|
5- در زیارات ائمه اطهار (علیهمالسلام) رسماً به عنوان کسانی که به قسط و عدل عمل میکردند و خواهان و آمر به قسط و عدل بودهاند، معرفی شدهاند. چنانکه در زیارات امام علی علیهالسلام میخوانیم: «انت القاسم بالسویة و العادل فی الرعیة»[30] و در خطاب به امام حسین علیه السلام میگوییم: «اشهد انک قد امرت بالقسط و العدل و دعوت الیهما»[31] «اشهد انک قلت حقا و نطقت صدقا»[32] بر این اساس یک زائر امام از خداوند توفیق درک حکومت امام را میکند و از خدا تقاضای خونخواهی امام را مینماید: «فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم ان یجعلنی معکم... و ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم...»[33] «منتظر لامرکم مرتقب لدولتکم»[34] 6- در متون زیارتی شیعه علاوه بر زیارت اهلبیت علیهمالسلام زیارتهایی در مورد شهدای اسلام و قیام کنندگان علیه ستمگران و خلفای جائر وجود دارد. این زیارتنامهها عمدتاً در تمام زیارتگاههای امامزادگان و بزرگان دین و علویان و فاطمیان خوانده میشود و یک زائر خطاب به این شهدا و بزرگان بارها تکرار میکند: «یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزاً عظیما» در اینجا بخشی از یک زیارت مربوط به شهدا را میآوریم: «السلام علیکم یا انصار الله و انصار رسوله و انصار علی بن ابیطالب و انصار فاطمة و انصار الحسن و الحسین و انصار الاسلام اشهد انّکم لقد نصتحم لله و جاهدتم فی سبیله فجزاکم الله عن الاسلام و اهله افضل الجزاء فزتم و الله فوزا عظیما یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما اشهد انکم احیاء عند ربکم ترزقون اشهد انکم الشهداء و السعداء و انکم الفائزون فی درجات العلی»[35]
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 393 7- همچنان که قبلاً اشاره شد اگر چه تمام عبارات زیارات ائمه اطهار علیهم السلام دارای مضامین ضد جور و ستم است، اما این مضامین در زیارات مربوط به امام حسین علیهالسلام شدت بیشتری میگیرد قابل توجه آن که در بین زیارات اهلبیت بیش از همه تأکید بر زیارت اباعبدالله الحسین شده است. امام حسین استمرار حرکت الهی تاریخ و نهضتهای انبیاست. زیارت وارث و بسیاری از دیگر زیارات با سلام بر تمام انبیا به ویژه پیامبران اولوالعزم شروع میشود. تا این مسیر از طریق پیامبر خاتم به علی و فاطمه و سپس امام حسین علیه السلام میرسد. درگیری حق و باطل، درگیری نوح با ملأ و مترفین، نزاع ابراهیم با نمرود، تخاصم موسی با فرعون، برخورد عیسی با قیصر و نبرد محمد(ص) با سران جاهلیت، اینک در درگیری حسین و یزید متجلی شده است. و یک زائر حسین این درگیری را به تمام تاریخ و به تمام جبهههای نبرد حق و باطل گسترش میدهد و البته معلوم است که او خود با حرکت عارفانه و عاشقانه خود مبنی بر زیارت امام حسین علیهالسلام خویش را در کدام جبهه قرار میدهد. ج- جلوههایی از افشاگریهای تاریخی در زیارات تاکنون به مضامین اعتقادی و انقلابی زیارات اشاره داشتیم که عناصر طبیعی زیارات شیعی میتوانند باشند. اما حضور جنبههای فراوانی از حقایق تاریخی در متون زیارات بس جالب توجه مینماید. گویا سراغ دین را تنها نباید در اعتقادات شخصی و اجتماعی جست بلکه دین در تاریخ جلوه کرده است و تاریخ نیز میتواند تجلی دین باشد. اما کدام دین؟ به نظر میرسد این تنها بدین معنا صحیح میتواند باشد که دین ائمه اطهار که همانا اسلام ناب محمدی است، در تاریخ و سیره آنان جلوه کرده و دین خلفای جور و دیگران در تاریخ آنها. بنابراین برای شناخت کامل ائمه اطهار علیهمالسلام باید سیره و تاریخ آنان نیز زنده بماند. اگر امامان معتقد به مبارزه با ستم بودهاند، خود نیز قطعاً در این راه تلاش کردهاند و اگر در این راه تلاش کردهاند باید به نوعی این مبارزات ثبت شده و برای شیعیان آن بزرگواران باقی بماند. تاریخ و مورخین البته این وظیفه سنگین را به عهده داشتهاند. اما اگر مورخ این وظیفه را بدرستی انجام ندهد و یا تسلیم زر و زور و آلت تزویر و تحریف شود و دست به کتمان و تحریف بزند چه باید کرد؟ سوگمندانه باید گفت که این کار در بسیاری از ابعاد تاریخ به ویژه تاریخ صدر اسلام رخ داده است. اینک ما بدون در نظر گرفتن دادههای منابع تاریخی به جلوههایی از افشاگریها و نقل حوادث و
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 394 حقایق تاریخی در زیارات میپردازیم: 1- حضرت فاطمه سلامالله علیها: اگر فاطمه در مظلومیت تمام به شهادت رسید و مدفون شد، اگر تاریخ حتی کلمهای درباره فاطمه نگوید، زائر فاطمه آن حضرت را به صفاتی اینچنین سلام و درود میگوید: «السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة، المظلومة المغضوبة، المضطهدة، المقهورة، المغصوبة حقها، الممنوعة ارثها، المکسورة ضلعها، المظلوم بعلها، المقتول ولدها.» همچنین در زیارات امیرالمؤمنین در روز غدیر میخوانیم: «... و الامر الاعجب و الخطب الافظع بعد جحدک حقک، غصب الصدیقة الطاهرة الزهرا سیدة النساء فدکاً ورد شهادتک...» 2- درباره حضرت علی علیهالسلام نیز در زیارات نکات مهمی آمده که از نظر یک مورخ پژوهشگر حائز اهمیت است. نمونه بارز آن را میتوان در زیارت امیرالمؤمنین در روز غدیر خم و زیارت جامعه ائمة المؤمنین و دعای ندبه و زیارات مخصوصه و مطلقۀ آنحضرت دید و خواند. به عللی که باید این علل را در حوادث نیمه اول قرن اول هجری جست، خلفای جور و اتباع آنان سعی کردهاند بیشترین کتمانها و تحریفها را در زندگانی و سیره حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بکار گیرند و شاید به همین دلیل است که آن حضرت در یکی از زیارات با وصف «اول مظلوم» توصیف شده است.[36] احادیث فراوانی که با پول امویان و خیانت برخی از به اصطلاح اصحاب و تابعین جعل شد، از امام علی(ع) چهرهای بس زشت و ناروا ساخت. اما تمام حقیقت را نمیتوان همواره پنهان داشت و آنانکه در جستجوی حقیقت بودند به خورشید رسیدند. در متون زیارتی ائمۀ اطهار شاید درباره هیچ امامی همچون امام علی افشاگریهای تاریخی وجود نداشته باشد. چنانکه زیارت امام در روز غدیر خم یک دور اجمالی از حوادث زندگانی آن حضرت است با استناد به حدود چهل آیه شریفه قرآن و چند حدیث نبوی و علوی. در اینجا ضمن گریز از طولانی شدن مقاله به ناچار به قسمتهایی از این افشاگریها میپردازیم: (سعی شده نقل مطالب تا حد امکان مطابق زندگی آنحضرت از ولادت تا شهادت باشد.) «السلام علی المولود فی الکعبه و الزوج فی السماء اشهد انک اخو رسول الله و وصیه و وارث علمه و امینه علی شرعه و خلیفته فی امته و اول من آمن بالله ... لک المواقف المشهوره و المقامات المشهورة و الایام المذکوره. یوم بدر و یوم الحزاب اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 395 بالله الظنونا هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شدیدا و اذ یقول المنافقون والذین فی قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الّا غرورا و اذ قالت طائفة منهم یا اهل یثرب لامقام