«السلام علیکم یا انصارالله، السلام علیکم یا انصار رسول‌الله، السلام علیکم یا انصار امیرالمؤمنین، السلام علیکم یا انصار فاطمه الزهراء(س)، السلام علیکم یا انصار ابی‌محمد الحسن‌بن علی، السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله(ع).

‏‏این تعابیر علاوه بر آنکه گویای مقام شامخ یاران حضرت است، نشاندهندۀ ماهیت نهضت ‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 185

‎‏حسینی نیز می‌‌باشد که این نهضت همان نهضت رسول‌الله(ص) است و یاران این یاران آن که: ‏

‏‏«الاسلام محمدی الحدوث و حسینی البقاء»

‏‏2 – شعر متعهد و نهضت عاشورا

‏‏از شیوه‏‏‌‏‏هائی که امامان شیعه برای جاودانگی نهضت خونین سالار شهیدان به کار گرفتند تشویق و ترغیب شاعران متعهد به سرودن شعر دربارۀ امام حسین(ع) و مرثیه‌سرائی در عزای سالار شهیدان(ع) است.‏

‏‏«شعر از جلوه‌‌های  بارز و لطیف روح انسانی است که نقش فوق‌العاده در ابلاغ پیام دارد. شعر از قدیمی‌ترین آفریده‌‌های  روح بشری است؛ نه تنها برای بیان، بلکه القای احساس و درک و تلقی. انسان روزی که خواست سخن را به رسالت بفرستد شعر را اختراع کرد. در حقیقت شعر را برای آن گفت تا خود در سخن خود پنهان گردد و به همه جا برود شعر را برای آن گفت تا احساس و فکر و اندیشۀ خویش را منتقل کند نه آنکه درباره آنها چیزی بگوید و چنانکه گفته‌‌‌اند شعر پنهان‌ترین رابطه را با ضمیر انسانی دارد».‏‎[27]‎

‏‏به خاطر نقش ویژه‌‌‌ای که شعر در گسترانیدن پیام دارد امامان شیعه از آنجا که می‌‌خواستند پیام انقلاب عاشورا تا ابدیت امتداد یابد تأکید ویژه‌‌‌ای بر سرودن شعر و مرثیه‌سرائی در عزای سالار شهیدان داشتند. در این باره روایات بسیار است. ما به ذکر دو روایت بسنده می‌‌کنیم.‏

‏‏1 - «عن زید الشحام فی حدیث ان اباعبدالله(ع) قال لجعفر بن عفان الطائی: بلغنی انک تقول الشعر فی الحسین(علیه السلام) و تجید قال نعم فانشده فبکی و من حوله حتی سالت الدموع علی وجهه و لحیته ثم قال یا جعفر والله لقد شهدک ملائکة الله المقربون ههنا یسمعون قولک فی الحسین(علیه السلام) و لقد بکوا کما بکینا و اکثر و لقد اوجب الله لک یا جعفر فی ساعتک الجنه باسرها و غفرلک فقال الا ازیدک؟ قال نعم یا سیدی، قال ما من احد قال فی الحسین(علیه السلام) شعراً فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنه و غفر له»

‏‏زید شحام روایت می‌‌کند که امام صادق(ع) به جعفر بن عفان طائی فرمود شنیده‌ام دربارۀ امام حسین(علیه السلام) شعر خوبی سروده‌ای؟ او گفت: بله و شعرش را خواند. امام و اطرافیانش گریستند، امام به حدی گریست که اشکها بر گونه و محاسن حضرت جاری شد. سپس فرمود: ‌‌‌ای جعفر به خدا فرشتگان خدا شاهد تو بوده گفتارت را درباره امام حسین(ع) شنیدند آنها نیز همانند ما گریستند؛ سپس امام فرمود: می‌‌خواهی بیش از این بگویم. او گفت: بله، آقای من! حضرت فرمود: ‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 186

‎‏هیچکس نیست که دربارۀ امام حسین شعری بگوید، بگرید و بگریاند مگر آنکه خداوند بهشت را بر او واجب کرده گناهش را می‌‌آمرزد.‏‎[28]‎

