|
امام خمینی(ره) اصلاح اندیشههای دینی را سرلوحه نهضت اسلامی قرار میدهد و با طرح مسئله جدایی دین از سیاست تغییرها و برداشتهای رایج از دین را طرد میکند و اسلام را یک دین اجتماعی و همهجانبه معرفی مینماید که باید در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متجلی گردد. ایشان نگرش مردم نسبت به دین را مبهم میداند و میفرماید: «ما موظفیم ابهامی را که نسبت به اسلام به وجود آوردهاند برطرف سازیم تا این ابهام را از اذهان نزداییم هیچ کاری نمیتوانیم انجام بدهیم».[12] با رفع این ابهام از دین است که بزرگترین انقلاب دینی جهان در جامعه اسلامی ایران به وجود میآید و امر به معروف و نهی از منکر در جامعه احیا میگردد و جامعه از حالت ایستایی به تحرک در میآید و نظام سیاسی و اجتماعی جهان را تحت تأثیر خود قرار میدهد. 2- نفی سازش با حکومت جور سکوت در مقابل حکومت باطل و بیتفاوت بودن نسبت به وضع موجود جامعه موجب نهادینه شدن و ثبات هر چه بیشتر معیارها و ارزشهای ضد دین میگردد و به قدرتهای جابر مشروعیت اجتماعی و سیاسی میبخشد. آنچه در قیام امام حسین(ع) و امام خمینی(ره) ملاحظه میگردد این است که هر دو نهضت از ابتدا با «نه» گفتن به وضع موجود و عدم پذیرش حکام جور شروع میشوند. هنگامی که بنیامیه با توسل به معیارهای نژادپرستانه و استثمار و اغفال مردم سعی مینمود که تسلط خود را با حاکمیت معاویه بر جامعه اسلامی گسترش دهد امام حسین(ع) به این امر اعتراض نمودند و در نامهای خطاب به وی چنین فرمودند: «انی لا اعلم فتنة اعظم علی هذه الامة من ولایتک علیها» و هنگامی که معاویه بر خلاف سیره رسولالله از امام برای خلافت موروثی خاندان بنیامیه و جانشینی فرزندش یزید بیعت خواست با مخالفت ایشان روبرو شد و محال است شخصیتی که اسوه اسلام محمدی است به چنین ذلتی تن دهد و بر اسلام تقلبی مهر تأیید نهد. امام حسین(ع) با توجه به مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 290 دستورات کلی مکتب اسلام تسلیم حکومت جور نمیشود و در مقابل آن واکنش از خود نشان میدهد. استاد شهید مطهری دربارۀ این وجه قیام امام حسین(ع) میگوید: «تا اینجا این نهضت ماهیت عکسالعملی آنهم عکسالعمل منفی در مقابل یک تقاضای نامشروع دارد و به تعبیر دیگر ماهیتش ماهیت تقوا است، ماهیت قسمت اول لااله الا الله؛ یعنی لااله است در مقابل تقاضای نامشروع «نه» گفتن است. منظور اینکه نهضت از سنخ تقواست از سنخ این است که هر انسانی در جامعه خودش مواجه میشود با تقاضاهایی که به شکلهای مختلف به صورت شهوت، به صورت مقام، به صورت ترس و به صورت ارعاب از او میشود و باید در مقابل همه آنها بگوید نه».[13] امام خمینی(ره) نیز با اقتدا به امام حسین(ع) چنین کردند و در مقابل حکومت جابر همۀ مصیبتها را تحمل کردند و با ایستادگی و سازشناپذیری خود مشروعیت اجتماعی و سیاسی نظام شاهنشاهی را برای اولین بار در تاریخ ایران زیر سئوال بردند و برای همیشه جور آن را از سر مردم کم کردند. آزادگی و ظلمستیزی راه امام حسین(ع) بود که در وجود امام خمینی(ره) دوباره متجلی گشت و خود ایشان میفرمایند: «حضرت سیدالشهدا به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد».[14] «امام مسلمین به ما آموخت که در حالی که ستمگران زمان به مسلمین حکومت جائرانه میکنند در مقابل او اگر چه قوای شما ناهماهنگ باشد به پا خیزید و استنکار کنید. اگر کیان اسلام را در خطر دیدید فداکاری کنید و خون نثار نمایید».[15] 3- اهمیت دادن به نقش مردم نهضتهای انقلابی و اصلاحی معمولاً ثبات نظام اجتماعی را بر هم میزنند و افکار و آراء مردم را تحت تأثیر خود قرار میدهند. امام حسین(ع) و امام خمینی(ره) هر دو به نقش مردم و مشارکت آنها در قیام اسلامی اهمیت دادهاند ولی با توجه به تفاوتهای اساسی که از نظر زمانی و شرایط اجتماعی بین دو قیام وجود دارد مشارکت و استقبال از دو نهضت با یکدیگر قابل مقایسه و تطبیق نیستند. در سال شصت هجری که امام حسین(ع) نهضت را شروع کردند شرایط خاص بر جامعه حاکم بود و مردم کوفه وقتی از قیام امام اطلاع یافتند از ایشان به بوسیله نامههای فراوان دعوت کردند. امام حسین(ع) هم به این استقبال مردم با همه شرایطی که بر جامعه حاکم بود پاسخ دادند تا مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 291 نشان دهند که برای مشارکت مردم ارزش و اهمیت قائل هستند. دعوت مردم کوفه خود یک پدیده اجتماعی است که از قیام امام ناشی شده است و در شکل و هیأت قیام تأثیر داشته است و امام برای اتمام حجت به طرف آن شهر حرکت کرد تا به ندای مردم که ایشان را به یاری طلبیدند پاسخ گفته باشد. امام خمینی(ره) در جامعهای متفاوت از جامعه زمان امام حسین(ع) قیام خود را آغاز نمودند و مردم در قیام امام خمینی(ره) نقش ویژهای دارند و شرط اساسی اصلاح جامعه را آگاهی مردم میدانند و در یک دورۀ طولانی برای آگاه نمودن و مشارکت دادن مردم در قیام فعالیت میکنند تا آنجا که میفرمایند «اگر ما بتوانیم... مردم را بیدار و آگاه سازیم... حتماً او را با شکست مواجه خواهیم ساخت. بزرگترین کاری که از ما ساخته است بیدار کردن و متوجه کردن مردم است. آن وقت خواهید دید که دارای چه نیروی عظیمی خواهیم بود که زوالناپذیر است. در عین حال راه دشوار خطرناکی در پیش داریم».