2) عباس محمود العقاد

‏‏در میان نوشته‌‌های نوگرایان اهل تسنن که تفسیرشان از ماجرای عاشورا تا حدودی متفاوت با نظرات چپ‌گرایان می‌باشد، نوشته «عباس محمود العقاد» تحت عنوان: «ابوالشهدا حسین بن‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 150

‎‏علی(ع)»‏‎[33]‎‏ بیش از همه اشتهار و اهمیت یافته است.‏

‏‏از نظر عقاد، امام حسین(ع) و یزید نمونه کاملی از دو فامیل بودند، با این اختلاف که حسین(ع) واجد جمیع فضائل هاشمی بود ولی یزید حتی فاقد صفات مادی خوب امویها بود.‏‎[34]‎

‏‏بنابراین قیام امام در مقابل یزید، پیش از آنکه، هر گونه تفسیر و توجیه دیگری داشته باشد، نمادی کامل از دو سیستم سیاسی و حکومتی را نشان می‌دهد. در یک طرف حسین(ع) مظهر امامت و رهبری مشروع مذهبی و در طرف دیگر، یزید سمبل یک نظام غیرمذهبی قرار داشت؛ وانگهی دولت یزید از همان ابتدای کار، بنا را بر سبّ علی(ع) و آل علی گذاشت و اگر حسین(ع) بیعت می‌کرد، ناچار بود وفا کند و این خود امضای این سنت سیئه بود و نسل به نسل مورد قبول واقع می‌شد.‏‎[35]‎‏ علاوه بر همه زینب دختر اسحاق نیز که بسیاری از مورخین نقل کرده‌اند، در عمیق‌تر شدن اختلافات یزید و امام حسین(ع) بی‌تأثیر نبوده است.‏‎[36]‎

‏‏عقاد معتقد است که هم سپاه یزید و هم یاران حسین به آخرت عقیده و ایمان داشته‌اند، ولی عقیده و ایمان در یک طرف در روحی موجود بوده، کریم و بزرگوار، و در طرف دیگر در روحی لئیم و پست؛ آنها بالطبیعه ایده‌آلیست و صاحب هدف بوده‌‌‌اند و اینها بالطبیعه منفعت پرست.‏‏ ‏‎[37]‎

‏‏او همچنین یاران معاویه را با یاران یزید مقایسه می‌کند و همگی یاران معاویه را سیاستمدار و اهل شور می‌داند ولی همه یاران یزید را جلاد و سگان ولگردی می‌شمارد که برای صید بزرگی رها شده بودند.‏‏ ‏‎[38]‎

‏‏از نظر عقاد، موضوع نسب امام حسین(ع) و محبت شدید پیغمبر(ص) را به ایشان نباید در تحلیل واقعۀ عاشورا از یاد برد، زیرا ما تنها با همین معیار است که می‌توانیم بفهمیم سپاه یزید چگونه مردمی بدون ایده و منفعت‌پرست بودند و چگونه علیرغم احترامی که برای امام حسین در دل قائل بودند، عمل می‌کردند.‏‏ ‏‎[39]‎

‏‏عباس محمود العقاد، نهضت عاشورا را از دو جهت مورد بررسی و امعان نظر قرار داد: ‏

‏‏اول، از جهت انگیزه؛ و دوم از زاویۀ آثار و نتایج.‏

‏‏او معتقد بود که حسین(ع) دارای انگیزه‌‌‌ای کاملاً الهی و معنوی برای نجات دین بود که نتایج مورد نظر نهضتش نیز به زودی بدست آمد، یعنی یزید، پس از چهار سال در کمال ذلّت مرد، عاملان ‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 151

‎‏فاجعه عاشورا، به سزای اعمالشان رسیدند و سلسلۀ بنی‌امیه در مدت اندکی از لحاظ تاریخی سقوط کرد.‏

‏‏از نظر عقاد، امام حسین در تمام مدت نهضت خود طرفدار صلح و نه جنگ و شدت عمل بود و هیچگاه نیز نمی‌‌خواست به تدابیر فریبنده که امکان پیروزی او را بر دولت اموی صد چندان می‌کرد، متوسل شود.‏

‏‏3) ابراهیم عبدالقادر مازنی

‏‏مازنی از دیگر نوگرایان اهل سنت است که شاید برای نخستین بار در قرن اخیر با تفاسیر سنتی‌ای که پیرامون نهضت عاشورا و علل، موجبات و اهداف آن – چه در جامعه شیعی و چه در میان اهل سنت وجود داشت – به معارضه برخاست.‏

