفتار غيرمستقيمي از دانش عمومي خود درخصوص كنش گفتارها و نيز فهمي
Searle, ) كمك مي گيرند كه از اصول همكاري مكالم هاي گرايس ب هويژه ربط نشئت مي گيرد
.(1979:32
مستمعان مي دانند كه سخن ران براساس اصل ربط عمل مي كند ؛ اصلي كه گرايس
وجود آن را براي هر ارتباط زباني اي ضروري مي داند. شنوندگان يا (Grice, 1975)
مستمعان در اين ارتباط زباني شروع به رمزگشايي از بعد منظوري صلوات فرستادن
مي كنند و، باتوجه به ويژگي هاي بافتي، پيام منتقل شده ازسوي گوينده را درك مي كنند
.(Goldman, 2013)
وقتي كه سخن ران متوجه صحبت كردن دوبارة شنوندگان مي شود، با بيان اين عبارت كه
درصدد بيان اين نكته است كه به درخواستش دربارة رعايت « همين الان صلوات فرستاديد »
سكوت توجه نشده است. درواقع، كنش تأثيري مطلوب مدنظر گوينده يا فرستندة پيام
برقرار نشده است.
2.1.4 موقعيت دوم (جامعة ايراني)
در خياباني شلوغ دو خودرو با هم برخورد مي كنند. صاحب خودروي جلويي بيرون مي آيد
و شروع به ناسزاگفتن به صاحب خودروي عقبي مي كند. گروهي جمع مي شوند تا ضمن
چرا » : ميانجي گري دو طرف را از ادامه دادن به اين مشاجره بازدارند. يكي از حضار مي گويد
اين قدر بگومگو مي كنيد. آقا! ماشين شما خسارت زيادي نديده. مبلغي از اين آقا بگيريد و
.« مسئله را فيصله بديد. خوب نيست جلوي جمع اي نجوري به جون هم ديگه افتاديد
سپر عقب ماشين شكسته و چراغ ها هم كه بايد » : راننده اي كه مقصر نيست مي گويد
رانندة مقصر سعي مي كند تا از .« تعويض بشن. حدوداً دويست تومن واسم آب م يخوره
با 150 رضايت بديد » : اين مبلغ بكاهد. يك نفر در اين وسط ميانجي گري مي كند و م يگويد
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 77
بيا اين هم صلوات. اللهم صلي » : راننده اي كه مقصر نيست مي گويد .« و صلوات بفرستيد
سپس بحث دربارة خسارت را ادامه مي دهد. .« علي محمد و آل محمد
در اين موقعيت، ردوبدل شدن عبارات زشت ميان دو طرف حادثه يك كنش نامطلوب
اجتماعي به شمار مي رود و افراد بعد از تعيين مبلغ از دو طرف مي خواهند كه به اين اقدام
خود خاتمه دهند. طرفي كه مقصر نيست بخش كنش گفتاري بياني را مدنظر قرار م يدهد ؛
زيرا با بعد منظوري اين جمله موافق نيست. به همين دليل، صلوات را م يفرستد و بحثش را
ادامه مي دهد. درواقع، اجاب تنكردن خواستة فردي كه دعوت كننده به صلوات است، به مثابة
اهانت به پيامبر و خاندان ايشان است. ب ههمين دليل، رانندة مذكور صلوات را مي فرستد تا
صرفاً كنش گفتاري بياني را مدنظر قرار دهد نه بعد منظوري را.
3.1.4 موقعيت سوم (جامعة ايراني)
اين موقعيت مربوط به نشستي دوستانه است. افرادي دور هم حلقه زده اند و يكي از آن ها
راجع به شخصي ديگر صحبت مي كند كه در آن جمع حضور ندارد. به عيوب آن فرد
اشاره و او را شخصي با رفتارهاي غيرمسئولانه توصيف مي كند. وقتي صحبت به اي ن جا
مي رسد يكي از حضار ناراحت مي شود. سعي م يكند تا به هر شيوه اي كه شده است به
بچه ها يك » سخنانش پايان دهد. به همين منظور، به دوستان خود مي گويد كه
.« صلوات بفرستيد
است، از دو شيوه براي حفظ « صلوات فرستادن » در اين موقعيت، كسي كه خواستار
احترام بهره مي گيرد. ابتدا اي نكه فرد را مستقيماً خطاب قرار نمي دهد تا مبادا در همين حد
هم احساس بدي به او دست دهد و در گام بعد از ذكر صلوات استفاده مي كند تا به صورت
غيرمستقيم گوينده را متوجة نارضايتي از حرف هايش بكند.