[16] ایشان بارها تأکید فرمودهاند که برای اصلاح جامعه باید یک موج تبلیغاتی و فکری به وجود بیاوریم تا یک جریان اجتماعی پدید آید.[17] 4- تشکیل حکومت اسلامی نقش حکومتها در اصلاح و فساد جوامع بر کسی پوشیده نیست. اسلام دین جامعی است و اجرای اصول اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن بدون تشکیل حکومت ممکن نیست. برخی از علمای اسلامی بر این عقیدهاند که مهمترین انگیزۀ امام حسین از انجام این قیام ایجاد حکومت اسلامی بوده است.[18] امام خمینی(ره) در این زمینه میفرمایند: «زندگی سیدالشهدا، زندگی حضرت صاحب سلامالله علیه، زندگی همه انبیاء عالم، همه انبیاء از اول، از آدم تا حالا همهشان این معنا بوده است که در مقابل حکومت جور، حکومت عدل را میخواستند درست کنند».[19] ایشان که «عدم تشکیل حکومت حق» را از مهمترین و ریشهدارترین آسیبهای جامعۀ اسلامی میدانند اظهار میدارند: «اگر گذاشته بودند که حکومتی که اسلام میخواهد، حاکمی را که خدای تبارک و تعالی امر به تعیینش فرموده است، رسول اکرم تعیین فرموده؛ اگر گذاشته بودندکه آن تشکیلات پیش بیاید حکومت اسلامی باشد آن وقت مردم میفهمیدند که اسلام چیست و معنی حکومت اسلامی چیست».[20] و لذا بهترین راه تصحیح جامعه از نظر ایشان این است که «تودههای آگاه وظیفهشناس و دیندار اسلامی متشکل شده، قیام کنند و حکومت اسلامی تشکیل دهند[21]». مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 292 5- تبیین و تصریح ارزشهای اسلامی نظام اجتماعی در هر یک از جوامع بشری به واسطه ارزشها، هنجارها و احساسات مشترک بین اعضای آن جامعه انسجام مییابد و جوامع مختلف را از یکدیگر متمایز میسازد. اسلام حاوی ارزشها و هنجارهایی است که در صورت بروز و اشاعه آنها اعضای جامعه از درون متحول میگردند و هر یک از اعمال فردی و اجتماعی آنها معانی خاص و شیوههای ویژهای پیدا مینمایند. امام خمینی(ره) و امام حسین(ع) که وجودشان مظهر چنین ارزشهایی بود در اعتقاد و عمل به احیای آنها پرداختند و اشتیاقی در دل انسانها برانگیختند که وجودشان را دچار بیقراری و پویایی دائمی ساخت. این ارزشها و هنجارها منشا الهی دارند و پویایی و تحرکآفرینی آنها تابع هیچ زمان و مکان خاصی نیست و با آنچه در سایر جوامع مشاهده میگردد متفاوت است. قیام امام حسین(ع) در سال شصت هجری جولانگاه و نمایشگاه این ارزشهای متعالی بود و فرزند پیامبر با چنین نهضتی، پویایی و تحرکآفرینی دین حضرت محمد را برای همیشه تاریخ ثبت کرد. امام خمینی(ره) نیز با اقتدای به امام حسین(ع) توانست این نهضت عظیم را به ثمر رساند و مجدداً به احیای این ارزشها در جامعه اسلامی بپردازد. نمونههایی از ارزشهای مشترک که این دو نهضت مقدس به آنها صراحت بخشید عبارتند از: 1- ایمان به جهاد فی سبیلالله و احیای روح مجاهده و مبارزه که بر حسب آیه شریفه «قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموالله» سرلوحه قیام امام خمینی(ره) قرار گرفت و خلقی را برای جهاد در راه خدا برانگیخت. 2- احیای روحیه شهادتطلبی[22] و برترین مراحل عرفان عملی. «و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا» 3- مقاومت و پایداری و پشتکار در مبارزه. «فاستقم کما امرت» 4- احیای روحیه آزادگی و ذلتناپذیری. «هیهات منا الذلة» 5- شجاعت و شهامت و پرهیز از مصلحتاندیشی و راحتطلبی و توجیهگری. «انی لا اری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما» 6- احیای روحیه برادری و برابری و تساوی حقوق زن و مرد. 7- احیای امر به معروف و نهی از منکر و سایر امور عبادی نماز، روزه، دعا. مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 293 8- احیای جنبههای اخلاقی، مروت، ایثار و... مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 294 مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 295 - اسپریگن، توماس «فهم نظریات سیاسی» ترجمه فرهنگ رجایی، انتشارات آگاه، چاپ اول 1365- اورعی، غلامرضا، اندیشه امام خمینی(ره) درباره تغییر جامعه، مؤسسه انتشاراتی سوره، تهران، 1373، به نقل از ر.ک: صحیفه امام، ج 16، ص 388-389.- ر.ک: صحیفه امام، ج 2، ص 358-359- شهیدی، سید جعفر، قیام حسینی(ع)، دفتر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ دوازدهم، 1367- ر.ک: صحیفه امام، ج 1، ص 21-23.- شهیدی، سید جعفر، همان، ص 52- 46 و ص 85.- پیشین.- امام خمینی(ره)، ولایت فقیه، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1360 (افست نسخه نجف)، ص 42 و 43.- شهیدی، سید جعفر، همان ص 46 -33.- ر.ک: صحیفه امام، ج 8، ، ص 22-23.- امام خمینی(ره)، ولایت فقیه، ص 177.- مطهری، مرتضی «حماسه حسینی» انتشارات صدرا، جلد اول، 1363، 189 -186- امام خمینی(ره)، قیام عاشورا در کلام و پیام امام خمینی(ره)، موسسه تنظیم و نشر آگاه، امام خمینی(ره)، چاپ اول، بهار 1373، ص 55- پیشین- امام خمینی(ره)، در جستجوی راه از کلام امام، انتشارات امیرکبیر، دفتر دهم، ص 46- امام خمینی(ره)، ولایت فقیه، ص 173.- برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به کتاب «شهید جاوید» نوشته آقای صالحی نجف آبادی و کتاب «چرا حسین قیام کرد؟» نوشته مرحوم استاد محمدتقی شریعتی، نگارنده مقاله حاضر تأملاتی را بر این نظریه وارد داشته است که برای اطلاع از آن می توانید به مقاله تحلیلی از قیام امام حسین(ع) که در روزنامه «سلام» در مرداد ماه 1370 شمسی به نام «وحید سلامی» به چاپ رسیده است مراجعه فرمایید.- امام خمینی(ره)، قیام عاشورا، ص 38.- ر.ک: صحیفه امام، ج 2، ص 361-362.- امام خمینی(ره)، ولایت فقیه، 173.- برخی از صاحبنظران با توجه به تحلیلی که از اوضاع و احوال جامعه اسلامی در زمان قیام امام حسین ارائه می کنند و با استناد به روایات متعددی همان «ان الله شاء ان یراک قتیلا» و امثال آن را با دیدگاههای مختلفی که نسبت به هم دارند، همانند مرحوم دکتر شریعتی در کتاب «حسین وارث آدم» و آقای لطف الله صافی گلپایگانی درکتاب «شهید آگاه» انگیزه و یا هدف اصلی قیام امام حسین را شهادت آن حضرت دانسته اند، نگارنده به تأمل و تحلیل این نکته در مقاله ای که در پاورقی شماره 17 به آن اشاره شد پرداخته است.بررسی سیر تکوینی مضمون و اندیشه تشبیه در تعزیه بررسی سیر تکوینی مضمون و اندیشۀ تشبیه در تعزیه سید مصطفی مختاباد تعزیه این درام مقدس و آئینی، یک سیر تکوینی را نظیر همۀ هنرها و درامهای آئینی – نمایشی طی نمود تا توانست به شکل تکامل یافتۀ کنونی دست یابد، این جوشش و جاری شدن به یکباره و همه جانبه رخ نداد، بلکه به طرز بطئی و تدریجی، آن هم با عبور از فراز و نشیبهای زیادی صورت گرفت، چون عناصر و اجزای دراماتیکی که در بدنۀ تعزیه جایگزین شدند و موجودیت آن را رقم زدهاند در ابتدا به صورت مجزا، متنوع و شاید نامتجانس از هم در خطوط موازی یا جدای از یکدیگر برای رسیدن به یک ترکیب حرکت نمودند که در یک سیر طولانی در بستر قرون متمادی صیقل خوردند و به پالایش رسیدند و در یک زمان و مکان خاص که باید آنرا لحظۀ زایش این هنر «مقدس» یعنی تعزیه نامید، به هم آمیختند و صورت ازلی و ابدی تعزیه را شکل دادند، درامی قدرتمند که از اشکال گوناگون نمایشی از قبیل دستهروی، شبیهسازی، مقتلخوانی، روضهخوانی، مقتلنویسی، موسیقی، نوحهخوانی، تکیه، تشبیه و... موجودیت یافت که هر یک از این عناصر نیز روند و سیر خاص تکاملی خود را پیمودند و در یک نقطه با هم ممزوج شدند که شکل غایی تعزیه را ترسیم نمودند و حتی معدودی از آنها جدای از تعزیه هنوز هویت اعتقادی، نمایشی خود را حفظ نمودند مانند دستهروی، شبیهسازی، مقتلخوانی، روضهخوانی و... که حتی در بعضی شهرهای کوچک و سنتیتر در ایام تاسوعا و عاشورا مراسم دستهروی و عزاداری را که عناصر فوقالذکر در آنها دیده میشوند تعزیه مینامند و اجزای تعزیه را شبیهخوانی که خود نشان از اعتبار این عناصر و بار معنایی آنها میدهد که بحثی جداگانه میطلبد که به چه شکل و چگونه اینگونه عناصر توانستند به حیات خود تا به امروز ادامه بدهند و اما در این مقال بحث بر روی یکی از عناصر کلیدی تعزیه میباشد و آن مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 297 بررسی سیر تکوینی مضمون و اندیشۀ تشبیه در تعزیه است، عنصری کلیدی که اگر به خوبی هدایت نمیشد به طور حتم آن چیزی که امروز از آن به نام هنر تعزیه نام برده میشود تنها صورتهای اولیه آن همچنانکه در بالا اشاره رفت از قبیل دستهروی و یا تعزیه سنتی بدون ساختار دراماتیکی باقی میماند، پس برای پیبردن به نقش و ماهیت این عنصر حیاتی به ارزیابی تاریخی آن میپردازیم، مضمون و اندیشۀ تشبیه بر نحوۀ ارائه و تصویر نمودن یک شخصیت مقدس و یا غیرمقدس دور میزند، مضمونی که بار معنایی آن آغشته به بار اعتقادی در یک سمت و بار تصورات و بینشهای سنتی، اجتماعی و تاریخی در سوی دیگر است: این مضمون «تشبیه» دقیقاً ریشه در اعتقادات اسلامی دارد پس ضروری است که به ریشهیابی تاریخی – فلسفی این پدیده پرداخت. در باورها و اعتقادات اسلامی هرگونه شبیهسازی و یا صورت خارجی دادن«انساننگاری خدا» را تشبیه تلقی مینمایند که این اتخاذ شخصیت یا بازی نمودن نقش کسی در اثری دارای فرمولهایی است که یقیناً نشأت گرفته از اندیشههای قرآنی است، بدین معنی که تقلید و یا تصویر و یا خلق هر شخصیتی باید به صورتی ناقص و نه کامل صورت گیرد، چون کمال و بینقصی از آن خداوند است، بینقصی یعنی تقدس و معصومیت که تنها از آن خداوند و معصومین است، البته این تفکر تنها مختص به اسلام نیست و در ادیان دیگر نیز دیده میشود مثلاً در اعتقادات بعضی از این ادیان این تفکر جاری است که آنها در طرحهای هندسی که بر روی قالی یا کوزه و یا صنایع دستی به عمل میآورند سعی مینمایند نقصی در آن ایجاد کنند تا از دسترسی شیطان بدور باشد و نیز ضمانتی برای صاحب آن باشد چون آنها کمال را تنها از آن خدا میدانند (انسانشناسی، 1972، ص.37-367). در شمال ایران، (مازندران) نیز این باور وجود دارد که برای دور نمودن شیطان و مصون ماندن از چشم زخم و... از کمالجویی دوری میجویند، یعنی یک فرد از آراستن کامل خود یا فرزندان خود و یا از زیباسازی خانه و اطرافش پرهیز میکند و سعی مینماید نقصی در ظواهر ایجاد نماید که خود دال بر راندن شیطان و بلایا است. مضمون و اندیشۀ پرهیز از کمالجویی خود سرآغاز مباحث اساسی فقهی و فلسفی بسیاری گردید و مهمترین سئوال این بود که آیا میتوان شخصیتی را به کمال تصویر کرد؟ عدهای که کمالگرا بودند طبیعی بود که مخالف این شیوه باشند ولی گروهی نیز از این اندیشه پیروی نمیکردند چون آنها نمونهها و الگوهایی داشتند که به برداشتی اینگونه غیرکمالگرایی برسند، به طور مثال این عده میدانستند که پیامبر اسلام از هنر کامل و جهتدار حمایت فرمودند و نمونۀ روشن آن زمانی بود که مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 298 آن حضرت بعد از فتح مکه کلیۀ بتهای اطراف خانۀ کعبه را با عصای مبارک شکستند و حتی آثار داخل کعبه را که نیز بوی شرک و بتپرستی میدادند؛ دستور فرمودند که سوزانده شوند جز یک تمثال که تعلق به حضرت مریم داشت که خود آنرا به دست گرفتند و حفظش فرمودند. پس این عده میدانستند که در اسلام کمالگرایی هنری، آنهم در شکل صحیح و هدفدار از طرف پیامبر نادیده گرفته نشد و این عمل رسول خدا بیانگر تأیید هنر در شکل صحیح آن بود. ولی با همۀ تاریخ درخشان و روشن در بحث کمالگرایی جهتدار اسلامی، عدهای تأیید تشبیه را خلاف شرع مقدس میدانستند در حالی که آنها میدیدند که در تعزیه اگر بحث تشبیه در میان است اصول و شئونات کاملاً مراعات میشود یعنی در آنجایی که باید از کمالگرایی پرهیز کرد این بُعد اعمال میشود، مثلاً استفاده از نقاب برای چهرۀ ائمه و معصومین رعایت این اصل است و استفاده نکردن نقاب برای اشقیا نیز تأیید این زمینه است و یا پوشاندن چهرۀ زنان خود نمونۀ دیگری است. ولی عدهای این شِق را باور نداشتند، آنها مطلقگرایی را در کمالگرایی میدیدند یعنی عقیده داشتند که کمال نباید در خارج وجود داشته باشد، جز برای ذات اقدس متعال، که این تفکر را به کل هنر و به خصوص درام اسلامی انتقال دادند که ما تا به امروز به سبب پیروی از این اصل هنوز هم در بعضی از کشورهای اسلامی نشانی از درام نمیبینیم. پس تشبیه یکی از راههای دوری جستن از کمالگرایی است و به همین خاطر است که شیعیان و به خصوص علمای برجستۀ شیعی از آن حمایت نمودند، چون آنها میدانستند که در شبیهخوانی یا تعزیه کلیه اصول در ظاهر و باطن رعایت میشود، مثلاً فردی که شبیه معصومی است در ظاهر نقابی بر چهره دارد و در کلام نیز رعایت اصول را مینماید مثلاً میگوید که من امام نیستم، من تنها تعزیهخوانی هستم که بلاتشبیه نقش امام را دارم که تشبیه در اینجا از واژۀ بلاتشبیه مشتق میشود که این عبارت ممکن است چندین بار در طول اجرای تعزیه تکرار شود، و یا بازیگر از کاراکتر جدا شود و با تماشاچی گریه کند، این قرارداد را بازیگر نقش اشقیا نیز رعایت میکند و فاصله را حفظ مینماید یعنی کمالگرایی را انکار میکند، او با توهین و تمسخر عنوان میکند که من شبیه شمر هستم و نه خود شمر، پس مضمون تشبیه اگر در تعزیه جاری میشود برگرفته از اصولی است که این اصول ریشه در شئونات و موازین شرعی دارد که خود موجب کمال تشبیه شد. پس تشبیه در تعزیه تجربه شد و شکل و هویت خاص خود را دریافت. برای پیجویی علل این تحول و تکامل بررسی ریشههای فکری – فلسفی تشبیه ضروریست. متکلمین و فلاسفۀ اسلامی در مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 299 مبحث حکم الهی به دو دسته تقسیم شدند (معتزلیان و اشعریان) که مباحث گستردهای از قبیل یگانگی خدا، اصول قرآنی و مباحث نظری و کلامی را پیش کشاندند که بیشتر اشعریان معتقدند انسان بر اعمال خود کنترلی ندارد، ولی معتزلیان به عکس معتقدند که انسان از آزادی انتخاب و عقیده برخوردار است، امری که در شریعت شیعی وجود دارد و آن هم حضور مجتهد اسلامی است که میتواند با قضاوت شخصی، راهی را انتخاب نماید و یا به پیروان خود سره را از ناسره نشان دهد، عمل و استنباطی که حضرت امام حسین(ع) به عنوان امام و عالم اسلامی از خود نشان دادند دال بر استنباط و دریافت از قوانین و موازین اسلامی است؛ یعنی آن حضرت با استنباطی که از اصول داشتند انتخابی که برخاسته از قضاوتشان بود به عمل آوردند و در نهایت تصمیم گرفتند که به کربلا هجرت کنند و تسلیم قضا و قدر و تفکری که در آن روز حاکم بود نشوند یعنی مخالفت علنی علیه قضا و قدر محض نمودند بخصوص تفکری که تأییدی برخلافت ناحق یزید داشت سخت حساسیت نشان دادند. آن حضرت با انتخاب که برگرفته از تفکر شیعی و منطق فتوا و استنباط بود بر آزادی عمل در این امر مهر تأیید زدند، یعنی آن امام شهید در عمل نشان دادند که انسان میتواند با تشخیص حقیقت قدم در راه آن بگذارد، تشخیصی که ملهم از تفکر و اندیشه دینی است. همین بخش از تفکر اسلامی راه را برای حرکتی نظیر تشبیه باز نمود، یعنی یک مجتهد میتواند با استنباط خود اجازه دهد که تقلیدی یا تشبیهی از شیطان یا از شخصی ممتاز و مقدس به عمل آید، بدون آنکه آن فرد شیطان و یا یک فرد مقدس به حساب آید، چون فتوا این اجازه را به او میدهد که در اشکالی نظیر اعمال دراماتیک و یا بازی نمودن در نقش انسانی دیگر شرکت نماید، عملی که در غیر از مذهب شیعی در مذاهب دیگر اسلامی به سبب پیروی از دیدگاه اشعری نادیده انگاشته شد، ولی به سبب فتوا و حضور مجتهد اسلامی و استنباط از موازین شرعی در مذهب شیعه این فضا و آزادی عمل برای شیعیان به وجود آمد تا بتوانند قدم در راهی بگذارند که خالق برجستهترین درام سنتی – آئینی همه جهان باشند. با پیدایش زمینههای آزادی انتخاب و عمل برای شیعیان در زمینه هنرهای زیبا، آنها شروع به بازسازی دراماتیک از فاجعۀ کربلا