|
مقدمه اکنون به گذشته مینگریم، حماسۀ پرشور کربلا و عاشورا را نظارهگریم، صحنههایی که به دست پر توان امام حسین(ع) در دفاع از اسلام و تعالیم پیامبر و سیرۀ پدرش در صحرای گرم و جانسوز نینوا آفریده شد. این حادثه چنان پرشکوه و با عظمت و سرشار از عشق و ایثار و فداکاری و شجاعت است که قلم و زبانی چون این محقق و پژوهشگر را توان بازگو کردن آن نیست. نبردی که در یک سو حاکمی شهوتران و خدانشناس با تمامی توان نظامی و تبلیغاتی قرار گرفته و در سوی دیگرش گروهی با ایمان و سلحشوری کامل، با اتکال به نیروی لایزال الهی، امامی که برای حراست از دین جدش بپا خاسته و در برابر زورگوییهای یزید، با هدف خاموش کردن نور توحید، شهادت را برگزیده است. یزید و دارو دستهاش با این خیال جنگ را بر حسین(ع) تحمیل کردهاند، تا از این طریق شعاع نور الهی را در دل محرومان و مستضعفین خاموش نمایند. در این صورت بود که یزید اطمینان حاصل میکرد که دیگر خطری از جانب آزادیخواهان و پیروان حقیقی اسلام راستین حکومت وی را تهدید نخواهد کرد. در فرآیند این پیروزی است که او همچنان سلطۀ نامشروع خود را بر مسلمین استمرار خواهد بخشید. برخلاف چنین تصور و انتظاری کربلا شکل گرفت و طومار زندگی یزید و یزیدیان، با شهادت 72 تن از بهترین فرزندان اسلام در هم پیچید. به راستی جامعه مسلمین در آن روز به گونهای بود که اگر حادثه کربلا نبود، در مدت اندکی دیگر نه تنها از اسلام خبری نبود بلکه اساس مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 367 خداپرستی و توحید به طور کلی در برابر نفاق و شرک به سختی دچار شکست میگردید. عاشورا را باید تجلیگاه نبرد حق و باطل دانست. امام حسین(ع) به عنوان بارزترین چهرۀ حق بزرگترین حماسهها را میآفریند و درس پاسداری از حریم حق را به همه راهیان این کاروان میآموزد. نقشی که این نهضت در حرکتهای آزادیخواهانه و الهی به عهده دارد را باید در فداکاری و گذشت از همه چیز، حضور همه افراد در نبرد، ضعف جبهه دشمن و بصیرت در دفاع از دین جستجو کرد. [1] و اینک بعد از قرنها از آن حماسه پرشکوه تاریخ تکرار میشود و یک بار دیگر پسماندگان آل ابیسفیان و پیروان و ایادی ابوسفیانهای قرن برای محو اسلام و خاموش نمودن چراغی که در این برهه از زمان در ایران درخشید و همه کشورهای اسلامی در پرتو آن نیروی تازهای در خود احساس نمودند، در اولین سالهای تأسیس جمهوری اسلامی به ایران حمله نمودند، این جنگ که با حمله هوایی، زمینی و دریایی از سوی عراق در 31 / 6 / 59 شروع گردید خسارات جانی و مالی زیادی متوجه ایران نمود. نکتهای که بسیار حائز اهمیت است شباهتهایی است که بین این دو حادثه عظیم تاریخی وجود دارد. این بار پیروان ابوسفیان که به خدا و رسولش و روز جزا ایمان نداشتند و از حریت و آزادگی و از شرف انسانی و حیثیت مسلمانی بویی نبرده بودند به کشوری حمله نمودند که هزاران نفر از جوانان و بهترین فرزندان خویش را آمادۀ نبردی نابرابر با استکبار جهانی کرده بودند. تجاوزی که از سوی دشمن صورت گرفت علاوه بر اینکه به شهادت بیشماری از بهترین فرزندان این کشور انجامید، به اسارت و بیخانمان شدن آحاد زیادی از مردم ما منتهی شده است. شهرها بمباران شد و حتی مساجد و بیمارستانها و مدارس از گزند حملات هوایی و زمینی دشمن در امان نماندند و چه اطفال خردسالی در مدارس و چه نمازگزارانی در صحن مطهر مساجد در اثر بمباران هواپیماها و موشکهای دشمن قطعه قطعه شدند. علت این همه دشمنی و کینه نسبت به انقلاب اسلامی را باید در ظهور انقلاب اسلامی دانست. انقلابی که با سیاست نه شرقی و نه غربی و اعلام قصد صدور آن چشمانداز بسیار ناخوشایندی برای سران غرب و شرق به دنبال میآورد. وحشت و نگرانی آنان زمانی اوج میگرفت که انقلاب اسلامی ایران به دنبال خود زنجیرهای از قیام و جهش اسلامی با هدف نابودی منافع نامشروع غرب در تمامی جهان اسلام را یدک میکشید. آمریکا و کشورهای سلطهگر غربی بر این امر واقف بودند که در صورت پایداری انقلاب اسلامی بر اصول و مرام سیاسی – ایدئولوژیک خود، دارای آنچنان توانمندیها و قانونمندیهایی در جهان اسلام خواهد شد که تمام ملل مسلمان منطقه با پیوستن به زنجیرۀ قیام اسلامی به یکباره کلیه استعدادها و منابع زندگی مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 368 اقتصادی، سیاسی و نظامی غرب را ویران خواهد ساخت و لذا آنها برای جلوگیری از تأثیرات بینالمللی و منطقهای انقلاب اسلامی در تدارک جنگ تحمیلی بر جمهوری اسلامی برآمدند. آنها در این توطئه سرنگونی حکومت اسلامی را شعار اصلی خود قرار دادند و این بر خلاف دیدگاههایی بود که جنگ را در اختلافات ارضی جستجو میکردند. طه یاسین رمضان معاون اول وقت نخستوزیر عراق در مصاحبه اختصاصی با روزنامه الثورة ارگان رسمی حزب بعث در اواخر دیماه 1360، اعلام داشت: «ما به این نکته تأکید میکنیم که جنگ به پایان نخواهد رسید مگر اینکه رژیم حاکم بر ایران به طور کلی منهدم شود زیرا اختلاف اساسی بر سر چند صد کیلومتر مربع زمین یا نصف شطالعرب که سبب بروز جنگ شده بود نیست. بنابراین جنگ ما با ایران بر خلاف آنچه بعضی از خائنین به ملت عرب ادعا میکنند یک جنگ مرزی نیست که بتوان آن را به تعویق انداخت بلکه در حقیقت جنگ سرنوشت است.»[2] و یا در جایی دیگر میگوید: «این جنگ به خاطر عهدنامه 1975 و یا چند صدکیلومتر خاک و یا نصف شطالعرب نیست این جنگ به خاطر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران است».[3] در صورت موفقیت ابرقدرتها به خصوص امریکا در این جنگ و پیروزی دشمن آثار و نتایج زیر برای آنها حاصل میشد: 1- مردم اقصی نقاط عالم از یک انقلابی که نه شرقی و نه غربی باشد مأیوس میشدند. 2- با خروج ایران از صف مخالفین با اسرائیل، رژیم صهیونیستی تأمین پیدا میکرد. 3- در صورت شکست انقلاب اسلامی ایران، درس عبرتی بود برای سایر کشورهایی که قصد مخالفت با نظام سلطۀ جهانی داشتند. با چنین برداشتی است که امام خمینی(س) در همان روز آغازین جنگ در 31 شهریور 1359 اعلام داشتند: «این جنگ، جنگ با اسلام است به هواداری کفر و یک همچنین جنگی بر خلاف رضای خداست و خدای تبارک و تعالی نخواهد بخشید بر این کسانی که بر ضد اسلام قیام کنند به واسطه همراهی با کفر».[4] رهبری انقلاب بعد از این سخنرانی است که در طی هشت سال دفاع مقدس به مناسبتهای مختلف با تعالیم عاشورایی خود سرانجام به هدف خود که همانا جلوگیری از شکست نظام اسلامی بود رسید و دشمن را در نقشههای نابخردانه خود ناکام گذاشت. تشریح و تفسیر بیانات، سخنان و مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 369 رهنمودهای بنیانگذار انقلاب اسلامی در هشت سال دفاع مقدس با عنایت به نهضت عاشورا و تعالیم عاشورایی موضوعی است که در این بررسی و تحقیق سعی شده است با استفاده از سخنان و اسناد بجای مانده از ایشان بدان پرداخته شود. تعالیم عاشورایی امام خمینی(س) در حماسه دفاع مقدس نقش نهضت عاشورا و تعالیم عاشورایی امام خمینی(س)در حماسۀ دفاع مقدس را میتوان با توجه به مقاطع گوناگون در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مورد ارزیابی قرار داد. در این بررسی اجمالی سعی شده است به سه مقطع از مقاطع در جنگ با توجه به این تعالیم اشاره شود: 1- دفاع این مرحله که از 31 / 6 / 1359 با حمله عراق به داخل خاک ایران و تصرف دهها شهر و صدها روستا آغاز شد با بیرون راندن دشمن در اکثر مناطق اشغال شده در تاریخ 23 / 4 / 1361 پایان میپذیرد. در طی این مدت حضرت امام خمینی(س) با توجه به تعالیم عاشورا موارد زیر را یادآور میشوند: الف- دفاع از اسلام امام حسین(ع) وقتی تصمیم میگیرند از مدینه به سوی کربلا حرکت کنند، فلسفه این قیام را در وصیتنامهای که به برادرش محمد بن حنیفه مینویسند یادآور میشوند. حضرت در این وصیت میفرمایند: «... انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی ارید ان آمر بالمعروف وانهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابیطالب...»