‏‏از نظر مازنی، امام حسین، بندۀ مؤمن و فداکار خداوند بود که به هیچ وجه برخلاف تصورات موجود دربارۀ وی، هرگز خیال‌پرور و رویایی نبوده، تا تنها یک خواب عادی‌اش بر سر تربت پیغمبر(ص) او را برای قیام علیه بنی‌امیه مصر و مصمم سازد. بلکه علت قیام او را باید در ماهیت رژیم بنی‌امیه جستجو کرد، چه امام حسین تنها به دلیل فاسد بودن رژیم بنی‏‏‌‏‏امیه بود که مانند یک انقلابی شرافتمند – علی‌رغم آگاهی‌اش از شرایطی که همگی به زیان او بود – خود را برای قیام علیه آن مجبور می‌دید، اگر چه قیام او نه برای ساقط کردن بنی‌امیه، بلکه برای از پا درآوردن آن طراحی شده بود.‏

‏‏حسین(ع) از نظر مازنی، حتی علیرغم شکست و کشته شدن مظلومانه‌اش، موفق شد کینه‌‌‌ای عمیق علیه دستگاه بنی‌امیه در دلهای توده‌‌‌‌ها ایجاد کند و پس از شهادت امام «هر قطرۀ خون او، هر حرف از حرف نام او، و هر ذکری از خاطرۀ او» به صورت نقبی در زیر بنیاد دولت بنی‌امیه درآمد و سرانجام آن را نابود ساخت.‏‏ ‏‎[40]‎

‏‏4) دکتر طه حسین

‏‏طه حسین از دیگر نوگرایان اهل سنت و متفکر نابینای مصری است که گویا اندیشه‌‌های «سیدجمال» و به ویژه «محمد عبده» تأثیر بسزایی در ذهنیت مثبت او نسبت به تشیع داشته است. بی‌گمان نظرات او در مورد نهضت عاشورا – هم به جهت شیوۀ خاصی که او در قضاوتهای خود دربارۀ مذاهب اسلامی اعمال کرده و هم بخاطر نفوذ گستردۀ وی در اذهان اهل سنت و اخیراً پاره‌‌‌ای از شیعیان – از اهمیت والایی برخوردار است.‏

‏‏طه حسین در کتاب «علی و فرزندانش» برای ماجرای کربلا، سابقۀ تاریخی بس دامنه‌داری قائل ‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 152

‎‏می‌شود. از نظر او فاجعه عاشورا تقابل صریحی بین خاندان پیغمبر و اشرافیت قریش است که اکنون به نام خلافت بنی‌امیه جانشین خلافت پیغمبر(ص) و علی(ع) شده و در صدد گرفتن انتقام کشته‌‌های خود در بدر (توسط علی) برآمده است.‏

‏‏طه حسین، صریحاً این نظریه را رد می‌کند که امام حسین با قیام خود در صدد به دست گرفتن زمام سیاسی جامعه بوده و یزید هم در مقام مقابله با فعالیت سیاسی وی و رفع تفرقه برآمده و نهایتاً بین آنها جنگ رخ داده است؛ زیرا اگر این تصور درست باشد، لااقل با یکی از پیشنهادات حسین(ع) که بازگشت به حجاز بود از طرف یزید موافقت می‌شد و بدینگونه از بروز جنگ و تفرقه جلوگیری به عمل می‌آمد.‏

‏‏از نظر او در فاجعۀ کربلا که نظیر آن در تاریخ اسلام و بلکه در تاریخ جهان وجود ندارد، نه تنها امام حسین(ع) و یاران او بی‌‌گناه کشته شدند، بلکه محترمترین و مهمترین مقدّسات که حرمت رسول خدا باشد مورد بی‌احترامی و تجاوز قرار گرفت.‏

‏‏یزید با ارتکاب فاجعۀ عاشورا نه تنها دلهای شیعیان را پر از کینه و نفرت نمود بلکه دلهای اهل سنت و جماعت را هم مملو از بغض و کینه ساخت و خود نیز در حالی که خیلی جوان بود به وضع ننگینی هلاک شد، او به قدری جنایت و فجایع مرتکب شده بود که نه تنها دین از اعمال زشت و پلید او متنفر است، بلکه سیاست و روش معروف عربی نیز از آن متنفر می‌باشد.‏‏ ‏‎[41]‎

‏‏5) محمد کامل البنا

‏‏در میان نویسندگان مذهبی اهل سنت که ضمناً نوگرا نیز هستند، شاید بیش از همه نوشته‌‌های دو نفر شایستۀ ذکر و بررسی بیشتری باشد که نخستین آن محمد کامل البنا است.‏

‏‏او طی مقاله‌‌‌ای که دربارۀ نهضت عاشورا نوشته معتقد است که حسین(ع) هرگز باب مخاصمه را با یزید نگشود ولی در هر حال از لحاظ روان‌شناختی تمایل فطری بیشتری برای شورش داشت؛ چون نوۀ پیغمبر(ص) و پسر علی(ع) بود، این قضاوت او در پاره‌‌‌ای از نوشته‌‌های کلاسیک شیعه نیز وجود دارد، او همچنین به مانند نویسندگان سنت‌گرای شیعه معتقد است که حسین(ع) از سرنوشت خود از همان ابتدای امر آگاه بود و شهادت خود را درست از همان هنگامی که در خواب با پیامبر حرف زده بود، پیش‌بینی کرده بود.‏‏ ‏‎[42]‎