لکم فارجعوا و یستأذن فریق منهم النبی یقولون ان بیوتنا عورة و ماهی بعورة ان یریدون الا فرارا و قال الله تعالی و لما رای المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و مازادهم الا ایمانا و تسلیما فقتلت عمروهم و هزمت جمعهم ورد الله الذین کفروا بغیظهم لم ینالوا خیرا و کفی الله المؤمنین القتال و کان الله قویا عزیزا و یوم احد اذ یصعدون و لایلون علی احد و الرسول یدعوهم فی اخریهم و انت تذود بهم المشرکین عن النبی ذات الیمین و ذات الشمال حتی ردهم الله تعالی عنکما خائفین و نصربک الخاذلین. و یوم حنین علی ما نطق به التنزیل اذ اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئاً و ضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین ثم انزل الله سکینة علی رسوله و علی المؤمنین و المؤمنون انت و من یلیک و عملک العباس ینادی المنزلین یا اصحاب سورة البقرة یا اهل بیعة الشجرة حتی استجاب له قوم قد کفیتهم المؤنه و تکفلت دونهم المعونة... و یوم خیبر اذا اظهر الله خور المنافقین و قطع دابر الکافرین و الحمدلله رب العالمین...»[37] «السلام علیک ایها المتصدق بالخاتم فی المحراب السلام علیک یا قاتل خیبر و قالع الباب السلام علیک یا من دعاه خیر الانام للمبیت علی فراشه فاسلم نفسه للمنیة و اجاب...»[38] «اشهد انک اول مظلوم و اول من غُصب حقه» «اشهد انک ما اتقیت ضارعا و لا امسکت عن حقک جازعا و لا احجمت عن مجاهدة غاصبیک ناکلا و لا اظهرت الرضی بخلاف ما یرضی الله مداهنا و لا وهنت لما اصابک فی سبیل الله و لاضعفت و لااستکنت عن طلب حقک مراقبا معاذ الله ان تکون کذلک بل اذ ظُلمت احتسبت ربک و فوضت الیه امرک و ذکرتهم فما ادّکروا و وعظتهم فما اتعظوا و خوفتهم الله فما تخوفوا...»[39] «... کم من امر صدّک عن امضاء عزمک فیه التقی و اتبع غیرک فی مثله الهوی فظن الجاهلون انک عجزت عما الیه انتهی ضل و الله الظان لذلک و ما اهتدی و لقد اوضحت ما اشکل من ذلک لمن توهم وامتری بقولک صلی الله علیک قد یری الحول القلب وجه الحیلة و دونها حاجز من تقوی الله فیدعها رای العین...»[40] «انت القاسم بالسویة و العادل فی الرعیة و العالم بحدود الله من جمیع البریة»[41] «و اذ ماکرک الناکثان فقالا نرید العمرة فقلت لهما لعمر کما ما تریدان العمرة لکن تریدان الغدرة فاخذت البیعة علیهما وجدّدت المیثاق فجدّا فی النفاق فلما نبهتهما علی فعلهما اغفلا و عادا و ما انتفعا و کان عاقبة امرهما خسر اثم تلاهما اهل الشام فسرت الیهم بعد الاعذار و
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 396 هم لایدینون دین الحق و لایتدبرون القرآن همج رعاع ضالون و بالذی انزل علی محمد فیک کافرون و لاهل الخلاف علیک ناصرون ...لک سابقة الجهاد علی تصدیق التنزیل و لک فضیلة الجهاد علی تحقیق التأویل و عدوک عدو الله جاهد لرسول الله یدعو باطلا و یحکهم جائرا و یتامر غاصبا و یدعو حزبه الی النار و عمار یجاهد و ینادی بین الصفین الرواح الرواح الی الجنة و لمّا استسقی فسُقی اللبن کبّر و قال قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله آخر شرابک من الدنیا ضیاح من لبن و تقتلک الفئة الباغیة فاعترضه ابوالعادیة الفزاری فقتله...»