کردند. البته در بین علمای اسلامی که معتقد به آزادی انتخاب بودند باز اختلاف نظر وجود داشت، دستهای تشبیه را قبول نداشتند، آنها اگر چه بر مبنای اندیشه شیعی فتوا میدادند ولی در این مبحث هنوز کمالگرایی مطلق را تبلیغ میکردند یعنی کمال را از آن خداوند یکتا میدانستند و بر این مبنا تشبیه را حرام قلمداد میکردند و یا به عبارتی عرف حاکم را قابل انعطاف برای انعکاس دیدگاههای این چنینی نمیدیدند و در نتیجه ترجیح میدادند سکوت کنند مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 300 و یا از عرف پیروی نمایند. این اختلاف نظر به شکلی نبود که هیچگونه حرکتی بنام تعزیه صورت نگیرد بلکه هر دو موازی با هم حرکت میکردند و در سیر زمان وقتی تعزیه جایگاهی ویژه در بین شیعیان یافت آن هم به عنوان یک پدیدۀ دینی و نه صرف هنری بلکه دینی، هنری، پدیدهای اعتقادی که توانایی ارتباط حال با گذشته را داشت. علما و بزرگان دین به اعتبار آن پی بردند و به اظهار نظر در مورد آن پرداختند، این بحث و جدل فلسفی – فکری از قرن سوم هجری شروع شد و شاید هم تا به امروز ادامه دارد که تماماً دال بر اعتبار تعزیه است، در اولین اظهار نظر تعبیر مخالفان تشبیه این بود که اگر کسی خود را شبیه یک گروه نماید او در ردیف و یا خود آن گروه به حساب میآید (تعزیه شعایر آئینی، 1979، ص 101) براساس این نگرش و بینش اگر کسی شبیه یا نقش شمر را بازی نماید او شمر به حساب میآید، شیطان و کافر است. او همان گناهی را مرتکب میشود که شمر شده است، این تفسیر کمالگرایی مطلق است برداشتی که تفسیری تند از تشبیه است، البته این نوع تفاسیر طبیعی بود ولی سیر زمان و تغییر در عرف مسلماً شناخت بیشتری برای این طرز برداشت به وجود آورد اتفاقی که مشابه آن را در اروپا هم دیدیم، البته در آنجا چون تئاتر غیرمذهبی اعمالی خلاف شئونات مردم انجام داد کلیسا با آن به مخالفت برخاست ولی بعد از گذر دورهای وقتی رهبران کلیسا دیدند که تئاتر میتواند به عنوان پدیدهای در خدمت اهداف مذهبی به کار گرفته شود، ذهنیت خود را نسبت به آن تغییر دادند، ذهنیتی که در آغاز تئاتر را به عنوان یک پدیدۀ شیطانی تفسیر میکرد بعد از گذشت نزدیک به دو یا سه قرن از تئاتر در داخل کلیسا استقبال کرد و از آن به عنوان یک عنصر مفید و مقدس بهره برد، چون تئاتر توانست یک مکان برای تعلیم، تربیت و انتقال ارزشهای اخلاقی و دینی باشد. (تئاتر هنر زندگی، 1991، ص 220-214) در بین متفکرین دینی شیعی مشروعیت تعزیه بر مبنای حضور آن در عرصۀ اجتماع پذیرفته شد، یعنی آنها به این شناخت رسیدند که تعزیه میتواند مفید واقع شود، اولین فردی که به اعتبار معنوی تشبیه پی برد، ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشری (538 -467هـ.ق)، یکی از بزرگان شیعی ایرانی و از متکلمان اسلامی بود که در کتاب «اطواق الذهب فی المواعظ و الخطب» نوشت: «بر اساس سنت دین هر فردی که برای سیدالشهدا امام حسین(ع) گریه کند مطمئناً در آخرت با آن امام محشور خواهد شد». (تعزیه شعایر آئینی، 1979، ص 102) فتوا و دیدگاه او از این مرز نیز فراتر میرود و در ادامه اضافه میکند که «اگر کسی موجب گریه فردی دیگر شود که برای امام بگرید، خود امری پسندیده و ثواب انجام داده است». (تعزیه شعایر آئینی، 1979، ص 102) با نظرات روشن این عالم بزرگ، بخش اعظمی از تاریکی فلسفی و درونی مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 301 تشبیه به نور و روشنایی دست یافت و خود چشماندازی شد تا آنانی که منکر اعتبار و ارزش تشبیه بودند به آن اندیشه برند و در دیدگاه خود تعدیل ایجاد نمایند و همین امر نیز اتفاق میافتد، این رای قاطع زمخشری موجب میشود که محققان او را پایهگذار حرکت عظیم تعزیه بدانند چون با این نظرات زمینههای مناسب برای رشد و خلاقیت و باروری مقتلخوانی و نهایتاً روضهخوانی مهیا میشود. نظرات زمخشری فرصتی را نیز برای نقد و نظر به وجود آورد. طوریکه اکثریت علما نظر او را پذیرفتند و در نتیجه نظرات گذشته کم رنگ شدند و تشبیه از اعتبار برخوردار گشت و در امتداد آن تفاسیر و فتاوی جدیدی صادر شد، از قبیل «اگر کسی نقش شمر را بازی کند و موجب گریه دیگران برای امام حسین(ع) گردد این عمل نه تنها نکوهیده نیست بلکه عملی پسندیده است و این فرد از شفاعت امام در روز محشر برخوردار خواهد شد». (تعزیه شعایر آئینی، 1979، ص 103) با این بینش جدید که زمینۀ مثبتی برای ترغیب هواداران تعزیه شد، مقتلنویسها و پیروان امام شهید شروع به نوشتن و کار بیشتر برای تحول تعزیه نمودند که خود سرآغاز تحول تراژدی اسلامی یعنی تعزیه گردید. و امّا در یک نگاه اجمالی بر سیر تحولی تشبیه میبینیم که از زمان زمخشری به بعد تا عصر قاجار تحول شگرفی در مضمون و اندیشه تشبیه ایجاد نشد و حتی در مقاطعی نظرات تند در ضدیت با تشبیه ایراد شد، ولی مشخصاً در عهد قاجار فلسفه و مضمون تشبیه به سبب اوج تعزیه مورد نقد و نظر علما قرار گرفت، چون در این دوره تعزیه به عنوان مطرحترین هنر و پرطرفدارترین رسانه بود و طبیعی بود که نقد و نظر پیرامون آن بیشتر باشد، در این دوره مجدداً علما تلاش نمودند تا یک سنخیتی بین تعزیه و احکام شرعی اسلامی پیدا کند، یعنی گوشههای تاریکی که از گذشته به جا مانده است را روشن نمایند، به همین جهت سوالاتی اساسی مطرح نمودند، از قبیل، آیا تعزیه در سیر قوانین شرعی و اسلامی و متناسب با آن قراردارد و یا خلاف شرع و اصول اعتقادات است؟ این بحث اگر چه چندان جدید نبود ولی به هر صورت طرحی اساسی بود که باعث برانگیختن نظرات تازه و نوینی گردید که چکیدۀ آن نظرات و مطالعات بدین صورت بود که تعزیه مشتق و منبعث از دین مبین اسلام و بر مبنای اصول اسلامی است، بذر تعزیه در زمین، فرهنگ و اعتقادات اسلامی کاشته شد و گیاه آن در این خاک روئید و بارور گردید و شاخ و برگ آن نشان از سبزی و زیبایی مذهب تشیع علوی است، که در انظار هویدا است و از نسیم آن عاشقان حسینی بهرهمند میشوند، پس اگر تعزیه از این همه ارزش و اعتبار برخوردار است ناشی از ارزشهای دینی و عواطف و اعتقادات شیعی است مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 302 پس دیگر نباید عدهای در سلامت و زیبائی آن تردید به خرج دهند و اگر تردیدی وجود داشت مسلماً ناشی از شرایط گذار جامعۀ عصر قاجار بود، جامعهای بسته و سنتی که تندباد تحول و نوگرایی در آن دمیدن گرفت و منطقی است که عدهای در چنین شرایطی در فراگیرترین رسانه «تعزیه» شک نمایند، به خصوص رهبران فکری جامعه که میخواستند پاسخی مبرهن برای عدهای ناباور به دست آورند، که این شک باعث تعمق و تفکر جدیدی در مورد تعزیه گردید تا علما مجدداً به تفاسیر فقهی و شرعی دست زنند، به عبارتی آنها به دنبال یک پاسخ نو بودند که به سئوال مردم سدۀ دوازدهم هجری قمری بدهند، آن مردم میخواستند تعریفی دقیق از درام آن هم از دیدگاه اسلامی داشته باشند. در نتیجه رهبران دینی وظیفهمندتر از همیشه به تبیین تشبیه پرداختند، چون آنها مطلع بودند اگر نخواهند برداشتی صحیح و تفسیری اصولی از این جریان ارائه کنند، جامعه به شکلی نامعقول این پدیده را تفسیر میکند. پس تکلیف و مسئولیت فقهی و دینی آنها را ملتزم به این سختگیری نمود که علما با اصول و دلائل کافی به ارزیابی این حرکت عظیم و شگفتآور که در کل کشورهای اسلامی نادر بود بپردازند، به زبانی آنها بایستی پاسخی کوتاه به سئوالی بزرگ میدادند که آیا درام مذهبی تعزیه باید آزاد و قانونی باشد یا خیر؟ (تعزیه و تعزیهخوانی، 1351، ص22) اولین متفکر و عالم دوراندیش و صاحباندیشه که پیشتاز این جریان بود حضرت آیتالله میرزا ابوالقاسم بن حسن گیلانی معروف به فاضل قمی (متوفی 1231 هـ.ق) در غوغای عالمگیر شدن تعزیه و انتظار مردم، با شهامتی شگرف پاسخی شجاعانه داد، آن بزرگوار در فتوایی در مورد درام مذهبی، که بعدها در کتاب او بنام «جامع الشتات» به چاپ رسید اشاره کرد: «نمایشهای مذهبی نه تنها خلاف شرع نیستند، بلکه شرعی و قانونی هستند و در ردیف آثار برجستۀ مذهبی به شمار میآیند... دلیلی برای ممانعت و نمایش معصومین و پاکان دین وجود ندارد و نیز چرا مانع گریستن، پیروان دین برای سالار شهیدان و شهدای کربلا شویم؟» (تعزیه شعائر دینی، 1979، ص 108-107) این فتوا کلیۀ اصول روحی، روانی، اعتقادی و زیباشناختی مردم آن عصر را در خود مستتر دارد و علاوه بر آن اقدامی جدی برای تقویت درام ملّی، مذهبی در مقابل سایر درامهاست که در آن شرایط در حال سرک کشیدن و رخنه کردن بودند، این عالم و متفکر برای جامعیت بخشیدن به اندیشۀ درام مذهبی حمایت خود از تعزیه را بیشتر نمود و به عنوان اولین مرجع شیعی اجازه داد که مرد بتواند شبیه شخصیتهای زن ظاهر شود، به عبارتی ایفای شبیه زن توسط مرد در تعزیه را جایز دانست. بعد از این مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 303 فتاوی تعزیه راه و مسیر تازهای پیدا کرد و در اصل جهش شگرفی در آن ایجاد شد و علمای دیگر نیز برای رونق و تقویت این درام مقدس نظرات و آرای خود را بیان نمودند مانند حضرت آیتالله سید علی یزدی در 1320 هـ.ق که فتوایی صادر نمود که در آن نه تنها دیدگاههای آیتالله فاضل قمی را مورد تشبیه تأیید نمودند بلکه تصویر و تشبیه زن توسط مرد را نیز با تفسیری تأیید مجدد نمودند: «مردی که شبیه زن میشود و زن را نمایش میدهد مشکلی پیش نمیآورد... او «شبیه زن» کلماتی را تکرار میکند که موجب برانگیختن احساسات و باعث گریه میشود و این عمل را نمیتوان گفت تصویرسازی زن در صحنه، برای همین دلیل تصویر زن برای نمایاندن واقعۀ کربلا است و نه عملی دیگر» (تعزیه شعایر آئینی، 1979، ص 111) علاوه بر این نظرات صائب که از طرف علمای آگاه و مطلع مورد تأیید واقع شد، حضرت آیتالله فاضل قمی کماکان حمایت معنوی و فکری خود را در اشکال گوناگون از تعزیه ادامه داد، به طور مثال او در کتاب وسائل مظفری در مورد ارزش تماشاگر و اعتبار معنوی تماشای تعزیه بحث مفصلی را دنبال نمود، در این بحث او تماشاچیان تعزیه را تشویق نمود تا به تعزیه از دید یک سر گرمی و نوعی عادت صرف نگاه نکنند چون در تعزیه انگیزه و اندیشۀ گریه مطرح است این گریه هدفدار است. اگر تماشاچی اشکی میریزد برای یک ایدهآل است. او در اهمیت گریه و نیز تشبیه میگوید: «برای یک فرد شیعه مناسب است که به پاداش و مزایا و... نیندیشد آن هم وقتی به مشاهدۀ عزاداری «تعزیه» میپردازد، چون او گریه برای آن شخصیت بزرگ امام حسین(ع) میکند، اخلاص و از خودگذشتگی او برای مذهب شیعه و عشق او برای امام حسین(ع) او را وادار به گریه میکند و نه هیچ چیز دیگر، عشق خالصانه او به آن آقا همۀ کنترل را از او، «تماشاگر شیعی» سلب میکند و اشکهایش را جاری میکند، آیا تشبیه کاملترین بندۀ خدا حضرت محمد مصطفی پیامبر و رسول و... کفایت برای گریه نمیکند». (تعزیه شعایر آئینی، ص 112) این بحث تمامی ابعاد روانشناختی، جامعهشناختی و انسانشناسی دینی – اجتماعی را در خود داشت و خود بزرگترین تفسیر و حمایت از تعزیه و فلسفه و مضمون آن بود. از علمای دیگر که تشبیه را همچون آیتالله فاضل قمی دیدند، محقق بزرگ شیعی عصر قاجار آیتالله محمد رفیع طباطبایی نظامالعلما بود که باید او را بزرگترین متفکر دینی عصر ناصر الدین شاه و مظفرالدین شاه نامید، او در 1322 هـ.