‏‏6) خالد محمد خالد

‏‏خالد از دیگر نویسندگان مذهبی نوگرا می‌باشد که کارهای او شاید پس از نوشته‌‌های کامل البنا‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 153

‎‏در ردیف دوم اهمیت (در میان آثار نویسندگان مذهبی) باشد.‏

‏‏او در کتاب مستقلی که زیر عنوان «ابناء الرسول فی کربلا» تألیف کرده است با نگاهی آرمان‌گرایانه به بررسی نهضت عاشورا پرداخته است. شاید یکی از مهمترین امتیازات این نوشته بر دیگر آثار جامعه اهل سنت، این باشد که مؤلف در آن برعکس بسیاری از نویسندگان اهل سنت نه تنها معاویه را مبرا از جنایات بزرگ نمی‌‌داند، بلکه او را عامل اصلی خونریزی کربلا معرفی می‌کند. از نظر او حادثۀ عاشورا، حادثه‌‌‌ای نبود که روز عاشورا آغاز و ظهر همان روز خاتمه یابد بل داستانی دراز بود که سالها پیش از آن شروع شد و نتایجش به سالیان دراز بعد امتداد یافت.‏

‏‏درس بزرگ کربلا هم از نظر خالد محمد خالد در واقع «فداکاری در راه عقیده» بود که باید برای همیشه سرمشق مسلمانان باشد و مورد ستایش قرار گیرد و شهادت حسین(ع) نیز باید فرصتی باشد برای شادمانی نه سوگواری، درست همانگونه که عید بزرگ مسلمین (عید قربان) که آن نیز خاطره‌‌‌ای از فداکاری است با جشن و سرور همراه می‌باشد.‏‏ ‏‎[43]‎

‏‏7) سید علی جلال حسینی

‏‏حسینی از نویسندگان مذهبی اهل سنت مصر در کتابی که ذیل عنوان «امام حسین بن علی(ع)» نوشته، امام حسین را رادمردی می‌داند که روحی ممتاز داشته و از شرافت خانوادگی نیز برخوردار بوده است. امام حسین مرکز همه فضائل و اعمال پسندیده بوده است. او در زمان حیات، رایت روشن هدایت و پس از شهادت نیز برای جویندگان راه درست، الگویی نورانی و روشن بود. حماسۀ عاشورایی امام(ع) نیز اگر چه شنیدنش هر مسلمانی را اندوهگین می‌سازد و هر خردمندی را به خشم می‌آورد، اما نتایج ارزشمند بسیاری هم داشته است.‏

‏‏شهادت امام درس بزرگی برای همه انسانهای آزاده است. زیرا او این فداکاری را در شرایطی انجام داد که در سراسر جهان، انسانی به بزرگی و عظمت وی وجود نداشت، چنانکه در پستی و پلیدی نیز هیچ کس به پای یزید و دیگر دشمنان امام نمی‌‌رسید.‏

‏‏از نظر سیدعلی جلال حسینی، حماسۀ عاشورا همه قیام کنندگان و مبارزان با ظلم را تربیت کرده و به آنان روش ستیز با ستم‌‌پیشه را آموخته است.‏

‏‏فلسفۀ کشته شدن حسین(ع) این بود که همۀ انسانها در سراسر روزگار از جانبازی او درس بیاموزند و تن به ظلم و ناروا ندهند. انسانها با آگاهی از حماسۀ کربلا درمی‌یابند که در راه دین باید فداکاری کرد و برای رسیدن به اهداف الهی و برپایی نهال آئین خدایی، از نثار خون نباید دریغ داشت.‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 154

‎‏وی علیرغم اینکه نظرش در مورد امام حسین به نظرات نوگرایان شیعه بسیار نزدیک است ولی در دو مورد اساسی با نظر رسمی نویسندگان شیعه اختلاف دارد: ‏

‏‏اول اینکه او شیعیان را کشندگان امام حسین می‌داند و می‌گوید: «از شگفتیهای امر حضرت حسین بن علی(ع) اینست که شیعیان او همان قاتلان وی می‌باشند و همانها هستند که هر ساله به یاد او مراسم عزا برپا می‌کنند و اظهار اندوه می‌نمایند.»‏

‏‏دوم اینکه او کسانی را که نه وعدۀ یاری به حسین(ع) دادند و نه او را یاری کردند، مستحق سرزنش نمی‌‌داند، در مقابل اهل عراق و حتی توابین را به خاطر اینکه در مورد امام حسین به وعدۀ خویش وفا نکرده و او را تنها گذاشتند، قابل ملامت می‌داند.‏