[42] «... و الامر الاعجب الخطب الافظع بعد جحدک حقک غصب الصدیقة الطاهرة الزهرا سیدة النساء فدکا و ردّ شهادتک و شماره السیدین سلالتک و عترة المصطفی ... ثم افرضوک سهم ذوی القربی مکرا و احادوه عن اهله جورا فلما ال الامر الیک اجریتهم علی ما اجریا رغبة عنهما بما عندالله لک فاشبهت محنتک بهما محن الانبیاء علیهم السلام عند الوحدة و عدم الانصار... ثم محنتک یوم صفین و قد رفعت المصاحف حیلة و مکرا فاعرض الشک و عزف الحق و اتبع الظن... لما رفعت المصاحف قلت یا قوم انما فتنتم بها و خدعتم فعصوک و خالفوا علیک و استدعوا نصب الحکمین فابیت علیهم و ابرات الی الله من فعلهم و فرضته الیهم فلما اسفر الحق و سفه المنکر و اعترفوا بالزلل و الجور عن القصد اختلفوا من بعده و الزموک علی سفه التحکیم الذی ابیته و احبوه و حظرته و اباحوا ذنبهم الذی اقترفوه و انت علی نهج بصیره و هدی و هم علی سنن ضلالة و عمی فما زالوا علی النفاق مصرّین و فی الغی مترددین حتی اذاقهم الله و بال امرهم فامات بسیفک من عاندک فشقی و هوی و احیی بحجتک من سعد فهدی و لما رایت ان قتلت الناکثین و القاسطین و المارقین و صدقک رسول الله صلی الله علیه و آله وعده فاوفیت بعهده قلت اما ان اَن تخضب هذه من هذه ام متی یبعث اشقاها واثقا بانک علی بینة من ربک و بصیرة من امرک...»[43] 3- در زیارات از حسنین علیهماالسلام به عنوان: «امامین شهیدین مظلومین مقتولین»[44] یاد شده و این عبارات بویژه در مورد امام حسن محل توجه فراوان است و افشاگر شهادت مظلومانه آنحضرت. 4- در زیارات مربوط به امام حسین(ع) نیز حقایق بسیاری در مورد امویان افشا شده است. میدانیم که بنیامیه تلاش فراوان کردند که نشان دهند یزید قصد قتل حسین را نداشته و قاتل حسین نه یزید که شمر و سنان و عمرسعد بودهاند و حتی حسین قصد بیعت با یزید را داشته است.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 397 هدف از این تبلیغات این بود که حداقل شیعه پس از حسین، با دیگر خلفا طریق مسالمت و حتی تأیید پیشه کند. اما زائر حسین در کنار این تبلیغات حکومت، در زیارت آنحضرت میخواند: «فقد قاتل کریما و قتل مظلوما... فقتلوه بالعهد المعتمد...»[45] و «اللهم العن یزید ... و آل ابیاسفیان و آلزیاد و آلمروان و بنیامیة قاطبة...»[46] قابل توجه آنکه در زیارت عاشورا میخوانیم که بنیامیه روز عاشورا را جشن میگرفتهاند و متبرک میشمردهاند. همچنین در این زیارت تصریح شده که بنیامیه مورد لعن پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گرفتهاند. 5- امام سجاد نیز همچون دیگر ائمهاطهار به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است، بلکه به شهادت رسیده است. تلاش حکومت اموی و دیگر تحریفگران برای طبیعی جلوه دادن مرگ امام با این عبارات زیارات ایشان بینتیجه مینمود: «السلام علیک یا بن الحسین الشهید السلام علیک ایها الشهید و ابن الشهید المظلوم»[47] همچنین از عبارت: «علی بن الحسین سید العابدین المحجوب من خوف الظالمین»[48]. تا حدی میتوان به جور سیاسی زمان امام سجاد و میزان اختناق موجود و مبارزات امام پی برد. 6- در زیارت امام موسی کاظم علیه السلام- که هارون بسیار سعی داشت رابطه خود با امام را که خوب جلوه دهد و مرگ امام را طبیعی بنمایاند- میخوانیم: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته و صل علی موسی بن جعفر ... المضطهد بالظلم و المقبور بالجور و بالمعذب فی قعر السجون و ظلم المطامیر ذی الساق المرضوض بحلق القیود و الجنازه المنادی علیها بذل الاستخاف و الوارد علی جده المصطفی و ابیه المرتضی و امه سیدة النساء بارث مغصوب و ولاء مسلوب و امر مغلوب و دم مطلوب و سم مشروب. السلام علیک ایها المقتول الشهید.» 