امامان شیعه و نهضت عاشوراامامان شیعه(ع) و نهضت عاشورا سید احمد خاتمی امامان شیعه(سلامالله علیهم اجمعین) بعد از پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله) اساسیترین وظیفهای که بر خود لازم میدیدند احیای اسلام ناب محمدی(ص) بود. شیوههای گوناگون و متنوعی که در سیره امامان(ع) میبینیم همگی در این راستا بوده است. گاه سکوت، گاه به دست گرفتن حکومت، زمان دیگر نرمش قهرمانانه، در مرحله دیگر مبارزه در پوشش دعا و زمانی تشکیل حوزه علمیه عظیم برای تبیین ابعاد مختلف مکتب و ... و ... روشهائی هستند که امامان(ع) برای زندهنگهداشتن مکتب پیامبر(ص) برگزیدند. از جمله روشهائی که بعد از شهادت سالار شهیدان ابیعبدالله الحسین(ع) برگزیدند و سخت پایبند به آن بودند «احیای عاشورا و فرهنگ آن» بوده است. «احیای عاشورا» علم مبارزه همیشه امامان(ع) با ظلم و استکبار و خیرهسری بوده است. زندهنگهداشتن خاطره عاشورا هشدار جدی به دستگاههای خلافت جبار بوده است که هنوز خون حسین(ع) در رگها جاری است و نخواهند گذاشت که خودکامگان به کام خود برسند. «احیای یاد اسوههای یک مکتب یک شیوه قرآنی است. قرآن کریم برای ماندگاری فرهنگ انبیا فراوان از آنان و قصص آنها یاد کرده و از این راه فرهنگ پیامآوران الهی که فرهنگ توحید و نفی طواغیت است، (و لقد بعثنا فی کل امة رسولاً ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت) در دلها و جانهای شیفته حق زنده مانده است.» شیوههای احیای عاشورا در سیره امامان امامان شیعه برای احیای فرهنگ عاشورا از همین شیوه قرآنی بهره جسته و با شیوههای مختلف یاد اسوههای عاشورا را گرامی داشتند. ما در این مقاله برخی از عمدهترین این شیوهها را مورد بحث
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 173 قرار میدهیم. این شیوهها عبارتند از: 1 – توصیه و ترغیب به زیارت سالار شهیدان امام حسین(ع). 2 – ترغیب و تشویق دوستانشان به سرودن شعر پیرامون حادثه خونین عاشورا و تشویق شاعران متعهد. 3 – توصیه به برپا کردن مجالس عزای سید شهیدان امام حسین(ع). 4 – توصیه به گریستن و گریاندن و حالت عزادار به خود گرفتن در عزای امام حسین(ع). 5 – توصیه به سجده بر تربت سالار شهیدان عشق ابیعبدالله(ع). 1- زیارت سیدالشهدا(ع) از سفارشهای مؤکد امامان به دوستان خود، زیارت سالار شهیدان در فرصتها و زمانهای گوناگون است از بررسی روایاتی که در این زمینه رسیده است درمییابیم که امامان اصرار داشتند در هر مقطعی که از جهت زمانی قدرت دارد و شیعه برای آن ارزش ویژه قائل است، زیارت سیدالشهدا(ع) را مطرح کنند تا همه قداستها مرتبط به قیام خونین سالار شهیدان شود، در روز عرفه، شب میلاد امام دوازدهم حضرت بقیةالله الاعظم، در شبهای قدر و ... و ... تا شیعه بداند اگر نامی از مکتب اهل بیت(ع) باقی مانده است در سایه فداکاریهای حسین عزیز(ع) و یاران وفادار اوست. تا شیعه بداند که مدیون سیدالشهدا است و باید با تمام توان با تداوم خط خونین او، مراتب قدردانی و سپاس از آن بزرگ شهید به خون غلطیده را به جای آورد. نقش زیارت الف – زیارت، تجلیل ارزشهای