‏‏همو در مورد توابین می‌نویسد: «شگفتی از شیعه است که پیشوای خود را در زمان حیات خوار کردند و پیش از شهادت یاری ننمودند. آنان پس از کشتن نوادۀ رسول‌الله از کردۀ ‌خود پشیمان شدند، خویشتن را توّابین نام نهادند و به خونخواهی وی قیام کردند، اما راه روشن را نیافتند.»‏‏ ‏‎[44]‎

‏‏8) محمد غزالی

‏‏غزالی از نویسندگان نوگرای بسیار بزرگ مصری است که عمدتاً با دید رادیکالیستی به  تحلیل واقعه عاشورا پرداخته است. از نظر وی حسین(ع) با مرگ قهرمانانۀ خویش راه جدیدی را برای عدالت‌جویان تاریخ نشان داد و آن دفاع از آرمان خود حتی با پذیرش شکست ظاهری بود.‏

‏‏همو دربارۀ امام حسین(ع) می‌نویسد: «چنین مردانی بیش از آنچه که به نتیجۀ عملی اعمال خود بیندیشند، به پایداری نسبت به عهد خود و خدای خویش پایبندند.» ‌بنابراین قیام حسین(ع) حرکتی معنوی برای اطاعت از اوامر الهی و وفاداری نسبت به عهد خداوند بود.‏‏ ‏‎[45]‎

‏‏9) دکتر محمد اقبال لاهوری

‏‏از نویسندگان نوگرای مذهبی و یا غیرمذهبی اهل سنت هم که بگذریم، چهرۀ زنده‌یاد علامه اقبال لاهوری، در میان شعرای اهل سنت که به ستایش از امام حسین(ع) و نهضت عاشورا پرداخته‌اند، بیشتر از همه می‌درخشد و این اثربخشی بسیار شدید و عمیق نهضت عاشورا را در تفکر نوین سیاسی اهل سنت و هم هنر و ادبیات اهل تسنن نشان می‌دهد.‏

‏‏شاید اقبال در قرن اخیر بیش از هر شاعر اهل سنت دیگر، نهضت حسینی را با ملاحظاتی تفکرآمیز به ادب منظوم فارسی وارد کرده است. حسین(ع) از نظر اقبال، یک نمونۀ شخصی کامل‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 155

‎‏برای برانگیختن و بیدار ساختن ملتهای خوابیدۀ مسلمان و نیز با مبارزه مؤثر و شهادت فداکارانه‌اش، تفسیر کنندۀ رازهای پنهان قرآن می‌باشد: ‏

‏‏هر که پیمان با هوالموجود بست  گردنش از بند هر معبود رست

‏‏تیغ بهر عزت دین است و بس   مقصد او حفظ آئین است و بس

‏‏خون او تفسیر این اسرار کرد   ملت خوابیده را بیدار کرد

‏‏رمز قرآن از حسین آموختیم   زآتش او شعله‌‌‌‌ها  اندوختیم[46]

‏‏همچنین اقبال به مادران امروز توصیه می‌کند که فرزندانی حسین‏‏‌‏‏وار تربیت کنند: ‏

‏‏هوشیار از دستبرد روزگار    گیر فرزندان خود را در کنار

‏‏تا حسینی(ع) شاخ تو بار آورد   موسم پیشین به گلزار آورد

‏‏برای اقبال، امام حسین، «مرکز پرگار عشق» و «کاروان سالار عشق» نیز هست: ‏

‏‏مریم از یک نسبت عیسی عزیز   از سه نسبت حضرت زهرا(ع) عزیز

‏‏مادر آن مرکز پرگار عشق    مادر آن کاروان سالار عشق[47]


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 156


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 157

‎‏پای نوشتها:‏

 

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 158

 

