|
پای نوشتها:
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 196
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 197 منابع و مدارک اسم منابعی که پس از قرآن کریم در این مورد استفاده قرار گرفته عبارتند از: 1- الارض و التربة الحسینیه تألیف کاشف الغطاء 2- احقاق الحق تألیف قاضی نورالله شوشتری 3- اعیان الشیعه تألیف سیدمحسن امین 4- الامالی تألیف سید شیخ صدوق 5- بحارالانوار تألیف علامه مجلسی 6- تاریخ طبری تألیف طبری 7- تفسیر الدرالمنثور تألیف سیوطی 8- تفسیر المیزان تألیف علامه طباطبائی 9- تفسیر مجمعالبیان تألیف طبرسی 10- تفسیر نورالثقلین تألیف عبدعلی حویزی 11- حماسه حسینی تألیف شهید مطهری 12- دراسات و بحوث فی التاریخ و الاسلام تألیف علامه مرتضی 13- رجال نجاشی تألیف نجاشی 14- سیر اعلام النبلاء 15- سیرتنا و سنتنا تألیف علامه امینی 16- السجود علیالارض تألیف احمدی میانجی 17- شرح نهجالبلاغه تألیف ابنابیالحدید معتزلی 18- صحیفه امام، دوره 22 جلدی، تألیف امام خمینی(ره) 19- عبرات المصطفین تألیف محمودی
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 198 20- عیون اخبار الرضا تألیف شیخ صدوق 21- عوالم العلوم و المعارف تألیف بحرانی 22- الغدیر تألیف علامه امینی 23- کاملالزیارات تألیف ابنقولویه 24- کشف الدرثیاب تأْلیف سید محسن امین 25- کنز العمال تألیف متقی هندی 26- میزان الحکمة تألیف محمدی ریشهری 27- المقدمة الزاهرة تألیف شرفالدین 28- مغازی تألیف واقدی 29- نهجالبلاغه تألیف سیدرضی 30- وسائل الشیعه تألیف حر عاملی 31- وفاءالوفاء تألیف سمهودی نیز برخی از کتابهای دیگر که نام آنها را در پاینوشتها آوردهایم.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 199
نگاهی و نقدی گذرا بر مدایح و مراثی اهل بیت و اشعار عاشورایی و تأثیر اندیشه های امام خمینی (س) در هنر و ادبیات انقلاب اسلامینگاهی و نقدی گذرا بر مدایح و مراثی اهل بیت(ع) و اشعار عاشورایی و تأثیر اندیشه های امام خمینی(س) در هنر و ادبیات انقلاب اسلامی ابوالفضل فیروزی رقص خون گزیدهای از شعر شیعه سرودۀ ابوالفضل فیروزی: شیعه یعنی: دست بیعت با علی گر وفاداری به عهدت، یا علی شیعه یعنی: خط سرخ مرتضی از غدیر عشق تا شهر خدا شیعه یعنی: وارث خون حسین پانزۀ خرداد سردار خمین شیعه یعنی: پیرو صادق شدن این دو روز عمر را عاشق شدن شیعه یعنی: هجرتی پرماجرا از طلب، تا بیکران بحر فنا شیعه یعنی: در تلاشی مستدام تا ملاقات خدای ذوالکرام شیعه یعنی: عشق، یعنی بندگی شور و غوغا در تمام زندگی شیعه یعنی: باش در لیل و نهار راهب محراب و شیر کارزار شیعه یعنی: بیریا، یک لا قبا پر تلاش و مخلص و کم ادعا شیعه یعنی: شرح خونین فراق از حجاز و قدس تا شام و عراق شیعه یعنی: درد و داغ و ابتلا کربلا در کربلا در کربلا شیعه یعنی: غرقۀ دریای خون سالک مفتون صحرای جنون شیعه یعنی: رقص خون در گردباد شعر سرخ درد، از حلقوم داد
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 201
