|
در زیارت اربیعن که از امام صادق(ع) صفوان جمّال نقل کردهاست، این عبارت آمده «و بذل مهجته فیک لینقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة»[52] در این عبارت کاملاً مشهود است که این قیام مقدس برای جلوگیری از انحراف و ضلالت و هم در جهت نجات جامعه از جهل و نادانی بوده است. البته امام حسین(ع) روز عاشورا با بیان هدف خود حجت را بر سپاه کوفه تمام کرد و خطبهای که امام هنگام حرکت از مکه معظمه ایراد نمود و در آن آمده است: «من کان فینا باذلاً مهجته موطنا علی لقاء الله نفسه فلیر حل معنا»[53] هر کسی در راه بذل خون خود را برای ملاقات با مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 125 پروردگار آماده کردهاست با ما کوچ کند. سایر خطب که در بین راه امام ایراد کرده مثل خطبهای که در ذی حسم به نقل طبری و لهوف ایراده نموده که در آن آمدهاست: «الا ترون ان الحق لایعمل به وان الباطل لایتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاءالله محقا فانی لااری الموت الاالشهادة و لاالحیوة مع الظالمین الا برماً»[54] آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل اجتناب نمیشود؟ پس باید مؤمن در چنین حال به لقاء خدا راغب باشد، من موت را جز شهادت و زندگی با متجاوزان و ستمگران را جز زجر و ناراحتی نمیدانم. اینها تمام هدف آن حضرت را از قیام خونین عاشورا مشخص میسازد ولکن این به تنهائی کافی نبود، زیرا مردم اطراف و اکناف بلاد اسلامی از حقائق دور بودند و آگاهی از آنچه که بود نداشتند و اهل بیت آن حضرت این مسئولیت را بهنگام اسارت ایفا نموده و در هر فرصت مناسبی که پیش میآمد سخن گفته و حقایقی که در کربلا رخ داده بود و از نظرها پوشیده و برای مردم بلاد مخفی بود، بیان کردند. زینب کبری(س) در مجلس عام عبیدالله در آن بیان تاریخیاش فرمود: «هؤلاء قوم کتب الله علیهم القتل فبرزوا الی مضاجعهم»[55] اینان کسانی بودند که خدا شهادت را برای آنها نوشته بود. رفتند و در جایگاه خود خفتند. یا زینالعابدین(ع) در جواب عبیدالله فرمود: (هنگامیکه او فرمان بقتلش داد.) «اما علمت ان القتل لنا عادة و کرامتنا من الله الشهادة».[56] نشر احکام نشر احکام الهی و تبلیغ دین و بیان دستورات اسلام و قرآن از مهمترین مسئولیتهای امام معصوم بعد از پیامبر است و اخذ اسلام راستین و حقایق قرآن بجز از سرچشمه زلال آن که عترت طاهرین هستند، صحیح نیست. لذا رسول خدا مکرر بعد از خودش مردم را به تمسک بر قرآن و عترت فرامیخواند. حدیث ثقلین که در مصادر روائی عامه و خاصه نقل شده و آن را متواتراً روایت کردهاند، خود دلیل روشنی است بر این حقیقت ولکن مع الاسف بعد از رسول خدا تلاش وافری صورت گرفت تا خاندان پیامبر از صحنه زعامت و رهبری کنار گذاشته شدند و نگذاشتند که این مسئولیت خطیر توسط آنان اجرا گردد و این جدایی و نبود زمینه مساعد برای تبلیغ و رساندن حقایق به مردم تا آنجا ادامه پیدا کرد که نقل شدهاست که: «ان الشیعه الی زمان ابی جعفر الباقر لایعرفون مناسک حجّهم و لاحلالهم و لاحرامهم». که تا آن عصر حتی شیعه قدرت اخذ احکام را نداشت تا چه رسد به توده مردم. معاویه در یک بخشنامه رسمی به تمام فرماندارانش اعلام کرد: ببینید اگر کسی با علی و خاندانش رابطه دارد یا متهم مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 126 به ارتباط است حقوق او را از بیتالمال قطع کنید. حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی به جرم دوستی با علی و خاندانش کشته شده و سر عمرو بن حمق را بر نیزه میزنند. امام حسین(ع) در مکتوبش به معاویه میفرماید: «الست القاتل حجراً اخاکندة و المصلین العابدین الذین کانوا ینکرون الظلم و یستعظمون البدع و لایخافون فی الله لومة لائم ثم قتلتهم ظلماً و عدوانا من بعد ما کنت اعطیتهم الایمان المغلظه او لست قاتل عمرو بن الحمق صاحب رسول الله(ص) العبد الصالح الذی ابلته العبادة فنحل جسمه و صفرت لونه» تا به آنجا که میفرماید: «او لست صاحب الحضر میین الذین کتب فیهم ابن سمیه انهم کانوا علی دین علّی صلوات الله علیه فکتبت الیه ان اقتل کل من کان علی دین علی فقتلهم مثل بهم بامرک و دین علی(ع) و الله الذی کان یضرب علیه اباک و یضربک و به جلست مجلسک الذی جلست و لو لا ذلک لکان شرفک و شرف ابیک الرحلتین»[57] این قسمتی از نامه آن حضرت است که گویای این واقعیت است که چگونه تلاش میشد توسط دشمنان که اهل بیت را به انزوا کشانده و مردم را از داشتن تماس و رابطه با آنان برحذر دارند و امام در نامه دیگری به اهل بصره میفرماید: «ان السنة قدامیتت و ان البدعة قداحییت»[58] سنتها مرده و بدعتها زنده گریده و در دیگر سخنان آن بزرگوار این معنی به چشم میخورد که احکام الهی اجرا نمیشود و در عوض ظلم و طغیان و فساد جایگزین آن شده است. شهادت امام حسین(ع) باعث شد زمینه مساعد برای برقراری رابطه با مردم و بیان احکام الهی فراهم گردد و مردم بتوانند دین و احکام آن را از منبع اصلی آن که همانا اهل بیت است فراگیرند و لذا این فرصت و زمینه مناسب