  • - نخستین کسی که در میان مسلمین، در صدد توجیه تجربی قرآن و ارائه روشهای تجربی برای تفسیر قرآن برآمد سر سید احمدخان هندی بود که با برخوردهای مثبت و منفی همگنان خویش مواجه شد. بعد از او فرید وجدی و تا حدودی سید قطب، معتقد به تفسیر علمی قرآن بودند.
  • - به طوری که شاید بتوان گفت تشکیل «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامی» به رهبری آیة الله بروجردی، زعیم بزرگ شیعه و علامه محمد شلتوت، مفتی سنیان، دقیقاً معلول همین جریان نوگرایی فکری – دینی و تجدید نظر در آثار و افکار شیعه و سنی بوده است.
  • - ر ک: تفکر سیاسی اسلام – عنایت، دکتر حمید، ترجمۀ ابوطالب صارمی، ص 254.
  • - از جمله کسانی که شهادت امام حسین(ع) را وسیلۀ آمرزش گناهان شیعه دانسته اند، محمد علی انصاری، روحانی و نویسندۀ کتاب دفاع از حسین در نقد شهید جاوید صالحی نجف آبادی است. وی در کتاب خود دو نوع نتیجۀ مهم برای نهضت کربلا قائل می شود: اول، آمرزش گناهان شیعه؛ دوم، بسط و گسترش مبادلات اقتصادی بین کربلا و شهرهایی که زائران از آنها برای زیارت امام حسین به کربلا می روند!
  • - انقلاب اسلامی ایران نیز به رهبری امام خمینی(ره) دقیقاً در مدت این سی سال گذشته به وقوع پیوسته و به پیروزی رسیده است.
  • - به عنوان نمونه، این ویژگی را در اثر معروف عبدالرحمن شرقاوی، «الحسین ثائراً، الحسین شاهداً» می توان ملاحظه کرد.
  • - قسمتی از جلد چهارم کتاب «اعیان الشیعة» محسن الامین تحت عنوان «امام حسن و امام حسین(ع)» توسط ادارۀ پژوهش و نگارش وزارت ارشاد اسلامی به فارسی ترجمه شده است.
  • - ترجمۀ فارسی این کتاب، وسیله مرحوم جلال آل احمد انجام گرفته است.
  • - نگاه کنید به عزاداریهای نامشروع: محسن الامین عاملی، ترجمۀ آل احمد.
  • - نک: حماسۀ حسینی: مطهری، مرتضی، ج1، ص 25، ایضاً: ص 28.
  • - غیر از «محرق القلب»، کتابهای دیگری چون «روضة الشهداء»، «اسرار الشهادة» و «لهوف» نیز که از کتب سنتی شیعه در مورد واقعۀ عاشورا می باشند مورد انتقاد مرحوم مطهری بودند. نک: حماسۀ حسینی – ج1، ایضاً: ج3، ص 283 و 303.
  • - ر ک: حماسۀ حسینی – ج1.
  • - ر ک: همان، ج1، ص 77 و 127.
  • - البته باید گفت که برای استاد مطهری نیز، حاجی نوری با کتاب ارزشمند «لؤلؤ و مرجان» - که نخستین اثر یک عالم شیعی در نقد روایات تاریخی عاشوراست – راه تحلیل انتقادی متون را گشوده است.
  • - ر ک: حسین وارث آدم (مجموعه آثار شمارۀ 19)، شریعتی، دکتر علی، ص 15 و 18.
  • - ر ک: همان – پس از شهادت، ص 208.
  • - ر ک: همان – ص 203.
  • - ر ک: شهید جاوید – صالحی نجف آبادی، ص 329.
  • - ر ک: همان – ص 329.
  • - ر ک: حسین وارث آدم (م.آ.ش 19) – شهادت، ص 150.
  • - ر ک: پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین (پس از پنجاه سال) – شهیدی، دکتر سید جعفر، ص 4.
  • - ر ک: همان – ص7.
  • - ر ک: همان –ص 8.
  • - ر ک: تشیع در مسیر تاریخ – جعفری، دکتر سید حسین محمد، ترجمۀ دکتر سید محمدتقی الهی، ص 215.
  • - ر ک: همان – ص 215 و 216.
  • - ر ک: همان – ص 236.
  • - ر ک: همان – ص 239.
  • - ر ک: حکومت اسلامی (ولایت فقیه) – خمینی، امام روح الله، ص 158 و 159.
  • - ر ک: تشیع به روایت امام خمینی، نوعی ایدئولوژی خشونت انقلابی- ماروین زونیس، دانیل برومبرگ. از کتاب: تشیع، مقاومت و انقلاب (مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی دانشگاه تل آویو، 1984)، ص 77 تا 79.
  • - ر ک: مقدمۀ تشیع، مقاومت و انقلاب – مارتین کرامر، ص 13 و 14.
  • - جالب اینجاست که خود امام حسین(ع) هم در نوشته ها و سخنرانیهای مختلف خود، یکی از مهمترین علل قیام خویش را مبارزه به خاطر عدالت و رفع تبعیض عنوان می کند و از جمله در پاسخ همۀ کسانی که می خواستند مانع حرکت او شوند می گفت: خداوند با کسی که به خاطر عدالت کار می کند دشمن نیست. رک: ارشاد – شیخ مفید، ج 2، ص 72 و 67.
  • - ر ک: «الحسین ثائراً، الحسین شاهداً» - شرقاوی، عبدالرحمن، ج 1، ص 60، 211 و 66 به بعد؛ قاهره، 1969.
  • -«ابوالشهدا حسین بن علی(ع)»: عقاد، عباس محمود، قاهره، 1959.
  • - ر ک: همان – ص 56.
  • - ر ک: همان – ص 116.
  • - ر ک: همان – ص 117.
  • - رک: همان – ص 18.
  • - رک: همان – ص 88.
  • - رک: همان – ص 64.
  • - برای نقطه نظرات مازنی در زمینۀ نهضت عاشورا نک: «الرساله»، شمارۀ 146 (1355ق /  1936م)، ص 613 و 615 – قاهره.
  • -رک: «علی و فرزندانش» - دکتر طه  حسین، ترجمۀ محمد علی شیرازی، ص 261 و 268.
  • - برای مقالۀ کامل البناء ر ک: «اللواء الاسلام»، س 10، شمارۀ 6 (1956)، ص 364 تا 368.
  • - ر ک: «ابنا الرسول فی کربلا» - خالد محمد خالد، ص 35، قاهره، 1968.
  • - برای ملاحظه نظرات سید علی جلال حسینی رک: «اعیان الشیعه» - ج 4، تألیف علامه محسن الامین عاملی.
  • - ر ک: «اللواء الاسلام» - سال 19، شمارۀ 10 (سپتامبر 1965)، ص 645 تا 658.
  • - ر ک: گزیدۀ اشعار فارسی اقبال لاهوری – به کوشش دکتر ابوالقاسم رادفر، ص 24.
  • - ر ک: کلیات اشعار فارسی اقبال.