شیعه یعنی: در خطرها کن خطر با خدای خویش دائم همسفر شیعه یعنی: انتظار انتقام یا لثارات الحسین، صبح و شام شیعه یعنی: انتظاری پر امید چون بمیری اجر تو اجر شهید شیعه یعنی: شورش و خون و قیام نان و شمشیر و نماز والسلام شیعه سقای شهید مه لقاست تشنگی تا خوردن آب بقاست شیعه هر روزش، چو عاشوراستی کربلایش هر کجا برپاستی * * * این لاله نشان داغ دیرینۀ ماست آئینۀ آفتاب آئینۀ ماست ما از غم یکروزه نداریم هراس اندوه هزار ساله در سینۀ ماست «تاریخ هزار و دویست سالۀ شعر پارسی بعد از ایران اسلامی با همۀ فراز و فرود و عیب و کاستیها در آئینه تاریخ ادبیات جهان چهرهای دلانگیز و درخشان دارد و در مجموع میراث ارزشمندیست از باورها و ارزشهای دینی و ملّی و فرهنگ و آداب و رسوم گذشتگان که نمایانگر هویت اسلامی و ملّی ماست و باید از آن پاسداری کنیم. ولی باید اذعان داشت که در ترازوی نقد و میزان معیارهای اصیل انسانی و اسلامی متأسفانه بعلل و انگیزههای غیرصمیمی و الهی و پیرایههای ناشایسته برای شعر و هنر کاملاً مبرّا نبوده است»[1] و بخش عظیمی از این گنجینۀ دّر، دری در پای خوکان نثار شده و اندر مدح و تملق خداوندان زر و زور و تزویر و هجو مخالفانشان و یا وصف می و میخوارگی و عشرتطلبی و زنبارگی و غلامبارگی و توجیه و تطهیر اعمال پلشت آن خودکامگان و یا خودستایی و دنیاطلبی و انحطاطهای فکری و انحرافات اخلاقی خود سرودهاند و گاه آنچنان شرمآور و ننگین است که حتی بسیاری از شاعران گذشته نیز از این همه فضیحت و ابتذال بیآزرمی به فریاد آمدهاند. سیفالدین فرغانی و ناصرخسرو[2] از کسانی هستند که این طبقه از شاعران را مورد نکوهش و انتقاد شدید قرار دادهاند و با اشعار طنز و تند آنها را رسوا مینمایند. امّا این فساد و تباهی در ادبیات، در صد سالۀ اخیر شکل دیگری به خود میگیرد و آن حالت تهاجمی نسبت به اسلام و توهین به مقدسات این آب و خاک است، یعنی در قرون قبل هنرمندان و شاعران بیشتر در خدمت صاحبان زر و زور و تزویر بودند و دنبال آمال و اعمال زشت خود، ولی هیچگاه گستاخانه و بیپرده این طور اسلام و مقدّسات آنرا مورد اهانت و حمله قرار نمیدادند، امّا متأسفانه بعللی که باز هم فرصت بررسی همه جانبۀ آن در این نوشتار نمیگنجد، در این قرن بویژه دوره پنجاه ساله حکومت
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 202 دست نشانده ستمشاهی پهلوی، شاعران و هنرمندان وابسته و یا روشنفکرنما و به تعبیر مرحوم جلال آل احمد، جماعت غربزده و هرهری مذهب و شیران علم، نه تنها هنر و یا شعر خود را در خدمت مردم و اسلام قرار ندادند، بلکه بیش از پیش در جهت تفرقه و یا سرکوب باورها و اعتقادات مردم و اسلام بکار بردند.