الهی زیارت تربت پاک اولیای خدا، تجلیل از ارزشهای والای الهی است فیالمثل کسی که به زیارت تربت پاک و مطهر نبیاکرم(ص) میرود، این پیام را با خود دارد که من زائر به صاحب این قبر عشق میورزم چرا که او با تمام توان ایثارگری کرده و برای ابلاغ پیام مکتب که پیام سعادت دنیا و عقبای بشریت است خود را فدا کرده این پیام، تکریم ارزشهای خدائی است. بر این اساس است که زیارت قبور اولیا از صدر اسلام پیوسته به عنوان یک سنت حسنه مورد قبول همگان مطرح بوده و خود پیامبر گرامی اسلام(ص) عامل به این سنت و توصیهکننده به آن بوده است. پیامبر هر سال به زیارت شهدای احد میرفت و با صدای بلند زیارتنامه میخواند و میفرمود:
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 174 «السَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فنعم عقبی الدّار»[1] در روایات فراوانی آمده است که حضرت توصیه و تأکید بر زیارت قبر خود بعد از ارتحال فرموده است: بعنوان نمونه: عن رسولالله(ص): «مَنْ حجّ فَزارَ قَبری بَعْدَ وَفاتی کان کَمَن زارَنی فی حیاتی»؛ هر کس پس از زیارت خانه خدا، قبر مرا زیارت کند مثل این است که مرا در حال حیات زیارت کرده است.[2] این حدیث را بیست و پنج تن از مشاهیر محدثان و حفاظ در کتابهای خود ضبط کردهاند و تقیالدین سبکی در کتاب شفاءالسقام ص 16 – 12 در سند حدیث به طور گسترده سخن گفته است. مشروعیت زیارت قبور اولیا خدا از امور مسلّمه بین مسلمین است، هر چند فرقه سیاسی و ضاله وهابیت حاضر، به پذیرش این حقیقت مسلّم نیستند، در این زمینه بحث فراوان است ما در اینجا به همین اندازه بسنده میکنیم.[3] ب – زیارت اعلام وفاداری زیارت اعلام وفاداری و بیعت مجدد زائر با آرمان الهی مردان خداست. در بسیاری از زیارتها به صراحت این اعلان وفاداری آمده است «إنّی سِلمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُم وَ وَلیٌّ لِمَنْ والاکُم وَ عَدُوٌ لِمَنْ عاداکُمْ» زبان حال و قال زائر (از راه دور و نزدیک) سالار شهیدان این است که: هر چند من سعادت حضور در کنارت را در کربلای خونین عشق به خدا نداشتم لیکن با زیارتم اعلام میدارم که تا زندهام در مسیر آرمان بلندت در حرکت و تلاشم، در همان صراط مستقیم راه میپویم! و همین اعلام وفاداری نهفته در زیارت ائمه(ع) به ویژه سالار شهیدان(ع) بوده است که پیوسته خواب راحت را از چشم دشمنان میربوده است. گفتنی است محتوای نیمی از زیارتها (به خصوص زیارتهای سیدالشهدا) تولی است یعنی اعلام دوستی با اولیای خدا و نیمی دیگر تیری است یعنی دشمنی با دشمنان خدا. این محتوا خود تأکیدی است بر این نقش زیارت یعنی اعلام وفاداری با آرمان بلند اولیای خدا. ج – زیارت زمینهساز پاکی زیارت زمینهساز پاکی دل و جان از آلودگیها و ناخالصیها است. زائر تربت پاک امامان به هنگامی که به زیارت آنان مشرف میشود این بینش را دارد که امامان نظارهگر حال و رفتار او هستند