عاشورا، مثل اعلای ابتلا، انتخاب و ایثار در فلسفه وجودی انسان

‏‏عاشورا، مثل اعلای ابتلا، انتخاب و ایثار در فلسفه وجودی انسان

‏‏مهدی دهباشی

‏‏هر حادثه تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که در تاریخ جهان بوقوع می‌پیوندد، بنا به اهمیت و نقش و آثار مترتب به آن، به همان میزان پیوسته نظر اندیشمندان و متفکران را بخود معطوف داشته و هر یک با دیدی خاص به آن نگریسته و ابعاد و آثار اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آنرا مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند. از میان این حوادث که بدنبال وقوع آن تحولی فرهنگی اجتماعی و سیاسی در دنیای اسلام، بلکه در جهان داشته، حادثه و تراژدی عاشورای حسینی(ع) است که هر یک از اندیشمندان به بررسی برخی از ابعاد آن پرداخته‌اند. ما در این مقاله بر سر آنیم که ابعاد تکوینی این حادثه را در رابطه با فلسفه وجودی انسان در جهان و نقشی را که بازیگران اصلی این تراژدی در صحنه عاشورا ایفا کردند، با عنایت به فلسفه ابتلا در قلمرو انسان و طریقه انتخاب و گزینش او در محدوده عرفان عملی سخن گوییم و در جهت ارائه بعضی رموز و سمبل‌‌‌‌ها و آثار معنوی آن در اعتلا و تکامل معنوی انسان در طی قرون، به اجمال به تحلیل بپردازیم.‏

‏‏از آنجا که هر متفکری براساس ابعاد و قلمرو معرفت خود به حادثه‌‌‌ای این چنین مهم نظر می‌افکند، هر چقدر ابعاد تفکر او عمیق‌تر باشد به گنجینه اسرار آن حادثه بهتر پی‌می‌برد و بیش از دیگران به اهمیت آن حادثه ارج می‌نهد. امام راحل(ره) علاوه بر اینکه همه ابعاد و جنبه‌‌های مرجعیت و رهبری مطلق در وجودشان جمع بود به عنوان یک حکیم الهی و عارف عامل واصل به قضایا می‌نگریستند و بهمین علت به قضیه عاشورا در همه ابعاد توجهی خاص داشتند. اهمیتی که عاشورا از دید حکیمی متأله و عارفی واصل دارد بگونه‌‌‌ای است که یک مورخ و یک نویسنده عادی نتواند آنچنان جامع به ابعاد تکوینی و تشریعی و اجتماعی و فرهنگی آن پی‌ببرد. لذا نویسنده در‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 161

‎‏این گفتار حادثه عاشورا را از زاویه عرفان عملی و دیدی جهانشناسانه مورد بحث قرار می‌دهد، تا شاید از رهگذر این تحلیل پرده از سرّ درون این واقعه، که همواره مورد عنایت خاص دانشمندان اسلامی بوده، و در بیانات ائمه اطهار(ع) و پیامبر اکرم(ص) بسیار از این واقعه یاد شده و پیامبران سلف گهگاه متذکر این حادثه می‌شدند، برداریم.‏