[3] «بحمدالله با وقوع اعجاز قرن یعنی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(قدس سره) و شکستن بتهای زور و زر و تزویر تحوّلی همه جانبه بویژه در ادبیات ایران و خاورمیانه صورت گرفت[4]»، که موج این تحول میرود تا سراسر گیتی را فراگیرد. البته رگههای این تحول گر چه در اشعار مرحوم علامه اقبال لاهوری در گذشته دیده میشود، ولی هرگز این تحول اینقدر چشمگیر و فراگیر نبوده و دیگر اینکه اقبال قبل از اینکه شاعر باشد و روشنفکر یک مسلمان متدین و معتقد است. مسلمان روشنفکری که توانسته بود با بینش تیز خود چیزی که دیگران در آئینه نمیبینند در خشت خام ببیند و آن اعجاز قرن و پدیدۀ انقلاب اسلامی بوسیله و رهبری مردی از سلاله پاکان و تبار رسولان و کسانی که روشنفکران غربزده حتّی تصور آنرا نمیکردند، آنجا در آن غزل حماسی و تاریخی ظهورش را نوید میدهد:[5] برسد مردی که زنجیر غلامان بشکند دیدهام از روزن دیوار زندان شما[6] و آن مرد آمد و زنجیر بردگان عصر تکنولوژی را با دست توانمند خود شکست. پری هنر متعالی و گُرد هنر حماسی را از زندان اهریمنان آزاد کرد. بهار شکوفایی و رشد هنر متعهد انسانی و اسلامی در عرصه خاک فرا رسید و زمستان رخوت و سستی هنر و هنرمندان مردمی و متعهد به اتمام رسید و سرها از گریبان طلوع کرد و دیدار یاران را میسر شد. هیچ عذری را برای مدعیان مبارزه و تعهد و هنرمندان گذشته و حال باقی نگذاشت. و وقت هنر شد و سرفرازی، تا چه قبول افتد و که در نظر آید؟[7] البته قضاوت و داوری دربارۀ شعر انقلاب اسلامی شاید فعلاً زود باشد و حداقل باید یک نسل از انقلاب بگذرد تا زمان و گذشت روزگار – که خود یکی از عوامل تعیین کنندۀ ارزشهای ادبی و فکری است – ادب ناب و خالص عصر انقلاب را بر ما نشان دهد و چهرۀ دلربا و طلعت دلآرای ادب متعهد این دورۀ توفانزا بر ما آشکار نماید، ولی بنابر نظر بسیاری از محققین و کارشناسان با انصاف و ناقدان بیطرف و آگاه، نه حاسدان خناس و مغرضان و جاهلان، شعر و ادبیات انقلاب، تاکنون از جهات و ابعاد گوناگون در خور تأمل و ستایش است و آنطور نیست که به قول کسانی که ذکرشان
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 203 رفت، جز تقلید و مدح هیچ چیز نداشته باشد. بلکه در یک بررسی و تحقیق همه جانبه بلکه در یک نگاه درخواهیم یافت، ادبیات انقلاب نیز مانند خود انقلاب حرف تازهای دارد و از جنبهها و معیارهای گوناگون ادبی مانند زبان، اندیشه و احساس، پیام و مایهوری لفظ و واژه و حتی قالب و فرم و نیز از حیث عناصر اصلی تشکیل دهندۀ ادبیات مانند: «عاطفه، معنی، اسلوب و خیال» و همچنین انگیزه و تعهد، سبکی خاص دارد که باید آنرا «سبک انقلاب اسلامی» نام گذاشت که بنابر نظر کارشناسان بیغرض و مرض از حیث بسیاری از جهات مذکور در طول تاریخ ادبیات فارسی بینظیر است. البته این بدان معنی نیست که فراز و فرود و کم و کاستی و ضعفی در ابعاد مختلف آن مشاهده نمیشود؛ همین است سخندانی و زیبایی را و نیز منظور ما همه شعرها و همۀ شاعران نیست، چه بسیار شاعرانی که شاعر انقلاب محسوب میشوند و حتی صاحب سبک نیز هستند ولی در بعضی از اشعارشان از جنبههای مختلف نقاط ضعفی وجود دارد و نیز چه بسیار شاعرانی که بیشتر اشعارشان ضعیف است و در یک یا چند قطعه