را در عصر حضرت باقر و صادق(ع) که دولت امویان و مروانیان رو به ضعف گذاشته بود و جنگ قدرت بین خود آنها و با حامیان بنیالعباس بوجود آمده بود، بوجود آمد و نشر و بیان احکام الهی و حقایق قرآن توسط اهل بیت پیامبر آغاز گردید و افرادی فقیه و دانشمند همانند زراره بن اعین و محمد بن مسلم و جابربن یزید جعفی و نظائرشان در زمانی کوتاه تربیت شده و در کوفه که پایگاهی برای شیعه بود به نشر احکام پرداختند و اینها تمام ثمره و نتیجه قیام و شهادت امام حسین(ع) بودهاست که در بوجود آوردن این زمینه برای نشر و تبلیغ احکام دین مؤثر بودهاست. در این جا کلام یکی از محققین را در این رابطه نقل میکنیم: «ائمه هدی(ع) وسیله و راهی برای انتشار امر خود و تبلیغ دین خدا و احیاء شرع جدّ گرامیشان پیامبر نداشتند، بجز اینکه توجه مردم را به این نهضت کریمه متوجه سازند و این باعث میشد که با شناخت قیام عاشورا مردم درک کنند که تمام حق در جانب حسین و فرزندان مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 127 اوست که آنها ائمه دین هستند و این باعث حرکت و سیر در صراط آنان و اخذ به طریقه آنان میگردید.»[59] برگزاری مراسم از دیگر مسائلی که در سیره خاندان نبوت نسبت به عاشورا بچشم میخورد برگزاری مراسم سوگواری و عزاداری برای سالار شهیدان است برگزاری مراسم نه تنها سیره آن ذوات مقدسه بودهاست بلکه دیگران را به انجام این کار به شیوههای گوناگونی دعوت میکردند. البته از آداب و سنن هر گروه و امتی این است که برای فردی که از دنیا رفته مراسمی را به عنوان یاد بود برپا مینمایند و لکن این یک اقدام مستمر و همیشگی نیست، بلکه در یک زمان معین و محدود و حداکثر تا سالگرد، مراسمی را بپا میکنند. اما مراسم عاشوار یک امر خالد و جاویدان است. در این جا این سئوال مطرح است که چرا باید چنین باشد؟ پاسخ آن را باید در سیره معصومین(ع) یافت رسول خدا(ص) فرمود: «ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابداً» حرارتی که از شهادت حسین در دلهای مؤمنین است، هرگز سرد نخواهد شد. یعنی این حزن و اندوه و این گردهمائی و تشکیل مجالس دائمی است، نه موقت و اما نتیجه این برگزاری چیست و چه سودی خواهد داشت؟ این خود نکتهایست در خور توجه که با برگزاری این مراسم اسلام تقویت میشود و بهمین جهت است که گفتهاند: «اسلام آغازش از رسول الله و استمرار و بقاء آن از حسین بن علی است.»[60] چه او حیات اسلام را با نهضتش حفظ کرد و امروز هم برگزاری مراسم اوست که اسلام را نگهداشته است و در همین راستا امام راحل رضوان الله علیه فرمود: «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.» بهرحال سیرۀ فعلی شیعه که بر انجام مراسم سوگواری امام حسین(ع) است که بصورت دائم و مستمر میباشد بدون تردید الهام گرفته از سیره معصومین(ع) است. برای اثبات این مدعی به شواهدی از آن اشاره میکنیم: عبدالله بن سنان میگوید: «روز عاشورا بر امام صادق(ع) وارد شدم. چهره آن حضرت را گرفته و آثار حزن در صورتش نمایان و دانههای اشک بر گونههایش جاری بود، عرض کردم: علت گریه چیست؟ فرمود: آیا در غفلت هستی تو نمیدانی حسین بن علی(ع) در مثل چنین روز شهید شد. به آن حضرت گفتم: دربارۀ روزه آن چه میگوئید؟ فرمود: از خوردن غذا خودداری کن اما روزه مگیر و بعد از نماز عصر با شربت آبی افطار کن در آن هنگام بود که حسین و یارانش شهید گشتند.»[61] همانگونه که از این حدیث ظاهر است امام صادق(ع) با گذشت نزدیک به یک قرن باز روز عاشورا مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 128 را رسماً نشسته و حالت حزن و اندوه بخود گرفته و در عزای سید مظلومان اشک میریزد. حسین بن زید از فرزند علی بن الحسین(ع) نقل کرده است که چون حسین بن علی(ع) کشته شد، زنان بنی هاشم لباس سیاه بتن کرده و دیگر از سرما و گرما شکایت نمیکردند و علی بن الحسین(ع) برای آنها غذا مهیا مینمود تا اینکه ماتم حسین(ع) را بپادارند.[62] مصقله طحّان میگوید: «از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: چون حسین(ع) شهید شد همسر او برای آن حضرت اقامه ماتم نموده و گریست و زنان نیز گریستند و خدمه نیز گریه کردند تا اینکه اشک چشمانشان خشک شد و در میان آنها جاریهای بود که میگریست و اشکش جاری بود به او گفتند: ترا چه شده که اشکت تمام نمیشود؟ گفت: مرا چون جهد اصابت کند شربتی از سویق بنوشم. پس همسر امام نیز امر کرد که طعام و سویق حاضر کردند و از آن خورده و نوشیدند و این کار را کردند برای اینکه توان و طاقت گریستن بر امام حسین(ع) پیدا کنند.»