‏‏این تذکرات همه حاکی از اهمیت این حادثه بزرگ و تعظیم و بزرگداشت این پدیده جهانی در فلسفه وجودی انسان در طول تاریخ دارد. زیرا همه انبیا و اولیا در سیر و سلوک معنوی انسان بسوی هدایت و کمال زنجیره‌‌های بهم پیوسته واحدی هستند که در راستای توحید به معنای جهان شمول آن که از فطرت انسانی سرچشمه گرفته، انسانها را به هدفی مشترک و طریقه‌‌‌ای واحد هدایت می‌کردند و در این هدف تفاوتی با یکدیگر نداشتند. همه در زیر لوای توحید و شعار «‏‏لا نفرق بین احد من رسله‏‏»، حرکت کرده و انسان‌‌‌‌ها را در جهت تکامل معنوی و سیر استکمالی به سمت مقصود هدایت می‌کردند. توحید و وحدت کلمه شیوه و هدف همه انبیا بوده و آنها در جهت تحقق این آرمان به رسالت مبعوث شدند. لذا پیامبر خاتم(ص) که برگزیده الهی و انسان کامل است، از قول خداوند می‌فرماید: ‏

‏‏«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم ان نعبد الا الله و لانشرک به شیئاً و لایتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون‌الله فان تَوَلّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون»‎[1]‎

‏‏و همه انسانها را در زیر لوای توحید و وحدت کلمه دعوت به حق می‌کند.‏

‏‏شاید بتوان گفت مهمترین شعار نهضت عاشورای حسینی(ع) اعتلای این آیت الهی یعنی اعتلای وحدت کلمه و کلمه وحدت و توحید در جهت معرفی و تحقق همه ابعاد در فلسفه وجودی انسان در طی قرون گذشته و آینده باشد.‏

‏‏اینجاست که می‌توان گفت به حادثه عاشورای حسینی(ع) نباید به لحاظ یک حادثه تاریخی نگاه کرد، بلکه باید تار و پود و زنجیره‌های علت و معلولی این حادثه را در قلمرو گذشته و آینده و در سیطره زمان در حیات انسانها مورد توجه قرار داد. در قلمرو عرفان حقیقی که همان حیات معقول انسانها را به تصویر می‌کشد، مرز و بوم و مکان و زمان خاص مطرح نیست، بلکه «انسان» با تمام ابعاد وجودی در تمام قرون و اعصار مورد بررسی قرار می‌گیرد.‏

‏‏در نبرد انسان به عنوان خلیفه الهی در روی زمین با نقطه مقابل خود که در عالم تکوین به «شیطان» و در تاریخ بشر به شیاطین انسی تحت عنوان ستمگران و زورگویان و فراعنه و نمرودها و ‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 162

‎‏سلاطین و خلفای جور تعبیر شده، عاشورا عالی‌ترین راه و رسم زندگی سعادتمند را برای جهانیان در طول تاریخ معرفی می‌کند. عاشورا در تاریخ انسانی، فلسفه علمی و عملی تاریخ را با ابعاد وجودی انسان در راه جهاد و مبارزه با موانع رشد و تکامل انسانها، به اندیشمندان جهان آموخته است. علاوه بر این نهضت عاشورای حسینی(ع) مثل اعلای جهاد اکبر و مبارزه با نفس است که در جهت اعتلای انسان تحقق یافته و درس زندگی و حیات معنوی را در جریان زمان، و مقامات عالی عرفانی را در سیر و سلوک معنوی و در میدان عمل به انسانها آموخته و نقطه ابهامی برای پویندگان راه حق و عاشقان عدالت باقی نگذاشته است.‏

‏‏حادثه عاشورا حادثه‌‌‌ای است که دلهای ارباب معرفت و عاشقان فضیلت و حقیقت در برابر آن به خاک تعظیم فرو می‌افتد، چراغ فروزانی است که مشعل هدایت مردان بزرگ و مصلحان جهان گردیده است. این واقعه و قیام عظیم حادثه‌‌‌ای نیست که تنها ساکنان عالم ناسوت را به خود جلب کرده باشد بلکه جوامع عالم جبروت و سکان صوامع ملکوت و ملأ اعلی را شیفته خود ساخته و به تعظیم واداشته است بگونه‌‌‌ای که آنرا بزرگترین تجلی کمال و مقام والای انسانی دانسته‌اند. قهرمانان فضیلت بشری و خردمندان و واصلان حقایق عالیه، پیامبران اولواالعزم(ع)، و اولیا و شهدای راه هدایت، آنرا نمونه ممتاز و منحصر بفرد نمایش قدرت و اراده و عزم و ثبات و مردانگی و وفا و علو همت و صبر و مقاوت در برابر تجاوز و ستم معرفی کرده‌اند. در تمام مقامات معنوی صحنه عاشورا، عظمت روح، علو همت، رفعت غایت، بی‌اعتنائی به زخارف دنیا و گزینش راستین مرگ با عزت و شرافت بر زندگی با ننگ و ذلت آشکار است.‏