‏‏2 - «عن ابی هرون المکفوف قال: قال لی ابوعبدالله(ع) یا اباهرون انشدنی فی الحسین(علیه السلام) فانشدته فقال انشدنی کما تنشدون (یعنی بالرقه) قال فانشدته: امرر علی... قال فبکی ثم قال زدنی فانشدته القصیدة الاخری قال فبکی فسمعت بکاه من خلف الستر فلما فرغت قال یا اباهرون من انشد فی الحسین شعراً، فبکی و ابکی عترة کتبت لهم الجنة و من انشد فی الحسین شعراً فبکی او ابکی خمسة کتبت لهم الجنة و من انشد فی الحسین شعراً فبکی و ابکی واحداً کتبت لهما الجنة و من ذکر الحسین عنده فخرج من عینه من الدمع مقدار جناح ذباب سحان ثوابه علی الله و لم یرض له بدو الجنته.

‏‏«ابی هرون مکفوف گوید، امام صادق(ع) به من فرمود: ‌‌‌ای اباهرون برایم شعری درباره امام حسین(ع) بخوان؛ من خواندم (ولی امام دید به سبک سنتی و با حزن نخواندم) فرمود: همانگونه که در جمع خود می‌‌خوانید، بخوان (یعنی با حزن و سنتی). من قصیده «امرر علی...» را خواندم. حضرت گریست و سپس فرمود: بیشتر بخوان. من قصیده دیگری را خواندم، حضرت گریست و صدای گریۀ زنان پشت پرده را شنیدم وقتی از خواندن فارغ شدم، حضرت فرمود: هر کس درباره حسین(علیه السلام) شعری بسراید بگرید و ده نفر را بگریاند خداوند برای همگی آنان بهشت را می‌‌نویسد (مقرر می‌‌دارد). هر کس درباره حسین(ع) شعری بسراید بگرید و پنج نفر را بگریاند خداوند برای همگی آنان بهشت را می‌نویسد؛ هرکس درباره حسین(ع) شعری بسراید و یک نفر را بگریاند، خداوند برای خواننده و شنونده این شعر بهشت را مقرر می‌‌دارد و کسی که به یاد حسین(ع) قطره اشکی (هر چند به اندازه بال مگس) بریزد ثوابش با خدا خواهد بود و خداوند برای او کمتر از بهشت راضی نخواهد شد.‏‎[29]‎

‏‏بر این اساس است که تاکنون شاعران متعهد شیعه هزاران شعر ارزشمند به زبانهای گوناگون، عربی، فارسی، ترکی و ... سروده‌‌‌اند و همین اشعار بوده است که پیوسته نهضت حسینی را در دلها زنده و شاداب نگاهداشته است.‏

‏‏3 – مجالس عزای حسینی

‏‏از شیوه‏‏‌‏‏هائی که امامان شیعه برای احیای مکتب عاشورا برگزیدند تشویق و ترغیب به برپائی مجالس سوگواری برای سالار شهیدان ابی‌عبدالله الحسین(ع) است.‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 187

‎‏از آنجا که مکتب عاشورا عَلَم بزرگ مکتب و از اعظم شعائر اسلام ناب است برپائی مجالس حسینی مصداق بارز تعظیم شعائر است که در قرآن نشانه تقوای دل معرفی شده است:‏

‏‏«و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب» (حج / 32)

‏‏و هر کس شعائر الهی را بزرگ بدارد این نشانه تقوی دلهاست.‏

‏‏درست است سیاق این آیات در مورد حج است لیکن آنچه در آیه آمده به عنوان یک قانون کلی است. شعائر جمع شعیره به معنی علامت و نشانه است و شعائر بمعنای نشانه‌‌های پروردگار است بر این اساس تمام برنامه‏‏‌‏‏هائی که احیای مکتب را در پی داشته باشد شعائر الهی است و تعظیم آن نشانه تقوای دل است و مجالس حسینی از آن جمله است. برپایی مجالس حسینی در حقیقت احیای خط و راه و مکتب اهل بیت است که سمبل اسلام ناب‌اند.‏