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 175 وی را میبینند، گفتارش را میشنوند، پر واضح است این بینش خود عامل بازدارنده از بسیاری از گناهان است. در ذکری که به عنوان اذن دخول مشاهد مشرفه ائمه(ع) رسیده است میخوانیم: «اَللهمَّ اِنّی اَعْتَقِدُ حُرْمَةَ صاحِبِ هذا الْمَشْهَدِ الشَّرِیفِ فی غَیْبَتِهِ کَما اَعْتَقِدُها فی حَضْرَتِهِ وَ اَعْلَمُ اَنَّ رَسُولَکَ وَ خُلَفائَکَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ اَحیاءٌ عِنْدَکَ یُرْزَقُونَ یَرَوْنَ مَقامی وَ یَسْمَعُونَ کَلامی وَ اَنّکَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعی کَلامهُمْ...». زائری که با این بینش به زیارت امامش میشتابد، مراقب چشم و زبان و گوش و ... خویش است تا مبادا در محضر آن امام تخلفی از او سر زند. چه بسیارند کسانی که در لجنزار آلودگی به سر میبردند و یک زیارت مخلصانه و عاشقانه زندگیشان را دگرگون ساخته، متحول شدند و به دامن گلستان پاکی و عفاف روی آوردند. روایات و زیارات سیدالشهدا در بین زیارتها، زیارتهای سالار شهیدان که به مناسبتهای مختلف از امامان(ع) رسیده است حال و هوای دیگری دارد. در زیارتهای آن حضرت، ایمان، عشق، وفاداری و ... موج میزند و زائر را بیاختیار به سوی آرمانهای بلند الهی سوق میدهد. بر این اساس است که روایات فراوانی در ترغیب به زیارت آن امام شهید رسیده است. این روایات را میتوان به چند گروه تقسیم کرد: گروه اول روایاتی که زیارت را یک فریضۀ حتمی شیعه معرفی میکند، به عنوان نمونه: «عَنْ ابی عبداللهِ(ع) لَوْ اَنَّ اَحَدَکُمْ حَجَّ دَهْره و لَمْ یَزُرْ الْحُسَیْنَ بنَ عَلِی(ع) کانَ تارِِکاً«حََقّاً» مِنْ حُقُوقِالله و حُقُوقِ رَسولِ اللهِ وَ اِنَّ حَقَّ الْحُسَینِ فَریضَةٌ مِنَ الله واجِبَةٌ عَلی کُل مُسْلِمٍ»[4] گروه دوم روایاتی است که زیارت سالار شهیدان(ع) را برابر با تمامی ارزشهای مقدس دین میداند. ارزشهائی همچون حجّ و عمره خانه خدا، آزادی بردگان و ... و در برخی روایات زیارت حضرت به عنوان «اَفْضَلَ الاَعمالِ» معرفی شده است.[5] گروه سوم روایاتی است که تشویق به زیارت سالار شهیدان در مناسبتهای مختلف مینماید: مانند، روز عرفه[6]، روز عاشورا[7]، ماه شعبان[8]، ماه رجب[9] و نیز در تمامی روزها[10].
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 176 گروه چهارم روایاتی است که به شیعیان توصیه میکند برای گرفتن حاجات و رفع گرفتاریها به زیارت حضرت بشتابند.[11] گروه پنجم روایاتی است که ثواب و اجر فراوان زیارت سالار شهیدان را متذکر میگردد.[12] گروه ششم روایاتی است که آداب زائر ابیعبدالله الحسین(علیه السلام) را متذکر میشوند.[13] گروه هفتم: روایاتی است که عقوبت تارکین زیارت امام حسین(ع) را ذکر میکند آنان که میتوانند به زیارت حضرت بروند و کوتاهی میکنند.[14] گروه هشتم: روایاتی است که این همه اجر و ثواب را برای آنان میداند که «عارف به حق آن حضرت باشند.»