؛ یعنی من نه از روی خودخواهی و یا خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج میگردم بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهی از منکر است و خواستهام از این حرکت اصلاح مفاسد امت و احیا و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب است.[5] و این در حالی است که یزید در پی محو اسلام بر آمده است. بنابراین جنگ امام حسین(ع) با یزید جنگ بر سر قدرت و یا ثروت و مقام نبود بلکه جنگ بر سر اسلام بود. حضرت امام خمینی(س) هم با علم به این که جنگ عراق علیه ایران نه برای تصرف قسمتی از خاک ایران بلکه بر سر اسلام است فرمودند: «ما سر اسلام دعوا داریم، ما میگوییم که یک نفر آدمی که اسلام را اصلش مخالف با حزب خودش میداند، اسلامش اسلام عفلقی است که از اسلام کارتری هم بدتر است».[6] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 370 ایشان در پیامشان در سالگرد بازگشایی مدارس کشور در تاریخ 31 / 6 / 59 با رد این منطق که جنگ عراق و ایران جنگ بین دو مسلمان است، اعلام داشتند: «... و یک حرفی که با ارتش عراق دارم این است که ارتش عراق با کی جنگ میخواهد بکند؟ طرفدار کی هست و مخالف کی؟ طرفدار صدام است که اشتراکی است و کافر است؟ بر ضد کی؟ بر ضد اسلام؟ ارتش عراق باید بداند که این آدم حالا آمده است اسم علی بن ابیطالب سلام الله علیه را میآورد و اسم حسین بن علی سلام الله علیه را میآورد، این دشمن اینهاست، این شخص با اینها دشمن است، با اسلام اصلاً دشمن است، این ارتش عراق باید بداند که این جنگ، جنگ با اسلام است به هواداری کفر و یک همچو جنگی بر خلاف رضای خداست.»[7] مسئله مهمی که در این دفاع مطرح بود همانا مقاومت تمام اسلام در مقابل تمام کفر بوده است. رهبری انقلاب و فرماندهی کل قوا امام خمینی(س) در این باره متذکر میشوند که: «بار دیگر من به همه اهالی کشور تأکید میکنم که امروز باید توجه به جنگ زیاد باشد و امروز تمام اسلام در مقابل تمام کفر ایستاده است».[8] ب- ظلمستیزی از دیگر تعالیم نهضت عاشورا که در حماسۀ دفاع مقدس توسط حضرت امام خمینی(س) بارها مطرح شد جنبه ظلمستیزی بوده است. امام حسین(ع) در این باره میفرماید: «الا ترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لایتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله محقا انی لا اری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا بر ما».[9] از همین درس است که امام خمینی(س) راجع به حادثه عاشورا میفرماید: «باید در مقابل ظلم و ستم بایستید. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، کلمه بزرگی است که از آن اشتباه میفهمند، آنها خیال میکنند به این معنی است که هر روز باید گریه کرد لکن محتوایش غیر از این است، کربلا چه کرد؟ ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشی را بازی کرد؟ همه زمینها باید این طور باشند، نقش کربلا این بود که سیدالشهدا سلام الله علیه با چند نفر معدود به کربلا آمدند و در مقابل ظلم امپراطور زمان، یزید ایستادند، فداکاری کردند و کشته شدند ولکن ظلم را قبول نکردند و یزید را شکست دادند».[10] و بر این اساس ایشان در ادامه انگیزه دفاع در مقابل عراق را اینگونه تشریح میکنند: «ما میخواهیم عالم در صلح باشد، ما میخواهیم همۀ مردم، همۀ مسلمین و غیرمسلمین همه در صلح و مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 371 صفا باشند، لکن معنایش این نیست که اگر یک کسی بخواهد بریزد در منزل یک کسی و تعدی کند، ما بگوییم که سر صلح داشته باشید و تن بدهید به ظلم، نه، همانطوری که ظلم حرام است، انظلام و تن دادن به ظلم هم حرام است. دفاع از ناموس مسلمین و جان مسلمین و مال مسلمین و کشور مسلمین یکی از واجبات است. ما داریم به این واجب عمل میکنیم، کشور ما دارد به این واجب عمل میکند».[11] بنابراین اغماض از تجاوز عراق به ایران همانا همراهی با ظالم است. «اگر تجاوز عراق را اغماض کنیم یک مسئله معنوی را اغماض کردهایم، یک گروه ظالم را ما تشویق کردهایم».[12] ج- اتمام حجت با دشمن امام حسین(ع) وقتی لشکریان کفر را آماده و مهیا برای کشتن خویش میبیند، شروع میکند ابتدا به موعظه و نصیحت آنها، باشد که آنها راه حق را از باطل تشخیص داده تا شاید از حاکمی چون یزید دست بکشند و نکند در میان آنها اشخاصی جاهل و نادان باشد که دستش را به خون امام(ع) و یاران امام(ع) آلوده کند و بعد به درگاه خدا عذر آورند که «لولا ارسلت الینا رسلا فنتبع آیاتک من قبل ان نذلّ و نخزی».[13] چنین اتمام حجتی بارها از سوی امام صورت گرفت. حضرت در روز عاشورا در اولین سخنرانیاش خطاب به سپاه دشمن اعلام داشت: «ایها الناس اسمعوا قولی و لا تعجلوا حتی اعظکم، بما هو حق لکم علی و حتی اعتذار الیکم من مقدمی علیکم فان قبلتم عذری و صدقتم قولی و اعطیتمونی النصف من انفسکم کنتم بذلک اسعدوا لم یکن لکم علی سبیل و ان لم تقبلوا منی العذر و لم تعطوا النصف من انفسکم فاجمعوا امرکم و شر کائکم ثم لایکن امر کم علیکم غمة ثم اقضوا الی و لاتنظرون ان ولیی الله الذی نزل الکتاب و هو یتولی الصالحین...»؛ ای مردم ندای مرا بشنوید و بر کشتنم شتاب نکنید تا من شما را نسبت به آنچه وظیفه دارم، پند دهم و بر شما اتمام حجت کنم. حال اگر شما انصاف روا دارید، به نیکبختی خواهید رسید و اگر از روش انسانی دست برداشته مرا تصدیق ننمایید زیانش را خودتان خواهید برد. بنابراین بر انجام هدفتان گرد هم آیید تا در آینده دچار اندوه نگردید. آنگاه دربارۀ من داوری نمایید و دیگر مهلتم ندهید. همانا صاحب اختیار من پروردگار یکتاست که سرپرست همه نیکان است.[14] این چنین بینشی را حضرت امام خمینی(س) در حماسه دفاع مقدس در مقابل نیروهای دشمن با توجه به نهضت عاشورا داشتهاند، ایشان در جنگ عراق علیه ایران در 2 / 7 / 59 یعنی سه روز بعد از مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 372 شروع جنگ پیام مهمی به مسلمانان، ارتشیان، کارگران و کارمندان عراق صادر فرمودند، اعلام داشتند: «بسم الله الرحمن الرحیم، ملت شریف و مبارز مسلمان عراق، ارتشیان رزمنده، افسران، درجهداران و سربازان مسلمان عراقی شما همه از نزدیک جنایتها و خیانتهای حزب کافر بعث را دیده و میبینید، شما تلخی حکومت کافر بعثی را چشیدهاید، شما میدانید که صدام حسین و رفقای کافر او تابع میشل عفلق ملحد و نوکر چشمبسته صهیونیسم و امپریالیسم به امر اربابان جهانخوار خود به ایران و ملت ایران که با الله اکبر و پشتوانه اسلام عزیز کفار را از میهن خود راندند حمله نموده و بیرحمانه برادران ایمانی شما را به قتل میرسانند، میدانید که این جنگ بین ایران و بعثیهای عراق، جنگ بین اسلام و کفر و قرآن کریم و الحاد است، از این جهت بر همۀ شما و ما مسلمانان جهان است از اسلام عزیز و قرآن کریم دفاع کنیم و این خیانتکاران را به جهنم بفرستیم. اکنون تکلیف شرعی الهی، انسانی شماست که در هر محلی هستید به ضدیت و کارشکنی برآیید... شما برادارن ارتشی و غیرارتشی و همه قوای بزرگ و کوچک نهراسید و برای دفاع از اسلام و کشورهای اسلامی به پا خیزید، خداوند با شماست. ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم».[15] در بیاناتی دیگر در همین رابطه میفرمایند: «ای ارتش عراق، ای قوای مسلح عراق برگردید به اسلام تا وقت نگذشته، آن روزی که وقت گذشت دیگر نمیتوانید برگردید، الان که وقت باقی است توبه کنید».[16] د- پیروزی حق بر باطل از درسهایی که عاشورا به پیروان حسین(ع) در این عصر به ویژه در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران داده است همانا پیروزی حق است گرچه یاران حق اندک باشند و این همان سنت لایتغیر الهی است که در صورت الهی بودن «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة»[17] و بر این اساس «خداوند بر تمام مستضعفین جهان منت گذاشته است که یک بار دیگر در این جنگ تحمیلی سنتهای لایتغیر الهی خود را در پیروزی خدشهناپذیر امت با ایمان و شهادتطلب ما، در جلوی چشمان جهانیان به نمایش گذارده است».[18] باطل که مظهر نیست و نابودی است در مقابل ایمان که مظهر حق است توان ماندن نخواهد داشت و در نهایت پیروزی از آن حق است. امام خمینی(س) درباره پیروزی ایمان میفرماید: «شما احتمال این معنی را ندهید که تفنگ و ژسه و مسلسل شما پیروز شده است، مقابل شما بالاتر از این را مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 373 داشتند، شما اندک داشتید و آنها بسیار. لکن آنچه که شما را پیروز کرد و میکند آن ایمان شماست و آن اخلاص شماست که در شما هست و در آنها نیست».[19] و در جای دیگر میفرماید: «شما رضای خدا را همراه دارید و آنها سخط خدا را، شما ایمان را همراه دارید و آنها طرفداری از کفر را، شما آرامش قلبی دارید و در این جنگ با آرامش با خاطر آسوده، با این ایده که اگر شهید بشوم، پیروزمندم و اگر پیروز هم بشوم، پیروزم. شما این را دارید و آنها از مرگ فرار میکنند، بین این دو طایفه بسیار فرق است».[20] هـ- قاطعیت و عدم سازش با کفر امام حسین(ع) به خاطر ایمانی که نسبت به هدفش داشت با قاطعیت ادامه مسیر را مطرح میکرد. دوستان امام بارها به او پیشنهاد دادند که از رفتن به سوی کربلا منصرف شود ولی امام با قاطعیت همه آنها را رد کرد. عبدالله بن عباس از جمله کسانی بود که سعی میکرد امام را از راهی که در پیش گرفته است باز دارد لیکن امام در جواب به او میفرماید: «یا بن العم انی والله لاعلم انک ناصح مشفق و قد ازمعت علی المسیر...»؛ پسر عم به خدا سوگند میدانم که تو از راه خیرخواهی و مهربانی و شفقت این پیشنهاد را میکنی ولی من تصمیم گرفتهام که به سوی عراق حرکت کنم.[21] خود امام در جای دیگر میفرماید«الا و ان الدعی بن الدعی قد رکزنی اثنتین بین السلة و الذلة و هیهات من الذلة...»؛ یعنی این زنازاده، پسر زنازاده میگوید یا باید خوار و ذلیل شوی یا شمشیر، هرگز حسین(ع) تن به خواری نمیدهد...[22] و یا باز میفرماید: الموت اولی من رکوب العار والعار اولی من دخول النار مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است و پذیرفتن ننگ بهتر از قبول آتش.[23] حضرت امام خمینی(س) هم بارها با قاطعیت اعلام داشت که تا عقب راندن دشمن از سرزمین اسلامی و پشیمان کردن او از تجاوز به میهن اسلامی یک لحظه از پای نخواهیم نشست. زیرا باید کاری کرد که دشمن بفهمد که تجاوز به ایران برای او پرخرج است و خرجش بیشتر از دخلش خواهد بود.[24] او با عنایت به این بیت که الموت اولی من رکوب العار و العار اولی من دخول النار میفرماید: «باید با قدرت به پیش برویم و با قدرت با همه کسانی که به ما میخواهند تجاوز و تعدی کنند مبارزه کنیم و زندگی آبرومند نداشتن و زندگی زیر بار بودن هزار مرتبه از اینکه انسان بمیرد، مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 374 مردن بر او شرف دارد».[25] و با این رهنمود است که سازش با دشمن را تا تنبیه متجاوز جایز نمیداند و میفرماید: «... امروز صدام دور افتاده است و از هر کس تقاضا میکند که یک اصلاحی پیش بیاید حتی از گروههای منحرف و اشخاص منحرف باز دامن آنها را میگیرد که آنها پیشنهاد اصلاح بکنند و اما یک اصلاح آمریکایی، آنها نمیدانند که به صغیر و کبیر کشور خودش و کشور ما رحم نکرده است، اصلاح پیش بیاید، لفظ اصلاح یک امری است که صلاحیت ندارد بین مسلمان و یک طایفهای که از اول به اسلام عقیده نداشتند و مؤسس آنها عفلقی بوده است که به هیچ دینی از ادیان الهی اعتقاد ندارند. معنا ندارد که دولت اسلامی ایران با دولتی که هیچ اعتقاد به اسلام و به اخلاق بشریت ندارد سر میز اصلاح بنشیند...»[26] حضرت امام سازش تحمیلی را مغایر اسلام میداند و اعلام میدارد: «کمربندهایتان را محکم کنید، ای آزادگان و احرار بپاخیزید، قدرتهای بزرگ شرق و غرب میخواهند شما را زیر چکمهها و چنگالهای کثیف و خونین خود خرد کنند که حتی آخ هم نگویید».[27] 2- مرحله هجوم (استمرار فرمان الهی) در این مرحله که دشمن تا اندازه زیادی از خاک ایران عقب رانده شد، در آن سوی خاک ایران یعنی در داخل مرزهایش، شهرهای ایران را مورد هدف قرار میداد و با موشکباران ایران به شهادت افراد بیگناه در شهرها اقدام میکرد. از اینجاست که در عملیات رمضان برای خاموش کردن آتشبارهای دشمن، نیروهای رزمنده مسلمان ایرانی وارد خاک عراق میشوند، از این مقطع است که گروهی در داخل و خارج زبان به انتقاد گشوده و شعار جنگ جنگ تا پیروزی را دیگر صحیح نمیدانستند و پیشنهاد مذاکره با صدام را میدادند. امام در این باره میفرماید: «آنچه که قرآن میگوید تنها جنگ جنگ تا پیروزی نیست بلکه جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم است، جنگهای رسول اکرم رحمتش کمتر از نصایح ایشان نبوده است. اینهایی که گمان میکنند که اسلام نگفته است جنگ جنگ تا پیروزی اگر مقصودشان این است که در دین بالاتر از این با زبان خدا نیست، اشتباه میکنند. قرآن میفرماید «قاتلوهم حتی لاتکون فتنة»همه بشر را دعوت میکند به مقابله برای رفع فتنه یعنی جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم ... ما یک دایره خیلی کوچکی از این دایرۀ عظیم واقع هستیم و میگوییم که جنگ جنگ تا پیروزی مقصودمان هم پیروزی بر کفر صدامی است ... آنچه قرآن میگوید این نیست، او میگوید جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم؛ یعنی باید کسانی که تبعیت از قرآن مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 375 میکنند، در نظر داشته باشند که باید تا آنجا که قدرت دارند ادامه بدهند به نبردشان بدهند تا این که فتنه از عالم برداشته شود».[28] در ثانی جمهوری اسلامی که وارد خاک عراق شد ادامه همان دفاع مقدس است و جنگ ابتدایی با کسی ندارد، امام در این باره میفرماید: «ما و کشور ما هیچ وقت بنا نداشتیم و نداریم که به یک کشوری هجوم کنیم لکن بعد از آن که به ما هجوم کردند، دفاع یک امری است که هم شرعاً واجب است بر همه و هم عقلاً ما حال دفاعی داریم و امروز هم حال دفاعی داریم.... وارد شدن ما در عراق نه برای این است که ما عراق را میخواهیم تصاحب کنیم یا بصره را، ما وطنمان بصره و شام نیست، ما وطنمان اسلام است، ما تابع احکام اسلام هستیم... ایران برای خدا قیام کرده است و برای خدا ادامه میدهد و جز دفاع، جنگ ابتدایی با هیچ کس نخواهد کرد».[29] «الان هم که ما وارد شدیم در خاک عراق برای دفاع است نه برای چیز دیگر»[30] امام در جای دیگر میفرماید: «ما برای خاموش کردن توپهای دوربرد و موشک دشمن به داخل عراق رفتهایم. بر همه ما واجب است که دفاع کنیم از کشور خودمان و دفاع این است که ما دشمن را تا آنجا برسانیم و برانیم که نتواند با موشکهای خودش شهرهای ما را بکوبد، رفتن در خاک عراق نه هجوم به عراق است، دفاع از اسلام و کشور اسلامی است.