‏‏«فضیل بن یسار گوید: امام صادق(ع) فرمود آیا مجلس گرفته و مذاکره و گفتگو می‌‌کنید؟ گفتم: آری، امام(ع) فرمود: من اینگونه مجالس را دوست دارم. راه و مکتب ما را زنده نگهدارید، خدای رحمت کند کسی را که مکتب ما را زنده نگهدارد. ‌‌‌ای فضیل! آن کس که مجلسی بپا کند و در آن راه و مکتب ما را احیا کند آن روزی که دلها می‌‌میرند قلب و دل او زنده خواهد بود و نخواهد مرد.»‏‎[30]‎

‏‏بر این اساس است که می‌‌بینیم شخص پیامبر اکرم(ص) بنیانگذار مجالس عزاداری برای سید مظلومان عالم ابی‌عبدالله الحسین(ع) است. پیامبر بزرگوار اسلام در روز ولادت امام حسین(ع)، در دوره رضاع و شیرخواری حضرت، در اولین و دومین سالگرد ولادت حضرت و نیز مناسبتهای مختلف در مجالس از مصائب آیندۀ سالار شهیدان امام حسین(ع) می‌‌گفت‏‎[31]‎‏ و امامان بزرگ شیعه (سلام الله علیهم اجمعین) نیز بر این امر مداومت داشته و گاه خود از مصائب جدشان یاد کرده به شدت می‌‌گریستند و می‌‌گریاندند.‏

‏‏ابن شبیب گوید روز اول محرم، محضر امام هشتم شرفیاب شدم حضرت فرمود: ‏

‏‏«... یابن شبیب ان المحرم هو الشهر الذی کان اهل الجاهلیه فیها مضی یحرّمون فیه الظلم و القتال لحرمته فما عرفت هذه الامة حرمة شهرها و لا حرمة نبیها(ص) لقد قتلوا فی هذا الشهر ذریته و سَبَو نسائه و انتهبوا ثقله فلا غفر الله لهم ذلک ابداً یابن شبیب ان کنت باکیا لشی فابک للحسین بن علی بن ابی طالب(ع)...»

‏‏«ای فرزند شبیب محرم ماهی بود که حتی در جاهلیت حریم آن نگاه داشته شد اما این امت‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 188

‎‏حرمت ماه حرام را و حرمت پیامبر را نگاه نداشتند در این ماه نوادگان او را کشته، زنان را به اسارت گرفته، و زندگی آنها را به غارت بردند خدای نیامرزدشان! ‌‌‌ای شبیب اگر می‌‌خواهی بر کسی بگریی پس برای حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع) گریه کن...»‏‎[32]‎

‏‏در این زمینه روایات فراوانی داریم که امامان ما در ماه محرم محزون بوده و خود مجلس عزا برپا کرده بر سید مظلومان می‌‌گریستند.‏

‏‏آری مجالس حسینی نقش فوق‌العاده بزرگی در احیای نهضت عاشورا را داشته‌اند. در این مجالس است که از آرمان بلند سالار شهیدان سخن گفته می‌‌شود و روح حماسه حسینی در جانها ریشه می‌‌دواند. در این مجالس است که معارف اسلام ناب محمدی(ص) مطرح شده مردم با مکتب آشنا می‌‌شوند.‏

‏‏در این مجالس است که توطئه‌‌های  دشمنان اسلام بررسی شده و راههای مقابله با آنها مورد بررسی قرار می‌‌گیرد.‏

‏‏در این مجالس است که حسینیان پیمان وفاداری با سالار شهیدان می‌‌بندند.‏

‏‏انقلاب شکوهمند اسلامی ما یکی از گلهای معطر اینگونه مجالس است انقلاب الهی ما در مجالس عاشورا و محرم به بار نشست. مقاوت افتخارآمیز 8 ساله امت ما در جنگ تحمیلی از میوه‌‌های  پرثمر همین مجالس بود.‏