4.1.4 موقعيت چهارم (جامعة عربي)
بانويي به خانة دوستش مي رود و متوجه مي شود كه فرزند ميزبان، كه هم سن وسال فرزند
خودش است، بچه اي آرام و حرف گوش كن است. خطاب به ميزبان او را فردي
.«( صل عل النبي (صلوات بفرست » : خوش شانس مي داند. ميزبان مي گويد
در جوامع عرب زبان، اعتقاد به وجود چشم زخم امري شايع است. آن ها معتقدند كه اگر
كسي از فرزندشان يا هر مايملك ديگرشان ستايش كند باعث مي شود كه آن فرزند رفتارش
تغيير كند يا مايملكشان از بين برود. ب ههمين دليل و براي آ نكه به او بفهمانند كه اين كار
.« صلوات بفرست » باعث چش مخوردن آن فرزند يا مايملك مي شود مي گويند
78 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
صلوات فرستادن درظاهر ب همعناي گفتن عبارت صلوات است، اما در بعد منظوري اش
به معناي آن است كه فرد به تعري فكردن ها و ستودن هايش خاتمه دهد. استفاده از صلوات
براي بيان محترمانة درخواست پايان دادن به تعريف ها و ستايش هاست.
5.1.4 موقعيت پنجم (جامعة عربي)
دو نفر در اداره اي هم كارند. قطعه اي كامپيوتري گم م يشود. هركدام از افراد ديگري را متهم
مي كند. رئيس متوجة بلندشدن صداي كارمندان مي شود، به سمت آن ها مي رود، و خطاب به
بچه ها! چه تون شده. صلوات بفرستين). ) « يا شباب! شكو عليكم. صلواة علي النبي » : آن ها مي گويد
در اين جا گوينده براي اين كه از دو طرف دعوا بخواهد تا به اين كار خود خاتمه دهند
مي گويد صلوات بفرستيد. اگر گوينده از فعل نهي مستقيم استفاده مي كرد ممكن بود باعث
« صلوات بفرستيد » دل خوري طرفين شود. براي همين، به منظور احترام به طرفين از عبارت
استفاده كرد. درواقع، به شكلي محترمانه از آن ها خواست تا مكالمة خود را ادامه ندهند.
2.4 كنش گفتاري تعهدي
1.2.4 موقعيت اول (جامعة ايراني)
در بنگاه معاملات مسكن، مدير بنگاه مشغول صحبت كردن با خريدار و مشتري است كه
هركدام شروطي را براي انجام معامله بيان مي كنند . مدير بنگاه تلاش مي كند با ارائة
پيش نهادهايي رضايت هر دو طرف را جلب كند. بعداز ساعتي بحث و گفت وگو دربار ة
شروط معامله دو طرف راضي مي شوند. مدير بنگاه خطاب به خريدار و فروشنده مي گويد كه
اگر مشكلي نيست صلوات بفرستند تا مبايعه نامه نوشته شود. هر دو طرف صلوات مي فرستند.
هنگام نوشتن مبايعه نامه فروشنده شرط ديگري را مطرح مي كند و با مطالب مندرج در آن
«؟ مگر صلوات نفرستادي » : مخالفت مي كند. در اين جا مدير بنگاه مي گويد
كنش گفتار منظوري كه در صلوات فرستادن مشتري و خريدار وجود دارد كنشي تعهدي
است. يعني دو طرف متعهد مي شوند كه اين شروط را بپذيرند و نسبت به اجراي آن
مبادرت ورزند. حال اگر هركدام از طرفين ب هدليلي راه مخالفت با مفاد مبايعه نامه را پيش
گيرد، مدير بنگاه آن ها را به ياد بار تعهدي صلوات مي اندازد.