[63] دعبل خزاعی میگوید: «در ایام محرم بر حضرت علی بن موسی الرضا وارد شدم دیدم آن حضرت همانند شخص محزون و غصهدار نشسته و اصحاب آن حضرت هم در گرد او نشستهاند. چون آن حضرت مرا دید فرمود: «مرحباً بک یا دعبل مرحبا بناصرنا بیده و لسانه» سپس جائی برایم مهیا کرد و در کنار آن حضرت نشستم. فرمود: دوست دارم شعر بخوانی، این ایام روزهای حزن ما اهلبیت است و روزهای شادی دشمنان ما خصوصاً بنیامیه میباشد، ای دعبل کسی که گریه کند و بگریاند بر مصائب ما اگر چه یکنفر باشد، اجر او با خداست و کسی که اشکش جاری شود بر مصائب ما که از دشمنان بما رسیده است، خدا او را با ما محشور گرداند و کسی که بر مصیبت جدّم حسین گریه کند گناهان او را خدا میآمرزد. سپس آن حضرت برخاست و پردهای نصب کرد و خاندان خود را در پشت پرده قرار داد و آنها پشت پرده نشسته تا در مصیبت جدّشان حسین گریه کنند. سپس آن حضرت روی بسوی من کرد و فرمود: برای حسین مرثیه بخوان و از نصرت ما تا زندهای کوتاهی مکن. دعبل میگوید: اشکم جاری شد و این اشعار را انشاء کردم: افاطم لو خلت الحسین مجدلا وقدمات عطشانا بشط فرات اذاً للطمت الخد فاطم عنده و اجریت دمع العین فی الوجنات[64] محمد بن سهل میگوید: «با کمیت خدمت امام صادق(ع) رسیدیم به حضرت عرض کرد: فدایت شوم آیا شعر نخوانم برای شما؟ امام فرمود: این روزها ایام عظیمی است، عرض کرد: اشعار مربوط به شماست. فرمود: بخوان و امام صادق به دنبال بعضی از اهل خود فرستاد تا آنها آمدند. کمیت شروع مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 129 بخواندن آن اشعار کرد و گریه زیادی نمودند تا با این شعر رسید: یصیب به الرامون عن قوس غیرهم فیا آخر اسدی له الغّی اول امام صادق(ع) دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «اللهم اغفر لکمیت ما قدم و ما اخّر و ما اسر و ما اعلن و اعطه حتی یرضی»[65] مظلومیت از جمله اموری که در سیره ائمه معصومین صلوات الله علیهم در رابطه با فرهنگ عاشورا بچشم میخورد بیان مظلومیت امام حسین(ع) است و بیان این واقعیت که امّت او را دعوت کردند و با او پیمان وفا بستند و با سفیر او بیعت کردند که بر علیه ظالم بپاخیزند و امام را یاری کنند، سپس میثاق با او را نقض کرده و پیمان شکستند. امام(ع) روز عاشورا خطاب به سپاه کوفه فرمود: «الا لعنة الله علی الناکثین الذین ینقضون الایمان بعد توکیدها و قد جعلتم الله علیکم کفیلا فانتم و الله هم».[66] مظلومیت امام حسین(ع) در کلمات ائمه(ع) و در سیره اهلبیت به صورت گسترده مطرح شده است که در مصادر روائی ما موجود است. مفضل بن عمر از امام صادق(ع) نقل کردهاست: «حسین بن علی(ع) روزی بر امام حسن(ع) وارد گردید و چون او را نظر کرد گریست امام حسن از علت گریه پرسش کرد. امام حسین(ع) گفت: گریه میکنم برای آنچه برای تو رخ خواهد داد و مصائبی که بر تو وارد خواهد شد. امام حسن(ع)گفت: مرا بوسیله سمّ و زهر شهید خواهند کرد و لکن روزی همانند روز تو نخواهد بود. سی هزار نفر گرد تو جمع خواهند شد که ادعا دارند از امّت جدّ ما محمّد(ص) هستند تو را خواهند کشت و خون تو را میریزند و حرمت تو را هتک و ذریهات را اسیر و اموال تو را غارت کنند، در اینجاست ک به بنیامیه لعنت فرود آید و آسمان خون بگرید و همه چیز حتی وحوش و ماهیان بر تو بگریند.»[67] پیامد فعل دشمنان آدمی بدون شک هر عملی که انجام میدهد پیامدی خواهد داشت، صرف نظر از جزای اخروی آن. این پی آمد اثر وضعی فعل و عمل خود انسان است. این مطلب در آیات و روایات زیادی آمده است قرآن مجید میفرماید: «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون»[68] در رابطه با ظلم پیامد آن را در همین نشأه بیان میکند: «و تلک بیوتهم خاویة بما ظلموا»[69] امام حسین(ع) خود از آینده سوء و تاریک اقدام کنندگان بریختن خونش عموماً و خصوصاً خبر داده بود، اما بصورت عام به شخصی به نام عمربن لوزان فرمود: «والله مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 130 لایدعوننی حتی یستخرجوا هذه العلقة من جوفی فاذا فعلوا سلطّ الله علیهم من یذلهم حتی یکونوا اذل فرق الامم»[70] و خصوصاً به عمر بن سعد فرمود: «مالک ذبحک الله علی فراشک عاجلاً و لا غفر لک یوم حشرک فوالله لارجو ان لاتاکل من بر العراق الّا یسیراً»[71] پیامد افعال زشت سپاه کوفه و قتل امام حسین(ع) و یارانش بعد از امام حسین خیلی زود و بسرعت متوجه آنان گردید و آنچنان رابطه این پیامد با قتل امام حسین(ع) و یارانش محسوس و روشن بود که حتی دشمنان اهلبیت(ع) این حقیقت را دریافته بودند. عبدالملک مروان طی بخشنامهای به استاندارانش گوشزد کرد که معترض آل ابیطالب و عترة طاهرین نشوند و یادآور شده بود که آل حرب یعنی خاندان ابوسفیان با اهلبیت عصمت ستم کردند و ظلم آنها سبب شد که از میان رفته و نابود شدند.[72] ائمه(ع) نیز پیامد فعل دشمنان را به مردم گوشزد میکردند و اینکه ظلم و ستم بنیامیه موجب از میان رفتن آنان و نابودی حکومتشان گردید تذکر میدادند. پیروزی امام امام در عاشورا مظلومانه بدست سپاه بنیامیه شهید گردید، اما این شهادت در حقیقت پیروزی امام و نابودی دشمنان آن حضرت بود. ما بدون توضیح به ذکر مطالبی در این رابطه از خاندان عصمت و طهارت رسیده، میپردازیم: از علی بن الحسین(ع) نقل شده است که: «چون مصیبات در کربلا بر ما وارد شد و پدرم شهید گشت، با یاران و فرزندانش و فرزندان او را بر شتر سوار و بسوی کوفه حرکت دادند. من به اجساد شهدا نظر میکردم که آنها روی زمین افتاده و دفن نشده بودند و این بر من گران بود و سخت آشفته بودم. نزدیک بود جان از تنم بیرون رود، عمهام زینب کبری آثار آن حزن را در من دید و با من گفت: ای بازمانده جد و پدر و برادرانم! چون است که جان خود را در کف نهادهای؟ گفتم: چگونه بیتابی نکنم و ناشکیبائی ننمایم که میبینم سید خود و برادران و عموها و عموزادگان و کسان خود را بزمین افتاده و بخون آغشته در این دشت، جامهها ربوده و نه کسی آنها را کفن کرده و نه بخاک سپرده است. هیچکس سوی آنان نمیآید و هیچ مردی نزدیک آنها نمیشود. گوئی خانواده دیلم و خزرند. عمهام گفت: اینها تو را بجزع نیاورد که این عهدیست از رسول خدا(ص)با جد و پدر و عمّت، خداوند پیمان گرفته است از جماعتی از این امّت که فرعونیان زمین آنها را نمیشناسند و اما فرشتگان آنها را میشناسند. آنها این اعضای متفرق را جمع و این بدنهای بخون آغشته را دفن کنند و در این سرزمین مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 131 برای قبر پدرت نشانی برپا میدارند که اثر آن کهنه نمیشود و رسم آن با گذشتن روزها و شبها ناپدید نمیگردد و پیشوایان کفر و پیروان ضلال در محو آن بکوشند و با این حال آن اثر ظاهرتر شود و کار بالا میگیرد.»[73] این خبر که از احادیث غیب و از معجزات ائمه(ع) است که با گذشت بیش از هزار سال مصداق آن محقق گردیده است، بیانگر پیروزی امام در نبرد خونین عاشورا است. امام حسین(ع) خود را در نهضت مقدسش فاتح و پیروز میدانست، چون شهادت او باعث احیاء دین رسول خدا و از بین بردن بدعتها گردید و امّت را تفهیم کرد که او سزاوارتر بخلافت از دیگران است و موجب رسوائی مخالفین خود گردید و در نامه خود به بنیهاشم نوشت: «من لحق بنا منکم استشهد، و من تخلف لم یبلغ الفتح» و مراد از فتح جز آنچه که بود نهضت مقدسش مترتب میشود، نبود و آن شکستن پایههای ضلالت و برداشتن باطل از سر راه شریعت مقدس و اقامه ارکان عدل و توحید و اینکه بر امّت واجب است در برابر منکر قیام کنند.[74] و این معنای سخن امام سجاد(ع) است هنگامیکه ابراهیم بن طلحه به آن حضرت هنگامیکه آن حضرت به مدینه بازگشت، گفت: من الغالب؟ امام سجاد(ع) در پاسخ او فرمود: «چون وقت نماز شود اذان بگو و بعد از آن اقامه آنگاه خواهی شناخت چه کسی غالب و پیروز است.»[75] پیروزی امام(ع) در نهضت عاشورا در سخنان خود آن حضرت که برخی از آنها را در همین جزوه نقل کردیم بیان شده و هم در فرمایشات معصومین(ع) آمده است. مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 132 مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 133 مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 134 پای نوشتها: مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 135 - مستدرک الوسائل، ج2، ص 217- الکامل فی التاریخ، ج4، ص 175- مصدر فوق، ج 4، ص 162- البدایة و النهایه، ج 8، ص 238- الکامل فی التاریخ، ج4، ص 103- تاریخ یعقوبی، ج2، ص 258- الکامل فی التاریخ، ج4، ص 326- ما در این مقدمه در صدد بیان تمام انقلابهائی که بدنبال انقلاب کربلا صورت گرفته نبودیم و فقط بذکر نمونه هائی از آن بسنده کردیم و الا می توان از دیگر نهضتهای خونین همانند: قیام زیدبن علی بن الحسین در کوفه و قیام فرزندش یحیی بن زید بعنوان نهضتهائی که بدنبال حادثه عاشورا رخ داد نام برد و همینطور دیگر نهضتهائی که طالبین همانند قیام حسین درفخ در عصر دولت عباسیان داشته اند.- بحار الانوار، ج 45، ص 95- جلاء العیون شبیّ، ج2، ص169- زیارة ناحیه- بحارالانوار، ج 45، ص 12- زیارة اربعین- العوالم، ج 17، ص 253- الاحزاب، آیه 33- الامام الحسین و اصحابه، ص 177- الامام الحسین و اصحابه، ص 42-الملهوف، ص 33- ابصارالعین، ص 30- 4، مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 108- نفس المهموم، ص 230- نفس المهموم، ص 230- نف المهموم، ص 282- ابصارالعین، ص 60- ذریعة النجاة گرمرودی، ص 110- مقاتل الطالبین، ص 112- الملهوف، ص 39- الارشاد، ص 215- مقتل الحسین مقرم، ص 139- نفس المهموم، ص 353- ابصار العین، ص 126- نهج البلاغه خطبه 2- نهج البلاغه خطبه 239- سنن ابن ماجه، ج2، کتاب الفتن، ج حدیث 4051- سنن ابن ماجه، ج 2 کتاب الفتن حدیث 3993- تاریخ کامل، ج 2، ص 318- سنن ابن ماجه، ج 2، کتاب الفتن حدیث 3993- حدیث ثقلین در مصادر روائی عامه و خاصه متواتراً از رسول خدا نقل شده است که پیامبر در موارد مختلفی به مناسبتها مثل روز غدیر خم و در حجة الوداع و هم چنین در روزهای آخر حیاتش، قرآن و عترت را بعنوان ثقلین که باید مردم به آنها تمسک کرده بیان کرد.- امالی صدوق: مجلس 20، و حدیث1، تفسیر فخر رازی، ج1، سورۀ حمد- المراجعات، ص 42- ...- امالی صدوق: مجلس 5، حدیث 5- مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص 437- مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص 181- بحارالانوار، ج 44، ص 271، حدیث 4- خصال صدوق، ص 248- بحارالانوار، ج 46، ص 220- امالی صدوق: مجلس 27- قرب الاسناد، ص 18- بحارالانوار، ج 45، ص 149- مروج الذهب، ج2، ص 195- ....