‏‏در سایه این مجالس بود که جوانان عزیز ما مردانه به جبهه هجوم می‌‌آوردند و لرزه بر اندام دشمنان می‌‌انداختند. در سایه این مجالس بود که بازماندگان شهیدان درس صلابت، استواری، استقامت در راه هدف را از بازماندگان سید شهیدان می‌‌آموختند و در صحنه عمل آنرا به اجرا می‌‌گذاشتند.‏‎[33]‎

‏‏نکته گفتنی در اینجا این است که همه باید تلاش کنیم که مجالس حسینی را آنگونه بر پا کنیم که حسین‌پسند باشد. برگزارکنندگان مجلس بیش از آنکه به زرق و برق و تدارکات مادی مجلس امام حسین(ع) بیندیشند به محتوا و کیفیت آن فکر کنند. بکوشند با دعوت از عالمان برجسته دین و اسلام‌شناسان آگاه، متعهد و انقلابی از مجالس حسینی به عنوان کلاس درسی برای ترویج فرهنگ اسلام ناب که روح نهضت حسینی است استفاده کنند.‏

‏‏گویندگان و وعاظ نیز بکوشند با مطرح کردن معارف اسلام شنوندگان خود به ویژه جوانان‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 189

‎‏عزیز را با مکتب آشنا سازند عزاداران عزیز نیز در پی فهم دین و معارف آن باشند. سینه‌زنی، حال و شور از اعظم قربات است، لیکن قطعاً باید این شور با شعور همراه شود که اگر خدای ناکرده بین این دو فاصله افتاد، آنگاه است که راهزنان فکر و اندیشه و اخلاق وارد میدان شده و این سرمایه‌‌های  ارزشمند انسانی را به غارت می‌‌برند.‏

‏‏امام خمینی(ره) و مجالس عزای حسینی

‏‏امام راحل(ره) تأکید ویژه‌‌‌ای بر برپائی باشکوه مجالس عزای حسینی داشتند و بر این باور بودند که انقلاب شکوهمند اسلامی ما وامدار این مجالس است و تداوم آن از همین راه می‌‌باشد و حساسیت فوق‌العاده دشمنان مکتب با مجالس امام حسین(ع) را گواه، حیاتبخش بودن این مجالس می‌‌دانستند در اینجا توجه شما را به بخشهائی از سخنان امام(ره) در این زمینه جلب می‌‌کنم: ‏

‏‏«... ملت ما قدر این مجالس را بدانند، مجالسی است که زنده نگه می‌‌دارد ملتها را، در ایام عاشورا زیاد و زیادتر و در سایر ایام هم غیر از این ایام متبرکه، هفته‏‏‌‏‏هاست و جنبشها اینطوری هست. اگر بعد سیاسی اینها را اینها بفهمند، همان غربزده‌‌ها هم مجلس بپا می‌‌کنند، اگر چنانچه ملت را بخواهند و کشور خودشان را بخواهند. من امیدوارم که هر چه بیشتر و هر چه بهتر این مجالس برپا باشد...»‏‎[34]‎

‏‏«... ملت ما را این مجالس حفظ کرده، بیخود نبود که رضاخان، مأمورین ساواک رضاخان، تمام مجالس عزا را قدغن کردند... می‌‌دیدند آنها که تا این مجالس هست و تا این نوحه‌سرائیهای بر مظلوم هست و تا آن افشاگری ظالم هست نمی‌‌توانند برسند به مقاصد خودشان...»‏‎[35]‎

‏‏«... شما گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه‌زنی و نوحه‌سرائی نبود 15 خرداد پیش می‌‌آمد، هیچ قدرتی نمی‌‌توانست 15 خرداد را آنطور کند مگر قدرت خون سیدالشهدا و هیچ قدرتی نمی‌‌تواند این ملتی که از همه جوانب به او هجوم شده است و از همه قدرتهای بزرگ برای او توطئه چیده‌اند،  این توطئه‌‌ها را خنثی کند الا همین مجالس عزا...»‏‎[36]‎

‏‏«... مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان که مجالس غلبۀ سپاه عقل بر جهل و عدل بر ظلم و امانت بر خیانت و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است هر چه باشکوهتر و فشرده‌تر برپا شود و بیرقهای خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم هر چه بیشتر افراشته شود...»‏‎[37]‎