ق در کتابش «مجالس حسینیه» در مورد فلسفه شهادت و نیز عزاداری برای امامحسین(ع) مطالبی ارزنده مینویسد. اظهار نظری که خود بزرگترین تأیید فقهی از تعزیه بود و نیز ابعادی تازه از مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 304 نوع تاثیر گذاری تعزیه را بر مردم و اجتماع باز نمود و تعزیه را عنصری نامید که در آن اعمال خیر و شر تصویر میشوند و اضافه میکند: «از کارهای خیر، احیای امامحسین(ع)، سیدالشهدا بحث از موقعیت و روزگار آن امام نجات، بهتر است تا دیگر کارها و همچنین تدبر، تقویت و تحکیم ستون اخلاص و استخلاص... اصل و بنیاد و جوهرۀ دین اخلاص و استخلاص است که در واقع ضرورتاً با ترحم و تسلی برای امام و توجه به ظلم و بیعدالتی که اهلبیت مظلوم متحمل گشت تقویت و محکم میشود». (مجالس حسینیه، 1323، ص 61) و او با بهره جستن از آیۀ 226 سورۀ شعراء که تأیید و تفسیری بر راه رسم امام حسین(ع) است بحث خود را به پایان میرساند: «قرآن کریم میفرماید: الّا الذین آمنوا و عملُوا الصالحات و ذَکَرُوا الله کثیراً وَ انتَصَروا مِن بَعدِ ما ظلِمُوا و سَیَعلَمُ الذّین ظَلَمُوا اَیّ مُنقلب یَنقَلِبون. مگر آن شاعران که اهل ایمان و نیکوکار بوده و یاد خدا بسیار کردند و برای انتقام از هجوم و ستمی که در حق آنها (و سایر مومنین) شده (به نظم و سخن و طبع شعر) از حق یاری خواستند (و به شمشیر زبان با دشمنان دین جهاد کردند. آنان را مومنان پیروی خواهند کرد) و آنان که ظلم و ستم (در حق آل رسول(ص) و اهل ایمان) کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی و دوزخ انتقامی بازگشت میکنند». نظامالعما تنها فردی تا آن زمان است که تعزیه را به عنوان یک درام اصیل مذهبی و شیعی پذیرفت و از تشبیه بعنوان اندیشهای ناب یاد میکند و آن را مختص شیعیان میداند که فرق دیگر از آن الهام گرفتند و یا خواهند گرفت. بحث تشبیه مقولهای پیچیده و ظریف است که در همه زمانها مورد نظر علما و بزرگان عقل و دین بوده است و به سبب همین اعتبار است که توانسته نظرات داوران حساس دین را به خود جلب نماید، که نفس این نظرات بسیار گرانبها و ارزشمند است و به تعابیر منتقدان امروز درام و ادبیات دیدگاهها، همه زیباشناسانه است ولی در بُعد دینی و درام مذهبی که این دیدگاهها به ساختار و مضمون تعزیه شکلی رمزآمیز داده است و بر گرانسنگی آن نه به عنوان هنر مذهبی عوام بلکه درام مقدس خواص نیز افزوده است که در بین درامهای آئینی این امر نادر است. پس اندیشه در مضامین تشبیه برای شناخت بیشتر از تعزیه امری ضروری است که باید آن را از دیدگاههای مختلف دید و سیر تشبیه را تا به امروز حتی زمان حاضر را نیز بررسی نمود، چون این نظرات تا قریب صد سال پیش در مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 305 مورد تشبیه مطرح گردید، روزگاری که علما و متفکران دینی به این مباحث حسن ظن داشتند ولی متاسفانه با هجوم فرهنگ غربی و مهجور شدن تعزیه و ایستایی آن، دیگر مباحثی از این نوع مطرح نشد و اگر هم عنوان شد چون دیگر، تعزیه آن حضور زنده را نداشت چندان اساسی تلقی نشد؛ ولی با ظهور انقلاب اسلامی بار دیگر زمینههای تفکر فلسفی – فقهی مطرح گردید که مراجع بزرگی از جمله حضرت امام قدس(ره) در مورد تعزیه به اظهار نظر پرداختند که خود مبحثی جداگانه است که امیدوارم در بحثی دیگر به آن بپردازم. در پایان باید اشاره نمود که ما در شرایطی زندگی میکنیم که بحث رنسانس در هنر بومی مطرح است و تعزیه تنها نمایش بومی ما است که به طور حتم در این رنسانس باید از جایگاهی ارزنده برخوردار باشد، به شرطی که محققین در امتداد تقویت و حمایت از زمینههای اجرایی و اشکال فرمی و ساختار آن به مبحث فلسفی – فقهی و زیباشناختی آن عنایت بیشتری نمایند که در آن صورت این هنر مقدس در تجدید حیات دوباره به منزلت واقعی خود دست خواهد یازید. فهرست منابع 1- هوبل، ای آوسون، انسانشناسی: مطالعۀ انسان، مگراهیل، 1972 2- چالکوفسکی. پیتر. تعزیه شعایر آئینی و درام در ایران، دانشگاه نیویورک، 1979 3- چالکوفسکی. پیتر. عزاداری مردمی شیعیان، دانشگاه نیویورک، 1985 4- ویلسون گلدفاراب. تئاتر هنر زندگی، مگراهیل، 1991 5- همایونی. صادق. تعزیه و تعزیهخوانی، وزارت فرهنگ و هنر، 1351 6- نظام العلما، مجالس حسینیه، تبریز، 1323 7- قرآن مجید، سورۀ شعراء، آیۀ 226 مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 306 نهضت و رهبری امام و جایگاه عاشورا در این میان نهضت و رهبری امام و جایگاه عاشورا در این میان علی رضائیان بررسی سیر تحول دانش