- ....- کشف الغمه، ج2، ص 239- تاریخ طبری، ج 5، ص 403- نفس المهموم، ص 407- مقتل الحسین، ص 325- بحارالانوار، ج 44، ص 212- حیوة الحسین، ج 2، ص 322- مقتل الحسین، مقرم، ص 95- مقتل الحسین، مقرم، ص 95- سفینة البحار، ج 2، ص 196- بحارالانوار، ج 45، ص 188- اصول کافی، ج 1، ص 466- بحارالانوار، ج 45، ص 257- الغدیر، ج 2، ص 192- بحارالانوار، ج 45، ص 9- امالی صدوق: مجلس 24، حدیث 3- سوره روم، آیه 41- سورة نحل، آیه 52- بحارالانوار، ج 44، ص 375- مقتل الحسین مقرم، ص 205- عقد الفرید، ج 4، ص 385- کامل الزیارات، ص 261- مقتل الحسین، مقرم، ص 66- امالی طوسی، ص 66نهضت عاشورا در نگاه نوگرایان شیعه و سنی نهضت عاشورا در نگاه نوگرایان شیعه و سنی محمد حکیم پور پیش در آمد جریان نوگرایی فکری در میان متفکران و نویسندگان شیعه و اهل سنت، سابقۀ چندان زیادی ندارد و آغاز آن اصولاً به زمان سید جمال (1314- 1254هـ) – مصلح نوگرای اسلامی – برمیگردد. این جریان در بادی امر، مسائلی از قبیل: لزوم تجدید نظر و بازنگری در فکر دینی و توجیه تجربی قرآن[1] و مفاهیم دینی را در برمیگرفت ولی رفته رفته، دامنۀ آن گسترش یافته و ابعاد مغفول اسلام- مانند اندیشههای سیاسی و اجتماعی آن- را نیز شامل گردید. با طرح اسلام، به صورت یک ایدئولوژی اجتماعی و سیاسی، در میان متفکران شیعه و سنی، گرایش شدیدی در بین آنان برای مطالعۀ سرگذشت سیاسی- اجتماعی اسلام، پیدا شد؛ این سرگذشت به راحتی میتوانست آنها را با «مبانی تفکر سیاسی اسلام» آشنا ساخته و آنان را برای بسیج عمومی مردم علیه نظامهای فاسد یاری دهد. این رویکرد بجا و آگاهانۀ متفکران نوگرا به تاریخ اسلام، باعث مواجهۀ آنان با نهضت عاشورا شد و آنان تمامی لوازم مورد نیاز خود را برای تحریک وجدان سیاسی جوامع اسلامی، بطور یکجا در این نهضت یافتند. «جهاد» و «شهادت»، هر دو از ابزارهای لازم و شکننده برای یک رویارویی کامل با استبداد داخلی و استعمار خارجی بودند که این مصلحان نوگرا، آن دو را فقط میتوانستند از فرهنگ عاشورا، وارد فرهنگ مسلمانان امروزی نمایند. تلاش برای تأمین عدالت جهانی و امر به معروف و نهی از مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 137 منکر نیز از ایدههای بزرگ رهبر انقلاب عاشورا بود؛ ایدههایی که جامعۀ امروزی نیاز وافری بدان دارد و متفکران نوگرا با نوشتهها، مبارزات و یا فتاوی خود، در جستجوی تحقق آنها هستند. با زوال حکومتهای متعصب شیعه - مانند صفویه - که همواره بین جامعۀ شیعی و اهل سنت، با تندرویهای بیمورد دربارۀ مسائل تاریخی، جوّ دشمنی و نفرت ایجاد میکردند و نیز حکومتهای اهل سنت که مانع تفکر آزاد مسلمانان سنی بودند، نخستین گام عملی برای تألیف قلوب شیعیان و سنیان برداشته شد و همین نیز عاملی مؤثر برای اظهار همدردی سنیان با جامعه شیعی در خصوص فاجعه کربلا گردید. علاوه بر این عامل، ظهور چهرههای نوگرا در میان متفکران شیعه که با روش سخیفانه و اختلاف افکنانۀ نویسندگان سنتی پیشین به معارضه برخاسته و به تحلیل واقعگرایانه حادثه عاشورا پرداختند، عامل دیگری شد برای نزدیکی جامعه اهل سنت به شیعه و تأثیرپذیری شدید سنیان از نهضت عاشورا. در این میان، ظهور چهرههای نوگرا در میان اهل سنت نیز به نزدیکی جامعۀ تسنن به فرهنگ عاشورا کمک بیشتری کرد. آنان با نوشتههای خود در مورد امام حسین(ع) به زودی جامعه اهل سنت را با نهضت عاشورا و امام حسین(ع) آشنا ساخته و خود نیز از این روند، برای تحریک روحیۀ استقلالطلبی و آزادیخواهی ملتهای خود بهرۀ فراوانی بردند. عاشورا هم در میان شیعیان و هم در میان سنیان نوگرا، صرف نظر از اینکه یک حادثۀ تاریخی است و پیش از این همواره عاملی برای تخاصم آن دو بوده، در نیم قرن اخیر، به صورت یک ایدئولوژی منسجم و توانمند سیاسی-اجتماعی در آمده و امروز دیگر نه تنها عاملی برای تخاصم و تصفیه حسابهای تاریخی شیعه و سنی نمیباشد، بلکه موجب شده آن دو گروه، موقعیت خود را بهتر درک کرده و در کنار هم خود را برای رویارویی با دشمنان اصلی خود آماده و تقویت کنند. جریان نوگرایی شیعه، گرچه ابتدا با هدف خرافهزدایی و بازنگری دربارۀ وجهههای سنتی مفاهیم و نهادهایی چون «تقیه»، «شهادت»، «انتظار»، «جهاد» و ...- که همواره مورد انتقاد نویسندگان و جامعۀ اهل سنت بود- آغاز شد، ولی بازنگری و تجدید نظر دربارۀ وجهههای سنتی مفاهیم یاد شده- که اصولاً همراه با پاسخگویی به جامعۀ تسنن نیز بود- نه تنها روابط شیعیان را با سنیان از آنچه که بود، آشفتهتر نکرد، بلکه هم باعث تقریب اندیشمندان و پیروان تشیع و تسنن گردید و هم توانمندی مذهب شیعه را بدان بازگرداند.[2] قبل از ظهور نویسندگان نوگرای شیعه، امام حسین در اغلب متون سنتی شیعه - علیرغم روح مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 138 فردگرایانۀ آنها- مظهر و نمونۀ بینظیر «مظلومیت» معرفی میشد و مقصود از «مظلومیت»، معنایی به مراتب فراتر از معنای لغوی آن -که آسیب دیدن تحت ستم و فشار قرار گرفتن است- بود؛ مفهومی که اکنون عمدتاً دربارۀ کسی به کار برده میشود که مایل به عمل بر ضد دیگران نیست، حتی اگر در زیر فشار ظلم باشد، نه روی ترس یا بیتفاوتی، بل به علت گذشت و بردباری. به همین جهت است که واژۀ «مظلوم» با «نجیب» مترادف گشته بود، بدینگونه مظلوم پیش از آنکه مفهومی منفی داشته یا دال بر محرومیت باشد، یک فضیلت اخلاقی محسوب میشد.