‏‏«... مجالس عزا را با همان شکوهی که پیشتر انجام می‌‌گرفت و بیشتر از او حفظ کنید...»‏‎[38]‎


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 190

‎‏«... مجالس سوگواری ائمه اطهار(علیهم‌السلام) باید حفظ شود، اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ شود اینها یک شعائر سیاسی است که باید حفظ شود...»‏‎[39]‎

‏‏امام راحل(ره) ضمن آنکه تأکید فراوان بر روضه خواندن در مجالس حسینی داشتند، توصیه می‌‌کردند که در این مجالس مسائل اسلامی و مسائل روز بیان شود: ‏

‏‏«... اهل منبر ایدهم الله تعالی کوشش کنند در اینکه مردم را سوق بدهند به مسائل اسلامی و مسائل سیاسی – اسلامی، مسائل اجتماعی – اسلامی و روضه را دست از آن برندارید که ما با روضه زنده هستیم...»‏‎[40]‎

‏‏«... گویندگان پس از اینکه مسائل روز را گفتند روضه را همانطور که سابق می‌‌خواندند و مرثیه را همانطور که سابق می‌‌خواندند، بخوانند و مردم را مهیا کنند برای فداکاری...»‏‎[41]‎

‏‏نیز آن حضرت تأکید بر جلوگیری از کارهای ناروا در مجالس عزای حسینی داشتند: ‏

‏‏«... اینجا باید یک سخن هم در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام حسین بن علی(ع) به پامی‌‌شود بگوییم، ما و هیچیک از دینداران نمی‌‌گوئیم که با این اسم، هر کس هر کاری می‌‌کند، خوب است؛ چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیری کردند. چنانچه همه می‌‌دانیم که در بیست و چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالکریم که از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شبیه‌خوانی را منع کرد و یکی از مجالس بزرگ را مبدل به روضه‌خوانی کرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهائی که بر خلاف دستور دین بوده، منع کرده و می‌‌کنند...»‏‎[42]‎

‏‏در همین راستاست که امام راحل(ره) در پاسخ به سؤالی پیرامون نظر آن حضرت در رابطه با قمه‌زنی، شبیه‌سازی و عزاداری و دستجات سینه‌زنی، فرمودند: ‏

‏‏«در شرائط کنونی قمه نزنید و اما شبیه‌سازی اگر مشتمل بر محرمات نبوده و سبب تضعیف مذهب نباشد بلامانع است ولی در عین حال عزاداری افضل است و برپائی مجلس عزا بر سید مظلومان از افضل قربات است»‏‎[43]‎

‏‏4 – گریه و اشک در عزای امام حسین(ع)

‏‏از شیوه‏‏‌‏‏هائی که امامان برای جاودانگی نهضت سالار شهیدان به کار گرفتند، دعوت به گریه، گریاندن و حالت گریه‌کننده به خود گرفتن (تباکی) در عزای اوست. اشک حاصل مقدس‌ترین و ‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 191

‎‏معنوی‌ترین پیامی است که چیزی دیگر جایگزین آن نیست، آن کس که در عزای سید مظلومان جهان اشک می‌‌ریزد با اشکش این پیام را دارد که من عاشق و شیفته بی‌قرار آن عزیز در خون تپیده‌ام و این خود بیعتی جاوید و استوار با امام حسین(ع) است. گریه و اشک در عزای سالار شهیدان، اعلان وفاداری به اهداف مقدس او و یاران وفاداراش می‌‌باشد. این اشکها اعلان جنگ با هر گونه مظاهر ظلم و ستم در هر عصر و زمان است. قطره‌‌های اشک پیام‌آور هدفهاست. آنها که می‌‌خواهند بگویند با مرام امام حسین(ع) همراه و با هدف او هماهنگ و پیرو مکتب او هستند ممکن است این کار را با دادن شعارهای آتشین، با سرودن اشعار و حماسه‌‌ها ابراز دارند. اما گاهی ممکن است آنها ساختگی باشد ولی آن کس که با شنیدن مصائب جانسوز عاشورا قطره اشکی از درون دل بیرون می‌‌فرستد، صادقانه‌تر این حقیقت را بیان می‌‌کند.‏