[31] 3- مرحله پذیرش قطعنامه 598 نهضت عاشورا را باید در راستای ادای به تکلیف در فلسفه سیاسی اسلام دانست، آنچه که در این مسیر به امام حسین(ع) امکان داد که خون مبارک خویش را در راه استقلال و حفظ اسلام اهدا نماید همانا در مصلحت اسلام خلاصه میشد. خود امام حسین(ع) در بخشی از سخنان خویش در روز عاشورا به این نکته اشاره دارد که هدف از قیام من همان ادای تکلیف است، زیرا «فان نهزم فهزّامون قدما و ان نهزم فغیر مهزمینا»؛ یعنی ما با این نیروی کم در مقابل این دشمن قوی اقدام به جنگ میکنیم اگر پیروز شویم تازگی ندارد و اگر کشته شویم دنیا میداند که ما مغلوب نشدهایم.[32] و این مصداق این آیه است که «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوراة و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم»[33] امام خمینی(س) با عنایت به همین امر فرمودند: «ما مکلفیم، خدا به ما تکلیف کرده است که با مخالفین اسلام و مخالفین ملت معارضه کنیم، ما پیش میبریم یا نمیبریم، اگر پیش بردیم که الحمدالله مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 376 تکلیفمان عمل کردیم و هم پیش بردیم و اگر مردیم و کشته شدیم به تکلیف عمل کردیم، ما شکست نداریم، شکست برای ما نیست برای اینکه از دو حال خارج نیست، یا پیش بردیم که پیروز شدیم و یا پیش نمیبریم که پیش خدا آبرومندیم...»[34] در همین جاست که باید بگوییم مصلحت اسلام ایجاب کرد که امام قطعنامه 598 را بپذیرد و این در صورتی بود که هنوز ملتی وفادار و فرماندهان نظامی جسور و رزمندگان غیرتمند حامی امام بودهاند. با این وجود باید این پذیرش را همان پذیرشی دانست که پیامبر اسلام(ص) با کفار قریش در حدیبیه به امضا رساند که نردبان فتوحات و پیروزیهای آینده مسلمین بوده است.[35] چنانکه خود حضرت امام خمینی(س) در پیامی که به فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعد از پذیرش قطعنامه 598 دادهاند فرمودند: «من به طور جدی و اکید میگویم که انقلاب و جمهوری اسلامی و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به حق از بزرگترین سنگرهای دفاع از ارزشهای الهی نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود یکایک شما نیازمند است. چه صلح باشد و چه جنگ... در هر حال ما باید آماده و مهیا باشیم، روزهای حساس و تعیینکنندهای در پیش داریم و انقلاب اسلامی هنوز سالها و ماههای تعیینکننده دیگر در پیش خواهد داشت که واجب است پیشکسوتان جهاد و شهادت در همه صحنهها حاضر و آماده باشند و از کید و مکر جهانخواران و آمریکا و شوروی غافل نمانند و حتی در شرایط بازسازی نیروهای مسلح باید بزرگترین توجه ما به بازسازی نیروها و استعدادها و انتقال تجارب نظامی و دفاعی به کلیه آحاد ملت و مدافعان انقلاب باشد».[36] ایشان در پذیرش قطعنامه فرمودند: «من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم ولی مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن قطعنامه [598] میبینم».[37] دستاوردهای قطعنامه 598 1- دشمن را در رسیدن به اهدافش که نابودی انقلاب اسلامی بوده است ناکام نمود. 2- جلوی تبلیغات استکبار را که ایران جنگطلب است و اهداف توسعهطلبانه دارد، گرفت. 3- قبول قطعنامه باعث گردید که ناقوس صلحطلبی صدام حسین به صدا در نیاید و حماقت دوباره او (درست چهار روز بعد از پذیرش قطعنامه در تاریخ 31 تیر 1367) در آغاز حمله مجدد به جمهوری اسلامی نشان داد که صدام حسین موجودی است خطرناک که در زمان ضعف احساس صلحطلبی داشته است. مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 377 4- آزاد شدن بیش از یک میلیون نظامی عراقی که خطر بالقوهای برای این کشور محسوب شد و به عملیات عراق علیه کویت انجامید. 5- جلوی تبلیغات ضد انقلاب از جمله منافقین را گرفته که میگفتند در صورت تمام شدن جنگ حیات جمهوری اسلامی به اتمام میرسد. 6- در امان ماندن مراکز اقتصادی و نظامی ایران که نابودی آنها جزو اهداف استراتژیک استکبار جهانی بوده است. 7- رسیدن به اهداف عالیه جمهوری اسلامی که همانا معرفی متجاوز توسط شورای امنیت به دنیا بوده است که حقانیت و مظلومیت جمهوری اسلامی را در هشت سال دفاع مقدس ثابت نمود. علاوه بر دستاوردهای فوق باید یادآور شد که در جنگ هشت ساله ایران و نهایت امر «پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن خسارات چیزی به دست نیاوردند. البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری مینگریستیم و میرسیدیم ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شدهایم. هر روز ما در جنگ برکتی داشتهایم که در همه صحنهها از آن بهره جستهایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهایم، ما در جنگ پرده از چهرۀ تزویر جهانخواران کنار زدیم. ما در جنگ دوستان و دشمنان را شناختهایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ حس برادری و وطندوستی را در نهاد یکایک مردم بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال میتوان مبارزه کرد، جنگ ما کمک فتح افغانستان را به دنبال داشت. جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت. جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران نظامهای فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت. تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آنچنانی برخوردار شد و از همه مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت. همه اینها از برکت خونهای پاک شهدا عزیز هشت سال نبرد بود، همه اینها از تلاش مادران و پدران و مردم عزیز ایران در ده سال مبارزه با آمریکا و غرب و شوروی و شرق نشأت گرفت. جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد. چه کوتهنظرند مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 378 آنهایی که خیال میکنند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیدهایم پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگی و صلابت بیفایده است. در حالی که صدای اسلامخواهی آفریقا از جنگ هشت ساله ماست، علاقه به اسلامشناسی مردم آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنی در کل جهان از جنگ هشت ساله ماست.... ما برای ادای تکلیف جنگیدهایم.