شعرشان قوت دارند و یا مشهور شدهاند و همچنین هستند شاعران گمنامی که اشعار خوب و قوی و محکمی دارند ولی در صحنه مطبوعات به عللی که در اینجا فرصت پرداختی به آنها نیست، مطرح نیستند و گمنام باقی ماندهاند. که امیدواریم روزی شاهد شکوفایی و باروری و مطرح شدن همۀ نیروهای مستعد و متعهد به انقلاب اسلامی در همۀ زمینههای ادبی باشیم. در اینجا، به علت اینکه مجال طرح و بررسی و عرضه همۀ آثار خوب و ماندنی شاعران انقلاب اسلامی در تمام زمینهها نیست و محتاج یک همکاری گستردۀ محققین میباشد، لذا بنده بر آن شدم که در حد وسع و توانایی خود به مرور زمان و فرصتهایی که پیش میآید – بیهیچ حب و بغض – به جمعآوری و بررسی اشعار ناب و متعهد انقلاب اسلامی در زمینههای گوناگون بپردازم و از خداوند متعال توفیق این ادب و عمل را میجویم.[8] به همین جهت گر چه موضوعات بکر و جدیدی مثل مدح و مراثی امام(س)، جنگ و جهاد و شهید و شهادت و ... در ادبیات انقلاب مطرح شده و حتی بسیاری از موضوعات اشعار فارسی در گذشته از زاویۀ دیگری به آن نگریسته شده – که این از انفاس قدسیه حضرت امام(رض) و تأثیر مسیحای انقلاب اسلامی بوده – تا آنجا که مدح و مرثیه نیز رنگ و بوی دیگری دارد، چرا که دیگر انگیزههای غیر صمیمی و غیرالهی در این مسأله دخیل نیست. بلکه اعتقاد و ایمان و عشق به ولایت و رهبریست و مدحت امام(قدس) مدح فضیلت و انسانیت است و مرثیه او نیز سوگواری فراق معشوق
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 204 و محبوب و مرادیست که اینک در جوار حق تعالی آرمیده است و میداند که این حمد و مدح به خدا برمیگردد. که «الحمدلله رب العالمین» و نیز به همین علت است که میبینیم از زمان رحلت تا سالگرد ارتحال حضرتش صدها قطعه شعر در مدح و مرثیتش سروده میشود و دهها جلد مجموعه شعر را پدید میآورد. و این نه تنها در تاریخ ادبیات جهان بیسابقه است، بلکه نشان عشق و پیوند یک ملت و امت با مراد و رهبرشان است. باید توجه داشت که بررسی و ارائه همه یا حتی منتخب این اشعار در این مقاله نمیگنجد و امیدواریم در آینده بتوانیم به طرح و نقد و بررسی آنها بپردازیم. لذا در این مقاله بر آن شدیم که ابتدائاً تبرکاً و تیمناً به مدایح و مراثی که دربارۀ حادثۀ شگفتانگیز کربلا و حماسۀ مقدس حسینی، شاعران متعهد انقلاب پرداختهاند به اندازه وسع و آنچه که در این مقوله بگنجد، بپردازیم. و از این اقیانوس بیکران نه به قدر تشنگی که به اندازهای که لذّت، آن را بچشیم برگیریم. قبل از آن لازم است که نگاهی گذرا به مدایح و مراثی که تاکنون در طول تاریخ ادبیات فارسی سروده شده بیندازیم و سپس بر سر مطلب شویم. همانطوری که اشارت رفت یکی از تأثیرات انقلاب اسلامی دادن شناخت و اندیشهای نوین و نگرشی تازه به مردم و از جمله شاعران و هنرمندان نسبت به سیرۀ اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام و الصلوة) است و آن شناخت بعد سیاسی و مبارزاتی و حماسی آن بزرگواران است و اینکه انگیزه مسمومیت