7- در مورد امام رضا علیهالسلام نیز میدانیم که مأمون خلیفه هوشمند و زیرک عباسی سعی فراوان داشت که مرگ آن حضرت را طبیعی جلوه دهد. تا آنجا که برخی متون تاریخی نیز همسویی با او کرده و مرگ امام را به سبب بیماری میدانستهاند. اما یک زائر امام رضا در زیارت آن حضرت نیز به صراحت میخواند: «السلام علی ایها الصدیق الشهید.» نتیجه آنچه تاکنون عرضه شد حاصل نظری اجمالی در متون زیارات بود و البته اگر با دقت و مجال بیشتر و بهتری بدین امر پرداخته شود، قطعاً نکات و مطالب بس فراوان دیگری استخراج خواهد شد.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 398 در مجموع بحث به این نتیجه میرسیم که زیارات ائمه اطهار علیهمالسلام دقیقاً تجلی فرهنگ عاشورا است. همچون نهضت حضرت سید الشهدا زیارات نیز احیاگر دین، افشاگر حقایق و ستمستیز و مجاهدپرور است. لذا این زیارات نه تنها عامل ایستایی جامعه و تبدیل تشیع سرخ به تشیع سیاه نمیشود، که خود عامل بقای دین و سرودن حماسههای مکرر عاشورایی میشود. اینگونه است که در انقلاب اسلامی نیز اتصال معنوی با اهلبیت علیهمالسلام از طریق زیارات دقیقاً در راستای حرکت قهر آمیز و انقلابی امت قرار میگیرد. مگر نه این است که رهبر کبیر انقلاب، شب همه شب، در نجف خواندن زیارت جامعه و زیارت عاشورا و امثال آن را بر خود فرض میدانست. ... و مگر نه این است که در شبهای عملیات و حمله بر پیکر شرک زمان، این زیارت عاشورا و «حرب لمن حاربکم» بود که روحیه رزمنده را پر میکشید و به عرش میرساند و کسی را قدرت جلوگیری او نبود. آری برای زنده نگهداشتن اسلام و انقلاب و امام، باید سیدالشهدا سلام الله علیه زنده بماند و برای زنده ماندن آنحضرت و فرهنگ عاشورائیش باید اتصال معنوی با آن امام همواره برقرار باشد و چه وسیلهای برتر از زیارات شریفهای که ائمهاطهار، خود در اختیار ما نهادهاند. پس به زیارات بیشتر رو آوریم که گویی زیارات نیز همچون دعا، قرآن صاعدند.
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 399
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 400 پای نوشتها:
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 401
نهضت عاشورا و ایرانیاننهضت عاشورا و ایرانیان نادیا ناظری و شهریار یاسینی بررسی هر رویدادی بدون در نظر گرفتن زمینههای کلی موضوعی آن فاقد ارزش لازم بوده و قابلیت روشن نمودن تمام ابعاد را ندارد. به خصوص اینکه موضوعیت آن حول محور عاشورا و نهضت امام حسین(ع) باشد. این تحقیق که پیرامون ارتباط ایرانیان و امامحسین در نهضت عاشورا میباشد، بیش از آنکه به این ارتباط در تاریخ وقوع حماسۀ عاشورا محدود گردد، به دلایل و رخدادهایی که باعث علاقۀ ایرانیان به خاندان رسولاکرم(ص) گردید، میپردازد. و به این لحاظ بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی ساسانیان در آغاز ظهور اسلام و تعقیب این روند برای یافتن انگیزههای ارتباطی بین ایرانیان و خاندان رسول اکرم(ص) ضروری میباشد. فساد اواخر دوران ساسانیان که تبلور آن در اواخر حکومت خسرو پرویز پدیدار گردیده بود، در پی حکومت جانشینانش به اوج خود رسید؛ به نحوی که دیوانسالاری آشوبزدۀ حکام ساسانی ضمن نزاع بر سر قدرت، شمشیرهای خود را بر فرق مردم بینوا میکوفتند تا آنچه را که نداشتند به آنها واگذارند. آشفتگی سیاسی در ایران به حدی بود که: «در طی مدت سه سال، یازده پادشاه یکی پس از دیگری بر تخت نشستند، این پادشاهان جز بازیچههایی در دست سرداران نبودند. همینکه تاج بر سر میگذاشتند، چندی بعد کشته میشدند و شاهی دیگر به جای ایشان مینشست.»[1] اقتصاد ساسانیان که پس از جنگهای بیحاصل خسروپرویز با رومیان به شدت تحلیل رفته بود، باعث ایجاد مشکلات معیشتی برای مردم گردید و مجموع این عوامل باعث بیثباتی و تزلزل در ارکان حکومتی تشکیلات گستردۀ ساسانیان شد. لذا شاهدیم که مردم ایران با کمترین مقاومت در
