|
اثر ارزشی رابطه با طبیعت در فعالیتهای مدیریتی را در دو زمینه هدفگذاری و تنظیم بودجه میتوان مشاهده کرد اگر آدمی بخواهد در محیط فرهنگی فعالیت کند که تسلیم بودن در مقابل طبیعت نفوذ غالب را در میان افراد آن دارد به احتمال زیاد نسبت به فرهنگی که هماهنگی یا تسلط داشتن بر طبیعت در آن غلبه دارد هدفهای مدیریتی تنظیم شده در چنین فرهنگی بیشتر کیفی و کلی خواهد بود (البته در صورتی که هدفگذاری صورت پذیرد). از سوی دیگر در یک فرهنگ تسلط بر طبیعت مدیر ممکن است با اطمینان بیشتری هدفهای مشخص عاری از ابهام و بلندپروازانه تعیین کند. در این جا تمایز میان شخصیت فردی و تأثیر فرهنگ قابل تأمل است هدفهای تعیین شده به طور کامل به تفاوتهای شخصیتی فردی مانند نیاز به کسب موفقیت وابسته نیست بلکه تحت تأثیر نفوذ گرایش فرهنگی در زمینه سطح و نوع هدفهایی است که در اینجا مورد تاکید قرار گرفته است. گرایش فرهنگی شیوه تعیین هدفها را برای فرد تعریف و مشخص مینماید. پیام و تأکید فرهنگ عاشورا بر هدفهای بلندمدت است و حضرت امام نیز با الهام از فرهنگ عاشورا در تبیین هدفهای بلندمدتی که مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 309 بتواند ایثار، علاقه و تعهد آحاد ملت را جلب نماید بسیار استادانه عمل مینمودند. حضرت امام میفرماید: «اگر نبود این نهضت، نهضت حسین علیهالسلام، یزید و اتباع یزید اسلام را وارونه به مردم نشان میدادند». یا در جای دیگر اشاره دارد که: «سیدالشهدا دیدند که مکتب دارد از بین میرود... اینکه سیدالشهدا را کشاند به آنجا، مکتب بود که کشاند آنجا... عقیده بود که کشاند به آنجا و همه چیزش را داد در مقابل عقیده، در مقابل ایمان و کشته شد و شکست داد، طرف را شکست داد. سیدالشهدا سلام الله علیه مذهب را بیمه کرد. و با عمل خودش اسلام را بیمه کرد.» در هدفگذاری تلاش میشود که هدف همواره در ذهن خودآگاه افراد باشد تا بدانند که در جهت کدام هدف باید تلاش کنند. حضرت امام رمز واقعه عاشورا و ماههای محرم و صفر و همچنین مجالس عزای حضرت امام حسین علیهالسلام را در زنده نگهداشتن هدف مشترک امت اسلام به ویژه شیعه میداند و از این رو میفرماید: «... این مجالس عزای سیدالشهدا است و مجالس دعا و دعای کمیل و سایر ادعیه که میسازد. ملت ما قدر این مجالس را بدانند، مجالسی است که زنده نگه میدارد ملتها را در ایام عاشورا زیاد و زیادتر و در سایر ایام هم غیر این ایام متبرکه هفتههاست و جنبشهای این طوری هست». گرایش و نگرش نسبت به زمان به دو طریق درباره زمان میتوان اندیشید یکی به گونه کلی یعنی به جای شناخت چگونگی گذراندن زمان از سوی افراد، این گرایش و نگرش را با چگونگی پاسخ افراد به حوادث جدید میتوان نشان داد. اگر مردم در پاسخ به یک چالش جدید به گذشته برگردند و به دنبال آن باشند که دریابند دیگران چگونه با این نوع مسائل برخورد کردهاند ارزش غالب «گذشتهنگر» خواهد بود. اگر افراد عمدتاً آثار بلافاصله عمل را مورد ملاحظه قراردهند آنگاه گرایش غالب بیشتر «حالگرا» خواهد بود و اگر توجه عمده به تبعات بلندمدت یک انتخاب باشد آنگاه گرایش غالب «آیندهنگر» خواهد بود. آشکارترین نکته تأثیر این متغیر فرهنگی بر مدیران در افق برنامهریزی است. واقعیتهای جاری یا آثار مطلوب در آینده میتواند بر تصمیمگیری اثر گذارد و سیستم پاداش نیز میتواند تحت تأثیر پنهان گرایش نسبت به زمان قرار گیرد. بُعد دیگر گرایش نسبت به زمان که اثر شدیدی بر رفتار آدمی دارد چگونگی استفاده از زمان است. برای برخی از افراد زمان کالای باارزش یا بیارزشی است که میتوان آن را ذخیره کرد و سپس صرف کرد یا تلف نمود. همچنانکه درباره عاشورا گفتیم حضرت امام با تکیه بر گذشتهای که حافظۀ امت اسلامی است انقلاب امامحسین(ع) و مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 310 قیام کربلا را متذکر شده و در ماههای محرم و صفر با معطوف کردن ذهن مسلمانان به اینکه زندگی سیدالشهدا، زندگی حضرت صاحب سلام الله علیه، زندگی همۀ انبیا عالم، همه انبیا از اول تا حالا همهشان این معنا بوده است که در مقابل جور، حکومت عدل را میخواستند درست کنند، آنان را نیز به تبعیت از پیشوایان الهی فراخوانده و آنچنانکه در دوران پرتلاطم انقلاب مشاهده کردیم در این زمانهای حساس و شورآفرین مردم را به صحنه کشانده و بزرگترین حرکتها را برای سرنگونی طاغوت و سپس مقابلۀ با تجاوزهای رژیم بعثی عراق به وجود آوردند و با پیوند زدن گذشته و حال افقهای روشنی را برای آینده ترسیم کردند. در دیدگاه امام، زمان یک واحد به هم پیوسته است به گونهای که تعهد یا بیتعهد بودن نسبت به گذشته، حال را پدید میآورد و آینده نیز چیزی جز آنچه امروز رقم میزنیم نیست: لامکانی که در او نور خداست ماضی و مستقبل و حالش کجاست ماضی و مستقبلش نسبت به توست هر دو یک چیزند و پنداری که دوست حضرت امام هم به گذشته عنایت داشت هم به حال و آینده و سعی میکرد این افق گسترده را در پیش روی آحاد ملت گشوده و کوتهنظری نداشته باشند. در تاریخ 10 / 4 / 60 به مناسبت شهادت شهید بهشتی و یارانش در جمع روحانیون تهران میفرماید: «ماها تابع آن مردانی هستیم که به حسب روایت، به حسب تاریخ، هر چه روز عاشورا سیدالشهدا سلام الله علیه به شهادت نزدیکتر میشد افروختهتر میشد. جوانان او مسابقه میکردند برای اینکه شهید بشوند همه هم میدانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند. مسابقه میکردند آنها، برای اینکه آنها میفهمیدند کجا میروند آنها میفهمیدند برای چه آمدند. آگاه بودند که ما آمدیم ادای وظیفه، خدایی را بکنیم آمدیم اسلام را حفظ بکنیم». «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا دستور است به اینکه هر روز و در هر جا باید نهضت را ادامه دهید همان برنامه را، امام حسین با عده کم همه چیزش را فدای اسلام کرد، مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد. هر روز باید در هر جا این محفوظ بماند.» در جائی دیگر با پیوند زدن گذشته به حال چنین میفرماید: «ما باید حافظ این سنتهای اسلامی، حافظ این دستجات مبارک اسلامی که در عاشورا، در محرم و صفر در مواقع مقتضی به راه میافتند، باشیم. تأکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند. فداکاری سیدالشهدا سلام الله علیه است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است.» «گویندگان پس از اینکه مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 311 مسائل روز را