[15] این بخش را میتوان مهمترین گروه از روایات زیارت سیدالشهدا معرفی کرد. زیرا تنها در صورت عرفان حق و مکتب و راه حضرت است که زیارت معنا پیدا میکند. برخورد دشمنان اهل بیت(ع) با زیارت امام حسین(ع) از آنجا که زیارت سالار شهیدان فریاد رسای کفرستیزی در طول قرون و اعصار است، پیوسته ستمگران از آن در هراس بودند آنها همیشه از روشن بودن چراغ پر فروغ نهضت عاشورا در وحشت بودند و میکوشیدند با تمامی توان این «مصباح هدایت» و «کشتی نجات» را خاموش سازند غافل از آنکه: «والله متم نوره و لوکره المشرکون». (سوره توبه) چراغی را که ایزد برفروزد هر آن کس پف کند ریشش بسوزد آنان میدیدند عشق سالار شهیدان آنچنان در دل و جان انسانها جا گرفته که حتی حرمسرای آنها را هم درنوردیده است تاریخ میگوید: «از جمله کسانی که برخورد فوقالعاده خشنی با تربت و بارگاه سالار شهیدان نموده است متوکل عباسی است. این دژخیم جبار، یهودی تازه مسلمان شدهای به نام «دیزج» را مأمور انهدام تربت حضرت ساخت. او نیز تربت و بارگاه حضرت و تأسیسات حوالی آنرا تا حدود 200 جریب منهدم ساخت. او ابتدا مأمورین مسلمان را برای این کار گمارد آنان وقتی به نزدیک تربت مطهر رسیدند دست از کار کشیدند و جرأت خرابی مزار حضرت را نداشتند. او تعدادی یهودی برای این کار استخدام کرد و آنان با کمال شقاوت به نابودی تربت شریف حضرت پرداخته، آن را به آب بستند.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 177 آنگاه متوکل نگهبانان فراوانی را در مسیر بارگاه ملکوتی حضرت گمارد تا مردم را از زیارت آن حضرت بازدارند. این نگهبانان سنگدل زائران حضرت را دستگیر، شکنجه و اعدام میکردند. از جمله زمینههای شدت عمل متوکل در این مورد این بود که متوکل مطلع شد یکی از افراد مخصوص حرمسرایش به زیارت سالار شهیدان رفته است.[16] طبری در تاریخ خود در حوادث سال 236 هجری گوید: «متوکل دستور داد تا قبر حسین بن علی(ع) و منازل اطراف آن را ویران نموده، آنجا را شخم زنند و بذر بپاشند و مؤکداً فرمان صادر کرد که کسی حق زیارت آن حضرت را ندارد. رئیس شهربانی متوکل اعلان کرد که زائران حضرت تا سه روز دیگر مهلت دارند که حرم را ترک کنند وگرنه آنان را در زندان انفرادی محبوس خواهیم ساخت. به دنبال این اطلاعیه مردم از بارگاه حضرت فرار کرده و از زیارت حضرت بیم داشتند».[17] بر این اساس است که در روایات اهل بیت(علیهم السلام) اجر فراوانی برای زائرانی که با وحشت و خوف به زیارت حضرت بشتابند ذکر شده است. گاه فشار دشمن در این زمینه به حدی میشد که از ناحیه مقدس امام زمان(ع) دستور صادر میشد که موقتاً زیارت را ترک کنند تا دشمنان نتوانند به کلی نیروهای شیعه را مستهلک سازند.[18] محتوای زیارت امام حسین(ع) متون زیارتهای امامان معصوم(ع) که با سند معتبر از آن ذوات مقدسه در دسترس میباشد از غنیترین اسناد شناخت اهلبیت(ع) است. در این راستا زیارتهای سالار شهیدان(ع) از جایگاه ویژهای برخوردار است به خاطر اهمیتی که امامان شیعه(ع) برای این قیام الهی قائل بودند میکوشیدند تا در ضمن این زیارتها ابعاد مختلف آن را تبیین کرده و تصویری روشن از نهضت آن حضرت، برای تشنگان حقیقت عرضه کنند. در یک نگاه میتوان محتوای زیارتهای سیدالشهدا(ع) را در چند عنوان خلاصه کرد: الف – معرفی امام حسین(ع) و جایگاه ویژۀ او در پیشگاه حضرت حق. ب – نقش نهضت سالار شهیدان(ع) در احیای مکتب. ج – ماهیت نهضت ابیعبدالله(ع).