[38] خلاصه و جمعبندی آنچه این مقاله به دنبال آن بود همانا نقش نهضت عاشورا و تعالیم عاشورایی امام خمینی(س) در حماسه مقدس بوده است. برای بررسی چنین موضوعی لازم دیدم ابتدا در مقدمه تشابهاتی که در قیام امام حسین(ع) و دفاع مقدس مردم قهرمان و مسلمان ایران وجود داشت را یادآور شدم. یادآور شدم که عاشورا نهضتی بود کاملاً اسلامی به رهبری امامی معصوم در مقابل حکومتی فاسد و منحرف به ریاست یزید بن معاویه، این حادثه بر خلاف تصور حکومت یزید که در پی تسلط نامشروع بر جهان اسلام بود به برچیدن طومار ننگین حکومت او ختم شد و حسین(ع) با یارانش به عنوان بارزترین چهره حق در تاریخ به یادگار ماندند و درسهایی را به آیندگان دادند. تعالیمی که خود در هشت سال دفاع مقدس از ارکان مبارزه بر علیه ظلم بوده است. در ادامه به حمله ناجوانمردانه عراق علیه ایران پرداختیم و اشاره داشتیم به اینکه حکومت صدام حسین به قساوت تمام در تاریخ 31 / 6 / 59 به کشوری حمله کرد که خود به تازگی از یوغ حکومتی خودفروخته رهایی پیدا کرد و فریاد اسلامخواهی را در جهان طنینافکن نمود. در طی این مدت (دفاع مقدس) حسینی دیگر پرچمدار مبارزه علیه ظلم را بر دوش کشید و با تعالیم حسینی به مبارزه با استکبار پرداخت. تعالیمی که کافی است یک ملت را از ذلت به عزت برساند. همین تعالیم بود که توانست جبهه کفر و استکبار را شکست بدهد. این تعالیم را در ادامه مقاله این گونه متذکر شدم که در طی این هشت سال ما به سه مقطع در جنگ میرسیم که در سه مرحله جای میگیرد. مرحله اول، مرحله دفاع بوده است، در این مرحله امام خمینی(س) با عنایت به نهضت عاشورا مقاومت در برابر عراق را دفاع از اسلام نامید و چون اسلام از ظلم متنفر است، ظلمستیزی از ارکان این مقابله بوده است. در همین مرحله بود که معظمله حجت را بر دشمن تمام نمود و نوید پیروزی حق بر باطل را داد. مرحله دوم، که به مرحله هجوم شهرت دارد در واقع همان استمرار فرمان الهی و دفاع از کیان اسلام و سرزمین جمهوری اسلامی بوده است. در این مرحله امام اقدام میکنند به جواب دادن به مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 379 سازشکاران و ناصحانی که حضور ایران را در داخل خاک عراق محکوم میکردند. امام میفرمودند اولاً هنوز در مرحله دفاع هستیم و قصد جنگ ابتدایی با کسی را ندارم و در ثانی تصمیم ما بر این است که از آتش توپخانهها و موشکهای عراقی جلوگیری نماییم تا از این طریق شهرهای ایران را مورد هدف قرار ندهند و به شهادت مردم ما منجر نشود. مرحله سوم، که مرحله پذیرش قطعنامه 598 است را باید در فلسفه قیام عاشورا جستجو کرد که همانا ادای تکلیف الهی بوده است. ما جهت تنبیه عراق تا آنجا پیش رفتیم که توان داشتیم ولی در مقطعی به اینجا رسیدیم که مصلحت حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی ایجاب میکرد که به آتشبس با عراق تن در دهیم. بعدها شاهد بودیم که با پذیرش قطعنامه امتیازات زیادی نصیب ایران و اسلام گشت که در متن مقاله به آنها اشاره شد. در یک جمله باید گفت که ما در جنگ دشمن را در اهدافش که همانا نابودی انقلاب اسلامی و سرنگونی نظام اسلامی بود ناکام گذاشتیم و در مقابل تأثیرات عمیقی در نظام بینالملل و جهان اسلام بر جای گذاشتیم زیرا جنگ عامل وحدت[39]، رسوا کنندۀ مخالفین اسلام [40]، شکستن ابهت دو ابرقدرت[41]، تجربه عملی دفاع[42]، معرفی قدرت اسلام به دشمن[43]، عامل اتکا به خود[44]، شکوفایی مغزها[45]، اثبات تواناییها [46] و تحرک در ملت[47] را به همراه داشته است. مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 380 پای نوشتها: مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 381 - آیت الله سید علی خامنه ای، عاشورا، انقلاب اسلامی فضیلتها، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1371، ص 12 - 13- وزارت امور خارجه، تحلیلی بر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تهران، انتشارات وزارت خارجه، 1361، ص 8- همانجا- روزنامه جمهوری اسلامی مورخه 1 / 7 / 1359- محمد صادق نجمی، سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، قم، انتشارات اسلامی، 1362، ص 36- ر.ک: صحیفه امام، ج 13، ص 397-399.- ر.ک: صحیفه امام، ج 13، ص 224-225.- ر.ک: صحیفه امام، ج 18، ص 43-44.- شهید مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 1، قم، انتشارات صدرا، ص 47- ر.ک: صحیفه امام، ج 15، ص 116-119.- ر.ک: صحیفه امام، ج 15، ص 116-119.- روزنامه جمهوری اسلامی، 22 / 3 / 1361- سوره طه، آیه 134- السید محسن الامین العاملی، امام حسن و امام حسین(ع)، ترجمه اداره پژوهش و نگارش، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1361، ص 220- ر.ک: صحیفه امام، ج 13، ص 230-231.- ر.ک: صحیفه امام، ج 13، ص 230-231.- سوره بقره آیه 249-سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گذری بر دو سال جنگ تحمیلی، تهران، سپاه پاسداران، بی تا، ص 5- همان، ص 52 / 53، ص 54- همانجا- محد صادق نجمی، همان، ص 72- شهید مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 2، ص 204 و 205- محمد صادق نجمی، همان، ص 318 و 317- محمد جواد لاریجانی، مقولاتی در استراتژی ملی، تهران، مرکز ترجمه و نشر کتاب، 1369، ص 64- ر.ک: صحیفه امام، ج 17، ص 495-498.- ر.ک: صحیفه امام، ص 67-70.- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گذار از بحران 67، تحلیل سیاسی هشتمین سال جنگ، تهران، سپاه پاسدارن، 1368، ص 117- ر.ک: صحیفه امام، ج 19، ص 112-115.- ر.ک: صحیفه امام، ج 16، ص 389-391.- ر.ک: صحیفه امام، ج 16، ص 389-391.- ر.ک: صحیفه امام، ج 17، ص 24-28.- محمد صادق نجمی، همان، ص 237- سوره توبه، آیه 111- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گذری بر دو سال جنگ، ص 47.- سید عبدالکریم هاشمی نژاد، درسی که حسین(ع) به انسانها آموخت، تهران، انتشارات فراهانی، 1347، ص 7- سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی، کارنامه عملیات سپاهیان اسلام در هشت سال دفاع مقدس، تهران، واحد تبلیغات و انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1370، ص 142 و 143- ر.ک: صحیفه امام، ج 21، 92.- روزنامه جمهوری اسلامی، 4 / 12 / 1367- ر.ک: صحیفه امام، ج 15، ص 515-517.- ر.ک: صحیفه امام، ج 18، ص 130-132.- ر.ک: صحیفه امام، ج 21، ص 282-284.- ر.ک: صحیفه امام، ج 17، ص 24-26- ر.ک: صحیفه امام، ج 13، ص 247-249.- ر.ک: صحیفه امام، ج 16، ص 270-271.- ر.ک: صحیفه امام، 21، ص 432-434.- ر.ک: صحیفه امام، ج 21، ص 415-417.- ر.ک: صحیفه امام، ج 15، ص 400-401.بررسی جلوه های فرهنگ عاشورا در متون زیارات شیعی بررسی جلوه های فرهنگ عاشورا در متون زیارات شیعی هادی وکیلی پیش از بررسی جلوهها و نمودهای فرهنگ، عاشورا در متون زیارات ائمهاطهار علیهمالسلام اشاره به سه مقدمه را ناگزیریم: 1- روش کار این مقاله بررسی محتوایی زیارات ائمهاطهار علیهمالسلام از منظر تاریخی و گاه از دیدی جامعهشناسانه و روانشناسانه است. منبع اصلی مورد بررسی در این پژوهش، کتاب مشهور مفاتیحالجنان مرحوم شیخ عباس قمی (چاپ مصحح انتشارات اسلامی تهران) است. و البته سعی شده حتیالمکان به زیاراتی استناد شود که مرحوم محدث قمی آنها را از منابع معتبر قدیم همچون کامل الزیارات و تحفة الزائر و مصباح المتهجد و... نقل کرده است. اگر چه ضرورت دارد هر چه سریعتر کار رجالی و درایهای پیرامون اسناد زیارات، همچون احادیث انجام شود اما ضعف سند برخی از زیارات خدشهای به مباحث و نتایج این نوشتار وارد نمیسازد، چه در واقع این نوشتار در پی بررسی تأثیرات همین زیارات موجود در دسترس مردم است و اگر حتی زیارتی دارای سند معتبر نباشد، صرف شیوع آن در بین مردم و زائران، میتواند آن را در حوزۀ کار این پژوهش قرار دهد. اما همچنانکه گفته شد، سعی شده از زیاراتی که از نظر منبع و بلاغت متن اطمینانبخشتر باشند، استفاده شود. ضمناً چون از مفاتیحالجنان چاپهای بس گوناگون منتشر شده است، ما در این ارجاعات به جای اشاره به شمارۀ صفحه، به آدرس موضوعی آن اشاره کردهایم. مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 383 2- اجمالی درباره زیارت: الف- زیارت قبور اصولاً یک امر فطری است. انسان به لحاظ وجودی متصل به همنوعان خویش است و در فقدان نزدیکان و دوستان، انسان فطرتاً به زیارت آنان رو میآورد. زیارت عامل اتصال انسان باقی است به گذشتگان و اتصال گذشتگان به زمان حال. چه کسی میتواند به انسان عزیز از دست دادهای بگوید: نباید هیچ نوع ارتباط و اتصال روحی با عزیزت داشته باشی؟ بر این اساس است که پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) به زیارت مادرش میرفت و دیگران را به زیارت مردگان امر میکرد.[1] آنحضرت همچنین بارها به زیارت قبور شهدا بویژه عمویش حمزه میرفت. این البته به معنای مشروعیت این امر، علاوه بر فطری بودن آن است. و چه زیبا این که امام حسین علیهالسلام نیز قیام خود را به زیارت قبر پیامبر(ص) آغاز کرد. ب- از نظر مکتب شیعه زیارت صرفاً یک حرکت عاطفی و محبتی نیست بلکه پیش از آن یک عمل معرفتی است. تاکید بر آنکه «هر که زیارت کند امام را و عارف به حق او باشد.» به ثوابهای یاد شده در احادیث خواهد رسید نشان دهنده این حقیقت است.[2] بدینسان زیارت بصیرتبخش و معرفتآفرین و سازندۀ انسان مکتبی است. ج- حال پاسخ به این شبهه چندان مشکل نیست که آیا زیارت عامل ایستایی است یا عامل پویایی؟ این البته بستگی به محتوای زیارت دارد. و زیارات شیعی آنچنانکه به نمونههایی از آن اشارت خواهد رفت، حاوی بار سنگین معرفت، احیاگری، افشاگری، و ستمستیزی است. د- در فرهنگ شیعی زیارت اولیای خدا را آدابی است. این آداب خود، ادبآموز و سازنده و مقدمه عروج است، همچنین طهارت جسم، روزه، غسل، وضو، اذکار توحیدی، اذن دخول، آرامش و وقار و اتصال معنوی با حجت و خلیفه خدا در روی زمین. هـ- متون زیارات عمدتاً آکنده از آیات قرآنی و احادیث نبوی است و این استحکام و اصالت این زیارات را میرساند. کافیست تنها به یک مورد اشاره داشته باشیم. در زیارت حضرت امیرالمومنین(ع) در روز عید غدیر به حدود 36 آیه قرآن و 4 حدیث نبوی و 4 حدیث علوی تصریح یا اشاره شده است. مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 384 و- و اما زیارت امام حسین علیهالسلام خاصةً: نخست آنکه احادیث در فضیلت زیارت آنحضرت آنقدر فراوان است که جای هیچ شک و تردیدی را باقی نمیگذارد. دوم آنکه نمیتوان از تأثیر فراوان احادیث فضیلت زیارات امام حسین(ع) غافل شد. ثوابهای غیر قابل احصایی که برای یک زائر عارف بحقّ حسین(ع) ذکر شده، قطعاً بر روی دوستان او این اثر را داشته و دارد که خود را مقید به زیارت آن حضرت از دور یا نزدیک بنمایند. سوم آنکه نظری بر محتوای احادیث فضیلت زیارت امام حسین نشان میدهد که زیارت امام صرف یک عمل فطری و روانی نیست، یک حرکت مکتبی و سیاسی و عمیق است. از باب نمونه به خلاصهای از حدیثی از امام صادق(ع) اشاره میکنیم: «...ای خداوندی که مخصوص گردانیدهای ما را به کرامت... بیامرز مرا و برادران مرا و زیارتکنندگان قبر اباعبدالله الحسین علیه السلام را آنانکه خرج کردهاند مالهای خود را و بیرون آوردهاند از شهرها بدنهای خود را برای ... اجابت نمودن ایشان امر ما را و برای خشمی که بر دشمنان داخل کردهاند. خداوندا دشمنان ما عیب کردهاند بر ایشان، بیرون آمدن ایشان را برای زیارت ما. پس این مانع نشد ایشان را از عزم کردن و بیرون آمدن از روی مخالفت ایشان...» آنگاه آنحضرت به یکی از شیعیان خود گفت: «ترک مکن زیارت آنحضرت را از برای خوف از احدی که هر که از برای خوف ترک زیارت کند آنقدر حسرت برد که آرزو کند که کاش آنقدر میماندم نزد قبر آنحضرت که در آنجا مدفون میشدم.»[3] 3- دربارۀ نهضت امام حسین علیهالسلام، میدانیم که دو انگیزۀ اساسی موجب قیام امام شد: نخست تن ندادن به بیعت با حاکم جائر غاصب معلن به فسق. و دوم دیدن اینکه آداب جاهلی و بدعتها زنده شدهاند و سنت پیامبر و دین الهی در شرف موت است. «ان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت» پس با توجه به این انگیزهها اهداف امام از این نهضت تا حدودی روشن میشود: امام هم حکومت نامشروع و ستمگر را نمیپذیرد و علیه آن قیام میکند و هم نهضتی عمیق و کوبنده را برای احیای دین در معرض مرگ بر پا میکند. دین محمد(ص) باید زنده و مستقیم بماند و اگر این امر جز به فرو رفتن حسین(ع) در دریای شمشیرها و نیزهها ممکن نباشد، شمشیرها باید او را برگیرند. از اینجا به یک نکته بس مهم توجه میکنیم و آن اینکه برخلاف آنچه برخی پنداشتهاند، نهضت امام صرفاً یک حرکت سیاسی انقلابی نیست. بلکه حرکت عمیق مکتبی است با پشتوانه مکتب و با هدف احیای آن. این است که فرهنگ عاشورا، فرهنگ اسلام ناب محمدی(ع) است. حسین(ع) اولاً مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 385 احیاگری میکند: احیای دینی که همه شواهد نشان میدهد در شرف موت بوده است. و ثانیاً افشاگری: افشای چهره حاملان دروغین منصب خلافت و افشای حقایق تاریخی برای همیشه عالم و ثالثاً ستمستیزی و اعلام اینکه بر اساس فرهنگ عاشورا مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. پس محتوای زیارات امام حسین(ع) و تمام ائمهاطهار – که کلهم نور واحد – نیز باید متکی به مکتب و احیاگران باشد و ستمستیز و افشاگر و البته همان روحیهای را در زائر بدمد که در کالبد یاران عاشورایی حسین(ع) جاری بود. اینک بر آنیم تا به بررسی جلوههایی از حضور این عوامل سه گانه در زیارات بپردازیم. الف- جلوههایی از محتوای احیاگرانه زیارات زیارات در واقع حاوی یک دوره آموزش اصول اعتقادات ناب اسلامی است. میدانیم که اسلام و معارف آن در بعضی از ادوار تاریخ آنچنان بدست تحریفگران دچار تغییر و کتمان و تحریف و انزوا شد که از اسلام بجز اسمی باقی نماند و بدعت و جاهلیت و ضلالت جایگزین سنت و هدایت شد. در این شرایط امام که خلیفه خدا و حافظ دین اوست برای احیای دین قیام میکند، چنانکه در زیارت جامعه میخوانیم «قد یحیی الله تعالی دینه بکم» نهضت امام حسین علیهالسلام دقیقاً در دورهای روی داد که به فرمودۀ آن حضرت «ان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت» پس امام دست به نهضتی عظیم میزند که موجب احیای اسلام ناب محمدی و تفکیک جاودانی آن با اسلام خلافت جور و غصب میشود. آنچنان که در زیارت اربعین در مورد هدف قیام میخوانیم: «اللهم انی اشهد انه ولیک و ابن ولیک... و منح النصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیرة الضلالة.» اینک با مروری بر زیارات ائمه اطهار علیهم السلام به جلوههایی دیگر از احیای دین در این متون میپردازیم: 1- حکومتهای جور و تحریفگران همواره هم سعی در به فراموشی سپردن احکام و حدود و اصول و فروع دین کردهاند و هم اینگونه تبلیغ کردهاند که ائمهاطهار(ع) افرادی خارجی و بیدین بودهاند که حتی نماز نمیخواندهاند و باید مورد لعن و سب قرار گیرند. در این شرایط یک زائر امام در زیارت آنحضرت میخواند: «اشهد انک قد اقمت الصلوة و آتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جاهدت فی سبیل الله حق جهاده... و دعوت الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و عبدت الله مخلصاً حتی اتیک الیقین... قد حللت حلال الله و حرمت حرام الله و اطعت الله و رسوله و تلوت الکتاب حق تلاوته اشهد انک قد بلغت...»[4] مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 386 این عبارات تقریباً در زیارت تمام ائمۀ اطهار علیهالسلام تکرار میشود و علاوه بر خنثی کردن تبلیغات دشمنان موجب جهتدهی مسیر زندگی اسلامی زائر میشود. 