و یا قتل آنان از جمله شهادت حضرت اباعبداللهالحسین و اصحاب باوفایش به علت دخالت در سیاست و امور مسلمین بوده است. گر چه متأسفانه نویسندگان و اهل خطبه و روضه و ادبا و شاعران به این جهت کمتر توجه داشتهاند. لذا استاد شهید مطهری(رض) در گفتارهای دردمندانهاش دربارۀ حماسه مقدس حسینی، ضمن انتقاد شدید نسبت به بعضی از اهل شعر و نوحه و روضه، سه عنصر را عناصر اصلی و انگیزه قیام و شهادت حضرت اباعبدالله(ع) میداند که عبارتند از: الف – امر به معروف و نهی از منکر ب – عدم پذیرفتن ذلّت بیعت با یزید ج – دعوت مردم کوفه. همانطور که از سخنان و خطب خود حضرت استفاده میشود، مهمترین این عناصر، عنصر امر
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 205 به معروف و نهی از منکر است؛ ولی متأسفانه باید گفت: در ادب فارسی و اشعار شاعران پارسی در طول تاریخ هزار و دویست ساله، گر چه در مجموع آثار و اشعار زیبا و دلنشینی (علیرغم نکات منفی و ضعفی که بعضی از این آثار دارد) در مدح و مراثی اهل بیت(ع) به ویژه سالار شهیدان ارائه شده؛ کمتر از بعد حماسی و سیاسی که انگیزه اصلی مدایح و مراثی اهل بیت(ع) بخصوص سیدالشهدا است، توجه شده؛ چه در آثار و اشعار قبل از دورۀ صفویه، مانند: آثار و اشعار شاعران اهل سنت مثل سنائی، عطار، مولوی، سعدی و سیف فرغانی و ... و چه در اشعار شاعران شیعی مانند کسائی مروزی، فردوسی، ناصرخسرو، قوامی، رازی، خواجوی کرمانی، سلمان ساوجی، ابن یمین و ... و همچنین مدایح و مراثی بعد از قرن نهم که بعضی از آنها عبارتند از: بابافغانی، وحشی، محتشم و کلیم کاشانی، وصال شیرازی، سروش اصفهانی، یغمای جندقی، قاآنی، صابر همدانی، عمان سامانی، شیخ محمد غروی کمپانی، میراز یحیی اصفهانی، جیحون تبریزی، نیّر تبریزی و ... و در این اواخر کسانی چون: آیتی بیرجندی، دکتر قاسم رسا، جلال همایی، امیری فیروزکوهی و شهریار و کسانی دیگر که به خاطر طولانی شدن کلام از بردن نامشان معذوریم. گر چه آثار و اشعار بسیاری از مداحان، مرثیه سرایان حضرت اباعبدالله و اصحاب بزرگوارش در قالبهای مختلف شعری – به ویژه ترکیببند و غزل – سوزناک و دلنشین است، به ویژه دوازده بند محتشم کاشانی (متوفی به 996 هـ-.ق) که مورد استقبال و تقلید بسیاری از شعرای پس از خود قرار گرفته، ولی بیشتر از جنبۀ سوگواری و تأسف و بُعد جنایی قضیه به ذکر مصائب کربلا و شهادت اباعبدالله پرداخته شده و با سی و سه بند مرحوم میرزا محمدتقی تبریزی(متوفی به 1312 هـ-.ق) و نیز مثنویهای مرحوم عمان سامانی اصفهانی(متوفی به 1322 هـ-.ق) در دیوان گنجینةالاسرار در ذکر واقعه کربلا که الحق از حیث اِشتمال بر معانی بلند و مفاهیم عمیق عارفانه و دقائق شاعرانه، بینظیر است و در خور ستایش و تقدیر، ولی از این جهت که کمتر از بعد حماسی و سیاسی و الگوگیری پرداخته شده و گاه نیز در اشعار بعضی از این شعرا «گردون دون»[9] و «چرخ کجمدار»[10] را یکی از عوامل این فاجعه دانستهاند و یا بیش از حد و گاه به نحو تحقیرآمیز به مسأله تشنگی حضرت و بعضی از اصحابش پرداخته شده[11] و گاه نیز در تأسف از نافرجامی یک عیش بیجا و عروسی ناکام مطالبی بدروغ ذکر شده و گاهی قضا و قدر را محکوم کرده[12] و العیاذ بالله حضرت را صید فرض کرده که در خونش دست و پا زده است.[13] و موضوعات و مطالبی که یا مشحون به تحریف و دروغ است یا از دیدگاه سلیقهای و شخصی است که متأسفانه از جهتی مدح