گفتند، روضه را همانطور که سابق میخواندند و مرثیه را همانطور که سابق میخواندند بخوانند و مردم را مهیا کنند برای فداکاری.» گرایش به عملگرایی گرایش نسبت به عملگرایی به معنی فعال بودن یا انفعالی عمل کردن نیست بلکه تمرکز مطلوب فعالیت در نظر است. در گرایش به «رفاه» یا «زندگی کردن»، آدمی براساس احساسش عمل میکند. این حالت بیانگر حالگرا بودن است. گرایش به «انجام دادن» یا «کار کردن» تلاش بیوقفه آدمی برای کسب موفقیت را نشان میدهد در میان این دو گرایش، گرایش به ایجاد تعادل میان جسم و ذهن و احساسهای متوسط قرار دارد. بعد عمل، چگونگی برخورد افراد با کار و تفریح را نشان میدهد. این گرایش بیانگر میزان عجین شدن فرد با کار است و نشانگر این واقعیت است که مسائل مربوط به کار و هدف بر زندگی فرد غلبه دارد. در فرهنگی که گرایش به کار شدید است تلاش میکنند تا فلسفه اصلی زندگی خود را در کار و فعالیتهای مربوط به کار بیابند، تصمیمگیری در چنین فرهنگی براساس شاخصهای عملی صورت میپذیرد و سیستم پاداش نیز براساس نتایج عملکرد آدمهاست. حضرت امام در جمع اقشار مردم و اعضای ستاد مرکزی جهاد سازندگی در تاریخ 8 / 4 / 60 میفرمایند: «از صدر اسلام تا کنون دو طریقه، دو خط بوده است یک خط، خط اشخاص راحتطلب که تمام همتشان به این است که یک طعمهای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهایی که مسلمان بودند کردند اما مقدم بر هر چیزی در نظر آنها راحتطلبی بود. در صدر اسلام از این اشخاص بودند وقتی که حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه میخواستند مسافرت کنند به این سفر عظیم، بعضی از اینها نصیحت میکردند... یک دسته دیگر هم انبیا بودهاند و اولیاء بزرگ، آنها هم یک مکتبی بود و یک خطی بود، تمام عمرشان را صرف میکردند در اینکه با ظلمها و با چیزهایی که در ممالک دنیا واقع میشود همشان را اینها صرف میکردند در مقابل با اینها... رسول اکرم از اولی که آن رسالت به او محول شد تا آن وقتی که در بستر مرگ خوابیده بود یا شهادت بین این بستر و آن بعثت تمام فعالیت بوده است، جنگ بوده، دفاع بوده و کسی که زندگی امیرالمومنین سلام الله علیه را مشاهده کند که نیز همینطور بوده. جهاد در راه احکام خدا بوده است و سایر ائمه علیهم السلام است آن که از همه بارزتر و معروفتر است سیدالشهدا سلام الله علیه است. اگر وضع تفکر سیدالشهدا سلام الله علیه مثل بعضی مقدسین زمان خودش بود آنها طرحشان این بود که بماند در جوار حضرت رسول سلام الله علیه و عبادت کند. اگر وضع تفکر مولا هم اینطور مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 312 بود کربلائی پیش نمیآمد. یک راحتطلبی بود و کنارهگیری از جامعه و دعا و ذکر بود، لکن وضع تفکر جور دیگری بود... این دو رشته، از اول خلقت تا حالا بوده است. رشته تعهد به اسلام و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم و دیکتاتوری و قدرتهای شیطانی و رشته سازش... حیوانات هم «ان من شیی الا یسبح بحمد ربک» آنها هم ذکر و تسبیح دارند، لکن همشان علفشان است انسان هم باید اینطوری باشد که همتش علفش باشد و هر چه ذلت و خواری است تن به آن بدهد». در فرهنگ «بودن» مبنای تصمیمات احساسات آدمهاست. و میزان علاقهمندی به نتیجه، متغیر است و تابع فرد و حالات روحی و روانی او است. در فرهنگی که غلبه با کار کردن و کنترل است، تصمیمات بر مبنای شاخصهای منطقی قراردارد، پاداشها به طور منطقی توزیع میشود، بازده در برابر هدفهای متعادل توزیع میگردد و در سنجش عملکرد نیز کیفیت و کمیت با هم سنجیده میشود. روابط میان افراد بحث روابط میان افراد به مسئولیتی که آدمی در برابر دیگران دارد میپردازد. مسئولیت آدمی برای آسایش دیگران چیست؟ آیا در این رابطه مسئولیتی متوجه اوست یا خیر؟ برخی بر این باورند که هر کس باید فکر خودش باشد به عبارتی دیگر بر این گونه افراد، فردگرایی غلبه دارد. در چنین فرهنگی افراد درجه یک خانواده، حد بیرونی مسئولیت رسمی بشمار میآیند. به استقلال فردی بها داده میشود. در چنین وضعیتی همه همیشه به دنبال درجه یک هر چیز هستند و هر کس به دنبال اول شدن است. گرایش مقابل فردگرایی روحیه جمعی است که تعهد و وفاداری به خانواده، فامیل، طایفه و قبیله را به همراه دارد. «کلکم راع و کلکم مسوول مسائل سیاسی مال همه است «کلکم راع» همه باید مراعات بکنید. همه باید ملت را توجه کنید که چه میکنند و باید راهنمایی کنید همه را، و همه باید فعال با صفهای فشرده و فعال وارد باشید در صحنه و به خودتان هیچ یاس راه ندهید، خدا با شماست». «این هماهنگی که در تمام ملت ما در قصه کربلا هست این بزرگترین امر سیاسی است در دنیا و بزرگترین امر روانی است در دنیا، تمام قلوب با هم متحد میشوند. اگر خوب راهش ببریم. ما برای این هماهنگی پیروز هستیم و قدر این را باید بدانیم و جوانهای ما توجه به این مسایل داشته باشند.» «همین مساجد و همین روضهها و همین روضههای هفتگی همینها، همینها توجه مردم را و همان هماهنگی را ایجاد میکند. اگر دولتهای دیگر بخواهند یک هماهنگی بین تمام قشرها پیدا کنند میسر نیست برایشان، با صدها میلیارد تومان هم برایشان میسر نیست. ما را سیدالشهدا اینطور مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 313 هماهنگ کرده ما برای سیدالشهدایی که اینطور هماهنگ کرده اظهار تاسف نکنیم. ما گریه نکنیم؟ همین گریهها نگهداشته ما را. گول این شیاطینی که میخواهند این حربه را از دست ما بگیرند گول اینها را نخورند جوانهای ما، همینهاست که ماها را حفظ کرده، همینها هست که مملکت ما را حفظ کرده.» «... اسلام اینقدر برای اجتماع و برای وحدت کلمه هم تبلیغ کرده و هم عمل کرده است، یعنی روزهایی را پیش آورده است که با خود این روزها و انگیزه این روزها تحکیم میشود مثل عاشورا و اربعین. و قرآن کریم پافشاری دارد در این مطلب که متفرق نباشند مردم، مسلمین از هم و ید واحده باشند و معتصم به حبل الله باشند». و سه دیگر گرایش طبقاتی است. به نظر میرسد که متغیر رابطه بر خط مشی و عمل مدیریت اثر غالبی دارد ساختار سازمانی، ارتباطات، الگوهای نفوذ، سیستمپاداش، کار گروهی و سایر فرایندهای مدیریتی تحت تأثیر گرایش رابطه قراردارند. در فرهنگهائی که غلبه بر سلطه گروه است توجه بیشتری به تفکیک افقی صورت میپذیرد. گرایش نسبت به فضا متغیر فضا بیانگر دید و نگرش فرد نسبت به چگونگی استفاده از فضای اطراف خود است. هر کس درباره استفاده از فضای اطراف خود میتواند