2- زیارات منابعی بس عمیق و لطیف در تبیین توحید ناب و خالص است. همچنین دعای پس از زیارت حضرت امام رضا علیه السلام که با جمله: «اللهم انی اسئلک یا الله الدائم ملکه القائم فی عزة المطاع فی سلطانه المتفرد فی کبریائه المتوحد فی دیمومیه بقائه العادل فی بریته...» آغاز میشود و یا دعای صفوان که پس از زیارت ششم مطلقه حضرت علی علیه السلام در زیارت امام حسین(ع) آمده است، که در بخشی از آن میخوانیم: «... یا الله یا الله یا الله... یا من هو اقرب الی من حبل الورید و یا من یحول بین المرء و قلبه و یا من هو بالمنظر الاعلی و بالافق المبین و یا من هو الرحمن الرحیم علی العرش استوی و یا من یعلم خائنة الاعین و ما تخفی الصدور و یا من لما یخفی علیه خافیة یا من لا تشتبه علیه الاصوات و یا من لا تغلطه الحاجات و یا من لایبرمه الحاح الملحین...» و البته به پیوست توحید، اشاراتی ظریف به صفات خداوند و از جمله صفت عدل خداوند شده است. چنانکه در همان زیارت امام رضا(ع) میخوانیم: «فکم من سیئه اخفاها حلمک حتی دخلت و حسنه ضاعفها فضلک حتی عظمت علیها مجازاتک جللت ان یخاف منک الا العدل و ان یرجی منک الا الاحسان و الفضل فامنن علی با اوجبه فضلک و لا تخذلنی بما یحکم به عدلک.» بنابراین توحید ناب در متون زیارتی شیعه همواره زنده مانده است. 3- نبوت: زیباترین توصیفها و تجلیلها را در مورد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) باید در زیارات بویژه در زیارت شخص آنحضرت جست که حاوی نکاتی بس دقیق و عمیق است. 4- معاد: وصف معاد در زیارات گاه آنچنان عینی و ملموس است که تحول معنوی عمیقی را در زائر موجب میشود که نمونه اوصاف قیامت را میتوان در زیارت پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله) چنین دید: «اللهم... اعوذ بکرم وجهک ان تقیمنی مقام الخزی و الذل یوم تهتک فیه الاستار و تدر فیه الاسرار و الفضائح و ترعد فیه الغرایص یوم الحسره و الندامه یوم الافکه یوم الازفه یوم التغابن یوم الفصل یوم الجزاء یوما کان مقداره خمسین الف سنه یوم النفحه یوم ترجف الراجفة تتبعها الرادفه یوم النشر یوم العرض یوم یقوم الناس لرب العالمین یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبه و بینه یوم تشقق الارض و اکناف السماء یوم تأتی کل نفس تجادل عن نفسها یوم یردون الی الله فینبئهم بما عملوا یوم لا یفنی مولی عن مولی شیئاً و لا هم ینصرون الا من رحم الله انه هو العزیز الرحیم یوم یردون الی عالم الغیب و الشهاده یوم یردون الی مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 387 الله مولیهم الحق یوم یخرجون من الاجداث سراعا کانهم الی نصب یوفضون و کانهم جراد منتشر مهطعین الی الداع الی الله یوم الواقعه یوم ترج الارض رجاً یوم تکون السماء کالمهل و تکون الجبال کالعهن و لا یسئل حمیم حمیما یوم الشاهد و المشهود یوم تکون الملائکه صفا صفا...» میبینیم که محتوای زیارات دقیقاً بر آیات شریف قرآنی تطبیق دارد و مطالب متخذ از کتاب خداست. 5- امامت: در زیارت امامان طبعاً بحث امامت محوریت دارد و البته همچنانکه میدانیم محوریت تمام امور دین حتی توحید با ولایت است. چنانکه در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «من اراد الله بدابکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم...بموالاتکم تمت الکلمة(کلمة لا اله الا الله)» امام «محال معرفة الله»[5] و «ارکان لتوحیده»[6] است. امام ظهور صفات خداست و در زیارات امام دارای صفاتی اینچنین است: ثارالله، عینالله، اذنالله، خلیفةالله، جنبالله، حجةالله، یدالله، کلمةالله، حکمةالله، نورالله، سبیل الله و ... آری امام محور آسیاب دین [7] بلکه عمود خیمه هستی[8] است. در زیارات از امامان به عنوان هادیان راه هدایت یاد شده است. بنابراین «من اتاکم نجی و من لم یاتکم هلک»[9] خداوند بوسیله امام انسانها را از گمراهی و لغزش نگه میدارد: «بکم اخرجنا الله من الذل و انقذنا من شفا جرف الهلکات».[10] و خداوند بوسیله امام معالم و نشانهها و پیامهای دین و راه فساد و صلاح را باز مینماید: «بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا»[11] امام مبین و مفسر راستین وحی است، چرا که ائمهاطهار(ع) «حمله کتاب الله و تراجمة لوحیه»[12] هستند و «آیات الله لدیکم»[13] و کتاب خدا در فقه آنها مهجور است.[14] و البته امام برای انجام صحیح و کامل این وظایف سنگین باید معصوم از خطا و گناه و لغزش باشد: «اشهد انک طهر طاهر مطهر من طهر طاهر مطهر»[15]، «عصمکم الله من الزلل و آمنکم من الفتن و طهرکم من الدنس و اذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»[16] و مهم آنکه نه معصومی که توان گناه نداشته باشد که معصوم متقی و خود نگهدار: «اشهد انکم الائمه الراشدون المهدیّون المعصومون... المتقون»[17] در کنار تمام این عبارات یک نکته مکمل دقیق هم قرار گرفته و آن اینکه برای پرهیز و اجتناب از آنکه یک شیعه در مقام امام افراط و غلو کند، در مقدمه بسیاری از زیارات و در ورود به مشاهده شریفه ائمهاطهار علیهمالسلام تاکید بر استحباب پرداختن به اذکار توحیدی و یاد خداوند همچون الله اکبر، الحمدلله، سبحانالله، لا اله الا الله شده است. چنانکه در مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 388 مقدمه زیارت جامعه کبیره به زائر توصیه میشود صد بار الله اکبر بگوید. [18] آنچنان که میبینیم در زیارات به شکل عمیق و موحدانهای به تشریح و تبیین مقام و منصب جایگاه امام پرداخته شده است. نمونه بارز و شاید زیباترین و عمیقترین این زیارات همانا زیارت جامعه کبیره باشد که در آن قریب دویست و پنجاه صفت برای امام ذکر شده است. همچنین میتوان به زیارت ششم مطلقه امام علی و برخی زیارت جامعه دیگر مراجعه کرد. 6- شفاعت: میدانیم که شفاعت یکی از مسائلی است که شیعه بدان معتقد است و دشمنان شیعه سعی میکنند با تعبیر و تحلیلی غیرمنطقی و غیر عملی از آن به عنوان حربهای برای حمله به تشیع بهره گیرند. اینان گاه شفاعت را امری مشرکانه میخوانند و گاه عامل رکود و رخوت مسلمین. چرا که یک شیعه هر گناهی را مرتکب میشود به امید شفاعت اهلبیت(علیهمالسلام) اما واقعیت این است که صرفنظر از مباحث نقلی و عقلی در این زمینه، حتی متون زیارات شیعی نیز بخوبی نشان میدهد که اولاً امام به عنوان یک «عبدصالح» خداوند یگانه و بیهمتا و به اذن او برخی بندگان را شفاعت میکند و ثانیاً هر بندهای، استحقاق شفاعت امام را پیدا نمیکند. بلکه صرفاً بندهای را که معرفت راستین به دین داشته باشد و مطیع اوامر و نواهی خداوند متعال و شیعه به معنای پیرو نظری و عملی اهلبیت باشد، در برخی از گناهانی که از او سر زده متوسل به امام میشود. روشن است که این شفاعت خود احیای مرده است، احیای کسی است که اگر شفیعی واسطه بخشیدنش نشود، بخاطر گناه به بن بست و ناامیدی میرسد. اینک به چند نمونه از متون زیارات در این مورد اشاره میکنیم: الف- در زیارت امام کاظم علیهالسلام میخوانیم: «اللهم و کما صبر علی غلیظ المحن و تجرع عضص الکرب و استلم لرضاک و اخلص الطاعه لک و محض الخشوع و استشعر الخضوع و عادی البدعة و اهلها و لم یلحقه فی ثمامن اوامرک و نواهیک لومة لائم صل علیه صلوة نامیة منیفة زاکیة توجب له بها شفاعه امم من خلقک...» ب- در دعای پس از زیارت عاشورا میخوانیم: «یا امیرالمومنین و یا اباعبدالله اتیتکما زائرا و متوسلاً الی الله ربی و ربکما و متوجهاً الیه بکما و مستشفعاً بکما الی الله فی حاجتی... فلا اخیب و لایکون منقلبی منقلباً خائباً خاسراً و لاحول و لاقوه الا بالله مفوضاً امری الی الله ملجاء ظهری الی الله و متوکلاً الی الله و اقول حسبی الله...» ج- در زیارت امام حسین علیهالسلام در شبهای قدر میخوانیم: «اتیتک یا مولای یا بن مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 389 رسولالله زائراً عارفاً بحقک موالیاً لاولیائک معادیاً لاعدائک مستبصراً بالهدی الذی انت علیه عارفاً بضلالة من خالفک فاشفع