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 403 مقابل امواج حملۀ مسلمانان تسلیم میگردند و تعالیم روحبخش اسلام را در مقابل ظلم پادشاهان و امیران با روی خوش استقبال مینمایند. به همین دلیل در کوتاهترین مدت این موج قدرتمند به سرعت سرتاسر پهنۀ امپراطوری ایران را درنوردید و آن را مسخر خویش ساخت. بررسی این بُعد از قضایا را به زمان دیگری موکول مینمائیم. نکتۀ اساسی، پرداختن به برخی تنگنظریها است که موجب گردید، اعراب خود را برتر از عجمان دانسته و در حق آنان تبعیض قائل شوند. «عربها که قبل از اسلام هیچ بهرهای از مدنیّت نداشتند و حتی صاحب یک حکومت مستقل نیز نبودند و در عین حال خود را برتر از عجمان میشمردند، اکنون بر ایرانیان مسلط شده، روحیۀ عربیت را در حاکمیت دخالت میدادند، طبعاً میبایست بیش از گذشته بر روی برتری خود پافشاری کرده و در نتیجه تحقیر بیشتری نسبت به ایرانیان روا دارند.»[2] اما اوج این تحقیر در زمان خلیفۀ دوم به وجود آمد. راه ندادن عجمان به مدینةالرسول[3] و باز بودن دست مردم در داشتن بردگان عجم[4] و نگرانی او از بکارگیری عجمان در ادارۀ امور[5] از جمله مواردی بودند که نشاندهندۀ برخورد حقارتآمیز با جنس عجم محسوب میشد. ابن جریح روایت کرده است که خلیفه وقتی در طواف مشاهده کرد دو نفر به زبان فارسی تکلم میکنند، بدانها گفت به عربی سخن بگویند. او اضافه کرد کسی که زبان فارسی یاد گیرد مروت او از میان خواهد رفت.[6] این گونه رذالتها در حق ملّتی که از بسیاری جهات بسیار شایستهتر از اعراب بودند، باعث تنفر و بیزاری ایرانیان از عناصر قدرتی که غاصب حکومت اسلامی بودند، گردید و از این پس شاهد گرایش عمیق ایرانیان به سوی خاندان رسول اکرم(ص) هستیم. هر چند که این گرایش خالی از اغراض سیاسی نبود، امّا در واقع پیوندی بنیادی بین خاندانی مظلوم و ملّتی مظلوم بود که تداوم تاریخی آن بسیاری از اصول و عقاید بر حق اسلامی ر ا زنده نگهداشت. ستم و بیداد حکام عرب به عامۀ ملت ایران عمدهترین منشأ انگیزههای ملی در پیدایش شیعه بود: مانند اخذ مالیاتهای سنگین و بدون حساب، اخذ جزیه(مالیات سرانه) به هر بهانه، تحقیر ملل غیر عرب به نام موالی، اعمال حاکمیت عربی با خصایص بدوی همراه با قساوت و رفتار وحشیانه، ایجاد خفقان و سرکوبی هرگونه جنبش فکری و اجتماعی که طبعاً پس از طی دورهای منجر به همبستگی عامۀ طبقات ملت بر ضد تسلط تازیان بر ایران شد. نخستین واکنش انگیزههای ملی، توطئه پنهانی اسیران ایرانی مقیم عربستان برای قتل خلیفۀ دوم عمر بود که بدست فیروز ابولؤلؤ به انجام رسیده و عبدالله بن عمر هم در مقابل بدون تحقیق، حنیفه و فیروزان سردار ایرانی را به اتهام همکاری با فیروز به قصاص خون پدر کُشت. این واقعه سبب شد تا