2.2.4 موقعيت دوم (جامعة ايراني)
جمعي براي خواستگاري به منزل خانوادة دختري رفته اند. بعد از احوا ل پرسي و
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 79
گپ وگفت هاي كليشه اي نوبت به تعيين مهريه مي رسد. خانوادة دختر شرايطي سخت را
مطرح مي كنند. خانوادة پسر سعي در مقاومت دارند. دراي نميان، شماري از افراد كه نقش
ميانجي را دارند سعي مي كنند اختلاف ها را بر سر مهريه به حداقل برسانند. درنهايت ،
ميانجي گران پي شنهادي را مطرح مي كنند كه تاحدي رضايت دو طرف را جلب مي كند.
اگر مشكلي نيست صلوات » : سپس، يكي از حضار خطاب به خانوادة دختر و پسر مي گويد
افراد صلوات مي فرستند. صلواتي كه در اي نجا فرستاده مي شود نوعي كنش .« بفرستيد
گفتاري منظوري تعهدي ب ه شمار مي رود. ضمن آن كه تقدس اين عبارت افراد را از
زيرپاگذاشتن تعهداتشان بازمي دارد.
3.4 كنش گفتاري عاطفي
1.3.4 موقعيت اول (جامعة عربي)
فردي مشغول ردشدن از خيابان است كه ناگهان كودكي زيبا را مي بيند. فرد با ديدن چهر ة
كودك عبارت صلوات را ب هزبان مي آورد. در چنين موقعيتي، فرد براي بيان اعجاب فراوان
خود از اين زيبايي صلوات مي فرستد تا به اين ترتيب، به شكل غيرمستقيم، به تمجيد از اين
زيبايي بپردازد.
شايد بتوان در تحليل چنين موقعيت هايي گفت كه وقتي فرد كلمات عادي را فاقد
گنجايش لازم براي القاي احساس خويش م يداند، ب ياختيار سعي مي كند با خروج از اصول
گرايس اوج اعجاب و شگفتي خود از موقعيت را بيان كند. به ديگرسخن، در مواردي عدول
از معيار گرايس براي بيان شدت احساس به كار مي رود.
2.3.4 موقعيت دوم (جامعة ايراني)
افرادي مشغول ديدن مسابقة وزنه برداري اند. وزنه بردار ايراني روي سكو م ي رود و
مي خواهد وزنه اي سنگين را بلند كند. حضار شديداً موفقيت وزنه بردار تيم مل ي شان را
انتظار مي كشند. وقتي وزنه بردار وزنه را بلند مي كند، فرياد صلواتشان بلند مي شود.
خوشحالي و فرياد شديدي كه بينندگان دارند نشان از خوشحالي نسبت به عملكرد
وزنه بردار محبوبشان دارد. آن ها با اين صلوات به تمجيد از عملكرد وي مي پردازند. در اين
موقعيت، نيز افراد براي بيان اوج احساس خود از صلوات استفاده مي كنند. در اين موقعيت،
نيز عدول از اصل كيفيت بيان گر احساسات و عواطف است.
80 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
3.3.4 موقعيت سوم (جامعة ايراني)
روحاني اي وارد مسجد مي شود. مردم براي آن كه به او خوشامد بگويند، بي اختيار با ديدنش
صلوات مي فرستند. در اين موقعيت، افراد علاو هبراين كه درپي خوشامدگويي به آن عالم
دين اند، درپي اعلام اين نكته نيز هستند كه او را، ازنظر فكري ، وابسته به خاندان پيامبر
مي دانند. درواقع، هدف از ذكر صلوات محدود به خوشامدگويي نيست؛ بلكه بيان هويت
فكري فرد واردشده نيز است.
4.4 كنش گفتاري اعلامي
1.4.4 موقعيت اول (جامعة ايراني)
جلسه اي در دانشگاه قم و با حضور معاون آموزشي دانشگاه برگزار مي شود. بحث در بارة
تصميمي حياتي براي اساتيد است. معاون آموزشي پيش نهادي را دربارة موضوع بيان م يكند
و ذكر مي كند كه دوستان اگر مشكلي ندارند صلواتي بفرستند.