‏‏بر این اساس است که گریه و اشک از عناصر ثابت ابلاغ پیام خونین عاشورا بوده و پیوسته امامان بر آن تأکید و تشویق داشتند. در این باره روایات بسیار است ما به ذکر سه حدیث در این زمینه بسنده می‌‌کنیم: ‏

‏‏1- در حدیثی از امام‏‏‌‏‏باقر(ع) می‌‌خوانیم: «‏‏کان علی بن الحسین(ع) یقول ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین بن علی(ع) دمعه حتی تسیل علی خده بواه الله بها فی‏‏‏‏الجنه غرفاً...‏‏»‏

‏‏«هر مؤمنی که در عزای سالار شهیدان چشمش پر اشک شده بر گونه‌اش سرازیر گردد، خداوند او را در غرفه‌‌های  بهشت جای خواهد داد.»‏‎[44]‎

‏‏2- در روایتی از امام‏‏‌‏‏صادق(ع) می‌‌خوانیم: «‏‏ان البکاء و الجزع مکروه للعبد فی کل ما جزع ما خلا البکاء و الجزع علی الحسین بن علی(ع) فانه فیه مأجور‏‏»‏

‏‏«همانا گریه و ناله برای بنده ناپسند است برای هر چه که باشد، غیر از گریه و ناله بر سالار شهیدان که اجر دارد»‏‎[45]‎

‏‏البته در اینجا گریه بر سالار شهیدان در برابر گریه بر مسائل مادی است که گریه در مسائل مادی ناپسند است ولی گریه در عزای سالار شهیدان مطلوب و پسندیده است نیز گریه از خوف خداوند و مانند آن.‏‎[46]‎

‏‏3- در حدیثی از حضرت امام‏‏‌‏‏رضا(ع) می‌‌خوانیم: «‏‏فعلی مثل الحسین فلیبک‏‏ ‏‏الباکون فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام‏‏»‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 192

‎‏«پس بر مانند حسین(ع) باید گریه‌کنندگان بگریند که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می‌‌برد.»‏‎[47]‎

‏‏از آنجا که نهضت خونین حضرت و شهادت جانگدازش از پیش، حتی قبل از ولادت حضرت مطرح بود، پیامبر بزرگوار اسلام(ع) و امام علی(ع) در هر مناسبتی که یادی از کربلا و مصائب امام حسین(ع) می‌‌کردند می‌‌گریستند و با ذکر مصائبش دیگران را نیز می‌‌گریاندند.‏

‏‏مرحوم شرف‌الدین گوید: «احادیث صحیح ما در مورد گریه پیامبر(ص) بر امام حسین(ع) متواتر است. حضرت در جایهای مختلف بر امام حسین(ع) گریسته است، در روز ولادت و قبل از آن، روز هفتم ولادت، در خانه فاطمه(ع) وقتی حسین(ع) در دامن فاطمه(ع) بود، به هنگامی که حسین(ع) را بر منبر خویش دید، در بعضی از سفرهایش گاه وقتی امام حسین(ع) را به تنهائی می‌‌دید می‌‌گریست، گلویش را می‌‌بوسید و اشک می‌‌ریخت، وقتی حسین(ع) را شاد می‌‌دید می‌‌گریست و به هنگامی هم که او را محزون می‌‌یافت گریه می‌‌کرد حتی در روایت صحیح آمده است که آدم، نوح، ابراهیم، اسمعیل، موسی، عیسی، زکریا، یحیی، خضر و سلیمان نیز بر او گریسته‌‌‌اند تفصیل این مطلب را باید در جایگاه خود در کتابهای حدیثی دید».‏‎[48]‎

‏‏امام خمینی(ره) و گریه بر سالار شهیدان

‏‏امام راحل برای گریه بر سالار شهیدان امام حسین(ع) ارج بسیار زیادی قائل بودند و آنرا عامل بقاء نهضت می‌‌دانستند: ‏