لی عند ربک». د- در زیارت مطلقه امیرالمؤمنین میخوانیم: «اللهم کما مننت علی بمعرفته فاجعلنی من شیعته و ادخلنی الجنة بشفاعته یا ارحم الراحمین» میبینیم که اولاً از خدا میخواهیم، ثانیاً معرفت مقدمه کار است و ثالثاً شخص اول باید تقاضا کند تا پیرو امام باشد و سپس مشمول شفاعت آن حضرت قرار گیرد. هـ- در زیارت جامعه کبیر میخوانیم: «فثبتنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم و محبتکم و دینکم و وفقنی لطاعتکم و رزقنی شفاعتکم و جعلنی من خیار موالیکم التابعین لما دعوتم الیه و جعلنی ممن یقتص آثارکم و یسلک سبیلکم... فبحق من ائمتکم علی سره و استرعاکم امر خلقه و قرن طاعتکم بطاعته لما استوهبتم ذنوبی و کنتم شفعایی فانی لکم مطیع من اطاعکم فقد اطاع الله و من عصاکم فقد عصی الله...» 7- رجعت نیز از دیگر اموری است که علاوه بر استدلالهای قرآنی و حدیثی پیرامون آن، در متون زیارات هم مورد تأکید قرار گرفته است و یک زائر ائمه اطهار علیهالسلام این جمله را بارها تکرار میکند که: «انی لکم مؤمن و بایابکم موقن.» و در زیارت جامعه میخواند: «مومن بایابکم مصدق برجعتکم منتظر لامرکم مرتقب لدولتکم...» در زیارات به بسیاری از دیگر مسائل اعتقادی اشاره شده که به خاطر گریز از اطاله کلام، از بررسی آنها خودداری میکنیم. ب- جلوههایی از محتوای انقلابی و ستمستیزانه زیارات تاکنون دیدیم که یک زائر امام در متن زیارت با یک دورۀ کامل و عمیق معارف دینی آشنا میشود. اینک برآنیم تا نشان دهیم که در زیارات علاوه بر معرفت به محبت به اولیای خدا که بغض به دشمنانشان را در پی دارد، نیز پرداخته شده است و علاوه بر محبت و بغض که یک امر عاطفی و شخصی است، به ابعاد اجتماعی و سیاسی هم توجه خاص شده است تا آنجا که یک زائر بر اساس متون زیارات، انسانی ضدستم و انقلابی و خواستار تحول در جامعه به سوی کمال و حامی مظلومین و خصم ظالمین، پرورش مییابد. در سیره پیامبر اکرم میبینیم که آن حضرت بارها به زیارت شهدا از جمله شهدای جنگ احد و به ویژه عمویشان حضرت حمزه میرفتهاند. تردیدی نیست که این زیارت، یک زیارت مجاهدپرور مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 390 است و تجلیل از مقام شهید و شهادت و جهاد در راه خدا با شرک و کفر و ستم تا آخرین نفس. جالب آنکه امام حسین نیز در آغازین مرحله از قیام خویش در مدینه به زیارت پیامبر میرود و در سخنانی که در زیارت جدش میگوید به صراحت تمام به نهضت خود و انگیزه و هدف و حتی نتیجه آن اشاره میکند: «ان بایعت کفرت و ان ابیت قتلت»[19] اینک به چند جلوه و نمونه از زیارات که حاوی مطالب انقلابی و ستمستیزانه است میپردازیم: 1- نویسندگان کتب زیارات در آداب زیارت به ویژه زیارت امام حسین علیهالسلام نوشتهاند که یکی از آداب زیارت «دعای مظلوم بر ظالم است»[20] یعنی مقدمه زیارت یک زائر این است که ظالم را بشناسد و جرأت لعن و نفرین بر او را پیدا کند. 2- وجود مکرر و فراوان تعابیری همچون: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»[21] در زیارات قطعاً تأثیری بس عمیق بر زائر امام دارد، تا آنجا که او را به صحنۀ مبارزات قهرآمیز و حتی جنگ علیه کسانی که امامان با آنان در جنگند، میکشاند. 3- تولی و تبری: تولی دوست داشتن کسانی است که با ستمگران زمان خویش و با نفس ستم در هر زمان مخالف بودهاند. دوست داشتن امام کاظم یعنی دوست داشتن بزرگترین دشمن هارون. دوست داشتن کسی که هارون او را به زندان انداخته و نهایتاً به شهادت رسانده است. پس حتی تولی در بطن خود دارای روح ستمستیزی است. در متون زیارات، یک شیعه بارها و بارها با امام خود بیعت میکند و اصرار میورزد که: «فمعکم معکم لا مع عدوکم» درود و سلام فرستادن بر امام حسین علیهالسلام و دیگر اعضای نهضت آن حضرت با این عبارت که: «السلام علیک یا اباعبدالله الحسین و علی من ساعدک و عاونک و اساک بنفسه و بذل مهجه فی الذب عنک...»[22] قطعاً محبت یک زائر را نسبت به مولایش و راه و مکتب مولایش نشان میدهد. البته خود نفس زیارت نشان دهنده ارادت و علاقه و ارتباط معنوی زائر با امام است. اما تبری از دشمنان اهلبیت(علیهمالسلام) شاید بیشتر حاوی عنصر ستمستیزی و قیام باشد. تبری بیزاری از دشمنان ائمه است، چه یزید و چه هارون و چه متوکل و چه هر حاکم دیگری در هر عصری. شاید در هیچ متنی همچون متون و لسان ادعیه و زیارات ما به صراحت تمام با اصل تبری مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 391 مواجه نشویم. اگر یک سوی زیارات سلام بر امامان است، در سوی دیگر آن لعن و نفرین بر دشمنان و قاتلان آنها میباشد که زیارات عاشورا نمونه زیبایی از آن است که نه تنها لعن بر قاتل حسین که بر قاتلین، کمککنندگان به قتل، مشایعت کنندگان قاتلان و آنانکه اسبهای آنان را زین کردند و مهار کشیدند و نقاب بستند و مهیا کردند، و حتی آنانکه شنیدند و به آن راضی بودند، لعن فرستاده میشود. همچنین از یزید و شمر و عمرسعد و خاندان بنیامیه به صراحت نام برده و مورد لعن قرار میگیرند. در اینجا برای نشان دادن جهتگیری این تبراها و آشنایی بیشتر با مضامین آنها چند نمونه را نقل میکنیم: «اللهم العن قتلة امیرالمؤمنین و قتلة الحسن و الحسین علیهم السلام و قتلة اهلبیت نبیک اللهم العن اعداء آل محمد و قتلتهم و زدهم عذاباً فوق العذاب و هواناً فوق هوان و ذلاً فوق ذل و خزیاً فوق خزی اللهم دعّهم الی النار دعّا ًو ارکسم فی الیم عذابک رکساً و احشرهم و ابتاعهم الی جهنم زمراً»[23] «اللهم العن الذین بدلو نعمتک و استحلوا نبیک و جحدوا بایاتک و سخروا بامامک و حملوا الناس عی اکناف آل محمد اللهم انی اتقرب الیک باللعنه علیهم و البرائه منهم فی دنیا و الاخره یا رحمن»[24] «السلام علیک یا فاطمة... اشهد الله و رسله و ملائکته انی راض عن رضیت عنه ساخط علی من سخطت علیه متبرء ممن تبرئت منه موال لمن والیت معاد لمن عادیت مبغض لمن ابقضت محب لمن احببت»[25] «... اللهم و ادخل علی قتلة انصار رسولک و علی قتلة امیرالمؤمنین و علی قتلهالحسن و الحسین و علی قتلة انصار الحسن و الحسین و قتلة من قتل فی ولایة آل محمد اجمعین عذاباً الیما مضاعفاً فی اسفل درکاً من الجحیم»[26] «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم اللعن العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعاً...»[27] «اللهم خص انت اول ظالم بالعن منی و ابداء به اولاً ثم العن الثانی و الثالث و الرابع اللهم العن یزید خامساً و العن عبیدالله بن زیاد و ابن مرجانة و عمر بن سعد و شمرا و آل ابیسفیان و آل زیاد و آل مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3ذخیرهنسخه چاپیارسال به دوستانFacebookTwitterGoogle+تلگرام صفحه 392 مروان الی یوم القیامة»[28] «فمعکم معکم لا مع غیرکم امنت بکم و تولیت اخر کم بما تولیت به اولکم و برئت الی الله عز و جل من اعدائکم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین لکم الجاحدین لحقکم و المارقین من ولایتکم و الغاصبین لارثکم الشاکین فیکم المنحرفین منکم و من کل ولیجة دونکم و کل مطاع مواکم و من الائمة الذین یدعون الی النار.»[29] 4- در متون زیارات ائمۀ اطهار دارای صفاتی همچون اولوالامر، خلیفة الله فی ارضه، ساسة العباد هستند که دقیقاً همان صفاتی است که خلفای اموی و عباسی و دیگر ستمگران غاصب برای خود و تنها برای خود، قائل بودند و تبلیغات وسیع میکردند که امامان را فاقد این صفات نشان دهند.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:56  توسط hasan gholami
|
|