حضار با پيش نهاد ارائه شده موافق نيستند و كسي صلوات نمي فرستد. چنين برمي آيد كه
معاون آموزشي درصدد اجماع سازي است و مي خواهد تا براي آن كه نظرهاي مختلفي در
اين زمينه بيان نشود و نگاه كلي، در ميان همهمه هاي فردي گم نشود، از اساتيد مي خواهد تا
نظر خود را با صلوات بيان دارند.
5. نتيجه گيري
به طور خلاصه مي توان گفت كه استفاده از صلوات در درجة اول نشان دهندة هويت شيعي 
اسلامي افراد است و از دل بستگي آنان به پيامبر و خاندان او نشان دارد، اما مسئلة اصلي اين
پژوهش آن بود كه دريابد در چه موقعيت هايي از صلوات استفاده مي شود و چه منظورهاي
كاربردشناختي اي درپس استفاده از صلوات وجود دارد. موقعيت هاي مختلفي كه در ايران و
برخي كشورهاي عرب زبان بررسي شد نشان داد كه كاركردهاي كاربردشناختي صلوات را
مي توان با كمك نظرية كنش هاي گفتاري به خوبي تشريح كرد. اين مطالعه نشان داد كه
صلوات كاركردهاي ترغيبي، عاطفي، تعهدي، و اعلامي دارد.
فارسي زبانان و عرب زبانان، هنگامي كه صلوات را به مثابة كنش گفتار منظوري ترغيبي
به كار مي برند، درپي حفظ وجهة طرف مقابل اند و نمي خواهند مرتكب كاري شوند كه به
سيدعلي اصغر سلطاني و ديگران 81
وجهة طرف مقابل با درخواست انجام دادن يك كار لطمه وارد شود. ازسوي ديگر، ذكر
صلوات در موقعيت هاي يادشده مي تواند راه كاري براي اعلام نامطلوب بودن وضعيت و
ضرورت تغيير آن باشد. به ديگرسخن، فرد مي كوشد تا با ذكر صلوات، ضمن قطع كردن يك
حالت، شرايط و وضعيت جديدي را حك مفرما كند.
وقتي صلوات به منزلة يك كنش گفتار منظوري عاطفي به كار م يرود، گوينده مي كوشد تا
به نوعي شدت احساس خود را نشان دهد. به عبارت ديگر، اگر فرد از عبارت هاي معمول
استفاده كند نمي تواند اوج احساس خود را نسبت به يك وضعيت نشان دهد. ب ههمين دليل،
صلوات را ب هكار مي برد تا به هدف خود در اين زمينه جامة عمل بپوشاند. درواقع ،
بي ربط بودن بعد بياني صلوات و بعد منظوري آن در چنين بافتي مي تواند با خود پيامي را با
اين مضمون داشته باشد كه گوينده، با آن تُناژ صداي بالا، درصدد ابراز تعجب يا خرسندي
فراوان از يك موقعيت است.
هنگامي كه از صلوات به مثابة كنش گفتار منظوري تعهدي استفاده مي شود چنين
برداشت مي شود كه افراد درصدد تقدس بخشيدن به قول و وعده اي هستند كه از ه م ديگر
مي گيرند. به عبارت بهتر، با اين تقدس بخشي، از راه صلوات، فرد خود را نسبت به وعده اي
كه داده است متعهدتر مي داند.
هدف از صلوات به مثابة كنش گفتار منظوري اعلامي احتمالا توليد اجماع است.
به عبارت ديگر، اگر افراد هركدام بخواهند به شكلي نظر خود را با عبارت هاي متفاوت بيان
كنند نوعي ناهماهنگي در روند انتقال پيام ازسوي گويندگان به وجود مي آيد؛ اما وقتي كه
تعدادي از افراد با يك ديگر، در موقعيت اعلامي، صلوات مي فرستند، يعني اجماع دربارة آن
صورت گرفته است.