[3] نوگرایان شیعه همچنین با این نظر نویسندگان سنتی که شهادت امام حسین(ع) صرف نظر از اینکه به خاطر احیای دین و سنت پیغمبر(ص) بوده برای کسب فیض شهادت و برخورداری از لذات غیر قابل وصف آن نیز بوده است شدیداً مخالفند. از نظر نوگرایان، همچنین بر خلاف نظر عامهپسند پارهای از نویسندگان سنتی، شهادت امام حسین نه وسیلهای برای آمرزش گناهان شیعیان، بلکه عاملی برای بیداری وجدانهای خفتۀ شیعه در هر عصری و نسلی است.[4] بررسی اجمالی آثار این دسته از نویسندگان شیعه، نشان میدهد که آنان از اینکه مراسم عزاداری عاشورا، روح انقلابی و اثربخش خود را در اثر ورود پارهای از خرافات و تکلفات بیمعنی به داخل مراسم، و ستایشها و پیامهای تبلیغی بیمحتوای واعظان و نیز اشعار و مراثی منحط و بیروح نوحهخوانان، از دست داده بود، سخت متأثر بودهاند. وجود پارهای از سنتهای بیریشه عزاداری مانند: قمهزنی، زنجیرزنی و بطور کلی خودآزاری نیز در میان شیعیان، آنان را شدیداً آزار میداد. طرح ناقص و نادرست حماسۀ اجتماعی-سیاسی عاشورا در میان شیعیان که به وسیلۀ نویسندگان و واعظان سنتی انجام میگرفت، قبلاً هرگونه کوششی را برای بهرهگیری از این فاجعه، جهت القای فعالیت پیکارگرانۀ سیاسی، نقض میکرد و همین باعث شده بود که شیعه بعد از حاکمیت نخستین رژیمهای فراگیر شیعی -آلبویه و صفویه- در ایران، تا سی سال پیش نتواند از مزایای سیاسی نهضت عاشورا بهرهمند شود و از آن به عنوان یک سلاح قوی و کارآمد در مقابل همۀ حکومتهای جائر و ظالم استفاده کند.[5] این وضعیت جامعۀ شیعی، برخی از نوگرایان شیعه را در سی سال اخیر، متوجه این نکته ساخت که چرا اصولاً ملتی با داشتن حسین(ع) باید اسیر دست وارثان یزید باشد و چرا با داشتن نهضت عاشورا، برای انگیزش سیاسی مردم باید به تجربهها و آموزههای سیاسی دیگر نهضتهای سیاسی مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 139 جهان متوسل شد؟ پاسخ این دو پرسش اساسی را متفکران نوگرای شیعه – به وجه احسن و عالمانه – در خود متون سنتی شیعه و در آئینهای تعزیه و تبلیغ عاشورا یافتند و آن تکیه انحرافی و منحط بر بعد فردی حماسۀ امام حسین(ع) بود و آنهم با توجه به خرافههای بسیاری که به متون یاد شده راه یافته بود، به هیچ وجه نمیتوانست از امام، چهرهای روشن و قابل پیروی در برابر دیدگان همگان ترسیم کند و او را منبع الهام تمایلات سیاسی در پیروان امام حسین(ع) قرار دهد. نوگرایان شیعه با درک عمیق و درست موقعیت سیاسی شیعه و نیز توانمندی آشکار فرهنگ عاشورا، برای پاسخگویی به نیازهای جامعۀ شیعی و حتی غیرشیعی امروز، برای نخستین بار بحث خود را پیرامون نهضت عاشورا، بر اساس تحلیل انتقادی متون تاریخی، به منظور کشف عدم تجانس و بیدقتیهای آن منابع قرار دادند و از جهتی دیگر کوشیدند به استخراج آموزههای سیاسی و اجتماعی عاشورا و تبیین درست و منطقی اهداف اصلاحطلبانه امام حسین(ع) به زبان نسل جدید بپردازند. در میان نوگرایان اهل سنت نیز که به تازگی از طریق نوشتهها و آثار نوگرایان شیعه با نهضت عاشورا و امام حسین(ع) آشنایی نسبتاً دقیق و کاملی پیدا کرده بودند، آن دو پرسش اساسی که برای نوگرایان شیعه اهمیت داشت، مطرح شد و نوگرایان سنّی نیز درصدد برآمدند از آنچه که نوگرایان سیاسی شیعه از آن (نهضت عاشورا) به عنوان وسیلهای مؤثر در جهت تعیین سرنوشت سیاسی خود استفاده میکردند، بهرهبرداری کنند. در بین جوامع اهل تسنن شاید ظهور اندیشههای مارکسیستی نیز زمینۀ لازم را برای آشنایی و گرایش مجذوبان آن مکتب به طرف عاشورا و امام حسین(ع) فراهم نموده باشد. یک مارکسیست مسلمان وقتی در مقابل مارکسیسم، نهضت عاشورا را هم میبیند و جهتگیری ضدطبقاتی آن را با آنچه که مارکسیسم سنگ آن را به دروغ به سینه خود میکوبد، ملاحظه میکند، با شوری وصفناپذیر به طرف عاشورای حسین(ع) گرایش مییابد و درمان درد جامعه طبقاتی خود را تنها در نهضت عاشورا جستجو میکند. برای این دسته و پارهای دیگر از نوگرایان مسلمان، عاشورا پیش از هر چیز به مثابه یک «ابزار» برای «تغییر وضع موجود» است و آنها عمدتاً به نهضت عاشورا، با دیدۀ «ابزارانگاری» Instrumentalism نگاه میکنند. مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 140 ویژگیهای آثار نوگرایانه: بطور کلی خصیصههای آثار و نوشتههای نوگرایانه در خصوص نهضت عاشورا را در موارد ذیل میتوان خلاصه کرد: 1) تأکید بر تحلیل واقعه عاشورا است و نه نقل حوادث آن. 2) تأکید بر اصل توانمندی یعنی بهرهگیری از نهضت عاشورا برای توانا کردن و مجهز کردن پیروان امام حسین(ع) در مقابل دشمنان. 