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 178 د – معرفی سیمای ظلمتبار دشمنان حضرت. هـ - ابراز تنفر از دشمنان، «تبری». و – تجلیل و تکریم یاران وفادار حضرت. الف – معرفی امام حسین(ع) پیشوای شایسته این قیام الهی چهرهای است که آیینه تمام نمای عصارۀ جهان هستی، خاتم انبیا(ص) است. او حسین(ع) است. حسینی که پیامبر(ص) او را از خود و خود را از او میداند «حسین منی و انا من حسین» آنچه بیش از همه به این قیام الهی قداست بخشیده است وجود چنین رهبری برای آن است. از جمله تعابیری که برای معرفی حضرت در زیارتهای مربوطه آمده است، تعبیر «نور» است. «اشهد انک کنت نوراً فی الاصلاب الشامخة و الارحام المطهرة...»[19] «اشهد انک نور الله الذی لم یدفع و لا یدفع و انک وجه الله الذی لم یهلک و لا یهلک ابدا»[20]. از زیباترین واژهها در مورد حضرت، واژۀ «نور» است. با توجه به اینکه نور، لطیفترین موجود جهان ماده است و سرعت سیر آن بالاترین سرعتها و برکات و آثار آن در جهان ماده بیش از هر چیز دیگر است. به طوری که میتوان گفت سرچشمۀ همۀ مواهب و برکات مادی نور است با توجه به اینها روشن میشود که واژۀ نور در مورد حضرت چقدر گویا و پرمعنی است. در قرآن کریم بر ذات باریتعالی واژۀ «نور» اطلاق شده است. «الله نور السموات و الارض»[21] خداوند نور آسمانها و زمین است. نیز قرآن تشبیه به نور شده است: «فالذین آمنوا و عزروه و نصروه و اتبعوا النور الذی انزل معه اولئک هم المفلحون».[22] «آنها که ایمان به پیامبر آوردند و او را گرامی داشتند و یاری کردند و از نوری که بر او نازل شده است پیروی کردند آنها رستگارانند». آرِی، او به حق «نور» است. آنچنانکه ایمان و توحید نور است، او «نور» است. آنچنانکه قرآن و مکتب نورند. چرا که حسین با مکتب گره خورده است و مکتب وامدار اوست.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 179 و اینهمه برکات و آثار وجودی سالار شهیدان که او را به عنوان «نور خدا» جلوهگر ساخته است از آن رو است که با خدای «نور السموات و الارض» گره خورده است. خود را فانی در او ساخته و جز در راه رضای او گام نزده است. اگر بخواهیم کلمات زیارتهای حضرت را که بعنوان معرفی حضرت بیان شده ذکر کنیم سخن به درازا میکشد در این زمینه به همین مقدار بسنده میکنیم. ب – نقش نهضت ابیعبدالله(ع) دربارۀ نقش قیام سالار شهیدان(ع) تاکنون کتابها نوشته و سخنان فراوانی گفته شده است. در این زمینه نیز زیباترین کلام را زیارتنامهها دارند. در بسیاری از زیارتنامههای حضرت میخوانیم «اشهد انک قد اقمت الصلوة و اتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر...» مضمون این کلام این است که نماز وامدار حسین(ع) است که او نماز را برپا ساخت. اگر قیام خونینش نبود امروز نامی از نماز مطرح نبود. آری او اقامه کننده نماز تا پایان بشریت است. اگر قیام او نبود مردم به وظائف مالی دینی خود واقف نمیشدند «و اتیت الزکوة» او بود که با قیامش دین را مطرح کرد تا مردم با ابعاد و زوایای مختلف دین آشنائی پیدا کنند اگر قیام او نبود دو واجب بزرگ الهی «امر به معروف و نهی از منکر» برای همیشه فراموش میشد. او با قیام خونینش این دو فریضۀ بزرگ را احیا کرد و به تمام شیفتگان مکتب آموخت که باید غیرت دینی داشت و تا آخرین نفر و آخرین نفس مدافع بی چون و چرای حریم دین بود. در زیارتنامه