نظری خاص داشته باشد. واژههای خصوصی، مختلط و عمومی برای انواع این گرایشها بکار برده میشود. گرایش خصوصی بر این باور تاکید دارد که فضای اطراف هر کسی ویژه خود اوست و کسی نباید به آن تجاوز کند و اگر کسی به حریم فرد قصد تجاوز داشته باشد در برابر او اقدام بازدارنده صورت میپذیرد بر عکس در گرایش عمومی به فضا همه حق استفاده از فضا را دارا بوده و ارتباطات، نفوذ، و الگوهای تعاملی تحت نفوذ این بعد قرار دارند همانند واقعیتهای فیزیکی. حضرت امام در این بعد نیز از جامعنگری برخوردار است ضمن اصالت بخشیدن به حق امت اسلامی، حریم فردی را نیز مدنظر دارد. و برای نفوذ در آحاد ملت متوسل به عزیزترین فردی میشود که در میان ملت ایران از هر فرقه و مذهبی جایگاه ویژه دارد و مردم چه در شادی و چه در عزا با یاد او و یاران وفادارش زیست میکنند. حضرت امام در جمع گویندگان مذهبی قم و استانهای آذربایجان شرقی و غربی در تاریخ 25 / 7 / 61 میفرماید: مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 314 «... اسلام مساجد را سنگر قرار داد و وسیله شد از باب اینکه از همین مساجد، از همین جمعیتها، از همین جمعات، از همین جمعهها و جماعات، همه اموری که اسلام را به پیش میبرد و قیام را به پیش میبرد مهیا باشد و بالخصوص حضرت سیدالشهدا از کار خودش به ما تعلیم کرد که در میدان باید چه جور مبارزه بکنند و باید آنهایی که در پشت جبهه هستند چطور تبلیغ بکنند. کیفیت مبارزه را، کیفیت اینکه مبارزه بین یک جمعیت کم با جمعیت زیاد چطور باشد، کیفیت اینکه قیام در مقام یک حکومت قلدری که همه را جا در دست دارد، با یک عده معدود باید چطور باشد، اینها چیزهایی است که حضرت سیدالشهدا به ملت آموخته است و اهلبیت بزرگوار او و فرزند عالیقدر او هم فهماند که بعد از اینکه آن مصیبت واقع شد باید چه کرد، باید تسلیم شد؟ باید تخفیف در مجاهده قائل شد؟ یا باید همانطوری که زینب سلام الله علیها در دنباله آن مصیبت بزرگی که «تصغر عند المصائب» ایستاد و در مقابل کفر و در مقال زندقه صحبت کرد و هر جا موقع شد، مطلب را بیان کرد و حضرت علی ابنالحسین سلام الله علیه با آن حال نقاهت، آنطوری که شایسته است، تبلیغ کرد...» «الان هم میبینید که در جبههها وقتی که نشان میدهند آنها را، همه با عشق امامحسین است که دارند جبهه را گرم نگه میدارند.» مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 315 پای نوشتها: مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 316 - ر.ک: صحیفه امام، ج 2، ص 29-30.- ر.ک: صحیفه امام، ج 21، ص 399-401.- ر.ک: صحیفه امام، ج 13، ص 329-331.انگیزه و دستاوردهای قیام امام حسین (ع) از دیدگاه امام خمینی (س) انگیزه ها و دستاوردهای قیام امام حسین (ع) از دیدگاه امام خمینی (س) علی ربانی گلپایگانی دربارۀ انگیزههای قیام امام حسین(ع) و نتایج و دستاوردهای آن بسیار سخن گفته شده است و کتابها، رسالهها و مقالات بسیاری نیز در این زمینه نگارش یافته است، لیکن موضوع قیام عاشورا از چنان عظمت و اهمیتی برخوردار است که این تکرارها را برمیتابد. به ویژه اینکه این بار تحلیل و بررسی آن توسط فردی انجام میگیرد که قیام عاشورا را در اندیشه و عمل خود هضم و تجربه کرده و آن را احیا کرده است. او انگیزهها و دستاوردهای نهضت حسینی را در عینیت زندگی خود لمس نموده و تحلیلهایش گذشته از اینکه مستند به گزارشهای تاریخی است، برخاسته از تجربههای ممتد انقلابی خویش نیز میباشد. اکنون که این توفیق نصیب این جانب گردید که به مناسبت «کنگرۀ بینالمللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا» مقالهای بنگارم و در این کار ارزشمند سهمی هر چند کوچک داشته باشم، بر آن شدم تا دیدگاههای ارزشمند و آموزنده امام خمینی(ره) آن پیشوای نستوه را در رابطه با انگیزهها و دستاوردهای قیام پیشوای آزادگان و مجاهدان حسینبنعلی (علیهالسلام) در بخشی منسجم و هماهنگ به رشته تحریر آورم،[1] این مقاله در دو بخش کلی تنظیم گردیده است در بخش اول به بررسی دیدگاههای امام(ره) پیرامون انگیزههای قیام امام حسین(ع) پرداخته شده است و در بخش دوم دیدگاههای معظمله درباره نتایج و دستاوردهای قیام مورد بررسی قرار گرفته است: بخش اوّل انگیزههای قیام امام حسین(ع) مجموع آنچه در سخنان امام خمینی(ره) در رابطه با انگیزههای قیام عاشورا آمده است عبارت مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 317 است از: 1- نجات اسلام از خطر تحریف. 2- اصلاح امت و جامعۀ اسلامی. 3- ظلمستیزی و عدالتخواهی. 4- امر به معروف و نهی از منکر. 5- تشکیل حکومت عدل اسلامی. 6- نشر اسلام و بقای آن. 7- عمل به تکلیف الهی. بدیهی است اهداف و انگیزههای یاد شده قسیم و در عرض یکدیگر نیستند. و میتوان برخی را به برخی دیگر و حتی همگی را به یک هدف بازگرداند، ولی با توجه به اینکه اولاً: در سخنان امام(ره) هر یک از آنها مورد تأکید قرار گرفته است و ثانیاً: هر یک میتواند به طور مستقل انگیزه یک قیام الهی باشد و ثالثاً: بررسی جداگانه آنها در تبیین بحث نقش موثری دارد، آنها را جداگانه مطرح خواهیم نمود، و برای آنکه دامنه سخن گسترده نشود از شرح و تفصیل محورهای یاد شده خودداری نموده و به طور عمده بر نقل فرازهایی از سخنان امام(ره) اعتماد میکنیم، و تنها قبل یا بعد از آن فرازها به اشارههایی از قرآن، حدیث یا تاریخ مبادرت میورزیم تا مبانی و مدارک آرای معظمله نیز اجمالاً روشن گردد. اینک تبیین محورهای یاد شده: 1- نجات اسلام از خطر تحریف تحریف یک مکتب بدترین خطر برای آن است. و بدترین نوع تحریف این است که افرادی که خود را رهبران و سیاستمداران آن مکتب میدانند برخلاف احکام و دستورات آن عمل کنند. و در عین حال اعمال و رفتار خود را مطابق با قوانین و تعالیم آن مکتب بدانند. این خطر بزرگ در زمان امام حسین(ع) توسط دستگاه حکومت اموی به بدترین وجه اسلام را تهدید میکرد، و اگر امام حسین(ع) قیام نمیکرد و دست به افشاگری نمیزد دیری نمیپایید که از اسلام جز نامی باقی نمیماند. فرازهایی از سخنان امام خمینی(ره) را در این باره یادآور میشویم: «حکومت جائرانه یزیدیان میرفت تا قلم سرخ بر چهره نورانی اسلام کشد و زحمات طاقتفرسای پیامبر بزرگ اسلام –صلی الله علیه و آله– و مسلمانان صدر اسلام و خون شهدای مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 318 فداکار را به طاق نسیان سپارد و هدر دهد». «رژیم منحط بنیامیه میرفت تا اسلام را رژیم طاغوتی و