3) تأکید بر جنبههای سیاسی – اجتماعی و حتی ضدطبقاتی نهضت. 4) برخورداری از روح اجتماعی – سیاسی قوی. 5) توجه به کلیّات وقایع و نه جزئیات آن. 6) تمایل به توجیه عقلانی و منطقی مسائل مربوط به عاشورا. 7) مبارزه با خرافات و مطالب بیاساس. 8) برخورداری از بینش جامعنگر و جامعهگرایانه. 9) تأکید شدید بر عناصر نهضت عاشورا به خصوص عنصر «شهادت». 10) عدم تعصب در تحلیل مسائل و روایات مربوط به عاشورا. 11) تمایل به تفسیر طبیعی و علمی حوادث عاشورا. 12) تأکید بر نمادگرایی. 13) ابزار انگاری. مورد سیزدهم البته دربارۀ تمامی آثار نوگرایانه صادق نیست و تنها پارهای از آثار نوگرایانه بویژه آثار نویسندگان تسنن از آن خصیصه برخوردارند.[6] نوگرایان شیعه 1) علامه سید محسن الامین عاملی علامه عاملی نویسنده کتاب «اعیان الشیعه» در 56 مجلد که در واقع دایرةالمعارف شیعه است، یکی از نخستین و بزرگترین نویسندگان نوگرای شیعه میباشد. وی در جلد چهارم کتاب[7] یاد شده و نیز در رسالۀ مستقلی تحت عنوان «عزاداریهای نامشروع»[8] به تحلیل انتقادی عزاداری سنتی شیعیان و بررسی حماسۀ عاشورا پرداخته است. محسن الامین با توجه به اینکه در جریان مستقیم مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 141 نوشتههای انتقادی غریبان دربارۀ تعزیه شیعیان قرار داشت، در این رساله کوشیده بود راه هر گونه انتقاد آتی را برای غربیها ببندد و از طرف دیگر به تصحیح فرهنگ عزاداری شیعه کمک کند. او در رسالۀ اخیر، «خودآزاری» شیعیان را در مراسم عزاداری و نیز پارهای از مضامین و تکلفات بیمعنی آن را مورد انتقاد قرار میدهد.[9] 2) استاد شهید مرتضی مطهری شهید مطهری از دیگر نوگرایان شیعه است که باید او را مبتکر شیوۀ جدید در تحلیل نهضت عاشورا در میان همسلکان روحانی خود دانست. او با روش جدید خود، که از طرفی مبتنی بر حفظ نهادهای سنتی و از طرف دیگر اصلاح آنها بود، کمک بسیار زیادی به تصحیح فرهنگ عزاداری شیعه و تحلیل انتقادی علل و اهداف قیام حسین(ع) نموده است. نگرش استاد مطهری به مسئله عزاداری، در واقع نوعی «نگاه از درون» به نهاد عزاداری بود و از این حیث کار او شایستۀ تحلیل بیشتری است. استاد شهید با نگارش سه جلد کتاب مستقل تحت عنوان «حماسۀ حسینی» - که غالباً حاوی سخنرانیهای وی در مورد امام حسین میباشد – با جسارت و جرأت ویژۀ خود به نقد متون تاریخی شیعه در خصوص تحریفات عاشورا میپردازد، او همچنین روشهای در خور تأملی را برای اجرای بهینۀ مراسم عاشورا پیشنهاد میکند. مطهری(ره) در کتاب خود به خوبی سخافت بسیاری از داستانهای عامهپسند از قبیل قصۀ لیلا مادر علیاکبر و عروسی قاسم[10] را نشان میدهد و جعلی بودن آنها را به اثبات میرساند. علاوه بر مبارزه با داستانهای مجعول که در افواه مردم جا گرفته است. استاد مطهری جرأت آن را هم داشت تا به نقد کتابهای تاریخی علما و فقهای بزرگ شیعه، مانند: «مُحْرِقُ القُلوب» بپردازد.[11] از نظر او «اگر کسی بخواهد روضههای دروغی را که میخوانند جمعآوری کند شاید چند جلد کتاب پانصد صفحهای بشود.»[12] استاد مطهری عقیده داشت که حادثه عاشورا، هم دچار تحریف لفظی شده و هم گرفتار تحریف معنوی. از نظر ایشان، این نظر عامهپسند که امام حسین(ع) فدای گناهان امت شد تا موجب بخشایش گناهان آنها گردد، یک تصور بسیار نادرست است و از فکر مسیحی سرچشمه میگیرد. او میگوید: «این فکر، امام حسین را به کلی مسخ میکند و او را به صورت سنگر گنهکاران درمیآورد و قیام او را کفارۀ عمل بد دیگران قرار میدهد.»[13] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 142 بیشک کارهای شهید مطهری، راه صعبالعبور تحلیل انتقادی متون سنتی شیعه را برای همفکران بعدی وی باز کرده است[14] و بنابراین مطهری از این لحاظ نیز شایستۀ تقدیر است. 3) دکتر علی شریعتی شریعتی یکی دیگر از چهرههای شاخص نوگرای شیعه میباشد که او نیز مانند دوست و همکارش استاد مطهری، به احیای فرهنگی اجتماعی و سیاسی عاشورا در میان جوامع شیعی کمک شایستهای کرده است. شریعتی در طی چندین نوشته و سخنرانی خود با عناوین: «حسین وارث آدم»، «شهادت»، «پس از شهادت»، «ثار»، «یاد و یادآوران» و ... به تبیینی کاملاً بدیع و تازه از علل قیام و اهداف امام حسین(ع) و همچنین آموزههای سیاسی – اجتماعی عاشورا نیز تحلیل انتقادی متون سنتی شیعه و آداب و مراسم سوگواری عاشورا پرداخت. او به لحاظ اینکه جامعهشناس و مورخ بود، بیشترین توجه خود را معطوف پیامهای سیاسی – اجتماعی عاشورا ساخته بود، وی شاید بیش از هر نویسنده و متفکر شیعه، در استخراج آموزههای سیاسی و اجتماعی عاشورا و استخدام آنها در جهت بیداری و بسیج ایدئولوژیک نسل جدید در برابر آنچه که او آن را حکومت طاغوت مینامید، موفق بوده است. شریعتی نیز همچون مطهری عقیده داشت که اصلیترین عنصر نهضت عاشورا را «امر به معروف و نهی از منکر» تشکیل میدهد، ولی شریعتی احتمالاً به عنصر دیگر نهضت عاشورا – یعنی «شهادت» - در بسیج اجتماعی – سیاسی توده، ارزشی بیشتر از مطهری قایل بوده است. او «شهادت» حسین(ع) را نه یک فاجعهای منقطع از دیگر جریانات تاریخ، بلکه درست در امتداد آنها میدانست، از نظر او شهادت سلسلهوار از هابیل آغاز و به امام حسین(ع) رسیده بود و از او نیز تا آخرالزمان امتداد خواهد یافت. از نظر مرحوم شریعتی، جبهۀ مقابل امام حسین نیز یعنی جبهۀ یزیدیان از قابیل آغاز و به یزید رسیده بود و از او نیز تا آخرالزمان باید ادامه یابد. وی معتقد بود که گسستن جریان امام حسین از سلسله جریانات حقطلبانۀ پیامبران و مصلحان تاریخ، به معنای مثله کردن و بیاثر ساختن آن است و همین جریان مداوم و پیوستگی آن است که امروز میتواند شیعه را به عنوان حلقهای از سلسله حلقههای جبهۀ حسین(ع) در مقابل دشمنان حق قرار دهد.