دیگری از حضرت میخوانیم: «اشهد انک قد بلغت و نصحت و وفیت و اوفیت و جاهدت فی سبیلالله...» در این متن این نقشها برای حضرت بیان شده است: 1 – رساندن پیام اسلام ناب محمدی«ص» به قرون و اعصار «قد بلغت» او با حماسه خونین عاشورا علم زمین مانده اسلام را برافراشت و به حق که از مصادیق حقیقی «الذین یبلغون رسالات الله» شد. آری، هر کجا نامی از خدا و مکتب است، آنجا حسین هست. 2 – نصح و خیرخواهی برای امت اسلام. او با کمال دلسوزی راه نجات و سعادت را به امتها نشان داد و به آنان آموخت که قانون
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 180 سعادتشان کتاب خدا و حاکم به حق آنانند که فدای مکتب باشند، او نصح را در بالاترین مراتب انجام داد، خون پاک خویش و یارانش را نثار کرد تا نسل تشنه اسلام، اسلام را بیابد و با عمل به آن سعادتمند گردد. 3 – وفاداری به ایمان او با قیام خونینش شیوه وفاداری به مکتب را آموخت «وفیت» او با ایثار خون خود و فرزندان و یارانش آموخت که پذیرش مکتب یک تعهد است و باید تا پای جان به آن وفادار ماند و او از وفاداران بود. «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه...» او هم خود وفاداری کرد و هم شیوه وفاداری را آموخت «اوفیت» 4 – جهاد در راه خدا او در راه خدا جهاد بیامان خود را آغاز کرد و با شهادت سرخ و خونین به انجام رساند تا به تمامی جهادگران راه حق مجاهدان فی سبیلالله بیاموزد که زندگی یعنی این! «فانی لااری الموت الا السعادة و لا الحیاة مع الظالمین الا برما» در معبد عشق جان فدا باید کرد یعنی به حسین اقتدا باید کرد بی سر به لقای یار رفتن دینی است که اینگونه ادا باید کرد در زیارت اربعین در مورد نقش قیام الهی سالار شهیدان میخوانیم «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة». قیام سالار شهیدان انسانها را از «جهالت» به درآورد. جهالت در فرهنگ قرآن و معصومین الزاماً به معنای نادانی نیست جهالت به معنای کاری است که بر اساس خرد و عقل نباشد که البته یکی از مصادیق کارهای اینچنینی نادانی است. تن دادن به زندگی اسارتبار در زیر چکمه ستمگران از مصادیق بارز جهالت است او خون خویش را ایثار کرد تا مردم از گرداب ذلت رهائی یابند. دل بستن به دنیا و فریفته شدن به مظاهر آن از نمونههای روشن ضلالت و گمراهی است. او خود و یارانش را فدا کرد تا مردم از این گمراهی به درآمده و دل به معشوق و محبوب واقعی حضرت حق ببندند.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 181 ج – ماهیت نهضت ابیعبدالله(ع) بخشی از محتوای زیارتهای سالار شهیدان را بیان ماهیت این نهضت الهی تشکیل میدهد. در بسیاری از زیارتهای حضرت و نیز زیارتهای دیگر ائمه زیارت با سلام و درود بر انبیای بزرگ الهی، آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر بزرگ اسلام(ص) شروع میشود. به ویژه در زیارت وارث حضرت بعنوان وارث انبیا خوانده شده است. السلام علیک یا وارث آدم صفوةالله السلام علیک یا وارث نوح نبیالله السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیلالله السلام علیک یا وارث موسی کلیمالله السلام علیک یا وارث عیسی روحالله السلام علیک یا وارث محمد حبیبالله اینگونه زیارتها بیان کننده ماهیت حقیقی نهضت ابیعبدالله(ع) است. این زیارتها میآموزد که برای درست دیدن این نهضت باید از نهضت انبیا شروع کرد و نهضت سالار شهیدان را در امتداد این سلسه مقدس دید. انگیزهها همان انگیزههای انبیا است، اهداف و روش همان، دوستان و دشمنان هم همان و ... و بالاخره این نهضت همان نهضت است با تفاوت زمان! این تحلیل افشاگر بطلان تحلیلهائی است که میخواهند این قیام را یک قیام مادی قلمداد کرده و با تحلیل مارکسیستی از آن روح قیام را بیخاصیت سازند و به تعبیر شهید مطهری «روضه مارکسیستی» برای امام حسین(ع) بخوانند.