از ديگر محورهاي موردتوجه در نقش كاربردي صلوات مي توان به بيان هويت اسلامي
و شيعي افراد اشاره كرد.
تاجايي كه نويسندگان اين مقاله اطلاع دارند إن شاء الله و صلوات بر پيامبر و خاندان
او فقط دو مورد از اصطلاحات ديني و قرآني اند كه مطالعه شدند. باتوجه به كثرت
اصطلاحاتي ازاين دست ازجمله الله اكبر، لا اله الا الله، و سبحان الله ضرورت دارد كه
مطالعات جدي تري با گسترة پيكره اي بيش تر و احتمالاً چهارچوب ها و روش هاي
مطالعاتي متنوع تر بررسي شوند تا مشخص شود حضور دين و نصوص قرآني در بطن
اجتماع مسلمانان چگونه است و چه كاركردهايي دارد.
82 نقش هاي كاربردشناختي صلوات در گفتار فارسي زبانان ايراني و عر ب زبانان عراقي
كتاب نامه
تحليل متن شناسي زيار تنامة حضرت امام رضا (ع) » .( پهلوان نژاد، محمدرضا و مهدي رجب زاده ( 1389
. در مطالعات اسلامي: فلسفه و كلا،م ش 2، پياپي 85 ،« برپاية نظرية كنش گفتار
. قبسا ، ت ش 25 ،« نظرية كنش گفتاري جان آستين و فهم زبان قرآن » .( ساجدي، ابوالفضل ( 1381
تحليل خطبة پنجاه ويكم نه جالبلاغ هبراساس طبقه بندي سرل از » .( فضائلي، مريم و محمد نگارش ( 1390
. علوم قرآن و حدي ، ث ش 86 ،« كنش هاي گفتار
يول، جورج ( 1391 ). كاربردشناسي زبا ، ن ترجمة محمد عموزاده جهرمي و منوچهر توانگر، تهران: سمت.
Austin, L. J. (1962). How to do Things with Words, Oxford: Clarendon.
Crystal, D. (2003). A Dictionary of Linguistics & Phonetics, Oxford: Blackwell.
Goldman, K. L. (2013). “A Walk in Our Shoes: A Discussion of Relevance and
Communication”, In: Teacher Prep, Universal Journal of Educational Research, 1(2).
Grice, P. (1975). “Logic and Conversation”, In: Peter Cole and J. Morgan (eds.), Syntax and
Semantics: Speech Acts, Vol. 3, New York: Academic Press.
Mehawesh, M. I. and A. A. Jaradat (2015). “Inshallah: Extensive Flouting of Grice’s Maxim of
Quality”, in: Asian Social Science, Vol. 11, No. 4.
Nazal, A. (2005). “The Pragmatic Functions of the Recitation of Qur'anic Verses by Muslims
in their Oral Genre: The Case of Insha'Allah, 'God's Willing'”, in Pragmatics, Vol. 15,
No. 2 and 3.
Pishghadam, R. and P. Norouz Kermanshahi (2012). “Insha'Allah (God's Willing) and Its
Functions in Persian”, in CS Canada: Studies in Literature and Language, Vol. 4, No. 1.
Searle, J. (1969). Corpus, Concordance, Collocations, Oxford: Oxford University Press.
Searle, J. (1975). A Taxonomy of Illocutionary Acts, In: K. Günderson (ed.), Language, Mind,
and Knowledge, Minneapolis Studies in the Philosophy of Science, Vol. 7, University of
Minneapolis Press.
Searle, J. (1979). Expression and Meaning: Studies in the Theory of Speech Acts, Cambridge:
Cambridge University Press.
Searle, J. and P. Simpson (1969). Speech Acts: An Essay in the Philosophy of Language,
Cambridge: Cambridge University Press.
Sifianou, M. (1992). Politeness Phenomena in England and Greece: A Cross-Cultural
Perspective, Oxford: Oxford University Press.
Verdonik, D. and Z. Kačič (2012). “Pragmatic Functions of Christian Expressions in Spoken
Discourse”, in Linguistica, Vol. 5, No. 1.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 16:8  توسط hasan gholami  |