بنیانگذار اسلام را برخلاف آنچه بوده معرفی کند، معاویه و فرزند ستمکارش به اسم خلیفۀ رسولالله با اسلام آن کرد که چنگیز با ایران، و اساس مکتب وحی را تبدیل به رژیم شیطانی نمود». «حضرت سیدالشهدا – سلام الله علیه – دیدند که معاویه و پسرش دارند مکتب را از بین میبرند، دارند اسلام را وارونه جلوه میدهند... اما جماعت هم بودند [ولی] مجالسشان مجالس لهو و لعب بود... فریادشان الوهیت [خداخواهی] بود و بر ضد الوهیت قیام کرده بودند، اعمال و رفتارشان شیطانی، لیکن فریادشان فریاد خلیفۀ رسولالله [بود]». «خطری که معاویه و یزید بر [ای] اسلام داشتند این نبود که غصب خلافت کردند این یک خطر کمتر از آن بود، خطری که اینها داشتند این بود که میخواستند اسلام را به صورت سلطنت درآورند. میخواستند معنویت را به صورت طاغوت درآورند... این خطر برای اسلام خطر بزرگ بود این خطر را سیدالشهدا رفع کرد، آن سلطنت طاغوتی که اسلام را میخواست به آن رنگ درآورد. اگر توفیق پیدا میکرد اسلام یک چیز دیگر میشد، اسلام میشد مثل رژیم دو هزار و پانصد ساله سلطنت».[2] «اسلامی که آمده بود و میخواست رژیم سلطنتی و امثال این رژیمها را بهم بزند و یک سلطنت الهی در دنیا ایجاد کند میخواست طاغوت را بشکند، و «الله» را بر جای آن بنشاند اینها میخواستند که «الله» را بردارند. طاغوت را جایش بنشانند، آنها میخواستند اصل اسلام را ببرند و یک مملکت عربی درست کنند». «سیدالشهدا چون دید اینها دارند مکتب اسلام را آلوده میکنند. با اسم خلافت اسلام. خلافکاری و ظلم میکنند و در دنیا منعکس میشود که خلیفه رسولالله این کارها را میکند. تکلیف خود دانستند که بروند و کشته شوند و آثار معاویه و پسرش را محو کنند». «در زمان معاویه و پسر خلف او مساله این طور بود که اینها داشتند چهرۀ اسلام را قبیح میکردند، به عنوان خلیفة المسلمین، به عنوان خلیفۀ رسولالله آن جنایات را میکردند این جا بود که تکلیف اقتضا میکرد برای بزرگان اسلام مبارزه کنند و این چهره قبیحی که اینها دارند از اسلام نشان میدهند و اشخاصی غافل ممکن است خیال کنند که اسلام خلافتش همین است که معاویه و یزید دارند [افشا و برملا سازند]».[3] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 319 همانگونه که ملاحظه میفرمایید در فرازهای فوق بر مساله تحریف اسلام به گونهای بس خطرناک تاکید شده و مبارزه با آن به عنوان هدف قیام امام حسین(ع) به شمار آمده است. این خطر تحریف این بود که با تظاهر به اسلام، تعالیم و ارزشهای اسلام عملاً زیر پا گذاشته میشد و چون این کار توسط کسانی انجام میشد که عنوان خلیفةاللهی و خلیفۀ رسولالله را یدک میکشیدند در درازمدت سبب محو و قلب حقیقت اسلام میشد، و انسانهای غافل و سطحینگر همه آن کارهای ناروا را به منزله احکام و تعالیم اسلامی میپنداشتند. این خطر در سخنان امام حسین(ع) نیز بازگو شده است، چنانکه وقتی مروان حکم از امام(ع) خواست تا پیشنهاد والی مدینه را در مورد بیعت با یزید بپذیرد، نخست استرجاع کرد، آنگاه فرمود «و علی الاسلام، السلام، اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید»؛[4] در این صورت باید برای همیشه از اسلام چشم پوشید، زیرا امت به زمامداری چون یزید گرفتار شده است. 2- اصلاح امت اسلامی اصلاح یک امت و ملت ابعاد مختلفی دارد، و به یک اعتبار میتوان آن را به دو قسم کلی تقسیم کرد، 1- اصلاح عام و فراگیر، 2- اصلاح خاص و محدود، قسم نخست همه نهادها و بنیادهای اجتماعی را دربر میگیرد. ولی قسم اخیر تنها به برخی از آنها میپردازد، مثلاً اصلاح وضع فرهنگی، یا اقتصادی، یا سیاسی و غیره، مقصود از آن در این بخش همان قسم عام آن است، که یکی از انگیزههای قیام امام حسین(ع) را تشکیل میدهد. یعنی هدف امام(ع) اصلاح همه بنیادها و ساختارهای جامعه اسلامی بود. چنانکه این آرمان یکی از انگیزههای بعثت پیامبران الهی نیز بوده است و اینک فرازهایی از سخنان امام خمینی(ره) در این باره: «تمام انبیا برای اصلاح جامعه آمدهاند، همه آنها این مساله را داشتند که فرد باید فدای جامعه بشود، فرد هر چه بزرگ باشد بالاترین فرد که ارزشش در دنیا از هر چیز بیشتر است، وقتی که با مصالح جامعه معارضه کرد، این فرد باید فدا شود». «سیدالشهدا روی همین میزان خود و اصحاب و انصار خویش را فدا کرد که فرد باید فدای جامعه بشود جامعه باید اصلاح شود، «لیقومالناس بالقسط»[5] باید عدالت در بین مردم و جامعه تحقق پیدا کند». «برای سیدالشهدا – سلامالله علیه – تکلیف بود قیام کند. خونش را بدهد تا اینکه این ملت را اصلاح کند و همین طور هم کرد»[6]. مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 320 امام حسین(ع) در وصیت معروف خود به برادرش محمد حنفیه، آنگاه که مدینه را به قصد مکه ترک گفت. بر آرمان اصلاحطلبی قیام خود تصریح نمود و فرمود: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی»؛ بدین جهت از مدینه خارج شدم(یا بر علیه حکومت یزید قیام کردم) که امت جدم را اصلاح کنم.[7] و نیز در سخنرانی بلند و مهیج خود خطاب به عالمان دینی هدف مخالفت خود با بنیامیه را اظهار معارف دینی و اصلاح سرزمینهای اسلامی، و امنیت بخشیدن به ستمدیدگان و اجرای احکام و سخن الهی بر شمرده است.[8] 3- ظلمستیزی و عدالتخواهی گر چه ظلمستیزی و عدالتخواهی زیرمجموعهای از اسلامخواهی و اصلاحطلبی است، ولی خود از مقولههایی است که میتواند جداگانه به عنوان انگیزه و آرمان یک قیام به شمار آید، و اگر بالفرض حکومتی غیرمسلمان یافت شود که با مردم رابطهای عادلانه دارد. از این جهت در خور تمجید است هر چند از جنبههای دیگر ناپسند باشد. از این روی مبارزه با ظلم و بیعدالتی که از طرف دستگاه حکومت اموی به مردم میشد یکی از اهداف قیام امام حسین(ع) بوده است، و یکی از محورهای مهم در کلمات امام خمینی(ره) پیرامون بیان انگیزههای قیام عاشورا ظلمستیزی است، ذیلاً فرازهایی از سخنان او را در این باره یادآور میشویم: «زندگی سیدالشهدا، زندگی حضرت صاحب الامر(سلامالله علیه) زندگی همه انبیا این معنا بوده است که در مقابل جور حکومت عدل را میخواستند درست کنند». «سیدالشهدا(سلامالله علیه) از همان روز اول که قیام کردند انگیزهاشان اقامه عدل بود... و تمام زندگیش را صرف این کرد که حکومت جور از بین برود». «سیدالشهدا(سلامالله علیه) هر چه داشت در راه خدا داد و برای تقویت اسلام، مخالفت با ظلم قیام کرد». «سیدالشهدا وقتی میبیند که یک حاکم ظالمی در بین مردم دارد حکومت میکند، تصریح میکند که اگر کسی ببیند که حاکم جائری در بین مردم حکومت میکند به مردم ظلم میکنند باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند... و پیغمبر(ص) فرموده است هر که ساکت بنشیند و تغییر ندهد این را، جایش جای همان یزید [حاکم ستمگر] است».