‏‏«... گریه کردن بر شهید، نگه‌داشتن، زنده نگه‌داشتن نهضت است. اینکه در روایت هست که کسی که گریه کند یا بگریاند یا به صورت گریه‌دار خودش را بکند این جزایش بهشت است این برای این است که حتی آنی که با صورت گریه‌دار خودش را چیز می‌‌کند، صورتش را یک حالت حزن به خودش می‌‌دهد و صورت گریه‌دار به خودش می‌‌دهد، این نهضت را دارد حفظ می‌‌کند، این نهضت امام حسین سلام‌الله علیه را حفظ می‌‌کند، ما تا ابد هم اگر برای سیدالشهدا گریه بکنیم، برای سیدالشهدا نفعی ندارد. برای ما نفع دارد همین نفع دنیائی‌اش را حساب کنید، آخرتش سر جای خودش. همین نفع دنیائیش را حساب کنید و همین جهت روانی مطلب را که قلوب را چطور به هم متصل می‌‌کند...»‏‎[49]‎

‏‏«... مسئله، مسئله گریه نیست؛ مسئله، مسئلۀ تباکی نیست؛ مسئله، مسئلۀ سیاسی است که ائمه با همان دید الهی که داشتند، می‌‌خواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند و یک پارچه کنند از راههای‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 193

‎‏مختلف، اینها را یکپارچه کنند تا آسیب‌پذیر نباشند...»‏‎[50]‎

‏‏امام راحل نمونه‌‌‌ای از مبارزه با ستمگران در قالب اشک را چنین بیان می‌‌کنند: ‏

‏‏«حضرت باقر سلام‌الله علیه وقتی که می‌‌خواستند فوت کنند وصیت کردند که ده سال ظاهراً که در منا اجیر کنند کسی را، کسانی را که برای من گریه کنند. این چه مبارزه‌‌‌ای است، حضرت باقر(ع) احتیاج به گریه داشت؟ حضرت باقر می‌‌خواست چه کند گریه را، آن وقت هم در منا چرا؟ ایام حج و منا این همین نقطه اساسی، سیاسی، روانی، انسانی است که ده سال در آنجا گریه کنند. خوب مردم می‌‌آیند، می‌‌گویند چه خبر است، چیست؟ می‌‌گویند این اینطور بود این توجه می‌‌دهد، نفوس مردم را به این مکتب و ظالم را منهدم می‌‌کند و مظلوم را قوی می‌‌کند...»‏‎[51]‎

‏‏5- سجده بر تربت حسین(ع)

‏‏دیگر شیوه‌‌‌ای که امامان شیعه(ع) برای احیاء نهضت عاشورا برگزیدند دعوت و توصیه به سجده بر تربت سالار شهیدان ابی‌عبدالله الحسین(ع) است.‏

‏‏سجده بر تربت امام حسین(ع) سجده بر تربت آزادگی، عشق به خدا، ایثار و فداکاری در راه دین است. سجده بر تربت سالار شهیدان یادآور خاطرات فداکاران راه حق و تجدید عهد با آن شهیدان است.‏

‏‏تربت پاک تو کآزادگی آموزد و عشق  سرمه دیده صاحب‌نظرانست هنوز

‏‏این تربت به پاس فداکاری سید مظلومان و آزادگان حسین(ع) از آغاز مورد تکریم ویژه نبی‌اکرم(ص) و مولی علی(ع) بوده است بارها پیامبر این تربت را بوئیده و بوسیده است.‏

‏‏در روایتی آمده است که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پس از بوئیدن خاک کربلا بر آن تربت مقدس اشک ریخت و فرمود «‏‏طوبی لک من تربة‏‏» خوش به حال این تربت.‏‎[52]‎‏ ‏

‏‏در روایات ما آمده است که امامان شیعه عنایت داشتند که بر تربت امام حسین(ع) سجده کنند. ‏