‏‏تبیین این تراژدی انسان شرح کمال روح انسان و تضعیف و تحقیر تمام مظاهر مادی و لذائذ دنیوی و محکوم ساختن شرک و کفر و ستم است. این حادثه ماجرای تاریخ فداکاری انسان در راه توحید و عقیده و تعظیم شرف و کرامت انسانی در راه حق و مجاهدت و سعی در آزادی و نجات محرومان و ستمدیدگان تاریخ می‌باشد.‏

‏‏بنابراین تنها میدان کربلا صحنه این نبرد نیست هر جا چنین شرایطی حاکم شود و انسان در برابر تعهد و سرسپردگی «‏‏قالوابلی‏‏» خود در برابر حق احساس وظیفه و تکلیف کند، همان جا «کربلا» نام می‌گیرد و همان زمان «عاشورا» می‌گردد. در سیر و سلوک معنوی انسان مکان و زمان مقید و محدود نیست بلکه همانطور که در روایات آمده: «‏‏کل یوم عاشورا و کل ارض‏‏ ‏‏کربلا‏‏» است. به همین جهت کربلا و عاشورا در فلسفه ابتلا و نبرد انسان با تمام مظاهر ضد انسانی، مکان و زمان‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 163

‎‏معهود نیست بلکه ایندو که ظرف تحقق آرمانهای انسانی بوده و موقوف به شرایط خاص حیات انسانی است، توسعه می‌یابد و هر دو بُعد به گذشته و آینده امتداد یافته و همه انسانها را در طول تاریخ با هدفی مشترک و نغمه‌‌‌ای هم‌آهنگ پیوند راستین می‌دهد. عاشورا نقطه وحدت و اشتراک همه انسانها در بستر زمان است. آنجاست که عالیترین انتخاب انسان به ظهور می‌رسد و شایسته‌ترین تجلی ارزشهای والای انسانی متبلور می‌گردد. عاشورا زمان و کربلا مکان تحقق تمام آرمانهای هدایتگری انبیا(ع) و جلوه عالی‌ترین مراتب عبودیت و کمال انسانی و جایگاه اسقاط عملی همه تعلقات و وابستگیهای بشری در طول تاریخ و تجلیگاه والاترین مقام شهودی و فنای عبد در برابر فرمان معبود است.‏

‏‏مقامات شهودی و سیر و سلوک معنوی تمام انبیا(ع) در جریان ابتلا و مسیر آزمایش است که ارزش خود را می‌یابد. هر یک از انبیا(ع) در جریان ابتلا که لازمه هر انسان آزاده و مختاری است، درس شایستگی آموختند و به دیگران تعلیم دادند. فلسفه ابتلا در انسان در قوس صعودی محک و معیار اعتبار وجودی هر فردی را نشان می‌دهد. هیچ انسان عاقل و مختاری نیست که در جریان ابتلا، که آزمایشگاه ادعاها و باورها و اعتقادات و معیار ارزیابی شخصیت و منش اوست، قرار نگیرد. لذا می‌بینیم تمام انبیا(ع) در جریان ابتلا، قرار گرفتند و از رهگذر ابتلائات آنها بود که بشر درس هدایت و ایثارگری را برای اعتلای خود در جهت وصول به معشوق ازلی فراگرفت. ابتلا، فلسفه هبوط آدم و آدمیان را در مسیر تاریخ تفسیر می‌کند و هدف و غایت خلقت را که عنایت الغایات آن انسان بوده است را به تصویر می‌کشد.‏

‏‏ما بنابر اختصار، در این گفتار تنها به پیوند عاشورا با ابتلائات حضرت ابراهیم(ع) که سمبل رسالت توحید در تاریخ انبیا بوده است و شیخ الانبیا(ع) نام گرفته را در حد میسور بیان داشته و سپس فلسفه ابتلا را در انقطاع از وابستگیها و تقدیم و ایثار عزیزترین تعلقات که فرزند و خانواده است را در اسمعیل ابراهیم بیان داشته و نتیجه و تکمله و جامعیت این ایثار و انقطاع از خلق به حق و از کثرت به وحدت را در عرفان عملی و ذبح عظیم که عالی‌ترین جلوه قربانی حقیقی در راه حق و در بستر تاریخ است را در صحنه عاشورا بازگو می‌کنیم. اگر چه عاشورای حسینی(ع) تمام حلقات زنجیرۀ هدایتگری انبیا را پیوند راستین می‌دهد و لازم است در این موضوع این واقعه با نبرد تمام پیامبران(ع) با طاغوتیان زمان خود و مجاهدات آنها مقایسه شود، به جهت ضیق مجال تنها به پیوند این واقعه با ابتلائات حضرت ابراهیم(ع) اشاره می‌کنیم و ورود به مقامات دیگر را در رابطۀ آن با‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 164

‎‏جریان نبوت و رسالت تمام انبیا(ع) به دیگر مقال موکول می‌نماییم.‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:45  توسط hasan gholami  |