[9] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 321 «امام حسین(ع) در یکی از سخنرانیهای خود تصریح و تأکید میکند که از نظر او زندگی کردن در کنار ظالمان مایه ملامت و سرافکندی، و مرگ در چنان شرایطی مایه سعادتمندی است، چنانکه میفرماید: «انی لا اری الموت الا السعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما».[10] «امام علی(ع) یکی از وظایف عالمان الهی را این میداند که در برابر پرخوری ستمگران و بینوایی و تهیدستی مظلومان ساکت ننشینند[11]». «و نیز در عهدنامه خود به مالکاشتر یادآور میشود که برپاداشتن عدل در جوامع بشری برترین تحفه برای زمامداران است».[12] 4- امر به معروف و نهی از منکر مبارزه با منکرات که حکومت اموی عامل اصلی پیدایش و گسترش آن در جامعه اسلامی بود از اهداف دیگر قیام امام حسین(ع) به شمار میرود. امام خمینی(ره) در این باره فرمودهاند. «اینکه حضرت ابیعبدالله(علیهالسلام) نهضت و قیام کرد با عدد کم در مقابل این[حکومت یزید] برای این بود که گفتند تکلیف من است که استنکار کنم، نهی از منکر کنم». «انگیزه این بوده است که معروف را اقامه و منکر را از بین ببرد، انحرافات همه از منکرات است جز خط مستقیم توحید هر چه هست منکرات است، این باید از بین برود. و ما که تابع حضرت سیدالشهدا هستیم باید ببینیم که ایشان چه وضعی در زندگی داشت، قیامش انگیزهاش نهی از منکر بود، که هر منکری باید از بین برود من جمله قضیه حکومت جور». «سیدالشهدا(سلامالله علیه) همه عمرش و همه زندگیش را برای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حکومتها در دنیا ایجاد کردند صرف کرد و تمام زندگیش را صرف این کرد که حکومت جور بسته بشود و از بین برود، معروف در کار باشد، منکرات از بین برود».[13] این انگیزه نیز در کلمات امام حسین(ع) مورد تأکید قرار گرفته است. چنانکه یکی از فرازهای وصیتنامه آن حضرت به محمد حنفیه این بود «ارید ان آمر بالمعروف و نهی عنالمنکر»؛[14] میخواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم. و در سخنرانی معروف خود خطاب به عالمان دینی پس از تأکید بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر و استشهاد به آیاتی از قرآن، تحقق آن را در امور زیر میداند: مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 322 1- دعوت به اسلام، 2- رد مظالم، 3- مخالفت با ظالم، 4- تقسیم عادلانه ثروتهای عمومی میان مردم، 5- گرفتن صدقات (زکات) و مصرف آن در موارد شرعی آن، چنانکه میفرماید «ان الامر بالمعروف و النهی عنالمنکر دعاء الی الاسلام مع ردالمظالم و مخالفةالظالم و قسمة الفی و الغنائم و اخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقها».[15] و در جای دیگر عمل نشدن به حق و اجتناب نکردن از باطل را انگیزه قیام خود دانسته میفرماید: «الا ترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لایتناهی عنه»؛[16] آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود، و از باطل اجتناب نمیگردد؟ 5- تشکیل حکومت اسلامی درباره اینکه آیا تشیکل حکومت عدل اسلامی از اهداف قیام امام حسین(ع) بود یا نه، دو نظریه مطرح شده است، برخی بر آنند که این امر یکی از انگیزههای قیام بود، و برخی معتقدند چنین مسألهای از اهداف قیام نبوده است، زیرا از گزارشهای تاریخی و روایات بسیار به دست میآید که امام(ع) به فرجام قیام خود آگاه بود و شهادت خود و یارانش را میدانست، با این حال فرض تشکیل حکومت منتفی است، از این روی برخی از آنان که تشکیل حکومت را از اهداف قیام دانستهاند، در مساله علم امام(ع) به شهادت خود و یارانش تردید نمودهاند. در سخنان امام خمینی(ره) این دو مساله با هم جمع شده است، یعنی هم علم امام(ع) به شهادت خود و یارانش پذیرفته شده است، و هم تأکید شده است که یکی از اهداف امام(ع) تشکیل حکومت عدل و برچیدن حکومت ظلم و استبداد بوده است، در رابطه با مطلب نخست(علم به شهادت) فرمودهاند: «حضرت سیدالشهدا قیام کردند بر ضد یزید و اطمینان به این بود که موفق به اینکه یزید را از سلطنت بیندازند نشوند، این اخبارش هم همین طور است که ایشان مطلع بودند بر این مطلب». «او تکلیف میدید برای خودش که باید با این قدرت مقاومت کند و کشته بشود تا بهم بخورد این اوضاع، تا رسوا بکند این قدرت را با فداکاری خودش و این عدهای که همراه خودش بود». مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 323 «او دید که یک حکومت جائری است که بر مقررات مملکت او سلطه پیدا کرده است، تکلیف الهی خودش را تشخیص داد که باید نهضت کند... در عین حال که به حسب قواعد معلوم بود که یک عدد این قدری نمیتواند با آن عدهای که آنها دارند مقابله کند».[17] در فرازهای یاد شده سه نکته مطرح شده است: 1- از اخبار و روایات بدست میآید که امام حسین(ع) از شهادت خود خبر داشت. 2- بر پایه محاسبات معمولی نیز عدم موفقیت ظاهری امام در غلبه بر حکومت یزید روشن بود. 3- کار انحراف در دستگاه حکومت و جامعه اسلامی به جایی رسیده بود که اصلاح آن جز با ایثارگری و شهادتطلبی ممکن نبود. و در رابطه با مطلب دوم(تشکیل حکومت) فرمودهاند. «امام حسین(ع) نیروی چندانی نداشت و قیام کرد... او مسلم بن عقیل را فرستاد تا مردم را دعوت کند به بیعت، تا حکومت اسلامی تشکیل دهد و این حکومت فاسد را از بین ببرد». «کسی که فرمایشات ایشان را از وقتی که از مدینه بیرون آمدند، به مکه آمدند، و از مکه بیرون آمدند، همه را میشنود، میبیند که ایشان متوجه بوده است که چه میکند... حکومت هم میخواست بگیرد، اصلا برای این معنا آمده بود و این یک فخری است، و آنهایی که خیال میکنند که حضرت سیدالشهدا برای حکومت نیامده، خیر، اینها برای حکومت آمدند، برای اینکه باید حکومت دست مثل سیدالشهدا باشد. مثل کسانی که شیعه سیدالشهدا هستند باشد».[18] اکنون سؤال میشود، اگر امام حسین(ع) میدانست به حسب ظاهر بر یزید غلبه نمیکند، و به دست او به شهادت میرسد، و به حکومت اسلامی دست نمییابد، چگونه در صدد تشکیل حکومت بود، چیزی که عدموقوعش معلوم است، محال است که مطلوب و غایت انسان عاقل بشمار آید؟ پاسخ این سؤال از دقت در کلمات امام خمینی(ره) به دست میآید، زیرا اشکال مزبور در صورتی وارد است که مقصود امام(ع) تشکیل حکومت عدل در زمان خود بوده باشد، ولی اگر مقصود این باشد که او میخواست به مسلمانان بیاموزد که حکومت اسلامی باید در دست انسانهای الهی و صالح مانند امام معصوم یا نماینده او چون مسلم بن عقیل باشد، دیگر اشکالی در کار نیست و آنچه از سخنان امام(ره) استفاده میشود همین معنی اخیر است. چنانکه پس از اینکه فرمودهاند «اینها برای حکومت آمدند» اضافه کردهاند «برای اینکه باید حکومت دست مثل سیدالشهدا باشد، مثل مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 324 کسانی که شیعه سیدالشهدا هستند باشد» این جمله در حقیقت تفسیر جمله پیشین و جملهای مشابه آن است. 6- نشر اسلام و بقای آن آرمانهای مردان بزرگ بسان خود آنان بزرگ است، شخصیت امام حسین(ع) به عصر و زمان خود اختصاص نداشت بلکه متعلق به تاریخ و بشریت است، بدین جهت آرمانهای او نیز به عصر و زمان خود او اختصاص نداشت، او آزادی، خیر و صلاح بشریت را میخواست، و اینها در پرتو مکتب جهانی اسلام تحقق میپذیرد، از این روی یکی از انگیزههای قیام او نشر اسلام و بقای آن بود، امام خمینی(ره) در این باره فرموده است: «آن حضرت در فکر آینده اسلام و مسلمین بود، به خاطر اینکه اسلام در آینده و در نتیجه جهاد مقدس و فداکاری او در میان انسانها نشر پیدا کند، و نظام سیاسی و اجتماعی آن در جامعه ما برقرار شود، مخالفت نمود و مبارزه و فدکاری کرد».[19] «سیدالشهدا هم کشته شد نه اینکه رفتند یک ثوابی ببرند، رفت که این مکتب را نجات بدهد، اسلام را پیشرفت بدهد، اسلام را زنده کند».[20] «سیدالشهدا(سلام الله علیه) مذهب را بیمه کرد، با عمل خودش اسلام را بیمه کرد». «اسلام را تا حالایی که شما میبینید اینجا نشستهایم سیدالشهدا زنده نگه داشته است». «حضرت سیدالشهدا(سلام الله علیه) با آن جوانها، با آن اصحاب برای اسلام جنگیدند و جان دادند و اسلام را احیا کردند». «شهادت حضرت سیدالشهدا مکتب را زنده کرد، خودش شهید[شد ولی] مکتب اسلام زنده شد». «امام حسین(سلام الله علیه) خود و تمام فرزندان و اقربای خودش را فدا کرد و پس از شهادت او اسلام قویتر شد».[21] 7- عمل به تکلیف و وظیفه حس وظیفهشناسی و عمل به تکلیف یکی از عالیترین احساسهای اخلاقی و دینی است، و تحقق آرمانهای بزرگ دینی و خردپسند در گروه همین احساس است، بسی مجاهدت و ریاضت نفس لازم است تا این احساس نیرومند و بارور گردد. در سایه این احساس انسان به روحیه مقاومت و مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 325 پایداری دست مییابد و حوادث ناگوار و ناهنجار را در راه انجام وظیفه الهی برمیتابد و بر خویشتن هموار میسازد. یاس و ناامیدی و احساس شکست و ناکامی در او راه نمییابد و در هر شرایطی خود را موفق و کامیاب میبیند، زیرا او جز به انجام وظیفه نمیاندیشد. امام خمینی(ره) که خود نمونهای بارز و برجسته از این انسانها بود و این درس بزرگ را با عمل به مسلمانان آموخت، در سخنان خود نیز پیوسته بر آن تأکید میورزید و توصیه میکرد که انسان با ایمان نباید جز به انجام تکلیف الهی بیندیشد، و خاطر نشان میساخت که امام حسین(ع) نیز برای همین منظور قیام کرد و تا مرز شهادت به پیش رفت. در فرازهای گذشته این مطلب آمده است. در این جا فرازهایی دیگر از سخنان ایشان را نیز یادآور میشویم. «او (سیدالشهدا(ع)) تکلیف میدید برای خودش که باید با این قدرت مقاومت کند و کشته بشود...، تکیلف الهی خودش را تشخیص داد که باید نهضت کند و راه بیفتد و مخالفت کند هرچه خواهد شد در عین حالی که به حسب قواعد معلوم بود که یک عدد این قدری نمیتواند با آن عدهای که آنها دارند مقابله کند. لکن تکلیف بود». «برای سیدالشهدا(سلام الله علیه) تکلیف بود آنجا که باید قیام کند و خونش را بدهد تا اینکه ملت را اصلاح کند». «سیدالشهدا(سلام الله علیه) با چند نفر از اصحاب، ارحام و مخدراتشان قیام کردند، چون قیام لله بود اساس سلطنت آن خبیث را در هم شکستند...» «کسی که برای خدا کار میکند شکست در آن نیست، ولو کشته بشویم شکست نداریم. حضرت سیدالشهدا هم کشته شد لکن[آیا] شکست خورد؟ الـآن بیرق او بلند است...»[22] بخش دوم دستاوردهای قیام عاشورا بررسی دستاوردهای قیام عاشورا به بحث گستردهای نیاز دارد که از گنجایش بحث کنونی بیرون است، آنچه در این جا یادآور خواهیم شد فهرست گونهای از نتایج و دستاوردهای قیام امام حسین(ع) است که در کلام و پیام امام خمینی(ره) به آن اشاره شده، با ذکر فرازهایی از سخنان او در این باره. قبل از هر چیز یادآور میشویم که نسبت نتایج و دستاوردهای یک قیام به اهداف و انگیزههای مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 326 آن صورتهای مختلفی دارد، ممکن است به صورت نسبت تساوی باشد، یعنی نتایج قیام دقیقاً همان چیزهایی باشد که اهداف آن را تشکیل میداده است، قهراً چنین قیامی موفق و پیروز شناخته میشود، و گاهی این نسبت از قبیل عام و خاص است، یعنی نتایج به دست آمده از قیام بیشتر از اهداف آن است که در این صورت قیام موفقیت فوقالعاده داشته است، و گاهی نیز نتایج کمتر از اهداف است، که در این صورت درصدی از موفقیت و پیروزی را داشته است، و بالاخره احتمال دارد که قیام به هیچیک از اهداف خود نائل نشود که در این صورت شکستخورده و ناکام خواهد ماند. از این نسبتهای چهارگانه آنچه در مورد قیام امام حسین(ع) میتوان گفت دو صورت نخست است، و بر این اساس قیام عاشورا از قیامهای کاملاً موفق و پیروز شناخته میشود برای روشن شدن این واقعیت باید بار دیگر اهداف و انگیزههای آن را از نظر بگذرانیم آنگاه تاریخ را ورق بزنیم و آن اهداف را با نتایج به دستآمده از قیام بسنجیم تا حقیقت روشن شود. رسوایی بنیامیه و نجات مکتب از خطر تحریف برخی از آن اهداف در همان زمان تحقق یافت، و به عبارت دیگر تحقق قیام عیناً به مثابه تحقق آن اهداف بود، مانند مبارزه با ظلم و نهی از منکر، و برخی دیگر پس از گذشت زمان کوتاهی تحقق یافت و آن نجات مکتب اسلام از خطر تحریف بنیامیه و رسوا کردن آنان در انظار مسلمانان، و این به خاطر برخورد وحشیانه یزید و دستگاه حکومت اموی با خاندان رسالت بود که به هیچ وجه قابل توجیه نبود. البته در این باره باید نقش بسیار مهم افشاگریهای آزادگان اسیر به ویژه امام زینالعابدین و حضرت زینب را در کوفه و شام در نظر آورد. اینک فرازهایی از سخنان امام خمینی(ره) در این خصوص: «اگر نبود این نهضت، نهضت حسین(علیهالسلام) یزید