[23] د – معرفی سیمای ظلمتبار دشمنان حضرت بخشی از محتوای زیارتهای سالار شهیدان را ترسیم سیمای دشمنان نهضت حضرت است. دشمنان این نهضت الهی همانها بودند که در برابر انبیای بزرگ ایستادند، ملأ، مترفین، عالمان دینفروش و در یک کلمه دنیاپرستان. اینان در برابر انبیا ایستادند که محبت دنیا سراسر جانشان را فراگرفته بود. شما در این آیینه میتوانید سیمای دشمنان حضرت را ببینید.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 182 در زیارت اربعین سالار شهیدان میخوانیم: «و قد توازر علیه من غرته الدنیا و باع حظّه بالارذل الادنی و شری آخرته بالثمن الا و کس و تغرطس و تردی فی هواء». در این سخن «دنیاپرستی» مهمترین ویژگی دشمنان حضرت معرفی شده است. واقعیات تاریخی نیز اثباتکنندۀ این حقائق است. در حالیکه یاران سیدالشهدا برای لقای دوست از هم پیشی میگرفتند و سراسر جانشان را عشق به حضرت حق پر کرده بود، در اردوگاه دشمنان حضرت صحبت معامله و بده – بستان بود. کشتن سیدالشهدا در برابر ملک ری!! در حالیکه عزیزان خدا در خون غلتیده و در جوار ملکوت حق آرمیده بودند، در اردوگاه دشمن نزاع سر این بود که جایزه از آن کیست؟!! آیا از آن کسی که عزیزان خدا را بر زمین افکنده؟ یا کسی که سر از تنشان جدا ساخته؟!! زهی پستی و رذالت!! آری این سیمای همیشه یزیدیان تاریخ است فاعتبروا یا اولی الابصار! هـ - ابراز نفرت از دشمنان حضرت دیگر بخش محتوای زیارتهای سالار شهیدان ابراز تنفر از دشمنان حضرت است. این ابراز تنفر در فرهنگ قرآن و روایات مصداق «تبری» است. تبری یعنی دشمنی با دشمنان خدا! و بیتردید مصداق بارز دشمنان خدا آنان بودند که در ستیز با فرزند رسول خدا(ص) برآمدند. مگر او چه میگفت که او را کشتند؟ مگر او فریادی جز فریاد انبیای الهی را داشت؟! و جایگاه تبری قبل از «تولی» است. چرا که ابتدا نفی است «لا اله» بعد اثبات «الاالله» که دیو چو بیرون رود فرشته درآید! «تولای» تنها توحید نیست بلکه تبرای توأم با تولاست که توحید است! و زائر سالار شهیدان در زیارت این را میآموزد که اگر بخواهند حسینی زندگی کنند باید از تبرا شروع کنند، با دشمنان او در هر زمان بجنگند، آنگاه ابراز محبت کنند، که با این دو بال است که میتوانند پرواز کنند و در جوار سالار شهیدان سرفراز گردند. اینکه در بسیاری از زیارتهای حضرت «لعن و نفرین» بر تمامی دشمنان حضرت میبینیم برای این است که مهمترین جلوه بیزاری از دشمنان حضرت «لعن» است.