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 404 علی بن ابیطالب(ع) که دوستی همچون سلمان فارسی داشت با تقاضای مرگ برای عبدالله بن عمر به قصاص کشتن حنیفه و فیروزان به صف ایرانیان درآید و پایههای نهضتهای ملی ایرانیان بر ضد تسلط و حاکمیت بنیامیه و بنیعباس بر بنیاد دوستی و جانبداری از حق غصب شدۀ علی و اولاد او گذاشته شود.[7] از این پس تاریخ اسلام رنگ و بویی دیگر به خود میگیرد، حمایت ایرانیان که بار فرهنگی غنی و پربار را بر دوش داشتند، از اسلام شیعه باعث گردید که حقانیت مبارزات جانشینان بر حق پیامبر برای همیشه در متن تاریخ باقی بماند و لاجرم عنصر ایرانی در این راستا به گونهای مجرد در اعتلای دین مبین اسلام بکوشد. از این پس میبینیم که ایرانیان به اقتضاء، به عنوان دفاع از حق علی فرزندان او و هم به خاطر منافع ملّی خویش در هر گونه ماجرا در هر موقع شرک میکنند.[8] امرای عرب به جز علی بن ابیطالب(ع) فاقد علوم لازم و ضروری برای ادارۀ حزوۀ وسیع اسلامی بودند، امّا به دلیل غرور ناشی از کشور گشائیها حاضر به پذیرش برتری علمی ایرانیان نبودند و مزورانه سعی در بهرهگیری از دانش آنها میکردند. به عنوان مثال پس از سرازیر شدن ثروتهای بیشمار گنجینههای ایرانی، عمر تصمیم گرفت که آن را بین مسلمین توزیع نماید، امّا نمیدانست چگونه به این کار دست زند. در آن هنگام مرزبانی ایرانی بدو گفت، شاهان ایرانی را دستگاهی بود که دیوان مینامیدند و پس از پارهای توضیحات عمر مُتنبه شد و دستگاه دیوان را برقرار ساخت.[9] این شیوۀ استفاده از ایرانیان تا زمان خلافت علی(ع) ادامه داشت و پس از به حکومت رسیدن علی(ع) که همواره حرمت و عزت ایرانی را حفظ مینمود، پیوند تنگاتنگی بین او و ایرانیان بوجود آمد و ایرانیان نیز متقابلاً حریم خلافت امام اول شیعیان را پاس میداشتند. در دورۀ پنجسالۀ خلافت علی(ع) ایرانیان با اعراب نمیجنگیدند.[10] امّا علی(ع) چون مردی جدی و متقی بود و در حفظ منافع اسلام، استثنایی قائل نمیشد و حتی نسبت به نزدیکان خود هیچ گونه اغماضی نداشت، از همان روزهای اول مورد بغض مردم طمعکار قرار گرفت.[11] غالب اوقات خلافت علی(ع) به جنگ و نبرد با مدعیان گذشت و سرانجام نیز توسط دستهایی ناپاک به شهادت رسید. پس از شهادت علی(ع) و استعفای حسن بن علی(ع) از خلافت معاویة بن ابوسفیان که سالها هوس خالفت را در سر میپخت، بیزحمت به خلافت نشست و با تهدید و تطمیع از مسلمانان بیعت گرفت.[12] معاویه که مردی زیرک و سیاستمدار بود با تمهیدات گوناگون اتحاد ناپایداری را در بین مسلمین ایجاد نمود و تا مدتها آرامش نسبی بر قلمرو اسلام حاکم بود. امّا آتشی که در زیر این خاکستر پنهان بود به
مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورادفتر 3 صفحه 405 تدریج سر بر میآورد و مقدر چنین بود که شعلههای سرکش آن سالها بعد بساط ظلم امویان را به آتش بکشد. در دورۀ بنیامیه مسائل نژادی تشدید شد. حکومت آنها، حکومت عربی و متّکی بر نژاد عرب (البته به نام اسلام) بود و لذا در تبعیض بین عرب و عجم سنگ تمام گذاشتند. در عهد آنها موالی[13] به هیچ صورتی حقوقی را که اعراب داشتند دارا نبودند.[14] از این رو در دل موالی عقدۀ خاصی نسبت به وضع موجود بوجود آمد. و آنها را از شیوۀ اداره حکومت ناراضی کرد.[15] در سال 60 هجری و بدنبال درگذشت معاویه پسرش یزید به جانشینی او بر تخت خالفت نشست. قساوتها و ظلمهای آشکار یزید که بر خلاف پدر در ملأ عام مرتکب میشد، به تدریج زمینهساز قیامها و انقلابهایی بر علیه او گردید. کانون تمام این مبارزات به حسین بن علی(ع) و شیعیان باز میگشت. حسین(ع) به همراه عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر از بیعت با یزید خودداری کردند.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ساعت 13:57  توسط hasan gholami
|
|