و اتباع یزید اسلام را وارونه به مردم نشان میدادند و از اول، اینها اعتقاد به اسلام نداشتند و نسبت به اولیاء اسلام حقد و حسد داشتند. سیدالشهدا با این فداکاری که کرد علاوه بر اینکه آنها را به شکست رساند اندکی که گذشت مردم متوجه شدند که چه غائلهای و چه مصیبتی وارد شد و همین مصیبت موجب به هم خوردن اوضاع بنیامیه شد». «شخصیت عظیمی که از عصاره وحی الهی تغذیه، و در خاندان سید رسل محمد مصطفی و سید اولیا علی مرتضی تربیت، و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بینظیر و نهضت الهی خود، واقعۀ بزرگی را به وجود آورد که کاخ ستمگران را فروریخت و مکتب اسلام را مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 327 نجات بخشید». «اگر سیدالشهدا نبود این رژیم طاغوتی را اینها تقویت میکردند به جاهلیت برمیگرداندند، اگر حالا من و تو هم مسلم بودیم مسلم طاغوتی بودیم نه مسلم امام حسین، امام حسین نجات داد اسلام را». «شهادت سید مظلومان و هواخواهان قرآن در عاشورا سر آغاز زندگی جاوید اسلام و حیات ابدی قرآن کریم بود، آن شهادت مظلومانه و اسارت آل الله تخت و تاج یزیدیان را که به اسم اسلام، اساس وحی را به خیال خام خود میخواستند محو کنند برای همیشه به باد فنا سپرد و آن جریان، سفیانیان را از صحنه تاریخ به کنار زد».[23] در این جا نقل گزارش کوتاهی از وقایع کربلا مناسب است، شیخ مفید از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود: پس از شهادت امام حسین(ع) فردی به نام ابراهیم بن طلحة بن عبدالله نزد امام زینالعابدین(ع) آمد و گفت: چه کسی پیروز شد؟ این فرد که با دید سطحی و بر پایه مقیاسهای ظاهری پیروزی و شکست را ارزیابی میکرد، نمیتوانست پیروزی امام حسین(ع) را درک کند، و یا از آنچه یزید در صدد دستیابی به آن بود یعنی برچیده شدن بساط اسلام و میراث نبوت، بیخبر بود، ولی امام سجاد(ع) در یک جمله کوتاه حقیقت را بر او آشکار ساخت و در پاسخ فرمود: «اگر میخواهی بدانی چه کسی پیروز شده، وقت نماز که فرا رسید، اذان و اقامه بگو[24] اذا اردت ان تعلم من غلب و دخل وقت الصلاة فاذن ثم اقم». کنایه از این که یزید که میخواست آثار اسلام را محو کند شکست خورد و امام حسین(ع) که میخواست شعائر اسلام پایدار بماند پیروز شد. درسهایی که قیام امام حسین(ع) به بشریت آموخت مهمترین دستاوردهای قیام عاشورا درسهایی است که به بشریت آموخت، ذیلاً فهرستی از این درسها را با ذکر نمونههایی از کلمات امام خمینی(ره) درباره هر یک یادآور میشویم: 1- وظیفهشناسی و انجام تکلیف «تکلیف ما در آستانه شهر محرم الحرام چیست؟ تکلیف علمای اعلام و خطبای معظم در این شهر چیست؟ در این شهر محرم تکلیف سایر قشرهای ملت چیست؟ سیدالشهدا و اهلبیت او آموختند تکلیف را فداکاری در میدان، تبلیغ در خارج میدان، تکلیف ما را حضرت سیدالشهدا معلوم کرده است، در میدان جنگ از قلت عدد نترسید، از شهادت نترسید».[25] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 328 2- تحمل شداید برای اهداف بزرگ «هر مقدار که مقصود و ایده انسان عظمت داشته باشد به همان مقدار باید تحمل زحمت بکند... حضرت سیدالشهدا از کار خودش به ما تعلیم کرد که در میدان وضع باید چه جور باشد، و در خارج میدان وضع چه جور باشد... اینها چیزهایی است که حضرت سیدالشهدا به ملت آموخته است و اهلبیت بزرگوار او و فرزند عالیمقدار او هم فهماند که بعد از اینکه آن مصیبت واقع شد چه باید کرد، باید تسلیم شد، باید همان طوری که زینب(سلام الله علیها) در دنباله آن مصیبت بزرگی که «تصغر عنده المصائب» ایستاد و در مقابل کفر و زندقه صحبت کرد و هر جا موقع شد مطلب را بیان کرد، و حضرت علیبنالحسین(سلام الله علیه) با آن حال نقاهت آن طوری که شایسته است تبلیغ کرد[ما نیز باید تسلیم باشیم و ایستادگی کنیم]».[26] 3- پیروز در گرو کیفیت جهاد است نه کمیت سپاه حضرت سیدالشهدا(سلام الله علیه) به همه آموخت که در مقابل ظلم و ستم و حکومت جائر چه باید کرد، با اینکه از اول میدانست که در این راه که میرود راهی است که باید همه اصحاب خود و خانوادهاش را فدا کند و این عزیزان اسلام را برای اسلام قربانی کند، لکن عاقبتش را هم میدانست... علاوه بر این در طول تاریخ به همه آموخت که راه همین است، از قلت عدد نترسید، عدد کار پیش نمیبرد، کیفیت اعداد، کیفیت جهاد اعداد مقابل اعداء، آن است که کار را پیش میبرد، افراد ممکن است خیلی زیاد باشند لکن در کیفیت ناقص باشند یا پوچ، و افراد ممکن است کم باشند لکن در کیفیت توانا باشند و سرافراز».[27] 4- عاشورا در گستره تاریخ، و کربلا در گستره زمین «کلمه «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» کلمه بزرگی است که اشتباهی از او میفهمند و خیال میکنند هر روز باید گریه کرد. لکن محتوایش غیر از این است، کربلا چه کرد، ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشی را بازی کرد، همه زمینها باید اینطور باشد نقش کربلا این بود که سیدالشهدا(سلام الله علیه) با چند نفر آمدند کربلا و ایستادند در مقابل ظلم یزید و در مقابل دولت جبار، در مقابل امپراطور زمان ایستادند و فداکاری کردند و کشته شدند، ولکن ظلم را قبول نکردند و یزید را شکست دادند، همه جا باید این طور باشد، و همه روز هم باید اینطور باشد، همه روز باید ملت ما این معنا را داشته باشد که امروز روز عاشورا است و ما باید مقابل ظلم بایستیم و همین جا هم کربلاست و باید نقش کربلا را ما پیاده کنیم، انحصار به یک زمین ندارد انحصار به یک افراد نمیشود، مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 329 قضیه کربلا منحصر به یک جمعیت هفتاد و چند نفری و یک زمین کربلا نبوده، همه زمینها باید این نقش را ایفا کنند و همه روزها مگر نه این است که دستور آموزنده «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» باید سرمشق امت اسلامی باشد، قیام همگانی در هر روز و در هر سرزمین، عاشورا قیام عدالتخواهان با عددی قلیل و ایمانی و عشقی بزرگ در مقابل ستمگران کاخنشین و مستکبران غارتگر بود، و دستور آن است که این برنامه سرلوحه زندگی امت در هر روز و در هر سرزمین باشد، روزهایی که بر ما گذشت عاشورای مکرر بود، و میدانها و خیابانها و کوی و برزنهائی که خون فرزندان اسلام در آن ریخت، کربلای مکرر، و این دستور، آموزنده تکلیفی است و مژدهای: تکلیف از آن جهت که مستضعفان، اگر چه با عدهای قلیل، علیه مستکبران، گر چه با ساز و برگ مجهز و قدرت شیطانی عظیم، مأمورند چونان سرور شهیدان قیام کنند. و مژده که شهادت رمز پیروزی است. 17شهریور مکرر عاشورا، و میدان شهدا مکرر کربلا، و شهدای ما مکرر شهدای کربلا و مخالفان ملت ما مکرر یزید و وابستگان او هستند».