[15] از منظر شریعتی، اصولاً پیش پای هر انسانی دو راه وجود دارد: یا اختیار کردن جبهۀ یزید و یا انتخاب جبهۀ امام حسین(ع) و بالمآل مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 143 پذیرفتن مسئولیت یک مبارزۀ جدی سیاسی و اجتماعی در راه تحقق «عدالت» و «امامت» راستین در جامعه.[16] شریعتی عقیده داشت که امام حسین و همه یاران او که در کربلا به شهادت رسیدهاند، شهید هستند (به معنای شاهد، ناظر، آگاه، گواه و گواهی دهنده، سمبل و نمونه و سرمشق انسانها) و نمردهاند و بنابراین گریه و ضجه نمیخواهند، بلکه پیرو میخواهند و این ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام نیز در حالی که همه کسان او شهید شده بودند و جز دشمن کینهتوز در اطراف او کس دیگری نبود تا او را یاری کند، در واقع خطاب به ما شیعیان آینده او بوده است که راه او و پیامش را زنده کنیم و پیرو او باشیم.[17] 4) صالحی نجفآبادی نعمت الله صالحی از دیگر نویسندگان نوگرای حوزوی شیعه است که با کتاب پرجنجال «شهید جاوید»، گام کاملاً تازهای را در جهت تحلیل و نقد جدی متون کلاسیک شیعه برداشته است. او نه تنها جسارت آن را داشت که در کنار نوشتههای سنتی شیعه، متون اهل سنت را نیز در کتاب خود مورد استفاده قرار دهد و بوسیلۀ آنها، متون تاریخی شیعی را نقد کند، بلکه نیز در پارهای از موارد وارد مسائل کلامی پیچیدهای چون «علم امام» میشود و از طریق ارائه سخافت پارهای از داستانهای عامهپسند در مورد «علم قبلی امام حسین(ع) نسبت به سرنوشت خود» سعی میکند حرکت و قیام و هم سرنوشت امام حسین(ع) را یک امر طبیعی نشان دهد. از نظر او امام حسین نه برای مردن، بلکه برای بدست گرفتن قدرت سیاسی جامعه دست به قیام زده بود که بالاخره منتهی به شکست امام و شهادت او میگردد.[18] صالحی معتقد است که اگر کسانی فکر میکنند امام حسین برای رسوا کردن دستگاه دست به قیام زده بود، با اعمالی که یزد و معاویه در جلوی انظار مردم انجام میدادند دیگر چه نیازی به این افشاگری امام حسین باقی مانده بود.[19] در این رابطه شریعتی اگر چه این نظر صالحی نجفآبادی را میپذیرد که حسین(ع) به خاطر مرگ قیام نکرده بود، اما قسمت دوم نظریۀ او را شدیداً به زیر سؤال میبرد، آنهم نه به این عنوان که قیام سیاسی و به دست گرفتن زمام جامعه برای امام ضرورت نداشت، بلکه این امر برای او وظیفهای جدّی بود اما امکانات یک چنین قیام سیاسی – نظامی برای امام حسین(ع) در سال 61 هجری فراهم نبود.[20] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 144 5) دکتر سید جعفر شهیدی استاد دکتر شهیدی، از دیگر نوگرایان برجستۀ معاصر شیعه است که اساساً با دیدی جدید به نهضت عاشورا نگاه کردهاست. او در کتاب مستقلی که تحت عنوان «پس از پنجاه سال: پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین(ع)» نوشته است، بخش بسیار مهمی از روایات مربوط به فاجعۀ عاشورا را سست و بیاساس میداند، حتی او داستان شهربانو را نیز با دیدۀ تردید مینگرد.[21] از نظر دکتر شهیدی، همۀ کسانی که فاجعه عاشورا را بررسی کردهاند، هر کدام تنها از یک بعد به تحلیل آن پرداختهاند، بعضی او را ماجراجو و عصیانگر علیه رژیم ملی – عربی، برخی دیگر او را خواهان انقلاب سوسیالیستی و پارهای نیز او را میانجی گناهکاران شیعه در نزد پروردگار دانستهاند. دکتر شهیدی صریحاً با هر یک از این طیفهای فکری مخالف است و معتقد میباشد که آنچه که در این میان کمتر نشان داده شده حقیقت خارجی است.[22] دکتر شهیدی، مانند دکتر شریعتی و برخلاف صالحی معتقد است که هدف امام از قیام، نه زمامداری و ریاست، بلکه اصلاح روحیه امت و سنت جدش بوده است. او شاید از جمله معدود نویسندگان شیعی است که ریشههای نهضت عاشورا را نه در وقایع سال 60 هجری بلکه در جریانات سالها پیش از آن و حتی جلوتر از ظهور اسلام در مکه جستجو میکند و بیشتر مایل است به تحلیل واقعه کربلا و نه فقط نقل آن بپردازد. دکتر شهیدی با گردآوری اسناد و طبقهبندی و مطابقت دقیق آنها با شرایط اقلیمی، دینی، اقتصادی و اجتماعی نه در صدد مقتلنویسی و یا تاریخنگاری بلکه در جستجوی پاسخ این پرسش اساسی است که چرا اساساً فاجعۀ عاشورا رخ داد؟ پرسشی که کمتر کسی تاکنون بدان جواب درست و قانع کنندهای داده است.[23]
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:42  توسط hasan gholami
|
|