مدیریت در جهان نشان میدهد که پیشرفت در ابعاد گوناگون آن نزدیک شدن به ارزشها و به تعبیر دیگر مدیریت بر مبنای ارزشهای اسلامی را به همراه دارد با عنایت به این واقعیت است که تحلیل و تطبیق ابعاد مدیریت امام خمینی با دستاوردهای دانش مدیریت امروز که در حال تکامل است باید با تأمل و تعمق صورت پذیرد. مهمترین تفاوت مدیریت بر مبنای ارزشهای اسلامی که نمود آن را میتوان در مدیریت حضرت امام یافت با مدیریت بر اساس دانش تولید شده در غرب در نگرش نسبت به انسان نهفته است یعنی تصویری که انسان از خود و همنوعان خود دارد و همچنین رابطهاش با طبیعت، زمان ماهیت و گرایشات عملگرایانه و همچنین روابطی که در ظرف جامعه و نسبت به فضا و مکانی که در آن قرار دارد. در یک چارچوب ارزشی که بر مبنای فرهنگ هر ملتی استوار است میتوان رابطۀ میان مفروضات، ادراکات و عواطف را در هر فرهنگ مورد مداقه قرار داد و با تعمیم مدلی که به دست میآید موقعیتهای فرهنگی گوناگون و روابط متقابل آنها را شناخت. مفروضات زیربنای همۀ مشاهدات، اندیشهها یا تجربیات به شمار میآیند و در کارکردهای روزانه از اهمیت فوقالعادهای برخوردار هستند. اگر آدمی مفروضات بیشماری دربارۀ جهان نمیداشت با توجه به نیازمندی بسیار او در کنکاش محیط و به دستآوردن هر آنچه که در مسیر کمال و کار میآید از کار افتاده و ناتوان میشد. به هر حال رمز استفادۀ بهینه از مفروضات در صحت آنها نهفته است. بیشتر مفروضاتی که افراد دارند برقراری ارتباط و روابط اثربخش آنان با دیگران کافی است، وی سخن در این است که در واقع کدامیک از این مفروضات به کمال و موفقیت میانجامد. یک عامل اساسی در رابطه با نقش مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 307 مؤثر مفروضات در روابط اثربخش عام بودن آنهاست. هر چه اشتراک نظرهای بیشتری موجود باشد احتمال اینکه تبادل مؤثرتری صورت پذیرد بیشتر خواهد بود. از این رو گاهی ممکن است مفروضات به جای تسهیل روابط مانع برقراری روابط مؤثر باشد. این واقعیت روانشناختی که «آدمی آنچه را میخواهد، میبیند یا میشنود» تنها بیانگر این موضوع نیست که نیاز بر ادراک آدمی اثر میگذارد بلکه نمایانگر این نکته نیز میتواند باشد که مفروضات آدمی بر ادراکات او نیز اثر میگذارد اگر ادراکات ما با مفروضاتمان سازگار باشد مشکلات کمتری خواهیم داشت و در غیر این صورت مشکلات بسیاری پدید خواهد آمد که به طور معمول در عواطف و رفتارهایمان تجلی کرده و نمود مییابد. اکنون کیفیت این مفروضات را در رابطه با موضوعات زیر مورد بحث و بررسی قرار میدهیم. ماهیت اساسی آدمها باور آدمی نسبت به ماهیت همنوعانش نمایانگر چگونگی اندیشیدن درباره تک تک افرد نیست بلکه باور آدمی را نسبت به ماهیت نسل بشر نشان میدهد آیا فرد باور دارد که انسانها قابل تغییر هستند یا خیر؟ جدا از ضعفهایی که آدمها دارند آیا ماهیت انسان شر است یا خیر؟ یا نه خیر و نه شر؟ یا تلفیقی است از خیر و شر؟ روشنترین اثر مدیریتی ارزش ماهوی انسان را میتوان در سیستم کنترل مشاهده کرد. گرایش به بدذات بودن انسان به دلیل سوءظن مدیر نسبت به آدمها موجبات سیستم کنترلی شدید را فراهم خواهد کرد. گرایش ارزشی نسبت به ماهیت انسان نیز از حد سیستم کنترل و تشویق و تنبیه فراتر رفته و بر سبک مدیر اثر میگذارد. حضرت امام آدمی را عصاره همه خلقت و موجودی بالقوه میداند که باید استعدادهای نهفته در خویش را به فعلیت رساند و به مراتب عالی که در پیش دارد نائل آید. ایشان با تأکید بر اصالت داشتن فرد و قدرت تغییر ایجاد کردن در جامعه میفرماید: «آقایان میدانند که پیغمبر اسلام(ص) تنها قیام فرمود و در یک محیطی که همه با او مخالف بودند قیام فرمود و زحمتهای زیاد، مذمتهای زیاد، رنجهای فراوان برد تا اینکه اسلام را به مردم ابلاغ فرمود، دعوت کرد مردم را به هدایت، دعوت کرد به توحید. آنقدر مشقت ایشان تحمل فرمود که گمان ندارم کسی طاقت آن را داشته باشد. بعد از رسول اکرم(ص) مسلمین به وظایف خودشان تا حدودی عمل کردند، اسلام را تقویت کردند، توسعه دادند اسلام را تا اینکه یک مملکت بزرگ اسلامی در دنیا تشکیل شد که بر همه ممالک مقدم بود».[1] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 308 در عین حال تلاشهای جمعی را تشویق مینمود و رمز وحدت و یکپارچگی امت اسلامی را در حماسه عاشورا میدانست. «همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی مراسم عزاداری ائمهاطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابیعبدالله الحسین علیهالسلام است که حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان ائمه اثنیعشر علیهم صلوات الله و سلم میباشد.»[2] حضرت امام با الهام از فرهنگ عاشورا تلاش کردند انگیزههای معنوی توده مردم از طریق بزرگداشت قیام عاشورا محفوظ بماند. «مجالس عزا را با همان شکوهی که پیشتر انجام میگرفت و بیشتر از او حفظ کنید.»[3] رابطه با طبیعت این رابطه بیانگر چگونگی تنظیم روابط فرد با طبیعت و مخلوق خداست. سه نوع رابطه عمده را در تجربه بشر میتوان ذکر کرد که عبارتند از: 1- تسلیم شدن در مقابل طبیعت 2- هماهنگی و سازگاری با طبیعت 3- تسلط یافتن بر طبیعت.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:52  توسط hasan gholami
|
|