[28] 5- شجاعت و پایداری «ما چرا بترسیم از اینکه خون بدهیم... ناراحت و نگران نشوید، مضطرب نگردید، ترس و هراس را از خود دور کنید، شما پیرو پیشوایانی هستید که در برابر مصائب و فجایع صبر و استقامت کردند که آنچه ما امروز میبینیم نسبت به آن چیزی نیست، پیشوایان بزرگوار ما، حوادثی چون روز عاشورا و شب یازدهم محرم را پشتسر گذاشتهاند و در راه دین خدا چنان مصائبی را تحمل کردهاند، شما امروز از چه میترسید؟ برای چه مضطربید، عیب است برای کسانی که ادعای پیروی از حضرت امیر(ع) و امام حسین(ع) را دارند در برابر این نوع اعمال رسوا و فضاحتآمیز دستگاه حاکم[29] خود را ببازند».[30] قیام پانزده خرداد و پیروزی انقلاب اسلامی ایران از دستاوردهای شگرف قیام عاشورا نقش انقلابآفرینی آن است یکی از برجستهترین جلوههای آن قیام ملت ایران در پانزده خرداد سال 1342 هجری شمسی میباشد که سرانجام به پیروزی ملت سرافراز و مسلمان بر رژیم دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی منتهی گردید. امام خمینی(ره) در این باره فرمودهاند: «نهضت دوازده محرم و پانزده خرداد در مقابل کاخ ظلم شاه و اجانب به پیروی از نهضت مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 330 مقدس حسینی چنان سازنده و کوبنده بود که مردانی مجاهد و فداکار تحویل جامعه داد که با تحرک و فداکاری روزگار را بر ستمکاران و خائنان سیاه نمودند و ملت بزرگ را چنان هشیار و متحرک و پیوسته کرد که خواب را از چشم بیگانه و بیگانهپرستان ربود و حوزههای علمیه و دانشگاه و بازارها را به صورت دژ مدافع از عدالتخواهی و از اسلام و مذهب مقدس در آورد».[31] «ملت عظیمالشأن در سالروز شوم این فاجعه انفجارآمیزی که مصادف با 15 خرداد 42 بود با الهام از عاشورا آن قیام کوبنده را به بار آورد، اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود معلوم نبود چنین قیامی، بدون سابقه و سازماندهی، واقع میشد، واقعه عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 42 [32] و از آن تا قیام عالمی (=جهانی) بقیةالله (ارواحنا لمقدمه الفداء) در هر مقطع انقلابساز است».[33] تجدید خاطره عاشورا و حماسهآفرینی آن تجدید خاطره خونین عاشورا و برپایی مراسم و مجالس عزا و سوگواری بر امام حسین(ع) و یارانش یکی از بزرگترین دستاوردهای قیام کربلا است که پیوسته منشاء آثار معنوی، فرهنگی و حماسی بزرگی بوده است و این سنت قویم و استواری بود که نخست توسط پیامآوران نهضت عاشورا - خصوصاً حضرت سجاد و حضرت زینب- پایهگذاری شد، و پس از آن توسط امامان شیعه تثبیت گردید. و عزاداری و گریه بر امام حسین(ع) به عنوان عبادتی بزرگ معرفی شد. و علیرغم اینکه برخی از کوتهبینان آن را کاری بیهوده و احیاناً نشانه عجز و ناتوانی پنداشتهاند، عملاً روحیه ظلمستیزی، ایثار و مقاومت را در شیفتگان مکتب وحی و خاندان رسالت زنده نگاه داشته و منشاء آثار مثبت و سازنده بسیاری بوده است. امام خمینی(ره) در این باره تحلیلی عمیق و جامع اطراف دارند. و در بیانیهها و سخنرانیهای خود ابعاد عظیم و فلسفه بزرگ عزاداری برای امام حسین(ع) را بیان کردهاند، فرازهایی از سخنان او را با ذکر عناوین مربوط به فلسفه تشکیل مجالس عزا و سوگواری برای امام حسین(ع) یادآور میشویم: 1- گریه بر شهید، رمز حفظ و تداوم نهضت «گریه کردن بر شهید نگهداشتن، زنده نگهداشتن نهضت است، اینکه در روایت هست که کسی که گریه کند یا بگریاند یا به صورت گریهدار خودش را بکند این جزایش بهشت است این برای این است که این نهضت را دارد حفظ میکند، این نهضت امام حسین(سلام الله علیه ) را حفظ میکند».[34] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 331 «روضه سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهدا است، آن کسانی که میگویند روضه سیدالشهدا را نخوانید. اصلا نمیفهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمیدانند یعنی چه. نمیدانند که این گریهها و این روضهها حفظ کرده این مکتب را».[35] 2- گریه بر امام حسین(ع) یا ظلمستیزی «مجالس عزا از آن وقت به امر حضرت صادق(سلام الله علیه) و به سفارش ائمه هدی(سلام الله علیه)[برپا گردید] ما بپا میکنیم این مجالس عزا را ما همان مساله را داریم میگوییم مقابل ظلم است، مقابل ظلم ستمکاران... بیخود نبود که رضاخان، مأمورین ساواک رضاخان، تمام مجالس عزا را قدغن کردند... دشمنهای ما مطالعه کرده بودند در حال ملت شیعه، میدیدند که تا این مجالس هست و تا این نوحهسرائیهای بر مظلوم هست، و تا آن افشاگری ظالم هست نمیتوانند برسند به مقاصد خودشان».[36] «سفارش اکید ائمه مسلمین(علیهالسلام) بر اقامه عزای سید مظلومان تا آخر و فریاد مظلومیت آل بیت رسولالله(صلی الله علیه و آله) و ظالمیت بنیامیه (علیهم لعنةالله) با آن که بنیامیه منقرض شدهاند. فریاد مظلوم بر سر ظالم است، و این پرخاش و فریاد باید زنده بماند و برکاتش امروز در ایران در جنگ با یزیدیان واضح و ملموس است».[37] 3- نقش عزاداری در سازماندهی و تشکل نیروها «چرا خداوند تبارک و تعالی برای اشک و حتی یک قطره اشک و حتی تباکی، آنقدر ثواب داده است؟ کم کم این مساله از دید سیاسیاش معلوم میشود، انشاءالله بعدها بیشتر معلوم میشود اینکه برای عزاداری برای مجالس عزا، برای نوحهخوانی، برای اینها این همه ثواب داده شده است، علاوه بر آن امور عبادیش و روحانیش یک مسأله مهم سیاسی در کار بوده است، آن روزی که این روایات صادر شده است، روزی بوده است که این فرقه ناجیه مبتلا بودند به حکومت اموی و بیشتر عباسی، و یک جمعیت بسیار کمی، یک اقلیت کمی در مقابل قدرتهای بزرگ، در آن وقت برای سازمان دادن به فعالیت سیاسی این اقلیت، یک راهی درست کردند که این راه خودش سازمانده است... و در طول تاریخ این مجالس عزا یک سازماندهی سرتاسری کشوها است».[38] «قدرتهای بزرگ از این سازماندهی که بدون اینکه دست واحدی در کار باشد که آنها را مجتمع کند خود به خود ملت را به هم جوشاندهاند در سرتاسر یک کشور پهناور، در ایام عاشورا و در دو ماه محرم و صفر و در ماه مبارک این مجالس است که مردم را دور هم جمع کرده است، و اگر شخصی
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:54  توسط hasan gholami
|
|