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 206 شبیه به ذم و ظلم و ترور شخصیت آنحضرت است و کمتر به بعد حماسی و سیاسی قضیه نگاه شده است. حماسههایی که در زمینۀ دینی از قرن هشتم به بعد رواج یافت و مشهورترین آنها در مدح اهل بیت(ع) عبارتند از: خاوارن نامه ابن حسام (متوفی 858 هـ-.ق) حمله حیدری (میرزا محمد رفیع)، شاهنامۀ حیرتی (اثر حیرتی) خداوند نامه (اثر ملک الشعرای صبای کاشانی) و داستان علیاکبر و قاسم بن الحسن (محمد طاهر ابوطالب(متوفی 1298هـ-.ق)) و ... چون با دروغهای شاخدار، و گندهگوییهای بیمورد و بیمزه و تحریف شخصیت آن بزرگواران همراه است[14]، نه تنها از این بابت حقّی را ادا نکردهاند، بلکه گاه ناآگاهانه با تحریف شخصیت آن بزرگواران، نسبت به آنها ستم کردهاند.[15] البته این ظلم ادبی بعضی از شاعران ناآگاه ولی شیفته اهل بیت بیشتر از دورۀ صفویه به بعد در ادبیات پارسی باب میشود که مسلم، یکی از انگیزههای آن اندیشه تشیع صفوی و قاجار است. و الّا روح تشیع سرخ علوی از این مسائل بیزار است. با نگاهی گذرا به سیره اهل بیت(ع) و سخنان، خطبهها و ادعیه آن حضرات مثل نهجالبلاغه، سخنان و خطب سیدالشهدا و شعارهای امام و اصحابش در عاشورا، خطبههای حضرت سجاد(ع) و زینب(س) بعد از حادثه کربلا و نیز زیارت عاشورا، روح بلند و ظلم ستیز و عدالت جوی شیعه علوی را مشاهده میکنیم و به همین علت شاعران عرب معاصر اهل بیت(ع) مانند کمیت، دِعْبِلْ، ابن رومی شعرشان از جنبه دمیدن روح تعهد و استکبار ستیزی در جامعه از زمین تا آسمان با اشعار شاعران پارسی و مرثیهگو بویژه از دورۀ صفویه به بعد تفاوت دارد و به همین خاطر است که به اقرار ادیب بزرگ عرب جاحظ: «اولین بار شاعران شیعه بودند که تعهد را پذیرفتند و ادب متعهد را پیریختند و ارزشمندترین نوشتهها را در هجای دشمنان (قرآن و عترت) و مدح و رثا و حماسه شیعه گفتهاند.»[16] و نیز بقول جرج جرداق: «اشعار شیعه با الهام از روح انقلابی علی(ع) شاعر را از خواری و دنائت طبع رهانیده و در آسمان عزت نفس و بلند همتی به پرواز درمیآورد.»[17] و نیز مرحوم علامه امینی در جلد سوم الغدیر در این باره میگوید: «... ائمه طاهرین(ع) و عالمان راستین دین در تکریم و تشویق شاعران متعهد نهایت مرحمت را داشتند، شاعرانی که در نشر مکتب و نفوذ آن و کوبیدن جباران و رسوا ساختن ستمگران نقش اساسی داشتند.»[18] «زبان صریح این شاعران هیچ مصلحتی را مراعات نمیکرد و در دفاع از حق مهر سکوت بر
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:47  توسط hasan gholami
|
|