‏‏در روایتی که معاویة بن عمار روایت می‌‌کند آمده است: ‏

‏‏«کان لابی عبدالله(ع) خریطه دیباج صفراء فیها تربة ابی عبدالله(ع) فکان اذا حضرته الصلاة صبه علی سجادته و سجد علیه ثم قال(ع) ان السجود علی تربة ابی عبدالله(ع) یخرق الحجب السبع»؛

‏‏امام صادق(ع) کیسه‌‌‌ای زرد رنگ داشت که مقداری از تربت امام حسین(ع) در آن بود، به هنگام نماز آن را بر روی سجاده می‌‌نهاد و بر آن سجده می‌‌کرد و می‌‌فرمود سجده بر تربت امام حسین حجابهای ‏


‏‎

 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 194

‎‏هفتگانه را می‌‌درد و سبب قبولی نماز در پیشگاه حضرت حق می‌‌گردد.‏‎[53]‎

‏‏در روایت دیگری می‌‌خوانیم: ‏‏«کان الصادق(ع) لایسجد الا علی تربة الحسین(ع) تذللاً و استکانة الیه»؛‏‏ امام صادق(ع) بر چیزی جز تربت امام حسین(ع) سجده نمی‌‌نمود و این به خاطر ابراز تذلل و فروتنی در مقابل خداوند بزرگ بود.‏‎[54]‎

‏‏بر اساس این روایات است که فقهای بزرگ شیعه فتوی به استحباب سجده بر تربت سالار شهیدان داده‌اند.‏

‏‏دانشمند بزرگ شیعه مرحوم کاشف الغطاء در این زمینه گوید: «شاید رمز اینکه شیعه سجود بر تربت امام حسین(ع) را مستحب و افضل می‌‌داند این باشد که علاوه بر دلایل مذکور و روایاتی که در مورد فضیلت تربت کربلا رسیده است و علاوه بر اینکه تربت کربلا از نظر نظافت و پاکیزگی نسبت به سایر زمینها و فرشهایی که غالباً به غبار و انواع میکروبها آلوده‌اند؛ علاوه بر آن، از جهت اهداف عالیه و مقاصد والا، بهتر است بر تربت کربلا سجده نمود، زیرا وقتی نمازگزار پیشانی خود را به هنگام نماز بر روی چنین تربت مقدسی قرار دهد فداکاری‌های آن پیشوای بزرگ و اهل بیت آن حضرت و اصحاب ایشان را در مسیر عقیده و اصول اسلام و سرکوبی ستم و فساد و استبداد، به خاطر می‌‌آورد».‏‎[55]‎

‏‏سخن در این زمینه را با گفتاری از علامه بزرگوار امینی به پایان می‌‌بریم: ‏

‏‏«آیا سجده نمودن بر تربت (حسین(ع)) که در برگیرندۀ درس دفاع و حمایت از دین خدا و مقدسات آن و ناموس اسلام است، در مسیر تقرب به خدای بزرگ و جلب رضای وی و مقام خضوع و بندگی در مقابل آفریدگار جهان مناسبتر نیست؟‏

‏‏آیا سجده بر سرزمینی که رمز عظمت و بزرگواری و کبریای الهی و اسرار بندگی و فروتنی در برابر خدای بزرگ در بالاترین مرتبه‌‌‌ای را دربردارد، از سجده بر زمین سازگار نیست؟‏

‏‏آیا سزاوار نیست بر تربتی که نشانه‌‌های توحید و فداکاری در آن راه می‌‌باشد سجده نماییم؟‏

‏‏تربتی که ما را به سوی مهربانی، ترحم ضمیر، شفقت و عطوفت فرامی‌‌خواند.»‏‎[56]‎

‏‏ این بود عمده‌ترین شیوه‌‌هایی که امامان شیعه برای احیای عاشورا، و فرهنگ آن که فرهنگ ذلت‌ناپذیری، ایثار، فداکاری در راه دین است.‏

‏‏به امید آن که عاشورایی زندگی کنیم و حسینی بمیریم.‏

‏‎ ‎


 

مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3

صفحه 195

 

‏‎ ‎

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:47  توسط hasan gholami  |