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 183 در زیارت اربعین میخوانیم: «... فلعن الله من قتلک و لعن الله من ظلمک و لعن الله امة سمعت بذلک فرضیت به...» در این ابراز تنفر و امثال آن که در زیارتها فراوان است تنها ابراز تنفر از قاتلان و ظالمان نشده است بلکه تنفری گسترده به گستردگی کل تاریخ از تمامی آنان که همدل و همراه قاتلان و ظالمان به حضرتاند شده است. و – ابراز محبت به یاران حضرت بخش دیگر محتوای زیارتهای سالار شهیدان ابراز ارادت به یاران با وفای حضرت است. بیتردید یارانی که حضرت داشت، یارانی نمونه و ممتاز بودند و این شایستگی را داشتند که امام معصوم از آنها زیباترین تجلیلها را به عمل آورده است و میدانیم آنچنانکه کلام پیامبر تمامی بر اساس واقعیات است «انه لقول فصل و ماهو بالهزل»کلام دیگر معصومین نیز همین ویژگی را دارد. امام حسین(ع) شب عاشورا خطاب به یارانش فرمود: «اما بعد فانی لااعلم اصحاباً اوفی و لاخیراً من اصحابی لا اهل بیت ابر و لا اوصل من اهل بیتی...»[24] من یارانی باوفاتر از یاران خود سراغ ندارم و اهل بیتی را بهتر و حقشناستر و برتر از اهل بیت خود نمیشناسم... و همان شب یاران حضرت با اعلان وفاداری مجدد به حضرت جلوهای دیگر از کلمات خود را به اثبات رساندند، یاران حضرت شب عاشورا آنچنان صحنهای از ایثار و فداکاری را ترسیم کردند که هیچ قلم و بیان و هیچ هنرمندی را یارای ترسیم آنهمه شکوه نیست: شاها من ار به عرش رسانم سریر فضل مملوک این جنابم و محتاج این درم گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر این مهر بر که افکنم آن دل کجا برم نامم زکارخانه عشاق محو باد گر جز محبت تو بود شغل دیگرم وقتی این تجلیل والای سیدالشهدا(ع) را در کنار گلهها، نفرینها و درد دلهای مولی علی(ع) و امام حسن(ع) از یارانشان میگذاریم، جایگاه والای یاران حضرت بیشتر آشکار میشود. امام علی(ع) در بسیاری از موارد در نهجالبلاغه از برخی یارانش فوقالعاده مینالد و میگوید ای کاش شما را ندیده بوده و نمیشناختم شما را![25] شما خون به دل من کردید! یا اشباه الرجال و لا رجال![26]
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 184 اینها نمونۀ اندکی از درد دلهای علی(ع) از یاران سست عنصر است نیز امام حسن(ع) که در این جهت از مولی علی(ع) مظلومتر بود بیشترین خیانتها را قبل از دشمنان، برخی از دوستان و یاران حضرت به وی روا داشتند. من از بیگانگان هرگز ننالم که آنچه کرد با من آشنا کرد بعضی از فرماندهان رده اول لشگر حضرت به او خیانت کردند و به معاویه پناهنده شدند. از میان همین به ظاهر یاران گروهی به قصد ترور و قتل حضرت به آن امام حمله کردند لیکن امام مجروح شد و از آن ترور جان سالم به در برد. آری این سیمای یاران امام مجتبی(ع) است! البته ناگفته نماند که در میان یاران مولی علی(ع) انگشت شمار وفاداران و فداکارانی همانند یاران سیدالشهدا بودند مانند مالک اشتر، میثم تمار و ... نیز در میان یاران امام مجتبی(ع) چهرههای وفادار همچون حجربن عدی و ... بودند لیکن تعدادشان بسیار اندک بود. و این ترکیب از یاران با این کمیت و کیفیت اختصاص به سیدالشهدا(علیه السلام) داشت. در بسیاری از زیارتهای سالار شهیدان به دنبال عرض ادب به ساحت مقدس حضرت و ابراز تنفر از دشمنان، سلام و درود بر یاران باوفایش آمده است، به عنوان نمونه در زیارت عاشورا میخوانیم: السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین(ع). از جمله نکاتی که در مورد یاران ابیعبدالله(ع) در زیارتها میبینیم این است که از یاران حضرت به عنوان انصار خدا و رسول اکرم(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) و امام حسن(ع) یاد شده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:46  توسط hasan gholami
|
|